لازمه‌ی پیشبرد گفتمان انقلاب، وحدت تاکتیکی است یا وحدت گفتمانی؟

در آستانه تشکیل مجلس شورای اسلامی یازدهم

رهبر انقلاب همواره از وحدت به‌عنوان عنصری پیش برنده در تحقق پیشرفت و عدالت به عنوان شعار دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی یاد کرده‌اند. شبهه‌ای که در این خصوص مطرح است که آیا مقصود معظم له از وحدت، صرفاً گرد هم آمدن گروه‌های سیاسی، آن‌هم بصورت تاکتیکی است؟ یا آن‌که پای مفهومی عمیق‌تر در میان است؟


امین کشاورزی / گروه سیاسی اندیشکده برهان

 

می‌توان در نقطه‌ی مقابل شکاف‌های سیاسی، انواع وحدت گروه‌ها را هم به دو دسته‌ی کلی گفتمانی و تاکتیکی تقسیم نمود، باید دانست که صرف تحقق وحدت تاکتیکی در شرایط کنونی کمکی به پیشبرد گفتمان انقلاب نخواهد کرد و وحدت گفتمانی لازمه‌ی کنونی گروه‌های ارزشی است. در این میان آن‌چه می‌تواند از اساسی‌ترین آسیب‌های این وحدت باشد، بی‌توجهی در تدقیق مبانی گفتمانی وحدت و بعد خطا در تشخیص مصادیق آن است. آنچه در زیر می‌آید، برخی مؤلفه‌های دقائق گفتمانی لازم برای وحدت است.

۱. عدالت‌طلبی؛

روحیه و اراده‌ی مبارزه با فساد، تبعیض و ویژه‌خواری در میان افراد و داشتن برنامه برای تحقق ابعاد ایجابی عدالت یکی از دقائق این گفتمان است، به طور مثال اگر چنین مؤلفه‌ای به عنوان پایه‌ی وحدت در میان فراکسیون‌های رنگارنگ مجلس هشتم وجود داشت هرگز مسئله‌ای مانند وقف یک روزه‌ی دانشگاه آزاد در این مجلس به تصویب نمی‌رسید و یا مسئله‌ی طرح نظارت بر نمایندگان در عمل تبدیل به یک مصوبه‌ی بی‌اثر نمی‌گشت.

یکی دیگر از آسیب‌ها در بین نیروهای ارزشی به اصطلاح عدالت‌خواه که عموماً از نگاه قبیله‌گرا نشأت می‌گیرد، محصور کردن ظرفیت عدالت در یک فرد است حتی تا آنجا که پس از اثبات خطاهای متعدد فرد هم‌چنان آن فرد را «رجایی» و افراد نزدیک به وی را «کشمیری» بنامیم!

۲، تحقق گفتمان پیشرفت؛

عدم برنامه‌ی شفاف و عمیق در حوزه‌های مختلف کشور یک اپیدمی برای عموم گروه‌های سیاسی کشور است. پیشرفت را اگر به دو مقوله‌ی ابعاد سخت افزاری و ظرفیت‌های نرم افزاری نظام تقسیم کنیم، جریانی می‌تواند نیازهای آینده‌ی انقلاب را برطرف کند که:

نخست؛ برنامه‌های واقعی و قابل انجام با توجه به ظرفیت‌های کشور داشته باشند.

دوم؛ ابزارهای لازم را در تیم خود داشته و همچنین در مسئولیت‌های قبلی کارنامه‌ی روشنی در این باب ارائه داده باشند.

البته آفت این مسئله، نگاه سطحی داشتن به مسئله‌ی پیشرفت است که اگر پیشرفت، منحصر در مقوله‌های عمرانی و اقتصادی و ساختن فلان سد و بهمان تونل! باشد، کارنامه‌ی دولت کارگزاران سازندگی که با نگاه تک ساحتی توسعه‌ی اقتصادی زمین سبب خسارت‌های بسیاری برای کشور شد، کارنامه‌ای مقبول دارد و به طور قطع شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور تکرار دوره‌ی کارگزاران و بازگشت تکنوکرات مآبان را نمی‌پذیرد.

توجه به بومی سازی علوم انسانی، جهت‌دهی به سطوح مختلف آموزش عالی در راستای مسائل اصلی کشور و توجه به ساخت ظرفیت‌های نرم‌افزاری نظام، تمرکز زدایی در آبادانی کشور و… از جمله‌ی دقائق تحقق پیشرفت است.

 

باور نداشتن به وجود تهاجم فرهنگی دشمن که اتفاقاً از سوی یکی از سران قوا نیز عنوان شده بود، نشان می‌دهد برخی از نیروهای ارزشی سیاست‌گذار وقعی به مهندسی کلان رهبری انقلاب در عرصه‌ی فرهنگ نمی‌نهند؛ در حالی که شخص اول مملکت نزدیک به ۳ سال است اعلام جنگ نرم نموده‌اند و حتی ریز مؤلفه‌های این جنگ را هم تبیین کرده‌اند، هنوز اتفاق ویژه‌ای در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی – اجتماعی حاکمیتی رخ نداده.

 

۳. پای‌بند و حساس بودن به مسئله‌ی آزاد اندیشی؛

تحقق آزادی به عنوان گوهری که با صیانت در صدف عقل باید از آن حفاظت شود، یکی از کار ویژه‌های بنیادین نظام جمهوری اسلامی است و جریان ارزشی باید پای‌بند به لوازم و پیامدهای منطقی آن باشد، لزوم تحمل مخالف، تعامل با نخبگان جامعه و دانشگاهیانی که ممکن است به برخی روندها و عملکردها نقد داشته باشند، از مؤلفه‌های لازم برای نیل به آزاداندیشی است، از این رو عملکرد اشخاصی که هیچ انتقادی را بر نمی‌تابند و نقدهای هر منتقدی را از جمله متدینین و دانشجویان حزب اللهی را با شکایت قضایی و تلاش برای برخورد سلبی پاسخ می‌دهند، باید در شاخص‌گذاری‌های وحدت گفتمانی نیروهای ارزشی مورد بررسی و مداقه‌ی جدی قرار گیرد.

 

۴. حرکت در جهت اولویت‌های انقلاب و نه مسائل فرعی دست چندم؛

در هر زمان برخی اولویت‌ها برای انقلاب و حرکت آن وجود دارد که در مهندسی کلان ارائه شده از سوی رهبری، مشخص می‌گردد. اما برخی افراد اتفاقاً با تابلوی ارزشی دانسته یا ندانسته با اصلی کردن مسائل فرعی این اولویت‌ها را لحاظ نمی‌کنند، به عنوان مثال وقتی در وقایع پس از انتخابات سران فتنه آشکارا از قانون اساسی عبور کردند و مایه‌ی امید استکبار و ضد انقلاب قرار گرفتند و در حالی که استراتژی رهبری شفاف‌سازی در فضای فتنه و تبیین آن توسط خواص و سیاسیون بود، برخی از نیروهای ارزشی! سکوت و عافیت‌طلبی را ترجیح دادند و یا جرم سران فتنه را با یکی از سران قوا برابر دانستند! و یا در حالی که اولویت اصلی کشور مسائل اقتصادی است برخی با نگاه نقطه‌ای و ضریب دادن بی‌مورد رسانه‌ای به افراد حاشیه‌ای، مسائل اصلی کشور را به غلط تحت الشعاع قرار دادند.

جمع بندی

جهت‌گیری آرای عمومی در انتخابات نشان داده است، آرای مردم کمتر متأثر از شیوه‌ها و روش‌های تبلیغاتی مرسوم شکل می‌گیرد و هم‌افزایی‌های گفتمانی و سبد آرای هر یک از افراد پیروز نشان می‌دهد مردم خود با توجه به دغدغه‌ها و مطالباتشان به سمت و سوی کاندیدایی که بیشترین قرابت را با آنان دارد جذب شده و هر یک ستاد انتخاباتی گردیده و به موتور محرکی برای رأی سازی بدل می‌شوند که این در میان توده‌های انقلابی و متدین با توجه به نیت‌های غیرمادی و خالصانه بیش از پیش وجود دارد. با ذکر آنچه رفت به نظر می‌رسد وحدت گفتمانی میان توده‌های مردم براساس موارد یاد شده، امری اجتناب ناپذیر است، از این رو گروه‌ها و جریان‌های سیاسی هم اگر موفقیت خود را در عرصه‌ی سیاسی کشور می‌خواهند باید هم‌جهت با مردم در این راستا حرکت کنند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن