تبعات اجتماعی سبک زندگی غربی، راهکارها و توصیه‌ها

بررسی بیانیه راهبردی گام دوم از منظر تقابل سبک زندگی اسلامی و غربی

به گفته مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها در آمریکا، ۳۰ درصد افزایش در ۱۷ سال، میزان افزایش نرخ خودکشی در بیش از نیمی از ایالت‌های آمریکاست. اما افزایش کلی نرخ خودکشی در سراسر کشور حدود ۲۵ درصد است. این به معنای آن است که از هر ۱۰۰ هزارآمریکایی، ۱۶ نفر دست به خودکشی می‌زنند. تنها در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۵ هزار نفر در این کشور خودکشی کردند.


نویسنده: امیرعلی ناقدی

در قسمت قبل به فرهنگ توجه به مستمندان، همسایگان و هم نوعان در پرتو قناعت پیشگی و زهد یک انسان مسلمان اشاره شد. طبیعتا نقطه مقابل این رفتار، سودجویی مستتر در فرهنگ مادی گرایانه غرب است. سودجویی که اولین نتیجه آن عدم توجه افراد توانمند جامعه به افراد فرودست و اقشار ضعیف است. در حالتی بدتر، استثمار و به بردگی اقتصادی درآوردن قشر ضعیف جامعه در پرتو اقتصاد لیبرال، خودنمایی می‌کند. در این فرهنگ مادی، حتی کارهای خیرخواهانه نیز در قالب شوآف‌های سلبریتی‌ها، پروپاگاندای چهره‌های سیاسی و نهایتا جریانات فکری فرهنگی و بمنظور خودنمایی صورت گیرد. همچنین بعضی از این اقدامات خیرخواهانه بمنظور معافیتهای مالیاتی و منافع مالی مندرج در قوانین کشورهای غربی معنا پیدا می‌کند. البته این نوشتار ضرورت و خوبی وجود معافیت مالیاتی و مالی برای کارهای عام المنفعه را رد نمی‌کند و اصولا این یکی از راه‌های حمایت حاکمیت از فرهنگ ارزشمند خیرات، کمک به هم نوع و نوع دوستی است. ولی آنچه در فرهنگ ماتریالیستی غربی ترویج می‌شود، انجام این اعمال صرفا برای بهره برداری اقتصادی و بدون نیت الهی است.

ادعای اصلی نظریه‌ی پساتوسعه این است که توسعه آنچنان که به طور مرسوم صورتبندی و پیگیری شده است، چارچوب توسعه‌ی مدرن پایدار نیست و گستره‌ای از آثار مخرب بر انسان، جامعه و طبیعت را تولید و ایجاد می‌کند. وعده‌ی آن که یک سبک زندگی غربی با مصرف انبوه، برای اکثریت مردم جهان قابل دستیابی است، یک سراب فریبنده است

همچنین فرهنگ مصرف گرایانه بشدت منجر به نابرابری اقتصادی و اجتماعی هم در عرصه ملی و هم در عرصه جهانی می‌گردد. بطوریکه بعلت مصرف بیهوده و غیر ضروری، منابع مشترک در کشورها به شکل فزاینده‌ای در دست اغنیاء قرار گرفته و نبود فرهنگ تعاون و نوع دوستی نیز سبب محروم ماندن اقشار ضعیف از منابع در رقابتِ مصرفِ منابعِ محدود می‌گردد. « مصرف گرایی امروزه از جنبه‌های منفی و ضد اقتصادی مصرف می باشد که با تغییر در الگوی مصرف یک کشور و تمایل به تجملات، ریشه فقر بوده و از اهداف تهاجم فرهنگی می باشد»[۱]. در عرصه‌ی جهانی نیز نظریات متعددی پیرامون توسعه گرایی (که استراتژی حال حاضر نظام لیبرال دموکراسی غربی برای تسری گفتمان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود در جهان است) و نقد تناقضات درونی به رشته تحریر درآمده است. زیرا نظریه پردازان توسعه سخن از پیشرفت، فراوانی و بهره مندی همه جهان از مواهب توسعه را طرح می‌کنند و آنرا بعنوان یک مدل جهانی برای همه کشورهای طرح می‌نمایند و در این راستا کشورها را به توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم بندی می‌نمایند. اما نظریه پردازان پساتوسعه، به ایراد نقدهای مهمی پیرامون این رویکرد غربی می‌پردازند: «ادعای اصلی نظریه‌ی پساتوسعه این است که توسعه آنچنان که به طور مرسوم صورتبندی و پیگیری شده است، چارچوب توسعه‌ی مدرن پایدار نیست و گستره‌ای از آثار مخرب بر انسان، جامعه و طبیعت را تولید و ایجاد می‌کند. وعده‌ی آن که یک سبک زندگی غربی با مصرف انبوه، برای اکثریت مردم جهان قابل دستیابی است، یک سراب فریبنده است»[۲].

تبعات فردی سبک زندگی غربی

هویت شخصی افراد جامعه نیز دستخوش تغییرات جدی در سبک زندگی غربی و ترویج آن در کشورهای دیگر می‌شود: «در دهه اخیر، سازه‌های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا می‌کنند مثل طبقه، از بین رفته و جهت‌گیری‌های نظریه های اجتماعی به سمت پذیرش اهمیت فزاینده سبک زندگی(حوزه مصرف) در شکل دادن به هویت شخصی و اجتماعی است و بعنوان موضوعی برای نظریه و پژوهش اجتماعی مطرح شده است»[۳]. به عبارت بهتر، مصرف گرایی که از مظاهر سبک زندگی غربی است، خود باعث هویت یابی کاذب افرادی می‌شود که به آن گرایش دارند.

از نگاه زیمل نیز این مقوله با عنوان تراژدی فرهنگی، سبب اثرپذیرفتن زندگی فرد از زندگی اجتماعی او می‌گردد: «جورج زیمل، جامعه شناس آلمانی قرن نوزدهم، در همین راستا به دو  اصطلاح «زندگی بیشتر» و «بیشتر از زندگی» اشاره می‌کند. وی با اشاره به دو مرحله از زندگی انسان مدرن، بیان می‌دارد که انسان سعی می‌کند تا زندگی اجتماعی خود را خلق کند، اما این شرایط ادامه پیدا می‌کند و در ادامه شرایطی رخ می‌دهد که در آن، زندگی اجتماعی بر انسان احاطه یافته و او را تحت سیطره‌ی خویش می گیرد. در این صورت، شرایطی رقم خواهد خورد که بر آن اساس، زندگی انسان مدرن، که محصول اجتماعی خود وی بوده است، بر وی غلبه یافته حیات مستقلی از زندگی او می‌یابد. وی از این شرایط با عنوان «تراژدی فرهنگی» نام می‌برد»[۴].

کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی در غرب نیستند (مثل برخی کشورهای شرق آسیا) ولی به دلیل فرهنگ متاثر از غرب، توسعه گرایی و جهانی شدن؛ دارای آمار بالای خودکشی هستند بطوریکه کره جنوبی با  ۲۲.۱ مورد خودکشی از هر ۱۰۰.۰۰۰ نفر جزو بالاترین کشورها در لیست آمار خودکشی است. کشورهای اروپای غربی جزو نواحی با آمار خودکشی بالا هستند. اما در تقسیم بندی نواحی سازمان بهداشت جهانی، اروپا با نرخ خودکشی ۱۵.۴ اولین منطقه، آسیای جنوب شرقی با نرخ  ۱۳.۲ رتبه دوم و شرق مدیترانه (عمدتا خاورمیانه و کشورهای اسلامی) با نرخ ۳.۹ کمترین رتبه را به خود اختصاص دادند.

از دیگر مظاهر این سبک زندگی، پدیده‌ی ناگوار خودکشی است. خودکشی که در دین مبین اسلام، اقدامی بسیار مذموم بوده و در ردیف بزرگترین گناهان است و ذات این گناه نیز امکان جبران به فرد گناهکار را نمی‌دهد، در پرتو سبک زندگی غربی و افسردگی و فردگرایی ناشی از آن، بسیار زیاد است. «به گفته مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها در آمریکا، ۳۰ درصد افزایش در ۱۷ سال، میزان افزایش نرخ خودکشی در بیش از نیمی از ایالت‌های آمریکاست. اما افزایش کلی نرخ خودکشی در سراسر کشور حدود ۲۵ درصد است. این به معنای آن است که از هر ۱۰۰ هزارآمریکایی، ۱۶ نفر دست به خودکشی می‌زنند. تنها در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۵ هزار نفر در این کشور خودکشی کردند. براساس اطلاعات مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها، این افزایش خودکشی در هر سن، نژاد، جنسیت، و گروه قومی دیده می شود…. در ۲۵ ایالت این افزایش بیش از ۳۰ درصد بود»[۵]. همچنین طبق پژوهشی که توسط مجله وابسته به انستیتوهای بهداشت آمریکا[۶] در سال ۲۰۱۲ و مستند به آمار سازمان جهانی بهداشت (WHO) منتشر شده است[۷]، بیشترین آمار خودکشی در سالهای اخیر متعلق به اروپا و کشورهای غربی بوده و کمترین آمار متعلق به کشورهای غرب آسیا و اصطلاحا خاورمیانه بوده است. طبق این پژوهش که تا ۲۰۰۹ و از میان ۱۰۵ کشوری که آمار مرگ و میرشان در اختیار سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته است را در بر می‌گیرد، این نتیجه بارز است که حتی کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی در غرب نیستند (مثل برخی کشورهای شرق آسیا) ولی به دلیل فرهنگ متاثر از غرب، توسعه گرایی و جهانی شدن؛ دارای آمار بالای خودکشی هستند بطوریکه کره جنوبی با  ۲۲.۱ مورد خودکشی از هر ۱۰۰.۰۰۰ نفر[۸] جزو بالاترین کشورها در لیست آمار خودکشی است. بیشترین آمار خودکشی متعلق به کشورهای اروپای شرقی است که پس از شکست کمونیسم در معرض هجوم توسعه گرایی قرار گرفته‌اند. همچنین کشورهای اروپای غربی جزو نواحی با آمار خودکشی بالا هستند. اما در تقسیم بندی نواحی سازمان بهداشت جهانی، اروپا با نرخ خودکشی ۱۵.۴ اولین منطقه، آسیای جنوب شرقی با نرخ  ۱۳.۲ رتبه دوم و شرق مدیترانه (عمدتا خاورمیانه و کشورهای اسلامی) با نرخ ۳.۹ کمترین رتبه را به خود اختصاص دادند.

Figure 1- جدول رتبه بندی نرخ منطقه خودکشی در جهان – منبع:  پایگاه اینترنتی سازمان جهانی بهداشت(WHO) قابل بازیابی در بخش: Global Health Observatory data repository – آخرین به روز رسانی: ۱۷-۴-۲۰۱۸

نکته جالب اینست که برخی کشورهای شرق آسیا که بعضا تاثیرپذیری مستقیم از فرهنگ غرب داشته و حتی بعضا مثل ژاپن (با نرخ ۱۸.۵) و کره جنوبی (با نرخ ۲۶.۵)، به ویترین‌هایی از سبک زندگی غربی همراه به پیشرفت اقتصادی در شرق آسیا و در میان کشورهای غیر غربی بدل گشته‌اند نیز رتبه‌های بالای این جدول را به خود اختصاص داده‌اند. این در حالیست که کشورهای مثل چین که کمتر از لحاظ فرهنگی دچار از خود بیگانگی شده‌اند و هویت فرهنگی خود را در مقابل فرهنگ مهاجم بیشتر حفظ کرده‌اند، رتبه‌ی پایین تری از این لیست را به خود اختصاص داده اند.

همچنین آمار استفاده از قرص‌های اعصاب و روان در کشورهای غربی بسیار سرسام آور است. ایرینا کافلر ، پردازشگر ارشد و متخصص دارو در گفت وگو با خبرگزاری CNBC آمریکا در این باره چنین اظهار نظر می‌کند: «۳۰۰ میلیون نسخه داروهای مسکن در سال ۲۰۱۵ نوشته شده است. این میزان تجویز داروهای مسکن معادل ۲۴ میلیارد دلار بازار فروش است و این بازار به طور مساوی در سراسر جهان تقسیم نشده است. مصرف شگرف داروهای مخدر مسکن در ایالات متحده که فقط ۵ درصد از جمعیت جهان را دارد نشان دهنده آن است که بین کشورهای ثروتمند و دیگر کشورهای جهان زمانی که در مورد داروهای مسکن تجویزی صحبت می شود، تفاوت ژرفی وجود دارد»[۹].

Figure 2- نقشه فراوانی خودکشی در کشورهای جهان برای هر دو جنس زن و مرد – منبع:WHO گزارش سپتامبر ۲۰۱۸

این خود می‌تواند بیانگر این مسئله باشد که با وجود اینکه کشورهای غرب آسیا و کشورهای اسلامی، دارای بالاترین درجه رفاه مادی نیز نیستند، ولی به دلایل مسائل فرهنگی و اعتقادی دارای کمترین نرخ خودکشی و نیز مشکلات عصبی ناشی از مدرنیته در جهان امروز هستند. دلیلی که خود گواهی بر لزوم بهره بردن از سبک زندگی اصیل اسلامی در مدیریت فرهنگی کشور است.

برخی اثرات نامناسب دیگر ترویج سبک زندگی غربی که از فرصت این نوشتار خارج است بصورت مختصر به این شرح است:

  • ایجاد تقابل بین هویت ملی و دینی افراد جامعه بواسطه‌ی الگوگیری از دیدگاه‌های شرق شناسانه، باستان گرایی‌های ماسونی و …. که متاسفانه در کشور ما نیز توسط افرادی غافل و فریب خورده، در سالهای اخیر در قالب کوروش پرستی، پادشاه پرستی و … دیده شده است.
  • ایجاد نگاه پلورالیستی بین مسلمانان حاضر در جامعه اسلامی و گرایش به معنویت‌های کاذب، عرفان‌های نوظهور و حتی ارتداد مسلمانان و گرایش به ادیان دیگر.
  • ضعیف کردن نگاه دشمن شناسانه در کشور و تخفیف نگاه جامعه نسبت به دشمن. بطوریکه در تعریف رهبر انقلاب از مفهوم سبک زندگی، به این مهم اشاره شد و نگاه به دشمن و رفتار با دشمن در میان آحاد جامعه نیز در راستای مصادیق سبک زندگی ذکر گردید[۱۰].

 

رهبر انقلاب اسلامی و مقوله‌ی سبک زندگی

از بررسی مجموعه دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب برداشت می‌شود که ایشان اولا سبک زندگی دینی و مقابله با سبک زندگی وارداتی بیگانه را ذیل حوزه‌ی فرهنگ و اجتماع و دارای اهمیت بسیار می‌دانند. در منظومه گفتمانی ایشان، ایجاد زمینه‌ی مساعد برای هر چه بیشتر سوق دادن جامعه و مردم به بهشت برخلاف نگاه غربگرایان سکولار، از وظایف حاکم است. لذا مسئولیتی خطیر بر دوش مسئولین در این زمینه قائل هستند. از اینرو، مقوله سبک زندگی که اصولا توسط نظام سلطه برای تغییر بافت و هویت فرهنگی اجتماعی جامعه طراحی شده است، در طرف مقابل نیاز به مدیریت از سوی مسئولین حکومت اسلامی برای سوق دادن جامعه به سمت حیات طیبه دارد: « گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود، میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند»[۱۱]. هر چند در نهایت سعادت اخروی افراد در گرو اعمال و رفتار و نیات درونی آنهاست و لذا کسی را به زور نمی‌شود به بهشت یا جهنم برد، ولی ایشان ایجاد راهی هموار برای سعادت که همان طراحی بستر اجتماعی مناسب است را وظیفه مسئولین می‌دانند.

ایشان در حکم انتصاب رئیس جدید سازمان تبلیغات اسلامی نیز ضمن اشاره مستقیم به سبک زندگی اسلامی، به این مسئله اشاره دارند: «رسالت دیگر این سازمان [سازمان تبلیغات اسلامی] رصد و مقابله‌ی هوشمندانه با تهاجمات فکری و فرهنگی و تبلیغی و رسانه‌ای دشمنان دین و انقلاب و کشور است. دشمنانی که نه امروز بلکه از چند دهه‌ی پیش، هویت و شخصیت و باور و رفتار و سبک زندگی اسلامی- ایرانی مردم خصوصاً جوانان را هدف قرار داده و با شیوه‌ها و ابزارهای متکی به فناوری‌های ارتباطی و رسانه‌ای اعم از هنر و سینما و فضای مجازی و غیره، درصدد تهی کردن انقلاب از عقبه‌ی دینی و ایمانی و مردمی آن می‌باشند»[۱۲]. سایر بیانات رهبر انقلاب اسلامی در حوزه‌هایی همچون مدیریت فرهنگی نیز در این راستا ارزیابی می‌گردد.

اما جنبه‌ی دیگر اهمیت سبک زندگی، ایجاد تفوق و قدرت برای کشور است. چنانچه دشمنان اسلام و حتی به عبارت بهتر دشمنان بشریت، با ترویج سبک زندگی باطل خود، سایر ابعاد سلطه گری خود را نیز برتری داده‌اند. « دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب‌مانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد»[۱۳].

اما رهبر انقلاب به سوء استفاده از علم و قدرت حاصل شده از قبل آن مثل غرب، توصیه نمی‌کنند. ولی جوشاندن چشمه علم و دانش در میان جوانان و استعدادهای کشور و ایجاد قدرت برتر و البته سالم برای کشور که یکی از نتایج آن الگوسازی برای کشور اسلامی‌مان در راستای نیل به تمدن نوین اسلامی می‌باشد را ضروری می‌دانند. « ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، اما مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه‌ی دانش در میان خود اصرار می‌ورزیم»[۱۴].

 

سبک زندگی چگونه اسلامی شود؟

سطوح پیاده سازی سبک زندگی را باید در دو دسته کلی تقسیم بندی کرد. دسته اول و در سطح راهبردی و البته کلان، راهبردهای نرم و فرهنگی است. این سطح به خط مشی‌های سیاست گذاری برای فعالیت‌‌های فرهنگی اختصاص دارد. دسته دوم نیز تاکتیک‌های قانونی و نحوه‌ی پیاده سازی سیاست‌های کلان است که بر اختیارات حاکمیتی تمرکز دارد.

راهبردهای فرهنگی

دسته اول از راهبردها با شناخت صحیح فرهنگ، اعتقاد به مدیریت صحیح فرهنگ و عمل به اصول فرهنگی و اسلامی نمایان می‌شود. در مرحله شناخت عناصر فرهنگی اسلامی باید کارشناسان سه حوزه‌ی مختلف در کنار هم بنشیند و به تحلیل و تبادل نظر بپردازند:

  • کارشناسان و اساتیدی آشنا به فرهنگ دینی و جنبه‌های عینی آن همچون علما، روحانیون و پژوهشگران دینی که در حوزه‌های خانواده، فرهنگ، ابزارها و رسانه‌های انتقال دهنده‌ی فرهنگ(بازی، سینما و …) و سبک زندگی فعالیت عملیاتی و نیز پژوهشی کردند.
  • کارشناسان و اساتیدی آشنا به فرهنگ بومی اقصی نقاط ایران اسلامی و کشورهایی که فرهنگ مشابه ایران دارند(مثل کشورهای فارسی زبان، کشورهای مسلمان و بالاخص شیعی، کشورهای همسایه و …) همچون اساتید مردم شناسی، انسان شناسی، علوم اجتماعی و …. که البته گرایش دینی و انقلابی داشته باشند.
  • اساتید و کارشناسان آشنا به حوزه مدیریت فرهنگی، مدیران و مسئولین فرهنگی

یکی از آفتهایی که ممکن است این مرحله از کار به آن دچار شود، درگیر شدن در ساختار سازی است. نهاد و پژوهشکده فرهنگی در کشور ما به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی کم نیست. مهم اینست که این ارگانها و نهادهای فرهنگی بصورت هماهنگ و بخشی از یک پازل، به روحیه‌ی کار پژوهشی گروهی متمایل شوند و از ظرفیت‌های موجود، استفاده بهینه کنند.

در حال حاضر که بسیاری از مدیران و اطرافیان آنها به آفتهایی چون اسراف، اشرافی گری، تفاخر، چاپلوسی، آقازادگی، مد گرایی و … دچار هستند، باید ابتدا یک نمونه‌ی از مدیران سالم جایگزین چنین مدیرانی شود تا مردم تفاوت مدیریت مبتنی بر عملکرد دینی و انقلابی را با اشکال دیگر متوجه شوند و مرحله فرهنگ سازی در مردم بعد از این هدف میانی، محقق شود

مجریانی با سبک اسلامی

همانطور که گفته شد سطح دوم از ظهور و بروز سبک زندگی اسلامی، در اجرای درست آنچه است که بر روی کاغذ بعنوان راهبرد، سیاست، فرهنگ و ارزش، نگارش می‌گردد. اگر مدون‌ترین و کاملترین منشور سبک زندگی اسلامی نیز بعد از سالها تحقیق و پژوهش، تبادل نظر و بازخوردگیری از علما و نخبگان به رشته تحریر درآید، ولی در اجرا ضعف داشته باشد؛ عملا کل این فرآیند فرهنگی عقیم و بی نتیجه خواهد ماند. زیرا مردم که مخاطبین اصلی این پروژه فرهنگی هستند، اعتقاد خود را به آن از دست خواهند داد. در ابتدا لازم است مهمترین آفت‌های اجرایی سبک زندگی احصاء گردد. در این قسمت تلاش می‌گردد به ترتیب اولویت به ذکر این آفتها پرداخته شود:

  • عدم پایبندی مدیران، نخبگان و افرادی که در جامعه بعنوان مظهر سبک زندگی اسلامی شناخته می‌شوند و در درجه‌ی بعدی عدم پایبندی اقوام و بستگان وابسته و تحت تکفل ایشان، به معیارهای و ارزشهای این سبک زندگی در زندگی فردی، اجتماعی و کاری
  • محصور شدن این فرآیند فرهنگی در بروکراسی اداری و تشریفات در مصداق‌هایی چون کاغذبازی، گزارشهای عملکرد پوچ و توخالی در انتهای سال، ساختار سازی های بودجه خور و ….
  • عدم تطبیق هزینه‌های اداری، تشریفات، رفتارهای رسمی دستگاه‌ها و مسئولین دولتی با معیارهای سبک زندگی اسلامی

لازم به ذکر است که پیاده شدن این سطح صرفا با دستورالعمل و آیین نامه ممکن نخواهد بود. هر چند برخی مصادیق همچون رعایت زی[۱۵] مدیران اسلامی، بستگان تحت تکفل و نزدیک و … را حتی می‌شود با سازوکارهای مدیریتی برقرار نمود، ولی بخش عمده‌ی این معیارها، بستگی به رعایت و مراعات کردن توسط مدیران کشور اسلامی دارد. از آنجائیکه مدیران، نمایندگان مجلس و در سطوح بعدی مشاوران و تصمیم سازان در ساختار حاکمیتی کشورمان مستقیم یا غیر مستقیم از طریق مردم برگزیده می‌شوند؛ لذا افزایش و ارتقای معیارهای انتخاب اصلح توسط خود مردم نیز در بهتر شدن سبک مدیران برگزیده از سوی آنها دخیل است. یا چرخه‌ی مردم سالاری دینی، خود به اصلاح صحیح مدیران و مدیریتهای اشتباه و غیر منطبق با این سبک مبادرت بورزد. اما رسیدن به این وضعیت نیاز به پیاده شدن اولیه‌ی این سبک زندگی فردی و اجتماعی در مدیران دارد. یعنی در مرحله‌ی فعلی که بسیاری از مدیران و اطرافیان آنها به آفتهایی چون اسراف، اشرافی گری، تفاخر، چاپلوسی، آقازادگی، مد گرایی و … دچار هستند، باید ابتدا یک نمونه‌ی از مدیران سالم جایگزین چنین مدیرانی شود تا مردم تفاوت مدیریت مبتنی بر عملکرد دینی و انقلابی را با اشکال دیگر متوجه شوند و مرحله فرهنگ سازی در مردم بعد از این هدف میانی، محقق شود. لذا دستگاه‌های نظارتی، قضائی و انتظامی نیز باید در برخورد با عوامل ناهنجاری و یا جلوگیری از روی کارآمدن افراد مغایر با اصول وسبک مدیریت اسلامی، از سرعت عمل بهتری برخوردار بوده و این رویه را تسهیل ببخشند.

پی‌نوشت ها

[۱] – جلیلی راد و همکاران، مصرف گرایی و آسیبهای آن،  اولین کنفرانس اقتصاد و مدیریت کاربردی با رویکرد ملی، ۱۳۹۳

[۲] – مهدی معافی، توسعه و نابرابری پیامدهای توســعه و اثرات مخرب آن بر جـــوامع جهــان سوم، ۱۳۹۰، ماهنامه فرهنگی تحلیلی سوره مهر، شماره ۴

[۳] – رحمت آبادی و آقابخشی، سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان، ۱۳۸۵، فصلنامه رفاه اجتماعی، ص ۲۳۸

[۴] – سبکی برای سبک، انتشارات دیدمان، ص ۶

[۵] – چرا آمار خودکشی در آمریکا رو به افزایش است؟، گزارش تحلیلی بی بی سی، ۱۹/۳/۱۳۹۷

[۶] – جامعه موسسات بهداشتی و سلامت آمریکا (national institutes of Health (NIH)) متشکل از ۲۷ مرکز و موسسه معتبر، یکی از مهمترین و معتبرترین مراکز تحقیقاتی در حوزه سلامتی و بهداشت در این کشور می‌باشد.

[۷] – Suicide in the World; Peeter Värnik; Int J Environ Res Public  Health. 2012 Mar

[۸] – این مقیاس، مقیاس جهانی و استاندارد سنجش خودکشی است.

[۹] – آمریکایی‌ها اور دوز کردند، پایگاه تحلیلی مشرق،  ۱۷/۹/۱۳۹۶

[۱۰] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی، ۲۳/۷/۱۳۹۱

[۱۱] – بیانات در دیدار مردم استان ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ۲۳/۲/۱۳۹۳

[۱۲] – حکم رهبر انقلاب اسلامی در انتصاب حجت‌الاسلام محمد قمی به ریاست سازمان تبلیغات، ۲۸/۵/۱۳۹۷

[۱۳] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۱۴] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۱۵] – لباس و به اصطلاح یعنی ظاهر یک گروه و دسته که با شان آن گروه تطابق داشته باشد.

نوشته های مشابه

بستن
بستن