کتاب «مصدق و کاشانی؛ همراهی تا جدایی» منتشر شد

بازخوانی تحلیلی فراز و فرود نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران

با توجه به فرارسیدن سالروز قیام سی‌تیر، کتاب مصدق و کاشانی؛ همراهی تا جدایی با موضوع بازخوانی تحلیلی فراز و فرود نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.

این کتاب که از مجموعه کتاب های پژوهه تاریخی و حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران اندیشکده برهان است در ۱۵۱ صفحه و در ۵ فصل، از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.

«تکاپوی ملّی شدن نفت»، «جریان اسلامی نهضت»، «مخالفان و موافقان نهضت نفت»، «آمریکا؛ رفیق نیمه‌راه مصدق» و «فرجام نهضت» عناوین فصل های ۵ گانه این کتاب هستند.

در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم:

بحث نهضت ملی شدن صنعت نفت از مباحث مهم تاریخی است که می‌بایست به دور از عقده‌ها و جهت‌گیری‌های از پیش تبیین شده به آن پرداخت. در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت خواستۀ مردم بر این بود که سلطۀ بیگانه بر منابع خدادادی، پایان یابد. در دوران پهلوی اول به دلیل فضای خفقان که اطلاعاتی به جامعه به هیچ وجه نمی‌رسید، مردم به هیچ‌وجه در جریان مسائل پشت پرده قرار نمی‌گرفتند؛ حتی بحث تمدید قرارداد دارسی در سال ۱۳۱۲ به گونه‌ای صورت گرفت که مردم تصور کردند که اقدامی علیه انگلیسی‌ها و به نفع مصالح ملی صورت گرفته است، در حالی که خواص می‌دانستند که این‌گونه نیست.

در سال ۱۳۱۲ به ظاهر قراداد دارسی لغو شد اما مجدد قراردادی با انگلیسی‌ها بسته شد که به مراتب برای ملت ایران زیان بارتر بود. منتهی فقط خواص از محتوای تمدید قرار داد اطلاع داشتند، آن‌ها هم به هیچ وجه جرأت نمی‌کردند در این زمینه اعتراض کنند؛ چراکه کم‌ترین اعتراض با برخوردهای بسیار شدید رضاشاه مواجه می‌شد. دکتر مصدق خود برای اولین بار بعد از شهریور ۲۰، این اطلاعات را مطرح کرد؛ زمانی که روس‌ها هم می‌خواستند قراردادی را با ایران ببندند.

این اطلاعات وقتی به جامعه منعکس شد که چگونه انگلیس‌ها در طول دوران حاکمیت سیاه پهلوی اول نفت را چپاول کردند، به تدریج خواستۀ مردم برای ملی شدن صنعت نفت افزایش یافت؛ یعنی این خواسته قوت گرفت یا این خواسته تشدید شد. دکتر مصدق در دادن اطلاعات نقش داشت، اما در ابتدای امر به دلایل مختلفی پیشتاز مبارزه با انگلیس‌ها نبود. مصدق به عنوان یک اشراف زاده در ارتباط با مسائل مبارزاتی علیه سلطۀ بیگانه به طور قطع پیش قراول نبوده و کسانی که سعی می‌کنند او را در این زمینه پیش قراول و پیشتاز نشان دهند در واقع به نوعی تاریخ را جعل می‌کنند.

همکاری دکتر مصدق، آیت‌الله کاشانی و نیروهای فداییان اسلام توانست یک قدرت مردمی را سامان دهد. سامان دادن قدرت مردمی هم به کارشناسانی مثل مصدق نیاز داشت، هم نیاز به شخصیت‌های مورد اعتماد ملت مانند آیت‌الله کاشانی و هم نیاز به یک تشکل مردمی داشت که بتواند در صحنه جلوی نیروهای سرکوب‌گر وابسته به انگلیس را بگیرد. بنابراین به طور طبیعی سیر نهضت ملی شدن صنعت نفت به سویی می‌رود که سه جریان با هم پیوند می‌خورند. آیت‌الله کاشانی به عنوان یک رهبر مذهبی برجسته، دکتر مصدق به عنوان یک دموکراتیک کارشناسان که نیروی کارشناسی را در اختیار دارد و فداییان اسلام که یک تشکیلات مردمی را به وجود آورده‌اند. لذا در نشست‌های مشترکی که بین آیت‌الله کاشانی، دکتر مصدق و فداییان اسلام صورت می‌گیرد، تقسیم کار می‌شود.

برخی در ارتباط با نگاه به تاریخ تلاش می‌کنند که بخشی از مسائل را بزرگ نمایی کنند و بخشی را نبینند. به نظر می‌رسد که این شیوه ما را از تاریخ بهره‌مند نمی‌سازد. تاریخ، سراسر برای ما تجربه است. این تجربیات را موقعی می‌توانیم به خوبی به کار بگیریم که تاریخ را دقیقاً مشاهده کنیم. هم کسانی که تلاش می‌کنند نقش مصدق را آن‌چنان بزرگ نمایی کنند که گویا فقط ایشان در ملی شدن صنعت نفت نقش داشت، به طور قطع ما را ـ از بهره مندی ـ از تاریخ محروم می‌کنند و هم کسانی که فقط نیروهای مذهبی را در این قضیه می‌بینند. هم‌چنین کسانی که در تحلیل علل شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت و فراهم شدن بستر کودتا برای بیگانگان، ضعف را منحصر به هرکدام از این عوامل می‌کنند آن‌ها هم راه خطا را می‌پیمایند. رد پای عناصر نفوذی وابسته به بیگانه و انگلیس در همۀ این سه رکن تأثیرگذار نهضت ملی شدن صنعت نفت دیده می‌شود.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن