ارتجاع از انقلاب، از مانور تجمل تا فتنه ۸۸

بازخوانی بیانیه گام دوم در مقوله‌ی غفلت از آرمانهای انقلاب اسلامی (2)

تکنوکرات بودن این جریان مدیریتی اما خسارات دیگری را نیز به کشور تحمیل نمود که از آن جمله خسارات ناشی از بی توجهی  به فرهنگ، تهاجم فرهنگی و همچنین ایجاد زمینه برای سست کردن بنیه‌های اعتقادی است. «هدف این تکنوکرات‌ها [تکنوکراتهای ایرانی] رشد اقتصادی کشور است و برای رسیدن به این هدف، راهی جز پذیرش کامل علم و فن غربی و راه و رسم زندگی غربی [را] نمی‌شناسند»


نویسنده: امیرعلی ناقدی

رهبر انقلاب اسلامی در فرازی از بیانیه‌ی گام دوم درباره انحراف از آرمانهای انقلاب می‌فرمایند: «بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمی‌بود -که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود – بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمان‌های بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی‌داشت»[۱]. در مقاله اول، به ریشه یابی انحراف از اصول انقلاب، ارزشها و شعارهای اساسی این انقلاب در برخی مسئولین و ذکر چند مثال ابتدایی بسنده کردیم. حال در این شماره، به ذکر چند مثال بسیار مهم از غفلت نسبت به اصول انقلاب و مدیریت رهبر انقلاب در قبال این غفلتها‌، می‌پردازیم.

تکنوکرات‌های خام فروش

رهبر انقلاب اسلامی، در یکی از مواردی که به اشتباهات تاکتیکی برخی مدیران و خواص اشاره نمودند، به مسئله‌ی خام فروشی در برخی دوره‌های مدیریتی اشاره داشتند. هر چند خام فروشی که یکی دیگر از یادگارهای منحوس دوران پهلوی است، در تمام سالهای بعد از انقلاب به یکی از آفتهای اقتصاد ما بدل گشته است، اما در برخی دوره‌های مدیریتی این مسئله تبدیل به یک رویه و برنامه ریزی بلند مدت گردید. مسئله‌ای که نبود تدبیر در آن را می‌توان با افزایش تحریم‌های غیر عادلانه و نیز هوشمند نمودن این سلسله‌ی تحریمها، در آستانه‌ی دهه‌ی پنجم انقلاب به وضوح درک کرد. فشاری که بعد از ناکامی استراتژی‌های جنگ سخت همچون جنگ تحمیلی، جنگ نیابتی، تجزیه طلبی و ….، و حتی شورشهای سیاسی اجتماعی مثل فتنه ۸۸، به مهمترین امید دشمن برای فشار بر انقلاب اسلامی بدل گشته و این زمینه‌ی نامبارک، توسط نگاه ساده‌لوحانه‌ی غربگرایان به نظام بین المللی، مهیا شده است. پیش بینی از این اتفاق نامبارک که حاکی از هوشمندی و درایت رهبر انقلاب (علیرغم اینکه ایشان مدیری عالی هستند و نه کارشناس ارشد و یا مدیر در حوزه‌هایی چون اقتصاد انرژی، روابط بین الملل و یا اقتصاد سیاسی) و از طرفی بی تدبیری و یا بعضا خیانت غربگرایان به اقتصاد و معیشت مردم دارد، در بیانات معظم له نیز مشهود است: « من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان “تکنوکرات” لبخند انکار زدند که مگر می‌شود!؟ بله، می‌شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد»[۲]. اشاره رهبر انقلاب بطور مشخص به دولت کارگزاران سازندگی و همچنین دولت اصلاحات است.

با اتمام جنگ تحمیلی و شروع دولت موسوم به سازندگی، جریانی که در ادبیات رایج بین المللی به «تکنوکرات» ها معروف هستند، در کشورمان نیز همزمان با دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی به روی کار آمدند. « تکنوکرات‌ها که معادل فارسی آن «فن سالاران» می‌باشد به نحو فزاینده‌ای در جوامع صنعتی بعد از جنگ جهانی دوم قدرت را به دست گرفتند و با اعمال سلطه بر وسایل اداره جامعه به عنوان «الیت مسلط» شناخته می‌شوند»[۳]. فن سالاران متجدد، پروژه نوسازی را از اقتصاد و با محور قراردادن صنعت سرمی‌گیرند؛ زیرا به دلیل علایق حرفه‌ای و معطوف شدن توجه شان به جنبه‌های عینی و ملموس تمدن غربی (تکنولوژی) به تبعیت از غرب، صنعت را محور توسعه و سازندگی کشور می‌دانند [۴]. اما همین جریان به دلیل پذیرش نقش کشور ایران بعنوان کشوری در حال توسعه در نظام بین الملل که باید مواد خام کشورهای صنعتی را تامین کند، اقتصاد ما را به سمت خام فروشی سوق دادند. یعنی به دلیل گرته برداری ناشیانه از مدلهای اقتصادی بیگانه، خود را معتقد به تکنوکراسی دانسته و در عین حال به دلیل قبول هژمونی نظام سلطه، به یکی از بدوی ترین روشهای فروش و حراج منابع طبیعی یعنی خام فروشی، این وضعیت را طی سالهای مدید به اقتصاد کشور تحمیل نمودند. اینجاست که رهبر انقلاب به تکنوکرات بودن این جریان نیز طعنه می‌زنند.

تکنوکرات بودن این جریان مدیریتی اما خسارات دیگری را نیز به کشور تحمیل نمود که از آن جمله خسارات ناشی از بی توجهی  به فرهنگ، تهاجم فرهنگی و همچنین ایجاد زمینه برای سست کردن بنیه‌های اعتقادی است. «هدف این تکنوکرات‌ها [تکنوکراتهای ایرانی] رشد اقتصادی کشور است و برای رسیدن به این هدف، راهی جز پذیرش کامل علم و فن غربی و راه و رسم زندگی غربی [را] نمی‌شناسند»

رهبر انقلاب با روی کارآمدن جریان تکنوکراسی در اواخر دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰ در دستگاه‌های مدیریتی کشور، علیرغم حمایت از کلیت سازندگی و روحیه جهاد در جهت اصلاح مشکلات و کمبودهای ناشی از جنگ، انحرافات این جریانات فکری را نیز گوشزد می‌کردند. ایشان بعدا نیز می‌فرمایند: «تحصیل ثروت از راه فروش منابع تمام‌‌‌شدنی مثل نفت و امثال نفت، رونق نیست، پیشرفت نیست؛ این خودگول‌‌‌زدن است. ما در این دام افتادیم. باید اقرار کنیم، قبول کنیم که این یک تله است، یک دام است برای ملت ما. ما دچار خام‌‌‌فروشی شدیم. یک واقعیتی برای ما به ارث گذاشته شد، کشور هم به آن عادت داده شده است. البته در این سالها سعی شده که یک مقداری این اعتیاد مضر برای کشور، کنار گذاشته شود، لیکن به طور کامل پیش نیامده. ما باید اول اعتقاد پیدا کنیم که باید کشور به جائی برسد که بتواند با اختیار، هرگاه اراده کرد، سر چاه‌‌‌های نفت خودش را ببندد؛ ما باید به این باور برسیم. این حالا مسئله‌‌‌ی نفت است. خام‌‌‌فروشی‌ها در بخشهای مختلفِ مواد خام و معدنی همچنان وجود دارد؛ و این یکی از ضعفهای ماست، یکی از مشکلات کشور ماست»[۵].

تکنوکرات بودن این جریان مدیریتی اما خسارات دیگری را نیز به کشور تحمیل نمود که از آن جمله خسارات ناشی از بی توجهی  به فرهنگ، تهاجم فرهنگی و همچنین ایجاد زمینه برای سست کردن بنیه‌های اعتقادی است. «هدف این تکنوکرات‌ها [تکنوکراتهای ایرانی] رشد اقتصادی کشور است و برای رسیدن به این هدف، راهی جز پذیرش کامل علم و فن غربی و راه و رسم زندگی غربی [را] نمی‌شناسند. به حفظ هویت فرهنگی توجه خاص ندارند و هر نوع پایبندی به سنت را نوعی عقب نشینی در راه پیشرفت می‌دانند. وجدان تاریخی غالب آن‌ها مادی‌گرا است و اعتقاد به جدایی سیاست از دین دارند. ایران را درست نمی‌شناسند و با مردم نشست و برخاست نداشته‌اند. در میان آنان حتی آن‌هایی هم که از قشرهای پایین جامعه آمده بودند، دوست نداشتند گذشته‌ها را به یاد بیاورند»[۶].

رهبر انقلاب اینجا نیز به محض بروز اولین مظاهر انحراف، به تذکر پیرامون این مسئله پرداختند. ایشان در بحبوحه اولین سالهای دولت سازندگی و در اوج اشتغال جریان تکنوکرات مستقر در دولت به پیگیری برنامه‌های توسعه، با تمثیلی از تاریخ صدر اسلام، خطر نفوذ اشرافیت را هشدار می‌دهند و مشابهت سازی تاریخی می‌کنند. ایشان در دیدار جمعی از پاسداران، دو خطر عمده‌ی داخلی و خارجی را برای حکومت تازه تاسیس نبوی(ص) در ابتدای اسلام ذکر می‌نمایند: «دو خطر عمده، اسلام را تهدید میکند که یکی خطر دشمنان خارجی و دیگری خطراضمحلال داخلی است»

مانور تجمل

یکی دیگر از انحرافات بوجود آمده از سوی جریان کارگزاران در سالهای بعد از جنگ تحمیلی، تجمل گرایی بخصوص در مدیران بود. متاسفانه طلایه دار این مسئله نیز مرحوم هاشمی رفسنجانی بود. « هاشمی رفسنجانی در۱۸ آبان ۱۳۶۸در خطبه نماز جمعه معروف خود که بعدها به خطبه مانور تجمل معروف شد، بیان داشت: رفتارهای درویش ‌مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده که مسئولین ما به “مانور تجمل” روی آورند»[۷]. شاید بتوان به جرات این فرمان را سرآغاز رسمیت دادن به تجمل گرایی بخصوص در مسئولین دانست. آفتی که امروز سبب تضاد طبقاتی قابل توجهی بین بعضی مسئولین و مردم عادی کشور شده است.

رهبر انقلاب اینجا نیز به محض بروز اولین مظاهر انحراف، به تذکر پیرامون این مسئله پرداختند. ایشان در بحبوحه اولین سالهای دولت سازندگی و در اوج اشتغال جریان تکنوکرات مستقر در دولت به پیگیری برنامه‌های توسعه، با تمثیلی از تاریخ صدر اسلام، خطر نفوذ اشرافیت را هشدار می‌دهند و مشابهت سازی تاریخی می‌کنند. ایشان در دیدار جمعی از پاسداران، دو خطر عمده‌ی داخلی و خارجی را برای حکومت تازه تاسیس نبوی(ص) در ابتدای اسلام ذکر می‌نمایند: «دو خطر عمده، اسلام را تهدید میکند که یکی خطر دشمنان خارجی و دیگری خطراضمحلال داخلی است»[۸]. ایشان در ادامه ضمن ذکر نکاتی پیرامون خطر و دشمن بیرونی، خطر اضمحلال درونی را بسی خطرناکتر ذکر می‌کنند: «دشمن و آفت دوم، آفتِ «اضمحلال درونی» است. یعنی در درون نظام، که این مال غریبه‌ها نیست؛ این مالِ خودی‌هاست. خودی‌ها ممکن است در یک نظام، بر اثر خستگی، بر اثر اشتباه در فهم راه درست، بر اثر مغلوب احساسات نفسانی شدن و بر اثر نگاه کردن به جلوه‌های مادّی و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفت‌زدگی شوند. این، البته خطرش بیشتر از خطر اوّلی است» [۹]. ایشان اشرافیت برخی مسئولین بعد از پیامبر در حکومت تازه تاسیس اسلام را یکی از مصادیق همین آسیب و خطر درونی عنوان می‌کنند: «دشمنان خارجی، این‌جا و آن‌جا سرکوب شده بودند. غنایم فراوانی در داخل کشور به جریان افتاده بود. عدّه‌ای پولدار شده بودند و عدّه‌ای در طبقه اشراف قرار گرفته بودند. یعنی بعد از آن‌که اسلام، اشرافیّت را قلع و قمع کرده بود، یک طبقه اشراف جدید در دنیای اسلام به وجود آمد. عناصری با نام اسلام، با سمَت‌ها و عناوین اسلامی – پسر فلان صحابی، پسر فلان یار پیغمبر، پسر فلان خویشاوند پیغمبر – در کارهای نا شایست و نامناسب وارد شدند»[۱۰].

همچنین رهبر انقلاب در مدت کوتاهی بعد از خطبه «مانور تجمل»، نسبت به رواج این رسم نادرست واکنش نشان داده و در پیامی به گردهمایی فرماندهان بسیج (ارتش بیست میلیونی) اینگونه نگرانی عمیق خود را ابراز می‌کنند: «این‌جانب‌ از این‌که‌ کسانی‌ می‌کوشند تا در میان‌ مردم‌ ما رسم‌ تجمل‌گرایی‌ و اسراف‌ و ولخرجی‌ را شایع‌ کنند، شدیداً نگران‌ و متأسفم‌، و از این‌که‌ مردم‌ فداکار و انقلابی‌ ایران‌ در امور شخصی‌ به‌ مصرف‌گرایی‌ سوق‌ داده‌ شوند و قناعت‌ انقلابی‌ را از یاد ببرند، به‌ خدا پناه‌ می‌برم‌. آنان‌ که‌ تجملات‌ و زیادی های‌ غیرضرور و ولخرج‌مآبانه‌ را از روی‌ بی‌دردی‌ ناشی‌ از وسعت‌ و توانایی‌ مالی‌ انجام‌ می‌دهند به‌ خود آیند و به‌ انفاق‌ روی‌ آورند، و آنان‌که‌ با سختی‌ و تنگدستی‌، بر خود چنین‌ چیزی‌ را تحمیل‌ می‌کنند از این‌ امر خسارت‌بار دست‌ بکشند»[۱۱].

کپی برداری  ناشیانه از توسعه گرایی

از جمله اشتباهات راهبردی برخی مسئولین و انحرافات در حوزه سیاست گذاری و تدوین برنامه‌ی اداره کشور، گرایش به توسعه گرایی بود آن هم طبق تعریفی که غرب از آن ارائه می‌دهد. هر چند معادل توسعه (Development) در ادبیات انقلاب اسلامی و کلام رهبران انقلاب، پیشرفت و رشد می‌باشد؛ اما آنچه غربگرایان عملا به دنبال آن هستند، اجرای برنامه‌های توسعه دیکته شده از سوی قدرتهای استکباری بوده است که به نوعی می‌توان آنرا روش جدیدی برای استثمار و بردگی کشورهای تحت سلطه و به اصطلاح پیرامون دانست. این در حالیست که نسخه‌های تجویزی غرب به هیچ وجه حتی برای خود ایشان نیز مسیری برای رسیدن به رشد اقتصادی و توسعه واقعی نبوده است. « کشورهای غربیِ توسعه یافته، نه با اتکا بر سیاست هایی که امروز آن ها را برای جهان سوم تجویز می‌کنند، بلکه دقیقاً با تکیه بر تولید علم، سیاست های صنعتی سازی، عناصر امپریالیستی و سیاست های اقتصادی مرکانتلیستی، به توسعه دست یافتند»[۱۲].

فتنه ۸۸، فوران عقده‌ی انحرافیون نسبت به اصول انقلاب

هر چند سیاست نظام و امامین انقلاب اسلامی نسبت به جریانات منحرف، کاملا قاطع و در عین حال منعطف بوده است، اما در مقطع فتنه سال ۸۸، جریانات و افراد منحرف و مرتد نسبت به انقلاب، با انگیزه‌هایی چون فرصت طلبی به منظور سرنگونی انقلاب، رودربایستی و …. از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به انقلاب در بستر فراهم شده برای دشمن دریغ نکردند. برخی گروه‌های و احزاب مثل حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و گروه نو تاسیس «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» و …. در همراهی و دمیدن بر آتش فتنه، تلاش بسیار کردند. تلاشی که در نهایت فقط منجر به باقیماندن سیاهی بر روی اینان شد. رهبر انقلاب در این برهه نیز از هشدار، مرزبندی و ایستادن در مقابل انحراف دریغ نکردند.

سایر مصادیق بی توجهی به شعارهای انقلاب

برخی مصادیق دیگر انحراف افراد و جریانات از مشی و اصول انقلاب به این شرح است:

  • نادیده گرفتن عزت ملی
  • دل بستن به وعده دشمن
  • کمرنگ شدن عدالت و قربانی شدن آن پای توسعه و پیشرفت برونزا
  • خفیف شمردن سیاست خارجی تهاجمی انقلاب اسلامی نسبت به اسرائیل و نظام سلطه
  • تساهل فرهنگی
  • رواج عقاید و افکار انحرافی در سیستم آموزشی و فرهنگی کشور
  • عدم التزام عملی به ولایت فقیه در برخی مسئولین
  • . . .

میکروب ارتجاع برای انقلاب

رهبر انقلاب برای بیان انحراف ایجاد شده در برخی افراد و جریانات، از اصلاح «ارتجاع» و «ارتداد» استفاده می‌کنند. اصطلاحاتی که هم زمینه‌ی دینی داشته و هم با اصطلاحات بیگانه‌ای همچون ترمیدور که متناسب با مختصات انقلابهای مادی و مدرن است، دارای مرزبندی بوده است. ایشان در بیاناتی، از این ارتجاع افراد و شخصیت‌های نظام و انقلاب با عنوان میکروب یاد می‌نمایند:« من می‌خواهم این را عرض کنم که: آقایان! دشمن بزرگ انقلاب در درون انقلاب، همین میکروب ارتجاع است؛ این میکروبی که در جوامع انقلابی رشد می‌کند، تکثیر می‌شود، نفوذ می‌کند، بیماری می‌آورد، و بیماری‌اش هم واگیر است. …. امروز مهمترین طرح دشمن، «انتظار» است. دشمن منتظر نشسته است تا این میکروب در داخل این کالبد سالم و نیرومند؛ یعنی کالبد نظام اسلامی و جمهوری اسلامی، اثر کند. لذا ما باید مراقب باشیم. امروز آنها منتظرند که فساد در داخل این کشور نفوذ پیدا کند؛ تردید در اذهان جوانان این کشور نفوذ پیدا کند؛ سرگرمی‌های باز دارنده و فاسد، بر آرمانهای بزرگ غلبه پیدا کند؛ دنیا طلبی و اشتغال به مال و زینت دنیا رایج شود و لذّت پول و زندگی راحت و تجمّلاتی، خود را زیر دندان عناصر انقلابی نشان دهد»[۱۳].

خصلت‌ها و روحیاتی همچون راحت طلبی، فساد، سرگرمی‌های بازدارنده و …. از نگاه رهبر انقلاب، ناقل‌های میکروب ارتجاع هستند: «اینها ناقل‌های میکروب ارتجاع‌اند. نه این‌که مردم یا انقلابیون نباید زندگی کنند! نعمت و برکات خدا، مال همه است و همه باید از آنها استفاده کنند. اما پرداختن به دنیا و شهوات؛ پرداختن به مال و مال اندوزی؛ پرداختن به خود بیش از پرداختن و اندیشیدن به جمع و هدف و خدا و دین خدا؛ دچار شدن به فساد اخلاقی – اعم از فسادهای مالی، جنسی، اداری و اختلافات داخلی که این هم یک نوع فساد بسیار خطرناک است»[۱۴].

اما در نهایت ایشان در فرازی دیگر از بیانات خویش، با امید به رویشهای انقلاب اسلامی، انقلابیون و جبهه‌ی مومن انقلابی را از نگرانی سقوط و ارتداد برخی افراد و خواص خارج می‌کنند: « دلها را باید نگه داشت. بعضی از دلها می‌لرزند، می‌لغزند، نمی‌توانند خودشان را بر آن لبه‌ی مرتفع نگه دارند و حرکت را ادامه دهند؛ لذا سقوط می‌کنند. قرآن از اینها تعبیر کرده است به: «من یرتدّ منکم عن دینه». ارتداد، به طور مطلق همه جا به معنای برگشتن از دین نیست؛ پشت کردن به دین نیست؛ معنایش این است که از آن راهی که در گذشته می‌رفت، برمی‌گردد. بله، یک عده‌ای در انقلاب ما هم بوده‌اند، در صدر اسلام هم بودند؛ راهی را که در کنار پیغمبر حرکت می‌کردند، ادامه ندادند؛ اما آیا راه متوقف ماند؟ آیا راه متوقف می‌مانَد؟ آیا قافله در جای خود می‌ایستد؟ قافله حرکت میکند: «فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ رویش‌هائی به وجود خواهد آمد. یکی از این رویش‌ها، خود شما جوان‌ها هستید. شما که دوران جنگ را ندیدید، شما که امام را ندیدید، شما که در عرصه‌های جنگ نبودید؛ اما امروز سرتاسر کشور اسلامی و انقلابی ما از روحیه‌ی ایستادگی و ثبات و افتخار و احساس عزت، لبریز است»[۱۵].

پی‌نوشت ها

[۱] – بیانیه «گام دوم انقلاب» رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران، ۲۲/۱۱/۱۳۹۷

[۲] – بیانات رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی به مناسبت سال نو، ۱/۱/۱۳۹۲

[۳] –  اخوان، تکنوکراسی با طعم لیبرالیسم، دیدمان، ۱۳۹۷ ، ص ۱۱

[۴] –  اخوان، تکنوکراسی با طعم لیبرالیسم، دیدمان، ۱۳۹۷ ، ص ۱۱

[۵] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت‌های دانش‌بنیان، ۸/۵/۱۳۹۱

[۶]– جمشید بهنام، ایرانیان‌ و اندیشه‌ تجدد، فرزان روز، ۱۳۸۶، ص‌ ۱۱۹.

[۷] – رفتارشناسی نفوذ و مانور تجمل در دوره آقای هاشمی رفسنجانی و امروز، خبرگزاری تسنیم، ۲۱/۱۱/۱۳۹۴

[۸] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پاسداران، ۶/۱۱/۱۳۷۱

[۹] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پاسداران، ۶/۱۱/۱۳۷۱

[۱۰] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پاسداران، ۶/۱۱/۱۳۷۱

[۱۱] – پیام فرمانده کل قوا به گردهمائی فرماندهان ارتش بیست میلیونی، ۲/۹/۱۳۶۸

[۱۲] – رضا سراج، محمد جواد اخوان؛ از مکتب نیاوران تا کابینه توسعه گرا، دیدمان، ۱۳۹۵ ، ص ۲۲۴

[۱۳] – بیانات رهبر انقلاب در دیداری جمعی از پاسداران، ۱۵/۱۰/۱۳۷۳

[۱۴] – بیانات رهبر انقلاب در دیداری جمعی از پاسداران، ۱۵/۱۰/۱۳۷۳

[۱۵] – بیانات رهبر انقلاب در دیدار خانواده‌های شهدا و ایثارگران استان خراسان شمالی، ۲۲/۷/۱۳۹۱

نوشته های مشابه

بستن
بستن