سناریوخوانی مواجهه ایران و آمریکا

رصد راهبردی تفرّس (3) | شبیه‌سازی «تنش یا مذاکره» در اندیشکده «مرکز امنیت نوین آمریکا»

خلاصه

«مرکز امنیت نوین آمریکا» با برگزاری یک کارگاه آزمایشی در واشینگتن، سه طرح احتمالی مرتبط با بحران‌های ناشی از تنش‌های موجود بین ایران و آمریکا بر سر برنامه‌ی هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای تهران را شبیه‌سازی کرده است. هدف از برگزاری این کارگاه آزمایشی، ارزیابیِ نحوه‌ی پاسخ‌گویی بازیگران مهم این صحنه در صورت وقوع هریک از طرح‌های موجود بیان شده. این آزمایش با حضور هفت گروه (بازیگر) اجرا شد: نمایندگانی برای ایران، آمریکا، کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس (کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و عمان)، رژیم صهیونیستی، روسیه، چین و اروپا (به‌طور عمده آلمان، فرانسه و انگلیس). این گروه‌ها از افرادی باتجربه که هم با فضای سیاسی آمریکا آشنا بوده و هم از سازوکارهای سیاسی موجود در کشورهای مربوط به خود باخبر بودند، انتخاب شدند. از بازیگران خواسته شد تا واقع‌بینانه‌ترین نقش ممکن از دولت‌های خود را بازی کنند. این بازی (آزمایش) سه حالت احتمالی زیر را بررسی کرد:

  1. ادامه‌ی تنش‌های سطح پایین ایران و آمریکا در چهار ماه آینده.
  2. افزایش تنش‌ها در دو سال آینده.
  3. انتخاب رئیس‌جمهوری جدید در آمریکا در سال ۱۳۹۹ که علاقه‌مند به بازگشت به برجام است.
  • پس از اجرای موفقیت‌آمیز این کارگاه، درس‌ها و نکاتی کلیدی از نتایج این آزمایش‌ها به دست آمد. در رابطه با طرح شماره‌ی ۲، اطلاعات زیر برای مرکز برگزارکننده حاصل شد:
  • هیچ‌یک از طرفین (ایران و آمریکا) علاقه‌ای به وقوع جنگ نداشته و به دنبال یافتن راه گریزی از آن هستند. رفتن شرایط به‌سمت وقوع یک جنگ تمام‌عیار مستلزم نقش‌آفرینی‌های ویژه‌ای از سوی آمریکا، ایران، رژیم صهیونیستی و عربستان است. البته برداشت‌های اشتباه از نیات و اقدامات هریک از طرفین و نبود یک مجرای ارتباطیِ مشخص بین ایران و آمریکا می‌تواند منجر به برخی سوءتفاهم‌ها و اشتباه در محاسبات شود.
  • افزایش تنش‌ها می‌تواند ایران و آمریکا را در یک حلقه‌ی بی‌پایان از واکنش‌های متقابل بیندازد. این واکنش‌ها در ابتدا ممکن است مهارشده و تحت‌نظر باشند اما به‌مرور از دست هردو طرف خارج‌شده و مناقشاتی پیش‌بینی‌نشده را پدید خواهند آورد.
  • عربستان و رژیم صهیونیستی بازیگران چموشی هستند که هریک می‌توانند با اقدامی نسنجیده، زمینه را برای وقوع درگیری‌های ناخواسته بین ایران و آمریکا فراهم کنند.
  • چین، روسیه و اروپا به‌احتمال‌زیاد با تشکیل یک جبهه‌ی واحد (البته با قدرت تأثیرگذاریِ کم)، برای کاهش تنش‌ها اقدام می‌کنند. به‌هرحال، شکاف بین اروپا و آمریکا بر سر موضوع ایران، در این حالت افزایش خواهد یافت.

در رابطه با طرح شماره‌ی ۳ نیز درس‌های زیر برای این مرکز حاصل شد:

  • بازگشت آمریکا به برجام فرآیندی بسیار دشوارتر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که عموم کارشناسان تصور می‌کنند.
  • رئیس‌جمهور جدید آمریکا که در ابتدای حضورش در کاخ‌سفید احتمالاً عناصر قدرتی کم‌تری از رئیس‌جمهور کنونی در اختیار دارد، خود را احتمالاً با رئیس‌جمهور و دولتی تندرو در ایران مواجه می‌بیند که حاضر نیست به‌راحتی زیر بار امتیازدهی به آمریکا رود.
  • درحالی‌که آمریکا تمایل دارد بر مبنای برجام به توافقی جامع‌تر با ایران دست یابد، ایران ورود به هرگونه مذاکره را منوط به جبران خسارات واردشده بر این کشور به‌خاطر خروج یک‌جانبه‌ی آمریکا از این توافق خواهد کرد.
  • آمریکا محتاج به در نظر گرفتن منویات و منافع دو رژیم صهیونیستی و سعودی در توافق جدید با ایران خواهد بود. درغیراین‌صورت، این دو رژیم تندرو احتمالاً در همکاری با آمریکا کارشکنی خواهند کرد.
  • هرگونه اقدام دیپلماتیکِ آمریکا برای تعامل با ایران، روابط آمریکا با اروپا را بهبود خواهد بخشید.
  • روابط پرتنش سیاسی بین آمریکا و روسیه، آینده‌ی دیپلماسی با ایران را با پیچیدگی‌های جدی مواجه خواهد کرد. در راه رسیدن به برجام، همکاری مؤثر آمریکا با روسیه یک عامل کلیدی بود. در توافق احتمالی بعدی، آمریکا دیگر چنین امتیازی را در اختیار نخواهد داشت.

کارشناسان مرکز امنیت نوین آمریکا به این نتیجه رسیدند که در هر دو طرح احتمالی، در نهایت این ایران و آمریکا هستند که نقش تعیین‌کننده را ایفا خواهند کرد و هیچ‌چیزی نمی‌تواند جای خالیِ یک مجرای ارتباطیِ مستقیم بین ایران و آمریکا را پر کند.

مقدمه

مسئله‌ی «مذاکره‌ی آمریکا با ایران» بر سر موضوعات مورد مناقشه بین دو کشور که از ابتدای سال ۱۳۹۸ به موضوعی جدی در فضای سیاسی/رسانه‌ای آمریکا تبدیل‌شده، همچنان از جایگاهی جدی در میان سیاست‌مداران، کارشناسان، تحلیل‌گران، اندیشکده‌ها و رسانه‌های آمریکایی برخوردار است. نوشته‌ها، مقاله‌ها و تحلیل‌های متعددی نیز تاکنون در این حوزه منتش‍ر شده که در میان آن‌ها می‌توان به انتشار دو مقاله‌ی مفصل از سوی اندیشکده‌ی بروکینگز درباره‌ی «مفاد مذاکرات هسته‌ای» و «مفاد مذاکرات موشکی» و هم‌چنین انتشار مقاله‌ای جامع از سوی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» درباره‌ی نحوه‌ی ورود آمریکا به مذاکراتی جدید با ایران اشاره کرد. اندیشکده‌هایی چون «شورای روابط خارجی»، «کارنگی» و «هادسون» نیز مقالاتی در رابطه با این موضوع ارائه کرده‌اند. نقطه‌ی مشترک در میان همه‌ی آن‌ها، زمینه‌سازی و ارائه‌ی راه‌کار برای ورود آمریکا به مذاکرات مجدد با ایران است. البته، هرکدام از این اندیشکده‌ها طبیعتاً با در نظر گرفتن گرایش سیاسیِ خود به مسئله نگریسته‌اند.

در همین راستا «مرکز امنیت نوین آمریکا» (سی.اِن. اِی. اِس.)[۱] در تاریخ پنجم تیرماه ۱۳۹۸ (۲۶ ژوئن ۲۰۱۹) گزارش مفصلی از یک آزمایش شبیه‌سازی مربوط به اوضاع منطقه با عنوان «تنش یا مذاکره» منتش‍ر کرد. این آزمایش شامل بررسی سه حالت رویاروییِ محتمل (سناریو[۲]) در روابط ایران و آمریکا، حول موضوعات هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تا دو سال آینده است. مرکز امنیت نوین آمریکا اعلام کرده که با توجه به شرایط روز و زمان برگزاری این نشست، یکی از حالاتِ پیش‌بینی‌شده از این سه حالت، دیگر اعتباری نداشته و این آزمایش فقط برای دو حالت آخر اجرا شده است. این مرکز هم‌چنین اعلام کرده هدف از انجام این آزمایش، پیش‌بینی رفتار و واکنش‌های بازیگران کلیدی در دو حالت محتمل بوده است.[۳]

‎نویسندگان

اِلیسا کاتالانو[۴]
  • عضو ارشد «برنامه‌ی تمنیت خاورمیانه» در مرکز امنیت نوین آمریکا.
  • تمرکز پژوهشی روی امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا.
  • ۱۲ سال سابقه در دولت آمریکا به‌عنوان مشاور امنیت ملی و سیاست خارجی در مناصبی چون شورای امنیت ملی و مشاور نماینده‌ی آمریکا در سازمان ملل.

ایلان گُلدن‌برگ[۵]

  • عضو ارشد «برنامه‌ی تمنیت خاورمیانه» در مرکز امنیت نوین آمریکا.
  • متخصص سیاست خارجی و امور دفاعی.
  • سابقه‌ی حضور گسترده در مناصب دولتی با تمرکز بر مسئله‌ی هسته‌ای ایران.

کِیلی توماس[۶]

  • هم‌کار پژوهشی در برنامه‌ی امنیت خاورمیانه.
  • عضو سابق برنامه‌ی انرژی، اقتصاد و امنیت خاورمیانه.
  • سابقه‌ی عضویت در مؤسسه‌ی امنیت و صلح بین‌الملل.

نیکولاس هِراس[۷]

  • عضو «برنامه‌ی تمنیت خاورمیانه» در مرکز امنیت نوین آمریکا.
  • تحلیل‌گر ارشد در «بنیاد جیمزتاون».
  • تخصص در تحلیل مناقشات پیچیده و مسائل امنیتی در غرب آسیا.

درباره‌ی مرکز امنیت نوین آمریکا

«مرکز امنیت نوین آمریکا» (سی.اِی. اِن. اِس.) سازمانی به‌ظاهر غیرانتفاعی، فراجناحی و مستقل در واشینگتن. دی. سی. در آمریکاست که در تدوین و توسعه‌ی سیاست‌های دقیق، مستحکم، کاربردی و واقع‌بینانه در حوزه‌ی دفاعی و امنیت ملیِ آمریکا فعال است. این مرکز با فراهم کردن راه‌کارها، تحلیل‌ها پژوهش‌های مستند برای تصمیم‌سازان، متخصصان و عموم جامعه، مدعی است که سعی در بالا بردن سطح درک عمومی از موضوعات مرتبط با امنیت ملی در آمریکا دارد. یک بخش کلیدی از مأموریت‌های این مرکز، آگاه‌سازیِ راهبران امنیت ملی آمریکا از وقایع روز و احتمالات آینده است.

نکته مهم: انتشار متن این گزارش صرفا به دلیل آگاهی مخاطبان محترم اندیشکده برهان از محتوای آن است و به هیچ عنوان به معنای تأیید محتوا و ادعاهای مطروحه در آن نیست!

ویژگی‌های شبیه‌سازی

سی.اِن. اِی. اِس. هفت بازیگر کلیدی را برای این آزمایش در نظر گرفته که عبارت‌اند از ایران، آمریکا، کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس (کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و عمان)، رژیم صهیونیستی، روسیه، چین و اروپا (به‌طور عمده آلمان، فرانسه و انگلیس). در این آزمایش به‌جای تصمیم‌گیران واقعیِ هرکدام از این هفت بازیگر (یعنی سیاست‌مداران این کشورها که امکان دسترسی به آن‌ها وجود ندارد)، از گروهی از کارشناسان و متخصصانِ باتجربه در امور مربوط به همان کشورها استفاده شده و از آن‌ها خواسته شده تا پیش‌بینی خود نسبت به عملکرد احتمالی دولت متبوع‌شان در سناریوهای مختلف را ارائه کنند. این سناریوها عبارت‌اند از:

  • ادامه‌ی روند تنش‌های سطح پایین در روابط ایران و آمریکا.
  • وضعیت تنش‌زایی که در طول دو سال آینده ادامه خواهد یافت.
  • انتخاب رئیس‌جمهوری جدید در سال ۲۰۲۰ میلادی در آمریکا که به دنبال احیای برجام است.

مرکز امنیت نوین آمریکا در ابتدای گزارش توضیح داده که با توجه به شرایط به وجود آمده در منطقه که بعد از انجام این آزمایش ایجاد شده، در این گزارش فقط به جزییات دو سناریوی «افزایش تنش‌ها» و «بازگشت به برجام» پرداخته شده. قبل از شروع آزمایش، از هرکدام از گروه‌ها خواسته شد که اهدافِ راهبردی دولتی که هم‌اکنون زمام امور را در دست دارد و همین‌طور محدودیت‌های داخلی و بین‌المللی آن را فهرست کنند. پاسخ این درخواست این‌گونه ارائه شد:

اهداف آمریکا:

  • جلوگیری از دست‌یابی ایران به بمب اتمی.
  • کاهش توانمندی و نفوذ منطقه‌ایِ ایران در منطقه، چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان خود.
  • دست‌یابی به دو هدف بالا بدون استفاده از نیروی نظامی و درگیری.

 

چالش‌های آمریکا:

  • اوضاع اقتصاد جهانی و قیمت نفت.
  • وخیم‌تر شدن جنگ تجاری با چین.
  • اختلاف‌نظر سیاسی شدید بین دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه بر سر موضوعات مختلف.

اهداف ایران:

  • حفظ نظام جمهوری‌اسلامی.
  • اجتناب از درگیری نظامیِ مستقیم با آمریکا.
  • اجتناب از ورشکستگی اقتصادی و شورش از درون.
  • احیای توانمندی‌های هسته‌ای.
  • توسعه‌ی نفوذ منطقه‌ای.
  • افزودن به نماینده‌های نیابتی خود در منطقه.
  • توسعه‌ی روابط با همسایگان.
  • نجات از انزوا و منزوی کردن آمریکا.

چالش‌های ایران:

  • توانمندی نظامی ضعیف‌تر در مقایسه با آمریکا.
  • انزوای نسبیِ این کشور در فضای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی.

اهداف اروپا:

  • جلوگیری از جنگ.
  • تلاش برای حفظ برجام و نگه‌داشتن ایران در این توافق.
  • حفظ ثبات در منطقه.
  • محافظت از روابط اقتصادی خود با شرکای منطقه‌ای.
  • مقابله با توسعه‌ی برنامه‌ی موشک‌های بالستیک ایران.

چالش‌های اروپا:

  • واگرایی منافع با آمریکا درباره‌ی ایران.
  • ناتوانی در اداره‌ی تحریم‌های آمریکا به‌خاطر درگیری شدید شرکت‌های اروپایی با نظام مالی آمریکا.
  • تضاد منافع و تفاوت در اولویت بین سه کشور آلمان،‌ فرانسه و انگلیس با دیگر کشورهای اروپایی.

اهداف روسیه:

  • جلوگیری از وقوع جنگ بزرگ در منطقه.
  • تلاش برای قانع کردن ایران و آمریکا به حفظ برجام.
  • کمک به ایران برای استقامت در مقابل تحریم‌های یک‌جانبه.
  • دعوت ایران به خویشتن‌داری در مسئله‌ی هسته‌ای.

چالش‌های روسیه:

  • تمایل اسراییل و بعضی از کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس برای ایجاد درگیری با ایران.
  • تمایل آمریکا برای افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران.
  • روابط نه‌چندان دوستانه بین روسیه و آمریکا.

اهداف چین:

  • تضمینِ امنیت انرژی و تأمین امنیت مسیرهای حمل‌ونقل آن.
  • ثبات در منطقه و جلوگیری از درگیریِ نظامی.
  • همکاری برای مقابله با تروریسم در منطقه.
  • اجرایی کردن برنامه‌ی راه ابریشم و جلوگیری از موانعی که این طرح را مختل می‌کند.

چالش‌های چین:

  • ضعف درک متقابل بین چین و آمریکا.
  • حضور جنگ‌طلب‌ها در دولت آمریکا.

اهداف رژیم صهیونیستی

  • جلوگیری از دست‌یابی ایران به بمب اتمی!
  • خروج نیروهای ایرانی از سوریه.
  • پایان حمایت نظامی ایران از حزب‌الله.

چالش‌های رژیم صهیونیستی:

  • منزوی شدن در مجامع جهانی.
  • درگیریِ نظامی با ایران و حزب‌الله در سوریه.
  • احتیاطی که مجبور است برای درگیر نشدن با روسیه به خرج دهد.

اهداف عربستان و امارات:

  • کاهش تهدید منطقه‌ای ایران علیه کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس.
  • توسعه‌ی روابط با روسیه و چین برای تحت‌فشار قرار دادن ایران.
  • حفظ اتحاد راهبردی با آمریکا.
  • توسعه‌ی روابط با مصر، عناصری در عراق و کشورهای حوزه‌ی دریای سرخ.

چالش‌های عربستان و امارات:

  • ضعف توانمندی نظامی.
  • اتکای زیاد به حمایت آمریکا.

اهداف عمان:

  • حفظ رابطه‌ی سطح بالا با ایران.
  • حفظ روابط تجاری و اقتصادی با آمریکا.
  • توسعه‌ی روابط با آمریکا.

چالش‌های عمان:

  • شکاف و تنش بین اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس.
  • نیروی نظامیِ ضعیف.
  • دولت پیر.

سناریوی اول: افزایش تنش‌ها

مرکز امنیت نوین آمریکا در اولین آزمایش، سناریویِ افزایش تنش‌ها را با توجه به اهداف و چالش‌های هرکدام از دولت‌های درگیر پیش می‌برد. این مرکز عنوان کرده که شرایط در سناریوی افزایش تنش‌ها به‌گونه‌ای طراحی‌شده که در آن هر دو طرف اصلیِ درگیری‌ها، یعنی ایران و آمریکا تا نقطه‌ی به‌اصطلاح بحرانی به تنش‌آفرینی ادامه دهند تا مشخص شود که با توجه به شرایط و با توجه به عکس‌العمل‌های احتمالیِ دیگر بازیگران این صحنه، آیا این تنش‌آفرینی‌ها به جنگ منتهی می‌شود یا به مذاکره‌ی مجدد؟

عناصر سناریو

  • ایران حدود دی‌ماه ۱۳۹۸ (ژانویه‌ی ۲۰۲۰) برجام را ترک خواهد کرد.
  • ترامپ بازهم در انتخابات ریاست‌جمهوریِ آمریکا برنده خواهد شد.
  • سنا در دست جمهوری‌خواهان و مجلس نمایندگان در دست دموکرات‌ها خواهد بود.
  • سیاست فشار حداکثریِ ترامپ علیه ایران ادامه خواهد داشت.
  • آمریکا برای جبران خسارت‌های چین به‌خاطر ضرری که بابت تغییر منبع تأمین انرژی خود داشته، یک معامله‌ی کلان تجاری را به این کشور پیشنهاد داده.
  • تحریم‌های ثانویه علیه چندین پالایشگاه و شرکت در چین، هند و ترکیه، اقتصاد ایران را در ورطه‌ی ورشکستگی قرار داده.
  • ایران برای تأمین منابع مالیِ موردنیاز خود به قاچاق سوخت و فعالیت‌های غیرقانونی در این زمینه روی آورده و تنها حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز یعنی یک‌دهم مقداری که بعد از توافق برجام می‌فروخت، می‌تواند بفروشد.
  • علی‌رغم اقتصاد ضعیف، ایران تصمیم گرفته که برنامه‌ی هسته‌ای خود را احیا کند. این کشور غنی‌سازی اورانیوم را تا پنج درصد افزایش داده و میزان اورانیوم با غنای کم خود را به شش هزار کیلوگرم رسانده است. مقداری که اگر ایران تصمیم بگیرد که سطح غنای آن‌ها را بالاتر ببرد، آنگاه برای تولید چندین بمب اتمی کافی خواهد بود.
  • ایران هم‌چنین برنامه‌ی تحقیق و توسعه‌ی خود درباره‌ی سانتریفیوژهای پیشرفته و فعالیت‌های مجتمع فردو را دوباره آغاز کرده. بنابر فرض این سناریو، هرچند که این فعالیت‌ها برای تولید بمب اتمی کافی نیست ولی این کشور درصورتی‌که اراده‌ای برای تولید بمب اتمی داشته باشد، تنها چند ماه با آن فاصله خواهد داشت؛ زمانی که در مقایسه با شرایطی که در برجام با آن روبه‌رو بود، یعنی فاصله‌ی یک‌ساله‌ی ایران تا تولید بمب اتمی، به‌مراتب خطرناک‌تر است!
  • احتمال به قدرت رسیدن تندروها در انتخابات خرداد ۱۴۰۰ (ژوئن ۲۰۲۱) بیش‌تر شده. تندروهایی که سیاست ادامه‌ی فعالیت‌های هسته‌ای ایران را دنبال می‌کنند و تضاد بیش‌تری با آمریکا دارند و رئیس‌جمهور جدید ایران احتمالاً تنها کسی خواهد بود که می‌تواند با آمریکا مذاکره کند.
  • ایران و دیگر امضاکنندگان برجام (غیر از آمریکا) گاه و بیگاه باهم مذاکراتی خواهند داشت ولی نتیجه‌ی ویژه‌ای از این مذاکرات حاصل نخواهد شد.
  • اتحادیه‌ی اروپا تحریم‌های جدیدی را علیه ایران به دلیل پیگیری برنامه‌ی موشک‌های بالستیک این کشور وضع خواهد کرد.
  • در مردادماه سال ۱۴۰۰ نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در یک اعلام عمومی، ایران را به فعالیت‌های پنهانی اتمی -شبیه آن چیزی که در فردم وجود دارد- متهم خواهد کرد. هرچند که ایران در آن موقع غنی‌سازی اورانیوم خود را به‌صورت آشکار آغاز کرده ولی شواهد نشان می‌دهد که ایران تلاش‌های پنهانی برای تولید بمب اتم داشته است. فرض بر این است که این شواهد به‌اندازه‌ای که بازرسان سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را برای تحقیق درباره‌ی آن باانگیزه کند، متن هستند ولی ایران اجازه‌ی بازرسی را به آن‌ها نخواهد داد.
  • از طرف دیگر ایران برای بالا بردن هزینه‌ی فشارهای حداکثری برای آمریکا، رویکرد خشن‌تری اتخاذ و مجموعه‌ای از اقدامات که توسط نیروهای نیابتی خود انجام خواهد شد را مدیریت می‌کند. اقداماتی چون کُشتن نیروهای آمریکایی در عراق، حمله‌های قابل‌انکار به نفت‌کش‌ها در حوالی تنگه‌ی هرمز و حمله به خط لوله‌های اصلیِ نفت عربستان که موجب بالا رفتن قیمت نفت به‌صورت بلندمدت می‌شود.
  • همه‌ی این اقدامات تنش‌زا همراه با اشاره‌های تلویحی هر دو رئیس‌جمهور مبنی بر آمادگی برای مذاکره خواهد بود.

چگونگی برخورد گروه‌ها با این شرایط

بنابراین گزارش، با این‌که بعضی از کشورها، از ابتدای این سناریو اقدامات تنش‌زایی را بروز داده‌اند ولی به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام به دنبال شروع جنگی که تمام منطقه را درگیر کند، نبوده‌اند. در ادامه، عکس‌العمل هرکدام از بازیگران این سناریو گزارش‌شده است:

  • ایران نیروهای نیابتی خود را واداشته تا سه آمریکایی را در افغانستان به قتل برسانند و به متحدان خود در عراق فشار آورده تا برای اخراج نیروهای آمریکایی از عراق (در قالب فعالیت‌های قانونی) تلاش کنند. ایران هم‌چنین برای این‌که آمریکا را از ادامه‌ی فشارهای حداکثری منصرف کند، نیروهای شیعه‌ی افغانستانی که در سوریه فعالیت می‌کرده‌اند را به یمن منتقل کرده است.
  • اسراییل عملیات مخفی علیه ایران انجام می‌دهد؛ دانشمندان هسته‌ای ایران را در تهران ترور می‌کند و حمله‌ی سایبری علیه تأسیسات نفتی ایران را با هدف ایجاد تأخیر در برنامه‌ی هسته‌ای ایران و تشدید فشار اقتصادی بر این کشور، طراحی می‌کند.
  • آمریکا به این دلیل که نمی‌خواهد یک جنگ بزرگ با ایران راه بیافتد، از درگیریِ نظامیِ مستقیم با ایران پرهیز می‌کند ولی در پاسخ به ماجراجویی‌های منطقه‌ایِ ایران و تشدید فعالیت‌های هسته‌ای این کشور، نفت‌کش‌هایی که نفت ایران را جابه‌جا می‌کنند را توقیف کرده و از عبور آن‌ها جلوگیری خواهد کرد. آمریکا بدین ترتیب هم به متحدان خود به‌نوعی اطمینان خاطر بخشیده و هم به ایران نشان می‌دهد که یا باید در مسیر تنش‌زدایی حرکت کند و یا باید منتظر عواقب درگیری مستقیمِ نظامی با آمریکا باشد.
  • در این میان هر دو کشورِ ایران و آمریکا، تلاش‌هایشان را برای ایجاد یک دالان (کانال) مستقیمِ ارتباطی با یک‌دیگر از طریق عمان ادامه می‌دهند؛ درحالی‌که هم‌چنان فضای بی‌اعتمادی بین دو کشور برقرار مانده است.

بنابر تحلیل مرکز امنیت نوین آمریکا، اوضاع در شرایطی که تابه‌حال گزارش‌شده، احتمالاً قابل مدیریت خواهد ماند؛ ولی در ادامه، سطحِ تنش‌ها با دخالت‌های دیگر بازیگران منطقه افزایش یافته و اوضاع تغییر خواهد کرد. مرکز امنیت نوین آمریکا، سلسله اتفاقات دیگری را که منجر به افزایش تنش در این سناریو می‌شود را به ترتیب زیر گزارش داده است:

  • از آن‌جا که عربستان و امارات که از پاسخ شدید و قاطع آمریکا علیه ایران نااُمید شده‌اند و از طرفی تهدید ایران علیه تأسیسات نفتی خود را نمی‌توانند نادیده بگیرند، تصمیم می‌گیرند که خودشان اقدامات ایران را تلافی کنند.
  • واکنش ایران به حمله‌های عربستان و امارات،‌ انجام حمله‌های خراب‌کارانه علیه تأسیسات نفتی عربستان و حمله‌ی سایبری علیه زیرساخت‌های دولتیِ امارات خواهد بود. ایران هم‌چنین نیروهای شیعه‌ی افغانستانی را که به یمن فرستاده است، برای تحت فشار قرار دادن عربستان به سمت مرزهای جنوب غربی عربستان و نزدیک به نجران گسیل می‌کند. از اقدامات دیگر ایران، مین‌گذاری در تنگه‌ی هرمز خواهد بود.
  • آمریکا برای پاسخ به اقدامی که آن را افزایش چشم‌گیر تنش‌ها توسط ایران می‌خواند، به‌ویژه در واکنش به مین‌گذاری در تنگه‌ی هرمز، وارد عمل خواهد شد و حمله‌های محدود ولی مهمِ نظامی را علیه کشتی‌ها و انبارهای مینِ ایران انجام خواهد داد.
  • کارشناسان گروه ایران پیش‌بینی کرده‌اند که پاسخ ایران به این حمله‌های آمریکا،‌ تحریک نیروهای نیابتیِ حاضر در عراق برای گروگان گرفتن آمریکایی‌هایی باشد که در شرکت‌های نفتی این کشور فعالیت می‌کنند. ایران درعین‌حال از کشتن آمریکایی‌ها خودداری خواهد کرد.

در این نقطه، بنابر تحلیلی که مرکز امنیت نوین آمریکا ارائه داده، هرچند که دو کشورِ ایران و آمریکا، دیگر تلاشی برای ایجاد دالان (کانال) ارتباطی از طریق عمان نمی‌کنند ولی تلاش‌های‌شان را برای کاهش تنش‌ها ادامه خواهند داد. در انتهای این سناریو،‌ دو کشور وارد مرحله‌ای شده‌اند که می‌توان آن را جزو مراحل اولیه‌ی شروع جنگی بزرگ قلم‌داد کرد.

بالاتر بردن سطح تنش‌ها

در ادامه‌ی این آزمایش،‌ مرکز امنیت نوین آمریکا تصمیم گرفت تا واکنش بعضی از بازیگران این سناریو را با هدف بالا بردن تنش‌ها و مشاهده‌ی تبعات آن دست‌کاری کند که به‌این‌ترتیب مشخص شود، افزایش تنش‌ها سرانجام در چه سطحی باعث بروز درگیری بین دو کشور خواهد شد.

  • هر دو گروهِ نمایندگان ایران و آمریکا اعلام کردند در شرایطی که تلاش می‌کردند تا از اقدامات طرف مقابل جلوگیری کرده و ثابت کنند که تسلیم فشارهای او نخواهند شد، در مقطعی حس کرده‌اند که نمی‌توانند اقدام تلافی‌جویانه علیه اقدام طرف مقابل را دائماً ادامه دهند و در این شرایط گرفتار شده‌اند. مثلاً زمانی که گروه آمریکا به این امید که بتواند ایران را وادار به مذاکره کند، علیه این کشور اقدام مؤثری انجام می‌داد؛ آنگاه ایران قبل از این‌که مذاکره‌ای شکل بگیرد، با این هدف که در مذاکره دست بالا را به دست آورد، آن اقدامِ آمریکا را با یک پاسخ شدیدتر تلافی می‌کرد.
  • هرچند که دو کشور نتوانستند برای کاهش تنش‌ها،‌ گفت‌وگوهایی را برنامه‌ریزی کنند، اما هر دو تلاش کردند تا همه‌ی اقداماتی که انجام می‌دهند را در منطقه‌ی به‌اصطلاح خاکستری نگه داشته تا این اقدامات به جنگی تمام‌عیار تبدیل نشود.

با توجه به بازه‌ی زمانیِ کوتاهِ این آزمایش و این‌که هرکدام از دو کشور، دیگری را مسئول آغاز تنش‌آفرینی می‌دانست، مشخص نشد که اقدامات این دو کشور برای تنش‌زدایی در نهایت به گفت‌وگو ختم خواهد شد یا جنگ؟

از دیگر دلایلی که باعث شد نتیجه‌ای دراین‌باره حاصل نشود، سوءتعبیرهای پیوسته‌ای بود که هرکدام از این دو کشور نسبت به اقدام طرف مقابل داشت. به‌عنوان‌مثال،‌ زمانی که گروهِ ایران تصور می‌کرد که با گروگان‌گیری آمریکایی‌ها -و نه کشتن آن‌ها- می‌تواند جلوی اقدامات آمریکا را گرفته و به‌منزله‌ی ظرفیتی برای شروع مذاکره از آن استفاده کند، گروه آمریکا اذعان کرد که هیچ‌گاه چنین اقدامی را به‌مثابه یک اقدام تنش‌زُدا قبول نخواهد کرد و احتمالاً به دنبال تلافی آن خواهد بود.

این سناریو نشان داد که خطر سوءتعبیر تا چه اندازه می‌تواند بااهمیت باشد و حتی وقتی هر دو کشور اراده‌ای برای تنش‌زدایی دارند، در عمل چنین اتفاقی به این آسانی نخواهد افتاد.

گروه ایران می‌خواست به آمریکا ثابت کند که راه‌های متنوعی برای تلافی کردنِ اقدامات آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن در اختیار دارد. این کشور هم‌چنین می‌خواست نشان دهد که قادر است تنش‌هایی پرهزینه‌ای را برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند؛ بدون این‌که باعث به وجود آمدن یک جنگ تمام‌عیار در منطقه شود.

اقداماتی که ایران در تلافی حمله‌های عربستان و امارات به تأسیسات نفتی کرد را می‌توان خارج از خط قرمز آمریکا تعبیر کرد. اقداماتی که عبارت بودند از حمله به بعضی از مناطق عربستان توسط نیروهای نیابتی، حمله‌ی سایبری به تأسیسات دولتی امارات و گروگان‌گیری آمریکایی‌ها در عراق. ولی مین‌گذاری در منطقه‌ی تنگه‌ی هرمز همان اقدامی است که می‌توان آن را عبور از خط قرمز آمریکا تلقی کرد. در شرایطی که منظور گروه ایران از این اقدام ایجاد بازدارنده‌گی بود، گروه آمریکا آن را عبور از خط قرمز تعبیر کرد و به این نتیجه رسید که انتخاب دیگری جز شروع درگیری نظامی مستقیم ولی محدود با ایران ندارد.

از دیگر نکات مهم در این سناریو نقشِ کلیدیِ بازیگران منطقه‌ایِ دیگر یعنی رژیم صهیونیستی، رژیم سعودی و امارات در وخیم کردن اوضاع بود.

  • اسراییلی‌ها لزوماً به دنبال شروع جنگ نبودند؛ ولی آن‌ها به این نتیجه رسیدند که آمریکایی‌ها سرانجام راهی برای برگشتن به میز مذاکره با ایران پیدا خواهند کرد و دوباره توافقی با ایران شکل خواهد گرفت که مورد نظر آن‌ها نیست. این احتمال از نظر مرکز امنیت نوین آمریکا احتمال درستی بود؛ چراکه این مرکز معتقد است علی‌رغم دوستی عمیقی که بین ترامپ و اسراییل وجود دارد، آن‌ها اوضاع مذاکره‌ی مستقیم آمریکا با کره‌ی شمالی را می‌بینند. اسراییل هم‌چنین اقدامات مخفی، شامل ترور دانشمندان ایرانی و حمله‌ی ناموفق به بعضی از تأسیسات هسته‌ای ایران را پیش‌تر انجام داده. اقداماتی که ایران معتقد است که آن‌ها در هم‌آهنگیِ کامل با آمریکا انجام شده‌اند.
  • گروه عربستان سعودی از ابتدای این سناریو، هم به این دلیل که دولت ترامپ بدون مشورت با آن‌ها اقدام می‌کرد و هم به‌این‌علت که اقدام نظامی قاطعی از آمریکا علیه ایران مشاهده نکرد، یک حالت ناامیدی از آمریکا داشت. هرچند که بعید به نظر می‌رسد که سعودی‌ها بدون اطمینان از حمایت آمریکا، انگیزه‌ای برای حمله‌ی مستقیم به ایران داشته باشند ولی مرکز امنیت نوین آمریکا متوجه شد که در این دو گروه تصمیم جدی برای حمله‌ی تلافی‌جویانه علیه تأسیسات نفتی ایران به وجود آمده است. به‌این‌ترتیب گروه کنترل در این آزمایش، این دو گروه را تشویق کرد تا برای ارزیابی تبعات چنین حمله‌ای، تصمیم خود را علیه ایران عملیاتی کنند و این همان دلیلی بود که باعث شد ایران در تنگه‌ی هرمز مین‌گذاری کند و به‌تبع آن آمریکا نیز وارد درگیریِ نظامیِ مستقیم با ایران شد و به انبارهای مین ایران حمله کرد. این حمله‌های سعودی‌ها و اماراتی‌ها هم‌چنین موجب شد که ایران از نیروهای نیابتی خود در یمن بخواهد که به نجران در عربستان حمله کنند. گروه سعودی بعد از تمام شدن آزمایش اذعان کرد که اگر تشویق گروه کنترل نبود، آن‌ها بدون رضایت آمریکا به تأسیسات نفتی ایران حمله نمی‌کردند.

از دیگر نکته‌های جالب‌توجه در این روی‌داد این بود که مشخص شد در دنیای واقعی، حمله‌ی نیروهای نیابتی ایران به جنوب غربی عربستان و منطقه‌ی نجران، عربستان را مجبور خواهد کرد تا اولویتش را در تأمین امنیت در مرزها و خطوط لوله‌ی نفتش متمرکز کند. در واقع حمله‌ی عربستان به ایران نشان می‌دهد که این کشور تا چه اندازه باید در زمان و چگونگی حمله‌ای که می‌خواهد علیه ایران انجام دهد دقیق باشد تا آسیب نبیند.

نکته‌ی دیگر در این بخش از آزمایش، ظرفیت اقدام‌های نسنجیده‌ی عربستان و به‌ویژه «بن‌سلمان» برای وارد کردن آمریکا به تقابل مستقیم با ایران بود. این دست‌کاری در آزمایش ثابت می‌کند که چه‌گونه اقدامات متقابل ایران و آمریکا علیه یک‌دیگر می‌تواند تحت تأثیر اقدام دیگر بازیگران این سناریو آسیب‌پذیر شود و در واقع این ظرفیت وجود دارد که بدون این‌که هیچ‌یک از دو طرف واقعاً بخواهند وارد یک جنگ تمام‌عیار شوند، در این تله گیر بیافتند. هنگامی‌که رژیم صهیونیستی، آل‌سعود و امارات، تحولات منطقه را رقم می‌زنند، اروپا، روسیه و چین برای تأثیرگذاری، محدودیت دارند. شاید بتوان مهم‌ترین بینش به‌دست‌آمده از این سناریو را این دانست که این سه بازیگر با هم (اروپا، روسیه و چین) یک بخش واحد (بلوک) را تشکیل می‌دهند. یعنی اروپا در این تحولات، بیش‌تر با این دو رقیب آمریکا هم‌آهنگ است تا با خود آمریکا. هم‌چنین مشخص شد که تلاش اصلی این بلوک بیش از این‌که بر حفظ برجام یا تولید نسخه‌ای جدید از آن متمرکز باشد، بر جلوگیری از یک درگیری گسترده در منطقه تمرکز دارد. همان‌طور که ذکر شد، اولویت چین، تأمین امنیت انرژی است. این کشور از این نگران است که درگیری‌های احتمالی در منطقه، تأمین انرژی موردنیاز این کشور را مختل کند.

روسیه نیز، هم از بابت شیوعِ بی‌ثباتی در نزدیکی مرزهای خود نگران است و هم از بالا رفتن زیاد قیمت نفت. قیمت بالای نفت گرچه می‌تواند در کوتاه‌مدت به نفع روسیه باشد ولی اگر برای زمان طولانی، قیمت نفت بالا باشد، دیگر به نفع این کشور نیست. نگرانی از تنش‌هایی که ایران به وجود آورده، اروپا را تشویق می‌کند تا برای محدود کردن بُرد موشک‌های بالستیکِ ایران بیش‌تر تلاش کند. اروپا هم‌چنین تلاش می‌کند تا از طریق «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهور فرانسه، بین ایران و آمریکا واسطه‌گری کند. تلاش‌هایی که خیلی مؤثر نخواهند بود. روی‌هم‌رفته این سناریو چند چیز را مشخص کرده است:

  1. هیچ‌کدام از طرفین به دنبال جنگ نبوده و به دنبال راهی برای برون‌رفت از مخمصه‌ای است که دچارش شده.
  2. برای این‌که تنش‌های موجود به یک جنگِ تمام‌عیار منتهی بشود، نیاز است که ایران، آمریکا، اسراییل و یا رژیم سعودی اقدام خیلی ویژه و چشم‌گیری انجام دهند.
  3. سوءتعبیر هرکدام از طرفین از اقدامات طرف مقابل در کنار خلأ رابطه‌ی مستقیم، ظرفیت تشدید تنش‌ها را بالا برده است.
  4. وقتی تنش‌ها بالا می‌گیرد، این احتمال که ایران و آمریکا وارد یک چرخه برای تلافیِ اقدامات یک‌دیگر شوند، بیش‌تر می‌شود. چرخه‌ای که درنهایت از اداره و اراده‌ی آن‌ها خارج شده و باعث بروز درگیری مستقیم بین دو طرف می‌شود.
  5. اقدامات یک‌جانبه‌ای که ممکن است از اسراییل و عربستان سعودی سر بزند، قابل پیش‌بینی نبوده و ممکن است به‌گونه‌ای باشد که آمریکا را وادار به تقابل نظامی با ایران کند.
  6. چین، روسیه و اروپا ممکن است در کنار هم یک بلوک را با هدف کم کردن تنش‌ها تشکیل دهند. بلوکی که گرچه نفوذ زیادی ندارد، ولی نتیجه‌ی آن می‌تواند فاصله گرفتن اروپا از آمریکا در موضوع ایران و دیگر موضوعات مربوط به منطقه باشد.

سناریوی دوم: بازگشت به برجام

بررسیِ چالش‌های بازگشت به برجام برای دولت آمریکا، هدف از طراحیِ این سناریو عنوان شده و زمان فرضی برای اتخاذ چنین تصمیمی نیز اسفندماه ۱۳۹۹ (مارس ۲۰۲۱) در نظر گرفته شده است.

عناصر سناریو

  • فرض بر این است که دموکرات‌ها برنده‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری شده‌اند و هم‌چنان مجلس نمایندگان را هم در اختیار دارند و جمهوری‌خواهان نیز هم‌چنان مجلس سنا را در دست دارند.
  • ایران در دی‌ماه ۱۳۹۸ (ژانویه‌ی ۲۰۲۰) از برجام خارج شده، تدریجاً در حال بازسازی تأسیسات هسته‌ای و ازسرگیری برنامه‌های هسته‌ای خود است. این کشور تا اسفند همین سال موفق شده ۲۵۰۰ سانتریفیوژ نسل IR1 را در نطنز نصب کند و حدود ۳۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم، با درجه‌ی غنای کم (غنای پنج درصد) را انباشته که در صورت افزایش غنای آن‌ها تا ۹۵ درصد، برای تولید چندین بمب اتمی مقدار کافی خواهد بود! ایران هم‌چنین در حال تبدیل مجدد مجتمع فردو به یک مجموعه برای غنی‌سازی اورانیوم است ولی هنوز غنی‌سازی را در این مجتمع آغاز نکرده.
  • پیش‌بینی می‌شود با توجه به شرایطِ برنامه‌ی هسته‌ای ایران، اگر این کشور تصمیم به تولید بمب اتمی بگیرد، تنها شش ماه با آن فاصله داشته باشد!
  • رهبر عالی ایران هم‌چنان درباره‌ی غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا و لزوم استقامت صحبت می‌کند و فضای سیاسی حاکم بر جامعه‌ی ایران هم علیه گفت‌وگوی مجدد با آمریکا است.
  • از طرف دیگر در مجلسِ ایران تندروهای مخالف با برجام اکثریت را به دست آورده‌اند و زمان زیادی تا انتخابات ریاست‌جمهوریِ این کشور باقی نمانده است.
  • رئیس‌جمهور جدید آمریکا به دنبال این است که با رعایت احتیاط‌های لازم دوباره به برجام بازگردد. امری که به مذاکره‌ی مجدد آمریکا و ایران نیاز دارد.
  • برنامه‌ی مذاکره‌ی آمریکا با ایران،‌ شامل توافق درباره‌ی مسائل جدید و گسترده‌تر است. توافقی که در آن، زمان مُجاز برای فعالیت دوباره‌ی برنامه‌های هسته‌ای را عقب‌تر ببرد و مسائل منطقه‌ای نیز در آن مورد توجه قرار گرفته باشد.
  • دیگر اعضای برجام به‌شدت آمریکا را به بازگشت به برجام تشویق می‌کنند.
  • تمرکزِ رسانه‌های عربیِ منطقه بر این است که تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا در این خصوص و قبل از بررسی گزینه‌های دیگر را تصمیمی ساده‌لوحانه نشان دهند.
  • نتانیاهو به شکل علنی با بازگشت آمریکا به توافق برجام مخالفت کرده و شایعات حاکی از این است که اسراییل برای آن‌چه دفاع از خود می‌نامد، در حال بررسیِ طرح حمله به ایران است.
  • بعد از یک دوره‌ی ۶۰ روزه برای بازنگری در روابط ایران و آمریکا، رئیس‌جمهور جدید اعلام می‌کند که دولتش مایل است که هرچه سریع‌تر مذاکرات با ایران را آغاز کند.

چگونگی برخورد گروه‌ها با این شرایط

  • برعکس سناریوی افزایش تنش‌ها، در این سناریو، گروه آمریکا کار خود را با جلسات فش‍رده‌ی مشورتی با شرکای اروپایی خود آغاز کرد. جلساتی درباره‌ی بهترین نوع شروع مذاکره با ایران که شامل جدول زمانی برای لغو تحریم‌ها و پیش‌نهادهایی برای نشان دادن حسن نیت دو طرف برای بازگشت به برجام باشد.
  • فاصله‌ی زیاد میان انتظارات ایران و آمریکا، ازجمله چالش‌های اصلی اروپا به‌منزله‌ی واسطه میان دو کشور است. با این‌که رویکرد روشنِ آمریکا بازگشت به برجام است ولی این کشور به دنبال ایجاد محدودیت‌های جدیدی علیه ایران نیز هست. از طرف دیگر، تصمیم ایرانی‌ها این است که تنها زمانی به برجام باز گردند که آمریکا خسارت‌های وارده به ایران در جریان خروجش از برجام را در طول سه سال گذشته جبران کند.
  • با توجه به ظرفیت احتمالی برای توسعه و تجدید توافق برجام، اسراییل مشتاق است که نگرانی‌های خاص خودش را که در برجامِ قدیمی لحاظ نشده بود، مورد توجه قرار دهد. این در حالی است که مقاماتِ اسراییلی رویکرد بسیار سختی اتخاذ کرده و دیدار و گفت‌وگو با مقامی کم‌تر از رئیس‌جمهور آمریکا دراین‌باره را نمی‌پذیرند. علاوه‌براین، اسراییل نیروهای خود را در واشینگتن. دی. سی. و کنگره علیه دولت و علیه چیزی که آن را معامله‌ی بد می‌خواند، بسیج کرده است.
  • کشورهای عرب حاشیه‌ی خلیج‌فارس نیز مشتاق‌اند تا نگرانی‌های خود را در توافق جدید با ایران مورد توجه قرار دهند. این کشورها تلاش می‌کنند تا با اسراییل یک جبهه‌ی متحد در این خصوص ایجاد کنند.
  • اروپا این اطمینان خاطر را برای روسیه، اسراییل و کشورهای عربی خلیج‌فارس به وجود آورده که از مذاکره‌ی مجدد حمایت می‌کند و سرانجام یک ملاقات را بین پنج عضو برجام با ایران در بروکسل ترتیب می‌دهد. در این ملاقات، آمریکا خواستار به وجود آمدن یک روند پلکانی می‌شود که در آن ابتدا از ایران انتظار می‌رود که به تعهدات هسته‌ای پای‌بند باشد و سپس اجازه‌ی شروع گفت‌وگوها درباره‌ی مسائل منطقه‌ای و دیگر مسائل هسته‌ای داده شود؛ اما رویکرد ایران، گرفتن غرامت از آمریکا به‌خاطر خروج از برجام خواهد بود. ایران هم‌زمان تأکید می‌کند که در مقابل اقدامِ طرف مقابل، اقدام خواهد کرد.
  • روسیه و چین بر حمایت خود از گفت‌وگو درباره‌ی مسائل هسته‌ای و منطقه‌ای تأکید می‌کنند.
  • در این آزمایش معلوم شد، هرچند که همه‌ی طرف‌ها مایل به بازگشت به برجام هستند ولی روندِ بازگشت به برجام بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که پیش‌بینی می‌شود.
  • انتخابات ریاست‌جمهوریِ ایران فقط چند ماه با این مذاکرات فاصله داشت. ظریف و روحانی برای بازگشت به برجام، از حمایت کمی در داخل کشور برخوردارند و در این میان ره‌بر ایران و تندروها تصمیم گرفته‌اند فعلاً سیاست مقاومت خود علیه آمریکا را تغییر ندهند تا میزان جدی بودن آمریکا برای بازگشت به برجام، برای آن‌ها احراز شود.
  • ایران به‌عنوان پیش‌شرط مذاکره با آمریکا، خواستار لغو همه‌ی تحریم‌ها شده و آمادگی خود را تنها برای مذاکره درباره‌ی مسائل هسته‌ای اعلام می‌کند و نه مسایلی مانند نگرانی‌های منطقه‌ای و موشک‌های بالستیک.
  • زمانی که ایرانی‌ها می‌بینند که آمریکایی‌ها تمایلی برای لغو تحریم‌ها ندارند،‌ ره‌بر ایران و تندروها تصمیم می‌گیرند که تا بعد از انتخابات ریاست‌جمهوریِ ایران منتظر مانده و بعد از آن به مذاکره‌ی جدی با آمریکایی‌ها بیاندیشند. به‌بیان‌دیگر، زمانی که آمریکا به دنبال ایجاد توافقی بهتر از توافق برجام با ایران است، ایران هم هدفی مشابه ولی در راستای منافع خود دارد.
  • ایرانی‌ها عمیقاً اطمینان خود را به آمریکایی‌ها از دست داده‌اند و انتظار دارند که توافق جدیدِ احتمالی با آمریکا به‌گونه‌ای تنظیم شود که ماجرای خروجِ آمریکا از برجام غیرقابل تکرار باشد. نگرانیِ دیگر ایران ضعف حمایت داخلی در خصوص یک توافق جدید با آمریکا بعد از شکست برجام است. ایران هم‌چنین به دنبال تأمین امنیت مالیِ خود از نظام مالیِ آمریکا نیز هست و به دنبال سازوکار مالی‌ای می‌گردد که اگر آمریکا دوباره خواست از توافق خارج شود، مراودات مالیِ این کشور دچار اختلال نشود.
  • از منظر ره‌بر عالی ایران، این کشور موفق شده که یک اقتصاد مقاومتی را علی‌رغم تحریم‌های آمریکا ایجاد کند، برنامه‌های هسته‌ای را توسعه داده و به‌منزله‌ی یک قدرت هم‌چنان در منطقه‌ی غرب آسیا قدرت‌نمایی کند. پیش‌رفت‌هایِ باارزشی که تنها در ازای امتیازهای عمده می‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد.
  • در طرف آمریکایی‌ها، اولین چالش مربوط به زمان است. برای استقرار یک دولت جدید ماه‌ها زمان لازم است و زمانی که دولت آمریکا برای مذاکرات جدی با ایران آماده شده، تنها چند ماه زمان تا انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران فرصت باقی است. به‌علاوه، بازگشت به همان توافق گذشته،‌ با توجه به این‌که بعضی از بندهایی موجود در برجام در حال منقضی شدن است، امر جذابی برای دولت جدید آمریکا نخواهد بود.
  • با این‌که گروه آمریکا در این آزمایش نمی‌توانست پیش‌بینی کند که مذاکره‌کننده‌گان ایرانی درنهایت چه کسانی خواهند بود، مصمم به ارایه‌ی پیشنهاد توافقِ «بیش‌تر برای بیش‌تر» بودند. توافقی برای لغو تحریم‌های بیش‌تر در ازای پذیرش محدودیت‌های بیش‌ترِ ایران در مورد برنامه‌های هسته‌ای.
  • گروه آمریکا هم‌چنین به‌شدت توسط دو گروه اسراییل و رژیم سعودی محدود شده بود. هر دو گروه خواستار گفت‌وگوی فوری با آمریکا برای گنجاندن معیارهای مورد نظر خود در توافق احتمالی با ایران بودند. اسراییل دولت آمریکا را تهدید می‌کرد که چنان‌چه توافق جدید با ایران شامل مسائل منطقه‌ای نباشد، نیروهای خود را در سنا و واشینگتن علیه دولت و برای قفل کردن توافق بسیج خواهد کرد.

گفت‌وگوهای جدی درباره‌ی فعالیت‌های منطقه‌ای ایران که شامل درگیر شدن دیگر بازیگران این سناریو می‌شد، به معنیِ تداخل دیدگاه‌ها و تضاد منافع طرف‌های مختلف و در اصل به معنی طولانی شدن مذاکرات بود. با توجه به پیچیدگی‌های این موضوع، گروه آمریکا ترجیح داد که مذاکرات درباره‌ی مسائل هسته‌ای که کاملاً به مسائل منطقه‌ای وابسته‌شده را ادامه ندهد. در ضمن این نکته هم مشخص شد که اگر گروه آمریکا بخواهد که فقط برای مسائل هسته‌ای با ایران مذاکره کند و مسائل منطقه‌ای را مطرح نکند، آنگاه این مذاکرات شبیه همان الگویی خواهد بود که در برجام پیش رفته است.

نادیده گرفتن مسائل منطقه‌ای،‌ احتمالاً اعتراض‌های شدیدی را از طرف شرکای منطقه‌ای آمریکا برمی‌انگیزد. این اعتراض‌ها می‌تواند باعث تضعیف اجماعی می‌شود که برای بازگشت به برجام (یا هر توافق جدید دیگری در زمینه‌ی هسته‌ای) شکل گرفته بود. اجماعی که بین هر دو حزب آمریکا به وجود آمده و برای دوام توافق، حیاتی است.

در این سناریو، کشورهای عربیِ خلیج‌فارس کار چندانی برای جبران کم‌کاری آمریکا نمی‌توانند انجام دهند. نهایت کاری که آن‌ها می‌توانستند انجام دهند، این بود که تلاش کنند تا دولت آمریکا نگرانی‌ها و مسائل مورد نظر آن‌ها را هم در توافق جدید با ایران مورد توجه قرار دهد. اسراییل و این کشورها تلاش می‌کنند تا به کمک یک‌دیگر بر دولت آمریکا تأثیر بگذارند. هرچند که آزمایش نشان می‌دهد این تلاش‌ها چندان تأثیرگذار نخواهند بود.

در مقایسه با سناریوی افزایش تنش‌ها، به علت وجود ارتباط مستقیم بین ایران و آمریکا، نقش عمان در این سناریو بسیار حاشیه‌ای خواهد بود. در طرف دیگر اروپا که در سناریوی افزایش تنش‌ها نقش چندانی ایفا نمی‌کرد،‌ نقشی محوری در این سناریو داشت. اروپا در بازه‌ی زمانیِ آبان‌ماه سال ۱۳۹۹ تا دی‌ماه این سال، تلاش می‌کند تا دور جدید مذاکرات را بین ایران و آمریکا برقرار کند. اروپا برای این منظور برگزاری نشست ۱+۵ را تسهیل خواهد کرد.‌ نشستی که مذاکره‌ی مستقیم ایران و آمریکا در آن در نظر گرفته شده است.

بنابر نتایج این آزمایش، وضعیت نامناسب روابط آمریکا با روسیه نیز از دیگر موانع برای پیش‌رفت مذاکرات خواهد بود. در گذشته، روسیه نقشی کلیدی در شکل‌گیری برجام داشت و اگر آمریکا و روسیه موفق به توافق در مسائل برجام شوند، آنگاه نقش روسیه در تحت فشار قرار دادن ایران بسیار بااهمیت خواهد بود. در این آزمایش، گروه آمریکا به دلیل وجود روابط غیردوستانه، ضعیف بودن اعتماد دوجانبه و جو سیاسیِ داخلیِ آمریکا که علیه تعامل زیاد با روسیه بود، تعامل چندانی با گروه روسیه نداشت. علاوه‌براین، روسیه هم مانند چین به‌نوعی استنباط می‌کرد که در این شرایط به حاشیه رفته و برداشت می‌کرد که مذاکرات بدون حضور آن‌ها پیش‌رفتی نخواهد داشت. روی‌هم‌رفته این سناریو چند چیز را مشخص کرد:

۱.   بازگشت آمریکا به برجام بسیار پیچیده خواهد بود. هم دولت آمریکا که هنوز به‌طور کامل مستقر نشده و هم دولتِ ایران که به خاطر نتیجه نگرفتن از برجام ضعیف شده و احتمالاً با یک دولت تندروتر تعویض خواهد شد، مشکلاتی برای مذاکره‌ی مجدد خواهند داشت.

۲.   درحالی‌که دولت آمریکا می‌خواهد برجامِ جدید، گسترده‌تر و دارای محدودیت‌های بیش‌تری باشد، ایران در اولین گام برای مذاکره‌ی مجدد، به دنبال دریافت غرامت از آمریکا به‌خاطر نقض عهدش خواهد بود.

۳.   آمریکا نیاز دارد که یا به نگرانی‌های منطقه‌ای رژیم صهیونیستی و رژیم سعودی توجه کند و یا خطر تضعیف هرگونه تلاش دیپلماتیک را بپذیرد.

۴.   چالش دیگر دولت آمریکا، روابط این کشور با روسیه است که می‌تواند به‌صورت چشم‌گیری تلاش‌های دیپلماتیک با ایران را پیچیده‌تر کند. در گذشته، همکاری مؤثر آمریکا و روسیه در این زمینه برای برجام بسیار حیاتی بود ولی ممکن است این همکاری در روند توافق جدید امکان‌پذیر نباشد.

۵.   مثبت‌ترین رویکرد آمریکا در این سناریو را می‌توان تلاش این کشور برای بازگشت به دیپلماسی دانست. تلاشی که حتی اگر موفق هم نباشد،‌ می‌تواند باعث بهبود روابط اروپا و آمریکا شود.

نتیجه‌گیری

نتیجه‌ی مشترک هر دو سناریو این بود که مهم‌ترین بازیگران در هر دو حالت محتمل، ایران و آمریکا بوده و هیچ‌کدام از دیگر بازیگران قادر نیستند توافقی را بر این دو کشور تحمیل کنند. این یعنی، هرچند بازی‌گرانی مانند عمان یا اروپا می‌توانند به‌مثابه یک مجرا (کانال) ارتباطیِ غیرمستقیم بین ایران و آمریکا عمل کنند، ولی حرکت به سمت جنگ یا مذاکرات جدید، به روابط مستقیم بین این دو کشور بسته‌گی خواهد داشت، نه به کشورهای واسطه.

در سناریویِ افزایش تنش‌ها، نقش عمان یک نقش صرفاً مقدماتی برای جلوگیری از اقدامات متقابل تلافی‌جویانه بود. در سناریوی بازگشت به برجام هم نقش اروپا صرفاً زمینه‌چینی برای نشست ۱+۵ و ایجاد زمینه‌ای برای مذاکره‌ی مستقیم بین ایران و آمریکا بود. این یعنی وجود یک مجرا برای ایجاد روابط سطح بالا، مانند آن چیزی که در جریان مذاکرات برجام اتفاق افتاد، به‌منظور تنش‌زدایی و یا حرکت به سوی یک توافق جدید هسته‌ای، بسیار ضروری است.

پی‌نوشت ها

[۱] Center for New American Security (CNAS)
[۲] – سناریونویسی یکی از روش‌های مرسوم در مطالعات آینده‌پژوهی/ آینده‌نگاری است.
[۳] cnas.org/publications/reports/escalation-or-negotiation
[۴] Elisa Catalano Ewers
[۵] Ilan Goldenberg
[۶] Kaleigh Thomas
[۷] Nicholas Heras

نوشته های مشابه

بستن
بستن