مدل مواجهه رهبر معظم انقلاب با بحران‌ها

ارزیابی مدیریت رهبر انقلاب، در چارچوب نظریه سیستمی

در فحص از شیوه‌های مدیریت استراتژیک رهبر معظم انقلاب در حل بحران‌ها و معماهای قدرت در ایران می‌توان به اصول ذیل اشاره کرد: ۱. ثبات استراتژیک ناظر به اهداف اصلی ۲. قانون‌گرایی ۳. پرهیز از پوپولیسم و عوام‌فریبی ۴. خصیصه انقلابی صراحت لهجه ۵. اعتقاد به مردم و صبر عمیق


محسن خاکی/ گروه سیاسی اندیشکده برهان

بی‌تردید اندیشه‌ی رهبران سیاسی در جهان یکی از مهم‌ترین متغیرها و سازکارهای تصمیم‌گیری و عمل کشورهاست. رهبران، افرادی با ویژگی‌های شخصیتی خاص و متمایزند که از موقعیت‌های سنتی، کاریزماتیک و قانونی خود در پیشبرد اهداف سود می‌برند. رهبری در یک کشور در بسیاری از بحران‌ها از انباشت مذهبی یا تجربه‌های زیستی ملّت‌ها یا حتی اسطوره‌های تاریخی سود می‌برد. رهبری و راهبردهای او در یک کشور مسیر سیاست‌ها را هدفمند، جهت‌دار، منظم و پویا می‌کند.

وجود رهبری قدرتمند همان‌طور که نیازهای مردم را مرتفع می‌کند، سطح توقعات را نیز بالا می‌برد؛ همان‌طور که می‌تواند تولید رضایت کند، فهم خاصش از مسائلی که دیگران قادر به درک آن نیستند می‌تواند منجر به بروز نارضایتی شود و این امری متداول در همه‌ی نظام‌های سیاسی موفق در تاریخ جهان است. برخلاف طبیعت انسانی که میل به سکونت و بقاء در وضعیت موجود دارد، رهبری آینده‌نگر و هوشمند درآنچه هم‌اکنون و با همراهی ملّت حاصل شده وقوف نکرده و حرکت به سمت وضعیت مطلوب را به‌واسطه‌ی درک عمیق از آینده بر سکونت ترجیح می‌دهد.

نکته‌ی دیگری که در استراتژی رهبران در دنیا اثرگذار است، خرده گفتمان‌ها و خرده رهبرانی است که همواره سیاست‌های رهبر مستقر را به چالش کشیده و بخشی از گزینه‌های ممکن و دسترسی‌های او را محدود می‌سازد. نبردهای گفتمانی به‌خصوص در نظام‌های سیاسی مبتنی بر اندیشه فلسفی و مذهبی بیش از هر نظام دیگر در جریان است و رهبران را موظف می‌کند تا هم‌زمان در دو ساحت عمل و نظر، راهبردهای خود را تنظیم کرده و علاوه بر «بدن» به ساحت «ذهن و قلب» مردم نیز توجه نمایند.

وجود رهبری قدرتمند همان‌طور که نیازهای مردم را مرتفع می‌کند، سطح توقعات را نیز بالا می‌برد؛ همان‌طور که می‌تواند تولید رضایت کند، فهم خاصش از مسائلی که دیگران قادر به درک آن نیستند می‌تواند منجر به بروز نارضایتی شود و این امری متداول در همه‌ی نظام‌های سیاسی موفق در تاریخ جهان است.
رهبران و تفکر سیستمی

از سوی دیگر یکی از مشکلات اصلی بسیاری از جوامع و کشورها، «جزءنگری» در کارکردهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است؛ درواقع بسیارند کسانی که مشکلات موجود در جهان امروز را ساختاری می‌بینند و معتقدند نوع برداشت و نگاه به سیستم‌ها و خرده سیستم‌ها سبب بروز بحران‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شده است. برخی نیز منشأ بروز چنین مشکلاتی را در کارکرد و نقصانی که به دلیل «جنگ منافع» رخ می‌دهد می‌دانند. بااین‌وجود آنچه واضح است این است که عدم توجه به رویکردهای «سیستمی» یا همان «تفکر سیستمی» درنهایت به از بین رفتن توازن، بی‌ثباتی، ناامنی و فقر مادی و معنوی منجر خواهد شد. تفکر سیستمی معتقد است باید به جوامع به مثابهی سیستم نگاه کرد و آن‌چنان‌که در یک سیستم، اجزاء در تعامل بوده و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند، جوامع نیز با انواع کارکردهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به‌صورت سیستماتیک حیات دارند و هر جزء و کارکردی بر سایر اجزاء اثر متقابل و مستقیم دارد. بر این اساس برخی مشکلات و ناهنجاری‌ها را باید در روابط علّی معلولی میان بخش‌های سیستم درک کرد و با رهبری هوشمند، استمرار کلان سیستم را بر ترجیح برخی بخش‌های به ظاهر جذاب ترجیح داد.

مطابق تفکر سیستماتیک، پیش از پرداختن به موضوع یا بحرانی که در جزء ایجادشده است، باید کل سیستم را درک نموده و موضوع جزئی اعم از عیب، بحران، تنش یا حتی کارکرد مثبت را درون نظام معنایی کل یا سیستم بزرگ درک نمود. بر این اساس معنای هر کارکرد و خرده سیستمی در قالب کلان‌سیستم معنا می‌شود و حرکت کلی و اصلی سیستم بزرگ‌تر بر کارکردهای جزئی اولویت و اولی‌ات دارد. وابستگی خرده سیستم‌ها در تفکر سیستمی آن‌چنان است که موفقیت یا عدم موفقیت هر جزئی کاملاً در ارتباط با اجزای دیگر سنجش می‌شود. همچنین در تفکر سیستمی نیازهای درونی به‌وسیله‌ی اجزا مرتفع شده و کمترین احتیاج به محیط بیرونی سبب مقاومت و پویایی سیستم می‌شود، درواقع احتیاج به بیرون برای یک سیستم عیب و نقص محسوب شده و می‌توان مجموعه‌ی محتاج به بیرون را اساساً از تعریف سیستم خارج کرد. به‌طور مثال اگر در یک کشور، کارکرد اقتصادی به دلیل حاکمیت سرمایه موجب توسعه اقتصادی را فراهم نمود، نمی‌توان به موفقیت سیستم حکم کرد؛ زیرا حاکمیت سرمایه‌ بر اقتصاد به‌مرور سرمایه را بر نظام سلامت، نظام آموزش و حتی نظام خانواده مسلط کرده و سیستم با شکاف گسترده‌ی طبقاتی در سلامت، آموزش و بحران خانواده مواجه خواهد شد، آن‌چنان‌که در بسیاری از کشورهای جهان نظیر چنین شرایطی رخ‌داده است؛ بنابراین ملاک موفقیت یک سیستم نه به اعتبار موفقیت خرده کارکردهای آن، بلکه درحرکت کلان سیستم به سمت اهداف اصلی قابل ارزیابی است.

مطابق تفکر سیستماتیک، پیش از پرداختن به موضوع یا بحرانی که در جزء ایجادشده است، باید کل سیستم را درک نموده و موضوع جزئی اعم از عیب، بحران، تنش یا حتی کارکرد مثبت را درون نظام معنای کل یا سیستم بزرگ درک نمود.

نگاه سیستمی؛ نگاهی جامع و بلندمدت است که ناظر به اهداف نهایی پاسخ‌هایی برای بحران‌های کوتاه‌مدت ارائه می‌دهد. در این نگاه به دلیل به‌هم‌پیوستگی و وابستگی دقیق اجزاء که با ترجیح کل بر جزء در پی هدف کلی است، بی‌نظمی و ازهم‌گسیختگی به‌سرعت قابل‌درک است و در صورت خودسامانی، رشد سیستم در مقایسه با انواع دیگر مدیریت سرعت بیشتری خواهد داشت. رشد در یک سیستم عبارت است از نرخ تبدیل ورودی‌ها به خروجی‌های مدنظر سیستم که همان کارویژه‌ی آن می‌باشد. در نگاه غیر سیستمی، فردی ثروتمند در مواجهه با نیازمند به او مقداری پول کمک می‌کند، در این حالت او صرفاً نیاز آنی فرد را مرتفع کرده و برای فقر او یا سایر فقرای شهر کاری نکرده است. حال اگر او به دلایل فقر فرد نیازمند توجه کند و سایر افراد نیازمند در شهر را نیز در نظر بگیرد به الگوی بحران فقر توجه نموده است. پس‌ازآن اگر به ایجاد اشتغال برای افراد فقیر به‌جای کمک‌های مقطعی به آن‌ها بپردازد و نیز دلایل مشکلاتی مانند اعتیاد را رفع نماید دارای تفکر سیستماتیک شده است. رشد در این مثال به معنای ورود سرمایه به چرخه‌ی کار و تبدیل فقیر به فرد بی‌نیاز است. مطابق این مثال، تفکری سیستمی است که تولید قدرت می‌کند و ثبات و اهداف نهایی را محقق می‌سازد.

 

تفکر سیستماتیک آیت‌الله خامنه‌ای

موضوع بررسی راهبردهای رهبری آیت‌الله خامنه‌ای به دلایل مختلفی دارای اهمیت است؛ دلیل اول آنکه ایشان رهبری تنها نظام سیاسی در جهان را بر عهده دارد که در کنار لیبرال دموکراسی، ایده‌ای برای حکمرانی دارد بی‌آنکه جهان پیش از آن تجربه‌ای از ایده‌ی «مردم‌سالاری دینی» داشته باشد. سبک و سیستمی خاصی که برخی از نهادهای آن در دنیا نظیر نداشته و از ابداعات منحصربه‌فرد انقلاب اسلامی بوده و می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از ملّت‌های جهان باشد.

دوم آنکه ایشان راهبری نظامی را بر عهده دارد که تحت شدیدترین فشارها و تحریم‌های تاریخ بشر از سوی بیگانگان بوده و باوجوداین نسبت به سال‌های اول خود بسیار قوی‌تر شده است؛ در شرایطی که نظایر ایران مثل نظام شوروی سابق در فاصله‌ی کوتاهی از جنگ سرد دچار فروپاشی شد و رقیبش ایالات‌متحده نظام بین‌الملل را به سمت نظام تک‌قطبی سوق داد.

سوم آنکه نظام سیاسی که آیت‌الله خامنه‌ای راهبری می‌کند منطبق بر اصول اولیه خود نه دچار استحاله شده و نه ترمیدور معمول انقلاب‌ها آن را از پای درآورده و نه در مبانی خود تشکیک و سؤالی را روا داشته است. اتکای بر دین و مردم همچنان مهم‌ترین ویژگی‌های جمهوری اسلامی است و باوجودآنکه نظام می‌توانست بسیاری از بحران‌ها را با نفی اسلامی‌ات یا تخفیف در جمهوریت حل‌وفصل نماید، به عقب‌نشینی از هیچ‌کدام رضایت نداده است.

دلیل اول اهمیت بررسی الگوی مدیریت رهبر انقلاب این است که ایشان رهبری تنها نظام سیاسی در جهان را بر عهده دارد که در کنار لیبرال دموکراسی، ایده‌ای برای حکمرانی دارد بی‌آنکه جهان پیش از آن تجربه‌ای از ایده‌ی «مردم‌سالاری دینی» داشته باشد. سبک و سیستمی منحصربه‌فرد که برخی از نهادهای آن در دنیا نظیر نداشته و تولیدی الگوی انقلاب اسلامی است
اصول تفکر سیستمی آیت‌الله خامنه‌ای

مطابق آنچه در باب نقش رهبران در مدیریت جامعه و امکان بهره‌مندی از روش تفکر سیستمی در هدایت جامعه به سمت اهداف آمد، لازم است که به‌صورت مستمر، اداره‌ی کشور بر اساس چنین روش بی‌بدیلی را مورد ارزیابی قرارداد. ازاین‌رو ضروری است که تفکر راهبردی رهبر انقلاب اسلامی مورد بازخوانی قرار بگیرد. در فحص از شیوه‌های مدیریت استراتژیک رهبر معظم انقلاب در حل بحران‌ها و معماهای قدرت در ایران می‌توان به اصول ذیل اشاره کرد:

۱)     ثبات استراتژیک ناظر به اهداف اصلی

یکی از مهم‌ترین اصول رهبری ایشان نگاه بلندمدت به لزوم تمدن سازی بر بستر انقلاب اسلامی ایران است. ایشان توانایی و استعداد ایران اسلامی را برای ایجاد تمدن اسلامی به کار گرفته و از این منظر در میان رهبران جهان بی‌نظیر است. بحران‌ها برای آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به اهداف بلند انقلاب اسلامی یعنی تمدن اسلامی ایرانی معنا می‌یابند و حل آن‌ها نیز لاجرم منطبق بر آن خواهد بود. این خصیصه در عین اینکه قدرت ملّی را افزایش می‌دهد بسیاری از گزینه‌های عوام‌فریبانه را نیز از ساحت حل مسئله در جمهوری اسلامی خارج می‌کند. به‌طور مثال پهلوی تلاش می‌کرد تا بحران‌های پیش‌آمده را از طریق ارجاع به باستان‌گرایی و ایجاد هیجان ناشی از روح تاریخی شاهنشاهی حل‌وفصل کند که به دلیل مغایرت با جامعه‌ی ایرانی به کرّات در این راهبرد شکست خورد و از شاهان پهلوی رهبرانی ناموفق و معزول ساخت. برخلاف پهلوی راهبرد حل مسئله‌ی آیت‌الله خامنه‌ای نه در ارجاع به تاریخی که بخش اعظمی از آن غیرقابل افتخار است، بلکه در امتداد افقی در آینده صورت می‌گیرد که ایران اسلامی را در مرکز یک تمدن بی‌همتا در جهان قرار می‌دهد.

بحران‌ها برای آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به اهداف بلند انقلاب اسلامی یعنی تمدن اسلامی ایرانی معنا می‌یابند و حل آن‌ها نیز لاجرم منطبق بر آن خواهد بود. این خصیصه در عین اینکه قدرت ملّی را افزایش می‌دهد بسیاری از گزینه‌های عوام‌فریبانه را نیز از ساحت حل مسئله در جمهوری اسلامی خارج می‌کند.

آیت‌الله خامنه‌ای در پایان بحران طولانی‌ترین جنگ قرن (دفاع مقدس) به رهبری می‌رسد؛ در شرایطی که کشور علاوه بر تحریم‌های بین‌المللی از خرابی و هزینه‌های انسانی و مادی جنگ نیز آسیب جدی دیده است، ایشان هرگز افق دید خود را به دلیل بحران‌های امنیتی، اجتماعی و اقتصادی به نفع حل یک خرده کارکرد محدود نکرده است. ثبات استراتژیک ایشان موجب می‌شود تا در دهه‌ی هفتاد و در اوج بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، همان‌گونه سخن بگوید که در سال ۸۷ یعنی دریکی از بهترین سال‌های اقتصاد ایران اهداف را رصد می‌کند و در سال ۹۷ و خروج آمریکا از برجام و تورم افسارگسیخته و شدیدترین رژیم تحریم‌ها همانی را متذکر شود که سال‌ها قبل در مراحل پنج‌گانه‌ی وصول به «تمدن اسلامی» مطرح ساخته است. نگاه سیستماتیک رهبر انقلاب اسلامی تحت تأثیر فتنه‌های ۷۸، ۸۸، ۹۶ و ۹۸ از افق بلند تمدنی به سطح مسکّن‌های مقطعی و جزئی (نگاه جزء گرا) پایین نیامده و «پوپولیسم» به معنای بهره‌گیری از عواطف مردم علیه مردم، هرگز در مدیریت استراتژیک ایشان جایگاهی نداشته است.

ترکیب این ثبات استراتژیک در کنار تفکر سیستمی آیت‌الله خامنه‌ای سبب می‌شود تا در فتنه‌ی ۸۸ و درخواست بخش قابل‌توجهی از افراد اغوا شده توسط جریان رسانه‌ای دشمن برای ابطال انتخابات، قانون را فصل‌الخطاب دانسته و حتی به قیمت احتمال کاهش محبوبیت و مقبولیت خود، کوچک‌ترین اخلال در سیستم را نپذیرفته و روند دولت سازی را دچار وقفه نکند. این بخشی از چارچوب استراتژیک ایشان برای رسیدن از انقلاب اسلامی به تمدن بزرگ اسلامی است. ازاین‌رو یکی از اصول مدیریت استراتژیک ایشان در بحران‌ها، حفظ ثبات راهبردی ناشی از نگاه سیستماتیک است.

۲)     قانون‌گرایی

درحالی‌که مطابق قانون اساسی، ولیّ فقیه در معضلات غیرقابل‌حل از طرق عادی، از اختیارات ویژه‌ای برخوردار است، رهبر معظم انقلاب در تمام فتنه‌های ۲۰ سال اخیر از این اختیارات ویژه کمترین استفاده ممکن را کرده‌ا‌ند. آیت‌الله خامنه‌ای به دلیل التزام به قواعد تفکر سیستمی معتقد است جز در شرایط خاصی که عامل خارجی (محیطی یا پیرامونی) قصد ایجاد اخلال اساسی در روند سیستم به‌هم‌پیوسته‌ی جامعه و دولت را دارد، نباید از اختیارات مقام ولایت بهره گرفت. بر این اساس روش اقناع عمومی برای ایشان، عمل به مٌرّ قانون است بی‌آنکه در آن حتی از بین رفتن برخی منافع جریان‌های نزدیک‌تر به انقلاب اسلامی برایشان اهمیت داشته باشد. قانون بر منافع مقدم است و راه‌حل‌های نزدیک‌تر به هدف نمی‌تواند ایشان را از مسیر عمل اجزاء سیستم به قواعد سیستم (قانون) بازبدارد.

در فتنه ۸۸ باآنکه راهپیمایی عظیم روز ۲۵ خرداد می‌توانست هر رهبر سیاسی را دچار وحشت و دستپاچگی کند، اما ایشان همه را به قانون فراخوانده و ۴ روز بعد در خطبه‌های نماز جمعه از یک فرمول قطعی در جمهوری اسلامی سخن می‌گویند:

«اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه می‌دهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب‌های قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت.»[۱]

روش اقناع عمومی آیت‌الله خامنه‌ای، عمل به مٌرّ قانون است بی‌آنکه در آن حتی از بین رفتن برخی منافع جریان‌های نزدیک‌تر به انقلاب اسلامی برایشان اهمیت داشته باشد. قانون بر منافع مقدم است و راه‌حل‌های نزدیک‌تر به هدف نمی‌تواند ایشان را از مسیر عمل اجزاء سیستم به قواعد سیستم (قانون) بازبدارد.

۳)     پرهیز از پوپولیسم و عوام‌فریبی

پوپولیست‌ها عمدتاً به سه ویژگی «جلب حمایت مردمی با وعده‌های مبهم»، «فراخوانش مردم علیه سیستم» و «تقدس بخشی به خواست مردمی فارغ از صحت‌وسقم آن» شناخته می‌شوند. پوپولیسم از منظر قرآنی به معنای «بهره‌گیری از عواطف مردم علیه مردم» است؛ خداوند متعال در آیه ۶۲ سوره توبه به این مفهوم اشاره نموده، آنجا که در نقد روش منافقان می‌فرماید: «به خدا سوگند می‌خورند تا مردم را راضی کنند، درحالی‌که خشنودی خدا و رسول شایسته‌تر است»؛ یعنی آنچه در وهله‌ی اول تقدس و اولویت دارد رعایت حدود خدا و رسول است.

تحقیقات نشان می‌دهد بحران‌های اقتصادی در جهان، موجب گرایش مردم به سمت رهبران پوپولیست شده است. گذشت زمان ثابت کرده است که دیگر از رهبران صاحب ایده در غرب چون مارگارت تاچر، ژنرال دوگل، ریگان، بوش و … خبری نیست و افرادی چون ترامپ در آمریکا، بولسونارو در برزیل، مودی در هندوستان، جانسون در انگلیس و اوبرادور در مکزیک و … بر حدود ۲ میلیارد نفر از جمعیت جهان حکومت می‌کنند[۲] و گرایش به چنین رهبرانی روزبه‌روز در حال افزایش است.

برخلاف این موج در حال گسترش، آیت‌الله خامنه‌ای که در مرکز بحران‌ها و هجمه‌های رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی دنیای غرب قرار داشته، در هیچ‌کدام از معماهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی پیش‌آمده در دوران رهبری، مسیر پوپولیسم را طی نکرده است. نه در حوادث سال ۷۸، نه در فتنه ۸۸ و نه ۹۶ و ۹۸ او به نفع محبوبیت خود در روند دولت سازی و جامعه سازی توقفی ایجاد نکرده است. هرچند جمهوریت در منظر او یکی از دوپایه‌ی اصلی نظام اسلامی است، اما خواست مردمی را به سود خود مصادره نکرده و مصلحت ایجاد دولت قدرتمند[۳] را حتی به قیمت کاهش سرمایه اجتماعی خود مقدم ساخته است.

در قضایای آبان ۱۳۹۸ و در شرایطی که دولت مستقر برخلاف دستورات رهبری در قضایای رابطه با غرب و خصوصاً امریکا به‌صورت مکرر از خطوط قرمز نظام عبور کرده بود، سوء‌تدبیر آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی برخی مسئولین به سمت ایجاد یک اغتشاش عمومی پیش می‌رفت و بسیاری این موقعیت را بهترین فرصت انتقام‌گیری از دولت می‌دانستند، آیت‌الله خامنه‌ای (در ابتدای درس خارج فقه خود که خود حاوی نشانه‌ای برای اهل دقت است) برخلاف سیره‌ی پوپولیست‌های تاریخ، سرمایه اجتماعی خود را به نفع حرکت کلان جامعه، ثبات سیاسی و استمرار روند دولت سازی به کار گرفته و در برابر موج سهمگین اعتراض مردمی نسبت به گرانی بنزین ایستاد و با کلامی معقول، نظیر آنچه در فتنه ۸۸ انجام داده بود، معترضین را به تمکین از قانون و احترام به تصمیمات سیستماتیک دولت دعوت نمودند. این حمایت در شرایطی صورت می‌گرفت که بسیاری معتقد بودند آیت‌الله خامنه‌ای می‌تواند سوار بر موج اعتراضات، مسببان این حادثه که عمدتاً از خاطیان ماجرای برجام و خسارت محض آن بوده‌اند را در کنج میدان مبارزه‌ی قدرت به چالش جدی بکشد؛ اما برخلاف این پیش‌بینی‌ها، رهبری نظام، رضایت خداوند را بر هر امر دیگری مقدم کرده و در مسیر تقویت سیستم اداره‌ی کشور، تصمیماتی که در چارچوب تعریف‌شده نظام اتخاذشده بودند را بر منافع شخصی اولویت بخشیدند.

این در حالی است که اگر این تصمیم بخردانه و صحیح اتخاذ نمی‌شد، اغتشاشگران حتی می‌توانستند خود را در قالب طرفداری از نظام اسلامی جا زده و امنیت عمومی و ملّی کشور را با مخاطره جدی مواجه کنند؛ در این شرایط عکس‌العمل نسنجیده‌ی دولت سبب می‌شد تا بروز خلأ قدرت احتمالی، بستر لازم برای سوءاستفاده دشمنان در کمین ایستاده را فراهم نموده و کشور را به سمت ازهم‌گسیختگی و فروپاشی سوق دهد.

ازاین‌رو در شرایطی که حتی بسیاری از نخبگان معتقد بودند رهبری در مسئله‌ی افزایش قیمت بنزین نباید جانب دولت و تصمیم سوء آن را می‌گرفت، گذشت زمان ثابت کرد که انتخاب درست آیت‌الله خامنه‌ای زمینه فروپاشی چارچوب‌ها و اجزاء سیستم را از بین برده و از ایجاد خلأ احتمالیِ در مدیریت کشور جلوگیری نموده‌ و با این کار فصل جدیدی از «شرافت سیاسی» و «تصمیمات حکمت‌آمیز» را به رخ اهل سیاست در جهان کشیدند. این امر نیز ناشی از تسلط همان «تفکر سیستمی» بر «روش حل مسئله» آیت‌الله خامنه‌ای است.

در قضایای آبان ۹۸، آیت‌الله خامنه‌ای برخلاف سیره‌ی پوپولیست‌های تاریخ، سرمایه اجتماعی خود را به نفع حرکت کلان جامعه، ثبات سیاسی و استمرار روند دولت سازی به کار گرفت و در برابر موج سهمگین اعتراض مردمی نسبت به گرانی بنزین ایستاد و با کلامی معقول، نظیر آنچه در فتنه ۸۸ انجام داده بود، معترضین را به تمکین از قانون و احترام به تصمیمات سیستماتیک دولت دعوت نمودند.

۴)     خصیصه انقلابی صراحت لهجه

یکی از ویژگی‌های تفکر سیستمی وجود ارتباط روشن و واضح میان اجزاء می‌باشد؛ در این شرایط است که سیستم خودسامان می‌تواند عیوب احتمالی و نقص‌های خود را شناسایی کرده و در رفع آن‌ها اقدام کند. ابهام در تفکر سیستمی ضد کارکرد است و اجزاء را نسبت به آینده‌شان دچار تردید و ضعف خواهد کرد. بر این اساس یکی از ویژگی‌های روش حل مسئله آیت‌الله خامنه‌ای در بحران‌ها، صراحت لهجه‌ای است که ایشان از آن به «انقلابی بودن» یاد می‌کنند. ایشان می‌توانند در بحران‌های پیش‌آمده در کشور با ابهام و کلی‌گویی، شخصیت حقیقی و حقوقی خود را در قبال پیچیده‌تر شدن شرایط حفظ کنند، درحالی‌که هیچ‌گاه از این حربه استفاده نکرده و بر مبنای اصول اعتقادی خود و جایگاهی که در آن قرار دارند، موقعیت امامت بر امت را با ریاست و قدرت مادی خلط نکرده‌اند. رهبر انقلاب اسلامی در سخت‌ترین شرایط به همان میزان صریح است که در اوج قدرت؛ در خطای انقلابیون (مثل حادثه کوی دانشگاه) همان میزان صراحت لهجه دارد که در اشتباه غرب‌گرایان.

آیت‌الله خامنه‌ای در حادثه‌ی کوی دانشگاه همان‌قدر که نسبت به نفوذی‌ها و اغتشاشگران می‌خروشد، از تخلّف برخی منسوبین جریان انقلاب در ورود به کوی دانشگاه متأثر می‌شود و اذعان می‌کند که این حادثه قلب او را جریحه‌دار نموده است. در فتنه ۸۸ می‌توانست پس از راهپیمایی گسترده‌ی تهران در اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات، خود را در وضعیت میانه قرار داده و شورای نگهبان و وزارت کشور را «نسبتاً» متهم کنند و خود را از سویه‌ی اعتراض مردمی برهانند، امّا تمام مسئولیت سیستم قانونی کشور را به دوش کشیده و صریح و بی‌پرده هرگونه احتمال ابطال انتخاباتی که دستگاه‌های رسمی نظام، حکم به صحتش کرده‌اند را رد می‌کنند. در قضایای اغتشاشات اخیر نیز می‌توانستند موضعی میانه گرفته و خود را از مسئولیت اقدام اشتباه دولت برهانند، اما صریح و انقلابی می‌ایستند و اعلام می‌کنند که تصمیمات کارشناسی دولت اگر در چارچوب قواعد نظام اتخاذ شوند موردحمایت رهبری خواهند بود. صراحت لهجه‌ای که بارها در طول مذاکرات هسته‌ای در عین آنکه فضایی امن را در داخل برای مذاکره‌کنندگان ایجاد می‌کند[۴]، اما حتی در شرایط توافق و لحظاتی که دولت آن را پیروزی دیپلماسی بر دشمنی و جنگ می‌خواند، اصولی نه‌گانه را به‌صراحت شرط قبول این توافق می‌داند[۵]، یعنی تحت تأثیر هیجان عمومی دولت و برخی در کشور به خاطر پیروزی برجام قرار نمی‌گیرد.

۵)     اعتقاد به مردم و صبر عمیق

یکی دیگر از اصول راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای در بحران‌ها که بخشی دیگر از شخصیت حقیقی و تفکر سیستمی ایشان است در اعتقاد راسخ به مردم تجلی می‌یابد. رویکرد او در مواجهه با بحران‌ها مبتنی بر کلیدواژه‌ای است که در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های رهبران جهان کم‌سابقه است؛ عبارت کلیدی
«حضور درصحنه» عنوانی است برای تمدید مستمر جمهوریت نظام و تضمین صحت سیاست‌گذاری کلان جمهوری اسلامی. درخواست از مردم برای تأیید اهداف کلان انقلاب اسلامی پس از گذشت چهل سال از تأسیس نظام بخش مهم دیگری از روش حل مسئله‌ی آیت‌الله خامنه‌ای است. این روش که فارغ از انتخابات دارای جایگاه رسمی در مسیر حرکت جمهوری اسلامی است در همه‌ی بحران‌ها پاسخ داده و هزینه‌های نظام اسلامی در برخورد با توطئه‌ها را به‌شدت کاهش داده است. این ویژگی که با انتخابات و مشارکت سیاسی در آن متفاوت است از خصائص انقلاب اسلامی است. آنجا که در دفاع مقدس، تهدیدات امنیتی تیرماه ۱۳۷۸، خروش برخی جریانات سیاسی علیه جمهوریت نظام در سال ۸۸ و آشوب‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ نشان داد که آنچه از طریق نیروهای امنیتی به‌دشواری قابل‌حل است با حضور مردم درصحنه به سهولت ممکن می‌شود.

بر این اساس رهبر معظم انقلاب، بحران‌ها را نه به شیوه‌ی لیبرالی آن یعنی از طریق نهادهای واسط میان جامعه و حاکمیت بلکه از مسیر ایمان عمومی به جایگاه امامت حل می‌کنند، بی‌آنکه در این اعتقاد دوجانبه، وضعیت اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی اثر بگذارد. جمهوریت برای آیت‌الله خامنه‌ای از لوازم مشروعیت نظام است و مشروعیت نظام برای مردم وابستگی تام به حضور ایشان دارد. همین خصیصه‌ی دوسویه سبب می‌شود تا صبر ایشان در مواجهه با حوادث و معماهای امنیتی عمیق، طولانی و استراتژیک باشد و هیچ طرحی در منظر ایشان متقن‌تر از حضور مردم نباشد. این‌ بخش از نگاه سیستمی رهبر انقلاب اسلامی ناظر به جنبه‌ی خودسامانی در تفکر سیستمی است؛ آنجا که همه‌ی نیازهای سیستم در درون آن تأمین‌شده و نیازی از بیرون و محیط خارجی تأمین نمی‌شود. این همان رویکردی است که در ماجرای آبان ۹۸ از سوی ایشان به کار گرفته شد، ایشان بدون نگاه به جریان‌های سیاسی یا امکان تسویه‌حساب در پستوی قدرت، از مردم خواستند که از کمک به اشرار پرهیزکرده و در برابر خواست دشمنان برای ایجاد آشوب در کشور بایستند.

درنهایت می‌توان رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای در حل بحران‌ها را منطبق بر تفکر سیستمی ایشان دانست که در عین مدیریت کم‌هزینه‌ی معماهای امنیتی و سیاسی، مسیر حرکت کشور به سمت هدف کلانی چون تمدن اسلامی را دچار وقفه نمی‌کند.

 

*محسن خاکی /دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران

[۱]. خطبه‌های نماز جمعه: ۲۹/۳/۱۳۹۸
[۲].www. gulfnews.com: The Global Rise of Populism
[۳]. Strong State
[۴]. اشاره به تعابیر رهبر معظم انقلاب درباره تیم مذاکره‌کننده با عناوینی چون: امین، شجاع و متدین (۲/۴/۱۳۹۴)
[۵]. اشاره به نامه‌ی رهبر معظم انقلاب به رئیس‌جمهور روحانی در مورخ ۲۹/۷/۱۳۹۴

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن