دهقانی فیروزآبادی: دشمن نقطه قوت جمهوری اسلامی یعنی مشروعیت را نشانه گرفته است

مشروح نشست پیش‌برندگی و پیش‌روندگی انقلاب اسلامی در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب(بخش3)

دشمن نقطه قوت جمهوری اسلامی را کشف کرده است که این نظام نقطه قوتش مشروعیت و حمایت مردم هست. با خود می‌گوید اگر آنرا بزنیم دیگر نیازی به جنگ هم نیست. یعنی وقتی مردم که مهمترین عامل برای حفظ یک نظام سیاسی هستند، همین که حمایت نکنند و پشتیبانی نکنند این بیشترین آسیب را خواهد رساند.


نشست «پیش‌برندگی و پیش‌روندگی انقلاب اسلامی» به مناسبت چهلمین دهه فجر انقلاب اسلامی توسط اندیشکده برهان برگزار گردید. در ابتدا، مجری نشست ضمن تبریک ایام دهه فجر و نیز تسلیت بمناسبت ایام فاطمیه، به ضرورت برگزاری نشستهایی برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، تبیین موفقیتها و نقد رژیم طاغوت بعنوان رژیمی دست نشانده پرداخت و از رسالت اندیشکده برهان در این راستا و برگزاری سلسله نشستهایی در این زمینه (که نشست حاضر آخرین جلسه از این نشستها در سال ۱۳۹۷ بود) سخن گفت. در ادامه به معرفی میهمانان برنامه پرداخت. دکتر سیدجلال دهقانی فیروز آبادی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی که تألیفات ارزشمند و متعددی در راستای تبیین مبحث «صدور انقلاب» تالیف نموده است، اولین میهمان این برنامه بود. همچنین دکتر مهدیار اسماعیلی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه امام حسین علیه السلام، دیگر مدعو این نشست بود که به تبیین ابعاد اقتصادی پیشرفت انقلاب اسلامی پرداخت. در ادامه به مشروح بخش سوم این نشست و سئوالات و پاسخ اساتید شرکت کننده اشاره می‌گردد:

خیلی ممنون تشکر از بیانات ارزشمند شما به عنوان سؤال آخری که از آقای دهقانی فیروزآبادی می‌خواستم بپرسم: در قشرهای مختلف نخبگان اجتماعی و مسئولین و حتی عامه جامعه بعضا نسبت به بعد صدور انقلاب و سیاست راهبردی صدور انقلاب  و  بحث پیش برندگی شبهاتی مطرح است. پیشنهاد شما برای تبیین ضرورت این سیاست راهبردی برای اقشار مختلف (که حالا برای هر کدامشان با زبان متناسب با آن قشر انجام شود)، چیست؟

دهقانی فیروزآبادی: همانطور که شما اشاره کردید ضرورت اول ، تبیین خود موضوع است. اگر جمهوری اسلامی ایران صرفا بخواهد در مرزهای جغرافیایی خودش محدود شود، دشمنی کاهش پیدا خواهد کرد؟ نخواهد کرد؟ بنابراین من از اینجا شروع می‌کنم که به هر حال تبیین اینکه راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران یا خود راهبرد سیاسی ایران کاملا یک راهبرد معقول و حتی رایجی هست، بسیار حائز اهمیت است. باز از اول انقلاب تا امروز ما دو دیدگاه متفاوت داشتیم. در مورد انقلاب اسلامی ایران که در مورد همه انقلاب‌ها تقریبا مطرح بوده است. انقلاب همیشه بحث این بوده که آیا انقلاب را اول باید در چارچوب یک نظام قوی مثل جمهوری اسلامی ایران مستقر کرد و بعد رفت بدنبال صدور انقلاب و حضور و نفوذ فرامرزی یا نه انقلاب باید به صورت مستمر ادامه داشته باشد؟ یا اگر شما انقلاب را یک جایی متوقف کنید، نابود می‌شود. این ویژگی انقلاب هست. بنابراین به قول فوتبالی‌ها بهترین دفاع، حمله است. بنابراین شما فکر نکنید که اگر شما آنجا منفعل ماندید و لاک دفاعی گرفتید، دشمنان می‌گویند دشمنی بس است. تحولات سال‌های اخیر هم این را نشان می‌دهد.

بنابراین بر اساس الگوی امنیتی حفظ محور مطرح بود و هست که ما اولویت را برای حفظ جمهوری ایران بگذاریم، بعد تدافعی عمل کنیم. دفاع در درون مرزهای جغرافیایی برای ما اشتباه است. شاید یک وقت‌هایی ما هم مثل ژاپن و کره جنوبی عمل کنیم. آنها حضور و نفوذ منطقه‌ای ندارند. و واقعا اینکه الان کره جنوبی و ژاپن اگر فردا اراده کند امریکا دیگر دخیل در امورشان نباشد، این اتفاق می‌افتد؟ همانطور که آمریکایی ها نیز بارها درباره بی ارادگی امنیتی سعودی ها به آنها کنایه زدند. اینکه مملکت نیست. ما اگر چنین وضعیت امنیتی را بخواهیم یک که وضعیت اینچنین است. خصومت و دشمنی اینها پایان ناپذیر است و باید تا یک جاهایی مقابله کنیم. در فوتبال نیز بدترین حالت این است که در هیجده قدم خودت دفاع کنی و آخر یک توپی در می‌رود و گل می‌شود. بهترین حالت این است که بروید در هیجده قدمی پرس را انجام بدهی یا نگذاری حمله کنند. حد وسط این است که توپ را وسط زمین نگه داری. بنابراین استراتژِی این است که ما باید یک استراتژی بسط محور داشته باشیم. یعنی امنیتمان را خارج از مرزهای جغرافیایی تأمین کنیم که بتوانند چند خاکریز فتح کنند تا به ما برسند و اینکار هزینه‌های دشمن را بالا ببرد. الان این اتفاق افتاده است. الان ما در یک شرایطی هستیم که امریکا و اسرائیل، تا امروز اگر می‌توانستند چند بار حمله کرده بودند. حکایت اوباما است که می‌گفت اگر دست من باشد می‌خواهم کل پیچ و مهره‌های صنعت هسته‌ای ایران را باز کنم. ولی خب حیف که نمی‌شود یا افسوس که نمی‌شود.

اینها به واسطه این است که حضور فرامرزی داریم و خودشان هم دارند و جالب این است که خودشان می‌گویند کارهایی که ما می‌کنیم(حضور منطقه‌ای) شما نکنید!. اصلا میلیاردها دلار امریکایی‌ها کمک بلاعوض می‌دهند به کشورهای دیگر برای چه؟ آنهایی که برای یک دلار هم حساب کتاب دارند برای چه کمک بلاعوض می‌کنند؟ می‌گویند ما در خلیج فارس و در خاورمیانه منافع داریم. من نمی‌فهم اگر آنها از آن سر دنیا باید بیایند به اینجا چرا ما خودمان به اندازه خودمان حضور نباید داشته باشیم و از منافعمان دفاع کنیم؟

کشورها یا عمق راهبردی دارند یا ندارند. آنهایی که عمق راهبردی ندارند همیشه در معرض خطر هستند. چون با یک کاتیوشا می‌شود کل آن را ازبین برد. کویت در عرض نصف روز از صفحه نقشه محو ولی رژیم بعث عراق و همه‌ هم پیمانانش هشت سال نتوانستند ما را از بین ببرند. برای چه؟ چون ما عمق استراتژیک داشتیم. حالا عمق استراتژیک ما چند هزار کیلومتر آن طرف تر هم درست کردیم. این خیلی مهم است. یکی از خود چهره‌های غربی می‌گفت بعد از هخامنشیان اولین بار است که ایرانی‌ها به مدیترانه رسیده‌اند.

پس ما با حضور منطقه‌ای یا همان حضور معنویمان بازدارندگی و دفاع پیرامونی ایجاد کردیم که اسرائیل به ما نمی‌تواند حمله کند. به خاطر اینکه ما حضور داریم و یک محور مقاومتی درست کردیم که از منافع ما دفاع می‌کنند. و اعتقاد شخصی من این است که بیش از اینکه محور مقاومت از ما استفاده کند فعلا ما از محور مقاومت داریم استفاده می‌کنیم. یا حداقل متقابل است. چند بار به بشار اسد گفته‌اند ایران را رها کن ما خودمان نه کار به کارت داریم و هم بازسازی می‌کنیم. اینها چیزهایی است که متأسفانه نتوانستیم خوب توضیح بدهیم. و دشمن برعکس اینها را به افکار عمومی ما القا می‌کند.

یا درباره ایجاد عمق راهبردی نیز همچنین است. ما در کتاب اصول روابط بین‌الملل می‌خوانیم کشورها یا عمق راهبردی دارند یا ندارند. آنهایی که عمق راهبردی ندارند همیشه در معرض خطر هستند. چون با یک کاتیوشا می‌شود کل آن را ازبین برد. کویت در عرض نصف روز از صفحه نقشه محو شد ولی رژیم بعث عراق و همه‌ هم پیمانانش هشت سال نتوانستند ما را از بین ببرند. برای چه؟ چون ما عمق استراتژیک داشتیم. حالا عمق استراتژیک ما چند هزار کیلومتر آن طرف تر هم درست کردیم. این خیلی مهم است. یکی از خود اینها می‌گفت بعد از هخامنشیان اولین بار است که ایرانی‌ها به مدیترانه رسیده‌اند. یا از آن سو به باب المندل دسترسی پیدا کردیم. درست است که یک حضور مستشاری حداقلی داریم ولی آن چیزی که نفوذ واقعی کرده، گفتمان انقلاب اسلامی و بازتولید انقلاب اسلامی ایران بوده است. که این امکان را به ما داده است. شاه اگر می‌خواست در مدیترانه یا در جهان عرب باشد، چه توجیهی و چه محملی می‌توانست داشته باشد؟ نهایتش باستان‌گرایی و هخامنشی‌گرایی و مسائل باستانی و … را می‌خواست طرح کند که محلی از اعراب در جهان عرب نداشت. الان هم که می‌خواهند مقابل ما بایستند می‌گویند اینها در صدد ایجاد امپراطوری فارس هستند. بنابراین با ایده امپراطوری فارس که نمی‌شود امپراطوری فارس را برقرار کرد. ما الان یک گفتمانی داریم که فارغ از ناسیونالیسم و اینها به ما قدرت منطقه‌ای می‌دهد و ما میلیاردها دلار باید خرج کنیم که چنین موقعیتی ایجاد کنیم. یا ایده‌ی ایجاد منطقه حائل در روابط بین الملل که می‌گوید شما باید دشمن حائل برای خودت ایجاد کنید که ما کردیم.

نفوذ و حضور فعال منطقه‌ای ایران هم ناشی از پیش‌برندگی انقلاب اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی بوده است. این مسئله این امکانات را به ما داده است. همچنین مطرح شد که قدرت نرمی که انقلاب اسلامی برای ما ایجاد کرده و امروزه خود امریکایی‌ها میلیاردها دلار خرج می‌کنند که چگونه مدل نرم و قدرت نرم منافعشان را تأمین کنند. ولی آن به صورت ذاتی در انقلاب اسلامی هست. منتهی ما نتوانستیم این را خوب تبیین کنیم. یعنی یک مقدار دیپلماسی عمومی ما ضعیف بوده و ما نتوانستیم دیدگاه همه اقشار جامعه را برای آن توجیه کنیم. و متأسفانه دشمنان توانسته‌اند برعکس آن القا کنند. الان همه می‌گویند گوشت شده کیلویی ۱۲۰ هزار تومان به خاطر اینکه ما در سوریه هستیم. من هرچه فکر می‌کنم هیچ ربطی به هم ندارد. مثلا تحریم‌ها که نبود کلی ما مشکل داشتیم مگر کل هزینه‌ای که ایران می‌کند چقدر است؟ و همین الان که در شرایط تحریم اقتصادی هستیم دو برابر این هزینه جای دیگری هدر می‌شود. پس اینگونه نبوده که چون ما آنجا بودیم اینجا اقتصاد و معیشت سخت شده است. اینها هیچ ربطی به هم ندارد. فردا هم اگر نباشد وضع از این بهتر نخواهد بود چون مشکل یک جایی دیگر است. کما اینکه تمام مشکلات اقتصادی ما تحریم نیست. حداقل ۵۰ درصد آن داخلی است. ۵۰ درصد آن خارجی است. چون آن روزی هم که نبود وضع یک مقدار ایده آل نبود. پس واقعا این را چگونه توانسته‌اند القا کنند؟ این را باید آسیب‌شناسی کرد که درست است که افکار عمومی خودمان را نمی‌خواهیم اغوا کنیم، ولی حداقل واقعیت‌ها را آنگونه که هست به آنها بگوییم!. و این در بحث نرم‌افزاری ما، ارتباطات ما  با افکار عمومی و حرف زدن با مردم می‌باشد. بحث جنگ نرم ما یک مقدار ضعیف است. برای مردم خودمان توضیح دهیم که اینگونه نیست که اگر اهرم‌ها و بازوهای منطقه‌ای ما قطع شد، شرایط بهتر می‌شود. مطمئن باشید آنوقت آن تهدیدات نظامی منطقه‌تای سر خود ایران می‌آیند. یعنی کسی که الفبای روابط بین الملل را درک می‌کند، می‌داند که اگر ما به مرزهای کشورمان عقب نشینی کردیم به ایران هم دست پیدا می‌کنند. می‌گویند این وصله ناجور برای منطقه است. این تیکه از مملکت را بدهیم برود. آن تیکه را هم بدهیم برود. و در انتها یزد، کویر لوت و اینها بماند. یعنی واقعیت این است. یعنی فارغ از نظام سیاسی در ایران چه باشد می‌گویند اندازه‌ی ایران و موجودیتی به نام ایران بزرگ و زیاد است. پل و بال این را باید بچینیم. من قبلا گفتم مثل پیاز ما را لایه لایه می‌برند. یعنی آن لایه منطقه‌ای را بردارند و بعد هم برسند نزدیک‌تر و …

اینها که حد یقفی که ندارند. اینها منافعشان است. همانطور که در مورد گروههای تکفیری مثل داعش، هم آنها را ایجاد می‌کنند و از ایشان نفت مفت می‌خرند، و هم عده‌ای دیگر را به جنگ با داعش تشویق می‌کنند.

بنابراین شرایطی است که متأسفانه برای مردم خودمان نتوانستیم توضیح دهیم. واقعا خیلی بد است که یک جایی هم که درست‌تر توانسته‌ایم عمل کنیم آن را هم مثل برخی حوزه‌های دیگر که ضعیفتر بوده‌ایم، خراب کنیم یا حداقل خراب نشان دهند.

خیلی متشکر از بحث کاملی که داشتید. بنده سؤال آخر را از محضر آقای دکتر اسماعیلی می‌پرسم در ادامه سؤال بعدی. درباره‌ی آسیب‌شناسی پیش‌برندگی انقلاب در عملکرد چهل ساله‌ی انقلاب، خیلی مختصر و مفید توضیح دهید.

اگر بخواهیم از حیث نهادی هم برررسی کنیم من فکر می‌کنم از حیث نهادی اشکالی که داریم اینست که اولا نهادهایی که ما بعد از انقلاب برای اصلاح امور اقتصادی خودمان ساختیم، به دلیل اینکه نهادهای قبلی را بازنمایی و جانمایی مجدد نکردیم تا روابطشان با نهادهای جدید تنظیم شود. همچنین دلیل دیگر اینست که نهادهای جدیدمان را با این ملاحظه که در ساختار قبلی ایجاد می‌شوند، درست و تنظیم نکردیم، لذا موجب شده که ما طی سال‌ها نهادهایی را هم که برای حل مسائل خودمان ساختیم در آن ساختار قبلی یا استحاله شده‌اند یا حذف شده‌اند. زیرا وقتی شما می‌خواهید یک عضوی را به یک سیستمی که سال‌ها با یک قاعده کار می‌کند اضافه کنید اگر تدابیر لازم را نبینید این عضو از سیستم پس می‌زند و حذف می‌شود.

به طور مثال جهاد سازندگی ما یک نهادی است که ساختیم که بتواند یک سری از مسائل ما را حل کند. ولی چون اولا به این نکته توجه نکردیم که این یک عنصر پیوندی است و باید با یک ابزارهای محکم بنا کنیم و دوم آن بخش‌هایی که باید در تعامل با این واحد هستند را به گونه ای مدیریت کنید که این را از بین نبرند، نتیجه این شد که این نهاد بسیار مهم ما زیر بقیه نهادها له شد. ما چند نهاد اینگونه ساختیم که عملا از بین رفتند.

شما یک زمانی می‌خواستید مشکلات راه و ترابری تهران را حل کنید و با ایده اینکه یک عده‌ای نمی‌توانند در تهران سکونت کنند و فقط برای شغل می‌آیند به تهران و در اطراف تهران هستند، یک سری راه ارتباطی درست کردید. جاده‌ها را توسعه دادید و بعد طی سال‌ها نتیجه این شد که دولت‌های مختلف (اصولگرا و اصلاح طلب)، سازمان‌های مختلف (شهرداری و وزارت راه) بدون اینکه هماهنگی آگاهانه را با هم داشته باشند خود به خود به خاطر محصول این سیستم به سمت توسعه جاده رفتند. مثلا تهران با شهرهای مختلف مثل پردیس و بومهن و … شهر جدید ساختیم در اطراف تهران برای اینکه این جابجایی صورت بگیرد نتیجه اینکه بعد از چهل سال وقتی به یک جوان بگویید مهمترین خواسته شما چیست؟ احتمالا اول ماشین است و بعد خانه و ازدواج و … چرا؟ به خاطر اینکه دیگر نمی‌تواند در این سیستمی که ما طراحی کنیم نیاز تردد خودش را حل کند.

آیا این برنامه‌ریزی شده بود؟ مثلا از شهرداری آقای کرباسچی تا شهرداری آقای قالیباف می‌خواستند هدفمند این داستان را به این شکل درست کنند که این اتفاقات بیافتد؟ بی شک نه. همه دلشان می‌خواسته که مؤثر باشند. ضمن اینکه با هم اختلاف نظر سیاسی جدی هم داشته‌اند. بعد هم دو سازمان هم بودند. یک قسمت برای شهرداری بوده و بقیه هم برای وزارت راه بوده است. ولی آن روح حاکم بر برنامه ساخت و ساز ما و ترکیبات نهادی که اینجا حاکم بوده موجب شده است که جناح‌های مختلف و دستگاه‌های مختلف خود به خود این شکل را رقم زدند و الان نتیجه این شده است که شما تا ساعت ۱۱ صبح ترافیک میدان نوبنیاد به سمت تهران تخلیه نشده است و از آن طرف هم ۲ بعدازظهر شروع می‌کنند دوباره ترافیک به سمت برگشت شروع می‌شود و همچنین تا میانه‌های شب یعنی از ساعت ۶ الی ۸ شب که خودروها بروند برای فردا صبح، ادامه دارد.

این ناشی از این است که سیستم نهادی ما محصول غلط بیرون می‌دهد. چه کار باید کنیم؟ مدام بگوییم آقای شهردار شما کار اشتباه کردی و … همین است. سیستم به همین شکل دارد عمل می‌کند.

ما باید اصلاح نهادی کنیم و اگر این کار را کنیم طبیعتا جا برای یک سری نهادهایی که در این مدت مضمحل شدند و ارزش آنها کم شد و ضریب نفوذشان کم شد، بازتر می‌شود. خیلی اصلاحات اقتصاد ما به نظر من با این شکلی که داریم (از حیث ساختار سیاسی یعنی نوع روابط وزارت خانه‌ها  و دامنه وزارت خانه‌ها و نوع تعاملشان) متأسفانه بجای اصلاح، مدام بازتولید اشکال قبلی است. که اگر ان شاء الله برای این فکر بنیادی شود این موضوع مهم را باید حل کنیم

خیلی متشکر و ممنون تشکر می‌کنم از دو بزرگوار و تشکر می‌کنم از مدیریت زمان که تلاش کردند که تمام سؤالات به صورت جمع‌بندی پاسخ داده شود امید دارم که ان شاءالله با برگزاری نشست‌های اینچنینی و ادامه نشست‌ها در سال آینده بتوانیم تحلیل‌های ارزشمند و پیشنهادهای ارزشمندی را برای استمرار روند پیشرفت درخت شکوهمند انقلاب اسلامی و شجره طیبه، داشته باشیم.

به عنوان بخش آخر از دوستانی که حاضر در جلسه هستند تقاضا می‌کنم اگر سؤالی دارند مطرح بفرمایند.

سئوال یکی از حضار: آقای دکتر اسماعیلی از منظرهای مختلفی به پیش‌برندگی انقلاب اسلامی و خصوصا از جنبه اقتصادی و پیشرفت اقتصادی به صدور انقلاب پرداخت و نگاه کردند. منتهی آیا بحث صدور انقلاب در بحث اقتصادی و جنبه اقتصادی قضیه از منظر تمدن سازی نوین اسلامی هم دیده می‌شود ایده  اولیه تمدن ساز نوین اسلامی که از طرف مقام معظم رهبری مطرح شده، خود ایشان در جای دیگر هم توضیح می‌دهند که بحث تمدن نوین اسلامی به نوعی جزیره آزمایشی در جمهوری اسلامی خواهد بود و بعدها وقتی به صورت چرخه کامل برسد و به اجرا در بیاید این را برای صدور انقلاب و صدور تمدن اسلامی برای کشورهای دیگر و جغرافیاهای دیگر مورد استفاده قرار بگیرد.

سؤالم این است آیا بحث اقتصادی (که طبعا بخش مهمی از این تمدن نوین را شامل می‌شود) هم قابلیت صدور را خواهد داشت؟ آیا انقلاب ما این پتانسیل را خواهد داشت و بحث اقتصادی این صدور را با موفقیت انجام دهد؟

مهدیار اسماعیلی: صددرصد دارد. علت هم لزوما مزیت اقتصادی نیست. وقتی ما می‌خواهیم ارتباط اقتصادی خود را با یک کشور دیگر ایجاد کنیم چیزی که در ادبیات روتین اقتصادی دیده می‌شود که اگر یک اقتصادی مزیتی را دارد می‌تواند این را به جاهای دیگر صادر کند. به خاطر اینکه کالای آن به صرفه‌تر است و ارزان‌تر و مناسب‌تر است. طبیعتا به سمت آن کشورهای هدف خیز بردارد و کشورهای هدف هم استقبال می‌کنند. این چیزی است که ادبیات رایج اقتصاد است.

اما مدل‌های گراویتی در اقتصاد امروزه می‌گویند لزوما برای اینکه یک محصولی را از کشوری خریداری کنید، به مزیت اقتصادی نگاه نمی‌کنید. بلکه یک سری لایه‌های پنهانی هستند که شما را به سمت آنها جذب هم می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی شما نگاه می‌کنید می‌بینید یک عراقی از ایران وقتی کولر می‌خرد برای بازار کشور خودش که بفروشد، چنین اتفاقی می‌افتد. جالب است که کولرهای کره‌ای هم راندمان بهتری دارند، هم ممکن است قیمت مناسب‌تری داشته باشند هم کیفیت آنها از کولرهای ایرانی بهتر و مناسب‌تر باشد ولی ترجیح می‌دهد از ایران کولر بخرد. چرا؟ به دلیل اینکه  اولا با مردم اینجا قرابت فرهنگی بیشتری دارد. ثانیا محیط ایران برای او دلچسب‌تر است. یعنی کنار این یک سری ابعاد جانبی می‌بیند می‌گوید اینجا هم کولر می‌خرم و زبان هم بلد هستم که دو کلمه صحبت کنم. بروم کره نمی‌دانم کجا باید بروم و چه بگویم و چگونه بگویم. غذاهایشان را نمی‌توانم بخورم و فرهنگشان به من نمی‌خورد. اینجا همه اینها راحت‌تر است ضمن اینکه می‌توانم بروم حرم امام رضا و یک زیارت هم بکنم. اینها خیالی نیست. واقعی و آمار عینی است با خودش اینها را حساب می‌کند و با وجود اینکه امکان دارد کولر ایرانی بعضا مزیت‌ها را نسبت به رقیب کره نداشته باشد ولی با احتساب این موارد جانبی ارزش دارد که از ایران کولر بخرم و ببرم. این به ما چه می‌گوید؟ می‌گوید وقتی شما با یک کشوری تقرب فرهنگی و تمدنی پیدا  می‌کنی یعنی می‌توان او را به خود نزدیک کنی، آقای دکتر(دهقانی فیروزآبادی) گفتند که صدور انقلاب دو بعد دارد. بعضی‌ها خودبه خودی هستند و ما دنبال آنها نیستیم و اثر طبیعی است و انتشار پیدا می‌کند. و بعضی‌ هم ما عامدانه می‌رویم و آن را صادر می‌کنیم. نتیجه یکی است. نتیجه از حیث اقتصادی برای من است. که وقتی نسبت به یک کشوری احساس علقه پیدا کردم، احساس می‌کنم با اینها حالم بهتر است. دیدگاهم به اینها نزدیک‌تر است. فرهنگ و تمدنم به اینها نزدیک‌تر است. طبیعتا در خریدها هم به سمت اینها سوق پیدا می‌کنم. اگر بخواهم یک مهندس یا مستشار و کارآفرین بیاورم و مشورت بگیرم ترجیح می‌دهم از اینکه از جهت ده لایه‌ی حتی غیر اقتصادی به من شباهت دارد، بگیرم.

همین الان اگر بخواهید کارآفرینی کنید کسی که با فرهنگ ماف با نوع بیدار شدن و زندگی و نمازخواندن و هیئت رفتن ما فهم و سازگاری بیشتری دارد، اگر بگوید من چنین دستاورد موفقی داشتم خیلی راحت تر از او می‌خریم تا اینکه ژاپنی‌ها براساس آن فرهنگ سامورایایی خودشان در این ایده موفق بودند. ممکن است اگر ناچار شوی بروی ولی کنار آن یک سری عوامل دیگری هم  دارد که آن عوامل خیلی تأثیر داشته در محصول و وقتی من می‌دانم آنها را ندارم پس احتمال موفقیت من با این بیشتر است. و در نتیجه شما به سمت این کشور جلب می‌شوید. این زمینه برای ما خیلی مهیا است خیلی از کشورها هستند که چشمشان به ماست. یعنی حداقل در بعضی از ارتباطات‌هایی که با گزارش‌های بین المللی و نیز شواهد میدانی بارز است. خودمان وقتی به یک سری از کشورهای همسایه نگاه می‌کنیم  اخبار ایران را زودتر از اخبار کشور خودش می‌بیند. و علاقه دارد بداند اینجا چه خبری یا اتفاقی افتاده است؟

تصور کنید وقتی این گسترش پیدا کند و اثرگذاری آن بیشتر شود و الهام‌بخشی بیشتر شود، طبیعتا می‌خواهد با ما کار کند و اگر بخواهد خانه بسازد علاقه دارد با مهندسی ایرانی کار کند. اگرچه مهندس‌های ترکیه‌ای ممکن است محکم‌تر خانه بسازند. چرا؟ به خاطر این موارد جانبی که در مجموع برای او به صرفه‌تر می‌کند. اگر به این موضوع توجه شود خیلی می‌تواند مؤثر باشد.

سئوال یکی از مخاطبان: آقای دکتر فیروز آبادی شما به عنوان یک بیننده‌ای که متخصص این فن هستید در روابط بین‌الملل این سه مؤلفه را بفرمایید. مشهوریت، مقبولیت و ثبات.

در دوره پهلوی، حکومت تلاش  می‌کرد با اندیشه ایران‌شاهی و ظل اللهی در مواقعی این روند را ایجاد کند. سئوال اینست که آیا وضعیت ما بهتر شده بخصوص با وجود این اغتشاشات که داشتیم و آینده را در مورد این سه مؤلفه چه می‌بینید؟ آیا مشروعیت برای ما تعمیق می‌شود؟ ثبات ما افزایش پیدا می‌کند؟

دهقانی فیروزآبادی: البته مشارکت و مشروعیت سیاسی نظام سیاسی بعد از انقلاب با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. کاملا یک نظام نامشروعی بود که یکی از دلایل انقلاب این بود که مردم این نظام سیاسی را قبول نداشتند پس اینکه واقعا روشن است.

در وضعیت مشروعیت به معنای حمایت مردمی ما خیلی تغییر اساسی ایجاد نشده است، فقط مردم منتقد و گله‌مند هستند. که بهتر از این می‌شود عمل کرد. یکی از اهداف اساسی راهبرد امریکا گرفتن مشروعیت از جمهوری اسلامی است.

نکته دیگر اینکه یکی از ویژگی‌های جمهوری اسلامی ایران به جز انقلاب اسلامی که کاملا انقلاب مردمی بود. اینست که شاید برای اولین بار بود که توده‌های مردم بدون تمسک به سلاح، انقلاب کردند. انقلاب ایران کاملا انقلاب مردمی بود و در جنگ هم بیشترین نقش را مردم ایفا کردند. یعنی ضمن اینکه نیروهای مسلح نقش داشتند. ولی برگ برنده ما بسیج بود. بسیج هم مردم بودند. در جبهه و در پشت جبهه هم حضور مردم براساس اعتقاد به اینکه این نظام هم از خودشان است رخ داد. مشروعیت یک زمان به معنای این می‌گیریم که چه کسی حق تعیین حاکم دارد؟ که این موضوع یک بحث کلامی و سیاسی است. ولی مشروعیت به معنای اینکه مردم نظام و دولت را قبول داشته باشند، در اینصورت نشانه مشروعیت چیست؟ میزان فداکاری برای دولت است. یا به معنای دیگر میزان حمایت مردم از دولت یا کل حاکمیت است؟. در زمان انقلاب و بعد در زمان جنگ کل هست و نیست ما از مردم بوده است. پس از جنگ تلاشمان این بوده که حضور مردمی و مشروعیت حفظ شود. ولی در وضعیت مشروعیت به معنای حمایت مردمی ما خیلی تغییر اساسی ایجاد نشده است، فقط مردم منتقد و گله‌مند هستند. که بهتر از این می‌شود عمل کرد. یکی از اهداف اساسی راهبرد امریکا گرفتن مشروعیت از جمهوری اسلامی است. یعنی این تحریم‌ها و جنگ‌ طلبی ها پوچ است. چون نقطه قوت جمهوری اسلامی را کشف کردند که این نظام نقطه قوتش مشروعیت و حمایت مردم هست. اگر آنرا بزنیم دیگر نیازی به جنگ هم نیست. یعنی وقتی مردم که مهمترین عامل برای حفظ یک نظام سیاسی هستند، همین که حمایت نکنند و پشتیبانی نکنند این بیشترین آسیب را خواهد رساند. بنابراین تأکید بر این است.

این تحریم‌ها و جنگ‌ طلبی ها پوچ است. چون نقطه قوت جمهوری اسلامی را کشف کردند که این نظام نقطه قوتش مشروعیت و حمایت مردم هست. اگر آنرا بزنیم دیگر نیازی به جنگ هم نیست. یعنی وقتی مردم که مهمترین عامل برای حفظ یک نظام سیاسی هستند، همین که حمایت نکنند و پشتیبانی نکنند این بیشترین آسیب را خواهد رساند

بنابراین هدف اصلی ما باید حفظ این مشروعیت و مقبولیت به معنای حمایت مردمی از نظام جمهوری اسلامی باشد. الان یک پیچ تاریخی است که اگر ما بتوانیم مدیریت کنیم و از آن طرف هم دقیقا این سه عاملی که گفتید هدف گرفته شده است نقطه قوت ما مشروعیت، مقبولیت و ثبات بوده و الان هر سه را هدف گرفته‌اند که از بین ببرند.

 

نوشته های مشابه

بستن
بستن