نگاهی به برخی عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان در سه انتخابات اخیر جمهوری اسلامی ایران

به نظر می‌رسد فقدان ساختارهای میان‌رده‌ای برای مشارکت مردم در فرآیندهای سیاسی و معرفی گزینه‌های اصلح و کارآمد سبب شده تا زمینه برای مداخله ذی‌نفوذان منفعت‌طلب، سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها در فرآیند مشروعیت بخشی کاذب به نامزدهای انتخاباتی فراهم گردد.


علی کاکادزفولی/ گروه سیاسی اندیشکده برهان

 

مقدمه

انتخابات در ایران یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مردم‌سالاری دینی است که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا عصر حاضر در تمام مقاطع و به مناسبت‌های مختلف به‌طور مرتب برگزارشده است. باآنکه مقوله انتخابات در فرهنگ سیاسی مفهوم تازه‌ای نیست و در طول دو سده اخیر بحث‌های فراوانی درباره شاخه‌های مختلف آن در بین اندیشمندان صورت گرفته، اما جامعه‌شناسی رفتار انتخاباتی مقوله‌ای جدید است که از حدود پنج دهه پیش ذهن جامعه شناسان سیاسی را به خود مشغول کرده است. تحلیل رفتار انتخاباتی البته مقوله ساده‌ای نیست و اگرچه کنشگری جامعه در آن نمود دارد، نمی‌توان آن را صرفاً موضوعی جامعه‌شناسانه قلمداد کرد. بلکه مجموعه‌ای از عوامل روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، ارتباطاتی و حتی تاریخی باید موردتوجه و موشکافی قرار گیرند. تجربه سیاسی انتخابات در ایران در طول حیات ۴۰ ساله جمهوری اسلامی ایران با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده که مطالعه آن‌ها می‌تواند سهم بسزایی در بهبود کیفیت برگزاری انتخابات، رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان و نتایج صندوق‌های رأی داشته باشد. بر این اساس یادداشت حاضر سعی دارد با نگاهی آسیب شناسانه به بررسی برخی عوامل مؤثر در رفتار انتخاباتی جامعه ایرانی بپردازد و با تحلیل شیوه‌های اثرگذاری کنشگران سیاسی بر نتایج صندوق‌های رأی، به درک درست از این فرآیند سیاسی و مواجهه منطقی با چالش‌های مربوطه کمک کند.

 

جامعه‌شناسی انتخابات در ایران

پیش از آن‌که به بررسی برخی عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی مردم ایران بپردازیم، لازم است تا تصویر دقیق‌تری از فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی ارائه شود. کشور ایران و جامعه ایرانی علی‌رغم داشتن سابقه تاریخی و تجربه حکومت‌های مختلف تا پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه کشوری دموکراتیک در معنای غربی و مردم‌سالار در معنای بومی آن نبوده است. به همین خاطر نفس برگزاری انتخابات و به رسمیت شناختن آرای مردم اتفاق بزرگی است که به‌جرئت می‌توان آن را یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی دانست. درعین‌حال باید به چند نکته توجه داشت؛ اول آن‌که عدم وجود تجربه تاریخی مردم‌سالارانه مانع از آن شده تا جامعه ایرانی، به درک کامل پدیده انتخابات و پیچیدگی‌های آن نائل شود. نکته دیگر ظهور فرهنگ مدرن و تأثیرگذاری آن بر رفتار سیاسی است که این موضوع هم در بعد جهانی و هم در بعد داخلی قابل‌توجه است؛ در بعد جهانی پدیده‌های مدرن مانند رسانه‌ها و ابزارهای ارتباط‌جمعی دیگر در طول چند دهه اخیر به زندگی افراد و جوامع واردشده‌اند و از این نظر اتفاقات تازه‌ای محسوب می‌شوند؛ به همین خاطر ادبیات سیاسی مرتبط با آن‌ها و تحلیل‌های ارائه‌شده نیز تا نیل به بلوغ نسبی مطلوب فاصله زیادی دارند؛ اما در بعد داخلی مسئله به گونه دیگری است؛ جامعه ایرانی از یک‌سو ریشه در سنت‌ها دارد و از سوی دیگر، برای کمتر از دو دهه با رسانه و ابزارهای ارتباط‌جمعی انس داشته است و همین عدم وجود تجربه کافی سبب شده تا استفاده از آن بر مبنای آزمون‌وخطا صورت گیرد. این آزمون‌وخطا نه‌تنها در زندگی فردی که در حیات سیاسی و اجتماعی نیز نمودهای پررنگی داشته است و مقوله انتخابات نیز از این امر مبرا نبوده است؛ کم نبوده اتفاقات سیاسی و اجتماعی بزرگی که در کشور رخ‌داده‌اند و رسانه‌ها نقش پررنگی را در آن‌ها ایفا کرده‌اند، اگر که خود عامل وقوع نبوده باشند. با ذکر این مقدمه، باید رفتار سیاسی جامعه ایرانی و به‌تبع، رفتار انتخاباتی آن را با توجه به همین وضعیت تحلیل کرد و وجود اشکالات احتمالی در هر نقطه از این فرآیند را امری طبیعی دانست که البته باید بامطالعه و موشکافی برطرف گردد. توجه به این موضوع ازآن‌جهت اهمیت دارد که ممکن است در حال حاضر، برخی به‌واسطه عدم تجربه کافی جامعه ایرانی با پدیده انتخابات و ناامیدی و سرخوردگی احتمالی ناشی از روی کار آمدن افراد ناکارآمد، شائبه ناکارآمدی صندوق رأی و انتخابات را مطرح سازند و با ارائه تحلیل‌های نادرست، گمراهی افراد را بیشتر کنند. در ادامه به برخی خطاهای صورت گرفته و چالش‌هایی که جامعه ایرانی در کلیه انتخابات با آن‌ها روبرو است، پرداخته خواهد شد.

کشور ایران و جامعه ایرانی علی‌رغم داشتن سابقه تاریخی و تجربه حکومت‌های مختلف تا پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه کشوری دموکراتیک در معنای غربی و مردم‌سالار در معنای بومی آن نبوده است. به همین خاطر نفس برگزاری انتخابات و به رسمیت شناختن آرای مردم اتفاق بزرگی است که به‌جرئت می‌توان آن را یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی دانست.

 

نقش فضای مجازی و شبکه‌های مجازی

کمتر از سه دهه است که جامعه ایرانی به‌طور گسترده با فضای مجازی درگیر شده است. فضای مجازی در کنار داشتن مزایا و فواید، معایب و نقصان‌هایی هم دارد و هرگونه تحلیلی که برای رفتار انتخاباتی صورت می‌گیرد، باید متکی بر این دید همه‌جانبه باشد. ازجمله اثرات مثبتی که شبکه‌های مجازی بر فرهنگ سیاسی و انتخابات دارند می‌توان به مواردی همچون افزایش آگاهی سیاسی، افزایش دسترسی به اطلاعات، امکان تضارب آرا میان افراد و گروه‌های مختلف فکری و سیاسی، تسهیل ارتباط با نخبگان و آشنایی با آرای آن‌ها و افزایش انگیزه برای مشارکت سیاسی اشاره کرد؛ اما باید توجه داشت که هرکدام از این نقاط مثبت خود نیاز به‌پیش زمینه‌هایی دارند که در صورت عدم تأمین آن‌ها، می‌توانند به نقاط ضعف و آسیب تبدیل شوند. هنگامی‌که از افزایش آگاهی سیاسی به‌عنوان یکی از فواید یاد می‌شود، درواقع پیش‌فرض بر آن قرارگرفته که تجربه مواجهه با اندیشه‌های مختلف منجر به تقویت قوه عاقله‌ای در افراد می‌گردد که می‌تواند سطح تصمیم‌گیری سیاسی را ارتقا بخشد. این گزاره اگرچه در حالت معمول درست است، اما باید توجه داشت که افراد جامعه در سطح یکسانی نیستند و ازنظر قدرت تحلیل و تمایز بین مفاهیم و اتفاقات تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؛ در حقیقت همین تفاوت در درک‌ها و دریافت‌ها است که بر کنشگری افراد اثر گذاشته و آن‌ها را از هم متمایز می‌سازد.

زمانی که از افزایش دسترسی به اطلاعات سخن به میان می‌آید، پیش‌فرض بر آن است که اطلاعات منتشرشده در فضای مجازی اطلاعاتی درست و حداقل قابل‌اعتنا هستند؛ حال‌آنکه درواقع چنین نیست. به نظر می‌رسد عمده آسیب‌هایی که از ناحیه فضای مجازی متوجه رفتار انتخاباتی جامعه ایرانی می‌شود، به دلیل عدم درک درست از چیستی این فضا و کارکردهای آن است. به دلیل نوپایی فضای مجازی در ایران، مواجهه افراد با آن همانند مواجهه با هر پدیده نوپای دیگر با نوعی ذوق و شعف پنهان همراه است و همین ذوق پنهان سبب می‌شود تا زوایای نامطلوب آن ازنظرها پنهان بماند. باید توجه داشت که فضای مجازی و شبکه‌های ارتباطی که در آن شکل‌گرفته‌اند، به‌مثابه بستری‌اند که امکان عرضه محتواهای مختلف در آن وجود دارد؛ به‌سان بازار مکاره‌ای که فروشندگان مختلف می‌توانند محصولات خود را در آن ارائه دهند؛ اما آنچه خریداران باید بدانند، آن است که هر محصولی که در این بازار عرضه می‌شود، قابل‌اعتماد نیست؛ بنابراین، نکته کلیدی درباره نقش فضای مجازی و شیوه اثرگذاری آن بر رفتار انتخاباتی آن است که جامعه از ماهیت فضای مجازی، اهداف و حتی نقایص و مشکلات آن آگاه باشد. نباید حصول این آگاهی را به فرآیند تجربه سپرد و منتظر بود تا افراد بالاخره پس از آزمون‌وخطاهای متعدد به سطح مطلوب از آگاهی دست پیدا کنند؛ زیرا اولاً برخی خطاها ممکن است جبران‌ناپذیر باشند و این جبران‌ناپذیری در مسائل اجتماعی کلان نظیر انتخابات، محتمل‌تر است؛ ثانیاً آزمون‌وخطا مستلزم صرف زمان زیادی تا حصول به آگاهی است؛ این‌یکی از چالش‌های همیشگی جامعه ایرانی و احتمالاً سایر جوامع بوده که ابتدا مظاهر و ادوات مدرن به زندگی افراد وارد شوند و سپس فرهنگ و آگاهی مرتبط با آن‌ها در افراد ایجاد گردد؛ اما نکته اینجا است که فاصله ورود تا فرهنگ‌سازی در کشورهای مختلف یکسان نیست و به نظر می‌رسد که ارکان مختلف کشور اعم از سازمان‌ها، ادارات، مؤسسات، گروه‌های انقلابی و سایر گروه‌های کنشگر باید در کمتر کردن هرچه بیشتر این فضا بکوشند. در ادامه اجمالاً به نقش دو عامل مهم و فعال در فضای مجازی که تأثیرگذاری شایانی بر رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان دارند پرداخته خواهد شد.

زمانی که از افزایش دسترسی به اطلاعات سخن به میان می‌آید، پیش‌فرض بر آن است که اطلاعات منتشرشده در فضای مجازی اطلاعاتی درست و حداقل قابل‌اعتنا هستند؛ حال‌آنکه درواقع چنین نیست. به نظر می‌رسد عمده آسیب‌هایی که از ناحیه فضای مجازی متوجه رفتار انتخاباتی جامعه ایرانی می‌شود، به دلیل عدم درک درست از چیستی این فضا و کارکردهای آن است. نکته کلیدی درباره نقش فضای مجازی و شیوه اثرگذاری آن بر رفتار انتخاباتی آن است که جامعه از ماهیت فضای مجازی، اهداف و حتی نقایص و مشکلات آن آگاه باشد. نباید حصول این آگاهی را به فرآیند تجربه سپرد و منتظر بود تا افراد بالاخره پس از آزمون‌وخطاهای متعدد به سطح مطلوب از آگاهی دست پیدا کنند.

 

نقش سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها
الف) سلبریتی‌ها

یکی از عواملی که رفتار انتخاباتی افراد در هرجای جهان به‌ویژه جامعه ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، سلبریتی‌ها و نظرات و شیوه عملکرد آنان است. انتخابات ریاست‌جمهوری دوره‌های یازدهم و دوازدهم و نیز انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ازجمله مقاطعی بودند که سلبریتی‌ها توانستند به سهم خود تأثیر زیادی بر تغییر دیدگاه افراد به نامزدها داشته باشند. قبل از آن‌که به نقش سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها بپردازیم، لازم است بدانیم که اصلاً به چه کسانی سلبریتی یا اینفلوئنسر گفته می‌شود. به زبان ساده و به‌اختصار، سلبریتی[۱] به اشخاصی گفته می‌شود که دارای شهرت هستند؛ فرقی نمی‌کند که این شهرت در چه زمینه‌ای باشد و یا به چه دلایلی. در حقیقت برای آنکه شخصی سلبریتی نامیده شود، کافی است کاری انجام دهد تا نام او بر سر زبان‌ها بیفتد و رسانه‌ها به او بپردازند. شهرت سلبریتی به‌گونه‌ای است که نام او درزمینه‌ی مربوطه به‌عنوان یک برند شناخته‌شده است؛ بنابراین اگر برخی هنرمندان و بازیگران به‌عنوان سلبریتی شناخته می‌شوند، بدان خاطر است که درزمینه‌ی کاری خود تبدیل به برند شده‌اند. به همان میزانی که بازیگران می‌توانند سلبریتی باشند، افرادی که در زمینه‌های منفی شهرتی یافته و برند شده‌اند نیز سلبریتی هستند؛ برای نمونه مفسدان اقتصادی معروف و یا چهره‌هایی که با خشونت زیاد نزد مردم شناخته‌شده‌اند نیز سلبریتی هستند.

حال با توجه به تعاریفی که از این کلمه داده شد، به نقش آن در انتخابات پرداخته خواهد شد. سلبریتی‌ها به‌واسطه آن‌که بسیار خبرساز بوده و برای مردم شناخته‌شده هستند، در معرض رسانه قرار دارند و کوچک‌ترین خبر یا اتفاقی پیرامون آن‌ها می‌تواند در کمترین زمان ممکن به جمعیت زیادی از افراد انتقال یابد؛ بنابراین این افراد توان بالایی در هیجانی کردن فضا دارند و می‌توانند موج‌های احساسی سیاسی را به وجود آورند. هرچه محبوبیت سلبریتی نزد مردم بیشتر باشد، احتمال تأثیرگذاری بر نظرات و آرا نیز بیشتر خواهد بود. تجربه سه انتخابات اخیر (مجلس و ریاست جمهوری) به‌خوبی نشان داد که هر آنچه سلبریتی‌ها می‌گویند و یا توصیه می‌کنند لزوماً درست نیست و گاه حتی می‌تواند نتیجه عکس هم داشته باشد؛ بسیاری از بازیگران و هنرمندانی که از نامزد موردنظر خود در انتخابات حمایت می‌کردند، دیری نگذشت که علی‌الظاهر به مخالفان وی تبدیل شدند و بابت توصیه‌هایی که به مردم داشتند، عذرخواهی کرده و اقرار به‌اشتباه نمودند. البته این اتفاق چندان دور از انتظار نبود، زیرا اساساً سلبریتی‌ها به‌خودی‌خود در جایگاهی نیستند که صلاحیت توصیه سیاسی به جامعه را داشته باشند. دلایل این عدم صلاحیت عبارت‌اند از:

  • سلبریتی‌ها لزوماً افرادی باسواد و یا دارای آگاهی نیستند؛ بسیاری از سلبریتی‌هایی که در حال حاضر می‌شناسیم، حتی مدرک تحصیلی خاصی هم ندارند و به همین خاطر با مسائل سیاسی و اجتماعی نمی‌توانند به‌طور منطقی و با روش درست مواجه شوند.
  • سلبریتی‌ها حتی ممکن است در زمینه‌ای که با آن شناخته‌شده‌اند نیز دارای تخصص نباشند و شهرت خود را نه به دلیل تخصص که به خاطر حواشی دیگر به دست آورده باشند؛ بنابراین ناآگاهی آن‌ها و نداشتن تخصص در حیطه مسائل سیاسی امری طبیعی است.
  • اکثر سلبریتی‌ها به خاطر مشغله‌ای که دارند و محیط ایزوله‌ای که در آن قرارگرفته‌اند، به‌طور مستقیم در جریان اتفاقات جامعه نیستند و اطلاعات خود را صرفاً از طریق رسانه‌ها یا کانال‌هایی محدود و خاص به دست می‌آورند. بر کسی پوشیده نیست که اساساً رسانه‌ها تا چه میزان سعی دارند افکار عمومی را در مسیری که خود می‌خواهند هدایت کنند؛ به همین دلیل سلبریتی‌ها به‌راحتی در دام بازی‌های رسانه‌ای و رقابت‌های سیاسی نامزدها می‌افتند و در زمینی که آن‌ها برایشان تدارک دیده‌اند بازی می‌کنند.
  • برخی سلبریتی‌ها در پشت پرده با چهره‌های سیاسی معاملاتی را انجام می‌دهند و زدوبندهایی دارند؛ کم نبوده‌اند سلبریتی‌هایی که با وعده پول، فرصت کاری، کسب ویزا و تابعیت، اخذ مجوز و امتیازاتی از این قبیل اقدام به تبلیغ برای برخی نامزدها کرده‌اند و به دلیل منفعتی که خود از آن‌ها می‌برند، نامزد موردنظرشان را اصلح و کارآمد معرفی می‌کنند.
  • برخی سلبریتی‌ها تصور می‌کنند که اگر نامزدی روی کار بیاید که با آن‌ها اختلاف دیدگاه داشته باشد، جایگاه و موقعیت کاری خود را از دست خواهند داد. این دسته از سلبریتی‌ها به‌واسطه اختلاف دیدگاه با برخی نامزدها، اقدام به تخریب آن‌ها می‌کنند.

پرسش اینجا است که باوجود چنین مواردی، چرا بخش‌هایی از جامعه همچنان تحت تأثیر سلبریتی‌ها قرار می‌گیرند و از آن‌ها حرف‌شنوی دارند؟ در پاسخ باید گفت که اولاً بسیاری از مردم از مواردی که در بالا گفته شد آگاهی ندارند. آن‌ها تصور می‌کنند که این چهره‌ها به‌واسطه شهرت یا ارتباطاتی که با اشخاص برجسته دارند، به اتفاقات و مسائل روز بیشتر آگاه‌اند؛ حال‌آنکه واقعاً چنین نیست. درواقع حضور سلبریتی‌ها در رسانه‌ها این توهم را به وجود می‌آورد که آن‌ها سطح دانش و تجزیه‌وتحلیل بیشتری نسبت به سایر افراد جامعه دارند. درصورتی‌که این موضوع کاملاً نادرست بوده و حتی در بیشتر موارد می‌توان گفت که سطح دانش سیاسی سلبریتی‌ها از سطح عمومی افراد جامعه پایین‌تر هم هست. نکته دیگری که باعث تأثیرگذاری سلبریتی‌ها بر نظر افراد می‌شود، محبوبیت احتمالی آن‌ها بین مردم و علاقه به آن‌ها است؛ عامه مردم سلبریتی‌ها را به‌واسطه فعالیت‌هایشان می‌شناسند و ممکن است به ویژگی‌های شخصیتی و یا حتی ظاهری آن‌ها علاقه‌مند شوند؛ همین علاقه سبب به وجود آمدن این توهم می‌شود که هرچه سلبریتی محبوب فرد بگوید، درست بوده و باید انجام داد.

هرچه محبوبیت سلبریتی نزد مردم بیشتر باشد، احتمال تأثیرگذاری بر نظرات و آرا نیز بیشتر خواهد بود. تجربه سه انتخابات اخیر (مجلس و ریاست جمهوری) به‌خوبی نشان داد که هر آنچه سلبریتی‌ها می‌گویند و یا توصیه می‌کنند لزوماً درست نیست و گاه حتی می‌تواند نتیجه عکس هم داشته باشد؛ بسیاری از بازیگران و هنرمندانی که از نامزد موردنظر خود در انتخابات حمایت می‌کردند، دیری نگذشت که علی‌الظاهر به مخالفان وی تبدیل شدند و بابت توصیه‌هایی که به مردم داشتند، عذرخواهی کرده و اقرار به‌اشتباه نمودند

 

ب) اینفلوئنسرها

واژه اینفلوئنسر[۲] به معنای تأثیرگذار است و اشاره به افرادی دارد که می‌توانند بر نظر جامعه یا بخش‌هایی از آن تأثیر بگذارند. اینفلوئنسرها نیز اگرچه همانند سلبریتی‌ها نزد مردم شناخته‌شده هستند و هویت برندی دارند، اما از جهاتی متفاوت هستند؛ اینفلوئنسرها به فعالیت‌های خود بیشتر رویکرد بازاریابی و کسب درآمد یا منفعت دارند حال‌آنکه سلبریتی‌ها لزوماً ممکن است این‌گونه نباشند. اینفلوئنسرها ممکن است شخص نباشند؛ برای مثال صفحه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی وجود دارند که بر اساس محتواهایی که دارند، به‌نوعی برند نزد کاربران تبدیل‌شده‌اند (صفحات موسیقی، معرفی فیلم، ورزش و…). اینفلوئنسرها نیز همانند سلبریتی‌ها مراجع قابل‌اعتمادی برای تصمیم‌گیری سیاسی و انتخاباتی نیستند. حتی شاید بتوان گفت که اینفلوئنسرها به‌مراتب از سلبریتی‌ها اثرات منفی بیشتری بر رفتار انتخاباتی دارند. دلایل این موضوع عبارت‌اند از:

  • اینفلوئنسرها معمولاً به دنبال کسب درآمد و منفعت هستند؛ حتی آن دسته از اینفلوئنسرهایی که در ظاهر خود را خیرخواه نشان داده و وانمود می‌کنند که هیچ‌گونه منفعت شخصی از دفاع یا تخریب کاندیداها ندارند، بازهم در پشت پرده دارای ارتباطاتی با نامزدهای موردنظر خود هستند و در جهت تقویت منافع آن‌ها تبلیغ می‌کنند.
  • اینفلوئنسرها معمولاً دارای جایگاه اجتماعی و سیاسی نیستند و حتی در بیشتر موارد هویت شخص گرداننده صفحات و رسانه‌های آن‌ها نیز بر عامه مردم پوشیده است. همین مسئله راه را برای فرار از مسئولیت‌پذیری آن‌ها هموار می‌کند. این در حالی است که هویت حقیقی سلبریتی‌ها برای همگان شناخته‌شده است و افکار عمومی می‌تواند در آینده درباره نظرات و توصیه‌های آن‌ها قضاوت کرده و آن‌ها را بازخواست نماید.
  • همین پوشیده بودن هویت حقیقی اینفلوئنسرها، سبب می‌شود تا دست به رفتارهای ناهنجار زده و در توهین، تهمت و افترا به نامزدهای دیگر هیچ‌گونه حدومرزی را نشناسند. در حقیقت بخش قابل‌توجهی از فعالیت اینفلوئنسرها معطوف به برپایی جنگ روانی و دروغ است تا از این طریق در ذهن افراد نسبت به نامزدهای مخالف خود شائبه‌هایی ایجاد کنند.

باید توجه داشت که هم سلبریتی‌ها و هم اینفلوئنسرها مراجع قابل‌اعتمادی برای اخذ اطلاعات سیاسی و قضاوت درباره نامزدهای انتخاباتی نیستند. هر دودسته قادرند در زمان کوتاهی فضا را هیجانی کرده و آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین‌های بازی از قبل تدارک دیده‌شده بازی کنند. البته امروزه به دلیل رونق شبکه‌های اجتماعی و حضور فعال بخش قابل‌توجهی از جامعه ایرانی در این شبکه‌ها، افراد بیشتر در معرض مطالب و اخبار منتشره پیرامون سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها قرار دارند و همین مسئله، در عین داشتن نقاط قوت، آسیب‌پذیری جدی را به دنبال دارد. به همین خاطر ضروری است تا تجزیه‌وتحلیل مسائل انتخاباتی و شناخت پیرامون نامزدها یا به‌صورت بدون واسطه توسط افراد صورت گیرد و یا در این راستا از نظرات افراد صاحب‌نظر و متخصص که بیشتر در جریان امور قرار دارند، استفاده گردد.

 

نقش تصویرسازی‌های بازیگران سیاسی مطرح در هدایت افکار رأی‌دهندگان

در ایران اگرچه احزاب ازنظر قانونی مشکلی برای فعالیت ندارند، اما به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مسئله حزب در ایران رونق چندانی ندارد. یکی از عوامل مهم این عدم رونق، فرهنگ بومی و تاریخی مردم ایران است که شیوه مشارکت در امور سیاسی و اجتماعی خاص خود را داشته‌اند. همچنین طراحی ساخت‌های قدرت در ایران با سایر کشورها متفاوت است و به همین دلیل، الگوی عملی احزاب که در بسیاری کشورهای دیگر به کار بسته‌شده، در ایران چندان کارایی ندارد. البته در طول تاریخ معاصر ایران احزابی هم‌ روی کار آمده‌اند که توجهشان صرفاً معطوف به اکتساب هرچه بیشتر قدرت و ثروت بوده و دغدغه پرداختن به مسائل ملی را نداشته‌اند. این موارد به همراه چند عامل دیگر دست‌به‌دست هم داده‌اند تا فرهنگ سیاسی مردم ایران چندان وابسته به احزاب یا سایر ساختارهای معتبر و قابل‌اعتماد سیاسی نباشد. در چنین شرایطی، زمینه برای شخصی شدن سیاست بیشتر فراهم بوده و برخی نامزدها به‌جای آن‌که به پشتوانه فعالیت‌ها و کارنامه عملکردی خود در انتخابات حضور پیدا کنند، با اتکا بر حمایت افراد شناخته‌شده، سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و امثالهم در انتخابات کاندیدا می‌شوند و بسیاری از مردم نیز با توجه تصویری که از این نامزدها در فضای مجازی ترسیم می‌شود، بدون صحت‌سنجی این اطلاعات به آن‌ها رأی می‌دهند. در چنین شرایطی افراد جامعه نیز خواه‌ناخواه به همین توصیه‌ها توجه می‌کنند و بیش از آن‌که به خود اشخاص و کارنامه آن‌ها اهمیت دهند، از افراد یا جریان‌هایی که از کاندیداها حمایت می‌کنند، تأثیر می‌پذیرند. روشن است که این وضعیت چندان مطلوب نیست و نتایج تأسف‌برانگیز آن چندان دور از انتظار نخواهد بود. مثال بارز این موضوع را می‌توان در پیام‌هایی که برخی چهره‌های سیاسی در آستانه انتخابات می‌دهند دانست؛ برای نمونه پیام‌های سید محمد خاتمی و آقای هاشمی رفسنجانی در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری قابل‌ذکر است که تأثیر قابل‌توجهی بر آرای منتخبین داشت. چه‌بسا بسیاری از افراد جامعه تا آن زمان شناخت خاصی از نامزد منتخب ریاست‌جمهوری نداشته و یا حتی نام بسیاری از افراد حاضر در لیست انتخاباتی پیروز در انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی را نشنیده بودند و از کارنامه ایشان اطلاعی نداشتند؛ درنتیجه اگر چنین حمایت‌هایی از نامزدهای مجلس و ریاست جمهوری صورت نمی‌گرفت، احتمال رأی آوری افراد دیگر بسیار بیشتر بود.

برخی نامزدها به‌جای آن‌که به پشتوانه فعالیت‌ها و کارنامه عملکردی خود در انتخابات حضور پیدا کنند، با اتکا بر حمایت افراد شناخته‌شده، سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و امثالهم در انتخابات کاندیدا می‌شوند و بسیاری از مردم نیز با توجه تصویری که از این نامزدها در فضای مجازی ترسیم می‌شود، بدون صحت‌سنجی این اطلاعات به آن‌ها رأی می‌دهند. در چنین شرایطی افراد جامعه نیز خواه‌ناخواه به همین توصیه‌ها توجه می‌کنند و بیش از آن‌که به خود اشخاص و کارنامه آن‌ها اهمیت دهند، از افراد یا جریان‌هایی که از کاندیداها حمایت می‌کنند، تأثیر می‌پذیرند.

 

به نظر می‌رسد فقدان ساختارهای میان‌رده‌ای برای مشارکت مردم در فرآیندهای سیاسی سبب شده تا زمینه برای مداخله اشخاص و مشروعیت بخشی به نامزدها توسط چهره‌های شناخته‌شده سیاسی بیشتر فراهم باشد. بر این اساس، برای جلوگیری از اثرات نامطلوب جریان‌ها و گروه‌های سیاسی باید به چند نکته توجه کرد:

  • نباید این تصور وجود داشته باشد که وقتی برخی چهره‌های سیاسی مشهور از برخی کاندیداها حمایت می‌کنند، این حمایت به معنای تأیید صددرصدی آن‌ها است؛ بلکه باید توجه داشت که محیط سیاست همواره محیطی پیچیده است که شیوه عمل و کنش در آن بر اساس متغیرهای زیادی سنجیده و تعیین می‌گردد.
  • حمایت برخی چهره‌های سیاسی مشهور از برخی کاندیداها اغلب این تصور را به وجود می‌آورد که کاندیدای موردحمایت پس از پیروزی در انتخابات، قرار است دقیقاً در راستای عقاید و دیدگاه‌های چهره سیاسی مشهوری که از او حمایت کرده، عمل کند. درحالی‌که این تصور در بسیاری از موارد نادرست بوده و حمایت چهره‌ها ممکن است باانگیزه‌های زیادی ازجمله کسب قدرت، ثروت و… صورت ‌گیرد و لزوماً ارتباطی به شیوه عملکرد ندارد.
  • نکته دیگری که لازم است موردتوجه قرار گیرد، آن است که اساساً حمایت چهره‌های مشهور از کاندیداها در بسیاری از موارد قابل‌اعتماد نبوده و نفس این حمایت نیز مبتنی بر قواعد شرعی و قانونی صورت نمی‌پذیرد. در نظام‌های حزبی سایر کشورها، زمانی که حزبی کاندیدا یا کاندیداهای موردنظر خود را به مردم معرفی کرده و از آن‌ها حمایت می‌کند، اولاً بر اساس کارنامه عملکرد این کار را انجام می‌دهد و ثانیاً درصورتی‌که کاندیداهای موردنظر پیروز شوند و به وعده‌های خود عمل نکنند، امکان بازخواست آن‌ها وجود دارد. این در حالی است که در کشور ما شخصی شدن سیاست سبب شده تا سازوکاری برای بازخواست کاندیداهایی که خلاف وعده‌ها عمل می‌کنند وجود نداشته باشد. در چنین وضعیتی چهره‌های حامی کاندیداها، با مشاهده شکست‌های عملی و ناکارآمدی کاندیدای موردحمایت خود در عرصه اجرایی یا تقنینی، به‌راحتی حمایت‌های خود را پس گرفته و خود را مبری از این شکست‌ها جلوه می‌دهند. این در حالی است که تمام افرادی که به هر نحو درروی کار آمدن کاندیدای ناکارآمدی مؤثر بوده‌اند، نه‌تنها تا لحظه آخر فعالیت وی بلکه تا زمانی که آثار ناکارآمدی او در کشور وجود داشته باشد، همچنان مسئول‌اند و باید در قبال حمایت خود پاسخگو باشند؛ اما متأسفانه در شرایط فعلی جریان‌های سیاسی عمدتاً خود را در قبال توصیه‌ها و حمایت‌های صورت گرفته مسئول و پاسخگو نمی‌دانند.
  • بسیاری از گروه‌ها و جریانات سیاسی قبل از هر چیز به دنبال تحقق منافع خود هستند و این مسئله اگرچه با نگاه انقلاب اسلامی به سیاست مطابقت ندارد، اما حداقل در شرایط کنونی به امری متداول تبدیل‌شده است. به همین دلیل نباید بر این تصور بود که در انتخابات یک گروه کاملاً حق و گروه دیگر کاملاً باطل است؛ بلکه آنچه باید در رأی دادن موردتوجه قرار بگیرد، شایستگی کاندیداها و کارنامه عملکردی آن‌ها است. البته منفعت‌طلبی در همه گروه‌های سیاسی به یک اندازه نیست و هرچه میزان تعهد کاندیداها و جریان‌های سیاسی حامی آن‌ها به کشور و ارزش‌های انقلاب اسلامی افزایش یابند به همان نسبت منفعت‌طلبی شخصی و باندی ایشان نیز کمتر خواهد بود.
  • تعیین لیست و هویت بخشی به کاندیداها فی‌نفسه امری پسندیده است که سبب می‌شود زمینه‌های فکری و اجرایی کاندیداها بهتر برای مردم شناخته شود؛ اما تجربه نشان داده است که گاه برخی لیست‌های انتخاباتی به محلی برای درآمدزایی و معامله قدرت و ثروت تبدیل‌شده‌اند. با توجه به چنین تجاربی لازم است تا جامعه رأی‌دهندگان نسبت به لیست‌هایی که از سوی جریانات سیاسی بسته می‌شود، حساسیت بیشتری به خرج داده و درباره ماهیت لیست و شیوه‌های اجماع و نیز برنامه‌های آینده ایشان اطلاعات بیشتری کسب نمایند.

لازم به ذکر است که انتخاب اشخاص ناصالح و روی کار آمدن آن‌ها از نتایج حداقلی شخصی شدن سیاست است؛ حال‌آنکه ازجمله اثرات پایدارتر آن می‌توان به افزایش ناامیدی و سرخوردگی اجتماعی، کاهش میزان همبستگی ملی و مشارکت سیاسی و تهدید استقلال، حاکمیت ملی و مردم‌سالاری اشاره کرد که در بیشتر موارد جبران‌ناپذیر بوده و یا به زمان زیادی برای جبران و بازگشت به وضعیت مطلوب نیاز دارد.

[۱]. Celebrity
[۲]. influencer

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن