ارتدادِ سرعت گیر!

بازخوانی بیانیه گام دوم در مقوله‌ی غفلت از آرمانهای انقلاب اسلامی (1)

یکی از دلایل آلوده شدن افراد و جریانات به انحراف، عدم توجه به مظاهر اولیه و خفیف انحراف است که عملا خود را در قالب التقاط نمایان می‌کند. بسیاری از جریانات انحرافی، در ابتدا با نیت اعمال انحرافی شروع به کار نکردند. بلکه کم کم با نفوذ عقیده‌ی باطل، منحرف شدند و این رویه بصورت التقاطی در ایشان شکل گرفته است. مثال بارزی از مقاومت در مقابل التقاط، عدم پذیرش گروه «مجاهدین خلق» و توجه به ایشان توسط امام خمینی در مراحل نهضت اسلامی است.


نویسنده: امیرعلی ناقدی

رهبر انقلاب اسلامی در فرازی از بیانیه‌ی گام دوم درباره انحراف از آرمانهای انقلاب می‌فرمایند: «بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمی‌بود -که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود – بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمان‌های بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی‌داشت»[۱].

ارتجاع و ارتدادِ سرعت گیر

نگرانی از انحراف در مسیر آرمانهای انقلابی، جزء جدانشدنی از هر حرکت انقلابی و موفق در طول تاریخ است. این نگرانی در انقلاب‌های غیر مدرن تاریخ که باعث ایجاد تحولات در مقابله‌ی با جناح باطل شده بودند نیز وجود داشته است. در قصص قرآنی نیز از سرنوشت حکومت حضرت سلیمان(ع)، انحراف قوم بنی اسرائیل بعد و حین حیات مبارک حضرت موسی(ع) و بخصوص بعد از پیروزی بر فرعون، نکات عبرت آموزی به چشم می‌خورد. حکومت نبوی(ص) نیز از این مسئله مستثنی نبوده و در سالیانی نه چندان طولانی بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص)، شاهد احیای مجدد سنتهای جاهلیتی همچون سلطنت موروثی، اشرافیت و فساد در حاکمان بی کفایت و فاسد اموی و عباسی هستیم[۲].

در فرانسه از لحاظ آرمانهای انقلاب، هیچ یک از آن ایده هایی که در ذهن انقلابیون بود، تحقق نیافت و در طول دو دهه از انقلاب فرانسه، سه گروه روی کار آمدند که هر یک از آنها، گروه قبل از خود را قلع و قمع کردند و با تبعید و اعدام انقلابیون سابق، زمینه را برای حکومت ناپلئون و بازگشت استبداد و پادشاهی فراهم ساختند. پس از انقلاب ۱۹۳۷ روسیه نیز، برخلاف اهداف و آرمانهای اصیل انقلاب، فردی همچون استالین بر سر قدرت قرار می‌گیرد که دیکتاتوری سیاه خود را به اجرا می‌گذارد و زمینه برای تبعید و اعدام گسترده انقلابیون فراهم میگردد.

این تجربیات چند هزار ساله، در انقلابها مدرن چند قرن اخیر نیز به وضوح قابل مشاهده است. «با گذری به فرآیند برخی انقلابهای جهان در قرون اخیر، مشاهده میکنیم که با نفوذ دشمنان انقلاب و افراد وابسته به قدرتهای استعماری، یا متلاشی شده یا از محتوی خالی گردیده و به انحراف کشیده شده‌اند. نظیر انقلاب کبیر فرانسه که بعد از مدت کوتاهی، به سبب درگیری‌ها و خونریزی‌های ناشی از آن، از مسیر اصلی خودش منحرف گردید. یا انحراف از انقلاب اکتبر روسیه که به گواه تاریخ با کشتار بی سابقه از مرز ۱۹ میلیون نفر گذشته بود، به گونه‌ای که سران حزب کمونیسم یکی پس از دیگری سلف خویش را به خیانت متهم می‌کردند. یا در انقلاب ویتنام که با آن همه شهامت، که اعجاب جهانیان را برانگیخته بود، چگونه به برادر کشی پرداختند …»[۳]. انقلاب فرانسه سرنوشتی غم انگیز در میان انقلابهای مدرن داشته است. «در فرانسه از لحاظ آرمانهای انقلاب، هیچ یک از آن ایده هایی که در ذهن انقلابیون بود، تحقق نیافت و در طول دو دهه از انقلاب فرانسه، سه گروه روی کار آمدند که هر یک از آنها، گروه قبل از خود را قلع و قمع کردند و با تبعید و اعدام انقلابیون سابق، زمینه را برای حکومت ناپلئون و بازگشت استبداد و پادشاهی فراهم ساختند»[۴]. مشابه این سرنوشت در انقلاب اکتبر روسیه، به روی کارآمدن دیکتاتوری استالین منجر شد. «پس از انقلاب ۱۹۳۷ روسیه نیز، برخلاف اهداف و آرمانهای اصیل انقلاب، فردی همچون استالین بر سر قدرت قرار می‌گیرد که دیکتاتوری سیاه خود را به اجرا می‌گذارد و زمینه برای تبعید و اعدام گسترده انقلابیون فراهم میگردد»[۵]. حتی در دل نهضت بیداری اسلامی نیز، این مسئله در مصر به وقوع پیوست و به دلیل انحراف جماعت اخوان المسلمین از مسیر انقلابی دینی و مردمی، بعد از مدت کوتاهی بقایای نظام در واقع پادشاهیِ حسنی مبارک به روی کار آمدند و جریان برآمده از دل مردم را سرکوب کردند.

این تجربه ناموفق ارتداد از انقلاب به لطف الهی، هدایت ولی امر و بصیرت مردم انقلابی شامل حال انقلاب اسلامی ایران نشده است. هر چند دشمنان تلاش می‌کنند انقلاب اسلامی ایران را نیز بر اساس نظریه کرین برینتون، دچار ترمیدور و بازگشت نشان دهند.

این تجربه ناموفق ارتداد از انقلاب به لطف الهی، هدایت ولی امر و بصیرت مردم انقلابی شامل حال انقلاب اسلامی ایران نشده است. هر چند دشمنان تلاش می‌کنند انقلاب اسلامی ایران را نیز بر اساس نظریه کرین برینتون، دچار ترمیدور[۶] و بازگشت نشان دهند. مرور ادبیات رسانه‌های معارض انقلاب در سالهای بخصوص بعد از فتنه‌های ۷۸ و ۸۸، حاکی از پر کاربرد شدن پرداختن به مضمون ترمیدور انقلاب با تعابیری چون «انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد»[۷] است. زیرا اینان با امید بستن به ریزشهای نخبگان و چهره‌های سابقا انقلابی در پس فتنه‌های اجتماعی سیاسی، به دنبال بازنمایی از ایجاد شرایط مشابه ترمیدور و شبیه به انقلابهای روسیه و فرانسه در انقلاب ایران هستند.

در جهان اسلام نیز در کشور مصر، به دلیل انحراف جماعت اخوان المسلمین از مسیر انقلابی دینی و مردمی، بعد از مدت کوتاهی بقایای نظام در واقع پادشاهیِ حسنی مبارک به روی کار آمدند و جریان برآمده از دل مردم را سرکوب کردند

این مسئله در فتنه ۸۸ که عملا شورش بسیاری از خواص منحرف و پیاده شدن ایشان از قطار انقلاب اسلامی بود، به مراتب بیشتر نمایان شد. فتنه‌ای که با مدیریت راهبردی و گفتمانی رهبر انقلاب، با بازتعریف و تبیین مفاهیم کلیدی «بصیرت»، « نقش خواص» و … به خوبی مدیریت شد و باعث شد کمترین خسارت ممکن به قطار انقلاب اسلامی، وارد گردد.

امامِ جامعه و جبهه بندیِ قاطع و در عین حال برخورد منعطف با انحراف

امام خمینی و نیز امام خامنه‌ای، در قبال انحراف از اصول انقلاب بدون کوچکترین تعارفی به مقابله می‌ایستند. اما در سیره‌ی این دو بزرگوار علاوه بر نبود کوچکترین مماشاتی با انحرافات، یک رویکرد ظریف و منعطف نیز دیده می‌شود. که با نگاه به این دو نوع رویکرد قاطع و منعطف در کنار یکدیگر، در صورت نبود توجه، شاید تناقضی به ذهن مخاطب خطور کند. جبهه بندی امامین انقلاب اسلامی با انحراف قاطع بوده و هست، زیرا هیچوقت حتی در صورت ظاهر شدن رگه‌های باریکی از انحرافی که در آینده نمایان خواهد شد، شاهد کنار آمدن ایشان با انحرافات نبودیم. مصادیق این مورد بسیار زیاد است و در اینجا فقط به چند مورد اشاره می‌گردد. اما در عین حال بخاطر داشتن رویکردی تربیتی برای مردم و حتی خواص، با حفظ منفعت و مصلحت خود مردم و جامعه، تا موقعی که مفسده‌ای ایجاد نشود، امام جامعه بجای برخورد چکشی از برخورد نرم و تربیتی استفاده می‌کنند. مشابه برخورد رهبر انقلاب اسلامی و تحمل بیش از یک ساله فتنه گران در فتنه سال ۸۸ که تعجب بسیاری از صاحب نظران را از این مقدار مماشات با اصحاب فتنه و شورش، به همراه داشت. اما نتیجه این شد که در نهایت فتنه از یک جریان نضج گرفته در بخشی از جامعه، تبدیل به یک گروهک خرابکار بی اهمیت گردید.

اما جبهه بندیِ قاطع امامین انقلاب با انحرافات، دقیقا برخلاف برخی سیاست مداران اهل مماشات در تاریخ انقلاب خودمان و نیز بسیاری کشورهای دیگر است. سیاست مدارانی که در دنیای سیاست بعضا با انگیزه‌های حفظ دوستی، روابط خویشاوندی، منفعت مالی، رسوخ همان انحراف در خودشان و نیز آلوده شدن اخلاقی و اقتصادی، با وجود اینکه انحراف را می‌فهمند و نمایان شدن رگه‌های و نشانه‌های اولیه آنرا نیز مشاهده می‌کنند، در مقابل آن سکوت کرده و یا حتی حمایت میکنند.

اما جبهه بندیِ قاطع امامین انقلاب با انحرافات، دقیقا برخلاف برخی سیاست مداران اهل مماشات در تاریخ انقلاب خودمان و نیز بسیاری کشورهای دیگر است. سیاست مدارانی که در دنیای سیاست بعضا با انگیزه‌های حفظ دوستی، روابط خویشاوندی، منفعت مالی، رسوخ همان انحراف در خودشان و نیز آلوده شدن اخلاقی و اقتصادی، با وجود اینکه انحراف را می‌فهمند و نمایان شدن رگه‌های و نشانه‌های اولیه آنرا نیز مشاهده می‌کنند، در مقابل آن سکوت کرده یا حتی با توجه به منافع آتی خود حمایت می‌نمایند. اتفاقی که در فتنه ۸۸ در مورد بسیاری از نخبگان به طرز بارزی رخ داد؛ بطوریکه رهبر انقلاب بارها خواص جامعه را به مرزبندی با فتنه دعوت کردند.

بی توجهی به رویکرد انقلابی، علت بسیاری از ناکامی‌ها

تغافل نسبت به رویکرد انقلاب، در بسیاری از انقلاب‌های دوران جدید روی داده است. رهبر انقلاب این ویژگی انقلاب‌های مدرن را به دقت رصد کرده و مطالعه نموده‌اند و با کنایه نسبت به این مسئله، ویژگی پایایی نسبت به آرمانهای انقلابی را در انقلاب اسلامی بارز جلوه می‌دهند. رهبر انقلاب اسلامی در فرازی از بیانیه موسوم به گام دوم، ابتدائا دستاوردهای باشکوه انقلاب را برای چندمین بار اینچنین مورد تاکید قرار می‌دهند: «محصول تلاش چهل‌ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، باعزّت، متدیّن، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گران‌بها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی، ر کورددار در رسیدن به رتبه‌های بالا در دانشها و فنّاوری‌های مهم از قبیل هسته‌ای و سلّول‌های بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن، سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی، سرآمد در انگیزه‌های جهادی میان جوانان، سرآمد در جمعیّت جوان کارآمد، و بسی ویژگی‌های افتخارآمیز دیگر که همگی محصول انقلاب و نتیجه‌ی جهت‌گیری‌های انقلابی و جهادی است»[۸]. اما در ادامه انحراف برخی خواص و فاصله گرفتن مقطعی و موردی از جریان انقلابی را عامل دورتر شدن نسبت به آنچه لیاقت انقلاب و مردم کشورمان هست معرفی می‌کنند: «بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمی‌بود -که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود – بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمان‌های بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی‌داشت»[۹].

مصادیقی از بی توجهی به آرمانهای انقلاب در نگاه رهبر انقلاب اسلامی

یکی از دلایل آلوده شدن افراد و جریانات به انحراف، عدم توجه به مظاهر اولیه و خفیف انحراف است که عملا خود را در قالب التقاط نمایان می‌کند. بسیاری از جریانات انحرافی، در ابتدا با نیت اعمال انحرافی شروع به کار نکردند. بلکه کم کم با نفوذ عقیده‌ی باطل، منحرف شدند و این رویه بصورت التقاطی در ایشان شکل گرفته است. مثال بارزی از مقاومت در مقابل التقاط، عدم پذیرش گروه «مجاهدین خلق» و توجه به ایشان توسط امام خمینی در مراحل نهضت اسلامی است.  این مسئله سالها قبل از تقابل علنی این گروه که بعدا به گروهک منافقین مشهور شد، با انقلاب اسلامی و یاران امام و مردم است. ماجرا به گروگانگیری سال ۱۳۴۹ و بازداشت تعدادی از سران و نیروهای این گروهک التقاطی مارکسیستی – اسلامی،  توسط رژیم بعث عراق بازمی‌گردد. زمانی که این گروه تازه کار، با انجام این فعالیتهای نظامی و تروریستی، کم کم به سر زبانها می‌افتاد. در هنگامی که به دلیل بازداشت بسیاری از سران گروهک منافقین در سالهای ابتدائی دهه‌ی پنجاه، نام گروهک بر سر زبانها افتاده بود و به اشتباه و تحت شرایط جهان دوقطبی آن زمان، به عنوان نماد مبارزه با طاغوت به حساب می‌آمد، عده‌ای نیز با نیت سوءاستفاده از جایگاه امام(ره)،  تلاش داشتند که سرمایه اجتماعی امام را در حمایت از این گروه خرج کنند. در این میان برخی یاران امام نیز دچار اشتباه راهبردی شدند. در خاطرات سید رضا برقعی، از مسئولین دفتر امام در نجف آمده است که در آن ایام، شخصی به نمایندگی از سازمان به نجف آمده بود تا امام را ملاقات کند. بعد از ورود امام به محل حضور میهمانان، مکالمه و برخورد صورت گرفته از سوی امام خمینی  از سوی برقعی اینگونه توصیف می‌شود: « او از آن بزرگوار [امام خمینی] درخواست کرد که: آقا در مورد حنیف نژاد و یاران که در شرف اعدام هستند، اظهارنظر و اعلامیه ای بدهید تا ان شاءالله رژیم تخفیفی به آن ها بدهد. امام فرمودند: من تصمیم ندارم که در مورد این آقایان صحبتی بنمایم. او گفت : در این شرایط حساس، تمام مردم ایران چشمشان به نجف است و از شما توقع اظهار نظر دارند. مسلماً صحبت شما در نجات آن ها مؤثر خواهد شد. فرمودند: من با مطالعه تصمیم گرفتم که نسبت به این آقایان چیزی نگویم. گفت: آقا شما راجع به حاج شیخ نصرالله خلخالی و نقش آن چنانی نیز ندارد! نامه داده اید که ایشان وکیل من است تا دولت عراق ایشان را اذیت نکند ولی راجع به این جوان هایی که جانشان را کف دست گرفته و به میدان مجاهده آمده اند، چیزی نمی گویید؟! فرمودند: حاج شیخ نصرالله خلخالی وکیل من است و بخاطر من گرفتار شده بود. ایشان رفیق چهل ساله من است این چه مسأله ای دارد که شما بگویید که چرا برای ایشان نوشتم! و نسبت به این آقایان نمی نویسم! من اگر بنا بود موضعی بگیرم موضع مخالف می گرفتم. گفت: یعنی نسبت به این جوان هایی که در این شرایط اختناق با رژیم پهلوی مبارزه می کنند، موضع مخالف می گرفتید؟! امام به تندی فرمودند: من مبارزه ای را که کمونیست می کند، قبول ندارم. من از جریان فکری منحرف حمایت نمی‌کنم»[۱۰].

حتی بسیاری از یاران موجه امام همچون مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم طالقانی و … نیز به دلایل مختلف (مثلا نگاه صرفا عملگرایانه، عدم شناخت انحرافات این جریان و حتی نگاه تربیتی برای حمایت و هدایت افراد این جریان در راستای انقلاب) توصیه به همکاری مشترک انقلابیون و این گروه التقاطی می‌کردند. بعنوان مثالها در همان ایامی که امام دیدگاه خود نسبت به منافقین را حداقل برای یاران نزدیک خویش علنی کرده بودند، مرحوم هاشمی رفسنجانی در نامه‌ای اینگونه به حمایت از این جریان پرداخت: «بدون کوچک‌ترین تردید بپذیرید که نهضت مقاومت مسلحانه و اقدامات پارتیزانی ایران کاملاً حقیقی، ریشه‌دار، اصیل و متکی به جوانان فداکار و پاک و بی‌آلایش است و دامنه‌ی آن به‌قدری وسیع و همه‌جانبه است که به‌موجب اطلاعات موثق، تاکنون حدود ۷۰۰ نفر از پارتیزان‌ها و گروه‌های وابسته به آنان دستگیر شده‌اند و نهضت با این همه زندانی و تلفات به ‌صورت روزافزون در توسعه است و هر روز در تهران و شهرستان‌ها حوادث مهمی رخ می‌دهد. مهم اینکه اکثریت نزدیک به تمام این گروه، تحصیل‌کرده و شاغل هستند. ضمناً برخلاف ادعای دستگاه، تاکنون سند محکمی به دست نیامده که این نهضت ریشه‌ی مارکسیستی و کمونیستی داشته باشد». اما امام راضی به حمایت از سازمانی که از ابتدا دچار انحراف عقیدتی از اسلام بود نشدند و بعدها در سخنرانی عمومی خود در مورد این سازمان و تلاش آن‌ها برای تحت حمایت امام قرار گرفتن، فرمودند: «باید ببینید چکاره اند این جمعیت‌هایی که افتاده‌اند توی این مملکت و دارند خرابکاری می‌کنند و مع الأسف، بعض اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یک‌وقت آدم می‌بیند که طرفداری از اینها کردند یا یک چیزی گفتند، آن‌ها از آن استفاده‌ی طرفداری کردند. این‌ها گول می‌زنند، همه را گول می‌زنند. این‌ها می‌خواستند من را گول بزنند. من نجف بودم، این‌ها آمده بودند که من را گول بزنند. بیست و چند روز ـ بعضی‌ها می‌گفتند ۲۴ روز من حالا عددش را نمی‌دانم ـ بعضی از این آقایانی که ادعای اسلامی می‌کنند، آمدند در نجف، [یکی] شان بیست و چند روز آمد در یک جایی، من فرصت دادم به او حرفهایش را بزند. آن به خیال خودش که حالا من را می‌خواهد اغفال کند. مع الأسف، از ایران هم بعضی از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند ـ

خداوند رحمتشان کند آنها هم اغفال کرده بودند آنها را ـ آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند. بعضی از آقایان محترم، بعضی از علما، آن‌ها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینها اِنَّهم فِتْیَهٌ؛ قضیه‌ی اصحاب کهف. من گوش کردم به حرفهای این‌ها که ببینم اینها چه می گویند. تمام حرفهایشان هم از قرآن بود و از نهج البلاغه، تمام حرفها.‌ من یاد یک قصه‌ای افتادم که در همدان اتفاق افتاده بود. ظاهراً زمان مرحوم آسید عبدالمجید همدانی، یک یهودی آمده بود مسلمان شده بود خدمت ایشان. ایشان دیده بود که بعد از چند وقت این یهودی خیلی مسلمان است و اینقدر اظهار اسلام می‌کند که ایشان تردید واقع شده بود برایش که این شاید قضیه‌ای باشد. یک وقت خواسته بودش. گفته بود که تو مرا می‌شناسی؟ گفته بود که بلی، شما از علمای اسلام هستید و چطور [هستید]. می دانید پدرهای من کی اند؟ بلی، پیغمبر از اجداد شماست. خودت را می‌شناسی؟ بلی، من پدرانم یهودی بودند و حالا خودم مسلمان شدم. گفته بود: سرّ این را به من بگو که چرا تو مسلمانتر از من شدی؟ مردک فهمیده بود که این آن چیزی را که می‌خواهد بازی کند، فهمیده است. فرار کرده بود.‌

این که آمد بیست و چند روز آنجا و تمامش از نهج البلاغه و تمامش از قرآن صحبت می‌کرد، من در ذهنم آمد که نه، این آقا هم همان است! والاّ خوب، تو اعتقاد به خدا و اعتقاد به چیزهایی که داری، چرا می‌آیی پیش من؟ من که نه خدا هستم، نه پیغمبر، نه امام، من یک طلبه‌ام در نجف. این آمده بود که من را بازی بدهد؛ من همراهی کنم با آنها. من هیچ راجع به اینها حرف نزدم، همه‌اش را گوش کردم. فقط یک کلمه را که گفت «ما می‌خواهیم قیام مسلّحانه بکنیم»، گفتم: نه، شما نمی‌توانید قیام مسلّحانه بکنید. بی خود خودتان را به باد ندهید.‌»(صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۴۶۶) [۱۱].

اما اینگونه اشتباهات، بعد از پیروزی انقلاب و در سالهای استقرار جمهوری اسلامی، ضرباتی بسیار سهم گین تر بر پیگره‌ی جوان انقلاب زدند. ضرباتی که بعضا با وجود هدایت امامین انقلاب و تلاش در جهت کاهش اثرات آنها، باز هم اثر آسیبهای آنها بر فرهنگ، سیاست، اقتصاد، روابط دیپلماتیک و بصورت کلی مدیریت عرصه‌های مختلف انقلاب باقی مانده است. در ادامه به برخی مصادیق فاصله گرفتن از شعارها و اهداف انقلاب در سیاستها و نیز رفتار مسئولین اشاره می‌گردد.

پی‌نوشت ها

[۱] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۲] – محمد مهدی سلامی، شجره‌ی خبیثه‌ی جهل و کینه، دیدمان، ۱۳۹۷

[۳] – آسیب شناسی انقلاب اسلامی ایران، مهر علی لطفی، فصلنامه خط اول، سال ۱، شماره ۲، ص ۳۴

[۴] – ارزیابی نظریه چرخش انقلابها و تطبیق آن بر انقلاب اسلامی ایران، شبان نیا، معرفت سیاسی، سال چهارم، شماره ۲، زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۳۴ – ۱۳۵

[۵] – ارزیابی نظریه چرخش انقلابها و تطبیق آن بر انقلاب اسلامی ایران، شبان نیا، معرفت سیاسی، سال چهارم، شماره ۲، زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۳۵

[۶] – ترمیدور یا حرکت دوری انقلاب ها، یکی از واژه های رایج در مباحث انقلاب است که نخستین بار توسط کرین برینتون ـ یکی از نظریه پردازان انقلاب ـ در کتاب معروفش با عنوان کالبدشکافی چهار انقلاب به کار برده شد. واژه «ترمیدور» در حقیقت برگرفته از نام یکی از ماه ها در تقویم انقلاب فرانسه است که به دلیل حادثه ای مهم در این ماه، نقطه عطفی در انقلاب فرانسه محسوب می شود. ترمیدور یازدهمین ماه تقویم انقلاب فرانسه (۱۷۸۹ م) است که در نهمین روز این ماه که مصادف بود با ۲۷ ژوئیه ۱۷۹۴ روبسپیر و یارانش از گروه رادیکال ها (ژاکوبن ها) با کودتای ناپلئون سرنگون شدند. درحقیقت این واقعه حاکی از مرحله ارتجاعی و ضد انقلابی در انقلاب فرانسه است که کودتاگران با دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه دشمنی ورزیدند و این مقطع در فرانسه دوره استقرار دیکتاتوری پس از انقلاب است – منبع: تـرمیدور (حرکت دوری انقلاب ها)، مجله  معارف،  بهمن ۱۳۸۶، شماره ۵۳

[۷] – عبارتی منتسب به فرانتس فانون که حاکی از اینست که انقلابها بعد از مدتی به پیشگامان خود خیانت کرده و آنها را حذف می‌کند.

[۸] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۹] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۱۰] – خاطرات سالهای نجف، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چاپ دوم ۱۳۹۲، ج۲، ص ۱۵ و ۱۶

[۱۱] – نگاه به پرونده و جنایات منافقین، از شکل‌گیری و نفاق تا روابط نامشروع در میان مجاهدین خلق، پایگاه تحلیلی مشرق، ۷/۴/۱۳۹۷

نوشته های مشابه

بستن
بستن