بررسی تبعات تصمیم بنزینی دولت، ارائه راهکارها و پیشنهادات

مصاحبه اندیشکده برهان با دکتر احمد توکلی

در موضوع بنزین می‌توان مصرف را از طُرُق غیرقیمتی هم کنترل کرد. جریانی سیاسی-اقتصادی که قصد پیاده‌سازی نئولیبرالیسم در کشور را دارد، طی ۳۰ سال گذشته، با وفاداری به مدل‌های صندوق بین‌المللی پول همواره راه کنترل مصرف را اصلاح دفعی قیمت‌ها می‌داند.


مصاحبه با دکتر احمد توکلی/گروه اقتصادی اندیشکده برهان

اجرای طرح افزایش ناگهانی قیمت بنزین با هدف مدیریت مصرف سوخت توسط دولت، پیدایش نظرات مختلف کارشناسی، انتقادات فراوان به نحوه عملکرد دولت در این مقطع و مقاطع پیشین و بخصوص ایجاد اغتشاشات فراوان به بهانه‌ی اجرای این طرح توسط دشمنان انقلاب اسلامی، اندیشکده برهان را بر آن داشت تا با جمعی از کارشناسان اقتصادی نیز پیرامون ابعاد اقتصادی این تصمیم و نحوه‌ی اجرای آن، به بحث و تبادل نظر بپردازد. در ادامه مشروح مصاحبه اندیشکده برهان با دکتر احمد توکلی، وزیر اسبق کار و امور اجتماعی، نماینده‌ی سابق مجلس شورای اسلامی، عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام و از کارشناسان برجسته اقتصادی کشورمان را ملاحظه می‌کنید.

علی‌رغم تمامی ایراداتی که چه در سطوح کارشناسی و چه در بین مردم به طرح اصلاح قیمت بنزین مطرح است، این طرح در حال اجرا است. چطور می‌توان از اشکالات آن کاست؟ آیا امکانی برای اصلاح بخشی از اجزای آن در شرایط حاضر وجود دارد؟

طرحی به این بزرگی که قرار است اجرایی شود، بدنبال خود دو شوک به همراه دارد. شوک سهمیه بندی و شوک قیمتی. با رفتاری که در اجرای این طرح شاهد بودیم و بدون فراهم کردن مقدمات، تعدیل انجام گرفت، مردم دچار شوک دیگری شدند که از قبلی‌ها خیلی مؤثرتر بود. و درواقع به شخصیت مردم ما برخورد. دولت تا آخرین لحظات قبل از اجرای طرح، با صراحت و اصرار، سهمیه­بندی و افزایش قیمت را تکذیب کرد. این رفتار از جنبه­ی اخلاقی ضربه وارد کرد.

ما در گذشته تجربه‌ی آقای احمدی نژاد را داشتیم که صرف­نظر از محتوای طرحش، چقدر برای اجرای آن تلاش و مقدمه چینی کرد. چندین ماه استان به استان سفر کرد و آنقدر موضوع را برای مردم توضیح داد که همه منتظر انجام طرح هدفمندی یارانه ها بودند. ولی دولت حاضر، نه تنها مقدمات را خوب فراهم نکرد، بلکه برعکس عمل کرد. رئیس جمهوری که انشالله به قصد خدمت قصد داشت دست به چنین اقدامی بزند، نباید آن سخنان تفرقه افکن را در یزد مطرح می‌کرد.

در هر صورت، چون اصل طرح اهمیت دارد، حالا که طرح شروع شده همگی باید کمک کنیم که اصلاحاتی صورت بگیرد. طرحی که الان مطرح شده، بر اساس تغییر قیمت استوار است. در حالیکه در طرحی که ما قبلا به آنها ارائه داده بودیم، تأکید شده بود که قیمت را تغییر ندهند، بلکه از کسانی که بیشتر مصرف می‌کنند، در دو الی سه پله مالیات بگیرند. البته لازمه‌ی این طرح، توسعه­ی فنی سیستم حمل و نقل عمومی است. مثلاً برای هر تاکسی یک دستگاه جی­پی­اس در نظر گرفته شود تا متناسب با مسیری که طی می‌کند، به آن بنزین تعلق بگیرد و قیمت خدمات حمل و نقل دستخوش تغییر نشود.

چون اصل طرح اهمیت دارد، حالا که طرح شروع شده همگی باید کمک کنیم که اصلاحاتی صورت بگیرد. طرحی که الان مطرح شده، بر اساس تغییر قیمت استوار است. در حالیکه در طرحی که ما قبلا به آنها ارائه داده بودیم، تأکید شده بود که قیمت را تغییر ندهند، بلکه از کسانی که بیشتر مصرف می‌کنند، در دو الی سه پله مالیات بگیرند.

یکی از اشتباهات طرح این است که علاوه بر ۳ برابر شدن نرخ پله ی دوم، قیمت پله اول هم ۵۰ درصد افزایش پیدا کرد. اگر فرصتی برای بحث در این مورد باشد، به طور مفصل در مورد پیامدهای آن توضیح داده و اقدامات مکمل را طرح خواهیم کرد. در هر صورت  اگر بنا بر اصلاح طرح باشد، اینجا یکی از نقاطی است که باید تغییر کند.

همچنین وقتی به سیاست­های قیمتی در گذشته نگاه می‌کنیم، از حدود پایان جنگ تحمیلی تا کنون که نزدیک به ۳۰ سال می‌گذرد، جریانی سیاسی-اقتصادی را مشاهده می‌کنیم که همواره به مدل­های صندوق بین­المللی پول وفاداری نشان می‌دهد و قصد دارد نئولیبرالیسم را پیاده کند. نگاه این جریان همواره مبتنی بر کنترل مصرف با استفاده از اصلاح دفعی قیمت­ها بوده است. در حالیکه در موضوع بنزین، می‌توان مصرف را از طریق غیرقیمتی هم کنترل کرد.

حذف کارت سوخت چه تبعاتی به دنبال داشت؟

آقای زنگنه با اصرار بی وجهی کارت سوخت را از دور خارج کرد. او برای این کار توجیهی هم نداشت، جز اینکه کارت سوخت باعث معطل شدن مردم در پمپ بنزین می‌شود و هزینه دارد. حذف کارت سوخت خلاف قانون بود. من شخصاً در ملاقات با آقای جهانگیری، در خصوص محاسن کارت سوخت صحبت کردم  و گفتم که حتی اگر کاری به موضوع سهمیه­بندی و قیمت هم نداشته باشیم، فواید زیاد دیگری هم در آن وجود دارد. مزیت کارت سوخت، کنترل مصرف و از بین بردن امکان قاچاق آن است و امکان اعمال ده­ها سیاست گذاری را برای دولت فراهم می‌کند. از جمله در سیاست گذاری سفر مردم، مسائل امنیتی، توزیع درآمدی و ترافیکی، از ابزار کنترلی کارت سوخت می‌توان استفاده کرد. کارت سوخت به دولت امکان می‌دهد که برای بسیاری از حوزه‌ها برنامه داشته باشد. وقتی که محاسن کارت سوخت را به آقای جهانگیری گفتم و اشاره کردم که هزینه‌ی آن سالی ۲۰ میلیارد تومان بیشتر نیست، به من گفت که این بسیار خوب است، چرا آقای زنگنه مخالفت می‌کند؟ گفتم بروید از خودش بپرسید.

آقای زنگنه با اصرار بی وجهی کارت سوخت را از دور خارج کرد. او برای این کار توجیهی هم نداشت، جز اینکه کارت سوخت باعث معطل شدن مردم در پمپ بنزین می‌شود و هزینه دارد. حذف کارت سوخت خلاف قانون بود. من شخصاً در ملاقات با آقای جهانگیری، در خصوص محاسن کارت سوخت صحبت کردم  و گفتم که حتی اگر کاری به موضوع سهمیه­بندی و قیمت هم نداشته باشیم، فواید زیاد دیگری هم در آن وجود دارد.

تأثیر اجرای طرح با شکل فعلی بر قاچاق سوخت چیست؟

با قیمت نمی‌توان مشکل قاچاق را حل کرد. قیمت بنزین الآن در ترکیه لیتری ۱۴۲۰۰ تومان است. معنی آن این است که اگر ما قرار باشد با زیاد کردن قیمت جلوی قاچاق را بگیریم، باید قیمت هر لیتر را به ۱۰ هزار تومان برسانیم. آیا صلاح است؟ برآورد مرکز پژوهش‌ها این است که ۳ میلیارد دلار به دلیل تعلیق کارت سوخت به کشور خسارت وارد شد.

اگر ما قرار باشد با زیاد کردن قیمت جلوی قاچاق را بگیریم، باید قیمت هر لیتر را به ۱۰ هزار تومان برسانیم. آیا صلاح است؟ برآورد مرکز پژوهش‌ها این است که ۳ میلیارد دلار به دلیل تعلیق کارت سوخت به کشور خسارت وارد شد.

تبعات پرداخت مستقیم منابع حاصل از افزایش قیمت بنزین به مردم در قالب یارانه‌های نقدی، بر روی نظام اقتصادی چگونه است؟

وقتی که شما به مردم پول نقد می‌دهید، اگر بازه­ی زمانی برای پرداخت تعیین نکنید، بعد از چند ماه که مردم مستمراً این پول را گرفتند، به صورت درآمد دائمی روی آن حساب کرده و مخارج زندگیشان را بر مبنای آن می­چینند. این اتفاق دو پیامد منفی دارد. یکی اینکه چون به صورت دائمی روی آن حساب می‌کنند، شما متعهد می‌شوید همیشه آن را بپردازید. و اگر آن را دریافت نکنند، مسئله­ی اجتماعی ایجاد خواهد شد. دیگر اینکه در ابتدای پرداخت نقدی، پول آن جوابگوی بسیاری از نیازهایشان است. اما با گذشت زمان، تورم ارزش آن را از بین می‌برد. در نتیجه انتظاراتی که ایجاد شده است، تأمین نمی‌شود و مجدداً تولید نارضایتی اجتماعی می‌کند. آنها وقتی به گرفتن پول بنزین عادت کنند، ممکن است تحت عنوان سهم‌خواهی از انفال، سؤال کنند که چرا پول بقیه­ی هیدروکربن­ها را نمی‌دهید. چه جوابی می‌توان به این سوال داد؟ همان توقعی که آقای احمدی­نژاد خلق کرده بود. دولت برای مرتفع کردن آثار منفی توزیع سرانه­ی درآمد، سعی کرد تنها به ۶۰ میلیون نفر از مردم پول بدهد. در حالیکه قبلاً ادعا می‌کرد که نمی‌تواند درآمدها را شناسایی کند. این تناقض است.

آیا این عدد ۶۰ میلیون نفر مبنای درستی داشته است؟

چون اطلاع رسانی دقیقی نکرده‌اند، اطلاع ندارم. اگر گردش مالی حساب‌های بانکی و مالکیت ماشین و خانه را در انتخاب دخیل کرده باشند و مؤلفه‌های مختلف را دیده باشند، البته خطا پایین می­آید. مزیت روش فعلی این است که دولت اعلام کرد، کسانی که درخواست تجدید نظر داشته باشند مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرند. این کار نیز در کم شدن خطا مؤثر است. به شرطی که اگر تخلفی پیدا کردند، سخت برخورد کنند. در هر صورت مزیت دادن یارانه نقدی این است که مردم را از فرهنگ کار دور می‌کند.

شما در گذشته گفتید که بنزین کالایی کم کشش است. به این معنی که افزایش قیمت، تاثیری در کاهش تقاضای آن ندارد. اما انتظار می‌رود بخشی از الگوی مصرف در اثر افزایش قیمت بنزین اصلاح شود.

من نگفتم که هیچ تاثیری روی کاهش تقاضا ندارد، بلکه گفتم تأثیر آن کم است. البته پس از اینکه این موضوع را مطرح کردیم، در زمان آقای احمدی­نژاد هزاران میلیارد تومان برای ایجاد کالای جانشین خرج شد. مترو، BRT، ون و موارد دیگر توسعه داده شدند. لذا امروز شرایط حمل و نقل عمومی بهتر شده است و امکان صرفه جویی در بنزین، بیش از گذشته فراهم است.

تهیه و تنظیم مصاحبه توسط سینا وحدت واسعی/گروه اقتصادی اندیشکده برهان

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن