مذاکره تحت فشار، تجویز غربگرایانِ تکنوکرات برای نابودی عزت ملی

بررسی الگوی غیرعزتمندانه ژاپن

ملت ایران که در موضع دفاع و بطور کاملا مشروع در مقابل سلطه و سلطه گری ایستاده است، با دیدن پیشرفتهای ژاپن در برخی حوزه‌ها، نباید همانند غربگرایان دهه هفتاد کشورمان، الگوهای اشتباه این کشور را برای علاج دردهای اقتصادی و مدیریتی تجویز نماید. یعنی حتی اگر کشورمان از لحاظ اقتدار نظامی، مثل اقتصاد ضعف داشت، این تصمیم اشتباه بود. حال آنکه حوزه‌ی نظامی برخلاف اقتصاد بیمار به جای مانده از مدیریت تکنوکراتها، جزو نقاط قوت این انقلاب و کشور اسلامی‌مان است. انجام ایده‌ی اشتباه الگو گرفتن از مدل سیاسی و نظامی ژاپن برای علاج مشکلات کشور، مانند اینست که یک نفر بخواهد پادرد یک بیمار را با زدن ضربات سهمگین پتک بر سر او(که کاملا سالم است) درمان کند!


نویسنده: امیرعلی ناقدی

رهبر انقلاب اسلامی، در دیدار نسخت وزیر ژاپن، شینزو آبه، که صراحتا خود را حامل پیام مذاکره رئیس جمهور امریکا عنوان می‌کند، فرمودند: « جمهوری اسلامی ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد و تجربه‌ی تلخ مذاکرات قبلی با آمریکا در چارچوب برجام را به‌هیچ‌وجه تکرار نخواهد کرد زیرا هیچ ملت آزاده و عاقلی، مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد». هر چند در نگاه اولیه و با آشنایی حداقلی به گفتمان رهبر انقلاب، صدور اینگونه مواضع مقتدرانه از ایشان چندان بعید نمی‌رسد، اما آنچه مهمتر است اینست که رهبر انقلاب اسلامی در این فراز از سخنان مقتدرانه خود با حامل پیام مذاکره غربی‌ها و بخصوص ایالات متحده(که نقش پلیس خوب و بد را در قبال ایران اسلامی نیز در کارزار دیپلماتیک چند دهه‌ی اخیر با نظام سلطه، بازی می‌کنند) یعنی نخست وزیر ژاپن، کنایه‌ی ظریفی نیز زدند به وی و همه‌ی کسانی که ژاپن تحقیر شده در حوادث بعد از جنگ جهانی دوم را کشوری موفق در همه عرصه‌ها می‌دانند. البته این نوشتار منکر موفقیت نسبی ژاپن در حوزه صنعت و تکنولوژی نیست ولی لازم است این موفقیت نیز بصورت همه جانبه‌ی بررسی شود و بررسی گردد که آیا این کشور، از لحاظ اقتصادی نیز دارای مولفه‌های واقعی قدرت اقتصادی هست یا خیر؟ این مسئله در مجال این مقاله نمی‌گنجد. لذا در این نوشتار بیشتر پیرامون عزت ملی در حوزه نظامی، سیاست خارجه و اقتدار خارجی کشور ژاپن، توضیحاتی داده می‌شود.

پرده آخر ژاپن در جنگ جهانی، شروع تسلیم و ذلت

امپراتوری ژاپن به رهبری میشینوما هیروهیتو یا امپراتور شووا که یکصد و بیست و چهارمین امپراتور ژاپن بود، یکی از قدرتهای بزرگ دخیل در ائتلاف موسوم به متحدین، به همراه آلمان نازی و ایتالیا در جنگ جهانی دوم بود. در خلال وقایع این جنگ عظیم جهانی، حکومت ژاپن نیز در شرق آسیا با رقیبان خود از متفقین یعنی چین در نزاع و کشمکش بود. نزاعی که پیشینه‌ای تاریخی در منطقه‌ی شرق آسیا نیز داشت.

در سالهای انتهایی جنگ جهانی دوم که در ظاهر قدرتهای جبهه‌ی متحدین با پیشروی خوبی به جلو می‌رفتند، ژاپن تازه نفس و مجهز به تکنولوژی نوین نظامی، با اشغال منچوری و مغولستان، وارد خاک چین شد. علیرغم مقاومت چیان کای چک[۱] و حمایت آمریکا و انگلیس از چین، پایتخت چین سقوط کرد و این کشور توسط ژاپن فتح شد و چیان کای چک به تایوان پناهنده شد. بدین ترتیب ژاپن به حمایت متحدین، حکومت چین ملی را در چین تشکیل داد. هیروهیتو دستور حمله به مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا را صادر کرد هم چنین در سال ۱۹۴۱ فرمان بمب باران بندر پرل هاربر آمریکا را داد. پیروزی ارتش ژاپن بر چین، وسوسه‌ی تسلط بیشتر بر رقیب متفق خود یعنی آمریکا را بوجود آورد و لذا در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ با حمله به پرل هاربر(بندری در مجمع الجزایر هاوایی)، نیروی دریایی آمریکا را موقتا فلج کرد. در ۱۹۴۲ ژاپن به این فکر افتاد که میدوی(جزیره ای در مرکز اقیانوس کبیر) را نیز به سرنوشت پرل هاربر دچار کند و به این ترتیب ضربه‌ای دیگر را به ارتش آمریکا ظرف یکسال وارد کند. اما در این جنگ شکست خورد و افول ستاره بخت ارتش ژاپن و مردم نگون بخت این کشور آغاز شد. بعد از شکستهای پی دی پی ارتش ژاپن، آمریکا انتقام سختی را در اوت ۱۹۴۵ با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی از مردم این کشور گرفت و به نقش آفرینی نظامی ژاپن در این جنگ مهلک پایان داد.

جنگ جهانی دوم مبدا بسیاری از تحولات ظالمانه‌ی قرن اخیر نیز بوده است. از جمله مشروعیت بخشی به اشغال فلسطین اشغالی توسط رژیم صهیونیستی (که به ظاهر میراث دار یهودیانِ قربانیِ افسانه‌ی هولوکاست بوده است) که با بهانه‌ی مظلومیت قوم یهود و در کنار فشار ابرقدرتهای پیروز جنگ بخصوص بریتانیا و آمریکا، توانست لااقل در مجامع بین الملل غربی پیرامون این جنایت اقناع ایجاد کند.

هر چند جنگ جهانی دوم، جنگی تمام عیار با دهها میلیون کشته نظامی و غیر نظامی می‌باشد. اما مبدا بسیاری از تحولات ظالمانه‌ی قرن اخیر نیز بوده است. از جمله مشروعیت بخشی به اشغال فلسطین اشغالی توسط رژیم صهیونیستی (که به ظاهر میراث دار یهودیانِ قربانیِ افسانه‌ی هولوکاست بوده است) که با بهانه‌ی مظلومیت قوم یهود و در کنار فشار ابرقدرتهای پیروز جنگ بخصوص بریتانیا و آمریکا، توانست لااقل در مجامع بین الملل غربی پیرامون این جنایت اقناع ایجاد کند. البته تا کنون با شکل گیری گفتمان مقاومت در کشورهای اسلامی و بخصوص با طلایه داری انقلاب اسلامی در ۴ دهه‌ی گذشته، این جنایت بصورت جهانی عادی و مشروع نشده است. اما در دیگر سوی میدان جغرافیا و در شرق آسیا، کشوری که دچار جنایت جنگی فاحش شده، به دلیل نداشتن حوزه گفتمانی و نیز زمینه‌ی پذیرش ذلت که بعضا ریشه در فرهنگ و باورهای دینی این کشور نیز دارد، برخوردی کاملا منفعلانه و بلکه ذلت مدارانه با جنایتی که علیه‌اش صورت گرفته است، داشته است. هر چند ژاپن شکست خورده خود جزو شروع کنندگان جنگ بوده است، ولی در هیچکدام از وقایع حمله به بندر پرل هاربر و یا میدوی، اشغال کشورهای متفق و …. جنایتی جنگی به هولناکی بمباران اتمی و کشتار صدها هزار غیرنظامی ساکن در شهر و محل سکونت خود را انجام نداده است. بلکه تمامی اقدامات فوق در حد حملات جنگی بوده است. اما رژیم ایالات متحده آمریکا، در زمان افول قدرت نظامی امپراتوری ژاپن، برای سرکوب تمام قد قدرت این ارتش و نیز به زعم برخی، آزمایش عینی سلاح هسته‌ای و پی بردن به میزان مخرب بودن آن، به جنایتی اینچنین هولناک تمسک جست. جنایتی که تا ابد لکه ننگ اولین استفاده کننده از بمب هسته‌ای علیه مردم غیر نظامی را بر پیشانی رژیم آمریکا حک کرد.

به دلیل تغییرات بنیادین در قانون اساسی و نیز انحلال نیروهای نظامی، ژاپن عملا تامین کننده حضور نظامی آمریکا در شرق آسیا شد. حضوری که امروزه و با در دستور کار قرار گرفتن دکترین «چرخش آسیایی» برای امریکا، نشان دهنده‌ی آینده نگری دولتمردان مستکبر آمریکایی برای ایجاد یک دست نشانده‌ی کاملا مطیع (که چاره‌ی دیگری هم ندارد) در منطقه استراتژیک شرق آسیا است. دست نشانده‌ای که در خط مقدم مقابله و نزاع با دشمنان آمریکا در منطقه شرق آسیا، یعنی کره شمالی و چین، با هزینه خودش نقش ژاندارمی را ایفا می‌کند.

ژاپن؛ مستعمره غیر رسمی آمریکا

شرایط تحمیلی آمریکا علیه ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم و بمباران اتمی دو شهر این کشور، این کشور را از دید بسیاری از صاحبنظران به مستعمره نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی آمریکا تبدیل کرده است. مستعمره‌ای با ظاهر توسعه یافته ولی باطنی کاملا وابسته به ایالات متحده آمریکا. حتی در مقوله‌ی اقتصادی نیز، ژاپن را بیش از آنکه متاثر از عوامل تاثیرگذار در حوزه‌ی اقتصادی از شرق آسیا و اقیانوسیه قلمداد کنند، متاثر از اقتصاد هزاران کیلومتر دورتر یعنی آمریکا و نیز اروپا قلمداد می‌کنند. همانطور که توضیح داده شد، شروع این استعمار غیر رسمی با شکست ظالمانه‌ی ژاپن در پی حملات اتمی هیروشیما و ناکازاکی صورت گرفت. با شکست در جنگ جهانی، ژاپن برای اولین بار در تاریخش اشغال شد و به مدت هفت سال اداره آن تحت نظر فرماندهی عالی متفقین یعنی SCUP یا GHQ[2] قرار گرفت. این فرماندهی تا اجرایی شدن پیمان صلح سانفرانسیسکو در آوریل سال ۱۹۵۲ و اعاده استقلال ژاپن، اصلاحات استعمارگرایانه‌ای را برای کنترل این کشور، در آن انجام داد. عمده این تغییرات عبارتند از: ۱- انحلال نیروی دریایی و زمینی ۲- اصلاح قانون اساسی ۳- اصلاح زمین‌های کشاورزی ۴- حمایت از کارگران[۳]. همانطور که مشهود است، اصلاحات مذکور دامنه‌ی بسیاری وسیعی، حتی شامل تغییرات در قانون اساسی این کشور مغلوب و تحت فشار را در بر می‌گیرد.

یوشیدا شیگه‌رو در حال امضای پیمان صلح سانفرانسیسکو، ۸ سپتامبر ۱۹۵۱- منبع پایگاه اینترنتی: visualizingcultures.mit.edu

ژاپن نیز شبیه آلمان(دیگر مغلوب جنگ جهانی توسط قوای متفقین) توانست در ظاهر استقلال خود را باز یابد، اما بر اساس تغییرات اساسی ایجاد شده در دوران اشغال، عزت این کشور نیز حتی در دوران به ظاهر استقلال یافتگی، دچار خدشه جدی است. « در سال ۱۹۵۲ با اجرایی شدن پیمان صلح سانفرانسیسکو، ژاپن مجدداً استقلال خود را بازیافت. در همان روزی که پیمان صلح امضاء شد، ژاپن و آمریکا پیمان امنیتی « معاهده حفظ امنیت میان ژاپن و آمریکا » را هم امضاء کردند. بر طبق این پیمان امنیتی، ژاپن به نیروهای نظامی آمریکا پایگاه و تسهیلات استقرار در این کشور و یا نزدیک آن اعطا کرده و آمریکا هم متعهد به دفاع از ژاپن در مقابل تهدیدات و حملات نظامی شد. به عبارتی ژاپن با دادن پایگاه و متعهد شدن هزینه استقرار این نیروها، خود را تحت امنیت چتر حفاظتی آمریکا قرار داد»[۴]. به دلیل تغییرات بنیادین در قانون اساسی و نیز انحلال نیروهای نظامی، ژاپن عملا تامین کننده حضور نظامی آمریکا در شرق آسیا شد. حضوری که امروزه و با در دستور کار قرار گرفتن دکترین «چرخش آسیایی» برای امریکا، نشان دهنده‌ی آینده نگری دولتمردان مستکبر آمریکایی برای ایجاد یک دست نشانده‌ی کاملا مطیع (که چاره‌ی دیگری هم ندارد) در منطقه استراتژیک شرق آسیا است. دست نشانده‌ای که در خط مقدم مقابله و نزاع با دشمنان آمریکا در منطقه شرق آسیا، یعنی کره شمالی و چین، با هزینه خودش نقش ژاندارمی را ایفا می‌کند.

راهبرد دیگر آمریکا که بخاطر وجود مسئولین ترسو، وابسته و کدخدا باور در ژاپن به پیش می‌رود، ایجاد ترس و نیز اختلاف افکنی بین ژاپن و تا اندازه‌ای کره جنوبی(هم پیمانان آمریکا در شرق آسیا) در یک طرف و چین و کره شمالی در طرف دیگر است. مسئله‌ای که با ریشه یابی نزاع‌های دیپلماتیک و تهدیدات نظامی – امنیتی مسئولین ارشد این کشورها نسبت به یکدیگر و مانورهای نظامی آمریکا در خلال این نزاعها کاملا مشهود بوده است. سیاستی که از نقش موذیانه‌ی ایالات متحده برای بسط حضور خود و نیز فروش تسلیحات نظامی و از طرف دیگر مهار رقیبان شرقی، حکایت دارد.

دولت آمریکا با ضعیف نگاه داشتن ژاپن از لحاظ نظامی، عملا سلطه‌ی خود بر این کشور را در حوزه‌های دیگر نیز بسط می‌دهد. «دولت آمریکا امروزه نیز با بهانه قرار دادن ضعف نظامی ژاپن و لزوم دفاع از ژاپن در برابر تهدیدات دیگران ، سلطه خود را بر این کشور ادامه می دهد بدون اینکه عنوان نماید که عامل ضعف نظامی این کشور، خود او بوده و یا بدون اینکه کوچکترین تمایلی برای رفع این ضعف نظامی داشته باشد»[۵]. همچنین آمریکا با وضع انواع قوانین و مقررات، این وضعیت وابستگی نظامی را استمرار می‌دهد. «با توجه به اینکه بخش عمده ای از وظیفه دفاع از ژاپن در طول جنگ سرد بر عهده آمریکا قرار داشت، ایالات متحده انواع قوانین و مجوزهای خاص را برای ادامه حفاظت از ژاپن بر این کشور اعمال کرده و هزینه هنگفتی را نیز بر دولت و مردم ژاپن تحمیل می کرد و عملا ضمن دریافت هزینه های چند برابر برای حفاظت از این کشور، نسبت به تحقیر مردم با اتفاقاتی تلخ چون تجاوز به دختران ژاپنی، اقدام می کرد»[۶]. همچنین راهبرد دیگر آمریکا که بخاطر وجود مسئولین ترسو، وابسته و کدخدا باور در ژاپن به پیش می‌رود، ایجاد ترس و نیز اختلاف افکنی بین ژاپن و تا اندازه‌ای کره جنوبی(هم پیمانان آمریکا در شرق آسیا) در یک طرف و چین و کره شمالی در طرف دیگر است. مسئله‌ای که با ریشه یابی نزاعهای دیپلماتیک و تهدیدات نظامی – امنیتی مسئولین ارشد این کشورها نسبت به یکدیگر و مانورهای نظامی آمریکا در خلال این نزاعها کاملا مشهود بوده است. سیاستی که از نقش موذیانه‌ی ایالات متحده برای بسط حضور خود و نیز فروش تسلیحات نظامی و از طرف دیگر مهار رقیبان شرقی، حکایت دارد.

اثرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشغالگری غیر رسمی ژاپن، بسیار مخرب تر است. «در حال حاضر و با گذشت بیش از شصت سال از پایان جنگ جهانی دوم ، حدود چهل هزار نظامی آمریکایی همچنان در این کشور در پایگاه های نظامی آمریکا حضور دارند که هر از چند گاهی اخباری از تعرض و تجاوز آنان به مردم این کشور به گوش شنیده می شود. دولت ژاپن حتی یک بار هم نتوانسته است اعتراضی جدی به این رفتارها داشته باشد»[۷].

نظامیان آمریکایی در حال حاضر نیز از حقی شبیه کاپیتولاسیون در ژاپن بهره مند هستند و در قبال تخلفات و اقدامات جنایی خود علیه مردم این کشور، در کشور خودشان و با قوانین آمریکا، مورد محاکمه یا حتی عفو قرار می‌گیرند. قانونی ظالمانه که سالها قبل و تقریبا همزمان با به زانو درآمدن ژاپن در مقابل آمریکا، سرنوشتی کاملا برعکس در ایران داشت. زیرا حتی با وجود حکومت دست نشانده‌ی پهلوی در کشورمان، به واسطه‌ی اعتراض و قیام امام خمینی(ره) و انقلابیون تقریبا معلق یا حداقل کم اثر شد و در نهایت یکی از عوامل نابودی مشروعیت دودمان پهلوی در ذهن ایرانیان، آن هم چهل سال قبل گردید.

همچنین تا سالها بعد از اشغال ژاپن توسط نظامیان آمریکا، برده کشی جنسی بصورت کاملا عادی از زنان و دختران ژاپنی رواج داشت: «ژاپن دیگر کشور شکست خورده در جنگ دوم جهانی بود که به ناچار و از روی شکست خوردن در جنگ مجبور به تحمل شرایط سختی از سوی امریکایی های مغرور شد. یکی از تلخ ترین اتفاقات در این ایام آن بود که در یک سال اول پس از پایان جنگ، به طور علنی پایگاه هایی در کشور ژاپن ساخته شد و در این مراکز، زنان ژاپنی به تن فروشی برای نظامیان آمریکایی مجبور می‌شدند»[۸].

لازم به ذکر است که نظامیان آمریکایی در حال حاضر نیز از حقی شبیه کاپیتولاسیون در ژاپن بهره مند هستند و در قبال تخلفات و اقدامات جنایی خود علیه مردم این کشور، در کشور خودشان و با قوانین آمریکا، مورد محاکمه یا حتی عفو قرار می‌گیرند. قانونی ظالمانه که سالها قبل و تقریبا همزمان با به زانو درآمدن ژاپن در مقابل آمریکا، سرنوشتی کاملا برعکس در ایران داشت. زیرا حتی با وجود حکومت دست نشانده‌ی پهلوی در کشورمان، به واسطه‌ی اعتراض و قیام امام خمینی(ره) و انقلابیون تقریبا معلق یا حداقل کم اثر شد و در نهایت یکی از عوامل نابودی مشروعیت دودمان پهلوی در ذهن ایرانیان، آن هم چهل سال قبل گردید.

یکی از نقاطی که به واسطه اشغال غیر رسمی و ذلت مدارانه‌ی ژاپن توسط آمریکا، در صدر بسیاری از اخبار و گزارشهای بوده و هست، جزیره اوکیناوا[۹] می‌باشد. نظامیان آمریکایی در جزیره کوچک ژاپنی اوکیناوا در طول ۷۰ سال حضور نظامی خود، با تبهکاری ها و جنجال هایی که پیش آورده‌اند، ساکنان این جزیره را در ترس و وحشت نگه می دارند. آمریکا در ۱۹۷۲ اداره این جزیره را دوباره به ژاپن باز گرداند. ولی از آن زمان تا کنون در آنجا هر ماه حدود ۲۳ حادثه و جنایت با شرکت نظامیان آمریکایی اتفاق می‌افتد. در ۱۹۴۹ نظامیان آمریکایی فقط در ماه ژوئن ۱۹ فرد ساکن اوکیناوا را کشته و به ۱۸ زن تجاوز جنسی کردند. در ۱۹۵۵ یک تفنگدار دریایی آمریکا به دختر ۶ ساله تجاوز کرد و او را با چاقو کشت ولی بر اثر حیله‌گری‌های تشریفاتی در دادگاه نظامی به زندان محکوم نشد»[۱۰].

نسل جدید مردم ژاپن که دیگر بخاطر فاصله گرفتن از شرایط تحقیر اواسط قرن بیستم، مقایسه خود با سایر کشورهای پیشرفته دنیا و چه بسا عقده‌ی حقارت نهادینه شده در آنها، شرایط تحمیلی آمریکا را به راحتی نمی‌توانند بپذیرند، هر روز دست به اعتراضات گسترده پیرامون این تبعیض آشکار بین المللی می‌زنند. حتی در این زمینه مسئولین غربگرای خود را نیز نقد می‌نمایند.

دولت کارگزاران عملا در تحقق نقاط قوت مدیریتی کشوری مثل ژاپن که اتفاقا منطبق با الگوی دینی و بومی پیشرفت ما نیز هست، همچون مقوله‌های فساد ستیزی و نیز مقوله‌ی کاهش ضریب جینی بعد از جنگ[۱۱]، کاملا ناموفق بوده و حتی عملکردی مخرب از خود به یادگار گذاشته است. مثلا در مسئله‌ی توسعه ژاپنی، این کشور در سالهای بعد از جنگ جهانی، اتفاقا با مراعات کردن حال اقشار ضعیف و مستضعف جامعه، ضریب جینی را مدیریت نمود. این روال دقیقا بر خلاف دولت کارگزاران سازندگی است که بعد از جنگ تحمیلی زمام امور کشور را به دست گرفت و با عملکرد ضعیف و حتی مخرب خود، برای اولین بار در سالهای بعد از انقلاب، تضاد طبقاتی شدیدی را که بر خلاف آرمانهای انقلاب اسلامی بود، به کشور تحمیل نمود.

ژاپن اسلامی، الگوی تجویزی تکنوکراتهای وابسته برای تحقیر ملت ایران

بوجود آمدن ژاپنی کاملا وابسته از حیث نظامی و حتی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، غیر از منافع عدیده‌ی منطقه ای برای ایالات متحده آمریکا، کاربردی فرهنگی در راستای الگو سازی دیپلماتیک نیز دارد. چه آنکه سالها بعد، تکنوکراتهای تکیه زده برکرسی مدیریت کشوری همچون ایران که با انقلاب خود، معادلات سیاسی جهان دو قطبی را تغییر داد و عملا قطب قدرتمندی بنام «جبهه‌ی مقاومت» را با روحیه‌ی انقلابی گری در مقابل نظام سلطه ایجاد کرد، فریب این الگوسازی آمریکایی را می‌خورند. این دیدگاه با روی کارآمدن دولت سازندگی به ریاست مرحوم هاشمی رفسنجانی، به ایده‌هایی همچون «ژاپن اسلامی» یا «الگوی مالزی» برای توسعه کشور انجامید. ایده‌هایی کاملا وارداتی که بجای دیدن نقاط قوت کشورهایی همچون ژاپن و مالزی، نقاط ضعف آنها (همچون فقدان عزت ملی، نداشتن الگوی فرهنگی بومی، فقدان اقتدار نظامی و استقلال در این حوزه و ….) برای جایگزین شدن بجای نقاط قوت کشور و انقلاب (عزت ملی انقلابی، اقتدار نظامی منطقه‌ای و حتی فرا منطقه‌ای و … ) تجویز می‌گردد. این در حالیست که دولت کارگزاران عملا در تحقق نقاط قوت مدیریتی کشوری مثل ژاپن که اتفاقا منطبق با الگوی دینی و بومی پیشرفت ما نیز هست، همچون مقوله‌های فساد ستیزی و نیز مقوله‌ی کاهش ضریب جینی بعد از جنگ[۱۲]، کاملا ناموفق بوده و حتی عملکردی مخرب از خود به یادگار گذاشته است. مثلا در مسئله‌ی توسعه ژاپنی، این کشور در سالهای بعد از جنگ جهانی، اتفاقا با مراعات کردن حال اقشار ضعیف و مستضعف جامعه، ضریب جینی را مدیریت نمود. «ژاپن در دوران پس از جنگ، یک رشد اقتصادی نسبتاً عادلانه را پشت سر گذاشت و هنوز به لحاظ توزیع درآمد، معتدل‌ترین کشور صنعتی جهان محسوب می‌شود(ضریب جینی سال ۲۰۱۵ حدوداً ۵۵% است). در تمامی سال‌های دهه ۱۹۷۰ که ژاپن رشدِ پرشتاب اقتصادی را تجربه کرد، توزیع عادلانه درآمد را  نیز حفظ کرد و ضریب جینی را در حد ۳۴% ثابت نگاه داشت. در دهه‌های بعد، سهم یک پنجم پایینی جامعه ژاپن از «درآمد کشور»، بیشتر از همتایانش در کشورهای شمال و غرب اروپا و حدوداً دو برابر رقم مشابه در آمریکا بود».  این روال دقیقا بر خلاف دولت کارگزاران سازندگی است که بعد از جنگ تحمیلی زمام امور کشور را به دست گرفت و با عملکرد ضعیف و حتی مخرب خود، برای اولین بار در سالهای بعد از انقلاب، تضاد طبقاتی شدیدی را که بر خلاف آرمانهای انقلاب اسلامی بود، به کشور تحمیل نمود. تضادی همراه با فساد اقتصادی و تبعیض  که بر خلاف توصیه‌های مکرر رهبر انقلاب اسلامی و نیز شعارهای انقلاب خودنمایی می‌کرد و اثرات خود را حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ و دو قطبی اجتماعی و جبهه ‌بندی های سیاسی پیرامون آن به جای گذاشت.

ظاهرا مرحوم هاشمی حتی بدون در نظر گرفتن مسلمات تاریخی، مدل نظامی تحمیلی و حقیرانه‌ی ژاپن را نیز بعنوان مصداقی از ژاپن اسلامی تجویز می‌نماید. آنجا که وی در بحبوحه ایجاد فضای رسانه‌ای توسط حامیان غرب در پذیرش تعهدات نهاد FATF برای تضعیف قدرت نظامی ایران، اینگونه صریح ایده‌ی خود و هم فکرانش را به زبان می‌آورد: «اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند محروم شدند… نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌هایشان آزاد شد و به دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معلمان باید وارد این فضا شوند، مطمئنم  دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند»[۱۳]. اما مشاوران ایشان حتی پیرامون وضعیت نظامی فعلی این کشورها نیز به ایشان به درستی مشاوره نمی‌دهند.

آنجا که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار شینزو آبه می‌فرمایند: «هیچ ملت آزاده و عاقلی، مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد»، خود به خود اذهان به سمت آنچه در ۷۰ سال گذشته بر عزت ملی ژاپنی‌ها گذشت، می‌رود. شرایطی تحمیلی که به دلیل مغلوب شدن در یک جنگ نامشروعِ ناشی از قدرت طلبی حاکمان ژاپنی، توسط دشمن سلطه گر بر این کشور و ملت روا داشته شده است.

زیرا با وجود محدودیتهای تحمیلی ایالات متحده برای ژاپن و آلمان و حقارتهایی که حتی تا کنون نیز در قالب پیمانهای نظامی به تحقق رسیده است، وابستگی کامل نظامی ژاپن به آمریکا عملا چندان به طول نیانجامید. لذا این وضعیت بر خلاف برخی نگاه‌های عوامانه پیرامون نبود نیروی نظامی در ژاپن و آلمان در میان غربگرایان، چندان دوام نیاورد. در شرایط فعلی آلمان و ژاپن( که دو کشور شکست خورده و تحقیر شده در جنگ جهانی دوم هستند) در رتبه کشورهای ۸ و ۹ ام از لحاظ اختصاص بودجه دفاعی در جهان هستند[۱۴]. «طی سالهای اخیر، ژاپنی ها متوجه شدند با شرایطی رو به رو هستند که آمریکا دیگر توان سابق برای حمایت از ژاپنی ها را در برابر تهدیدات جدید ندارد و به همین دلیل در چند سال اخیر به سرعت به سمت گسترش توان دفاعی خود رفته اند و برای سال مالی آینده برای پنجمین سال پیاپی رکورد شکنی کرده و این بار تقاضای ۵۰ میلیارد دلار بودجه دفاعی کرده است»[۱۵].

انجام ایده‌ی اشتباه الگو گرفتن از مدل سیاسی و نظامی ژاپن برای علاج مشکلات کشور، مانند اینست که یک نفر بخواهد پادرد یک بیمار را با زدن ضربات سهمگین پتک بر سر او(که کاملا سالم است) درمان کند!.

نتیجه

هر چند رهبر انقلاب اسلامی به دلیل اخلاق اسلامی بنا بر هجو و تمسخر کشورها، ملتها و میهمانان خارجی را نداشته و ندارند، اما بیانات ایشان در دیدار با شینزو آبه حاوی یک کنایه ضمنی به نخست وزیر ژاپن می‌باشد. کنایه‌ای که هر مورخی و حتی هر شخصی که کوچکترین آشنایی با تاریخ جهان نداشته باشد، صرفا با مطالعه مشروح این یادداشت، پی به آن می‌برد. آنجا که ایشان می‌فرمایند: «هیچ ملت آزاده و عاقلی، مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد»، خود به خود اذهان به سمت آنچه در ۷۰ سال گذشته بر عزت ملی ژاپنی‌ها گذشت، می‌رود. شرایطی تحمیلی که به دلیل مغلوب شدن در یک جنگ نامشروعِ ناشی از قدرت طلبی حاکمان ژاپنی، توسط دشمن سلطه گر بر این کشور و ملت روا داشته شده است. این سرگذشت تاسف بار به درستی هر انسانی عاقلی را به تامل وا می‌دارد که ملت ایران که اولا در موضع دفاع و بطور کاملا مشروع در مقابل سلطه و سلطه گری ایستاده است، با دیدن پیشرفتهای ژاپن در برخی حوزه‌ها، نباید همانند غربگرایان دهه هفتاد کشورمان، الگوهای اشتباه این کشور را برای علاج دردهای اقتصادی و مدیریتی تجویز نماید. یعنی حتی اگر کشورمان از لحاظ اقتدار نظامی، مثل اقتصاد ضعف داشت، این تصمیم اشتباه بود. حال آنکه حوزه‌ی نظامی برخلاف اقتصاد بیمار به جای مانده از تکنوکراتها، جزو نقاط قوت این انقلاب و کشور اسلامی‌مان است. انجام ایده‌ی اشتباه الگو گرفتن از مدل سیاسی و نظامی ژاپن برای علاج مشکلات کشور، مانند اینست که یک نفر بخواهد پادرد یک بیمار را با زدن ضربات سهمگین پتک بر سر او(که کاملا سالم است) درمان کند!

پی‌نوشت‌ها:
[۱] – چیانگ کای شک (زاده ۳۱ اکتبر ۱۸۸۷ – درگذشته ۵ آوریل ۱۹۷۵) رهبر سیاسی و نظامی چینی بود که پس از فوت سون یات سن در ۱۹۲۵ مدعی رهبری کومینتانگ شد و این رهبری را در اختیار گرفت.
[۲] –  اسکاپ حرف اول The Supreme Commander for the Allied Powers است و معمولا  از این نام استفاده می‌شود، اما در ژاپن زیاد دیده شده است که از کلمه جی اچ کیو (GHQ) که حروف اول General Headquarter است، استفاده شود .
[۳] – پیمان امنیتی آمریکا و ژاپن و تاثیر آن بر اقتصاد بعد از جنگ ژاپن، قدرت الله ذاکری، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، مرکز مطالعات ژاپن، ۱۳۹۴
[۴] – پیمان امنیتی آمریکا و ژاپن و تاثیر آن بر اقتصاد بعد از جنگ ژاپن، قدرت الله ذاکری، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، مرکز مطالعات ژاپن، ۱۳۹۴
[۵] – ﭼﺮﺍ ﻫیچ ﻮﻗﺖ مردم ژاپن ﺷﻌﺎﺭ « ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺁﻣﺮیکا» ﺳﺮ ﻧمی‌دهند؟، پرسمان دانشگاهیان، ۲۲/۱۱/۱۳۹۲
[۶]- نگاهی به سرنوشت تعطیلی کوتاه مدت ارتش در ژاپن و آلمان، پایگاه تحلیلی مشرق نیوز،  ۱۴/۶/۱۳۹۵
[۷] – ﭼﺮﺍ ﻫیچ ﻮﻗﺖ مردم ژاپن ﺷﻌﺎﺭ « ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺁﻣﺮیکا» ﺳﺮ ﻧمی‌دهند؟، پرسمان دانشگاهیان، ۲۲/۱۱/۱۳۹۲
[۸] – سودهای پیدا و پنهان آمریکا از نابودی ارتش آلمان و ژاپن، گزارش تحلیلی مشرق، ۳۰/۶/۱۳۹۵
[۹] – جزیره اوکیناوا (به انگلیسی: Okinawa Island) از جزیره‌های ژاپن در اقیانوس آرام و بزرگ‌ترین جزیره در میان جزایر اوکیناوا و جزایر ریوکیو است. مساحت این جزیره ۱٫۲۰۱ کیلومتر مربع است و در ۶۴۰ کیلومتری جنوب ژاپن واقع شده است. شهر ناها، مرکز استان اوکیناوا در این جزیره است.
[۱۰] – جزیره زورگویی: نظامیان آمریکایی در اوکیناوا چطور رفتار می‌کنند، گزارش تحلیلی بخش فارسی پایگاه اینترنتی اسپوتنیک، ۲۰/۶/۲۰۱۶
[۱۱] – آقای هاشمی، دولت و توسعه‌ی سربه‌هوای ژاپنی، یادداشت تحلیلی خبرگزاری تسنیم، ۱۴/۶/۱۳۹۵
[۱۲] – آقای هاشمی، دولت و توسعه‌ی سربه‌هوای ژاپنی، یادداشت تحلیلی خبرگزاری تسنیم، ۱۴/۶/۱۳۹۵
[۱۳] – سخنرانی هاشمی رفسنجانی در اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورشف ۳۰ مرداد ۱۳۹۵
[۱۴] – international institute for steratejic studies, 2015
[۱۵]- نگاهی به سرنوشت تعطیلی کوتاه مدت ارتش در ژاپن و آلمان، پایگاه تحلیلی مشرق نیوز،  ۱۴/۶/۱۳۹۵

 

منابع:

– ژئوپلوتیک جهانی دو قرن اخیر، نشریه سپهر، گزیده سخنرانی اکبر ترکان، ۱۳۷۲

– پیمان امنیتی آمریکا و ژاپن و تاثیر آن بر اقتصاد بعد از جنگ ژاپن، قدرت الله ذاکری، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، مرکز مطالعات ژاپن، ۱۳۹۴

– نگاهی به سرنوشت تعطیلی کوتاه مدت ارتش در ژاپن و آلمان، پایگاه تحلیلی مشرق نیوز،  ۱۴/۶/۱۳۹۵

– سودهای پیدا و پنهان آمریکا از نابودی ارتش آلمان و ژاپن، گزارش تحلیلی مشرق، ۳۰/۶/۱۳۹۵

– جزیره زورگویی: نظامیان آمریکایی در اوکیناوا چطور رفتار می‌کنند، گزارش تحلیلی بخش فارسی پایگاه اینترنتی اسپوتنیک، ۲۰/۶/۲۰۱۶

 

نوشته های مشابه

بستن
بستن