ریشه‏‌ی آفت‌‌‏های پژوهشی در کشور ما چیست؟

«اخلاق پژوهشی» در بین دانشجویان دانشگاه‌‌های تهران

با توجه به نرخ بالای ورودی‌های تحصیلات تکمیلی و حجم بالای کارهای اساتید، در بسیاری موارد نوعی قرارداد دوطرفه‌ی نانوشته بین دانشجو و استاد مبنی بر عدم سخت‌گیری در گذراندن رساله‌ی مورد نظر بسته می‌شود… چرا که تحقیق مورد نظر در مغازه‌های میدان انقلاب با نازل‌ترین قیمت در حال تولید می‌باشد!


نویسنده: هادی مصدق ، محمد قندهاری

هدف این تحقیق بررسی میزان پای‌بندی دانشجویان دانشگاه‌های تهران به «اخلاق پژوهشی» می‌باشد که از طریق پرسشنامه محقق ساخته در ۸ سؤال اساسی مطرح گردید. جامعه‌ی تحقیق مورد نظر دانشگاه‌های «تهران»، «علم و صنعت» و «شهید بهشتی» بود که در مجموع تعداد ۱۲۱ پرسشنامه از روش تصادفی جمع آوری شده و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان از آن دارد که متأسفانه وضعیت پای‌بندی دانشجویان به اخلاق پژوهشی مناسب نبوده و در زمینه‌ی قوانین کشور نیز فقدان منشور اخلاق پژوهشی و وجود آیین نامه‌ی ارتقای اساتید تا حد زیادی به این امر دامن زده است.

رفع این معضل در شش محور مورد بررسی قرار گرفت:

اول) تغییر در نظام ارزشی غلط پدید آمده در خصوص جایگاه علم و دانش و به خصوص جایگاه مقالات علمی؛

دوم) تلاش برای تربیت دانشجویانی حرفه‌ای؛

سوم) تغییر در قوانین حمایتی وزارت علوم در خصوص پایان نامه‌ها؛

چهارم) تغییر در نگاه ساده انگارانه در خصوص تحکمی بودن تولید علم؛

پنجم) بالا بردن حساسیت جامعه (به خصوص جامعه‌ی علمی کشور) در خصوص بروز رفتارهای غیر اخلاقی و تأثیرات تربیتی آن؛

ششم) تدوین منشور اخلاق پژوهشی و طراحی مکانیزم‌هایی به جهت اجرای صحیح آن.

طرح مسأله

از سال ۱۳۸۴ که آیین نامه‌ی ارتقای اساتید توسط وزارت علوم بازبینی شد و مقالات علمی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ارتقا بیان گردید، زمزمه‌هایی مبنی بر رخداد اتفاق‌های غیر علمی در این روند و مبتلا شدن محققان به آسیب‌های پژوهش، شنیده شد. این ملاک به عنوان شاخص مهمی برای قبولی دکترا و هم‌چنین جذب هیأت علمی نیز مطرح گردید.

از سوی دیگر رشد علمی ایران از راه تعداد مقالات چاپ شده در مجلات خارجی مورد ارزیابی قرار گرفت و همین مسأله منجر به آن شد که امتیاز چاپ مقالات به زبان انگلیسی بیش از زبان فارسی باشد. مسأله‌ای که در این بین لازم به بررسی قرار گرفت، از یک سو میزان صداقت در تولید و نگارش مقالات تولید شده و از سوی دیگر بررسی میزان رخداد آسیب‌های پژوهشی دیگر می‌باشد، از این رو در این تحقیق، این مسأله از دید دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت.

ادبیات تحقیق

پیشینه‌ی مسایل اخلاقی در پژوهش

در ایران پس از گسترش مباحث مربوط به اخلاق پزشکی[۱]در دهه‌ی ۱۳۷۰، «اخلاق در پژوهش‌های علوم پزشکی» مورد توجه قرار گرفت. در ۱۳۷۷، نخستین کمیته‌ی ملی اخلاق در تحقیقات پزشکی، تشکیل شد و پس از آن، به تدریج، کمیته‌های منطقه‌ای اخلاق در تحقیقات پزشکی، فعالیت خود را در دانشگاه‌های علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی آغاز کردند (خدا پرست، ۱۳۸۶).

در رابطه با وضعیت اخلاق پژوهشی، مطالعات کمّی اندکی صورت گرفته است. یکی از این معدود مطالعات، پژوهش «اندازه‎گیری میزان پای‌بندی به اخلاق علمی[۱] در میان دانشجویان دکترا» است که در سال ۱۳۸۵ توسط دکتر «وصالی» و همکاران انجام شده است. در این مطالعه متغیر وابسته‌ی نگرش اخلاق علمی از راه ۲۲ مورد رفتار غیراخلاقی تعریف شده و ۲۲ متغیر مستقل تشخیص داده شده و در ۷ دسته تقسیم بندی شده‎اند.

اقدام‌های سوء علمی در فرآیند پژوهش

اگر چه تعاریف مختلفی برای اقدام‌های سوء علمی وجود دارد ولی عصاره‌ی تمام آن‌ها را می‎توان در این تعریف یافت: «متقاعد سازی دیگران درباره‌ی واقعیت پنداشتن آنچه که واقعیت ندارد» (زاهدی،۱۳۸۶).

«وینسنت هامنر»(۱۹۹۲) سوء رفتار در علم را در دو دسته‌ی اصلی جای می‎دهد:

الف) اهمال[۳]؛ انواع اشتباه‎های غیر عمدی ناشی از بی دقتی و اهمال در این دسته جای می‌گیرند.

ب) تقلب عمدی[۴]؛ موارد تقلب عمدی را در سه دسته‌ی زیر جای می‎دهد:

۱. فریب دادن[۵]؛ محقق پس از انجام آزمایش‎های گوناگون تنها مواردی را که می‌پندارد با استانداردهای مرتبط تطابق دارند، گزارش می‎کند.

۲. دست کاری کردن[۶]؛ دانشمند داده‎های مختلفی را به دست می‎آرود، اما تنها داده‎هایی را که مطابق با نظریه یا هدف اوست،گزارش می‌کند.

۳. جعل علمی[۷]؛ دانشمند نتایج کاملاً جعلی را منتشر می‌کند تا بتواند به اعتبار و شهرت علمی دست یابد. «ویلسون میزنر» به جد یا به طنز می‏گوید: «دزدیدن از یک نویسنده سرقت ادبی است، اما سرقت از چند نویسنده پژوهش است (خسروی، ۱۳۸۵).

سرقت علمی[۸]

در این بخش به بررسی مهم‌ترین این رفتارها یعنی سرقت علمی و ادبی که به زعم عده‎ای غیر اخلاقی‎ترین کار در نگارش است، می‎پردازیم. سرقت علمی یا پلی جیریسم، در معنای سرقت و به‎کارگیری عقاید[۹] و نوشته‏های دیگران به عنوان مطالب خود، کاربرد یافته است (فچکولا[۱۰]،۱۹۹۶  به نقل از میردهقان ۱۳۸۸). «لستر»[۱۱] سرقت ادبی را ‌استفاده‌ی عمدی از نوشته‌ی دیگران به جای نوشته‌ی خود تعریف می‎کند (لستر،۱۹۹۵ به نقل از حسرتی، ۱۳۸۴).

«میردهقان» (۱۳۸۸) با بررسی سایت پلی‎جیریسم دانشگاه کلیرمونت انواع این پدیده را در دو دسته‌ی عمده‌ی زیر تقسیم می‎کند:

الف) سرقت علمی یا کپی برداری[۱۲] مستقیم(عینی)؛ پی برداری واژه به واژه از پژوهش فردی دیگر بدون ذکر نام وی به عنوان منبع مورد استفاده است. این شیوه اغلب با تغییرات ساختاری جزیی و افزودن یا حذف چند واژه که به تغییرات نمودی کار ارایه شده نسبت به کار اصلی می‎انجامد، به انجام می‎رسد.

ب) سرقت علمی جزیی؛ گر سرقت علمی عینی نباشد به صورت‎های زیر ظاهر می‎شود:

۱. تفسیر[۱۳]یا ترجمه[۱۴]؛ ییر شکل یا ترجمه‌ی متن اصلی بدون ذکر منبع؛ یعنی ایده‌ی اصلی متن با تغییرات کمی، بدون اشاره به منبع اولیه به کار برده شود.

۲. عدم ذکر نام منبع اتخاذ شده؛ در صورت ارایه‌ی مطلب از نویسنده‎ای که وی مطالب را از منبعی دیگر دریافت نموده است، عدم ذکر نام نویسنده‎ای که مطالب از او نقل شده، سرقت علمی محسوب می‎شود.

۳. ذکر ناقص؛ در جایی که نام منبع اصلی تنها برای بخشی از مطالب کپی‎برداری شده به کار برده شود. میردهقان هم‌چنین به نوعی دیگر از سرقت علمی به نام خود سرقتی[۱۵] اشاره می‎کند که مفهوم آن کاربرد مجدد بخش‎هایی یکسان از کار خود نگارنده بدون ذکر کار اولیه‌ی وی است (میر دهقان،۱۳۸۸). جهت پیشگیری از سوء رفتار علمی[۱۶] در پژوهش نیز محقق باید از اصولی مانند ثبت و نگهداری داده‎ها، قوانین مربوط به اجرای پژوهش، نویسندگی مسؤولانه و تعارض منافع آگاهی یابد. یکی از بهترین راهکارها در برابر «سرقت تألیفات» یادداشت‎ برداری دقیق و مستند کردن تمامی داده‎های مشاهده شده و منابع مورد استفاده می‎باشد (زاهدی، ۱۳۸۶).

استناد کردن[۱۷] در آثار علمی و آسیب‎های آن

راهکارهای مقابله با اقدام‌های سوء علمی

لاریجانی(۱۳۸۳) .راهکارهای زیر را برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‎های پزشکی ارایه داده است که می‎تواند در دیگر عرصه‎های تحقیقات نیز مفید باشند:

۱. طراحی روشن از کدهای اخلاقی در زمینه‌ی اخلاق در پژوهش؛

۲. تعیین وظایف مشخص برای کمیته‏های بررسی کننده‌ی اخلاق در پژوهش؛

۳. توجه به اولویت‌ها و نیازهای اصلی در تحقیقات.

زاهدی (۱۳۸۶) معتقد است جهت حصول اطمینان از درستی و بی‎عیبی پژوهش، باید به طور همزمان در دو مسیر طی طریق کرد: «پیشگیری و کنترل»؛ به این منظور، اغلب مجموعه‎ای از فعالیت‎ها شامل تعریف اقدام‌های درست و نادرست علمی و یا تعریف اقدام‌های علمی قابل قبول، انتشار دستورالعمل‎ها، آموزش اصول اخلاقی در حوزه‌ی علم به دانشمندان، ایجاد ساختارهای مناسب جهت هدایت مسؤولانه‌ی پژوهش، ایجاد سازمان‎های مستقل که به بررسی اقدام‌های نادرست علمی می‌پردازند و محدود کردن تعداد انتشارات اعضای هیأت علمی برای افزایش کیفیت به جای کمیت، قابل انجام است(زاهدی، ۱۳۸۶).

«لشکر بلوکی»(۱۳۸۷) معتقد است، یکی از ابزارهای بسیار رایج برای جاری ساختن اخلاق حرفه‎ای، کدهای ارزشی و اخلاقی می‌باشد. یکی از ابزارها برای تحقق اخلاق حرفه‌ای که اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم شده است، تدوین، آموزش، اعمال و نظارت بر پیروی از کدها و استانداردهای رفتاری است. فهرست الزامات و تعهدات اخلاقی که به صورت بایدها و نبایدها تدوین می‌شود، غالباً کدهای رفتاری و یا آیین‌نامه‌های اخلاقی نامیده می‌شوند. این بایدها و نبایدها، الگوی رفتار ارتباطی افراد را با افراد ذی نفع ترسیم می‌کند (قراملکی، ۱۳۸۵ به نقل از لشکر بلوکی ۱۳۸۷).

«قراملکی»(۱۳۸۳) معتقد است، پا‏ی‌بندی به مسؤولیت‏های اخلاقی در سطح پژوهشگران محتاج اصول اخلاقی پژوهش است، اما در سطح مؤسسه‏های پژوهش فراتر از اصول اخلاقی باید به مرامنامه‌ی چند وجهی و کامل اخلاقِ سازمانی دست یافت. به عقیده‌ی وی مؤسسه‏های پژوهشی باید با شناخت کامل از عناصر محیط، حقوق هر یک از آن‌ها را استقصا کند و پس از طبقه‏بندی آن‌ها و با تعیین اولویت به تدوین منشور چند وجهی اخلاق پژوهش دست یابند.

روش تحقیق

برای بررسی، ۸ سؤال مهم را از دیدگاه دانشجویان رشته‌های فنی و علوم انسانی دانشگاه‌های بزرگ شهر تهران (دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علم و صنعت) بررسی کردیم که نتایج آن در جدول زیر آمده است. نمره‌ی میانگین در واقع از نمره‌ی یک تا پنج را در بر می‌گیرد.

جدول۱. نظر دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران در خصوص میزان رعایت اخلاق پژوهشی توسط دانشجویان

تفسیر و تحلیل نتایج تحقیق

سؤال‌های اول تا سوم تحقیق: میزان پای‌بندی به اصول اخلاق پژوهشی و رخداد سرقت ادبی و جعل مقاله

همان طور که در جدول(۱). نشان داده شده، متأسفانه نتایج تحقیق شرایط نامساعدی را در دانشگاه‌های بزرگ کشور نمایان می‌سازد، به نحوی که اکثر دانشجویان بر این عقیده می‌باشند که میزان رعایت اخلاق پژوهشی در بین دانشجویان ما کم بوده و بسیاری از آن‌ها برای تدوین مقاله‌های خود مرتکب «سرقت ادبی» می‌شوند.

به نحوی که نمره‌ی «۳.۵۷» از بیشینه‌ی «۵» برای این مورد به دست آمده است که نمره‌ی بالایی می‌باشد. همان طور که حسرتی نیز در تحقیق خود در سال ۸۴ بیان کرده است، شاید یکی از دلایل اصلی آن، عدم آموزش‌های لازم به دانشجویان باشد. از جمله دلایل دیگر آن عدم وجود قوانین شفاف و محکم در خصوص رعایت مالکیت فکری محصولات تولید شده و عدم اجرای درست قوانین ناقص موجود می‌باشد. در خصوص بحث «جعل مقاله»، ارزش «۲.۶۷» اختصاص داده شده است که تا حد کم‌تری نگران کننده می‌باشد. این نتایج به نحوی در تحقیق وصالی در سال ۱۳۸۷ در خصوص رخداد تقلب در نگارش‌های علمی نیز بیان شده است.

سؤال چهارم تحقیق: میزان بومی بودن مقاله‌ها

متأسفانه میزان بومی بودن تولیدات دانشگاهی همان طور که مشاهده می‌شود از میزان کمی برخوردار است و این نشان دهنده‌ی این واقعیت است که اگر چه رشد علمی ما (با فرض عاری بودن از تقلب) در سال‌های اخیر غرور آفرین بوده است، ولی بیش از این که این رشد در خدمت رفع معضلات داخلی باشد، بیش‌تر نوعی تولید علم در جهت برآورده ساختن نیازهای بیرون از این مرز و بوم می‌باشد که این خود نکته‌ی منفی برای نظام علمی کشور می‌باشد.

داوری در سال ۱۳۸۶ از این نقیصه تحت عنوان «صدور کالای علم به خارج و نوعی مهاجرت روحی دانشمندان» نام برده است. امری که به مراتب بدتر از «فرار مغزها» می‌باشد، چرا که در این شرایط نه تنها دانشمند ما در اختیار علم خارج می‌باشد، بلکه هزینه‌های تحقیقات آن نیز بر عهده‌ی ما می‌باشد.

متأسفانه میزان بومی بودن تولیدات دانشگاهی همان طور که مشاهده می‌شود از میزان کمی برخوردار است و این نشان دهنده‌ی این واقعیت است که اگر چه رشد علمی ما (با فرض عاری بودن از تقلب) در سال‌های اخیر غرور آفرین بوده است، ولی بیش از این که این رشد در خدمت رفع معضلات داخلی باشد، بیش‌تر نوعی تولید علم در جهت برآورده ساختن نیازهای بیرون از این مرز و بوم می‌باشد که این خود نکته‌ی منفی برای نظام علمی کشور می‌باشد.

سؤال پنجم تحقیق: شکست در رقابت ارتقا

سؤال بعدی که در این تحقیق مطرح گردیده این می‌باشد که در چنین شرایطی که متأسفانه سرقت ادبی و جعل مقاله تا حد زیادی رواج یافته است، افرادی که به واقع از روحیه‌ی تحقیق برخوردار می‌باشند و خود را ملزم به رعایت تمامی اصول اخلاقی می‌کنند، در رقابت علمی کاذبی که ایجاد شده است از همتایان خود عقب افتاده و به دنبال آن نتیجه‌ی چنین امری، معکوس شدن نماد جایگاه‌های افراد در واقعیت بیرونی می‌شود. در این شرایط افرادی سریع‌تر به مدارج بالاتر علمی دست‌یابی پیدا می‌کنند که توانایی بیش‌تری برای تولید مقالات به ظاهر علمی داشته باشند، و مسأله‌ی خطیرتر نیز این می‌باشد که این شیوه آغاز یک فرآیند خطرناک علمی می‌باشد که نتایجی هم‌چون موارد زیر را در بر خواهد داشت:

۱. مشتبه شدن امر بر افراد متقلب که چون درجات بالایی را کسب کرده‌اند، از سطح بالای سواد و بصیرت علمی نیز برخوردارند و اگر چه بارها گفته شده است که غرور علمی خصیصه‌ای منفی می‌باشد، لکن در این حالت، شقِ بدتر از آن یعنی «غرور علمی کاذب» پدید می‌آید که در حالتی که شخص چیزی در چنته‌ی خود ندارد، به سبب عناوین مختلفی چون استادیار، استاد و غیره، گمان آن را می‌برد که می‌تواند در مقام یک استاد نقش ایفا کند و در چنین شرایطی است که تضادهای این افراد با افراد علمی که در درجات پایین‌تری قرار دارند، بیش‌تر می‌شود.

۲. با توجه به مدرک گرایی افراطی کشور ما، افرادی که دارای درجات بالاتری می‌باشند، دسترسی به منابع قدرت و ثروت، جهت اخذ پست‌های کلیدی و انجام طرح‌های پژوهشی ملی بیش‌تر می‌باشد و این که نتیجه‌ی چنین مدیریتی و نتایج پایان چنین طرح‌های پژوهشی تا چه حد مورد استفاده باشد، خود نیاز به بررسی دارد. متأسفانه بسیاری از پست‌های مدیریتی کشور را اساتیدی این گونه بر عهده دارند که نتیجه‌ی امر نیز تا حدی بر همگان مشخص است. این تهدیدی بود که در سال ۱۳۸۶ نیز داوری اردکانی این گونه بیان می‌کند:

«نوشته اگر علمی و تحقیقی است به هر زبانی که باشد جای خود را باز می‌کند و اگر ساختگی و قلابی باشد، فقط به درد شهرت و تبلیغات بازار سوداگری علم -که به تازگی دائر شده است- می‌خورد و خدا کند که مقاله سازان و سوداگران متاع علم، راه بهره مندی و برخورداری از بودجه‌ی پژوهش را به خود منحصر نسازند و پژوهشگران دقیق و صبور را مأیوس و منزوی نکنند.»

۳. الگو شدن برای دانشجویان و عادی شدن مسیر پیموده شده توسط این گونه اساتید، از این رو که راه پیشرفت را در عدم اهتمام به اخلاق دانسته و بدتر از آن، متأسفانه بسیاری از دانشجویان این گونه تقلب‌ها را اساساً تقلب نمی‌دانند و التزام به آن را در شرایط کنونی حماقتی می‌دانند که منجر به عقب ماندن از تمامی امتیازات موجود می‌شود.

۴. راهبری غلط دانشجویان خود، از این رو که در موضوعاتی ادعای تخصص دارند که به واقع تخصصی وجود ندارد و مجبورند راهنمایی رساله‌هایی را بر عهده بگیرند که چراغی برای روشن کردن مسیرش ندارند.

سؤال ششم تحقیق: رعایت حقوق دانشجویان

در این سؤال به بررسی میزان رعایت حقوق دانشجویان توسط اساتید پرداخته شده است که متأسفانه این میزان نیز ارزش «کم» را به خود اختصاص داده است. این واقعیت نشان دهنده‌ی آن است که درصدی از تولیدات علمی که به نام اساتید دانشگاه ثبت می‌شود، در واقع به نوعی سوء استفاده از دانشجویان خود تحت قالب‌هایی هم‌چون تکلیف کلاسی، تحقیقات پژوهشی، مقالات مشترک، پایان نامه‌های دانشجویی و غیره می‌باشد که در بررسی کیفی که از برخی دانشجویان انجام شده است، علت اصلی این موضوع ترس دانشجو از ایجاد مشکل در مسیر ادامه‌ی تحصیل خود می‌باشد.

سؤال هفتم تحقیق: تدوین منشور اخلاق پژوهشی

در این سؤال به بررسی یک راه حل پیشنهادی که در واقع تدوین اخلاق پژوهشی می‌باشد، پرداخته‌ایم؛ اکثر پاسخ دهندگان به این امر معتقدند که تدوین و اجرای دقیق منشور اخلاق پژوهشی راهکار مؤثری می‌باشد که می‌تواند تا حد زیادی به وضعیت کنونی سر و سامان دهد. این پیشنهاد در واقع توسط لاریجانی(۱۳۸۳)، قراملکی(۱۳۸۳)، زاهدی(۱۳۸۶) و لشکر بلوکی(۱۳۸۷) نیز مطرح گردیده است. علاوه بر آن لاریجانی و زاهدی (۱۳۸۵)نیز لیستی از کمیته‌های اخلاق در پژوهش (در حیطه‌ی پزشکی) را که در کشورهای مختلف دنیا تشکیل شده است را ذکر می‌کنند که همگی نشان دهنده‌ی اقبال به این مسأله می‌باشد. البته قابل ذکر است که اینها همه به شرط آن است که تدوین چنین منشوری نیز دست‌خوش بوروکراسی‌های بیهوده و فرمالیته شدن در اجرا نگردد.

سؤال هشتم تحقیق: تأثیر آیین‌نامه‌ی ارتقا

در این سؤال به نقش آیین نامه‌ی ارتقای اساتید در ایجاد چنین ولعی برای انتشار مقالات علمی پرداخته شد، همان طور که در جدول بیان گردیده است، نمره‌ی ارزشی «زیاد» را به خود اختصاص داده است. این واقعیت نشان از آن دارد که سیاست‌های وزارت علوم تا چه حد می‌تواند در شکل دهی به مسیرهای حرکت افراد نقش دهی داشته باشد. این مسأله‌ای است که در سال ۱۳۸۶ نیز توسط داوری اردکانی نیز هشدار داده شد و خطر کمّی نگری در مقالات را به جهت ملاکی برای رشد علمی دانستن، مطرح و احتمال تقلب و تلاش برای افزایش تعداد مقالات توسط افراد را گوشزد کرد.

از طرف دیگر هدف اصلی این آیین‌نامه افزایش نرخ تولید علم کشور و کمک به بالندگی کشور می‌باشد، امری که داوری اردکانی آن را نشدنی می‌داند چرا که اساساً علم امری تحکمی که با بخشنامه و اجبار، به بار بنشیند نیست بلکه بر عکس می‌تواند منجر به آن شود که افراد رفتاری کاملاً سطحی داشته باشند و تحقیقات خود را هرچند از عمق کافی برخوردار نیست، ولی به دلیل آن که می‌تواند موافقت یک نشریه را در بر داشته باشد، ارایه می‌کنند.

متأسفانه قبح دروغ، سرقت و اعمال غیر اخلاقی تا حدی در کشور ما شکسته شده است و این نقیصه‌ی فرهنگی، خود منجر به کاهش حساسیت‌های مردمی و دانشگاهی نسبت به مشاهده‌ی این گونه رفتارها شده است، در حالی که چندی پیش وزیر دفاع آلمان (که از محبوب‌ترین سیاست مداران نیز بود) متهم به سرقت ادبی در رساله‌ی دکترای خود شده بود و به دلیل فشارهای زیاد مردم و گروه‌ها مجبور به استعفا شد.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

نتایج به دست آمده، گزارش دهنده‌ی وضعیت نامطلوب اخلاق پژوهش در کشور می‌باشد که علاوه بر دلایل موردی ارایه شده برای رخداد هر یک از آسیب‌های بیان شده، می‌توان در نگاهی عمیق‌تر دلایل کلی دیگری را بیان کرد:

۱. هم‌چنان که فقیهی و رضایی منش (۱۳۸۴)نیز بیان کرده‌اند، دوران معاصر را دوران افول اخلاق خوانده‎اند که می‌توان آن را یکی از پیامدهای آشکار و مشخص «افسون‌زدایی عصر مدرنیته» و اقبال به مکتب‎هایی مانند «لذت‌گرایی، عمل‌گرایی و فایده‌گروی» تلقی کرد، متأسفانه این نوع نگاه به دنیا و علم که به نحوی نیز بر گرفته از دیدگاه فلسفی «فرانسیس بیکن»(نقیب زاده، ۱۳۸۴) در نگاه ارزشی خود به علم به عنوان وسیله‌ی قدرت است، منجر به از دست رفتن ارزش واقعی علم شده است، از این رو که محقق را به این امر رهنمود می‌کند که اگر می‌توان با تقلب و ساخت مقاله (که به نوعی نماد علم می‌باشد) نیز به همان نتایج اولیه‌ی مورد نظر علم که گرفتن ارتقا و … می‌باشد، رسید؛ پس چه نیازی به کار صادقانه است؟ با توجه به مباحث بیان شده پر واضح است که راه اصلی کاهش آفت‌های پژوهش در یک امر می‌باشد و آن هم شکل گیری درست نظام ارزشی افراد است. چنانچه فرد، درستی، صداقت و امانت را ارزش ذاتی بداند و پای‌بند به آن‌ها باشد به هیچ وجه حاضر نمی‌شود که به خاطر منافع شخصی صفای روحی خود را از بین برده و به تقلب و سرقت مبتلا شود. این امر مسأله‌ی مهمی است که همواره در تمامی مشکلات جامعه خود را نشان می‌دهد و به واقع که انسان متربی گمشده‌ی جهان کنونی می‌باشد.

۲. حرفه‌ای بودن، به معنای آن که شخص ارزش‌های علمی را به واقع در جان خود نهادینه کرده باشد و عامل به آن باشد، نیز می‌تواند مانع از رخداد رفتارهای غیر اخلاقی گردد. به نحوی که شخصی که واقعاً دغدغه‌ی علمی داشته و شب و روز خود را با مسأله‌ی مورد نظر درگیر است، تا به نتیجه‌ی قانع کننده نرسد به هیچ وجه حاضر نمی‌شود که از آن مسأله دست بکشد. چه برسد به این که حاضر شود نتایجی اشتباه و نادرست را منتشر سازد.

۳. حجم بالایی از مقالات ارایه شده توسط دانشجویان، حاصل کارهای کلاسی و یا پایان نامه‌های تحقیقاتی می‌باشد که چون از بودجه‌ی بدون حساب دولتی استفاده می‌شود، دغدغه‌ای برای کاربردی بودن آن و به دنبال آن میزان درستی و صحت انجام پژوهش نمی‌باشد. متأسفانه در سال‌های اخیر نیز مشاهده شده است که با توجه به نرخ بالای ورودی‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها و حجم بالای کارهای اساتید، در بسیاری موارد نوعی قرارداد دوطرفه‌ی نانوشته بین دانشجو و استاد مبنی بر عدم سخت‌گیری در گذراندن رساله‌ی مورد نظر بسته می‌شود، به نحوی که نه استاد از روند حاصل بر پایان نامه‌ی دانشجوی خود مطلع است و نه دانشجو نیازی به استفاده از راهنمایی‌های استاد دارد، چرا که تحقیق مورد نظر در مغازه‌های میدان انقلاب با نازل‌ترین قیمت در حال تولید می‌باشد. به نظر می‌رسد چنانچه وزارت علوم به جای متقبل شدن کل درصد هزینه‌های پژوهش درصد مشخصی از آن را منوط به اخذ موافقت یک سازمان و یا شرکت و کارخانه نماید، معضل ساختگی بودن تحقیقات و عدم کاربردی بودن تحقیق و نتایج آن تا حدی برطرف گردد.

۴. داوری اردکانی (۱۳۸۶) از دو رویکرد به سیاست‌های علمی کشور نقد وارد می‌کند، اول آن که این سیاست‌ها بر مبنای اصل انباشت و افزایش کمّی پژوهش‌ها و مقالات قرار دارد و این افزایش، در آن عین پیشرفت تلقی می‌شود (این اصل در هیچ یک از فلسفه‌های علم معاصر اعتبار ندارد. پوپر، لاکاتوش، فیرابند و کوهن همگی این تلقی را مردود می‌دانند) و دوم این که این سیاست با تحکم اجرا می‌شود و واضح است که اگر با تحکم به همه‌ی مقصودها بتوان رسید (که البته نمی‌توان رسید)، علم و تفکر تسلیم تحکم نمی‌شود و وقتی تحکم بی اساس باشد، سیر عادی امور را مختل می‌کند بی آن که به جای آن راهی بگشاید (داوری اردکانی، ۱۳۸۶).

۵. متأسفانه قبح دروغ، سرقت و اعمال غیر اخلاقی تا حدی در کشور ما شکسته شده است و این نقیصه‌ی فرهنگی، خود منجر به کاهش حساسیت‌های مردمی و دانشگاهی نسبت به مشاهده‌ی این گونه رفتارها شده است، در حالی که چندی پیش وزیر دفاع آلمان (که از محبوب‌ترین سیاست مداران نیز بود) متهم به سرقت ادبی در رساله‌ی دکترای خود شده بود و به دلیل فشارهای زیاد مردم و گروه‌ها مجبور به استعفا شد (سایت الف، ۱۳۸۹).

۶. مسأله به ظاهر حاشیه‌ای ولی کاملاً مهمی که در این بین رخ می‌دهد، ایجاد تشکیک در شرعی بودن و به اصطلاح حلال بودن این گونه رزق‌های حاصل شده از جایگاه‌هایی است که بر بنیاد مقاله‌های جعلی و نیمه جعلی بنا شده است. این امر به استناد فتاوای تمامی مراجع تقلید که نمونه‌ای از آن در سایت‌ها انتشار یافت (تریبون مستضعفین،۱۳۹۰)، جایز نمی‌باشد. از نگاه تربیتی این مقوله مسأله‌ی بسیار حادتر از آنچه که تا کنون بیان شده است؛ می‌باشد، از این رو که بر طبق نظرات علمای اسلامی، رزق حرام تأثیرات منفی بلند مدتی را بر زندگی انسان می‌گذارد که به سادگی نمی‌توان آن‌ها را زدود و خود ریشه‌ی شکل‌گیری بسیاری از ناهنجاری‌های آینده در جامعه‌ی کنونی می‌گردد.

۷. آیین نامه‌ی ارتقا با تمام آسیب‌هایی که ایجاد کرده است در ایجاد انگیزه‌ی لازم برای محققان جهت نشر نتایج علمی خود کمک کرده است.

۸. جامعه‌ی مورد نظر ما در این تحقیق، دانشجویان دانشگاه بوده است و به طور قطع نتایج این تحقیق حداکثر می‌تواند به این جامعه تعمیم داده شود، از این رو نمی‌توان ادعا کرد که تولیدات علمی ما در پژوهشکده‌ها و مراکز پژوهشی خارج از رسومات دانشگاهی نیز دقیقاً از این آسیب‌ها برخوردار می‌باشند.

منابع

۱. الوانی، سید مهدی؛ رحمتی، محمدحسین. (۱۳۸۶). فرآیند تدوین منشور اخلاقی برای سازمان. فرهنگ مدیریت، ۵ (۱۵)، ۷۰-۴۳.

[۵] Hartog, mary and Winstanley, Diana, Ethics and Human Resource, “Management: Professional Development and Practice”, Journal of Business & Professional Ethics, V21, N2, 2007.

۲. قراملکی، احد فرامرز. (۱۳۸۳). خاستگاه اخلاق پژوهش. آینه میراث، ۱ (۲۷)، ۱۷-۷.

۳. وصالی، منصور. (۱۳۸۷). گزارش مطالعه‌ی اندازه‌گیری میزان پای‌بندی به اخلاق علمی در میان دانشجویان PHD در ایران. مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور: وزارت علوم و تحقیقات کشور.۳۷۱۰۲۱

۴. خداپرست.(۱۳۸۶). اخلاق پزشکی. نشریه‌ی اخلاق در پزشکی.

۵. زاهدی، لادن ‎ناز .(۱۳۸۶). اقدامات سوء علمی در فرآیند پژوهش‎های پزشکی و نگارش مقالات: مسؤولیت حرفه‎ای. اخلاق در علوم و فن‌آوری، ۲ (۳و۴)، ۸۰-۷۳.

۶. میردهقان، مهین‎ناز.(۱۳۸۸). سرقت علمی؛ پیشگیری با رشد آموزش در ساختار پژوهش. مهندسی فرهنگی، ۴ (۳۳ و ۳۴)، ۱۷-۱۰.

۷. لاریجانی، باقر.(۱۳۸۳). نگرشی بر اخلاق پزشکی نوین. پژوهش و حوزه، (۱۷ و ۱۸)، ۴۷-۵۹.

۸. داوری اردکانی، رضا.(۱۳۸۶). روزنامه‌ی ایران (شماره‌ی ۳۷۱۰ تاریخ: ۲۱/۵/۱۳۸۶،صفحه‌ی ۱۰بخش فرهنگ و اندیشه)

۹. لاریجانی، باقر؛ زاهدی، فرزانه.(۱۳۸۵). نظریبر کمیته‌هایاخلاقدرپژوهشدرجهانوایران. تابستان١٣٨۵؛ مجله‌یدیابتولیپیدایران. دوره‌ی۵، شماره‌ی۴.

۱۰. فقیهی، ابوالفضل؛ رضایی منش، بهروز. (۱۳۸۴). اخلاق اداری: سیری در گذشته و حال. مطالعات مدیریت، (۴۷)، ۲۶-۲.

۱۱. نقیب زاده، میرعبدالحسین. (۱۳۸۴). نگاهی به فلسفه‌ی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات طهوری.

۱۲. سایت خبری الف؛ بر گرفته شده در تاریخ: ۱۰/۱۲/۱۳۸۹   .www.alef.ir

۱۳. سایت خبری تریبون مستضعفین؛ بر گرفته شده در تاریخ: ۷/۱۰/۱۳۹۰ http://www.teribon.ir.

پی‌نوشت‌ها

[۱]Medical ethics

[۲]Scientific Ethics

[۳]Negligence

[۴]Deliberate Dishonesty

[۵]Finagling – Cooking

[۶]Massaging – Trimming

[۷]Plagiarism – Forgery

[۸] Plagiarism

[۹] Beliefs

[۱۰] fChekola

[۱۱] Lester

[۱۲]Exact copy

[۱۳]Paraphrase

[۱۴]Translation

[۱۵] Self-Plagiarism

[۱۶]Scientific Misconduct

[۱۷] Cite

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن