تحزّب در اندیشه سیاسی علامه شهید صدر

صحت و مشروعیت شیوه تشکیلاتی به منظور تبلیغ و تحکیم اسلام

از دیدگاه  علامه صدر، آنچه تشکیلات اسلامی را از تشکیلات غیراسلامی جدا می کند تفاوتی ماهوی و ذاتی است؛ «تلاشگران در تشکیلات اسلامی در راستای رسالت «الله» گام برمی دارند نه رسالت انسان،[۱] از خدا پیروی می کنند نه از دیگران و…

۱. یعنی رسالت شخصی یا فردی و گروهی و … .


نویسنده: محمدحسین جمشیدی

انسان های بزرگ می توانند در تغییر و تحویل سرنوشت تاریخی جوامع و ملت ها مؤثر واقع گردند. بسیاری از آنان در سرتاسر تاریخ بشریت بروی کره ی خاکی توانسته اند روحیه ها، خلق خوها، عادات و سنن و فرهنگ ملت یا جامعه ای را دستخوش تحول نمایند، و با ایجاد دگرگونی در جوامع بشری آن ها را به سوی تمدنی عالی تر سوق دهند. امامِ شهید ابوجعفر سید محمد باقر صدر از کسانی است که به اعتراف تمام کسانی که از او شناختی هر چند ناچیز دارند، دارای نقشی عظیم در تحکیم مبانی دینی و علمی و معرفتی در دوران  جدید و دارای مکتبی فکری و علمی در جهان اسلام و نگرشی انسانی و جهانی و همه جانبه برای تحول انسان معاصر و هدایت او در مسیر فطرت و تکامل حقیقی است. او با ادراک صحیح جهان معاصر و مقتضیات  آن و با توجه به مکتب رهایی بخش اسلام وظیفه ی اساسی هدایت مردم را بر دوش کشید و در این راه خود نیز عملا وارد جریان مبارزه با ستم و بی عدالتی شد و در راه تحقق عدالت و حقیقت به شهادت نائل آمد.

برای ما ایرانیان، مسأله ارتباط و پیوستگی شهید صدر، مکتب و حرکتش با ارزشهای انسانی – الهی انقلاب اسلامی ایران، مردم ما و نظام جمهوری اسلامی حائز اهمیت است. اهمیت این ارتباط هم، در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی و هم در ارائه ی اصول آن و هم در گسترش و توسعه ی آن به وضوح دیده می شود. برای نمونه هرایردکمجیان در مورد تأثیر او بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می نویسد:

«… نیز نقش نسبتاً ناشناخته محمدباقر صدر به عنوان یکی از پدر خوانده های فکری قانون اساسی جمهوری همچنین پیش نویس او برای تصویب و تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سندی انکارناپذیر است…»[۱]

او نه تنها حامی انقلاب اسلامی ایران که «نظریه پرداز» انقلاب اسلامی  هم می باشد و در این مورد دارای دیدگاههایی روشن و بی بدیل است.[۲] او با شناخت مقتضیات  جهان معاصر به مسائل جدید انسانی عرصه های گوناگون زندگی برای هدایت ، دعوت و تحقق عدالت عنایتی خاص دارد. یکی از این مسائل حزب و تحزّب است که در اندیشه  او جایگاه  خاصی را به خود اختصاص داده است. در نگاه  او حزب و تحزّب جهت تحقق اهداف الهی دعوت حق و عدالت امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. براین  مبنا سوال اصلی این پژوهش این  است که حزب و تحزّب در اندیشه  سیاسی او دارای چه جایگاه و نقشی است و این  نقش چگونه تبیین می گردد؟

۱. دعوت اسلامی

واژه دعوت بیانگر، تلاش در جهت فراخواندن به ایمان به مکتب اسلام است. به بیانی دیگر «این کلمه در مفهوم سیاسی به معنی دعوت مردم به اتخاذ آرمان اسلام است.»[۳] پسوند «اسلامی» که در ادامه عبارت دعوت آمده است این حقیقت را به خوبی آشکار می سازد. آنچه در واقع مفهوم دعوت اسلامی را به وضوح بیان می کند دو چیز است: یکی اینکه توجه به ایمان راستین را در میان مسلمانان مورد عنایت قرار می دهد و دیگر اینکه مخاطب آن تنها مسلمانان نیستند بلکه تمام جهان هستی قلمرو آن و مخاطب آن محسوب می شوند و این هر دو مفهوم مورد نظر بوده است.[۴]

علت این امر نیز روشن است. اولاً ، اسلام «دعوت» را به عنوان یکی از بنیانهای اساسی نظری خود در برخورد با مردم پذیرفته است و پیامبر اسلام تحقق رسالت خود را با «دعوت» شروع کرد و سیاستی پایدار و ارزشمند را برای تحقق دعوت پایه گذاری نمود. لذا دعوت به این معنا توجه به اصلی مهم از اصول اسلام و سنت رسول خدا (ص) و جانشینان راستین اوست- این موضوع در سخنی که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) در هنگامی که او را روانه یمن می سازد به وضوح این گونه بیان شده است:

«لأن یهدیِ الله علی یدیک رجلاً خَیرٌ لک مِمّا طَلَعت علیه الشمسُ و غَرَبَت»[۵]

یعنی: (اینکه خداوند به دستان تو شخصی را هدایت نماید، برای تو از هر آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند بهتر است.)

ثانیاً در نگرش و عمل شهید صدر «دعوت» تنها به معنای فراخواندن به اسلام به عنوان یکی از ارکان و بنیانهای نظری دین مطرح نیست بلکه بنا به مقتضیات زمانی و شرایط خاصی که امروزه جوامع اسلامی با آن مواجه هستند، دعوت به اساس مکتب اسلام، دعوت برای بازگشت به خویشتن و درک هویت واقعی خویش در درون امت اسلامی ضروری به نظر می رسد. شهید صدر خود به صراحت مطرح می سازد که:

«در حال حاضر انسان مسلمان در مبارزه گسترده ای علیه عقب ماندگیهای اجتماعی خود به سر می برد … لکن در پی تمام کوشش های پسندیده و ناپسندی که انجام می دهد، جز یک راه برای پیروزی نهایی خود نخواهد یافت: «انقلاب در پرتو اسلام.»[۶]

در واقع در نگاه او اگر شرایط و اوضاع به گونه ای باشد که نیاز به تغییر اساسی باشد ضرورت دعوت اهمیت برجسته تری پیدا می کند، پس امروزه به دلیل عقب ماندگی جامعه اسلامی و فاصله آنها از اسلام ضرورت دعوت اساسی تر است.

«به این دلیل است که دعوت ما خط مشی انقلابی را جهت رهایی امت از وضع تباه و پریشان فعلی در پیش گرفته و در این رهگذر امر خدای بزرگ را به جهان پذیرا شده است که فرمود: یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره…[۷]»[۸]

آنچه در واقع مفهوم دعوت اسلامی را به وضوح بیان می کند دو چیز است: یکی اینکه توجه به ایمان راستین را در میان مسلمانان مورد عنایت قرار می دهد و دیگر اینکه مخاطب آن تنها مسلمانان نیستند بلکه تمام جهان هستی قلمرو آن و مخاطب آن محسوب می شوند و این هر دو مفهوم مورد نظر بوده است.[۹]

همچنین، مهمتر از دو بعد مطرح شده در بالا، ضرورتی دیگر نیز اهمیت «دعوت» را آشکار می سازد و آن ضرورت «انقلاب» در جوامع مسلمان معاصر است. در واقع دعوت، دعوت برای انقلابی همه جانبه و فراگیر است خواه، جدایی مذهب از عرف وآگاهی مردم از ماهیت واقعی مذهبی و نقش آن در زندگی را «ضرورتی»[۱۰] بدانیم و خواه برای مقابله با استبداد واستعمار حاکم بر جوامع اسلام و به عنوان کنشی سیاسی بخواهیم مقابله کنیم به بیان صدر: اما نهضت انقلابی در حالی که از واقعیتی که امت دست به گریبان آن است درک دقیق و برداشت عمیق دارد [این است که] مطلقاً تسلیم جو موجود و شرایط جاری نمی گردد و چون این جو را نسبت به اصول مکتبی و فکری خویش در تضاد و قهر می یابد سرسختانه به دگرگونی عمیق و تحول بنیادین آن همت می گمارد…»[۱۱]

اما دعوت  و تحقق آن  خواه به  سوی اسلام و خواه بعنوان  بازگشت به  اسلام و خواه  برای انقلاب اسلامی نیازمند ابزار و وسیله مناسب با مقتضیات و شرایط زمانی است و یکی از ابزارهای مناسب زمان ما تحزّب و نشکیل حزب به مفهوم سیاسی و دقیق آن می باشد.

۲. تحزّب، ضرورت و مشروعیت

تشکیل حزب سیاسی و تحزّب در دیدگاه شهید صدر امری است که برای تحقق اهداف سیاسی انسان بر روی زمین و همچنین برای اجرای تحقق امر دعوت دینی یا دعوت به سوی خیر و سعادت برین از طریق ایمان به خدا، ضروری و حیاتی است، بویژه این موضوع در جهان امروز که در حوزه سیاست «احزاب سیاسی» به عنوان یکی از مهمترین ارکان جامعه مدنی و تحقق اهداف و آرمانهای مردم مورد توجه قرار گرفته است، اهمیت این ابزار سیاسی کاملاً آشکار است. به بیان رابرت میشل:

«دموکراسی بدون سازمان غیرقابل تصور است … سازمان، بطور واضح، تنها وسیله برای ایجاد اراده ای دسته جمعی است. از آنجا که اساس سازمان بر اصل «کمترین تلاش»، یعنی حداکثر صرفه جوئی ممکن در صرف انرژی استوار است، نتیجتاً چیزی که سازمان و تشکیلات نامیده می شود سلاح طبقه ضعیف در مبارزه اش با حریف قوی و قدرتمند است.»[۱۲]

شهید صدر تشکیلات و تحزّب را برای آماده کردن و آماده شدن مردم و تحقق انقلاب اسلامی و ایجاد حکومت مطلوب نیز ضروری می داند چه شرایط و مقتضیات زمانی چنین امری را ایجاب می نماید. برای مثال او در مورد تشکیل «حزب دعوت اسلامی» می نویسد:

«در این زمینه بی آنکه با مانع شرعی روبرو شویم می توانیم برخورد نام حزب و نهضت و تشکیلات و سازمان بگذریم، چرا که ما حزب الله هستیم، انصار و یاران اسلام، در پهنه اجتماع بصورت نهضت و دعوت و در بستر فعالیت و کار به شیوه سازمان و تشکیلات عمل می کنیم و در همه حال عملمان «دعوت« و «خودمان» «دعوتگر» هستیم …»[۱۳]

بر این مبنا ایجاد حزب به عنوان یک سازمان و نهاد مشخص  برای تحقق اهداف امت ضرورت می یابد :

«امتی که دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر را مدنظر دارد چرا نتواند در سازمان و نهادی تشکل یابد، هویت و ساختار هماهنگ و یکپارچه به خودگیرد و فعالیت ثمربخش با شیوه بازدهی بیشتر را مورد استفاده قرار دهد.»[۱۴]

شهید صدر با فصاحت، شهامت و وضوح نه تنها بر هر روش متناسب و مفید و ارزشمند برای رسیدن به هدف دعوت صحه می گذارد بلکه به صراحت مطرح می سازد که:

«اگر پیامبر خدا(ص) در عصر ما بود، بر مبنای حکمت خویش قطعاً روشهای آگاهی بخش و اطلاع رسانی معاصر و هماهنگ را به کار می گرفت و به حق می توان گفت که اسلوب آن حضرت(ص) در دعوت از سازمان خلقی دور نبوده است.»[۱۵]

او نه تنها ایجاد تشکل سیاسی و تحزّب را برای دعوت اسلامی مباح بلکه آن را در شرایط اجتماعی و سیاسی معاصر واجب می دانست:[۱۶]

و می فرمود: «ما هو واجب مادام تغییر المجتمع و تعبیره لله و مجابهته الکفر النظم متوقفاً علیه.»[۱۷]

یعنی (مادامی که تغییر و تحول جامعه و روی آوردن آن به عبودیت خدای واحد و مقابله با کفار به هر صورت منوط به آن باشد واجب است.)

در واقع در نگاه صدر دعوت برای تغییر جامعه از وضع موجود برای وضع مطلوب ضروری است اما برای تحقق دعوت نیز امروزه یکی از شایسته ترین و مناسب ترین ابزارها و وسیله ها ایجاد حزب سیاسی به مفهوم امروزی می باشد. آنچه مورد نظر شهید صدر بود در واقع حزبی که بتواند فعالانه وارد عرصه سیاست شود و اهداف دعوت در راه خدا را متحقق سازد.

تشکیل حزب سیاسی و تحزّب در دیدگاه شهید صدر امری است که برای تحقق اهداف سیاسی انسان بر روی زمین و همچنین برای اجرای تحقق امر دعوت دینی یا دعوت به سوی خیر و سعادت برین از طریق ایمان به خدا، ضروری و حیاتی است، بویژه این موضوع در جهان امروز که در حوزه سیاست «احزاب سیاسی» به عنوان یکی از مهمترین ارکان جامعه مدنی و تحقق اهداف و آرمانهای مردم مورد توجه قرار گرفته است، اهمیت این ابزار سیاسی کاملاً آشکار است.

در نظر شهید صدر تحزّب و تشکیلات هم «مشروع» است و هم «مفید». در مورد مشروع بودن این گونه سازمان، صدر به عواملی چند  نظیر «نشر و تبلیغ مفاهیم و احکام اسلام» و «ایجاد تغییر در اجتماع براساس مبانی اسلامی» و … که اهداف اساسی تحزّب مورد نظر وی هستند، تکیه می کند. لذا بر این باور است که برای تحقق این اهداف می توان از هر راه و روش سودمند و متناسب با مقتضیات زمان که مستلزم «فعل حرام» نباشد استفاده کرد. پس در نگاه او تحزّب در زمان ما بهترین وسیله تحقق اهداف مورد نظر می باشد لذا او در باب صحت و مشروعیت  تحزّب و ایجاد حزب می نویسد:

«در صحت و مشروعیت شیوه تشکیلاتی به منظور تبلیغ و تحکیم اسلام نمی توان تردید نمود یا احتمال حرمت و نهی شرعی داد. امتی که دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر را مدنظر دارد چرا نتواند در سازمان و نهادی تشکل یابد…»[۱۸]

این اعلام نظر یک مجتهد جامع الشرایط آنگاه که جنبه فقهی به خود  می گیرد، «فتوا» محسوب
می شود و مقلدینش براساس آن هم می توانند حزبها و سازمانهای سیاسی اسلامی تشکیل دهند و هم اگر چنین احزاب مناسب و شایسته ای را دیدند که دارای اهداف مذکور بود به آن بپیوندند و عضویت  آن  را  بپذیرند. نظر شهید صدر در مورد تشکیل «حزب» به مفهوم معاصر به قدری قاطع است که مطرح می کند:

«مسلماً، در صورتیکه پیامبر (ص) در زمان ما می زیست، باقتضای حکمت خویش روشهای تبلیغی، اطلاع رسانی و تشکیلاتی مناسب دوران معاصر را به کار می گرفت. و حقیقت آن است که روش دعوت آن حضرت(ص) با شیوه «سازماندهی و تشکیلات» بیگانه نبوده است. حقیقتاً همسو کردن تلاشهایی که در راستای اسلام صورت می گیرد، یکپارچه و هماهنگ کردن آنها، و برگزیدن شیوه ای بارورتر و ثمربخش تر در جهت ایجاد فضای تشکیلاتی نه تنها در عصر ما مجاز ومشروع است بلکه چون تغییر جامعه و بسیج آن در راه خدا و مقابله با کفر سازمان یافته منوط به آن است، واجب می باشد.»[۱۹]

همچننی به زعم شهید صدر مفید بودن این تشکیلات در دوران معاصر تجربه شده است و شرایط و اوضاع زمان ما نشان می دهد که:

«تشکیلات و سازماندهی» راه موفقیت آمیز تحولات اجتماعی و توحید و گرایش آن به خیر و خوبی یا شر و فساد است.»[۲۰]

 ۳. بنیان  انضباط  حزبی

حزب از سازمان، تشکیلات و انضباط مطرح در آن تشکیل می گردد. نفس تشکیلات  امری است  انسانی . بر این اساس ماهیت آن را نیز انسان ها یعنی اعضای تشکیل دهنده آن  می سازند لذا  از دیدگاه  علامه صدر، آنچه تشکیلات اسلامی را از تشکیلات غیراسلامی جدا می کند نیز اهمیت اساسی دارد و آن تفاوتی ماهوی و ذاتی است زیرا:

«تلاشگران در تشکیلات اسلامی در راستای رسالت «الله» گام برمی دارند نه رسالت انسان،[۲۱] از خدا پیروی می کنند نه از دیگران، و پاداش خود را از دستان همیشه گسترده پروردگار می گیرند نه از افراد بشری.»[۲۲]

بعلاوه از نظر صدر رعایت «انضباط حزبی» برای اعضا در تشکیلات و سازمان، امری الزامی است و چنین الزامی بر مبنای سه اصل اساسی می باشد:

«اول: پیمان شرعی یا سوگندی که عضو سازمان برای تعهد نسبت به نظم و انضباط بر وفق مصلحت دعوت ادا نموده و از نظر فقهی فرد را ملزم به پیروی از دستورات می کند مگر اینکه دعوتگر (عضو) بعد از تشخیص موضوعی با قاطعیت و جزم قائل به حرمت اجرای آن امر می شود.

دوم: به علت اینکه تحقق آرمانها و اهداف مقدس اسلام در پهنه حیات اجتماعی وابسته به فعالیت جمعی و سازمان یافته و براساس برنامه ریزی حکیمانه است و بازدهی هر گونه کار تشکیلاتی بستگی به انضباط سازمانی دارد.

سوم: اعمال صلاحیتهای ولایت فقیه در مورد وجوب اطاعت از حزب و تشکیلات … »[۲۳]

۴- هدف و فعالیت حزبی

حزب علاوه  بر سازمان و انضباط و اعضای تشکیل دهنده دارای دو  رکن  مهم  دیگر یعنی هدف و فعالیت  یا اقدامات  است . شهید صدر در مورد حزب بر ضرورت تعقیب «هدف مشخص» با تکیه بر «اصالت هدف» و تعهد اعضای حزب که مستلزم، پرهیز از تکروی دعوتگران و رعایت وظایف و مسئولیتهای خاص خود است تأکید می ورزد. بعلاوه حزب، سازمان و تشکلات مبتنی بر اسلام، برای تحقق اهداف خود بویژه برقراری حکومت اسلامی چهار مرحله را باید طی کند:

۱. مرحله تغییر فکری، آماده سازی و تکوین نیروهای متعهد و مبارز یا مرحله فرهنگی. «انقلاب فکری»

۲. مرحله عمل سیاسی و نظامی «جهاد سیاسی».

۳. مرحله دستیابی به قدرت و تشکیل حکومت اسلامی.

۴. مرحله نظارت، مراقبت، استمرار انقلاب و اجرای دقیق قوانین اسلامی.

شهید صدر با توجه به شرایط زمان خود بیشتر بر مرحله اول تأکید کرده است که آن را دوره فرهنگی می داند و هدف آن را تحقق «انقلاب فکری بنیادی» او می نویسد:

«گرایش عمده و اصیل روند مبارزه در این برهه مبارزه فرهنگی فکری در جهت ایجاد و انقلاب فکری بنیادی اسلام در میان توده هاست… و در مرحله دوم به سمت جهاد سیاسی است.»[۲۴]

او همچنین خط مشی کل فعالیتهای حزب را در مرحله اول «مخفی کاری» می داند تا زمانیکه حزب در دو جنبه کمی و کیفی به گونه ای گسترش یابد که امکان نابودی و براندازی آن نباشد. منظور از مخفی کاری پنهان ماندن سازماندهی، تشکیلات، اعضاء، برنامه ها و فعالیتهای تشکیلاتی دعوت است.

همکاری گسترده و اداره غیر مستقیم جماعه العلماء، تشکیل انصار جماعه العلماء و تشکیل حزب دعوت اسلامی (حزب الدعوه الاسلامیه) و همچنین  تلاش و همفکری در جهت ایجاد سازمان اَمل از اقداماتی بود که شهید صدر در ارتباط با تحزب و سازماندهی و ضرورت آن در جامعه امروز برای رسیدن به اهداف سیاسی مورد نظر خود انجام داد.

از دیدگاه  علامه صدر، آنچه تشکیلات اسلامی را از تشکیلات غیراسلامی جدا می کند نیز اهمیت اساسی دارد و آن تفاوتی ماهوی و ذاتی است زیرا:
«تلاشگران در تشکیلات اسلامی در راستای رسالت «الله» گام برمی دارند نه رسالت انسان،[۲۵] از خدا پیروی می کنند نه از دیگران، و پاداش خود را از دستان همیشه گسترده پروردگار می گیرند نه از افراد بشری.»[۲۶]

۵- نقش شهید صدر در تشکیل جماعه العلماء

شهید صدر در ایجاد جماعه العلماء دارای نقش اساسی و تعیین کننده بود، هرچند هیأت اصلی این حزب را علمای بزرگ و نسبتاً مسن تشکیل می دادند و در آن زمان شهید صدر جوان ترین دانشمندی بود که در ارتباط با این حزب فعالیت می کرد. اما او جزو بارزترین اشخاص فعال این حزب به شمار می  آمد و در واقع نوعی رهبری عملی و پنهانی بر حزب داشت. شیخ علی کورانی می گوید:

«اولین اقدامی که مراجع و علمای نجف برای مقابله با آن موج اِلحادی به عمل آوردند، تشکیل جامعه روحانیت نجف بود که اقدام به صدور بیانیه ها و اعلامیه ها و موضع گیریهایی نمود و در سال ۱۹۶۱م مجله (الاضواء) را نیز صادر کرد. در این تحرک، نقش شهید صدر مشهود بود، با وجود اینکه ایشان در ۳۰ سالگی عمر خویش[۲۷] بود ولی نبوغ فکری و هوش سرشار و تحرک فوق العاده شهید، ایشان را جزو بارزترین اشخاص فعال جامعه روحانیت نجف که توسط دائی شان مرحوم آیت الله شیخ مرتضی آل یاسین رهبری می شده قرار داد. بد نیست بدانید که بیشتر نوشتارهای جمعیت توسط شهید صدر نوشته شده است.»[۲۸]

ابوزید عاملی نیز می نویسد:

«این جماعت به کوشش شهید صدر و برادرش … تشکیل شد.»[۲۹]

علاوه بر آنکه شهید صدر در ایجاد و شکل گیری جماعه العلماء نقش داشت، سعی داشت که به نحوی حرکت آن را در راستای مبارزه ای فراگیر و همه جانبه هدایت نماید. از این رو همانگونه که نوشته های او در «الاضواء» نشان می دهد، او این حزب را مقدمه ای برای تحقق قیامی همه جانبه و فراگیر در امت اسلامی می دانسته است و لذا از طریق بزرگانی که در رأس آن قرار داشتند سعی بر تنظیم جهت گیری انقلابی برای آن داشته است. چه او اعتقاد داشت که اولین گام در جهت وقوع انقلاب در جامعه می بایست از سوی آگاهترین اقشار جامعه یعنی مرجعیت و دانشمندان بزرگ برداشته شود و تا مرجعیت صالحه و رشیده تحقق پیدا نکند، حوزه و اهل علم اصلاح نخواهد شد و تا اینها اصلاح نشوند امت و جامعه اصلاح نمی گردد. بنابراین طرح کلی او در تشکیل این گروه، حرکتی وسیع و فراگیر بود، حرکتی که می توانست خونی تازه به رگهای اجتماع تزریق نماید و راه را به سوی حکومتی همه جانبه و فراگیر و مطلوب بگشاید. مبارزه با انحرافات فکری و عقیدتی در واقع بخشی از هدف شهید صدر بود. او نه تنها خواستار حرکت همه جانبه حوزه های علمیه و مراکز معرفت برای آگاه سازی عمومی و تحقق قیام مردمی در برابر استبداد، انحرافات و استعمار خارجی بود بلکه به درون حوزه ها و مراکز علمی و وضعیت آنها نیز می اندیشید و قائل بود پیش از هر چیز اهل علم نیاز به اصلاح، عدالت و نظم و سازماندهی و تدبیر و مدیریت امور خود دارند و تا اینجا در همه ابعاد خود دچار تحول نشوند چگونه می توانند رهبری جامعه را برعهده گیرند در حالی که رهبری جامعه بیش از هر چیز شایسته اهل علم و آگاهان آن جامعه است.

۶- شهید صدر و تشکیل حزب دعوت اسلامی

شهید صدر در جهت تحقق اهداف سیاسی ودینی مورد نظر خود، در روز هفدهم ربیع الاول سال ۱۳۳۷ هـ .ق. مصادف با اواخر سال ۱۹۵۷ میلادی، به میمنت میلاد پیامبر (ص) با عده ای از یارانش مبادرت به تأسیس حزبی سیاسی و اسلامی که بعدها به نام حزب دعوت اسلامی (حزب الدعوه الاسلامی) نامیده شد نمود.[۳۰] اولین جلسه برای ایجاد این حزب در منزل شهید صدر تشکیل شد تا راهها و اقدامات اصلاحی مورد نظر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.[۳۱] استدلال صدر در تشکیل چنین حزبی مبتنی بر آیه «ان الله لا یغبر ما بقومٍ حتی یغیّروا بانفسهم»[۳۲] بود. بدون تردید خداوند یکتا سرنوشت هیچ گروهی را دچار تغییر نسازد مگر اینکه اصل «تغییر» از ناحیه امت و مردم را مورد توجه و تأکید قرار می گیرد. تغییری ارادی که می تواند زمینه ساز تغییرات بنیادی دیگر گردد. و لذا هویت فکری مسلمانان مورد توجه و دقت او قرار می گرفت:

«مسلمانان جوان باید هویت فکری خود را دریابند و از خطرات نهفته در نفوذ خارجی قبل از وقوع هرگونه اصلاحی در جامعه آگاه شوند.»[۳۳]

صدر در واقع با این کار خود هدفی دیگری را نیز مدنظر قرار داده بود و آن اینکه اجتهاد بر معنای صحیح خود به کار گرفته شود و «با امکانات سیاسی و اجتماعی جدید همراه باشد.»[۳۴]

از اولین اقدامات شهید صدر پس از تشکیل حزب دعوت اسلامی، طرح مباحثی بود که در برگیرنده اساسنامه ها و قوانین احزاب در جهان بود که در جهت تدوین اساسنامه حزب الدعوه صورت می گرفت.[۳۵]

لازم به یادآوری است که دومین اقدام مرتبط تأسیس حزب الدعوه در شهر کربلا بود که در تابستان ۱۹۵۸ میلادی (ذی حجه ۱۳۷۷- ربیع الاول ۱۳۷۸ هـ.ق.) تشکیل گردد.[۳۶] قبل از این جلسه موافقت سیدمرتضی عسکری با شهید صدر و شهید سید مهدی حکیم در مورد تشکیل حزب دعوت اسلامی اعلام شد. در گفتگوی میان سید مهدی حکیم با مرتضی عسکری به صراحت آمده است که حزبی را که ما در نظر داریم برای تشکیل حکومت اسلامی اقدام می کند: (من و سید صدر در مورد ضرورت بوجود آوردن حزبی اسلامی برای تشکیل حکومت اسلامی می اندیشیم و سید [صدر] گفت چون عسکری موافقت نماید، پس ما می توانیم در این مسیر حرکت نماییم … [۳۷] در اینجا عسکری گفت: (من موافق هستم، برو و من هم بزودی به شما خواهم پیوست.)    پس از آن جلسه ای چهار نفره با حضور شهید صدر، شهید سیدمهدی حکیم و شهید سیدمحمدباقر حکیم و سیدمرتضی عسکری در نجف اشرف تشکیل شد و پس از آن جلسه ای هشت نفره با حضور۱- سدمحمدباقر صدر،۲- سیدمهدی حکیم،۳- سیدمحمدباقرحکیم،۴- سیدمرتضی عسکری،۵- حاج محمد صادق قاموسی،۶- حاج عبدالصاحب دخیل،۷- حاج محمدصالح ادیب،۸- مهندس محمدهادی سبیتی- در کربلا تشکیل گردید.[۳۸]اقداماتی که  در این جلسه صورت گرفت عبارتند از:

۱- ترسیم خطوط کلی برای سازمان و بیان روشهای اقدام حزبی براساس قاعده «هدف وسیله را توجیه نمی کند.»[۳۹]

۲- رهبری حزب یا هیأت رهبری حزب متشکل از «سیدمحمدباقر صدر، سیدمرتضی عسکری، سیدمهدی حکیم و محمدصادق قاموسی- که مسئولیت حزب دعوت اسلامی را برعهده گرفتند تعیین شد.[۴۰]

۳- سوگند چند تن از اعضای اصلی (سیدمرتضی عسکری، سیدمحمدباقر حکیم)[۴۱]

۴- رهبری حزب برعهده شهید صدر قرار گرفت. سید محمدباقر حکیم در این مورد می گوید:

«سیدصدر، در اصل، مؤسس سازمان و رهبر آن بود، یعنی اگر او نبود، این سازمان موجود نمی آمد… پس وجود او دارای نقش بزرگ و مهمی در جمع آوری این تعداد، از حیث کیفیت، و جایگاه سیاسی و اجتماعی و پذیرش این اقدام اسلامی بود…» [۴۲]

منابع

– دکمجیان، هرایر، جنبشهای اسلامی در جهان غرب، ترجمه حمید احمدی، چاپ اول، تهران: انتشارات کیهان، ۱۳۶۶.

– جمشیدی، محمد حسین،  اندیشه سیاسی شهید رابع امام سید محمد باقر صدر، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، ۱۳۷۸.

– ویلی٬ جویس؛‌ نهضت اسلامی شیعیان عراق، ترجمه مهوش غلامی، تهران،‌اطلاعات ۱۳۷۳.

– القپانچی٬ سیدصدرالدین ، الجهاد السیاسی، ‌بی نا،‌بی تا.

– نهج الفصاحه، گردآوری و ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: سازمان انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۷۷.

– حزب الدعوه اسلامی عراق، استشهاد الامام محمدباقر صدر من منظر حضاری، حزب الدعوه، دفتر رسانه ای لبنان، آوریل ۱۹۸۱.

– راهنمای انسانیت، احادیث و ترجمه از کتاب نهج الفصاحه، گردآورنده: مرتضی فرید تنکابنی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۷.

– قرآن کریم.

– میشل، روبرت، احزاب سیاسی، با مقدمه سیمور مارتین لیپست، ترجمه حسن پویان، تهران: انتشارات چاپ، چاپ اول، ۱۳۶۸.

– صدر، سید محمدباقر،  از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، تهران: از انتشارات حزب دعوت اسلامی، تهران: از انتشارات حزب دعوت اسلامی، بی تا.

– ____________ ، من فکر الدعوه،‌مرکز اطلاعات حزب الدعوه،‌بی نا،‌بی تا.

– ____________ ،  «حول الاسم و الشکل التنظیمی» بی جا: انتشارات حزب دعوت اسلامی، بی تا.

– ____________، المدرسه الاسلامیه؛ تهران:‌ دارالکتاب الایرانی ٬ بی تا.

– ____________، اسلام و مکتبهای اقتصادی،ترجمه محمد نبی زاده، قمکمجمع ذخائر اسلامی ، چاپ دوم ، ۱۳۵۸.

– الحسینی، محمد، محمدباقر الصدر حیاه حافله، فکر خلّاق، بیروت: دارالمحجه البیضاء، چاپ اول، ۱۴۲۶ هـ – ۲۰۰۵ م.

– __________، الامام الشهید السیدمحمدباقر الصدر،بیروت : دارالفرات،۱۹۸۹م.-۱۴۱۰هـ.

– العاملی، محمدعبدالله ابوزید، محمدباقر صدر، السیره والمسیره فی حقائق و وَثائق، بیروت: مؤسسه المعارف للمطبوعات، چاپ اول، ۲۰۰ م – ۱۴۲۷ هـ .، ۵ ج.

– کورانی، علی «شهید محمدباقر صدر، مؤید و پیرو و مطیع امام» در: روزنامه اطلاعات، یادواره شهید آیت الله سید محمدباقر صدر، ۱۹ فروردین ۱۳۶۱.

-«میزگردی با چندین تن از علمای بارز عراق»، در: روزنامه اطلاعات، ۱۹ فروردین ۱۳۶۱، یادواره شهید آیت الله سید محمدباقر صدر.

– الجهاد، ۲۴ نوامبر ۱۹۸۶، ص ۱.

-Wiley, Joyce W., The Islamic Movement of Iraqi Shi’as, London: 1992.

۱. هرایرد کمجیان، جنبشهای اسلامی در جهان غرب، ترجمه حمید احمدی، چاپ اول، تهران: انتشارات کیهان، ۱۳۶۶ ش، ص ۱۹۸.
۲. ر.ک. محمد حسین جمشیدی، اندیشه سیاسی شهید رابع امام سید محمد باقر صدر، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، ۱۳۷۸، صص۱۰۱-۱۳۷.
۱. جویس ان ویلی، همان، ص ۵۱.
۲. سیدصدرالدین قپانچی، الجهاد السیاسی، همان، ص
۳. نهج الفصاحه، گردآوری و ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: سازمان انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۶۲۴ حدیث ۲۲۱۶، راهنمای انسانیت، احادیث و ترجمه از کتاب نهج الفصاحه، گردآورنده: مرتضی فرید تنکابنی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۶۵۲، حدیث ۴.
۱. سیدمحمد باقر صدر، المدرسه الاسلامیه، همان، ص ۱۸۰، اسلام و مکتبهای اقتصادی، همان، ص ۱۸۶-۱۸۵.
۲. قرآن کریم، سوره صف، آیات، ۱۳-۱۰.
۳. از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، ص ۳، محمد الحسینی، همان، ص ۳۶۳.
۲. سیدصدرالدین قپانچی، الجهاد السیاسی، همان، ص
۱. جویس ان ویلی، همان، ص ۵۲.
۲. سیدمحمدباقر صدر، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان، ص ۲۷.
۱. روبرت، میشل، احزاب سیاسی، با مقدمه سیمور مارتین لیپست، ترجمه حسن پویان، تهران: انتشارات چاپ، چاپ اول، ۱۳۶۸، ش  ، ص ۸۷.
[۱۳] – محمد الحسینی، الامام الشهید محمدباقر الصدر، صص ۳۶۶-۳۶۵، سید محمدباقر صدر، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، تهران: از انتشارات حزب دعوت اسلامی، تهران: از انتشارات حزب دعوت اسلامی، بی تا، ص ۸.
۱. محمد الحسینی، همان، صص ۳۶۶-۳۶۵، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان،  ص ۸.
۲. محمدالحسینی، همان، ص ۲۲۵، سیدمحمدباقر صدر، «حول الاسم و الشکل التنظیمی» بی جا: انتشارات حزب دعوت اسلامی، بی تا، همان، ص ۳۶۶.
۳. محمد الحسینی، همان، ص ۲۲۶.
۴. حول الاسم و الشکل التنظیمی، همان، ص ۳۶۶.
۲. محمد الحسینی، همان، صص ۳۶۶-۳۶۵، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان، ص ۸.
۱. محمدالحسینی، همان، ص ۳۶۶، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان، ص ۹۰.
۲. محمدالحسینی، همان، از مبانی فکری و حزب دعوت اسلامی، همان.
۳. یعنی رسالت شخصی یا فردی و گروهی و … .
۴. محمدالحسینی، همان، از مبانی فکری و حزب دعوت اسلامی، همان.
۱. محمدالحسینی، همان، ص ۳۶۷، از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان، ص ۱۰.
۱. از مبانی فکری حزب دعوت اسلامی، همان، ص ۲۵.
۳. یعنی رسالت شخصی یا فردی و گروهی و … .
۴. محمدالحسینی، همان، از مبانی فکری و حزب دعوت اسلامی، همان.
۲. براساس بررسیهای دقیق تر سن شهید صدر در زمان تشکیل جماعه العلماء، ۲۳ یا ۲۴ بوده است.
۱. علی کورانی، «شهید محمدباقر صدر، مؤید و پیرو و مطیع امام» در: روزنامه اطلاعات، یادواره شهید آیت الله سید محمدباقر صدر، ۱۹ فروردین ۱۳۶۱، ص ۴.
۲. ابوزید عاملی، همان، ج۱، ص ۳۰۵.
۲. الجهاد، ۲۴ نوامبر ۱۹۸۶، ص ۱، ابوزید عاملی، همان، ج۱، صص ۲۴۵-۲۴۶ و …

[۳۱]. Joyce W.Wiley, The Islamic Movement of Iraqi Shi’as, London: 1992, p31, جودیس،و. ویلی، همان، ص۵۲

۲. قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۱۱.
[۳۳]. Yoyce Wiley, Ibid, P31, ترجمه فارسی آن، ص ۵۲
[۳۴]. Ibid, P31.
۱. محمدالحسینی، همان، ص ۲۲۹.
۲. ابوزیدعاملی، همان، ج۱، ص ۲۵۵.
۳. همان، ص ۲۵۵.
۱. محمدحسینی، محمدباقر الصدر حیاه حافله و فکر خلاق، ص ۷۴، ابوزید عاملی، همان، ج۱، ص ۲۵۴، حزب الدعوه الاسلامیه، ص ۶۷: از شرکت سیدطالب رفاعی نیز سخن گفته شده است ولی او خود حضور در جلسه کربلا را نفی کرده است. محمدحسینی، همان، ص۷۳.
۱. ابوزیدعاملی، همان، ج۱، ص ۲۵۶.
۲. حزب الدعوه الاسلامیه، ص ۶۹.
۳. ابوزیدعاملی، همان، ج۱، ص ۲۵۶.
۴. حزب الدعوه الاسلامیه، ص ۶۸، ابوزیدعاملی، همان، ج۱، ص ۲۵۶.

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن