نصایح یار/ عدم توجه کافی به مسأله‌‌ی امامت و ایجاد نظام علوی

سلسله مباحث اخلاقی با محوریت احادیث مطرح شده در درس مقام معظم رهبری؛

رهبر انقلاب: «بحث چالش ائمه در مسأله‌‌ی امامت و زنده کردن قضیه‌‌ی امامت تا رساندن آن به مرحله‌‌ی تحقق، یعنی ایجاد نظام علوی، ماجرای عظیمی است در زندگی ائمه(علیهم‌السلام) که متأسفانه به آن کم‌‌تر توجه شده است.»

علی تبریزی / گروه فرهنگ و جامعه اندیشکده برهان

امامت ریشه‌ی بالنده‌ی اسلام و شاخه‌ی برافراشته‌ی آن است.[۱] امامت، زمام دین و رشته‌ی کار مسلمانان، اصلاح، آبادانی دنیا و سرافرازی مؤمنان است. [۲] امامت مقامى است بس عظیم که خداوند پس از آزمون‌هاى دشوار، به بنده‌ی مقرّب خود حضرت ابراهیم عنایت نمود. [۳] امامت از اصول دین و بر پایه‌ی توحید و نبوّت است و تبلور دین خدا در مقام تفصیل اصول، فروع و بیان اخلاقیّات شریعت، به امامت و ولایت قائم است.

بایسته‌هاى پژوهشى زیادى در موضوع امامت وجود دارد که لازم است اندیشمندان و پژوهشگران در تبیین آن‌ها بکوشند. رهبر معظم انقلاب در ذیل روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) نکات راهبردی در رابطه با شناخت لایه‌ها و مراحل امامت بیان نمودند. متن روایت به‏همراه توضیحات معظم له به‏شرح زیر می‌باشد:

فی الکافی عن الصادق علیه السلام قیل: إنَّ لی أهل بیت و هم یسمعونَ مِنِّی أفأدعوهم إلی هذا الأمر؟ فقال: نعم؛ إنَّ الله سبحانه یقولُ فی کِتابه: «یا أیّها الذین آمَنُوا قُوا أنفسکم و أهلیکُم ناراً وَقُودها النّاس و الحِجاره [۴]» [۵] شخصی به حضرت صادق(علیه‌السلام) عرض کرد: من اهل بیتی دارم که از من حرف شنوی دارند، آیا آن‌ها را به این امر (یعنی مسأله‌ی امامت) دعوت کنم؟

در تعبیرات ائمه(علیهم‌السلام) مسأله‌ی امامت با معنای جامع آن، تعبیر به امر، مسأله یا قضیه شده است. یعنی از آن‏جا که امامت قضیه‌ی رایج و دایری بین ائمه و شیعیانشان بوده است، از آن تعبیر می‌کردند به «قضیه». از این تعابیر در روایات، مکرر آمده است؛ مثلاً «متی هذا الأمر؟» این قضیه (قضیه‌ی امامت و قیام شما) چه زمانی اتفاق می‌افتد؟

بحث چالش ائمه در مسأله‌ی امامت و زنده کردن قضیه‌ی امامت تا رساندن آن به مرحله‌ی تحقق، یعنی ایجاد نظام علوی، ماجرای عظیمی است در زندگی ائمه(علیهم‌السلام) که متأسفانه به آن کم‌تر توجه شده است.

به هر حال می‌گوید: «من خانواده‌ای دارم که از من حرف شنوی دارند، آیا آن‌ها را به مسأله‌ی امامت، یعنی تشیع، اعتقاد شیعه، دعوت کنم؟» متأسفانه در آن زمان، اوضاع به گونه‌ای بوده که شخصی که خودش اعتقاد به امامت داشته، در خانواده‌ای زندگی می‌کرده که آن‌ها به کلی منکر یا بی خبر از این امر بوده‌اند! حضرت به او فرمودند: «بله، اگر از تو حرف شنوی دارند آن‌ها را به این موضوع دعوت کن.»

بنابراین این‏‏ طور نیست که افراد فقط نسبت به خودشان تکلیف داشته باشند، بلکه نسبت به خانواده هم در صورتی که ارشاد آن‌ها را می‌پذیرند، تکلیف دارند. در زمانی که ما به سر می‌بریم، الحمدلله جامعه، جامعه‌ی امامی و شیعی است، چنین مشکلاتی وجود ندارد. لکن در حد نفوذ کلمه، مشمول این حدیث هستیم. هر کس به هر اندازه‌ای که دایره‌ی کلام و نفوذ و سماع از او وسعت دارد، تکلیف دارد که دعوت کند. اما در باب مسأله‌ی امامت باید به این نکته توجه کرد که این مسأله مراحل و لایه‌هایی دارد. یک لایه این است که بگوییم: «در ادعای امامت، حق با این بزرگوار است. لایه‌ی دیگر این است که معنای امامت را موشکافی کنیم و حد آن را مشخص نماییم.»

امروز این موارد است که احتیاج به تبیین و توضیح دارد. افرادی که قادرند، وظیفه دارند که آن را به‏ طور متقن و مفید برای دیگران بیان کنند. متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد! باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل، قابل تکیه، قابل فهم و قابل قبول برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود. [۶]

 

رهبر انقلاب: «متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد! باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل و … برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود.»

 

بسیاری از افراد گمان می‌برند که دست‌یابی به معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) با مطالعه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌ی روایات آنان امکان پذیر است، همان‏گونه که در صدر اسلام نیز گروهی معتقد بودند که «حسبنا کتاب الله». بنابراین برای رسیدن به درک صحیح از تعالیم آن بزرگواران و رسیدن به کُنه و عمق کلام ایشان، نیاز به تفسیر جز به جز و لایه به لایه‌ی بیان آن ذوات مقدس است.

 

رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تأکید دارند که جای خالی پژوهش‌های عمیق در رابطه با شناخت مراحل و لایه‌های ولایت و امامت کاملاً احساس می‌شود. آن‏چه هم که به‏ عنوان تبیین مسأله‌ی امامت وجود دارد غالباً به لایه‌های ابتدایی و قشری این موضوع می‌پردازد و کم‌تر کاوش و تحقیق مستدلی در این رابطه یافت می‌شود.

 

برای درک اهمیت شناخت مسأله‌ی امامت کافی است نگاهی گذرا به حدیث معرفت امیرالمومنین(علیه‌السلام) بیندازیم.[‍۷] ابوذر غفاری به همراه سلمان فارسی نزد حضرت رفته و گفتند: «نزد شما آمده‌ایم تا در مورد معرفت‌تان به نورانیت سؤال کنیم.» در لابه‌لای پاسخ مفصل حضرت، نکات گران‌بها، آموزنده و بعضاً عجیب به ‏چشم می‌خورد که اهمیت شناخت این مسأله را بیش از پیش مشخص می‌نماید.

حضرت می‌فرماید: «هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی‌رساند تا آن که مرا به عمق معرفتم بشناسد، پس آن‏گاه که به چنین شناختى نایل آمد، خداوند دلش را با ایمان آزموده و سینه‌اش را براى اسلام منشرح کرده و هر کس از شناخت چنین معرفتى قاصر باشد، شک کننده و مرتاب است.»

مولا رسیدن ایمان به حد نهایی و کمال آن را منوط به شناخت جایگاه امامت آن ‏هم با عمق معرفت و نه به صورت ساده و ابتدایی می‌داند. «بدان اى ابوذر من بنده‌ی خداى عزوجل و خلیفه‌ی او بر بندگانش هستم، ما را رب قرار ندهید و در فضیلت ما آن‏چه خواستید بگویید، چه این‏که شما نمى‌توانید کُنه و نهایت ما را بشناسید زیرا که خداى تعالى به ما آن‏چه را گویندگان و وصف کنندگان شما مى‌گویند یا بر دل شما عبور مى‌کند، بیش‌تر و بزرگ‌تر داده است.

حضرت در بخش دیگری از این روایت سراسر معرفت و نورانیت فرمود: «ما را ارباب ننامید و در فضیلت ما هر چه خواهید بگویید، چه این‏که به کنه فضیلت ما نخواهید رسید، بلکه به عشرى از معشار آن نخواهید رسید، چه این‏که ما آیات و دلایل و حجج و خلفا و امناء و ائمه خداییم و ما وجه الله و عین الله و لسان الله هستیم، خداوند به واسطه‌ی ما بندگانش را عذاب نمى‌کند و به ما ثواب مى‌دهد…»

این چند سطر را به این سبب آوردیم تا تأییدی باشد بر کلام رهبر معظم انقلاب مبنی بر این که شناخت امر خطیر امامت لایه‌هایی دارد و تنها با شناخت عمیق‌ترین لایه‌های این موضوع است که مؤمن به جایگاه حقیقی و کمال واقعی خود خواهد رسید. در بخش دیگری از این روایت آمده است: «مؤمن آزمایش شده کسى است که هر امرى از ما به او مى‌رسد، دلش براى پذیرش آن توسّع مى‌یابد و شرح صدر پیدا مى‌کند و شک و شبهه‌اى در او پیدا نمى‌شود.»

رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تأکید دارند که جای خالی پژوهش‌های عمیق در رابطه با شناخت مراحل و لایه‌های ولایت و امامت کاملاً احساس می‌شود. آن‏چه هم که به‏ عنوان تبیین مسأله‌ی امامت وجود دارد غالباً به لایه‌های ابتدایی و قشری این موضوع می‌پردازد و کم‌تر کاوش و تحقیق مستدلی در این رابطه یافت می‌شود.

شناخت و تبیین مسأله‌ی امامت به قدری از اهمیت برخوردار است که امام صادق در روایت دیگری در پاسخ «فضیل بن یسار» که از تفسیر قول خداوند متعال «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ» [‍۸]

فرمود: «ای فضیل تو امامت را بشناس زیرا چون امامت را شناختی به تو زیان ندارد که این امر (ظهور) پیش افتد یا پس افتد هر که امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد چون کسی باشد که در لشکر اوست نه چون کسی که زیر پرچم او قرار دارد.» [۹]

روایت یاد شده دلیل دیگری است بر اهمیت شناخت امر امامت و همه‌ی این مسایل در مجموع بیانگر این هستند که برای دست‌یابی به شناخت صحیح و رسیدن به لایه‌های عمیق مسأله‌ی امامت باید تلاشی مضاعف به کار برد. نکته‌ی دیگری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند این است که هرچند مصداق بارز مد نظر امام صادق(علیه‌السلام) در روایت یاد شده به مسأله‌ی خانواده در زمان آن امام همام مربوط می‌شود بنابراین به‏طور کلی هر فردی در هر دورانی نسبت به خانواده‌ی خود مسؤولیت دارد و این مسؤولیت اهمیتش بسیار بیش‌تر از احساس تکلیف نسبت به جامعه‌ی پیرامون است.

«بنابراین این‏طور نیست که افراد فقط نسبت به خودشان تکلیف داشته باشند، بلکه نسبت به خانواده هم در صورتی که ارشاد آن‌ها را می‌پذیرند، تکلیف دارند. در زمانی که ما به سر می‌بریم، الحمدلله جامعه، جامعه‌ی امامی و شیعی است، چنین مشکلاتی وجود ندارد. بنابراین در حد نفوذ کلمه، مشمول این حدیث هستیم. هر کس به هر اندازه‌ای که دایره‌ی کلام و نفوذ و سماع از او وسعت دارد، تکلیف دارد که دعوت کند.»

یکی از مصادیق قطعی امر به معروف، به خانواده‌ها بر می‌گردد و به جرأت می‌توان ابراز داشت که این نوع از امر به معروف از ظرایف و پیچیدگی‌های مضاعفی نسبت به سایر انواع برخوردار است. چرا که در درون خانواده‌ها هرچند رابطه معمولاً دوطرفه و ناشی از اعتماد متقابل است اما حساسیت‌ها و ظرایفی که باید در نحوه‌ی رفتار و گفتار در خانواده به کار برد دو چندان است. مصداق بارز حدیث «کُونُوا دُعاهَ النّاس بِالخَیر بِغَیرِ أَلسِنَتِکُم» (کتاب الشافی، صفحه‌ی ۵۵۰؛ رجوع شود به مقاله‌ی نصایح ۱۶ با عنوان: «امر به معروف کنید ولی با غیر زبان‌هایتان») به خانواده‌ها باز می‌گردد زیرا درون خانواده شناخت افراد نسبت به هم کامل‌تر از دیگران است از این رو اگر شخصی بخواهد خانواده‌اش را به خیری دعوت کند که خودش در عمل به آن کاهل است، به‏طور حتم موفق نخواهد بود.

«ابوبصیر» از امام صادق(علیه‌السلام) درباره‌ی آیه‌ی «خود و خانواده‌ی خود را از آتش … نگه دارید»، پرسید که چگونه خانواده را باید از آتش دور نگه داشت؟ و حضرت فرمود: «آن‌ها را به انجام آن‏چه خدا فرمان داده است فرمان‏دهى و از آن‏چه خدا منعشان فرموده است، منع کنى. اگر از تو اطاعت کردند آنان را از آتش حفظ کرده‏اى و اگر نافرمانیت کردند تو وظیفه‌ات را انجام داده‏اى.»

نکته‌ی پایانی، در مورد نحوه‌ی سخن گفتن و تبیین امر امامت است. به‏طور حتم هر چه اهمیت موضوعی بیش‌تر باشد، نوع دفاع ما نیز باید قوی‌تر و مستدل‌تر باشد. می‌گویند بد دفاع کردن از دفاع نکردن هم بدتر است. به‏خاطر آن که گاهی دفاع بد ما امکانی برای حمله‌ی دشمن فراهم می‌کند به‏ خصوص در موضوعات حساسی هم‌چون امامت و ولایت که دشمنان شبانه روز در تلاش‌اند تا به نوعی ضربه‌ی خویش را وارد نموده و وجهه‌ی آن را خدشه‌دار کنند. متأسفانه علی رغم این تأکید رهبری مبنی بر دفاع مستدل، منطقی و پرهیز از گسترش حرف‌های سست و کم مایه، چند سالی است که افراد غیرمتخصص در حوزه‌های تخصصی دینی اظهار نظر می‌کنند و تأسف بیش‌تر این که اغلب، حرف‌های ضعیف و کم ارزش این‏گونه افراد به‏دلیل داشتن سمت‌های سیاسی و اجتماعی در کانون توجه عمومی و صدر اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد و این‏جاست که سخن معظم له مصداق می‌یابد:

«متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود، در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد!»

«آیت‌الله العظمی بهجت» درباره‌ی نحوه و میزان تبیین مسأله‌ی امامت بیان جالب توجهی دارند: «در هر زمان باید عده ‏اى از اهل فضل و تتبع و تحقیق وجود داشته باشند تا حجت قطعیه در امر امامت و خلافت را در اختیار مردم قرار دهند به‏گونه‏اى که فرضاً در و دیوار هم صحّت احتجاج و استدلال آن‏ها را قبول کنند.»

البته ناگفته نماند که بخش عمده‌ای از تقصیر در این زمینه بر گردن فضلا و اهل علم است که به‏ دلیل کم کاری و گوشه نشینی‌های بعضاً بی‌جهت، عرصه را برای تاخت و تاز سایر افراد با اطلاعات و داشته‌های علمی اندک باز گذاشته‌اند: «امروز این موارد است که احتیاج به تبیین و توضیح دارد. افرادی که قادرند، وظیفه دارند که آن را به‏طور متقن و مفید برای دیگران بیان کنند…. باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل، قابل تکیه، قابل فهم و قابل قبول برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود.»(*)

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- کافی ۱/ ۲۰۰/ ۱

۲- همان

۳- سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۲۴: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» ترجمه: و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن‏همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم‏] پرسید: «از دودمانم [چه‌طور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى‏رسد.»

۴- سوره‌ی تحریم آیه‌ی ۶: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگ‌هاست حفظ کنید: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سخت‌گیر [گمارده شده‏] اند. از آن‏چه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آن‏چه را که مأمورند، انجام مى‏دهند.»

۵- الشافی صفحه‌ی ۶۴۳

۶- روایت یاد شده به همراه شرح مختصر رهبر معظم انقلاب قبل از آغاز جلسه‌ی درس خارج فقه تاریخ ۷/۹/۸۹، ایراد گردید.

۷- بحارالانوار، جلد ۲۶، ص۱، ح۱؛ مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمودند: «جزوه حدیث معرفت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به نورانیت را در جانمازتان بگذارید و تا چهل روز، هر روز یک‏بار با توجه بخوانید تا به خود امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) راه پیدا کنید.»

۸- «روزی که هر مردمی را با امامشان می‌خوانیم.» سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۷۱

۹- اصول کافی، کتاب حجت، صفحه‌ی ۲۱

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن