اسلام تمامش سیاست است

به بهانه‌ی سخنرانی امام خمینی در 21 فروردین 43 (1)؛

روزنامه‌ی اطلاعات در ۱۸ فروردین ۱۳۴۳، طی سرمقاله‌ای به جدایی دین از سیاست و عدم مداخله‌ی روحانیون در سیاست پرداخت. امام خمینی (ره) بلافاصله نسبت به این رویکرد هدفمند نظام پهلوی، که در قالب سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اطلاعات تبلور یافت، واکنش نشان داد. مطلب حاضر به تبیین رویکرد امام در قبال این ادعا می‌پردازد.


مجید میری / گروه تاریخ اندیشکده برهان

پس از سخنرانی امام خمینی (ره) در ۱۳ خرداد ۴۲، که منجر به دستگیری و حبس ایشان به مدت دو ماه و نیز بازداشت خانگی ایشان تا فروردین ۴۳ شد و نیز بعد از سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۴۲ توسط رژیم طاغوت، اوضاع سیاسی کشور در ظاهر رو به آرامش نهاد، اما خشم عمومی مردم مسلمان از دستگیری امام خمینی (ره) به صور گوناگون جلوه‌گر شد.

تشکیل گروه‌های زیرزمینی در قم، تهران و سایر شهرستان‌ها، تحریم بیست‌ویکمین دوره‌ی انتخابات فرمایشی مجلس شورای ملی در مرداد ۴۲ و نیز اعلامیه‌ی تاریخی حوزه‌ی علمیه‌ی قم با ۵۰۰ امضا از استادان و فضلا در حمایت از رهبری نهضت اسلامی ایران و محکومیت و بازداشت غیرقانونی ایشان، از جمله واکنش‌های مردم و روحانیت در قبال این عمل رژیم بود. عکس‌العمل شدید در مورد دستگیری امام خمینی (ره)، رژیم را وادار به عقب‌نشینی کرد.

در این میان، رژیم پهلوی پس از یک سلسله تمهیدات که به‌منظور جلوگیری از ابراز احساسات مردم و روحانیت در برابر آزادی رهبری نهضت اسلامی ایران انجام داد، سرانجام در اوایل سال ۴۳ طی مذاکراتی که با امام خمینی (ره) انجام داد، ایشان را به آرامش و مدارا با رژیم فراخواند. سپس ایشان را در ۱۷ فروردین ۴۳ آزاد کرد. رژیم پهلوی تلاش کرد تا آزاد کردن ایشان را نه عقب‌نشینی ناشی از فشار و اعتراضات مردمی، بلکه رفع اختلاف روحانیت با رژیم جلوه دهد و از آن به نفع خود بهره‌برداری کند. از این رو، کوشید تا با شانتاژ و دروغ‌‌پردازی در مطبوعات، افکار عمومی را به نفع خود جهت دهد و این‌گونه به مردم نشان دهد که اختلاف روحانیت با رژیم تمام شده و چنین بنمایاند که روحانیت و امام خمینی (ره) با رژیم تفاهم کرده و انقلاب سفید شاه را پذیرفته‌اند.

 

نطقی طوفانی

براساس همین خام‌اندیشی‌ها، یک روز پس از آزادی ایشان، یعنی در ۱۸ فروردین ۴۳، مقاله‌ای با عنوان «اتحاد مقدس به خاطر هدفی مقدس» توسط ساواک تدوین و در روزنامه‌ی اطلاعات منتشر شد. در این مقاله، آمده بود که «چقدر جای خوشوقتی است که جامعه‌ی روحانیت نیز اکنون با همه‌ی مردم، همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم همراه شده است.» این خبر با واکنش تند و شدید امام خمینی (ره) مواجه شد. از این رو، ایشان سه روز پس از آزادی، در ۲۱ فروردین ۴۳، طی نطقی طوفانی، علیه توطئه‌ی رژیم طاغوت به افشاگری پرداختند و رژیم را وادار به عقب‌نشینی فضاحت‌بار نمودند. ایشان فرمودند: «چند روز است آزاد شده‌ام. فرصت مطالعه‌ی روزنامه نداشتم؛ تا اینکه روزنامه‌ی اطلاعات، مورخ سه‌شنبه ۱۸ فروردین را به من دادند. من از آقایان گله دارم که چرا زودتر به من اطلاع ندادند. در این روزنامه‌ی کثیفِ اطلاعات، تحت عنوان اتحاد مقدس، در سرمقاله نوشته بودند که با روحانیت تفاهم شده و روحانیون با انقلاب سفید شاه و ملت موافق هستند! کدام انقلاب؟ کدام ملت؟ آیا این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟! روحانیت، مخالف انقلاب سفید است. آقایان که در دانشگاه هستید، برسانید به همه که روحانیت با این انقلاب موافق نیست. روحانیون با این مفاسد دوستی ندارند. اگر روزنامه‌ی اطلاعات جبران نکند، با عکس‌العمل شدید ما مواجه خواهد شد. خمینی تفاهم نخواهد کرد. خمینی را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمی‌شود اصلاحات کرد.» [۱]

 

مجموعه‌ی احکام اسلام برای سعادت بشر در همه‌ی ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی و… است. چنین احکامی برای اجرا نیاز به ضمانت اجرا دارد. تنها ضمانت اجرای این احکام، حکومت اسلامی است. به‌عنوان نمونه، احکامی همچون امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، دفاع، نفی سبیل، حفظ حدود دارالاسلام، قضاوت، برقراری عدالت، نبرد با طاغوت‌ها و ستیز با ظلم، حکومت و حاکم اسلامی می‌خواهد.

 

ایشان در ادامه می‌فرمایند: «وقتی که مرا از زندان قیطریه آوردند در روزنامه (مورخ ۱۳ مرداد ۱۳۴۲)، نوشتند که روحانیت در سیاست مداخله نخواهد کرد. من الآن حقیقت موضوع را برای شما بیان می‌کنم. یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم، آمد گفت: آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فریب، نیرنگ، خلاصه پدرسوختگی است! و آن را شما برای ما بگذارید! چون موقع مقتضی نبود، نخواستم با او بحثی بکنم. گفتم: ما از اول وارد این سیاست که شما می‌گویید نبوده‌ایم. امروز چون موقع مقتضی است، می‌گویم: والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفی کرده‌اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه می‌گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یک‌شنبه مراسمی انجام دهم و بقیه‌ی اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاری‌ها نجات داد. نمی‌خواهند این مملکت اصلاح بشود. اجانب نمی‌خواهند مملکت آباد شود.» [۲]

این سخنرانی باعث شد تا رژیم پهلوی با دستپاچگی نماینده‌ای به محضر امام (ره) بفرستد و رسماً عذرخواهی کند.

 

افشاگری‌هایی برای ناکام گذاردن برنامه‌های تبلیغی شاه علیه روحانیت

امام خمینی (ره) با این بیان، ضمن رسوا کردن چهره‌ی طاغوت، لزوم دخالت روحانیت در سیاست را یادآور شده و سیاست را از دیانت جدا ندانستند و به بیان اهداف شوم استبدادی رژیم و استعماری دشمنان مردم و مملکت پرداختند. استقبال پرشور و وصف‌‌ناپذیر مردم از آزادی امام خمینی (ره) حاکی از ناکامی و عدم موفقیت برنامه‌های تبلیغی شاه علیه روحانیت شد.

از سوی دیگر، امام خمینی (ره) پس از آن نطق کوبنده و افشاگرانه، از طرق گوناگون برای تکذیب سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اطلاعات بهره گرفت و از همه‌ی امکانات آن روز جامعه برای خنثی کردن توطئه‌های رژیم استفاده کرد. به‌عنوان نمونه، از وعاظ و روحانیون خواست در منابر و سخنرانی‌ها این مقاله را تکذیب کنند و نویسنده و مدیرمسؤل روزنامه را نکوهش کنند. همچنین نماینده‌ای به دفتر روزنامه فرستادند و از مدیر آن در مورد این مقاله توضیح خواستند و او را برای تکذیب آن تحت فشار قرار گذاشتند.

شخصاً نیز علاوه بر سخنرانی پس از آزادی در ۲۱ فروردین، در سخنرانی دیگری در ۲۶ فروردین رسماً به تقبیح و تکذیب این سرمقاله پرداخت و این اقدامات رژیم را نشانه‌ی فساد و تباهی آن و توطئه‌ی آن رژیم برای مقابله با روحانیت دانستند. همچنین در محافل خصوصی و ملاقات‌های مردمی نیز این موضوع را مطرح می‌کردند و علیه رژیم به افشاگری می‌پرداختند. امام خمینی (ره) در پاسخ به تلگراف‌های تبریک علما، از جمله آیات عظام میلانی در مشهد، آملی در تهران، شیخ احمد اهری، خادمی و همدانی، به مناسبت آزادی ایشان، فرصت را غنیمت شمردند و به تکذیب این مقاله پرداختند و از علما نیز درخواست کردند که نسبت به این موضوع موضع‌گیری کنند.

پس از موضع امام (ره) علیه این مقاله، ساواک نیز در گزارشی آورد که «مفاد مقاله‌ی روزنامه‌ی اطلاعات مورخه‌ی ۱۸ فروردین جاری، مبنى بر توافق و هماهنگى روحانیون با دولت و تأیید لوایح شش‌گانه از طرف آن‌ها، سوژه‌‏اى به دست خمینى و روحانیون مخالف داده و سبب شد که آیت‌‏الله‏ خمینى و ایادى وى در روى منابر این موضوع را شدیداً تکذیب و به شهرستان‌‏ها نیز تلگرافاتى مخابره نموده و اعلام کرده‏اند که وعاظ علناً مفاد روزنامه را تکذیب کرده و مخالفت خود را با لوایح مورد بحث اعلام دارند.» [۳]

پس از ذکر تاریخچه، زمینه‌ها و علل سخنرانی امام خمینی در این روز، به موضوع محوری و بنیادین نسبت روحانیت و سیاست و تبیین دیدگاه امام خمینی (ره) در خصوص نسبت دین و سیاست می‌رسیم؛ امری که فحوا و مضمون اصلی سخنرانی ایشان در آن روز بود. در این راستا، بررسی برخی از محورها ضروری به نظر می‌رسد.

 

پیوند دیانت و سیاست

از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، تأسیس نظام سیاسی و مدیریتی ذیل عنوان «حکومت» جهت سامان‌دهی امورات اجتماعی و سیاسی‌اش از نیازهای مبنایی و بنیادین بشر است. لذا انسان ناگزیر از تشکیل حکومت است. از سوی دیگر، انسان موجودی ذوابعاد است. بر این اساس، علاوه بر نیازهای مادی، نیازهای غیرمادی و معنوی نیز دارد. اسلام به عنوان دین خاتم و کامل‌ترین دین، مجموعه‌ی نیازهای مادی و معنوی انسان را پاسخ‌گوست.

مجموعه‌ی احکام اسلام برای سعادت بشر در همه‌ی ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی و… است. چنین احکامی برای اجرا نیاز به ضمانت اجرا دارد. تنها ضمانت اجرای این احکام، حکومت اسلامی است. به‌عنوان نمونه، احکامی همچون: امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، دفاع، نفی سبیل، حفظ حدود دارالاسلام، قضاوت، برقراری عدالت، نبرد با طاغوت‌ها و ستیز با ظلم، حکومت و حاکم اسلامی می‌خواهد. در غیر این صورت، احکام الهی تعطیل خواهد شد، زیرا اسلام فاقد حکومت و احکام بدون ضمانت اجرا، نوشته‌ای است بر کاغذ که مطلوب دشمنان است. آن‌گونه که آیت‌الله جوادی آملی می‌گوید: «اسلامِ بی‏حکومت و بی‌اجرا، قانون صرف است و از قانون که سوادی بر بیاض است، به تنهایی کاری ساخته نیست و اگر دشمنان اسلام، جدایی دین از سیاست را ترویج می‏کنند و اسلامِ بی‏حکومت را تقدیس و تکریم کرده و می‌کنند، برای خلع سلاح نمودن مسلمین و جامعه‌ی اسلامی است، نه به جهت خیرخواهی و نیک‌اندیشی یا اسلام‌شناسی واقعی و اصیل آنان.» [۴]

 

سیاست در قرآن و حدیث از دیدگاه امام خمینی (ره)

از آنجا که از ویژگی‌های قرآن، جامعیت، گستردگی و عمق والای معارف آن است، آنچه در باب سیاست و حکومت نیز به آن‌ها اشاره کرده دارای چنین ویژگی‌هایی است. لذا امام خمینی (ره)، که شاگرد و پرورش‌یافته‌ی مکتب قرآن است، در راستای اثبات پیوند دیانت و سیاست به آیات، قصص و احکام قرآنی نیز استناد می‌کنند.

ایشان معتقدند در قرآن کریم آیات فراوانی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی آمده است؛ مثلاً در مورد قصاص، جهاد و دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، ‌قضاوت و داوری، زکات، خمس و نماز جمعه. امام نماز جمعه را صریحاً نمازی عبادی، سیاسی و اجتماعی می‌نامد. امام خمینی (ره) در این مورد به بیان برخی احکام اسلامی که از چنین ماهیتی برخوردار هستند می‌پردازند و می‌فرمایند: «شما مگر قرآن را هیچ ندیده‌اید؟ مگر این همه آیاتی که در مورد قتال با کفار و جنگ برای استقلال کشور اسلامی و برای کشور‌گیری در قرآن است بدون حکومت و تشکیلات صورت می‌گیرد؟ مگر این همه جنگ‌ها و فتوحات اسلامی بدون حکومت و تشکیلات بوده؟ بنابراین نظریه‌ی تفکیک دین از سیاست با ماهیت احکام اسلام بیگانه است.» [۵]

حضرت امام (ره) در جلد ۲ کتاب «البیع» می‌فرمایند: «هرکس اجمالاً به احکام اسلام و بسط آن در جمیع شئون جامعه نظر کند، به عبادات که وظیفه‌ی بین بندگان و خالق آن‌هاست، ‌مانند نماز و حج، اگرچه این دو نیز دارای بُعد اجتماعی و سیاسی مربوط به حیات و معیشت دنیوی است و به قوانین اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی نظر کند، ‌خواهید دید که اسلام عبارت از احکام عبادی و اخلاقی صرف نیست. در آن، قوانین مربوط به مالیات، ‌بیت‌المال، جزئیات قضا، ‌حقوق جهاد، دفاع و پیمان‌های بین دولت اسلامی و دول دیگر وجود دارد.» [۶]

بنابراین ارائه‌ی عبارات فوق از سوی امام (ره) نشان‌دهنده‌ی تلفیق بین دین و سیاست است. طبق برداشت‌های ایشان از قرآن کریم، تمام آنچه ذکر شد دال بر رابطه و پیوند ناگسستنی دین و سیاست است. امام در ادامه می‌فرماید: «آن‌قدر که آیه و روایت در سیاست وارد شده است، ‌در عبادت وارد نشده است.»

 

از نگاه امام خمینی (ره)، دین به مجموعه‌ی قوانین فردی و اجتماعی و ارتباط انسان با خدا تفسیر شده است. ایشان عقیده دارد که دین تنها در معنویات ظهور پیدا نمی‌کند، بلکه دین مجموعه‌ای از قوانین فردی و اجتماعی است که مسائل سیاسی آن از مسائل عبادی‌اش بیشتر است.

 

ضرورت تشکیل حکومت در سیره‌ی انبیاء و اولیاء

با نگاهی به سیره و عملکرد پیامبران و بزرگان دین، اولویت و اهمیت ایجاد حکومت در مسیر حرکت آن‌ها به‌خوبی نمایان است. امام خمینی در باب ضرورت تأسیس حکومت به سیره‌ی انبیاء اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «اینکه گفته شود در اسلام احکام سیاسی و اجتماعی تشریع شده اما برای اجرای آن چاره‌اندیشی نشده است، معقول نیست. رسول خدا (ص) پایه‌ی سیاست را در دیانت گذاشته است.» [۷]

امام خمینی (ره) در جای دیگری، در خصوص نسبت و رابطه‌ی سیاست و دین اسلام می‌فرماید: «اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم عبادی و امثال این‌ها نیست. اسلام سیاست است. اسلام از سیاست دور نیست. اسلام یک رژیم است، یک رژیم سیاسی. سایر رژیم‌های سیاسی از بسیاری امور غافل بودند و اسلام از هیچ‌چیز غافل نیست. ‌معنی اسلام انسان را تربیت می‌کند، به همه‌ی ابعاد که انسان دارد.»

اصولاً قائلین به رابطه‌ی دین و سیاست، معتقدند دین به‌صورت مجموعه‌ی قوانین، ‌تکامل مادی و معنوی در آن تشریع شده و در تمام صحنه‌های سیاسی، ‌اجتماعی و فرهنگی حضور دارد. اصولاً فلسفه‌ی تشریع دین هم همین است. از این رو، اگر دین نتواند پاسخ‌گوی نیازهای دنیا و آخرت باشد، ‌با اصل تشریع منافات دارد. امام خمینی (ره) در این زمینه می‌فرماید: «دیانت اسلام یک دنیاست. عبارت تنها نیست… سیاسی هم هست و سیاستش در عبادات مُدغَم است و عبادتش در سیاست مُدغَم است؛ یعنی همان جنبه‌‌ی عبادی یک جنبه‌ی سیاسی دارد. این قوانین الهی همانند دانه‌های تسبیح با همدیگر پیوند دارند که قوانین عبادی آن آثار سیاسی داشته، قوانین سیاسی اجتماعی آن بار آثار عبادی دارند. سیاست جزء دیانت است. ‌این آمیختگی آن‌قدر عمیق است که بین دین و سیاست وحدت است.» [۸] لذا تنها در یک صورت است که می‌توان مسئله‌ی حکومت را از دین جدا کرده و آن هنگامی است که بتوان پیوند جسم را از روح آدمی گسست.

در مجموع باید گفت از نگاه امام خمینی (ره)، دین به مجموعه‌ی قوانین فردی و اجتماعی و ارتباط انسان با خدا تفسیر شده است. ایشان عقیده دارد که دین تنها در معنویات ظهور پیدا نمی‌کند، بلکه دین مجموعه‌ای از قوانین فردی و اجتماعی است که مسائل سیاسی آن از مسائل عبادی‌اش بیشتر است. امام خمینی (ره) در این زمینه می‌فرمایند: «اسلام مکتبی است برخلاف مکتب‌های غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی، ‌مادی، معنوی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، ‌اقتصادی، دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز، که در تربیت انسان، ‌جامعه، ‌پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد، فروگذار ننموده است. ‌موانع و مشکلات سر راه تکامل اجتماعی و فردی گوشزد نموده و به رفع آن‌ها کوشیده است.» [۹] (*)

ادامه دارد…

 

 

 

منابع:

[۱]. صحیفه‌ی امام، ج ۱، ص ۲۶۹.

[۲]. همان، ص ۲۷۰.

[۳]. نهضت امام خمینی، دفتر اول، ص ۸۶۸ تا ۸۷۵.

[۴]. جوادی آملی، ولایت فقیه، ص ۷۶.

[۵]. صحیفه‌ی امام، ج ۵، ص ۱۲۴.

[۶]. کتاب البیع، امام خمینی، ج ۲، ص ۴۶۰.

[۷]. صحیفه‌ی امام، ج ۱۸، ص ۶.

[۸]. همان، ج ۱۳، ص ۳۲۵.

[۹]. همان، ج ۲۱، ص ۴۰۲.

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن