جهان اسلام در کشاکش چندپارگی یا وحدت

وحدت امت اسلامی و چالش‌های پیش رو


Notice: Undefined offset: 0 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 246

Notice: Undefined offset: 1 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 247

Notice: Undefined offset: 2 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 248

Notice: Undefined offset: 0 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 246

Notice: Undefined offset: 1 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 247

Notice: Undefined offset: 2 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 248

Notice: Undefined offset: 0 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 246

Notice: Undefined offset: 1 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 247

Notice: Undefined offset: 2 in /home/borhan/public_html/wp-content/plugins/wp-parsidate/includes/fixes-permalinks.php on line 248

یکی از مسائلی که همیشه جمهوری اسلامی بر آن اصرار می‌ورزیده، مسئله‌ی وحدت امت اسلامی و دوری از تفرقه و ایجاد گسل‌های مذهبی و فکری بوده است. اثر عملی وحدت اسلامی، کاهش فاصله بین دولت‌ها و ملت‌های مسلمان و همگرایی مستضعفان خواهد بود.


نویسنده: زهرا سلیمانی‌پور

 یکی از مسائلی که همیشه جمهوری اسلامی بر آن اصرار می‌ورزیده، مسئله‌ی وحدت امت اسلامی و دوری از تفرقه و ایجاد گسل‌های مذهبی و فکری بوده است. اثر عملی وحدت اسلامی، کاهش فاصله بین دولت‌ها و ملت‌های مسلمان و همگرایی مستضعفان خواهد بود. وحدت اسلامی، هزینه‌ی کنش‌های اجتماعی و سیاسی را به حداقل می‌رساند و با توجه به احساس تعلق همگانی، هزینه‌ی مدیریت را پایین می‌آورد. در عین حال، قدرت بزرگی را در مقابل مطامع و افزون‌طلبی دولت‌های غیراسلامی و جهان استکبار تشکیل می‌دهد. سیره‌ی امام خمینی (ره) مؤید این مورد است. اما با این حال، مسئله‌ی ظهور گرایش‌های افراطی در اسلام سیاسی و منافع برخی دولت‌های منطقه‌ای، در راستای ایجاد وحدت نیست.

به همین دلیل، امروز نیز از یک‌سو تفرقه از مهم‌ترین مصایب جهان اسلام است و از سوی دیگر، دشمنان جهان اسلام نیز به سبب تفرقه‌ی مسلمانان، بزرگ‌ترین ضربات را به جوامع و کشورهای اسلامی وارد می‌کنند؛ ذخایر و امکانات مادی و اقتصادی جوامع اسلامی را غارت می‌کنند، کشورها و جوامع اسلامی را اشغال می‌کنند، برای از بین بردن فرهنگ اسلامی هر روز گستاخ‌تر می‌شوند و در بسیاری از جوامع اسلامی حکومت‌های دست‌نشانده و مورد نظر خود را روی کار می‌آورند. با توجه به اهمیت موضوع وحدت اسلامی، در این نوشتار به تبیین چالش‌های موجود بر سر راه اتحاد میان ملل اسلامی پرداخته می‌شود.

جایگاه وحدت در اندیشه‌ی زعمای جمهوری اسلامی

اگر به سخنان امام خمینی و سلوک سیاسی و اجتماعی ایشان دقت کنیم، درمی‌یابیم که از نظر ایشان، وحدت صرفاً یک توصیه‌ی اخلاقی و یک ارزش فرهنگی و اجتماعی نیست، بلکه بزرگ‌ترین راهبرد و بهترین روش سیاسی برای قدرتمند شدن جوامع اسلامی برای مقابله با دشمنان و برای قد علم کردن در برابر تجاوزگران نیز محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، طرح راهبردی امام خمینی (ره) در تحقق «وحدت سیاسی جهان اسلام» را می‌توان در قالب یک نظریه‌ی سیاسی تحت عنوان «وحدت»، به‌عنوان امری راهبردی تلقی کرد. موضع حضرت امام (ره) در قبال پدیده‌ی «امت اسلامی» بازتاب نگرش دینی-سیاسی ایشان در ابعاد مختلف حیات بشری است. حضرت امام (ره) با رویکرد فقهی خاص، دین‌داران و پیروان اسلام را صرف‌نظر از تعلقات ملی، نژادی و مذهبی، به اجتماع حول محور «توحید» به تحقق و عینیت خارجی امت قدرتمند اسلامی فرامی‌خواند، زیرا این اندیشه، تفسیر عینی تفکری است که در متن تعالیم دینی، رسالت پیغمبر خاتم را چنین بازگو می‌نماید: «برانگیخته‌شده برای راهنمای همه‌ی خلق‌ها به‌سوی خیر و دعوت همه‌ی مردم به اعتقاد پیدا کردن به خدای یکتا.»[۱] دقیقاً همین نگرش توحیدی و دینی حضرت امام (ره) در نظریه‌ی او راجع‌به امت اسلامی بازتاب پیدا می‌کند. حضرت امام این موضوع را چنین بازگو می‌نمایند: «اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را و عجم را، ترک را و فارس را، همه را با هم متحد کند و یک امت بزرگ به نام امت اسلامی در دنیا برقرار کند… نقشه‌های قدرت‌های بزرگ و وابستگان آن‌ها در کشورهای اسلامی این است که قشرهای مُسلم را که خداوند تبارک و تعالی بین آن‌ها اخوت ایجاد کرده است و مؤمنان را به اخوت یاد فرموده است، از هم جدا کنند و به اسم ملت ترک، ملت کُرد، ملت عرب، ملت فارس، از هم جدا، بلکه با هم دشمن کنند و این درست برخلاف مسیر اسلام و مسیر قرآن کریم است. تمام مسلمین با هم برادر و برابر و هیچ‌یک از آن‌ها از یکدیگر جدا نیستند و همه‌ی آن‌ها زیر پرچم اسلام و زیر پرچم توحید باید باشند.»[۲] به دلیل مشترکات بسیار میان شیعیان و اهل تسنن در اصول و فروعات کلیدی و مهم دین و اختلاف در برخی فروعات دینی، حضرت امام (ره) جهان اسلام را به‌مثابه‌ی یک نظام واحد، یکپارچه و منسجم تلقی می‌کند که دارای خدای مشترک و واحد، پیامبری مشترک، اعتقاد به معاد و روز جزا، قبله‌ای واحد، اعتقاد به نماز، روزه، حج و… هستند. از نظر ایشان، برخی اختلافات فکری و اعتقادی نمی‌تواند آنان را از رسیدن به وحدت استراتژیک سیاسی منع کند. از این رو، جهان اسلام به دلیل برخورداری از مشترکات بسیار و خرده‌نظام‌های مشترک فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روابط اجتماعی و سیاسی نزدیک به هم، می‌توانند به سمت‌وسوی وحدت سیاسی راهبردی گام بردارند که زمینه‌ساز تشکیل امت واحده‌ی اسلامی یا دولت بزرگ اسلامی است.[۳]

پس از درگذشت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) نیز به‌عنوان ولی‌امر مسلمین همچنان بر وحدت میان ملل اسلامی تأکید و توجه ویژه دارند. این مسئله از جمله اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین موضوعات در اندیشه‌ی سیاسی و فرهنگی رهبر انقلاب اسلامی است. اهمیت این موضوع نزد آیت‌الله خامنه‌ای تا آنجاست که ایشان وحدت اسلامی را به‌عنوان «مسئله‌ای راهبردی» و نه تاکتیکی معرفی نموده و همواره علما، روشن‌فکران، برجستگان سیاسی و آحاد امت اسلامی را به وحدت ذیل دستورات و آموزه‌های قرآن کریم و ارادت و محبت به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) دعوت کرده‌اند. در اندیشه‌ی ایشان اتحاد مسلمانان و پرهیز آنان از اختلاف و تفرقه، زمینه‌ای مساعد برای ایستادگی جمعی در برابر زورگویی‌های نظام سلطه و دفاع از منافع و حقوق ضایع‌شده‌ی جهان اسلام به‌شمار می‌آید.[۴]

اگر به سخنان امام خمینی و سلوک سیاسی و اجتماعی ایشان دقت کنیم، درمی‌یابیم که از نظر ایشان، وحدت صرفاً یک توصیه‌ی اخلاقی و یک ارزش فرهنگی و اجتماعی نیست، بلکه بزرگ‌ترین راهبرد و بهترین روش سیاسی برای قدرتمند شدن جوامع اسلامی برای مقابله با دشمنان و برای قد علم کردن در برابر تجاوزگران نیز محسوب می‌شود.

ایشان در این ارتباط بارها نه تنها ملت ایران، بلکه کل جهان اسلام را به انسجام اسلامی توصیه کرده‌اند و در توضیح آن می‌فرمایند: «انسجام اسلامی یعنی ملت‌های مسلمان با هم همراه باشند. ملت ایران رابطه‌ی خود را با ملت‌های اسلامی محکم‌تر کند.» در جایی دیگر فرمودند: «معنای اتحاد بین ملت‌های اسلامی این است که در مسائل مربوط به جهان اسلام همسو حرکت کنند و به یکدیگر کمک کنند و در داخل این ملت‌ها سرمایه‌های خودشان را علیه یکدیگر به کار نبرند.»[۵] با الهام از این بیان، معلوم می‌شود که انسجام اسلامی نه تنها در عرصه‌ی داخلی، بلکه با تأکید بیشتر در عرصه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی جهان اسلام مطمح نظر معظم‌له است؛ چنان‌که رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) می‌فرمایند: «انسجام اسلامی در یک وجه، خود ناظر به همه‌ی دنیای اسلامی است؛ باید با هم منسجم باشند، باید به یکدیگر کمک کنند؛ هم دولت‌های اسلامی، هم ملت‌های اسلامی. دولت‌های اسلامی در استفاده از ظرفیت ملت‌های اسلامی برای ایجاد این وحدت بزرگ، می‌توانند سهم و نقش داشته باشند.»[۶] اهمیت این مسئله باعث شده که ایشان به ذکر موانع پیش روی اتحاد اسلامی هم توجه داشته باشند و با برشمردن و تذکر این عوامل به آحاد ملل اسلامی، آن‌ها را از این آفات مطلع کنند و برحذر دارند. از جمله موانع اتحاد به‌زعم ایشان، سوءتفاهم‌ها، سوءتحلیل‌ها و ندیدن نقشه‌ی کلی دشمن است که باعث می‌شود افراد بازیچه‌ی دشمن قرار گیرند. با این مقدمه، باید دید چالش‌های پیش روی وحدت جهان اسلام و تحقق امت واحده‌ی اسلامی چیست؟

چالش‌های پیش روی وحدت اسلامی

با نگاهی به جغرافیای جهان اسلام، درمی‌یابیم که قسمت اعظم مناطق راهبردی جهان در دست مسلمانان قرار گرفته است که این مسئله پدیدآورنده‌ی فرصت‌ها و تهدیدات مختلفی برای این کشورها بوده است. این نکته نشان می‌دهد که وحدت در میان جوامع اسلامی از چنان جایگاه و کارکرد ممتازی برخوردار است که در صورت تحقق آن، بسترهای لازم برای به فعلیت رساندن پتانسیل‌های مسلمانان جهت پیشرفت و شکوفایی تمدن نوین اسلامی فراهم می‌گردد و به‌جای پراکندگی و تشتت در سیاست خارجی دولت‌های اسلامی، با ایجاد وحدت رویه در جهت‌گیری نسبت به نظم بین‌المللی غربی، قطبی کارا و مؤثر به وجود می‌آید که قادر است هژمونی دول غربی و خصوصاً ایالات متحده را دستخوش چالش و تغییر کند. اما متأسفانه علی‌رغم وجود چنین ظرفیتی در میان کشورهای اسلامی، دلایل متعددی سبب فاصله گرفتن سران این کشورها و حتی تخاصم با یکدیگر گردیده است که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

۱. اختلاف در ایدئولوژی و گفتمان‌ مذهبی

ترکیه، ایران و عربستان مهم‌ترین بازیگران جهان اسلام‌اند که هرکدام به‌نحوی مدعی زعامت مسلمانان هستند و دارای ایدئولوژی‌های متمایزی از یکدیگرند. ترکیه دارای جایگاه ویژه در میان کشورهای اسلامی است که این مسئله ناشی از به ارث بردن میراث امپراتوری عثمانی به‌عنوان حافظ جهان اسلام و به‌ویژه جهان اهل تسنن است. امپراتوری عثمانی قرن‌ها نماد خلافت اسلامی به‌ویژه در میان اهل سنت بوده است و هنگامی که حکومت رجب طیب اردوغان بر میراث اسلامی ترکیه تأکید می‌کند، در اذهان اهل سنت «خلافت اسلامی» تداعی می‌‌شود. البته برخی اعراب نه تنها به حکومت عثمانی علاقه‌ای ندارند، بلکه تنفر شدیدی نیز نسبت به آن بروز می‌دهند. بنابراین یکی از محل‌های اختلاف ایران با ترکیه، که به‌ویژه با شکل‌گیری تحولات جهان عرب بروز و ظهور بیشتری یافته است، همان رقابت دو نظام حکومتی ایران، یعنی حکومت اسلامی و نظام حکومتی ترکیه است؛ نظامی که در آن، در عین جدا بودن دین (اسلام) از حکومت، نسبت به گرایش‌های اسلامی مردم تأکید می‌شود. ترکیه کشوری با جمعیت حدود نود درصد مسلمان است که با پایان جنگ جهانی دوم، به یک نظام سکولار و غیرمذهبی مبدل شد و همان‌قدر که ما بر مذهبی بودن و اسلامی بودن کشورمان تأکید داریم، آن‌ها برعکس، به غیرمذهبی بودن کشورشان پای می‌فشارند.[۷] ایران و ترکیه با الگوهای ویژه‌ی خود، در پی نفوذ هرچه بیشتر بر منطقه‌ی غرب آسیا هستند و با یکدیگر رقابت می‌کنند. ترکیه به رهبری حزب عدالت و توسعه، خواهان احیای امپراتوری عثمانی در منطقه است که این سیاست از سال ۲۰۰۲ با قدرت‌یابی رجب طیب اردوغان مطرح شد و پس از آغاز موج بیداری اسلامی شدت یافت. در این زمان که منطقه‌ی غرب آسیا دستخوش تغییرات انقلابی شد و نهضت بیداری اسلامی دیکتاتورهای وابسته‌ای همچون حسنی مبارک، بن‌علی، قذافی و عبدالله صالح را به زیر کشید، ترکیه تمام تلاش خود را به کار گرفت تا سیاست نئوعثمانی خود را به ثمر برساند. حکام ترکیه می‌پنداشتند که خاورمیانه در حالت خلأ به سر می‌برد و انقلابیون مسلمان دنبال ایدئولوژی اداره‌ی کشور هستند و در این راستا ترکیه می‌تواند بهترین آلترناتیو کشورهای مسلمان باشد.[۸] سخنرانی اردوغان در نشست داووس در سال ۲۰۰۹ با هدف ملجاسازی برای جنبش‌های آزادی‌خواه منطقه صورت گرفت تا نشان دهد که جهان اسلام و عرب، قهرمان جدیدی غیر از ایران و عربستان پیدا کرده است.

در مقابل ترکیه، ایران و عربستان به‌عنوان مهم‌ترین بازیگران منطقه‌ای قرار دارند که برخلاف ترکیه، شدیداً معتقد به همراهی مذهب و سیاست هستند. هرکدام از این‌ها با توجه به اختلاف در مذهب، دچار اختلافات ایدئولوژیک نیز هستند. عربستان به‌عنوان دولتی که یک پایه‌ی آن برمبنای ایدئولوژی وهابیت استوار شده است، تلاش گسترده‌ای در جهت تبلیغ وهابیت و تربیت طلاب وهابی و اعزام آن‌ها به کشورهای اسلامی می‌کند. علما و روحانیون حاکم بر عربستان همگی در رابطه با تبلیغ و ترویج وهابیت در داخل و خارج کشور خود توافق دارند. رژیم آل‌سعود هم به‌واسطه‌ی درآمدهای نفت، پول‌های هنگفتی را در رابطه با رواج ایدئولوژی وهابیت، که چهره‌ای خشن و غیرعقلانی از اسلام ارائه می‌نماید، هزینه کرده است. علما و روحانیون عربستان با استفاده از اشاعه‌ی وهابیت، سعی می‌کنند به خنثی‌سازی اسلام ناب محمدی که توسط جمهوری اسلامی ایران ترویج می‌شود، بپردازند و در این راه نیز از حمایت دولت‌های عربستان و غرب برخوردار بوده‌اند.[۹] ایران هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی به‌عنوان تنها دولت شیعی در جهان، به دنبال صدور انقلاب و ترویج مدل حکومتی خاص خود که مبتنی بر حاکمیت ولی‌فقیه و جمهوری اسلامی است، بوده و در این مسیر از جنبش‌های شیعی و سنی آزادی‌خواه حمایت به عمل آورده است.

۲. بازی قدرت در بین بازیگران

یکی از قواعد و عناصر اصلی نظام بین‌الملل، تلاش برای کسب قدرت و حفظ و افزایش آن است. این قاعده بدون استثنا، در بین جوامع سیاسی گوناگون با شدت و ضعف پیگیری می‌‌شود. در میان کشورهای اسلامی منطقه نیز این قاعده به‌طور محرزی حکم‌فرماست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عربستان که همیشه به دنبال فرصتی برای پیشی گرفتن از ایران و تبدیل شدن به قدرت اول منطقه بود، در این مسیر با جدیت گام‌ برداشت. از بدو شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران، اختلاف در ایدئولوژی، گفتمان قدرت و مشروعیت سیاسی و سیاست خارجی دو کشور به‌وضوح پدیدار شد و این مسائل به عمده‌ترین وجوه تمایز دو کشور و زمینه‌های تعارض آن‌ها مبدل شد. کشورهای عربی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شورای همکاری خلیج فارس را به وجود آوردند که در این چارچوب بتوانند در مقابل ایران همکاری‌های امنیتی با یکدیگر داشته باشند.

پیامبر اسلام (ص) با هدف ایجاد جامعه‌ی واحد که حول محور اسلام و اعتقاد به وحدانیت گرد آمده باشد، مبعوث شد و در سال‌های حیاتش، مدینه‌ی فاضله‌ای ایجاد کرد که در آن هیچ فردی بر فرد دیگر و هیچ قومیتی بر قوم دیگر، برتری نداشت و بنا به آیات الهی، تنها عامل برتری افراد نسبت به هم، عامل «تقوا» بود. اما پس از درگذشت ایشان، آداب اعراب جاهلیت و خصیصه‌های تفاخرجویانه و کاذب آن‌ها دوباره در جامعه‌ی اسلامی غلبه پیدا کرد.

در کنار ایران و عربستان به‌عنوان مهم‌ترین ارکان قدرت جهان اسلام، کشوری با سابقه‌ی تمدنی کهن مثل مصر قرار دارد که البته با توجه به اوضاع نابسامان قدرت و در شرایط کنونی، قابلیت اثرگذاری چندانی ندارد و بیشتر توان مردم و سران کشور، صرف دسته‌وپنجه نرم کردن با گروه‌های داخلی می‌‌شود. ترکیه هم با موفقیت نسبی دولت اسلام‌گرای اردوغان در عرصه‌ی اقتصاد، به بازتعریف حوزه‌ی منافع خود در منطقه و جهان پرداخته است و با حمایت از گروه‌های تندرو و تروریستی همچون داعش و القاعده، سعی دارد معادلات قدرت در منطقه را به نفع خود تغییر دهد و زمینه‌های احیای امپراتوری عثمانی را فراهم سازد. سوریه و عراق هم هرچند در دهه‌ی قبل از جمله دولت‌های مؤثر اسلامی به‌شمار می‌آمدند، اما در حال حاضر، بیش از آنکه در سودای افزایش قدرت باشند، درگیر برنامه‌ها و اقدامات تثبیت‌جویانه‌ی داخلی هستند. بنابراین این یکی از عواملی است که موجب می‌شود دولت‌های مسلمان به‌جای تلاش برای وحدت، به دنبال تضعیف یکدیگر و دوری از هم باشند.

۳. اختلاف قومی و نژادی

کشورهای اسلامی از قومیت‌های مختلف عرب، فارس، کرد، ترک، افغان و… تشکیل شده‌اند که محوریت عمده‌ی آن با اعراب است. اعراب از آن جهت که خاستگاه اسلام در میان آن‌ها بوده و پیامبر مکرم اسلام هم به نژاد آن‌ها تعلق دارد، برای خود جایگاه ممتازی قائل هستند. در مقابل، فارس‌ها یا عجمان قومیت برجسته‌ی دیگری در میان مسلمانان را تشکیل می‌دهند که بنا به سابقه‌ی تاریخی و تمدنی خود، با اعراب و ترک‌ها دارای تمایزات و اختلافات روشنی هستند. ترک‌ها هم که در دوره‌ای دارای امپراتوری شکوهمند اسلامی بودند، بر اصالت قومی خود و شایستگی برای سردمداری جهان اسلام پای می‌فشارند. اوج افراط‌گری در تفکرات قوم‌گرایانه و نژادپرستانه در قالب اندیشه‌های پان‌ترکیسم، پان‌عربیسم، پان‌کردیسم و پان‌ایرانیسم، که مورد آخر در جامعه‌ی فعلی ایران محلی از اعراب ندارد، قابل بررسی است. این مسئله به معنی یکدستی کامل در هر نژاد و یا قبول آن از طرف عموم افراد متعلق به آن نژاد نیست. برای مثال، خود اعراب از نژادهای مختلفی هستند. مذهب مشترکی هم ندارند؛ عرب‌های لبنان، بحرین و عراق شیعه هستند، درحالی‌که مابقی اهل سنت هستند. آنچه امروزه همه‌ی عرب‌ها را به هم پیوند داده است، نه نژاد یا مذهب، بلکه تنها زبان عربی است. خود عرب‌ها هم این مسئله را قبول دارند. مثلاً ساطع الحصری، یکی از نظریه‌پردازان قومیت‌گرای عربی، شاید به پیروی از فیخته بر این باور است که عامل وحدت ملی در میان اعراب، زبان عربی بوده است. او می‌گوید که عرب‌ها از قومیت‌ها و مذاهب مختلف هستند، اما آنچه همه‌ی عرب‌ها را به هم پیوند می‌دهد، زبان عربی است. آنچه کشورهای آفریقایی و آسیایی را در قالب اتحادیه‌ی عرب به هم پیوند داده است، همین زبان عربی است.[۱۰]

۴. تقدم منافع ملی بر مصالح اسلامی

پیامبر اسلام (ص) با هدف ایجاد جامعه‌ی واحد که حول محور اسلام و اعتقاد به وحدانیت گرد آمده باشد، مبعوث شد و در سال‌های حیاتش، مدینه‌ی فاضله‌ای ایجاد کرد که در آن هیچ فردی بر فرد دیگر و هیچ قومیتی بر قوم دیگر، برتری نداشت و بنا به آیات الهی، تنها عامل برتری افراد نسبت به هم، عامل «تقوا» بود. اما پس از درگذشت ایشان، آداب اعراب جاهلیت و خصیصه‌های تفاخرجویانه و کاذب آن‌ها دوباره در جامعه‌ی اسلامی غلبه پیدا کرد. در شرایط کنونی هم دولت‌های مسلمان و خصوصاً اعراب، علی‌رغم آنکه داعیه‌ی احیای دین و مذهب را دارند، همچنان به سنت‌های غلط خود پای می‌فشارند و با درک نادرست از دلایل عقب‌ماندگی مسلمانان، به‌جای اتحاد و سرلوحه قرار دادن مصالح اسلامی، به منافع ملی خود توجه و تأکید می‌کنند. تقدم منافع ملی بر مصالح اسلامی، موجبات دوری امت مسلمان از هم، تشدید اختلافات و هدررفت قوا و پتانسیل کشورهای مسلمان می‌شود.

 ۵. وجود دولت غاصب اسرائیل در منطقه

پس از ظهور رژیم غاصب و کودک‌کش صهیونیستی، نمی‌توان نقش این موجود خبیث را در معادلات منطقه‌ای نادیده گرفت. این رژیم در بسیاری از موارد، همواره یک طرف بحران است: بحران اعراب-اسرائیل و پرونده‌ی سازش، پرونده‌ی هسته‌ای ایران و بحران فلسطین. به‌طور کلی دو مقوله‌ی صلح و امنیت در خاورمیانه ارتباط مستقیمی به جایگاه رژیم صهیونیستی در معادلات منطقه دارد. اسرائیل با توجه به اینکه در منطقه‌ای قرار گرفته است که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل داده‌اند، در موضع ضعف قرار دارد و به‌منظور مرتفع کردن این نقص، همواره در تلاش بوده است که با حمایت ایالات متحده و تفرقه‌افکنی بین کشورهای مسلمان، برای خود امنیت‌سازی کند. در این مسیر، یکی از ابزار‌های مورد علاقه‌ی این کشور، ایجاد فضای رعب و هراس از همسایه‌ای مثل ایران برای اعراب بوده است. اسرائیل به این بهانه که تهران به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است و برنامه‌ی اتمی ایران یک تهدید وجودی برای این رژیم و اعراب محسوب می‌شود، سعی کرده است علاوه بر تهدید به تهاجم به تأسیسات اتمی ایران، جامعه‌ی جهانی را علیه تهران بسیج کند. ریاض نیز با نگرانی از اینکه معادلات قدرت در منطقه با دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای با سرعت زیادی به ضرر بلوک جنوبی خلیج فارس خواهد بود، در گام اول با تشویق واشنگتن به برخورد نظامی با ایران و در گام دوم تحریک بازار نفت در تحریم ایران، سطح تعامل خویش با تهران را از «رقابت» در سال‌های گذشته، به «تقابل نرم» تغییر داده است.

اسرائیل با توجه به اینکه در منطقه‌ای قرار گرفته است که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل داده‌اند، در موضع ضعف قرار دارد و به‌منظور مرتفع کردن این نقص، همواره در تلاش بوده است که با حمایت ایالات متحده و تفرقه‌افکنی بین کشورهای مسلمان، برای خود امنیت‌سازی کند. در این مسیر، یکی از ابزار‌های مورد علاقه‌ی این کشور، ایجاد فضای رعب و هراس از همسایه‌ای مثل ایران برای اعراب بوده است.

۶. توطئه و تحریک اجانب

یکی از موانع بیرونی اتحاد ملل اسلامی، زاییده‌ی اغواگری‌ها، نیرنگ‌ها و توطئه‌های پیدا و پنهان قدرت‌های استعماری جهان است که اتحاد و همبستگی مسلمین را برای خود دردناک و تحمل‌ناپذیر می‌دانند و سعی دارند با ایجاد تفرقه، اختلاف و منازعه در میان ملل مسلمان جهان، مانع تشکیل امت واحد اسلامی شوند. به همین دلیل است که دشمنان جهان اسلام نیز صدها سال است که ایجاد تفرقه در میان جوامع اسلامی را به‌عنوان بزرگ‌ترین و بهترین راهبرد برای تسلط یا استمرار تسلط بر جوامع اسلامی برگزیده‌اند و از این طریق، به همه‌ی اهداف استعماری و دشمنانه‌ی خود دست یافته‌اند. بعد از گذار از دوران استعمار کهنه، باید زمینه‌های مناسبی برای تداوم سیاست‌های استعماری و چپاول‌گرانه پیدا می‌شد و حاصل آن برنامه‌های بلندمدت، در شرایط کنونی خاورمیانه، به‌وضوح قابل مشاهده است. منطقه‌ای ناآرام که هر روز آبستن وقایع ناگوار بسیاری است. برایند این تنش‌ها چیزی جز افزایش قدرت غرب، فضاسازی برای رژیم صهیونیستی و تضعیف و کشتار مسلمانان نیست.

فرجام

جمهوری اسلامی ایران بنا به دیدگاه و سفارش زعمای خود، همواره به برادران و ملت‌های عربی پیشنهاد اتحاد و همراهی داده است که حول مسائل مشترک با یکدیگر توافق کنند. مسلمانان دین مشترکی دارند، حوزه‌ی جغرافیایی مشترکی دارند، منافع و امنیت آن‌ها به هم گره خورده است و باید با توجه به این عوامل، وحدت داشته باشند. یقیناً ردپای کشورهای قدرتمند در همه‌جای دنیا به‌ویژه در کشورهای این منطقه که منبع انرژی دنیا را در اختیار دارند، دیده می‌شود و تمایلی ندارند که مسلمانان با یکدیگر متحد باشند و نهایت کارشکنی‌ها را در این راستا انجام می‌دهند. این مسئله هوشیاری ایران و کشورهای عربی را می‌طلبد تا این توطئه‌ها را درک کنند و متوجه شوند که وحدت حول مسائل مشترک، هم به نفع ایران است و هم به نفع کشورهای عربی. به نظر می‌رسد اگر دولت‌های اسلامی شناخت صحیحی از اولویت‌های خارجی خود داشته باشند، قطعاً به تقدم مصالح اسلامی بر منافع ملی خواهند رسید و اگر به‌جای طراحی سیاست‌های ایذایی و تضعیف‌کننده علیه هم براساس سناریوپردازی دولت‌های غربی، به اتحاد و نادیده گرفتن اختلاف نظرهای کوچک روی آورند، ضمن عمل به دستورات دین مبین اسلام، به چنان جایگاه و قدرتی در جهان دست خواهند یافت که به‌راستی سزاوار پیروان رسول‌الله (ص) است. *

پی‌نوشت‌ها

[۱]. انعام: ۹۱.
[۲]. امام خمینی، صحیفه نور، جلد ۱۳، ص ۴۴۳.
[۳]. دلشاد، امیرعلی (۱۲ مهر ۱۳۹۳)، امت واحده اسلامی؛ از تئوری تا عمل، وحدت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)، بازیابی‌شده در ۵ بهمن ۱۳۹۳، به آدرس:

http://www.irdc.ir/fa/content/14530/default.aspx
[۴]. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، ۹ بهمن ۱۳۹۱، «وحدت اسلامی»؛ مسئله راهبردی، بازیابی‌شده در ۵ بهمن ۱۳۹۳، به آدرس:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21957
[۵]. حدیث ولایت، ج ۴، ص ۲۶۲.
[۶]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام، ۱۷ فروردین ۱۳۸۶.
[۷]. عطایی، فرهاد (۱۳۷۹)، رقابت در منطقه؛ بررسی سیاست‌های ایران و ترکیه، مطالعات راهبردی، شماره ۹، ۱۳۷۹، ص ۵۰.
[۸]. امین‌آبادی، روح‌الله (۱۴ مرداد ۱۳۹۲)، نوعثمان‌گرایی اردوغان؛ از مصر تا سوریه، بازیابی‌شده در ۵ بهمن ۱۳۹۳، به آدرس:

http://basirat.ir/Content/259829

[۹]. حسینی، محمدصادق و برزگر، ابراهیم (۱۳۹۲)، نظریه پخش و بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر عربستان سعودی، مطالعات انقلاب اسلامی، سال دهم، شماره ۳۳، ص ۱۸۳.
[۱۰].نجفی فیروزجایی، عباس (۲۲ فروردین ۱۳۹۰)، چرا نگاه اعراب به ایران بدبینانه است؟، بازیابی‌شده در ۵ بهمن ۱۳۹۳، به آدرس: http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/11793

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن