نماینده تراز انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی (ره)

امانتدارِ متخصصِ ضد اشرافیت!

از دیدگاه امام خمینی (ره)، انتخابات اساساً مسیر خروج از حیرت و تردید نیست، بلکه تکلیفی الهی است که خداوند بر اساس اندوخته‌های شریعت و عقل انسان مسلمان و مؤمن در دوران غیبت بر عهده‌ی او قرار داده است. انتخابات در تفکر امام خمینی امتحانی الهی است که در آن فرد با ترجیح مصالح دین و امت بر منافع شخصی خود به انتخاب اصلح اقدام کرده و برخلاف معادلاتِ «عقل جزوی اندیشِ حساب گرِ غربی»، بُعد معنوی انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان را بر سود بیشتر شخصی غلبه می‌دهد.


همزه دوست علی / گروه سیاسی اندیشکده برهان

هرچند تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی، جهان شاهد برگزاری انتخابات‌های مختلفی در انواع گوناگونی از دموکراسی‌ها بود، اما جنس انتخابات در نظام اسلامی حائز تفاوت‌هایی بنیادین با سایرین است. انتخابات در نظام‌های سیاسی دیگر در بهترین حالت راهی برای خروج مردم از تردید درباره‌ی این است که چه کسی قدرت را در اختیار بگیرد؟ و در حالت‌های دیگر انتخابات پوششی برای تداوم حیات الیگارشی های قدرت و ثروت است. بر این اساس تقوا، اصول اخلاقی و معنویت به طور کلی جایگاهی در ملاک‌های انتخاب ندارد و در این فضاست که آخرین نتیجه‌ی دموکراسی در آمریکا فردی با بدترین ویژگی‌های اخلاقی است که به هیچ امر و حدودی متعهد و وفادار نیست. شاید چنین حقیقتی سبب شده بود که ارسطو، دموکراسی را بدترین شیوه‌ی حکومت و آن را زمامداری جاهلان و بدترین مردم بداند.

در طرف مقابل اما انقلاب اسلامی صاحب ایده‌ای نوین در انتخابات و مردم سالاری است. هرچند در طول چهل سال از عمر جمهوری اسلامی، گاه افرادی در انتخابات‌ها برگزیده شده‌اند که صلاحیت و شایستگی لازم را نداشته‌اند؛ اما سخن در این مقال در باب اصول انتخاب در جمهوری اسلامی است که در تمام جهان منحصر به فرد است. در یادداشت پیش رو به بررسی ویژگی‌ها و ملاک انتخاب شوندگان در انتخابات از دیدگاه مؤسس جمهوری اسلامی پرداخته می‌شود.

از دیدگاه امام خمینی (ره)، انتخابات اساساً مسیر خروج از حیرت و تردید نیست، بلکه تکلیفی الهی است که خداوند بر اساس اندوخته‌های شریعت و عقل انسان مسلمان و مؤمن در دوران غیبت بر عهده‌ی او قرار داده است. انتخابات در تفکر امام خمینی امتحانی الهی است که در آن فرد با ترجیح مصالح دین و امت بر منافع شخصی خود به انتخاب اصلح اقدام کرده و برخلاف معادلاتِ «عقل جزوی اندیشِ حساب گرِ غربی»، بُعد معنوی انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان را بر سود بیشتر شخصی غلبه می‌دهد. انتخاب در منطق بنیانگذار انقلاب اسلامی بر مبنای مصلحت اسلام صورت می‌گیرد: «اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می‌کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان». (صحیفه‌ی امام، جلد ۱۸، ص ۱۹۷)

این مبنا سبب می‌شود تا تعهد به نورانیّت و راهگشا بودن اسلام در همه‌ی امور از مهمترین ویژگی‌های انتخاب شوندگان در تراز جمهوری اسلامی باشد. نامزد انتخاباتی که برخی احکام اسلام را در حوزه‌ی فردی و اخلاقی صرف مورد اعتنا قرار داده و احکام اجتماعی اسلام همچون عدالت یا عدم رُکون به ظالمان و مستکبرین را با شرایط روز جهان در تضاد می‌بیند، حتماً در منطق امام خمینی نمی‌تواند نماینده‌ای شایسته برای جمهوری اسلامی تلقی شود. از این رو می‌فرمایند: «من متواضعانه از شما می‌خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید… و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند». (همان، جلد۱۲، ص ۱۴۹)

مهم‌ترین بخش در احکام اسلام بی تردید احکام حوزه‌ی ولایت است. در زمان حاضر که ولایت مسلمین در امر ولایت فقیه تحقق پیدا کرده است، فرد نامزد انتخابات باید در مبنایی‌ترین مرزبندی، نسبت خود را در میان ولایت فقیه در انقلاب اسلامی و ولایت طاغوتِ مستظهر در نظام استکبار روشن نماید. بنابراین قاعده‌ی صلاحیت برای یک نامزد انتخابات، در میزان اعتقاد و تعهد و التزام عملی به اصل حیاتی ولایت فقیه به عنوان استمرار ولایت الهی، نبوی و علوی است. امام خمینی (ره) در توصیه‌ی مردم در انتخاب نماینده تراز انقلاب اسلامی، سوابق افراد در تعهد به این اصل را مقدم بر سالوس و زبان بازی‌های معمول دانسته و می‌فرمایند: «ما… اوصاف رئیس جمهور را و اوصاف وکلایی که بعد می‌خواهید ان شاء الله تعیین کنید باید بگوییم و شما خودتان انتخاب کنید و از تفرّق پرهیزید کنید… اشخاص را هم ملاحظه سوابقشان را بکنید که تعهد به اسلام دارد، اعتقاد به قوانین اسلام دارد، در مقابل قانون اساسی خاضع است و اصل صد و دهم آن را که ظاهراً راجع به ولایت فقیه است، معتقد است و وفادار است نسبت به آن، یک همچو شخصی را شماها خودتان انتخاب کنید». (صحیفه امام، جلد۱۱، ص۴۸۵)

این نکته تعیین کننده‌ی تعهد نظری و عملی نامزد انتخابات به قدرتمند شدن ایران است که او را از تأمین منافع اغیار بازداشته و سبب می‌شود نتیجه‌ی انتخابات، برگزیده شدن افرادی باشد که فارغ از الگوهای و مسیرهای توسعه‌ی غربی و شرقی، رشد و پیشرفت همه جانبه را محصول راه مستقیم اسلام می‌دانند. افرادی که معیشت مردم، آزادگی و حُریت آن‌ها، عزت جمهوری اسلامی و اقتدار آن‌ها را نه در تبعیت از غرب و شرق که در اتکای به ایران و ایرانیان می‌داند: «افراد سالم، افراد وطن خواه، افراد وطن دوست، افرادی که نه شرقی باشند نه غربی، بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند، انتخاب کنید و به آنها رأی بدهید». (صحیفه امام، جلد۶، ص۵۲۴) چنین افرادی تلاش می‌کنند تا ایران را «ایرانی» بسازند و ساخت آمریکایی یا کره‌ای از  ایران در نظر آن‌ها نه تنها توسعه نیست بلکه ضد پیشرفت محسوب می‌شود. عدم گرایش به رویکردهای لیبرالیستی یا سوسیالیستی (که اخیراً طرفدارانی در میان برخی جریانات روشنفکری ایران یافته است)، فارغ از تعهد به اسلام و شریعت نشان از ایران شناسی دقیق نامزد انتخابات دارد. چنین فردی می‌داند که مسیر پیشرفت ایران نه از نیویورک می‌گذرد و نه از سئول؛ ایران باید ایرانی رشد کند والا شبح توسعه یا شبه توسعه فریب راه شده و کشور را در مسیری بی بازگشت گرفتار انواع اختلالات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خواهد نمود: «ملت متوجه باشند… که اشخاصی که صحیحند، اشخاصی که متدیّنند، اشخاصی که ملی هستند، اشخاصی که چپ و راستی نیستند… این‌ها را تعیین بکنند». (همان، جلد۱۲، ص۷۴)

در لایه‌ای پیچیده‌تر ممکن است برخی نامزدهای تصدی پست‌های سیاسی، دارای منافعی شخصی و جریانی در قدرت باشند. طیف گسترده‌ی منافع شخصی و جریانی از سیاست خارجی تا امنیت، بهداشت و درمان، آموزش، فرهنگ و… را در برمیگیرد و گاه بی آنکه مردم متوجه باشند، افراد ظاهر الصلاحی را انتخاب می‌کنند که فرضاً منافعی شخصی در آموزش خصوصی (در نظام آموزش و پرورش یا آموزش عالی) یا درمان خصوصی (نظیر بیمارستان‌های خصوصی) دارند و در بستگی با مافیای آموزش و درمان توجیهات عامه پسند ارائه کرده و از طریق رسانه‌های در اختیار، خود را به عنوان منجی کشور معرفی می‌کنند. بنابراین مصالح بزرگ کشور و نظام اسلامی قربانی منفعت طلبی عده‌ای خاص می‌شود که در صورت حضور در ارگان‌های تصمیم گیر و اجرایی نظام می‌توانند با توزیع رانت‌های اطلاعاتی و بهره مندی از امکانات قدرت و ثروتِ در اختیار، منافع عمومی را زائل نمایند. حضرت امام خمینی (ره) در همین رابطه یکی از ویژگی‌های مهم نماینده‌ی تراز انقلاب اسلامی را چنین بیان می‌فرمایند: « من متواضعانه از شما می‌خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید… و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که… منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند». (صحیفه امام، جلد۱۲، ص۱۴۹)

ساده زیستی و پرهیز از اشرافیت مهمترین جلوه‌ی سبک زندگی همه‌ی اولیاء و انبیاء و ربانیّون همراه آنان بوده است که توانایی ایستادگی در برابر طاغوت و استکبار را تأمین می‌کند. در تاریخ اسلام نیز در میان نزدیکان و حلقه‌های مرتبط با اهل بیت، کسانی توانسته‌اند به عهد خود با ولایت پایبند بمانند که حتماً در مسیر پرهیز از تجّمل و اشرافیت قرار داشته‌اند.

نشانه‌های شناسایی چنین نماینده‌ی ترازی را در کلام امام خمینی می‌بایست جستجو و با تفریع بر اصول به درکی جامع از نماینده و انتخاب شونده‌ی تراز انقلاب اسلامی دست پیدا کرد. ایشان به عنوان یک استاد کامل اخلاق و معلّم معنوی که مسیر عرفان نظری را در عرفان عملی آموخته است، یکی از شاخصه‌های شناسایی فردی که ذیل ولایت الله، متعهد به مسیر اسلامی، منافع امّت و نظام را بر منافع شخصی و جریانی ترجیح می‌دهد را در ساده زیستی او می‌دانند. ساده زیستی و پرهیز از اشرافیت مهمترین جلوه‌ی سبک زندگی همه‌ی اولیاء و انبیاء و ربانیّون همراه آنان بوده است که توانایی ایستادگی در برابر طاغوت و استکبار را تأمین می‌کند. در تاریخ اسلام نیز در میان نزدیکان و حلقه‌های مرتبط با اهل بیت، کسانی توانسته‌اند به عهد خود با ولایت پایبند بمانند که حتماً در مسیر پرهیز از تجّمل و اشرافیت قرار داشته‌اند. جناب «زبیر بن عوام» یکی از نمونه‌هایی است که حسب روایات در قیام فاطمی از معدود همراهان ولایت محسوب می‌شد، اما گذر ایّام و بهره مندی از رانت‌های مالی که در دوران خلفای سه گانه از آن بهره مند شد سبب می‌شود تا در حکومت ولایی علوی، توان همراهی را از دست داده و حتی علیه ولایت به شورش نظری و عملی دست بزند. بنابراین ساده زیستی بر خلاف ظاهر ساده‌ی آن، حاوی عمقی از معناست که دوری از ان می‌تواند همراهان نظام اسلامی را به دشمنان و بدخواهان آن ملحق نماید. این همان سِرّ لطیفی است که اشرافیت بر خلاف زهد و ساده زیستی می‌تواند فرد را از تحت ولایت الله خارج کند و حتی به مدافع ولایت طاغوت مبدّل کند.

بر این اساس عارف واصل بنیانگذار نظام اسلامی، امام خمینی(ره) می‌فرماید:«اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته‌ی آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلّق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده‌اند، اکثراً ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند». (صحیفه‌ی امام، جلد۱۸، ص۴۷۱).

در وضعیت اشرافیت، نفس با تولید تکبّر، مستضعفین و مردم فرودست را مزاحمانی برای لذت بردن از دنیا می‌بیند که نه تنها ارزش خدمت را ندارند بلکه مانع پیشرفت تلقی می‌شوند. در این شرایط متصدی امور مردم خود به مانع آرامش و آسایش مردم بدل شده و با تغییر رویکرد و کارکرد اصلی خود، نه تنها خدمتی به مردم نکرده که روز به روز موجبات زحمت آن‌ها را به نفع طبقه‌ی خود و اطرافیانش از اشراف دیگر مهیّا می‌سازد. در منطق اشرافیت، فقرا و مستضعفین انسان درجه دوم محسوب می‌شود که عدم تمکن مالی او نتیجه‌ی بی عرضگی یا بی مایگی خود اوست و کارگزار اشرافی اساساً خود را در مقابل ضعفا مسئول نمی‌داند. اشرافیت، نه تنها استضعاف انسان‌ها را نتیجه‌ی شرایطی که خود آن‌ها بر فرودستان تحمیل کرده نمی‌دانند بلکه معتقدند مستضعفین و کوخ نشینان، زحمت و بارِگرانی بر پشت الیگارشی انحصار طلب سرمایه داری هستند که باید هزینه‌ی تأمین اجتماعی آن‌ها را نیز صفر کرده و هر کسی مسئولیت زندگی خود را بپذیرد. از این رو طبیعی است که در منطق اشرافیت، خدمت به مردم به معنای تأمین حداقل معیشت فرودستان نه تنها یک ارزش محسوب نمی‌شود، بلکه فقرا بار اضافه بر ثروتمندان و انگل جامعه محسوب می‌شوند. در منطق سرمایه داری الیگارشی قدرت، صاحب منصب ها نه خادمان مردم که مالکان آن‌ها محسوب می‌شوند. از این رو به فرمایش امام راحل، کسانی اهل خدمت به مردم خواهند بود که ساده زیست باشند.

بدیهی است که اگر صاحب مناصب منتخب مردم، معتقد به اشرافیت باشند، پس از مدتی جامعه شاهد سرریز اشرافیت حاکمان در میان مردمان خواهد بود که مطابق نقشه‌ی لیبرال سرمایه داری نتیجه‌ای جز جامعه‌ی مادی گرای ضد معنویت، مصرف گرای ضد قناعت، متجمّل ضد سادگی، بی رحم و ضد انسانی نخواهد بود. جامعه‌ای که در آن رفتار اشرافی و تظاهر و تفاخر ارزش تلقی شده و ترجیح معنا بر ماده عیب شمرده خواهد شد: «با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌های انسانی- اسلامی را حفظ کرد». (همان)

حتی از ظاهر کلام امام در برخی فقرات بر می‌آید که راحت طلبی و اشرافیت عده‌ای نشان می‌دهد که آن‌ها از اعضای خیمه‌ی انقلاب اسلامی نیستند. ممکن است در جغرافیای جمهوری اسلامی زیست کنند، اما شاخصه‌ی مهم انقلابی بودن، رنج کشیدگی، مصیبت زدگی را ندارند و هزینه‌ای از خود در قبال انقلاب نداده است که اشراف حتی در این مسیر حاضر به گذشت از رفاه و آسایش حداکثری خود نیستند. امام خمینی (ره) به عنوان سرآمد و مؤسس انقلاب اسلامی به صراحت حضور و تصدی کاخ نشینان و راحت طلبان را در مسئولیت‌های کلیدی نظام اسلامی ممنوع می‌دانند. حتّی شاید بتوان از کلام ایشان استنباط یک «حرام اجتماعی» کرد و مجاز نبودن انتخاب چنین افرادی را یک حکم شرعی اجتماعی مهم دانست. ایشان می‌فرمایند: «آن‌هایی که در خانه‌های مجلل، راحت و بی درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان فرسای ستون محکم انقلاب و پا برهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‌اند، نباید به مسئولیت‌های کلیدی تکیه کنند که اگر به آنجا راه پیدا کنند، چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند». (همان، ج۲۰، ص۳۳۳)

ویژگی دیگری که حتی می‌توان آن را مترتب بر زهد و ساده زیستی دانست، شجاعت است. شجاعت به عنوان محصول علم و اراده‌ی فهم حق و بیان آن در جایی که باید بیان شود. شجاعت در ایستادگی مقابل باطل و آسایش و رفاه ظاهری آن، نترسیدن از باندهای قدرت و ثروت، توان ذهنی و روانی رویارویی با استکبار و نهراسیدن از تهدید و وعده و وعید نظام باطل همه از اجزای شجاعت مورد نیاز در انتخاب شوندگان و نمایندگان تراز انقلاب اسلامی است. امام خمینی در این رابطه می‌فرمایند: « کسانی را که انتخاب می‌کنید باید مسائل را تشخیص دهند، نه از افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.» (همان، جلد۱۸، ص۲۷۶) بنابراین مردم می‌توانند از نحوه‌ی تعامل برخی منتخبان خود در گذشته در مقابل زیاده خواهی، تفرعن، تکبّر و به تعبیر امام (ره) تشر مقامات آمریکایی و اروپایی، پی به وجود صفت لازم شجاعت در آن‌ها ببرند.

البته در این مسیر لازم است از وجود افرادی کاردان بهره مند شد که توانایی و علمیّت و تخصص لازم را برای فهم شرایط و تغییران به سود ملّت را داشته باشند. کسانی که یا راه‌هایی برای رشد و قوی شدن می‌یابند و یا می‌سازند: «این مجلسی است که باید سیاست «نه شرقی، نه غربی» را در جهان دو قطبی اجرا کند و احکام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اسلام را… به صحنه آورد و چنین مجلسی است که قدرت روحی مافوق عادی و قدرت تشخیص مسائل پیجیده ی جهان و قدرت تصمیم گیری‌های قاطع، بی گرایش به دو قطب الحادی و سرمایه داری را لازم دارد.» (همان، جلد۱۸، ص۴۶۳)

بنابراین افرادی که خود را شایسته‌ی امر نمایندگی و انتخاب ملّت نمی‌دانند باید شایستگی و درایت لازم برای تصدی امر را داشته باشند و برهه‌ی مسئولیت را یک تکلیف و امانت الهی تلقی نمایند نه فرصتی برای کسی وجاهت اجتماعی و مادی و کسب موقعیتی برای دسترسی به انواع رانت‌های اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی. به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) پست حکومتی نباید وسیله آب و نان باشد، بلکه امانتی است در گردن کارگزار. (نهج البلاغه، نامه ۵) بر این اساس حضرت امام (ره) نیز می‌فرمایند: «خداوند همه‌ی ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) رد کنیم». (همان، جلد۱۸، ص۴۷۱ و ۴۷۲)

در نهایت می‌توان آخرین ویژگی نماینده‌ی تراز انقلاب اسلامی را در بیان حضرت امام (ره)، به ویژگی‌های اخلاقی و آداب اسلامی اختصاص داد. رعایت آنچه از احکام فقهی و اصول اخلاقی در کتب اخلاقی بیان شده است از شروط لازم نماینده‌ی تراز است. نماینده‌ی بد عهد، گرفتار مفاسد اخلاقی یا غیر مبادی آداب نخواهد توانست امور محوله را به نحو مطلوب انجام داده یا الگویی مناسب برای مردم باشد. بدیهی است که در عصر حاضر و با گسترش تامّ فضای مجازی، نمایندگان مردم در اتاق شیشه‌ای زیست کرده و کوچکترین رفتار آن‌ها مورد قضاوت اخلاق موکلینشان قرار خواهد گرفت. امام خمینی (ره) در این رابطه می‌فرمایند: «وکیل‌هایی که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام… انتخاب کنید». (همان، ج۱۲، ص۱۶۹) از نظر امام(ره) «مجلس، مجلس اسلامی است و باید اخلاق همه در انتخابات هم، اخلاق اسلامی باشد».(همان، ج۱۲، ص۱۶۸)

 

نماینده تراز انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی (ره)مطابق آنچه آمد نماینده‌ی تراز جمهوری اسلامی باید حائز ویژگی‌های فردی، اخلاقی، سیاسی و روانی برجسته‌ای باشد گه در موقعیت خدمت به مردم بتواند زینت حکومت اسلامی تلقی شده و مردم را در برابر دیگر صاحبان نفوذ اجتماعی به الگویی ارزشمند برای تأسی تبدیل نماید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن