بازخوانی رویکرد اصولی انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب در مذاکره با آمریکا

تجربه شش ساله مذاکره با آمریکا در دولت تدبیر و امید در کنار سالهای اصلاحات، با در نظر گرفتن نتایج مخرب رویکرد غربگرایان در این تاکتیک سیاست خارجی، لازم می‌نماید که به مرور مجدد توصیه‌های رهبر انقلاب در این زمینه بپردازیم. رهبر معظم انقلاب راهبرد منافقانه‌ی آمریکایی‌ها در طرح چندباره مذاکره علیرغم خلف وعده را – به ویژه زمانی که برخی خام‌دلان، شعارهای «تغییر» اوباما را باور کرده بودند- با تعبیر حکیمانه «دست چدنی زیر دستکش مخملی» برملا کردند.


مجید امینی / گروه سیاسی اندیشکده برهان

رابطه‌ی ایران و آمریکا از نگاه مقام معظم رهبری

قطع رابطه‌ی سیاسی ایالات متحده‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، ۵ ماه پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی در ۲۰ فروردین ۵۹ آغازگر عصر جدیدی در تاریخ ایران و پایان بخش رابطه‌ی استعماری آمریکا باکشور ما بود. حضرت امام(ره) در پیامی غرورآفرین به ملت ایران، این قطع رابطه را به فال نیک گرفتند و آن را منشأ برکات فراوان برای ملت ایران دانستند.[۱]پس از قطع رابطه، خصومت آمریکایی‌ها با ملت ایران ابعاد گسترده‌تری یافت و هر روز بر دامنه‌ی فشارها و دشمنی‌ها افزوده شد.

حفظ و دسترسی به نفت خلیج فارس و جریان آزاد نفت، متوقف ساختن روند مبارزه با اسراییل و تأمین امنیت این رژیم، مقابله با موج اسلام‌گرایی در خاورمیانه و حوزه‌های منافع آمریکا و ثبات کشورهای عربی دوستدار آمریکا، منافعی بود که آمریکا تنها در صورت وجود ایرانی امریکوفیل و تحت سلطه‌ی غرب می‌توانست بدان‌ها دست یابد. به همین جهت، از همان زمان، استراتژی براندازی و سیاست فرو نشاندن نظام سرکش(Reckless State)  جمهوری اسلامی، راهبرد دایمی آمریکا در قبال ایران قرار گرفت. اما ایالات متحده از آن زمان تاکنون، به کرات تلاش کرده است تا افزون بر مبارزه‌ی علنی و همه جانبه برضد جمهوری اسلامی با «طرح مکرر بحث برقراری رابطه‌ی ایران و آمریکا» و نیز دیپلماسی پنهان در برقراری رابطه، فضای سیاسی کشور را در جهت اهداف خویش، متأثر و ملتهب سازد. با تحریک‌های آمریکا، بیانیه‌ی الجزایر ثمره‌ی اولین مذاکره‌های ایران با شیطان بزرگ بود که آمریکایی‌ها پس از آزادی گروگان‌ها، با پشت کردن به تعهدهای خود در این بیانیه، نه تنها هیچ یک از مطالبات ایران را محقق نکردند، دارایی‌های شاه معدوم و بستگانش را به ایران نپرداختند و تحریم‌ها را لغو ننمودند، بلکه با در پیش گرفتن استراتژی مهار، حمایت از صدام در روزهای تاب سوز جنگ تحمیلی و اقدام‌های تحریمی داخلی و تحریم‌های بین المللی بر دامنه‌ی خصومت خود با انقلاب اسلامی مردم ایران روز به روز افزودند. پس از آن، ماجرای جنجال برانگیز «مک فارلین»، نشان از شدت استیصال آمریکایی‌ها در نیاز به برقراری رابطه‌ی استعماری خویش با ایران، داشت.

روی کار آمدن تجدید نظرطلبان در دوم خرداد، جرقه‌های امید آمریکا را بار دیگر شعله ور کرد. مواضع مداراجویانه و طرح گفت‌وگوی تمدن‌های خاتمی، وابستگی فکری برخی از گروه‌های دوم خردادی به آمریکا، قرار گرفتن مهاجرانی «طراح مذاکره‌ی مستقیم» در کابینه‌ی اصلاحات، اعتراف‌های برخی مقام‌های آمریکایی و ابراز تأسف «مادلین آلبرایت» از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد! (و نه هزاران اقدام براندازانه‌ی آمریکا در طول سال‌های پس از انقلاب) بحث رابطه با آمریکا را به یکی از داغ‌ترین مباحث در دولت اصلاحات تبدیل کرد. پس از عصر اصلاحات هم، باز شدن باب مذاکره بر سر عراق و نیز روی کار آمدن اوباما و درخواست مستقیم رابطه با ایران، بار دیگر بحث رابطه را در صدر برخی تحلیل‌های سیاسی نشانید.

در تمامی این سال‌ها، نقش خائنانه‌ی تجدیدنظرطلب‌ها و دستپاچگی و خودباختگی سینه چاکان سازش به ویژه پس از ۱۱ سپتامبر و حمله‌ی آمریکا به عراق و افغانستان که اوج آن در نامه‌ی ننگین برخی نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب مشاهده شد، در ترغیب آمریکایی‌ها به فشار بر ایران برای برقراری رابطه، مشهود بوده است. پس از فتنه‌ی ۸۸ نیز جریان انحرافی منتسب به دولت با تکاپوی سازشکارانه‌ی خود و فعالیت‌های پشت پرده‌ای چون ارتباط گیری فعال با لابی‌ها، افزون بر ارسال پالس سیاسی برای طرف خارجی، تلاش کرده است هم‌چون اسلاف خود در دولت اصلاحات، در گروکشی از سیاست خارجی برای مصارف جناحی و اثرگذاری بر معادله‌های سیاسی داخلی بهره ببرد. این موضوع حتی طمع بسیاری از حامیان فتنه‌ی سبز را نیز در سبقت گیری برای پرچم‌داری علم «رابطه» برانگیخته و آن‌ها را به میدان چرخش‌های گفتمانی کشانیده است. از جمله، به تازگی «هاشمی رفسنجانی» با ابراز تمایل به برقراری رابطه، از نحوه‌ی مواجهه با آمریکا در دوران به اصطلاح سازندگی اظهار پشیمانی می‌کند و موضع ضدآمریکایی دولتش در دهه‌ی ۷۰ را به رهبر انقلاب نسبت می‌دهد. همان هاشمی که مواضع او در آن سال‌ها از جمله صریح‌‎ترین مواضع مسؤولین در قبال آمریکا بود. [۲]

به طور کلی می‌توان چکیده‌ی نگاه مقام معظم رهبری به رابطه‌ی ایران و آمریکا را در سرفصل‌هایی چون تبیین «رویکرد کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا»، «اهداف اصلی و فرعی شیطان بزرگ در سیاست نزدیکی با ایران»، «مضرات رابطه» و نیز «پیش شرط‌های ملت ایران برای برقراری رابطه» بررسی کرد.

 

۱.      تبیین رویکرد کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا

ابتنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، حاصل حاکم بودن ارزش‌های اسلامی، پای‌بندی به سیره‌ی حضرت امام(ره) و رویکرد واقع گرایانه‌ی مقام معظم رهبری در تعیین سیاست‌های کلی نظام اسلامی است. سه اصلی که الزاماً اصول اسلامی و در درجه‌ی بعد منافع ملی را منطقه‌ی ممنوعه، خط قرمز و راهنمای تصمیم‌گیری‌های کلان کشور قرار داده است.

رهبر انقلاب در تأکید بر محوریت این سه اصل عنوان فرموده‌اند:

«بارها گفتم عزت را، حکمت را و مصلحت را رعایت کنند بروند با همه‌ی دولت‌ها ارتباطات داشته باشند سیستم‌های مختلف، عقاید مختلف و روش‌های گوناگون مانعی ندارد، لیکن منطقه‌ی ممنوعه‌ای وجود دارد که از آن منطقه‌ی ممنوعه نباید تجاوز کنند.» [۳]

مطابق با این استراتژی کلان نظام، قطع رابطه با آمریکا سیاست دایمی نظام نیست، بلکه موضوع برقراری رابطه تا جایی که مخدوش کننده‌ی اصول سه گانه‌ی سیاست خارجی باشد، به زیان ملت ایران و به دنبال آن سیاست اساسی جمهوری اسلامی نیز تداوم قطع این ارتباط است. از این جهت، قطع رابطه با شیطان بزرگ، نتیجه‌ی طبیعی رفتار این کشور برضد ملت ماست و بدیهی است اگر تغییر رویکرد و رفتار ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی، «لاضرر» بودن ارتباط و تأمین اصول سه گانه را تضمین نماید، دلیلی بر قطع آن وجود نخواهد داشت. رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور هزاران نفر از دانش‌جویان دانشگاه‌های یزد،با اشاره به همین رویکرد کلی فرموده‌اند:

«قطع رابطه با آمریکا از سیاست‌های اساسی ماست، البته ما هیچ گاه نگفته‌ایم این رابطه تا ابد قطع خواهد بود؛ بلکه شرایط دولت آمریکا به گونه‌ای است که ایجاد این رابطه اکنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمی‌کنیم … هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم. مسأله این است که شرایط این دولت، به گونه‏اى است که رابطه با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد می‌کند. آن جایى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمی‌رویم، حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى‏ دنبال رابطه نمی‌رویم.»[۴]

ایشان بارها تأکید کرده‌اند که قطع رابطه و نفی مذاکره، منع ذاتی و ماهوی ندارد، بلکه آن را منوط به تضمین شرایطی دانسته‌اند. رهبر انقلاب در جایگاه تعیین کننده‌ی سیاست‌های اصلی نظام، در صورت تأمین اصول یاد شده خود را حتی پیشاهنگ برقراری رابطه می‌دانند:

«آن روزى که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.» [۵]

اما واقعیت آن است که خصومت طلبی و خوی استکباری ایالات متحده از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، نتوانسته است اعتماد نظام اسلامی به امکان تأمین اصول کلی سیاست خارجی را به دست آورد و همواره موضوع برقراری رابطه را مخدوش کننده‌ی مصالح و منافع ملی جلوه‌گر ساخته است. مقام معظم رهبری در این مورد فرموده‌اند:

رهبر انقلاب در جایگاه تعیین کننده‌ی سیاست‌های اصلی نظام، در صورت تأمین اصول یاد شده خود را حتی پیشاهنگ برقراری رابطه می‌دانند: «آن روزى که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»

«ما با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب، با مطالعه‌ی همه‌ی تجربه‏های کشورِ خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب‏نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می‏رسیم که نه فقط رابطه با آمریکا، بلکه مذاکره با دولت آمریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است.» [۶]

روشن است که در چنین شرایطی هرگونه نرمش از سوی ایران در قبال سیاست‌های مستکبرانه‌ی آمریکا، فقط بر باج خواهی آنان می‌افزاید و حاصلی جز بر باد رفتن عزت و اقتدار ملی و حیثیت اسلامی ما نخواهد داشت.

 

۲.      تبیین اهداف آمریکا در سیاست نزدیکی با ایران

سیاست منافقانه و ریاکارانه‌ی آمریکا در موضوع برقراری رابطه، مقام معظم رهبری را بر آن داشته تا ایشان در وهله‌ی اول تلاش کنند اهداف و اغراض اصلی آمریکایی‌ها از طرح مسأله‌ی رابطه و اصرار و پافشاری فریبکارانه بر آن در کنار خصمانه‌ترین اقدام‌ها برضد جمهوری اسلامی را روشنگرانه تبیین نمایند. نمایاندن شکست قطب اسلام در برابر استکبار و ایجاد یأس در بین ملت‌های مستقل جهان و تابوشکنی از آرمان استکبارستیزی و استقلال طلبی انقلاب اسلامی، قبح زدایی و تطهیر چهره‌ی شیطانی آمریکا، تثبیت ابرقدرتی آمریکا و نظام تک قطبی، نمایاندن چهره‌ای صلح طلب از ایالات متحده در افکار عمومی جهان، امتیازگیری از نظام جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف‌های داخلی در میان مسؤولان کشور و تأمین منافع داخلی، مهم‌ترین اغراض شیطان بزرگ از طرح موضوع برقراری رابطه با ایران و پرداخت رسانه‌ای آن است که رهبر معظم انقلاب در موقعیت‌های گوناگون به تبیین و تشریح آن‌ها پرداخته‌اند.

 

۲-الف) نمایش شکست قطب اسلام در برابر استکبار و ایجاد یأس در بین ملت‌های مستقل جهان

مواضع ضداستکباری و نقش الهام بخش انقلاب اسلامی، روز به روز به گسترش بیداری اسلامی در منطقه منجر شده است. امری که در چند ماه اخیر، با موج جدید بیداری اسلامی در شمال آفریقا و خاورمیانه، بر شدت اضطراب آمریکا بیش از پیش افزوده است. جبهه‌ی استکبار به رهبری آمریکا برای بازیافت توان و ترمیم شکست‌های خود راهی مفیدتر از شکست آرمان‌های بنیادین انقلاب اسلامی و برقراری رابطه و بهره برداری تبلیغاتی از آن نیافته است. کشاندن ایران به عنوان قطب اقتدار عالم اسلام و کانون مبارزه‌های ضد آمریکایی و آخرین سنگر مقاومت به برقراری رابطه، می‌تواند گامی مهم و مبارک برای رؤیاهای امپراتوری شیطان در تضعیف موقعیت الهام بخش جمهوری اسلامی باشد. رهبر معظم انقلاب در تبیین این هدف شوم آمریکایی‌ها بارها تذکر داده‌اند:

«این‌ها می‌خواهند با شایعه‌ی مذاکره‌ی جمهوری اسلامی.. این طور وانمود بکنند که در این مصاف، بالاخره قطب اسلامی شکست خورد و مجبور به عقب نشینی شد و قطب استکبار در این مصاف پیروز گردید… می‏خواهند بگویند که اسلام انقلابی از حرف‌هایش گذشت و برگشت.» [۷]

به برکت انقلاب اسلامی و نستوهی ملت مبارز ایران، سایر ملل مستضعف نیز دریافته‌اند که بندگی در برابر آمریکا، سرنوشت محتوم ملت‌ها نیست. رهبر معظم انقلاب با اشاره به این حقیقت می‌فرمایند:

«[رابطه] یعنی ایجاد یک یأس عمومی در تمام ملت‌ها اعم از مسلمان و غیرمسلمان که در آسیا، آفریقا و کشورهای گوناگون و حتی خود اروپا و آمریکا به جمهوری اسلامی امید پیدا کرده‌اند… آن‌ها می‌خواهند به مردم دنیا بگویند که دیدید جمهوری اسلامی هم توبه کرد.» [۸]

 

۲-ب) قبح زدایی و تطهیر چهره‌ی شیطانی آمریکا

آمریکا با ارتکاب قریب به نیم قرن جنایت، مداخله در امور داخلی ایران، تحقیر شکننده و خصومت آشکار و بی پرده با نظام مردمی جمهوری اسلامی، هرگز از حافظه‌ی تاریخی تلخ ملت ایران و البته بسیاری از ملت‌های جهان محو نخواهد شد. شیطان بزرگ، پیوسته یکی از منفورترین دولت‌ها در نزد ملت ایران و رابطه با آمریکا یکی از زشت‌ترین اقدام‌های سیاسی در فضای عمومی کشور تلقی می‌شود. از این رو بود که حضرت امام(ره) در واکنش به قطع رابطه‌ی سیاسی از سوی آمریکا با ابراز خرسندی از این واقعه فرمودند: «اگر کارتر یک کار خوب در حق این ملت کرده باشد، همین قطع رابطه با ایران است.»

از دوم خرداد، آمریکایی‌ها پروژه‌ی شکستن این فضای سنگین و از بین بردن قبح رابطه را کلید زدند و دقیقاً با شبیه سازی از قضیه‌ی صلح اعراب با اسراییل به «طرح وسیع» آن پرداختند و با کمک دوستان داخلی خود آن را مرتب و پی در پی تکرار کردند. رهبر معظم انقلاب از همان روزهای نخست، ضمن اشاره به این واقعیت دردناک، پیوسته هشدارهای لازم را به ملت ایران، گروه‌ها و جریان‌های داخلی داده‌اند: «می‌خواهند با تکرار این قضیه‌ی مذاکره و رابطه با آمریکا، قضیه‌ای را که در چشم ملت ایران به دلایلی منطقی یکی از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند.» [۹]

 

۲-ج) تثبیت ابرقدرتی آمریکا و نظام تک قطبی

ایستادگی ایران در مقابل کشوری که داعیه‌ی ابرقدرتی و رهبری جهان را دارد، از یک سو و شکست سیاست‌های مهار این کشور بر ضد ایران، از سویی دیگر تاکنون به شدت حیثیت آمریکا را خدشه‌دار کرده است. پس از فروپاشی اردوگاه کمونیسم، مهم‌ترین مزاحم دهکده‌ی جهانی مورد نظر آمریکا، نظام جمهوری اسلامی بوده است که هیچ اقدامی – سخت و نرم- از سوی او نتوانسته این سد مستحکم مقاومت را بشکند. از نگاه آمریکایی‌ها دمیدن در طبل «رابطه» آخرین چاره‌ای است که می‌تواند پشت این دولت یاغی را بر زمین بکوبد. رهبر انقلاب با اشاره به همین نیت شوم آمریکا، پی در پی مسؤولان و مردم را متوجه ساخته‌اند:

«اصل مذاکره با ایران برای آمریکا به عنوان ابرقدرت بسیار مهم است. ممکن است بعضی تعجب کنند و بگویند مگر ایران چیست که رأی آمریکای ابرقدرت مهم است که با ایران پشت میز مذاکره بنشیند؟ بله، بسیار مهم است. اتفاقاً چون ابرقدرت است برایش بسیار مهم است. حالا یک ابرقدرتی با این همه ادعا و مدعای جهانی و سیاسی یک جا هست که برای او ارزش و احترامی قائل نمی‌شوند، آن کجاست؟ جمهوری اسلامی.» [۱۰]

 

۲-د) رفتار ریاکارانه‌ی آمریکا و نمایاندن چهره‌ای صلح طلب از خود در افکار عمومی جهان

آمریکایی‌ها با طرح مکرر رابطه و انعکاس وسیع آن در رسانه‌های خبری جهان، می‌کوشند چنین وانمود کنند که دولت آمریکا دولتی صلح طلب و خواهان گسترش مناسبات دوستانه با ملت‌های دنیا و از جمله جمهوری اسلامی است و این دولت ایران است که با رد طرح دوستی و دامن زدن به اختلاف‌های بین دو کشور، آرامش و صلح را در منطقه به مخاطره می‌اندازد. رهبر معظم انقلاب این راهبرد منافقانه‌ی آمریکایی‌ها را – به ویژه زمانی که برخی خام دلان، شعارهای «تغییر» اوباما در تبلیغات انتخاباتی وی را به مثابه میل واقعی آمریکا به تغییر پنداشته بودند- با تعبیر حکیمانه «دست چدنی زیر دستکش مخملی» به خوبی برملا کردند:

ایستادگی ایران در مقابل کشوری که داعیه‌ی ابرقدرتی و رهبری جهان را دارد، از یک سو و شکست سیاست‌های مهار این کشور بر ضد ایران، از سویی دیگر تاکنون به شدت حیثیت آمریکا را خدشه‌دار کرده است. پس از فروپاشی اردوگاه کمونیسم، مهم‌ترین مزاحم دهکده‌ی جهانی مورد نظر آمریکا، نظام جمهوری اسلامی بوده است که هیچ اقدامی – سخت و نرم- از سوی او نتوانسته این سد مستحکم مقاومت را بشکند.

«رییس جمهور جدید آمریکا، حرف‌هاى قشنگى زد؛ به ما هم مکرراً پیغام داد؛ شفاهى، کتبى که بیایید صفحه را عوض کنیم، بیایید وضع تازه‌اى درست کنیم، بیایید در حل مشکلات عالم با هم‌دیگر همکارى کنیم؛ تا این حد! ما هم گفتیم پیش‌داورى نکنیم؛ ما به عمل نگاه می‌کنیم. گفتند، می‌خواهیم تغییر ایجاد کنیم. گفتیم خوب، ببینیم تغییر را. از روز اول فروردین که من در مشهد سخنرانى کردم – گفتم اگر دستکش مخملى روى پنجه‌ى چدنى کشیده باشید و دستتان را دراز کنید، ما دستمان را دراز نمی‌کنیم؛ این هشدار را من آن جا دادم – الان هشت ماه می‌گذرد. در طول این هشت ماه، آن چه ما دیدیم، برخلاف آن چیزى بود که این‌ها به زبان، به‌ظاهر ابراز می‌کنند. صورت قضیه این است که بیایید مذاکره کنیم؛ اما در کنار مذاکره، تهدید؛ که اگر مذاکره به این نتیجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنین و چنان! این شد مذاکره؟! این همان رابطه‌ى گرگ و میش است که امام گفت: رابطه‌ى گرگ و میش را ما نمی‌خواهیم.» [۱۱]

 

۲-ه) اختلاف افکنی بین نیروهای درون حاکمیت

آمریکا طرح تشدید اختلاف‌های داخلی و تبدیل آن به تخاصم‌های فرسایشی و شکننده را با شناسایی محورهای وحدت بخش و هدف قرار دادن آن‌ها با تمام توان تاکنون دنبال کرده است. بی‌تردید مسأله‌ی «مبارزه با آمریکا» یکی از مهم‌ترین محورهای وحدت در بین نیروهای انقلاب با تمامی گرایش‌ها و سلیقه‌ها بوده است؛ چرا که استکبارستیزی و شعار «مرگ بر آمریکا» برضد نماد آن «شیطان بزرگ» ایده‌ی متعالی انقلاب اسلامی و پای‌بندان به گفتمان انقلاب اسلامی به شمار می‌رود. رهبر انقلاب در نخستین گام‌های این توطئه، در یکی از خطبه‌های تاریخی خود در نماز جمعه‌ی سال ۱۳۷۶، با درک این هدف شوم، در ضمن هشداری به نیروهای انقلابی فرمودند:

«آن‌ها می‌خواهند آن چیزی را که تا به امروز وسیله‌ی وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله‌ی اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. مقابله با آمریکا یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است.»[۱۲]

به طور طبیعی موضوع برقراری رابطه – به نحوی که مطلوب آمریکا باشد – دست آویز مناسبی برای اختلاف افکنی در این ایده‌ی کلیدی گفتمان انقلاب اسلامی است که البته نفوذ تجدیدنظرطلبان در ساختار قدرت به ویژه در عصر اصلاحات، ایالات متحده را در تحقق این هدف شیطانی مدد می‌رساند. به تعبیر مقام معظم رهبری، درخواست فریبکارانه‌ی ایالات متحده بر برقراری رابطه هر چند برای ایجاد رخنه در دیوار قطور خصومت و دشمنی بسیار ناچیز بوده است، اما همان گونه که می‌خواستند، توانست شکاف‌هایی را در بین صفوف نیروهای درون حاکمیت ایجاد کند.

اگرچه رهبر انقلاب برای جلوگیری از عمق یافتن رخنه‌ی این عناصر در ساختار حاکمیت نظام، بارها به ذم سازش کاران و تقبیح نیات درونی آن‌ها می‌پردازند: «آن کسانی که فکر می‏کنند ما باید با رأس استکبار – یعنی آمریکا – مذاکره کنیم، یا دچار ساده‏لوحی هستند یا مرعوب‌اند. من بارها این نکته را عرض کرده‏ام که استکبار، بیش از این‏ که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می‏خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است.» [۱۳]«این که بعضی بردارند طبق میل دل کارشناسان سیاسی آمریکا، دم از نزدیکی و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادی سازی کنند، این بزرگ‌ترین توهین و خیانت به این مردم است.»[۱۴]و آشکارا می‌فرمایند: «کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‏زنند یا از الفبای سیاست چیزی نمی‏دانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند؛ یکی از این دو تاست.» [۱۵]

 

۲-و) تلاش آمریکا برای حل مشکلات داخلی خود از راه برقراری رابطه با ایران

بسیاری از تحلیل‌گران و سیاستمداران آمریکایی معترف‌اند که سال‌های متمادی تحریم، فشار و تهدیدهای بین‌المللی، هیچ تغییری در سیاست‌های راهبردی ایران ایجاد نکرده و به علاوه سایر ابعاد و جنبه‌های سیاست ایالات متحده، نفوذ ایران را در افکار عمومی دنیا افزایش داده و روابطش را با گروه‌های مقاومت و کشورهای مستقل جهان تقویت کرده است. از این رو، آن‌ها بر این باورند که خصومت بیش‌تر واشنگتن با ایران، او را بیش‌تر از گذشته متضرر خواهد کرد و این کشور می‌تواند از همکاری با ایران هم در میدان درگیری منطقه‌ای در خاورمیانه و هم در عرصه‌ی جهانی به ویژه در آمریکای لاتین بهره‌مند گردد. از این رو، «برقراری رابطه» یکی از توصیه‌های همیشگی مراکز و اتاق‌های فکر به دولت‌های ایالات متحده اعم از دموکرات و جمهوری خواه بوده است. اما ناتوانی دولت‌ها در تحقق این مطالبه در طول سال‌های اشاره شده، اقتدار و کارآمدی این دولت‌ها را نه تنها در فضای نخبگانی که در میان افکار عمومی با علامت سؤال‌های جدی مواجه کرده است.

در افکار عمومی داخلی آمریکا، احساس عجز و سرخوردگی دولت در مقابل ایران، میراث نامبارک تمامی دولت‌های این کشور است که در ازای آن به بحران گروگان‌گیری در دولت کارتر و ناکامی وی در حل این بحران باز می‌گردد. آبرو ریزی «ریگان» در ماجرای «ایران گیت» و عدم موفقیت صدام در جنگ تحمیلی برضد جمهوری اسلامی، تحریم‌های پر هیاهو ولی بی‌فایده‌ی آمریکا برضد ایران که در دولت «کلینتون» با قانون «داماتو» به عرصه‌ی بین المللی کشیده شد، تلاش‌های بی نتیجه‌ی دولت بوش و ناتمام ماندن دو دوره مذاکره‌های سه جانبه در رابطه با عراق و در نهایت درخواست‌های التماس گونه‌ی اوباما برای برقراری رابطه با جمهوری اسلامی، به تدریج دیدگاه منفی جامعه‌ی آمریکا و اعتقاد به ضعف روزافزون سیاست‌های این کشور برضد ایران را متراکم کرده است. به همین جهت، دولت‌های پی در پی برای غلبه بر این ضعف آشکار خود، تلاش کرده‌اند در برقراری رابطه با ایران از یک‌دیگر سبقت بگیرند. منافع اقتصادی فراوان به ویژه در بخش انرژی و نفت، استفاده از بازار پرمصرف ایران و به خصوص جلوگیری از نزدیکی، نفوذ و قدرت روزافزون رقبای اقتصادی و سیاسی آمریکا به ویژه اتحادیه‌ی اروپا، چین و روسیه در ایران، محرک‌های دیگری است که این دولت تلاش می‌کند از قبل برقراری رابطه‌ی مستقیم با ایران به آن‌ها دست یابد.

 

۳.      تبیین مضرات رابطه با آمریکا

جریان تجدید نظرطلب و علاقه‌مندان رابطه با آمریکا، جهت استدلال برای غرب شیفتگی خود، همواره بر ادعاهایی هم‌چون راه حل مشکلات داخلی (به‌خصوص اقتصادی)، کاهش تهدید‌های آمریکا از راه برقراری رابطه و تغییر کردن سیاست‌های خصمانه‌ی آمریکا تمرکز کرده‌اند و با اتهام جزم اندیشی نسبت به مسأله‌ی قطع رابطه، تأمین موارد یاد شده را تنها در سایه‌ی ایجاد یک رابطه‌ی دوستانه با آمریکا میسر دانسته‌اند. رهبر معظم انقلاب، در نقد و رفع شبهات و مدعیات یاد شده، بر محوریت اصل «عزت، حکمت و مصلحت» تأکید داشته و استدلال‌های پوچ و بی پایه‌ی علاقه‌مندان به رابطه را جز به جز پاسخ گفته‌اند. به عنوان نمونه رهبری در نقد نگاه ساده لوحانه به حل مشکلات اقتصادی از راه رابطه با آمریکا، به شکست این کشور و پیشرفت‌های ایران در سایه‌ی تحریم‌ها اشاره کرده و به عملکردهای تنبیهی ایالات متحده برضد کشورهایی چون چین، روسیه و ترکیه – که روابط با آمریکا دارند – و نیز کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس و عراق و افغانستان پس از جنگ، برای اثبات بطلان گزاره‌ی حل مشکلات از راه رابطه، تمثیل آورده‌اند:

«کسانى هم دارند این حرف‏ها را تبلیغ مى‏کنند که مگر مى‏شود انسان با آمریکا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشیم، نمى‏شود زندگى بکنیم. اگر رابطه‏مان را برقرار بکنیم، اگر اقلاً با آمریکا مذاکره بکنیم، همه‏ مشکلات ما برطرف مى‏شود. از این حرف‌ها هم رایج مى‏کنند، حرفهایى که پوچ و بى مغز و به کلى عارى از حقیقت است. بسیارى از کشورهایى که آمریکایی‏ها بدترین خیانت‏ها را به آن‌ها کرده‏اند، کسانى بوده‏اند که با خود آمریکا هم ارتباطات دوستانه داشتند.» [۱۶]

ایشان، راه نجات و پیشرفت کشورهای مسلمان را نه «وابستگی»، التماس و تسلیم به قدرت‌های بزرگ، بلکه راهبرد «مقاومت» و چنگ زدن به اسلام و اتحاد از راه ارزش‌های اسلامی اعلام نموده‌اند. [۱۷]ضمن آن که بسیاری از مشکلات داخلی ناشی از ضعف مدیریت و ناکار آمد بودن دستگاه‌های مختلف اجرایی، سیاسی، قضایی و قانون گذاری است و جالب آن که افراطی‌ترین علاقه‌مندان به راه حل «رابطه» نیز اغلب مسؤولینی بوده و هستند که کم‌ترین بیلان کاری و نامطلوب‌ترین کارنامه در خدمت رسانی به مردم را داشته‌اند.

رهبر معظم انقلاب هم‌چنین در پاسخ به کسانی که مدعی‌اند رابطه باعث کاهش تهدیدها می‌شود، به خاستگاه دشمنی آمریکا با هویت اسلامی ملت ایران پرداخته‌اند: «این طور نیست که عده‏ای بگویند ما برویم با آمریکا مذاکره کنیم تا این دشمنی‌ها برطرف شود؛ نه. دشمنی آمریکا با مذاکره برطرف نمی‏شود. آمریکا دنبال منافع خودش در ایران است.» [۱۸]و به سرنوشت کشورهایی اشاره می‌کنند که با وجود روابط دیپلماتیک مورد هجوم و تهدید نظامی آمریکا قرار گرفته‌اند. ایشان تهدیدهای آمریکا بر ضد ایران را نه برای نداشتن رابطه، بلکه ناشی از خوی استکباری و روحیه‌ی امپریالیستی و استیلاجویی این کشور و مبارزه‌ی این کشور با اصل نظام می‌دانند[۱۹] و در تبیین پیامدهای منفیایجاد رابطه با آمریکا به سرنوشت دیگران و نقشه‌های غرب تصریح می‌کنند: «اولاً این رابطه خطر آمریکا را کاهش نمی‌دهد؛ چرا که آمریکا در حالی به عراق حمله کرد که با آن کشور رابطه‌ی سیاسی داشت،ثانیاً ایجاد رابطه، امکان نفوذ آمریکایی‌ها و زمینه‌ی رفت و آمد مأموران اطلاعاتی وجاسوسی آن‌ها در ایران را فراهم می‌کند به همین علت برخلاف ادعای برخی افراد پرگو،رابطه با آمریکا در حال حاضر برای ملت ایران نفعی ندارد و مطمئناً آن روزی که رابطهبا آمریکا برای ملت مفید باشد بنده اولین کسی خواهم بود که آن را تأیید می‌کنم.» [۲۰]

رهبر معظم انقلاب هم‌چنین در پاسخ به کسانی که مدعی‌اند رابطه باعث کاهش تهدیدها می‌شود، به خاستگاه دشمنی آمریکا با هویت اسلامی ملت ایران پرداخته‌اند: «این طور نیست که عده‏ای بگویند ما برویم با آمریکا مذاکره کنیم تا این دشمنی‌ها برطرف شود؛ نه. دشمنی آمریکا با مذاکره برطرف نمی‏شود. آمریکا دنبال منافع خودش در ایران است.» 

در واقع، علت اصلی مخالفت رهبری با این موضوع به زیان‌های این رابطه‌ی گرگ و میش باز می‌گردد. باز شدن راه برای دخالت‌های بیش‌تر و مستقیم و رسمی‌تر آمریکا در مسایل داخلی، عدم تغییر در رفتار و روحیه‌ی استکباری و دشمنی ذاتی این کشور با جمهوری اسلامی و عزم آن‌ها برای تغییر رژیم به هر نحوی، شکستن اسطوره‌ی استکبارستیزی انقلاب اسلامی در اذعان منطقه و جهان اسلام و سایر ملت‌های مستضعف، تضعیف اعتماد به نفس ملی و وحدت سیاسی کشور، تضعیف استقلال سیاسی و اقتصادی کشور که در طول انقلاب اسلامی حاصل شده و تفاوت نداشتن رابطه‌ی سازش گرایانه و ذلیلانه چه در حکومت پهلوی و چه در جمهوری اسلامی در افکار عمومی و..  برخی آسیب‌ها و ضررهای برقراری رابطه با آمریکاست که بخشی از پاسخ‌های معظم له به ادعاهای علاقه‌مندان به رابطه را شامل می‌شود:

 

۳-الف) باز شدن باب فشار بیش‌تر و ابزاری برای تحمیل خواسته‌های خود بر طرف مقابل:

اوباما در تبلیغات انتخاباتی خود در اظهارنظری رسمی، آشکارا هدف از پیشنهاد برقراری رابطه را ایجاد اجماع و فشار جهانی بر جمهوری اسلامی اعلام می‌کند: «هدف من در زمینه‌ی دنبال کردن یک دیپلماسی سرسختانه، جدی و مستقیم، ناشی از این نیست که من در مورد ماهیت ایران ساده انگار هستم، نه چنین نیست؛ به این دلیل است که اگر تمایل خود را به گفت وگو نشان دهیم و برای رسیدگی به این مسایل عاجل، هویج و چماق را پیشنهاد کنیم، در موقعیتی قوی‌تر برای بسیج جامعه‌ی بین المللی جهت افزایش فشار بر ایران قرار می‌گیریم.»[۲۱]این اظهارنظر به سادگی از راهبرد اصلی ایالات متحده در درخواست برقراری رابطه با ایران رمزگشایی می‌کند. آمریکا و به ویژه دولت اوباما برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی در خلال پرونده‌ی هسته‌ای، راهبردی سه ستونی را دنبال کرده است: «اعمال تنبیه‌های فراگیر، ارایه‌ی مشوق‌های محدود و پیشنهاد گفت‌وگوی مستقیم و بدون پیش شرط به ایران.» بر این اساس، روشن است نگاه آمریکا به برقراری رابطه و مذاکره با ایران نه رویکردی استراتژیک که کاملاً تاکتیکی و بلکه شرورانه و با هدف افزایش فشارها است. ایالات متحده گفت‌وگو با ایران را نه مقدمه‌ی دست‌یابی به راه حل – اگر اساساً چنین چیزی ممکن باشد- بلکه مقدمه‌ای برای تشدید فشارها برضد ایران می‌داند. چرا که رهبران آمریکا یقین دارند تا زمانی که به شرایط جمهوری اسلامی برای برقراری رابطه تن ندهند، برقراری رابطه محال خواهد بود؛ از این رو، تلاش می‌کنند با دست آویز قرار دادن و طرح مکرر موضوع رابطه، فشارهای روانی و مادی برضد جمهوری اسلامی را شدت بخشند.

رهبر معظم انقلاب در اشاره به این فریب غرب همواره نهیب زده‌اند که کوچک‌ترین نرمش و کوتاهی در برابر مستکبران، راه را برای اعمال فشارهای بیش‌تر برضد انقلاب اسلامی هموارتر خواهد کرد: «آمریکایی‌ها در اظهارات رسمی می‏گویند و اظهار می‏کنند که ما آماده‌ی مذاکره با ایرانیم. مذاکره برای چه؟ معلوم است؛ مذاکره برای این‏که راهی و مجرایی برای فشار آوردن روی دولت ایران پیدا شود. مذاکره را برای این می‏خواهند.»  [۲۲]«این بحث هم که می‏گویند ما مایلیم با دولت ایران مذاکره کنیم، نوعی کار مقدماتی است، برای این که بتوانند دشمنی‌های بیش‌تری بکنند. این‌ها فریب است.» [۲۳]به همین جهت از نگاه مقام معظم رهبری، رابطه و مذاکره، تنها ابزار برای تحمیل خواسته‌های آن‌ها برضد ملت ایران است. ایشان در دیدار اخیر خود با مسؤولان نظام نیز با انتقاد از برخی کوتاه آمدن‌های مسؤولین دولت‌های پیشین تصریح کردند: «هرگاه نظام اسلامی در مقابل آمریکا و اروپا کوتاه آمده است، آن‌ها گستاخ‌تر شده‌اند.»[۲۴]هم‌چنین رهبر انقلابدر آخرین دیدار با نمایندگان مجلس ششم در پاسخ به استدلال علاقه‌مندان رابطه با آمریکا – که برخی از همین نمایندگان از جمله‌ی آن‌ها بودند – به پایان ناپذیری حد و مرز فشار آمریکا بر جمهوری اسلامی اشاره کرده و نقطه‌ی پایان فشارها را دست کشیدن از اسلام و جمهوری اسلامی گوش زد می‌کنند: «من این موضوع را بارها به بعضی از مسؤولانی که دچار وسوسه و واهمه‌هایی بودند، گفته‌ام که حد یقف فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخص کنید، که اگر به آن جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشاری علیه ما نخواهد بود. من عرض بکنم حد یقف کجاست؟ آن جایی است که شما – که چنین حقی را نه شما دارید، نه من – از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهوری اسلامی و حکومت مردمی را نمی‌خواهیم؛ هر کسی که شما مصلحت می‌دانید، بیاید در این مملکت حکومت کند! این حد یقف است؛ اول اسارت مملکت. مگر می‌توانیم؟ من و شما مگر می‌توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقی داریم؟ این ملت، ما را برای این سر کار نیاوردند.»[۲۵]

 

۳-ب) رابطه مقدمه‌یاقدام‌های براندازانه‌ی آمریکا:

از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، هزاران توطئه‌ی براندازانه از کودتاهای گوناگون تا درگیری‌های مستقیم نظامی و حمایت بی دریغ از رژیم صدام برضد ایران و تحریم‌های متنوع و.. آن چنان عیان است که عمق دشمنی و خصومت این دولت در براندازی نظام را بی نیاز از بیان می‌نماید. تا آن جا که حتی از سال ۲۰۰۵م. تاکنون کنگره‌ی آمریکا سالانه به طور رسمی به تصویب بودجه‌های کلان برای براندازی جمهوری اسلامی اقدام کرده است. اما خلأ وجود پایگاه‌های نفوذ و نیاز به سازماندهی و رفت و آمد آزاد و بى‏دغدغه‌ی‏ مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‏ و ارتباطات نامشروع دشمنان با عناصر سفله و مزدور، یکی از عواملی است که آمریکایی‌ها را نسبت به برقراری رابطه‌ی رسمی با جمهوری اسلامی تحریک می‌کند.

رابطه این امکان را برای ایالات متحده به وجود می‌آورد که جاسوس خانه‌ی خود در ایران را مجدد در توطئه آفرینی برضد جمهوری اسلامی، باز بگشاید. در نگاه آمریکایی‌ها اهمیت وجود پایگاه به ویژه در بحران سازی‌ها برضد نظام، به حدی است که آن‌ها مجبورند برای فعالیت‌های مخرب خود از سفارتخانه‌های دیگر کشورهای هم پیمانشان بهره ببرند. طرح تأسیس دفتر منافع واشنگتن در ایران یک سال پیش از انتخابات دهم و تبدیل شدن ۲۲ سفارتخانه‌ی اروپایی (و در واقع پایگاه‌های جاسوسی و فتنه انگیزی) به شعبه‌های سفارت آمریکا در حوادث پس از انتخابات مؤیدی محکم بر نیاز آمریکا به وجود پایگاه رسمی برای پیشبرد طرح‌های براندازی برضد نظام است. مقام معظم رهبری در این مورد اظهار داشته‌اند:

«…وجود رابطه براى آمریکایى‏ها – نه امروز، همیشه این طور بوده – وسیله‏اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور. انگلیسى‏ها هم همین طور بودند … این‌ها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند و پایگاه ندارند؛ این را می‌خواهند. احتیاج به این دارند؛ اما این را ندارند. ارتباط، این را براى آن‌ها تأمین می‌کند. حالا می‌نشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن که نبود رابطه‏ى با آمریکا براى ما مضر است.» به همین دلیل است که رهبری انقلاب ابراز می‌دارند که ارتباط و مذاکره با حکومتی که صریحاً علیه نظام اسلامی و خواستِ ملت ایران عمل می‌کند و برای براندازی این نظام رسماً ردیف بودجه تصویب می‌کند، هم خیانت و هم حماقت است. [۲۶]

 

۳-ج) جنگ تبلیغاتی و نمایش عقب نشینی جمهوری اسلامی

این مسأله نیز وجه دیگر ضررهای برقراری رابطه است: «رابطه و مذاکره، برای ملت ایران و برای نهضت جهانی مضّر است. اولین ضرر این است که آمریکایی‌ها با ورود در این میدان، این ‏طور تفهیم خواهند کرد که جمهوری اسلامی از همه‌ی حرف‌های دوران امام(ره) و دوران جنگ و دفاع مقدس و دوران انقلاب صرف‏نظر کرده و گذشته است. این‌ها آبروی انقلاب را در دنیا در پیش مستضعفان خواهد برد، دل‌ها را مردد خواهد کرد، نهضت جهانی اسلامی را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ایران را از دست او خواهد گرفت.»[۲۷] از بین رفتن وحدت حول مقابله با آمریکا با اختلاف افتادن سر انجام یا عدم انجام مذاکره، از بین رفتن قبح مذاکره و باز شدن باب سازش، دیگر ضررهای چنین رابطه‌ای در نگاه مقام معظم رهبری است.

 

۴.      پیش شرط‌های ملت ایران در برقراری رابطه با آمریکا

تغییر واقعی و ترک خوی استکباری و دشمنی آمریکا، جبران خسارت‌های دخالت گذشته در ایران و در نهایت بی ضرر بودن رابطه، مهم‌ترین پیش شرط‌هایی است که مقام معظم رهبری، برقراری رابطه را منوط به تحقق آن‌ها دانسته‌اند.

 

۴-الف) تغییر واقعی و ترک خوی استکباری آمریکا:

یکی از مهم‌ترین شرایط ملت ایران از زبان رهبر انقلاب است که منظور از آن عبارت از ترک خصومت با ملت ایران، ترک تعقیب اهداف در داخل ایران، قطع سیاست‌هاى مبنى بر زور، ظلم، فشار و خصومت با جمهورى اسلامى، ترک حمایت از دشمنان جمهورى اسلامى، ترک حمایت این دولت از دولت‌های پلید و رژیم‌هاى نامشروعى چون رژیم منفور صهیونیستى، ترک ظلم به ملت‌های مستضعف و به عبارتی «توبه» و تغییر واقعی این کشور است: «ما شرط داریم براى رابطه با کشورى که آن همه فجایع پشت سر و در تاریخ آن وجود دارد. شرط ما، توبه آن کشور است. شرط ما، قطع آن همه فاجعه آفرینى براى دنیاست. حال شما مى‏آیید براى ما شرط مى‏گذارید؟!»[۲۸]«تا وقتی که سیاست آمریکا بر دروغ و فریب و جنایت و حمایت از دولت پلیدی مثل اسراییل و ظلم به ملت‌های مستضعف استوار است… امکان ندارد ما با دولت آمریکا مذاکره کنیم یا با او رابطه‌ای برقرار نماییم.» [۲۹]«ما در زمینه‏ى مسایل مهمِ خودمان احساساتى نیستیم؛ از روى احساسات تصمیم نمی‌گیریم؛ ما با محاسبه تصمیم می‌گیریم. می‌گویند بیایید مذاکره کنیم، بیایید روابط ایجاد کنیم. شعار تغییر می‌دهند؛ خوب، این تغییر کجاست؟ چه تغییر کرده؟ این را براى ما روشن کنید؛ چه تغییر کرده است؟ دشمنى شما با ملت ایران تغییر کرده؟ کو علامتش؟ دارایى‏هاى ملت ایران را آزاد کردید؟ تحریم‌هاى ظالمانه را برداشتید؟ از لجن‏پراکنى و اتهام‏زنى و تبلیغات سوء علیه این ملت بزرگ و مسؤولین مردمى آن دست برداشتید؟ دفاع بى‏قید و شرط از رژیم صهیونیستى را کنار گذاشتید؟ چه تغییر کرده؟ شعار تغییر می‌دهند، اما در عمل تغییرى مشاهده نمی‌شود. ما هیچ تغییرى ندیدیم. حتى ادبیات هم عوض نشده است.» [۳۰]

رهبر انقلاب در پاسخ به شبهه‌ی قدیمی «قطع رابطه تا کی؟» به لزوم تحقق واقعی پیش شرط‌های برقراری رابطه با این قدرت استعماری و استکباری، تأکید کرده‌اند: «سؤال می‌شود [قطع رابطه با آمریکا] تا کی؟ پاسخ این پرسش را هم امام(ره) و هم همه‌ی کسانی که در این باره صحبت کرده‌اند، گفته‌اند. تا وقتی که سیاست‌های مبنی بر زور، ظلم، فشار و خصومت با جمهوری اسلامی و حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی و پشتیبانی بی قید و شرط از دولت صهیونیستی خاتمه پیدا کند،. امام فرمودند: «تا وقتی که آدم بشود.»» [۳۱]

ایشان تغییر الفاظ و شعارها همراه با تداوم توطئه آفرینی‌ها را خدعه و تنها تغییر در عمل را ملاک رفتار متقابل جمهوری اسلامی می‌دانند: «تغییر نباید لفاظی و با نیت ناسالم باشد و اگر می‌خواهید ضمن حفظ همان اهداف قبلی، فقط سیاست‌ها و تاکتیک‌ها را عوض کنید این یک خدعهاست نه تغییر و اگر تغییر واقعی مورد نظر شماست باید در عمل مشاهده شود.» [۳۲]«من امروز بار دیگر اعلام می‌کنم؛ دولت‌هایى که با حالت استکبارى، با روحیه‌ى استکبارى بخواهند با ملت ایران و با مسؤولین جمهورى اسلامى مواجه بشوند، بدانند از سوى ملت ایران و از سوى مسؤولین جمهورى اسلامى محکوم و مردود هستند. شما نمی‌توانید دم از میل به صلح و دوستى بزنید، اما در همان حال توطئه بکنید، فتنه بکنید؛ به خیال خودتان بخواهید به نظام جمهورى اسلامى ضربه بزنید.» [۳۳]

 

۴-ب) جبران خسارت‌های دخالت در ایران:

عذرخواهی رسمی و عملی آمریکا از اقدام‌های خصمانه‌اش در گذشته برضد ملت ایران، اعتماد سازی آمریکا از طریق اقدامات عملی در توقف دشمنی با جمهوری اسلامی و لغو کلیه تحریم‌ها و تهدیدها، شروط حداقلی جمهوری اسلامی در برقراری رابطه با ایالات متحده است. [۳۴]

 

۴-ج) عدم ضرر داشتن رابطه برای مردم ایران:

تأمین منافع ملی، تحقق مذاکره از موضع برابر و مبتنی بر قدرت و قوّت، (اصل عزت) پیش شرط مهم دیگری است که مقام معظم رهبری، در خصوص رابطه بیان داشته‌اند. چنان که گفته شد، برجسته‌ترین ضررهای رابطه‌ی استعماری، باز شدن باب فشار بیش‌تر، مقدمه سازی رابطه جهت اقدام‌های براندازانه و نمایش عقب نشینی جمهوری اسلامی، به شمار می‌روند و این پیش شرط مستلزم، رفع این ضرررها است. در نگاه مقام معظم رهبری، مذاکره بر سر هر موضوعی و برقراری رابطه با هر بهانه‌ای، در صورتی که منافع کشور را تأمین نکند و باب سلطه‌ی غرب را باز کند، ممنوع است: «اگر این مسأله به معنای بازشدن عرصه‌ای برای آمریکایی‌های مکار و ادامه‌ی زورگویی‌های آنان باشد، گفت‌وگو با آمریکا در زمینه‌ی اوضاع عراق هم مثل بقیه‌ی موارد ممنوع است.» [۳۵]هم‌چنین رهبر انقلاب بارها اعلام کرده‌اند که مذاکره در سایه‌ی تهدید، فشار و ارعاب را مذاکره نمی‌دانیم: «مذاکره باید از موضع قدرت و قوّت باشد. کسانی که در شرایط تهدید به فکر مذاکره می‏افتند، ضعف خودشان را با صدای بلند اعلام می‏کنند. این حرکتِ بسیار غلطی است.» [۳۶]و از همین روست که ایشان بر این اعتقاد هستند که در شرایط فعلی، ایستادگی به مراتب کم هزینه تر از تسلیم است. [۳۷]

بنابراین از نگاه مقام معظم رهبری، قطع رابطه با آمریکا منع ذاتی ندارد و بی گمان اگر روزی فرا رسد که دولت آمریکا رفتار خود را در قبال جمهوری اسلامی تغییر دهد، دست از خوی سلطه‌گری و استیلاطلبی بردارد و پیش شرط‌های ضروری جمهوری اسلامی را تأمین کند، چنین رویکردی قطعاً باعث خواهد شد تا جمهوری اسلامی در روابط خود با آمریکا تجدید نظر نماید. هر چند به تعبیر رهبر فرزانه‌ی انقلاب، ما در جبین این دولت نور رستگاری را نمی‌بینیم. [۳۸]

اگر چه سیاستمداران غربی، اغلب شناخت ناقص و تحلیل‌های غیرواقع بینانه‌ای از سیاست و حکومت در ایران دارند، اما نقش برجسته‌ی ولی فقیه در حفظ و حراست از کیان نظام جمهوری اسلامی، دشمنان قسم خورده‌ی اسلام را پس از گذشت بیش از ۳۰ سال، به اذعان بر اهمیت این نقش حیاتی واداشته است. آن‌ها به درستی بزرگ‌ترین مشکل در سر راه خواسته‌های خود را شخص رهبر انقلاب می‌دانند چرا که ایشان بارها با درایت خود توانسته‌اند نقشه‌های استکبار را نقش بر آب کنند. در سال ۲۰۰۸م. مؤسسه‌ی آمریکایی «کارنگی» طی مقاله‌ای بیان می کند: «شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه‌ی آیت الله خامنه‌ای برای مسایل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد» و اذعان می کند که آیت الله خامنه‌ای در سیاست خارجی، با پیروی از امام خمینی(ره) در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده‌اند. مقاله سپس دستورالعمل‌هایی را برای سران دولت آمریکا تجویز و تصریح می‌کند که «با وجود آیت الله خامنه‌ای، امید ایجاد شرایط مطلوب آمریکا دور از تصور است… آیت الله خامنه‌ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی‌افتد.» [۳۹]

غرب، پس از سال‌ها مبارزه‌ی سخت و نرم، سرانجام به این اعتراف قائل است که تصمیم‌گیر نهایی و سیاست‌گذار کلان کشور، مقام رهبری است و آمریکا نباید و نمی‌تواند بر ایشان پیش دستی و غلبه نماید. توانایی بی نظیر مقام معظم رهبری در پاسداری از میراث رهبر کبیر انقلاب و مدیریت نظام اسلامی، حتی مخاصم‌ترین مخالفان نظام و امام خمینی(ره) را به تحسین واداشته است. «ابوالحسن بنی صدر» یکی دیگر از آن‌هاست که آشکارا اعتراف می‌کند:

«اگر [امام] خمینی(ره) زنده بودند، صدها بار به آقای خامنه‌ای آفرین می‌گفتند. آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند»[۴۰]

 

 

پی نوشت‏ها:

[۱]. صحیفه‌ی نور، ج ۱۲: ۴۰، ۱۹/۱/۵۹)

[۲]. مصاحبه‌ی سایت دیپلماسی ایرانی با هاشمی، ۲۸/۳/۹۰

[۳]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار گروهى از معلمان، مسؤولان امور فرهنگى»؛ ۱۲/۲/۶۹

[۴]. «بیانات رهبر معظم انقلاب در دیداردانش‌جویان دانشگاه‏هاى استان یزد»؛ ۱۳/ ۱۰/ ۸۶

[۵]. «بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی»، ۱/۱/۸۸

[۶]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانش آموزان»؛ ۸/۸/۱۳۸۰

[۷](«بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران»؛ ۲۶/۱۰/۱۳۷۶

[۸]. «بیانات رهبر انقلاب»؛ ۱۴/۸/۷۲

[۹]. «بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران»؛ ۲۶/۱۰/۷۶

[۱۰]. «بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران»؛ ۲۶/۱۰/۷۶

[۱۱]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانش آموزان»؛ ۱۲/۸/۸۸

[۱۲]. «بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران»؛ ۲۶/۱۰/۷۶

[۱۳]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسؤولان فرهنگی به مناسبت روز معلم»؛ ۱۲/۲/۱۳۶۹

[۱۴]. «بیانات رهبرمعظمانقلابدر اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(علیه‌السلام) در مشهد مقدس»؛ ۶/۱/۱۳۷۹

[۱۵]. «بیانات رهبرمعظمانقلاباسلامى در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت سالروز آزادى خرمشهر»؛ ۱/۳/۱۳۸۱

[۱۶]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار با دانش آموزان»؛ ۱۳/۸/۷۶

[۱۷]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در مجمع جهانی اهل بیت(علیه‌السلام)»؛ ۲۸/۲/۱۳۷۲

[۱۸]. «بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی»؛ ۶/۱/۱۳۷۹ ،

[۱۹]. «بیانات رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه تهران»؛ ۲۶/۱۰/۷۶

[۲۰]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانش آموزان»؛ ۱۳/۱۰/۱۳۸۶

[۲۱]. (روزنامه‌ی اعتماد ملی، شماره‌ی ۷۰۱، ۵/۵/۸۷، صفحه‌ی ۱۱

[۲۲]. «بیانات رهبر معظم انقلاباسلامى در آستانه‌ی سالروز تسخیر لانه‌ی جاسوسى آمریکاو روز  ملى مبارزه با استکبار»؛ ۱۱/۸/۱۳۷۳

[۲۳]. «بیانات رهبر انقلاب دراجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(علیه‌السلام) در مشهد مقدس»؛ ۶/۱/۱۳۷۹

[۲۴]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسؤولان نظام»؛ ۱۷/۵/۱۳۹۰

[۲۵]. «بیانات رﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ اﻧﻘﻼباﺳﻼﻣﻰ دردﻳﺪار رییس و ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎن ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراى اﺳﻼﻣﻰ»؛ ۷/۳/۸۲

[۲۶]. «بیانات رهبر معظم انقلاباسلامى در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت سالروز آزادى خرمشهر»؛ ۱/۳/۱۳۸۱[۲۷]. ۲۶/۱۰/۱۳۷۶

[۲۸]. «بیانات رهبر معظم انقلابدر دیدار وزیر امور خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور»؛ ۲۵/۵/۱۳۷۸

[۲۹]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار با خانواده‌هاىمعظماسرا و مفقودان»؛ ۲۳/۵/۱۳۶۸

[۳۰]. ۱/۱/۸۸

[۳۱]. («بیانات‌ رهبر انقلاب در دیدار مسؤولین ‌وزارت‌ امور خارجه، سفرا و رؤسای‌نمایندگی‌های‌ سیاسی‌ خارج ‌از کشور»؛ ۱۳۶۸

[۳۲].«بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی»؛ ۱/۱/۸۸

[۳۳]. «بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی»؛ ۱/۱/۱۳۸۹

[۳۴]. «بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانش‌جویان»، ۲۷/۵/۱۳۸ و «بیانات رهبر معظم انقلاباسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام»؛ ۲۷/۱۲/۱۳۸۰

[۳۵]. ۱/۱/۸۵

[۳۶]. «بیانات رهبر معظم انقلاباسلامى در دیدارمسؤولان و کارگزاران نظام»؛ ۲۷/۱۲/۱۳۸۰

[۳۷].«بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی»؛ ۶/۱/۱۳۷۹

[۳۸].«بیانات‌رهبر انقلاب در دیدار مسؤولین‌ وزارت‌ امور خارجه، سفرا و رؤسای ‌نمایندگی‌های‌ سیاسی‌ خارج‌ از کشور»؛ ۱۴//۴/۱۳۶۸

[۳۹] . “Reading Khamenei: The World View of Iran’s Most Powerful Leader”, http://www.carnegieendowment.org/2008/03/10/

[۴۰] .donbaleh.com/link/224104/c353462.‏www.)

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن