کتاب «تاریخ مجالس مشروطه» منتشر شد

نگاهی به فرازوفرود مجلس شورای ملی از مشروطه تا انقلاب اسلامی

به مناسبت سالگرد صدور فرمان مشروطیت، کتاب تاریخ مجالس مشروطه با موضوع نگاهی به فرازوفرود مجلس شورای ملی از مشروطه تا انقلاب اسلامی به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.

این کتاب که از مجموعه کتاب های پژوهه تاریخی و حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران اندیشکده برهان است در ۸۰ صفحه و در ۲ فصل، از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.

«قانون اساسی مشروطه و مجلس قاجاری» و «مجلس پهلوی» عناوین فصل های ۲ گانه این کتاب هستند.

در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم:

مجلس از جمله نهادهایی است که با مشروطیت وارد ایران شد. مشروطه‌خواهان همچنان‌که درک درستی از مشروطه و قانون اساسی نداشتند، فهم و درک درستی از مجلس و کارکردهای آن نیز نداشتند. آنان مجلس را تنها برای یک چیز می‌خواستند: رویارویی با شاهی که تا آن زمان حاکم بلامنازع ایران بود. حاکمی که می‌توانست جان و مال و ناموس مردم را در یک آن تصاحب کند. از این ‌رو می‌توان قانون اساسی مشروطه را پارلمانی (و نه ریاستی) دانست. حال سؤال مهم و اساسی این است که این مجلس به چه‌میزان در پیگیری خواسته‌ها و آمال مردم موفق بوده است؟ آیا این مجلس توانست اهدافی را که مدنظر حکومت مشروطه بود، برآورده سازد؟ عده‌ای مشروطه را به‌مثابۀ «مشروطۀ ناکام» می‌شناسند. قطعاً طرفداران این رویکرد برآن هستند که مشروطیت نتوانست به اهداف خود دست یابد؛ اهدافی که بخش عمدۀ آن بر دوش نمایندگان خانۀ ملت بود. به‌طور کلی، مشروطه‌خواهان سه هدف مهم را پیگیری می‌کردند: ۱. نوسازی ایران، آن‌چنان‌که کشور از عقب‌ماندگی خارج شود و به جایگاهی که غرب در آن ایستاده بود، نزدیک شود، ۲. مشارکت مردم ایران در تعیین سرنوشت خود و بر این اساس، تغییر هویت فرد ایرانی از یک رعیت به یک شهروند و ۳. حرکت از قدرت فردی و شخصی به‌سمت قدرت نهادها که خود ناشی از گزینۀ دوم است.

در مقابل کسانی که قائل به ناکامی مشروطه هستند، بوده و هستند کسانی که بر این باورند که انقلاب مشروطه نه‌تنها ناکام نبوده، بلکه نقطۀ عطفی در تاریخ چندهزارسالۀ ایران و گامی به‌سوی دنیای جدید بوده است. به‌خصوص ازآن‌رو که از نظر آنان، آرمان‌های مشروطه نمرده و در حال پیگیری و تحقق است. قطعاً آن‌ها این مدل از قانون اساسی را که در آن، پارلمان مهم‌ترین مرجع حکومتی محسوب می‌شود، می‌پسندند و برآن هستند که این مدل به‌نحو بهتری می‌تواند تجمیع نظر جامعه و سیاست‌گذاری در زمینۀ نوسازی را برآورده سازد.

قضاوت میان این دو نگاه، کار آسانی نیست. قطعاً داوری در این زمینه، نیازمند مطالعات تاریخی است. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم دریابیم مشروطیت در ایران به چه‌میزان کامیاب بوده است، می‌بایست به مطالعۀ زندگی و عملکرد قانون‌گذاران، سیاست‌گذاران و مجریان کشور بپردازیم. از سوی دیگر، می‌بایست به بررسی میزان نقش‌آفرینی مجلس به‌عنوان رکن رکین کشور، در طول حکومت دو سلسلۀ قاجار (از زمان مشروطیت) و پهلوی پرداخت. بررسی جایگاه مجلس در این دو دولت، می‌تواند معیاری برای قضاوت میزان موفقیت قانون اساسی مشروطه باشد. می‌توان کار را به‌شکل ژرف‌تری انجام داد. از یک‌سو به بررسی نخبگان حاضر در مجلس پرداخت و از سویی دیگر، میزان استقلال عمل آنان را مورد بررسی قرار داد و یا دستاوردهای آنان در زمینۀ حفظ و بقای کشور و تحقق پیشرفت را واکاوی کرد.

مجلس در ایران، میراث مشروطه است و گسستی را شکل داد که تاریخ ایران را به پیش و پس از آن تقسیم کرد و آوردگاه منازعاتی گردید که تقابل سنت و تجدد را عینیت بیشتری بخشید. صدور فرمان مشروطه، محدودیت قدرت شاه و سپردن اختیار قانون‌گذاری به مجلس را در پی داشت و همین مجلس به‌عنوان مجلس مؤسسان، به تصویب قانون اساسی پرداخت. اما سیر تکامل مجلس، حکایت فرازوفرودهای تاریخی است که این گیاه نورسته را تاب نمی‌آورد.

ایران از زمان مشروطیت تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، فرازونشیب‌های فراوانی را پشت سر نهاده است. بخشی از این فرازونشیب‌ها مربوط به تلاش ابرقدرت‌های جهانی بر مقابله و نفوذ در جامعه و دولت ماست. مجلس کشور ما تا چه‌اندازه در این زمینه، موفق عمل کرده است؟ آیا توانسته مقابل نفوذ خارجی بایستد؟

کتابی که پیش‌رو دارید، عیان می‌سازد که قانون اساسی مشروطه و به‌تبع آن، مجلسی که از این قانون اساسی برآمده، نتوانسته است آن‌گونه که بایدوشاید، ایران را در مقابل آسیب‌های استبدادی داخلی و خارجی، حفظ کند. ازهمین‌رو در این کتاب پیش‌رو تلاش می‌کنیم تا با یک سیر منطقی، آسیب‌هایی را که ما را در تحقق یک مجلس کارآمد، ناکام نهاده‌اند، به‌اختصار و در حد توان، به بحث بگذاریم.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن