آیا مشکلات ایران با لبخند آمریکا برطرف می‏شود؟

رابطه‌ی آمریکا با کشورهایی چون ایران ـ هر چند کاملاً دوستانه باشد ـ به شرطی دردی از ملت را دوا می‏کند که دردهای دیگری از وابستگی و تضعیف استقلال سیاسی و اقتصادی و هدم فرهنگی و مذهبی وارد سازد!


نویسنده: قاسم رحمانی

وقتی بحث رابطه‌ی ایران و آمریکا پیش می‏آید گروهی موافق و گروهی مخالف‏اند. موافقان، رابطه با آمریکا را موجب برطرف شدن کامل مشکلات ایران می‏دانند اما مخالفان معتقدند رابطه با آمریکا مشکلات کشورمان را بیش‌تر می‏کند. در این بین کسانی هستند که تمام مشکلات ایران را از آمریکا می‏دانند حال آن که برخی معتقدند پاره‏ای از مشکلات داخلی، محصول بی‌موالاتی مسؤولان است نه توطئه‏های کشوری که از سوی حضرت امام(ره)، شیطان بزرگ نامیده شده است.

تاریخچه‌ی روابط ایران و آمریکا

قبل از تحلیل این مسأله، خلاصه‏ای از تاریخچه‌ی روابط ایران و آمریکا را از نظر می‏گذرانیم. روابط رسمی ایران و آمریکا در ۱۳ دسامبر ۱۸۵۴میلادی (۲۲ آذر ۱۲۳۳ شمسی) آغاز شد.[۱] این روابط در پی منعقد شدن پیمان دوستی بین دو کشور در قسطنطنیه (ترکیه) شکل رسمی به خود گرفت. با این حال سفارتخانه‌ی آمریکا در تهران ۲۹ سال بعد در ۴ دسامبر ۱۸۸۳ میلادی (۱۳ آذر ۱۲۶۲ شمسی) دایر و «ساموئل بنجامین» به عنوان اولین سفیر این کشور راهی تهران گردید.[۲] ۶ سال بعد در ۳ دسامبر ۱۸۸۹میلادی (۱۲ آذر ۱۲۶۸ شمسی) دولت آمریکا با تأسیس سفارت ایران در این کشور موافقت کرد.۳] اما اوج روابط ایران و آمریکا به حضور «مورگان شوستر» مربوط می‏شود. او در ۱۲ می ۱۹۱۱میلادی (۲۲ اردبیهشت ۱۲۹۰ شمسی) همراه با چهار تکنسین مالی وارد ایران شد و مسؤولیت خزانه داری و امور مالیاتی ایران را بر عهده گرفت. حضور او در ایران حدود ۱۰ ماه به طول انجامید اما رقابت‏های استعماری روسیه و انگلیس با آمریکایی که آن روزها قدرتی نبود موجب اخراج شوستر از ایران شد. شوستر که به دعوت حکومت ایران به تهران آمده بود اگرچه با هماهنگی وزارت خارجه‌ی کشورش دست به این اقدام زد اما دولت آمریکا به وی فهماند که نماینده‌ی رسمی آن کشور در ایران نیست هرچند بعدها آمریکا از محبوبیت شوستر در ایران برای پهن کردن سلطه‌ی خود سو استفاده کرد. شوستر در ۱ ژانویه ۱۹۱۲میلادی (۲۱ بهمن ۱۲۹۰) ایران را ترک کرد چرا که روس‌ها به ایران اولتیماتوم دادند که اگر او از ایران اخراج نشود، شمال کشورمان را اشغال می‏کنند. شوستر در مدت حضورش در ایران یک نوع انضباط مالی و مالیاتی برقرار کرد و اصلاحات او، خاطره‏ای خوش از وی در ذهن ایرانیان خسته از استعمار انگلستان و روسیه بر جای گذاشت.[۴] این مسأله موجب نزدیکی ملی گرایان ایران در دهه‏های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی به آمریکا شد، چنان که «مصدق» به طور رسمی روی حمایت آمیکا از خودش در برابر انگلستان حساب کرده بود اما در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با هم‌دستی آمریکا و انگلیس دولت وی سقوط کرد. آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم ابر قدرت غرب شده بود از ضعف اراده‌ی حاکمان و روشنفکران ایران که به طور دایم به دنبال جلب حمایت یکی از قدرت‌ها بودند، سو استفاده کرد و تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸ که لانه‌ی جاسوسی‏اش تسخیر شد به غارت و چپاول و توطئه برضد ایران ادامه داد.

بالاخره در ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ برابر با ۹ آوریل ۱۹۸۰م. دولت آمریکا به صورت یک جانبه روابط خود با ایران را قطع کرد در حالی که مشغول تدارک آزادی جاسوسان خود به وسیله‌ی کماندوهایش بود اما واقعه‌ی طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ (۱۶ روز پس از قطع رابطه با ایران) رسوایی بزرگی برای ابرقدرت غرب ایجاد کرد و به این ترتیب تنفر ملت ایران از آمریکا را صد چندان افزایش داد. آمریکا، حداقل از سال ۱۳۳۲ خصومت خود برضد ایران را آغاز کرده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن را به اوج رساند. این کشور در طول ۳۳ سال گذشته بر دشمنی خود با ایران افزوده و گام مثبتی برای بهبود روابط برنداشته است.

آیا ریشه‌ی تمامی مشکلات ایران، آمریکاست؟

مرحوم «حاج احمد خمینی» در سخنرانی ۲۵ بهمن ۱۳۷۳ (حدود یک ماه قبل از فوت خود) به این موضوع اشاره کردند که آمریکا دشمن بزرگ ما و شیطان بزرگ است اما آیا مفاسد موجود در دستگاه‌های داخلی ما هم از آمریکاست؟ این سخن را به نوع دیگری، برخی بزرگان در ایران به زبان آورده‏اند. یکی از بهانه‏های کم کاری در کشور ما تحریم‌هاست. به طور مثال کشورهای غربی به ایران هواپیمای نو نمی‏فروشند اما امکان خرید هواپیماهای دسته دوم با کیفیت وجود دارد. این محدودیت درباره‌ی هواپیماهای نو شرفی وجود ندارد اما برخی شرکت‌های هواپیمایی با اجاره‌ی هواپیماهای ۲۰ سال ساخت به بالا و کاهش اعتبارات مربوط به کنترل ایمنی پرواز، موجب بروز سوانح هوایی می‏شوند اما تقصیر آن را به گردن تحریم‌ها می‏اندازند و معتقدند اگر روابط ما با آمریکا بهبود یابد، این معضل رفع خواهد شد. حال آن که یک تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت‌های هواپیمایی، معلوم خواهد کرد حقیقت چیست؟ از این نوع مثال‌ها در کشور ما کم نیست، بنابراین این که بگوییم تمامی مشکلات ما از قطع رابطه با آمریکاست، صحت ندارد. دادن پالس‌های غلط از سوی برخی عناصر داخلی به مجامع بین‌المللی نیز موجب تشدید تحریم‌ها یا بروز مشکلات می‏شود. بنابراین در این مسایل بیش از آن که دشمن مقصر باشد، وطن فروشان که نام‌های زیبا بر خود می‌گذارند، مقصرند.

نتایج رابطه با آمریکا

یکی از قواعد برقراری رابطه‌ی آمریکا با کشورهایی چون ایران، دریافت حق مصونیت حقوقی و قضایی برای اتباع این کشور است. این همان خواسته‌ای است که آمریکا در دهه‌ی ۴۰ شمسی از ایران طلب کرد و حضرت امام خمینی(ره)، برضد آن خروشید و قیام الهی خود را از این نقطه آغاز کرد. بنابراین اولین ضرر رابطه با آمریکا، از دست رفتن استقلال ایران خواهد بود. مسأله‌ی دیگر، بیش‌تر شدن مشکلات اقتصادی است. هند از سال ۱۹۹۱م. که شوروی فروپاشید به سوی آمریکا گروید اما در سال ۱۹۹۸م. به دلیل آزمایش‏های اتمی از سوی آمریکا تحریم شد. شرط حذف این تحریم‌ها قرار گرفتن هند در پازل ضدچینی آمریکا و همکاری این کشور با ایالات متحده در اشغال افغانستان بود. به همین دلیل در سال ۲۰۰۳م. (دو سال پس از اشغال افغانستان) آمریکا بخشی از تحریم‌های هند را لغو کرد. یعنی ابتدا استقلال هند را خدشه‌دار نمود، سپس تنها بخشی از تحریم‌ها را برداشت. در حال حاضر نیز فشار زیادی به این کشور می‌آورد که از ایران نفت و گاز نخرد، هواپیماهای روسی و فرانسوی را کنار گذاشته و از جنگنده‌های آمریکایی استفاده کند و خصومت با چین را افزایش دهد.

اوضاع برزیل نمونه‌ی دیگری از سلطه‌جویی آمریکاست. اولین بار آن‌ها در ۱۹۴۹میلادی، خواستند پیشرفت کنند. آمریکا که به تازگی ابر قدرت شده بود کارخانه‌ی ساخت لوکوموتیو در این کشور ایجاد کرد اما وقتی دولت برزیل تصمیم گرفت این صنعت را ملی کند، دولت آمریکا با فروش روغن موتور تقلبی به این کارخانه، موجب سوختن موتور لوکوموتیوهای ساخت برزیل در سراسر جهان شد. آمریکایی‌ها با این دست خراب کاری‌ها، برزیل را به بدهکارترین کشور جهان در دهه‌ی ۱۹۸۰ بدل کردند.

ایالات متحده در قبال حمایت از ترکیه، خواهان قرار گرفتن این کشور در برنامه‏های خاورمیانه‏ای واشنگتن شد. ترکیه از یک طرف صحبت از قطع رابطه با اسراییل می‏کند اما به مصر و تونس الگوی حکومت لاییک را ارایه می‏دهد. همین چند روز قبل یکی از مقام‌های رژیم صهیونیستی تهدید کرد که اگر شرکت‌های آمریکایی و اسراییلی نخواهند در ترکیه فعالیت کنند، اقتصاد این کشور سقوط خواهد کرد. این در حالی است که با وجود افزایش تولید ناخالص داخلی ترکیه و قرار گرفتن این کشور در رتبه‌ی شانزدهم جهان (ایران بدون حمایت آمریکا و با وجود تحریم نوزدهم است)، مردم ترکیه یکی از فقیرترین ملت‌های خاورمیانه و اروپا محسوب می‏شوند.

یکی از بهانه‏‌های کم کاری در کشور ما تحریم‌هاست. به طور مثال کشورهای غربی به ایران هواپیمای نو نمی‏فروشند اما امکان خرید هواپیماهای دسته دوم با کیفیت وجود دارد. این محدودیت درباره‌ی هواپیماهای نو شرفی وجود ندارد اما برخی شرکت‌های هواپیمایی با اجاره‌ی هواپیماهای ۲۰ سال ساخت به بالا و کاهش اعتبارات مربوط به کنترل ایمنی پرواز، موجب بروز سوانح هوایی می‏شوند اما تقصیر آن را به گردن تحریم‌ها می‏اندازند!

عربستان بالاترین همکاری را با آمریکا دارد اما همواره در موازنه‌ی تجهیزات نظامی از اسراییل عقب‏تر است. چرا که آمریکایی‏ها نمی‏خواهند این کشور حتی با اسراییل برابر باشد. به همین دلیل فروش جنگنده‌ی F15 رادار گریز و جنگنده‏های F35 به عربستان را معلق کرده‌اند تا شرایط اسراییل در منطقه بهبود یابد که البته بعید است. آمریکا در نتیجه‌ی طرح «مارشال»، به اروپا تسلط یافت اما پس از گذشت ۶۶ سال از پایان جنگ جهانی، هنوز برخی صنایع اروپایی به آمریکا وابسته است و با این که می‌توانند بومی شوند اما به دلیل بدهکاری به سرمایه داران آمریکایی، قادر به این امر نیستند.

سرنوشت دوستان صمیمی آمریکا

بنابراین رابطه با آمریکا ـ هر چند کاملاً دوستانه باشد ـ به شرطی دردی از ما دوا می‏کند که دردهای دیگری از وابستگی و تضعیف استقلال سیاسی و اقتصادی و هدم فرهنگی و مذهبی بر ما وارد سازد. امام خمینی(ره) فرمودند:

«تا ما از تمام چیزهایی که برای آن انقلاب کردیم دست برنداریم آن‌ها (آمریکا) از ما راضی نخواهند شد و وقتی از همه چیزمان دست برداریم خواهند خواست که ما برده‌ی آن‌ها باشیم و آن‌ها ارباب ما.»

شرط آمریکا در روابط با دیگران، عمل به دستورات بانک جهانی و صندوق بین المللی پول از سوی کشور طرف مقابل در امور اقتصادی است. رابطه‌ی صمیمانه با اشغالگران سرزمین فلسطین، یک شرط مهم و اساسی در عرصه‌ی سیاست خارجی کشوری است که بخواهد با آمریکا رابطه داشته باشد و این یعنی نادیده گرفتن حق ملت‌های فلسطین، اردن، مصر، سوریه و لبنان و رضایت به اشغال قبله‌ی اول مسلمین از سوی صهیونیست‏ها که بر اساس نص صریح قرآن، خلاف فرمان خداوند است.

نگاهی به روابط کشورهایی چون مصر، تونس، عراق زمان صدام، یمن، لیبی و پاکستان که روابط صمیمانه‏ای با آمریکا داشتند و وجود مشکلات فراوان در این کشورها از جمله فقر فزاینده‌ی مردم، نشان می‏دهد رابطه با آمریکا نه تنها مشکلات را برطرف نمی‏کند بلکه بیش‌تر می‏کند. دولت قطر حاضر است میلیاردها دلار هزینه کند تا یک ماهواره به فضا پرتاب نماید تا خودی نشان دهد، اما آمریکا که در این کشور پایگاه نظامی دارد،‌اجازه نمی‏دهد حال آن که ایران که تحریم است سه سال است که به باشگاه فضایی جهان وارد شده است. شاید کامل‌ترین سخن درباره‌ی تفاوت ایران مورد خشم آمریکا با مصر زمان آمریکا که دوست صمیمی واشنگتن در منطقه بود را «فهمی هویدی» نویسنده‌ی مشهور مصری طرح کرد: «ایران و مصر در سال ۱۹۷۸م. مانند هم بودند اما حالا ایران ماهواره به فضا پرتاب می‏کند و مصر هم‌چنان در ۳۲ سال قبل در جا می‌زند.» مصر نه تنها ماهواره به فضا پرتاب نکرد بلکه شاید برگزاری تظاهرات «نان» ظرف چند سال گذشته بود. این در حالی است که مصری‌ها سالانه دو میلیارد دلار از آمریکا کمک دریافت می‏کردند و تحریم هم نبودند. این وضعیت در پاکستان نیز وجود دارد اما آن‌ها بسیار فقیرند.

۲۵ سال رابطه‌ی صمیمانه‌ی شاه با آمریکا از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، جز ورود کارخارنه‌های مونتاژ، نابودی کشاورزی ایران، وابستگی ارتش به تجهیزات آمریکایی بدون کسب دانش تولید، غارت نفت ایران و تحویل اسلحه به جای پول به حکومت شاه، تلاش برای تغییر هویت، فرهنگ و مذهب ملت ایران و عقب ماندگی علمی کشور، دست آورد دیگری نداشت. با این حال پس از سقوط حکومت پهلوی، شاه را به آمریکا راه ندادند تا مزد خدماتش را داده باشند! با قطع رابطه بود که جوانان ایرانی به دنبال خلاقیت و نوآوری رفتند تا آن جا که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب، بارها این تحریم‌ها و قطع رابطه را یک نعمت الهی نامیدند که موجب شکوفایی استعدادهای ملت ایران و خودکفایی در بسیاری رشته‌ها شد اما دوستان آمریکا در منطقه یکی یکی سقوط می‏کنند. شاهد هستیم که آمریکا به نام کمک به ملت‌های عراق و لیبی، تمام زیرساخت‌های آن‌ها را نابود کرد و سال‌ها قبل برای این که در منطقه حاکم شود، از کویت در برابر صدام حمایت نکرد تا اشغال شد و پس از آن، برای بلعیدن منطقه، به جنگ صدام رفت نه نجات کویت.

امروز که آمریکا از رمق افتاده و در باتلاق‌های خاورمیانه، شمال آفریقا، بحران مالی و ظهور چین گرفتار شده، صحبت از رابطه با آمریکا، کمک به حیات دوباره‌ی شیطان بزرگ است و کسانی که بر طبل این رابطه می‏کوبند، بهتر است آیات طلیعه‌ی سوره‌ی مبارکه‌ی «ممتحنه» را بخوانند و به سوابق دوستی آمریکا با دیگران و ایران قبل از ۱۳۵۷ توجه کنند. به فرموده‌ی رهبر معظم انقلاب آن‌ها مجبورند به تحریم ایران خاتمه دهند و به زودی شاهد پیروزی انقلاب اسلامی در این مبارزه خواهیم بود.

ملی گرایانه هم بنگریم روا نیست کشوری با قدمت چند هزار ساله به خاطر جلب رضایت یک ابرقدرت در حال افول که قدمتی حداکثر ۵۰۰ ساله دارد، خود را عمله‌ی جور کند. اگر به اصول انقلاب اسلامی هم توجه کنیم، دفاع از مظلومان و مستضعفان عالم با قرار گرفتن در پازل آمریکا قابل جمع نیست. بنابراین رابطه با آمریکای فعلی، انحرافی از اصول اولیه‌ی انقلاب اسلامی است.(*)

پی نوشت‌ها

[۱] ـ تاریخ روابط سیاسی ایران و آمریکا، تألیف آبراهام یسلسون، ترجمه‌ی محمدباقر آرام، ص ۵۹

[۲] ـ همان صص ۶۵ و ۶۶

[۳] ـ همان ص ۸۴

[۴] ـ همان ص ۱۵۷ تا ۱۸۶

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن