چگونه ارتحال شهادت‌گونه‌ی «نسخه‌ی دوّم امام (ره)»* پیروزی انقلاب را تسریع نمود؟

در این نوشتار کوتاه برآنیم تا اهمّ دلایل و عواملی را که به واسطه ارتحال شهادت‌گونه فرزند امام (ره)، موجبات تسریع در روند پیروزی انقلاب را فراهم نمود، برشماریم.


نویسنده: محمدمهدی سلامی پوریان

اول آبان، سالروز ارتحال مرموز و مشکوک آیت‌الله سید مصطفی خمینی، فرزند برومند امام راحل عظیم‌الشأن است، همو که به فرموده حضرت امام (ره)، «امید آینده اسلام»[۱] بود؛ اما گویی رفتنش، امیدی دوچندان به دل‌های عاشقان بخشید تا برای پیشبرد انقلاب اسلامی، به نحو احسن از آن بهره گیرند.

در این نوشتار کوتاه، برآنیم تا اهمّ دلایل و عواملی را که به واسطه ارتحال شهادت‌گونه فرزند امام (ره)، موجبات تسریع در روند پیروزی انقلاب را فراهم نمود، برشماریم:

۱. رحلت حاج‌آقا مصطفی، تزریق خونی تازه در رگ‌های نهضت

حقیقت آن است که مرحوم حاج‌آقا مصطفی (رضوان‌الله علیه) با درگذشت خود و حادثه‌ی فقدانش، عواطف و احساسات اقیانوس عظیم ملت ایران را به جوش‌وخروش درآورد.[۲] در واقع این فقدان را باید مستمسکی جدید برای خروش انقلابیِ ملت ایران علیه رژیم دانست. در همین زمینه، دو سند گویا از پرونده‌های ساواک، جالب توجه است. در یکی از این اسناد آمده:

«در فاصله برگزاری مجالس مذکور (مجالس ختم حاج‌آقا مصطفی) و مجالسی که به مناسبت چهلمین روز درگذشت مصطفی خمینی برگزار گردید، فعالیت‌های وسیع‌تری نیز از طرف عناصر متعصب مذهبی طرفدار روحانیون افراطی و وابسته به گروه‌های برانداز انجام گرفت…»[۳]

همچنین در جای دیگری آمده است:

«بعد از مراسم چهلمین روز درگذشت مصطفی خمینی، افراطیون مذهبی  در دنباله‌ی فعالیت‌های اخلال‌گرانه‌ی خود در ماه محرم، بار دیگر فرصتی پیدا کردند که تلاش‌های مضره را در مقیاس وسیع‌تر تعقیب نمایند و در چند مورد گروه‌های ۱۵ الی ۲۰نفری، در شهرهای مشهد و اهواز به تظاهرات خیابانی و شکستن چند جام از شیشه‌های دو شعبه‌ی بانک صادرات مبادرت نموده‌اند.»[۴]

با دقت در متن این دو سند باید اذعان نمود که جریان به‌وجودآمده در پی شهادت حاج‌آقا مصطفی، تنها به روزهای اوّل شهادت وی محدود نگشت بلکه در فاصله زمان شهادت تا چهلم و حتی پس از آن نیز ادامه داشت.

دقیقاً از همین مقطع به بعد بود که امام (ره) به‌رغم دوریِ چندین‌ساله از ایران و البته به‌واسطه شناخت دقیق و ارتباط عمیق عاطفی با مردم، اعلامیه‌های پرمحتوا و روحیه‌بخش خود را پی‌درپی خطاب به مبارزین و اقشار مختلف مردم در داخل و خارج از کشور صادر می‌کردند. مؤلفین کتاب «سلسله‌ی پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج» در این‌باره می‌نویسند: «در طول این دوران اعلامیه‌های آیت‌الله خمینی که ایستادگی در مقابل این رژیم سفّاک را توصیه می‌کرد، بیش‌ازپیش به ایران می‌رسید.»[۵]

۲. رواج بی‌پروای نام امام خمینی (ره) به عنوان رهبر بلامنازع نهضت بر سر زبان‌ها

در بسیاری از مجالس ترحیم و بزرگداشتِ حاج‌آقا مصطفی، شعارهایی در اعلام حمایت از امام خمینی (ره) و رهبری ایشان سر داده شد؛ این در حالی بود که پیش از آن، بردن نام امام خمینی (ره) در محافل و مجامع گوناگون، حداقل شش ماه زندان در پی داشت![۶] در واقع با شهادت ایشان، نام پدر بزرگوارشان ـ که در خفقان سهمگین ستم‌شاهی، در شمار اسامی ممنوعه بود ـ دوباره بر سر زبان‌ها افتاد و روحانیون و مردم انقلابی به بهانه شهادت ایشان و در مجالس ختمی که در سرتاسر کشور برگزار می‌کردند، با ذکر نام امام، صلوات می‌فرستادند.

روی‌هم‌رفته ارتحال حاج‌آقا مصطفى خمینى، در ارتقاء جایگاه و وجهه‌ی پدر بزرگوارشان در میان قاطبه‌ی مردم، بسیار مؤثر بود.[۷]

۳. شهادت حاج‌آقا مصطفی، سرآغاز «نهضت اربعینیّه» در انقلاب اسلامی

پس از شهادت حاج‌آقا مصطفی، در سراسر کشور مجالس ترحیمی از سوی دوستداران امام و نهضت اسلامی برگزار شد و این، سرآغاز اصطلاحاً «چهلّم‌های سیاسی» بود.[۸] از روز شهادت حاج‌آقا مصطفی تا چهلّم ایشان، سلسله مجالس ترحیم متعددی در شهرهای مختلف ایران برپا شد و تلاش‌های رژیم شاه برای جلوگیری از این مجالس ترحیم نتیجه‌ای نداشت. در نهایت، خشم رژیم ستم‌شاهی از این مجالس و حواشی مربوط به آن، منجر به چاپ مقاله اهانت‌آمیز روزنامه اطلاعات در ۱۷ دی‌ماه همان سال و نتیجتاً قیام تاریخی ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم شد. سرکوب قیام مردم تبریز (در ۲۹ بهمن) در اربعین شهدای ۱۹دی قم و نیز سرکوب قیام مردم یزد (در ۸ فرودین ۱۳۵۷) در اربعین شهدای ۲۹ بهمن تبریز، همه و همه منجر به شکل‌گیری سلسله مراسمات اربعین در سراسر کشور شد که «اربعین به اربعین» فرآیند سقوط رژیم شاهنشاهی را تسریع می‌نمود.

پیوند برگزاری این اربعین‌ها با ماجرای شهادت حاج‌آقا مصطفی به حدی بود که حتی در سال ۱۳۵۷ و در چهلم شهدای میدان ژاله نیز ـ که مصادف با ۲۶ مهر بود ـ صحبت از تلاقیِ زمانی میان چهلم این جنایت با سالگرد شهادت حاج‌آقا مصطفی به میان آمد؛ تلاقی‌ای که روند مبارزه علیه طاغوت را ضریب داد.[۹]

۴. چاپ مقاله روزنامه اطلاعات، عکس‌العمل رژیم در مقابل برکات خون حاج‌آقا مصطفی

پس از شکست عملیِ طرح مذبوحانه‌ی رژیم در از میان برداشتن مصطفی خمینی، شاه ناچار شد تا طرح شوم دیگری را به اجرا بگذارد و این‌بار، شخصِ رهبری مقتدر نهضت اسلامی را هدف حمله‌ی خود قرار داد و به انتشار مقاله‌ی توهین‌آمیزی نسبت به ساحت حضرت امام در روزنامه اطلاعات مبادرت ورزید. این ترفند غیراخلاقی ـ که در اثر افزایش محبوبیت حضرت امام و در پی شهادت حاج‌آقا مصطفی به‌وجود آمده بود ـ بازهم با شکست مواجه شد.

در واقع شهادت آیت‌اللّه مصطفی خمینی و نتیجتاً فراهم شدن بستری جدید برای مبارزات ملت، رژیم را وادار به عکس‌العمل کرد؛ به آنگونه که در ۱۷ دی همان سال، به دستور‏‎ ‎‏دربار و احتمالاً با امر مستقیم شخص شاه، مقاله‌ای به نام «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با لحنی سراسر توهین به روحانیت و حضرت امام، به چاپ‏‎ ‎‏رسید.‏[۱۰]

یکی از مفسّران رادیو بی‌بی‌سی در زمینه‌ی ارتباط میان شهادت حاج‌آقا مصطفی و انتشار مقاله مذکور می‌گوید: «سال ۱۳۵۶ سال آغاز رویارویی شاه و مخالفان بود… در پاییز همان سال درگذشت سیدمصطفی خمینی فرصتی تازه پیش آورد. در بحبوحه‌ی این جریانات شاه دستور داد مقاله‌ای توهین‌آمیز علیه آیت‌الله خمینی بنویسند که در اطلاعات چاپ شد.»[۱۱]

۵. ارتحال حاج‌آقا مصطفی، وحدت‌بخشِ گروه‌های مختلفِ مبارز

شهادت حاج‌آقا مصطفی و مراسم‌های ختمِ پی‌درپی، توانست قدرت بالقوه‌ی بسیج‌شوندگیِ انقلابیون را به مدد خون پربرکت آن شخصیت بزرگ، بالفعل نماید.

با شهادت ایشان، اتحاد چشم‌گیر و کم‌نظیری در میان اقشار مختلف ملت ایران پدید آمد. عموم مردم، روحانیان، دانشگاهیان، سازمان‏ها و گروه‌های سیاسی و… یک‏پارچه و یک‌صدا، پشت سر امام خمینی (ره) به عنوان رهبر یگانه‌ی نهضت به حرکت در آمدند که این خود، یکی از عوامل مهم در پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‌رفت.

مبارزات اقشار مختلف مردم در طول سالیان حاکمیت رژیم ستم‌شاهی، شامل گروه‌های مختلف سیاسی می‌شد، لذا ایجاد وحدت و یکپارچگی در میان نیروهای مبارز به لحاظ تعدّد گرایش‌های سیاسی و مذهبی  کار سخت و دشواری می‌نمود؛ امّا به اعتراف بسیاری از آگاهان در قبل و بعد از پیروزی انقلاب، شهادت آیت‌الله مصطفی خمینی، نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد این وحدت داشت.[۱۲]

در میان مراسم‌های یادبود برگزارشده برای آن شخصیت فقید، مراسم شب هفتِ مسجد ارک تهران (در تاریخ ۸ آبان ۵۶)، دارای ویژگی‌های خاصی از نمایش وحدت و انسجام مخالفان حکومت بود. از این مجلس به عنوان اولین هشدار جدی مخالفان سیاسی به رژیم پهلوی نام برده شده است. مهدی بازرگان در تحلیلی از آن مجلس می‌گوید:

«مجلس ختمی در مسجد ارک برقرار شد. تا آن زمان، مسجد ارک، نه چنین هجوم جمعیتی را در شبستان‌ها، حیاط، ایوان‌ها و پشت‌بام‌ها و خیابان‌های خارج به خود دیده و پلیس را تسلیم ساخته بود و نه چنان اعلامیه‌ی دعوتی با امضاهای مختلط از طریق ملیّون، روشنفکران، روحانیون و بازاری‌ها به‌صورت یک‌جا منتشر شده بود. توفیق در این امر کار آسانی نبود… دعوت‌نامه‌ی جامع که با اسامی بدون القاب و عناوین و به ترتیب الفبا صادر گردید، بسیار پرمعنی بود و آن مجلس باشکوه، با چنان صاحب مجلس‌ها، مظهری از تجمّع کلیه‌ی قشرها در نارضایتی و مخالفت با دستگاه و تمایل به وحدت در عمل به رهبری آیت‌الله خمینی، مرد مبارز روحانی شد.»[۱۳] شاید اگر فرصت به‌دست‌آمده پس از شهادت حاج‌آقا مصطفی نبود، چنین اتحاد و اتفاقی در آن مقطع زمانی به راحتی حاصل نمی‌شد؛ به‌ویژه آنکه طبق اظهارات مهندس بازرگان، این مجلس یادبود، اعلام تبعیت و پذیرش رهبری نهضت نیز به شمار می‌آمد.

همچنین داریوش همایون وزیر اطلاعاتِ کابینه‌ی جمشید آموزگار نیز در قسمتی از اظهارات خود در مصاحبه با رادیو بی‌بی‌سی می‌گوید: «پس از مرگ پسر [امام] خمینی، آن مجلس یادبودی که برایش در مسجد ارک برگزار کردند، نقطه‌ی تجمعی شد برای همه‌ی قشرهای پیشرو و لیبرال و آزادی‌خواه و جبهه ملی و چپ… هرچه که بود، غیر از نظام حکومتی چهره‌های برجسته‌اش آنجا ظاهر شدند، پیدا بود که رهبری مذهبی  توانسته است همه‌ی این‌ها را جمع بکند و بسیج نماید.»[۱۴]

۶. انسجام هرچه‌بیشتر نهضت در «روش» مبارزه

نکته مهم دیگری که در جریان برگزاری مراسم‌ها و مجالس گوناگون بزرگداشت و ختم به چشم می‌خورد، مبادله‌ی اطلاعات مجالس مهم و تکثیر و پخش سخنرانی‌های تأثیرگذار و پرمحتوا در سطح کشور بود. هدف از این کار، تقویت شبکه‌ی پیام‌رسانیِ نهضت و ایجاد وحدت روش در مبارزه در سراسر کشور بود. در یکی از گزارش‌های ساواک قم آمده است:

«مجالس ترحیمی که به مناسبت درگذشت مصطفی خمینی در نقاط مختلف تشکیل شده است و گویندگان و وعّاظ در آن سخنرانی کرده‌اند، از سخنرانی آنان نوار تهیه شده و نوارفروشی‌های قم در حال حاضر مرتب این نوارها را تکثیر کرده و مشغول فروش آن به قیمت‌های خوب هستند…»[۱۵]

در واقع می‌توان گفت از اول آبان تا چهلمین روز درگذشت آن مرحوم، مجالس گوناگون در شهرهای مختلف و حتی خارج از کشور برگزار شد و امواج تبلیغات و فعالیت‌های سیاسی با «همگرایی» فعالان سیاسی و مبارزان، روند فزاینده و وسیعی به خود گرفت و پایه‌های حکومت پهلوی را به طور جدی لرزانید و برای ضربه‌پذیری نهایی در سال ۵۷ مهیا نمود.[۱۶]

۷. شهادت حاج‌آقا مصطفی و تأثیر در جنبش مقاومت اسلامی

از آنجا که حضرت امام از نخستین روزهای نهضت همواره مسائل جهان اسلام را در کنار مسائل و مشکلات ایران مطرح می‌نمود و سرمنشأ همه‌ی مشکلات جهان اسلام را از آمریکا، صهیونیسم و استکبار جهانی می‌دانست، لذا بیشتر گروه‌ها و نیروهای مبارز کشورهای اسلامی، حرکت جهادی حضرت امام را الگوی خود قرار داده، دیدگاه‌ها و بیانات آن حضرت را راهنمای عمل خویش قرار می‌دادند. در این میان نقش حاج‌آقا مصطفی در برقراری تماس مستقیم با مبارزین مسلمان کشورهای اسلامی به‌ویژه نهضت مقاومت اسلامی فلسطین و همچنین آموزش، سازماندهی و اعزام نیروهای مبارز به جنوب لبنان، بسیار تعیین‌کننده بود.

در چنین شرایطی خبر شهادت حاج‌آقا مصطفی بلافاصله در کشورهای اسلامی منعکس شد و غم و اندوه فراوانی را بر دل نیروهای مسلمان برجای نهاد. خبر این شهادت مظلومانه همانگونه که در داخل ایران موجی از خشم انقلابی را به همراه داشت، در میان مجاهدین کشورهای اسلامی نیز به تقویت روحیه‌ی جهاد و مبارزه انجامید.

سفارت ایران در لبنان، متن گزارش روزنامه‌ی امل، ارگان «حرکت المحرومین» را درباره‌ی مراسم بزرگداشت آیت‌الله سیدمصطفی خمینی ـ که از طرف امام موسی صدر و گروهی از روحانیون و شیعیان لبنان برگزار شده بود ـ چنین ترجمه کرد:

«در این یادبود دردناک که رنج فقدان علامه سیدمصطفی فرزند امام مجاهد آیت‌الله خمینی غم و اندوه می‌آفریند، هدف‌هایمان به‌هم می‌پیوندند و حالتی به وجود می‌آورد که سرشار از رایحه‌ی شهادت است و منعکس‌کننده‌ی اراده‌ی عملی در زندگی است که در پرتو ایمان به کنه وجود، چشم حقیقت به تغییر و تحول دوخته تا از اصالت خود عنصر مبارزه‌اش را بسازد و از ایمانش عنصر پایداری و از آگاهیش نسبت به ارزش‌هایش عنصر جهاد و فداکاری… بدین ترتیب دامنه‌ی جنبش وسعت می‌یابد و تبدیل به یک هجرت دائمی می‌گردد که مرزهای جغرافیایی را پشت سر می‌گذارد تا چهره‌ی جاویدان اسلام را رسم نماید…»[۱۷]

۸. از دست دادنِ فرزند، تعمیق‌دهنده‌ی حس همدردیِ رهبر نهضت با انقلابیون

به لحاظ روانی، حسّی و عاطفی، هنگامی که در خلال یک نهضت، بدنه‌ی نهضت احساس کنند که دردهایشان از سوی رهبر نهضت، بیشتر و عمیق‌تر درک می‌شود، در آن صورت، نهضت مربوطه با ضریب اطمینان بیشتری می‌تواند به مسیر پیش روی خود ادامه دهد؛ شرایطی که در انقلاب اسلامی مردم ایران، نمود بارزی داشت.

در خلال مبارزات ماه‌های آخر نهضت، مردان و زنان این سرزمین ـ که بسیاری از آن‌ها، در کسوت پدران و مادران خانواده‌ها بودند ـ هنگامی که می‌دیدند رهبری نهضت، در جایگاه فردی با آن‌ها صحبت می‌کند که خودش نیز فرزند از دست داده، در آن صورت راحت‌تر می‌توانستند با مصائب و بلایایی که خود یا فرزندانشان در جریان مبارزات متحمل می‌شدند، کنار بیایند.

مثلاً هنگامی که حضرت امام در پیام به ملت ایران به مناسبت تسلیتِ فاجعه‌ی ۱۷ شهریور فرمودند: «…و خدا شاهد است مصطفای من تنها آن نبود که سالش نزدیک است، بلکه همه‌ی به‌خاک‌وخون‌کشیده‌های حادثه‌ی شوال، مصطفاهای من بوده‌اند…»، طبعاً پذیرش این سخنان برای مبارزین، خصوصاً مبارزین داغدیده، بسیار راحت‌تر بود؛ زیرا که احساس می‌کردند رهبری نهضت، حس همدردی بیشتری با آنان دارد.

نتیجه

حقیقت آن است که رژیم پهلوی، از سناریوی از میان برداشتن آیت‌الله مصطفی خمینی ـ که به موفقیت آن، بسیار دل بسته بود ـ رودست بزرگی خورد که ذکر موارد بالا، به روشنی گویای این حقیقت است. شاید اکنون و با مرور این موارد ۸گانه، بهتر بتوان اندکی از کلام عمیق و نورانی حضرت امام را که در پی رحلت فرزند برومندشان ایراد فرمودند، درک نمود؛ آنجا که فقدان فرزند و یار بی‌بدیل‌شان را «از الطاف خفیّه الهی» دانستند و اکنون که از پسِ سپری شدنِ چندین دهه از آن واقعه، به این ماجرا نظر می‌افکنیم، معنای این «الطاف خفیه الهی» را بهتر درک می‌نماییم.

* این تعبیر، برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌اللّه سیّد مصطفی خمینی در ۳۰ مهر ۱۳۹۶ است.

پی‌نوشت‌ها

[۱] سجاد راعی گلوجه، زندگینامه و مبارزات آیت‌الله سید مصطفی خمینی، تهران: نشر عروج، ۱۳۸۴، چاپ اول، ص۳۷.
[۲] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌اللّه سیّد مصطفی خمینی، ۳۰ مهر ۱۳۹۶.
[۳] حمید قزوینی، «آثار و بازتاب‌های شهادت آیت‌الله حاج‌آقا سیدمصطفی خمینی»، نشریه حضور (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره))، شماره ۲۱، ص۱۵۵.
[۴] پیشین.
[۵] جمعی از نویسندگان، سلسله‌ی پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، ۱۳۷۱، چاپ اول، ص۳۱۸.
[۶] حمید قزوینی، پیشین، ص۱۵۰.
[۷] احسان تقی‌زاده سالاری، آیت‌الله مجاهد سید مصطفی خمینی (ره) در آینه‌ی اسناد، تهران: نشر عروج، ۱۳۹۶، ص۱۵۰.
[۸] برای مطالعه بیشتر در این خصوص ر. ک. به: مصطفی شایسته، «اربعین به اربعین تا سقوط پهلوی»، وبگاه اندیشده برهان.
[۹] به عنوان نمونه بنگرید به: احسان تقی‌زاده سالاری، پیشین، ص۱۷۱ و ۱۷۴.
[۱۰] عبدالرزاق اهوازی، امام خمینی‏‏(س)‏‏ به روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، تهران: عروج، ۱۳۹۲، چاپ چهارم، ص۴۷.
[۱۱] حمید قزوینی، پیشین، ص۱۶۰.
[۱۲] پیشین، ص۱۵۱.
[۱۳] مهدی بازرگان، انقلاب ایران در دو حرکت، بی‌جا: نشر مؤلف، ۱۳۶۳، چاپ سوم، ص۲۴ و ۲۵.
[۱۴] حمید قزوینی، پیشین، ص۱۵۲ و ۱۵۳.
[۱۵] سجاد راعی گلوجه، «تأثیر شهادت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در پیشبرد نهضت امام»، پایگاه اطلاع‌رسانی جماران، منتشرشده در ۱ آبان ۱۳۸۸.
[۱۶] پیشین.
[۱۷] حمید قزوینی، پیشین، ص۱۵۹.

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن