بررسی تهدید در مکاتب مختلف فکری و ارزیابی از وضعیت ایران و آمریکا

فرصتِ تهدید – بخش 1

مقابله‌ی با تهدید از مهمترین اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. کلان پروژه‌ای که تدوین و استقامت بر شیوه‌ی صحیح آن می‌تواند ثبات در پیشرفت را در بخش مهمی از سیاستگذاری کشور تضمین نماید. بر همین اساس الگوی «فرصتِ تهدید» منطبق بر شیوه‌ی مدیریّت آیت الله خامنه‌ای برای پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان سیاست ایشان را در برابر تهدیدات آمریکا فهم نمود به کار گرفته می‌شود.


محسن خاکی / گروه سیاسی اندیشکده برهان

 

چکیده

مسئله‌ی مقابله با تهدیدات خارجی از جمله مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی کلان نظام جمهوری اسلامی ایران است. ساختار و مؤلّفه‌های مختلف جمهوری اسلامی همواره از سوی واحدهای سیاسی دیگر مورد تهدید قرار گرفته و این مسئله به بخش قابل توجه سیاست نظری و عملی در ایران تبدیل شده است. در این بین الگوی رفتار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تهدید از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی تدوین می‌شود. الگوی نظری و عملی که بستگی و پیوستگی مناسب آن با زمینه و فرهنگ جامعه‌ی ایرانی موجب افزایش مقاومت و پایداری کشور ایران در قبال تهدیدات خارجی شده است. بر اساس این الگو حضرت آیت الله خامنه‌ای ضمن عدم استقبال از مورد تهدید واقع شدن، با توجه به پتانسیل اتحاد جامعه‌ی ایرانی در مقابل نیروی بیگانه، با مهندسی معکوس تهدیدهای غیر قابل دفع و بهره برداریِ مثبت از تهدید آن را به فرصتی برای پیشرفت مبّل می‌نماید. از این رو سؤال اصلی این پژوهش این خواهد بود؟ الگوی نظری و عملی آیت الله خامنه‌ای در برابر تهدید آمریکا چیست؟ در پاسخ بیان می‌شود که آیت الله خامنه‌ای با مبانی نظری اسلامی همچون اعتقاد به سنت‌های الهی، با بهره برداری مثبت از تهدیدات آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی آن را به فرصتی برای پیشرفت ایران مبدّل کرده است. نتیجه اینکه در هر حوزه‌ای که حجم تهدید بیشتر صورت گرفته است، پیشرفت‌ها نیز فزونی یافته است.

مقدمه

اهمیّت تهدید به اندازه‌ی اهمیّت مسئله‌ی امنیّت است. پیچیدگی‌های مفهوم تهدید به دلیل ماهیّت انتزاعی آن نسبت به انواع امنیّت سبب حساسیّت های علمی در درک از مقوله‌ی تهدید شده است. در واقع تهدید یا احساس تهدید به عنوان یک مقوله‌ی بحث برانگیز که بسیار با احساسات مرتبط و شدیداً تحت تأثیر مفروضات و هنجارهاست. معماهای امنیّتی ان گاه به وجود می‌آیند که بقاء، استقلال یا استمرار یک واحد سیاسی از سوی دیگران مورد تهدید قرار بگیرد. (کلودزیچ، ۱۳۹۰: ۱۱) شرایط سیاسی و جغرافیایی پیرامونی جمهوری اسلامی ایران در کنار مؤلّفه های ژئوپلیتیکی ایالات متحده آمریکا در نسبت با شرایط خاص حاکم بر نظام بین الملل، مستعد بروز طیفی از انواع تهدیدات با رویکردهای متنوع است.

از این رو مقابله‌ی با تهدید از مهمترین اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. کلان پروژه‌ای که تدوین و استقامت بر شیوه‌ی صحیح آن می‌تواند ثبات در پیشرفت را در بخش مهمی از سیاستگذاری کشور تضمین نماید. بر همین اساس الگوی «فرصتِ تهدید» منطبق بر شیوه‌ی مدیریّت آیت الله خامنه‌ای برای پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان سیاست ایشان را در برابر تهدیدات آمریکا فهم نمود به کار گرفته می‌شود.

در طراحی الگوی «فرصت تهدید» چهار مؤلّفه در ارتباط با یکدیگر مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرند:

۱)     حوزه‌ی مفهومی و شناختی مسئله‌ی تهدید

۲)     حوزه‌ی تحلیلی؛ به معنای بررسی تهدید ایالات متحده و نسبت آن با نظام جمهوری اسلامی

۳)     حوزه‌ی رویکردی؛ به معنای نحوه‌ی مواجهه‌ی با تهدیدات خارجی از سوی حضرت آیت الله خامنه‌ای با تهدید خارجی

 

۱-حوزه مفهومی تهدید

تهدید[۱] را امکان به وحشت انداختن، ترساندن یا ایجاد فاجعه برای یک فرد یا جامعه، آسیب زدن به کسی یا چیزی، نتایج ناخوشایند به بار آوردن (۲۰۰۵: ۲۴۶،Oxford) تعریف کرده‌اند. در بیان دیگری تهدید را فشار منفی عامل خارجی، نبود امنیّت و کاهش دامنه‌ی اختیارات یک حکومت و فهم یک دشمن یا شرایط خطرناک و پیش آمدن محدودیّت توصیف کرده‌اند. (۱۹۹۹: ۱۱۸،Richard) در هستی شناسی تهدید باید گفت که تهدید نه یک پدیده بلکه یک «ارزیابی» محسوب می‌شود که می‌توان آن را به مجموعه‌ای از انواع کنترل بر پدیده‌های سیاسی اجتماعی درک کرد. در واقع تهدید شامل موضوع، مسئله، مشکل، معضل، خطر، بحث و بحران در مدیریّت یک پدیده‌ی سیاسی و اجتماعی تلقی شود. (افتخاری، ۱۳۸۶: ۱۶۸)

در منطق علم سیاست و به خصوص روابط بین الملل، امنیّت و تهدید دو مفهوم به هم وابسته بودند و امنیّت را به معنای نبود تهدید تلقّی می‌کردند. پس از آن و با تدقیق مطالعات پیرامون امنیّت و تهدید، معانی جدیدی از ادراک تهدید عرضه شد. بر همین اساس واقع گرایان در روابط بین الملل، نامتقارن بودن قدرت و نابرابری آن را دلیل پندار تهدید در کشورهای ضعیف نسبت به کشورهای قوی‌تر می‌دانند. چرا که در منطق آنارشیک روابط بین الملل مانعی برای توسّل به ابزار اجبار آمیز در کشورهای قوی نسبت به واحدهای ضعیف‌تر وجود ندارد. از این رو هم واقع گرایان کلاسیک و هم ساختاری تهدیدها را تابعی از نابرابری و نامتوازن بودن قدرت‌ها می‌دانند. (Doyle, 1997: 168) یا تأثیری که داشتن هویّت مشترک (حسب آنچه سازه انگاران معتقدند) در فهم از وجود و میزان تهدید دارد در این زمینه قابل مطالعه است. (لطفیان، ۱۳۹۰: ۱۷۸)

بر اساس آنچه گفته آمد تهدید مدّ نظر در این پژوهش در حوزه‌ی روابط بین الملل قابل طرح بوده و به معنای «پنداشت رهبران و تصمیم گیران یک کشور از وجود امکان قوی توأم با شواهد عینی از آسیب، نسبت به بقا، تداوم و حرکت مادی و معنوی نظام سیاسی در سمت اهداف خویش است.»

 

۱-۱-تهدید در مکاتب امنیّتی

۱-۱-۱-نظریه توازن تهدید

استفان والت[۲] با تغییر در نظریه‌های رئالیستی که توازن قوا را عامل ایجاد اتحادها می‌داند، درک تهدید از سوی دیگران را عامل تعیین کننده رفتار کشورها در روابط بین الملل دانسته و معتقد است کشورهای قدرتمند با ایجاد اتحاد در مقابل تهدید می‌ایستند و کشورهای ضعیف نیز یا به تهدید می‌پیوندند یا با آن همرنگ می‌شوند. نظیر آنچه از اتحاد در اروپا در جنگ‌های جهانی اول و دوم رخ می‌داد. (ایکنبری، ۱۳۸۲: ۱۲۶) این نظریه معتقد است که کشورها علیه قدرت به موازنه نمی‌پردازند بلکه در مقابل قدرت تهدید کننده دست به شکل گیری اتحاد می‌زنند. والت چهار مؤلّفه را در سنجش و پنداشت تهدید از سایر واحدهای سیاسی موّثر می‌داند: ۱) قدرت به معنای وسعت، جمعیّت، ثروت، قدرت اقتصادی و قدرت نظامی؛ ۲) همسایگی و نسبت جغرافیایی؛ ۳) توانایی‌های تهاجمی؛ ۴) قصد و انگیزه‌ی تهاجمی. (ایکنبری، ۱۳۸۲: ۲۰۳) این نکته به این معناست که صرف داشتن قدرت برای درک تهدید توسّط کشورهای دیگر کفایت نمی‌کند. بلکه مجموعه‌ای از عوامل چهارگانه سبب ایجاد اتحادها له یا علیه تهدید یک کشور خاص می‌شود. یعنی چه بسا اتحادی از کشورها در یک منطقه علیه کشوری که توانایی و قدرت محدود، اما انگیزه‌های تهاجمی یا عنصر همسایگی را دارد رخ دهد. این نکته مرتبط با درک رهبران از میزان تهدید در یک ژئوپلیتیک خاص است. جدول زیر شاید بتواند به اجمال قشربندی کشورها در تهدید دیگران را بر اساس نظریه والت توضیح دهد:

 


شکل ۱: قشربندی کشورها در میزان تهدید

 

۱-۱-۲-تهدید در نظریه سازه انگاری[۳]

آنچنان که پیش از این آمد برای سازه انگاران هویّت و هنجارها در درک تهدید موضوعیّت دارد. در واقع سازه انگاری، امنیّت را از طریق هویّت ها و ارزش‌های مشترک دنبال می‌کند، نه موازنه‌ی قوا و تهدید. بنابراین هماهنگی در تفکّر، عقاید، درک مشترک و تشخیص‌های مشترک می‌تواند زمینه‌ی همکاری و اعتماد بین واحدها را فراهم کرده و زمینه‌ی بروز تهدید یا درگیری را کاهش دهد. (Wendet, 1995:42) بنابراین با ایجاد روابط پایدار و تعاملات گسترده و درک و تفاهم مشترک می‌توان اعتماد متقابل ایجاد کرد و ریشه‌ی تهدید را از بین برد.

 

۱-۱-۳-تهدید در مکتب ولز[۴] (نظریه انتقادی)

امنیّت در این مکتب معنایی وسیعتر از مفاهیم موجود داشته و با اختیار کردن مردم به عنوان مرجع امنیّت معتقد است که با مشارکت آزادانه و فارغ از محدودیّت های انسانی و محیطی و با انتخاب افراد و گروه‌ها صورت می‌گیرد. (Jacoby and Sasley, 2002: 7-8) در واقع این مکتب مخاطب تهدید را مردم معرفی می‌کند و نه دولت. به عبارت دیگر واحد تهدید کننده با القای محرومیّت نسبی» در مخاطب تهدید، میان داشته‌های او و مطلوب‌های او القای فاصله کرده و تلاش می‌کند نارضایتی را در میان عموم گسترش دهد. در واقع تهدید به انتظارات مردم از وضعیّت مطلوب و وضعیّت فعلی آن‌ها مربوط می‌شود. بنابراین می‌توان سیر پنداشت تهدید در این مکتب را به ترتیب چنین بیان نمود:

۱)     نابسامانی وضعیّت موجود و القای یأس نیّت به دست یابی به وضع مطلوب

۲)     توسعه‌ی نارضایتی در میان عموم مردم و ایجاد هسته‌های مقاومت با انگیزه‌های مشابه (سازماندهی) در مقابل دولت مستقر

۳)     بعث و تهییج هسته‌های مقاومت برای ایجاد ناامنی، شورش، اعتصاب و… (عبدالله خانی، ۱۳۸۳: ۲۶۴)

 

۱-۱-۴-تهدید در مکتب کپنهاگ[۵]

در کتاب «امنیّت، چارچوب جدیدی برای برای تحلیل»[۶] دیدگاه سنّتی که امنیّت را از مسیر نظامی گری دنبال می‌کند نفی می‌شود، و تهدید را از تعریف ضیق نظامی آن خارج کرده و در پنج محور نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی وارد می‌کند. (Buzan, Waver, & Wilde, 1998: 21-22). این نحله‌ی فکری معتقد است که تهدید و موضوعات امنیّتی بیش از آنکه جنبه‌های عینی داشته باشند به پنداشت و برداشت یک کنشگر سیاسی از پدیده‌ها بستگی دارد. یعنی در تمام جنبه‌هایی که امنیّت معنی می‌یابد نیز تهدید معنا دار است. در واقع بسیاری از بحرانهای خارجی به دلیل تهدید کشور ایجاد می‌شوند، و معنای امنیّت در ارتباط با تهدیداتی درک می‌شود که امکان آسیب پذیری را ایجاد می‌کنند. (Ayoob,1997: 145) کپنهاگی‌ها امنیّت ملّی را در تعامل با هویّت ملّی معنا کرده و معتقدند که هویّت ملّت‌هاست که می‌تواند امنیّت ملّی را به ارمغان بیاورد و بقای دولت‌ها و استمرار آن‌ها تنها از سوی عوامل نظامی مورد تهدید قرار نمی‌گیرند بلکه بخش‌های پنجگانه‌ی پیشین (نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی) در کنار هم باید مورد توجه قرار بگیرند (Chena, 2008: 28).

بنابراین همچنان که تهدید نظامی به دلیل آنکه اقدام نظامی می‌تواند همه‌ی بخش‌های دولت را تهدید کرده (بوزان، ۱۳۹۰، ۱۴۱) می‌توان از تهدید سیاسی که در آن ایدئولوژی، و انطباق هویّت های فرهنگی و قومی و مشروعیّت نظام سیاسی مورد تهدید قرار می‌گیرد (بوزان، ۱۳۹۰: ۱۴۴) سخن گفت. در کنار این تهدید اقتصادی و اجتماعی را می‌توان پیچیده‌ترین و سخت‌ترین نوع تهدید برای امنیّت ملّی دانست، زیرا دولت هدف به دلیل ناتوانی در تأمین مایحتاج اصلی عمومی و پشتیبانی از نیروهای نظامی خویش با مشکل مواجه شده و در نتیجه امنیّت ملّی‌اش دچار مخاطره می‌گردد. (بوزان، ۱۳۹۰: ۱۴۸ -۱۵۶) بنابراین نباید به دلیل محدود دیدن امنیّت در اقدامات نظامی از تهدیدات مهم غیر نظامی که بقا و استمرار واحد سیاسی را تهدید می‌کند غفلت نمود.

شکل ۲: حوزه‌های امکان تهدید در مکتب کپنهاگ

 

۲-رابطه‌ی تهدید شوندگی میان ایران و آمریکا

مهم‌ترین دولتی که در فضای بین الملل در وضعیّت تخاصم و تهدید کنندگی با جمهوری اسلامی ایران به سر می‌برد، دولت ایالات متحده امریکاست. غرض کشور تهدید کننده در این میان سرکوب نظام سیاسی تهدید شونده از طریق اجبار یا کنار آمدن و شراکت در منافع یا خنثی سازی است. (دهشیار، ۱۳۹۴: ۲) این نوع از رابطه دارای زمینه‌هایی تاریخی و معاصر بین دو کشور است.

 

۲-۱-زمینه‌های رابطه‌ی تهدید آمیز ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران

 

۲-۱-۱-تصویر از خود و دیگری

رابطه‌ی تهدید آمیز آمریکا نسبت به ایران ارتباطی تامّ به تصویر دو کشور از خود و از یکدیگر دارد. اینکه دو کشور درباره‌ی خود و دیگری به چه چیزی می‌اندیشند دلیل این رابطه محسوب می‌شود. به طور مشخص از سقوط دولت مصدق در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و پس از آن در ماجرای اصلاحات ارضی، کاپیتولاسیون و حمایت‌های بی وقفه‌ی ایالات متحده از شاه در برابر تقابل امام خمینی (ره) با شاه و سیاست‌های آمریکایی و سپس در حمایت این کشور از صدام در جنگ تحمیلی و … همه بر سیاه شدن ذهنیّت ایرانیان از ایالات متحده مؤثّر بوده است.

جمهوری اسلامی نسبت به گفتمان لیبرال دموکراسی یک نظام تهدید پایه محسوب می‌شود. به عبارت دیگر حتّی عقب نشینی انقلاب اسلامی ایران از محور مقاومت، صدور انقلاب و یا حمایت از مستضعفین، بازهم سبب نمی‌شود که از شدت خطر و آسیبی که از حیث نظری به گفتمان سیاسی و اجتماعی آمریکا وارد می‌کند بکاهد.

در طرف مقابل ایالات متحده، ایران را انقلابی اسلامی می‌داند که بسیاری از منافع این کشور در منطقه‌ی ایالات متحده در آسیا را از بین برده است. به طور مثال پس از خروج انگلیس از منطقه‌ی خلیج فارس، ایالات متحده برای جبران این خلاء و همچنین سلطه‌ی بیشتر در منطقه، بر اساس دکترین دو ستونی نیکسون[۷]، ایران و عربستان سعودی را به عنوان ژاندارم‌های خود در منطقه انتخاب کرده و عملاً ایران را به بخشی از نیروی ایالات متحده تبدیل نموده بود. (امینی، ۱۳۸۱: ۱۹۹) حال پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ سیاست ضد ایالات متحده و شرقی ایران می‌تواند نظام امنیّتی آمریکا در منطقه را به شدت به چالش بکشد. این نکته زمانی که به ماجرای اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری ۴۴۴ روزه‌ی کارکنان سفارت امریکا، یا مقاومت عمومی ملّت ایران در برابر تجاوز صدام اضافه شود؛ بیانگر تصوّر منفی توأم با ترس و احتیاطِ آمریکا از جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

 

۲-۱-۲-تهدید گفتمانی ایالات متحده توسّط ایران

جمهوری اسلامی نسبت به گفتمان لیبرال دموکراسی یک نظام تهدید پایه محسوب می‌شود. به عبارت دیگر حتّی عقب نشینی انقلاب اسلامی ایران از محور مقاومت، صدور انقلاب و یا حمایت از مستضعفین، بازهم سبب نمی‌شود که از شدت خطر و آسیبی که از حیث نظری به گفتمان سیاسی و اجتماعی آمریکا وارد می‌کند بکاهد. در این تحلیل ذات انقلاب اسلامی به عنوان یک واحد سیاسی برای انگاره‌ی لیبرال دموکراسی خطرناک است و به مثابهی یک «ضدّ و دیگر» محسوب می‌شود. از این رو فراروایت انقلاب اسلامی از جهان در مرزهای گفتمانی ایالات متحده مهمترین چالش نظری نظام سیاسی در آمریکا می‌باشد. بنابراین تهدید ایالات متحده توسّط ایران فراتر از یک امر تاکتیکی بلکه خصیصه‌ای فرا راهبردی تلقّی می‌شود.

در مناسبات غرب با جمهوری اسلامی ایران، محور اصلی ارزیابی امنیتی معطوف به مسئله هویت است که از نسبت دو هویت اسلامی و سکولار پرسش می‌کند. هانتینگتون همین وجه از راهبرد امنیتی امریکا را برجسته ساخته است؛ آن جا که پس از تعریف مؤلفه‌های هویتی غرب در کتاب ما که هستیم؟ (۲۰۰۴‌,Huntington‌)، به گسست‌های هویتی بین غرب و دیگران پرداخته است و مدعی می‌شود که در میان هویت‌های هفت گانه موجود، صرفاً مؤلفه‌های هویتی اسلامی است که به دلیل مقاومت دربرابر «تمدن غربی»، سزاوار برخورد و سرکوب است. (Huntington, 1996: ch. 10) از این منظر، رسالت غرب بر هضم و یا حذف روایت مستقل از اسلام، به رهبری جمهوری اسلامی ایران است که درقالب سیاست‌های مختلفی (اعم از سخت افزارانه یا نرم افزارانه) دنبال شده است. (افتخاری، ۱۳۹۱: ۱۱)

 

۲-۱-۳-درک بیشتر از تهدید ناشی از تجربه‌ی ناکام مذاکره

متغیّر دیگری که به شدت بر پنداشت رهبران جمهوری اسلامی از عمق و وسعت تهدید آمریکا اثر منفی می‌گذارد در تجربه‌ای است که کشورهای دیگر و ایران از میز گفتگوی با ایالات متحده دارند. استفان والت معتقد است که «بسیار سخت است که امریکا قدرتمند محسوب شود، زمانی که هیچ کسی به کلماتی که می‌گوید اعتماد ندارند.» او معتقد است ایالات متحده به دلیل عهد شکنی در موارد بسیاری در حال از دست دادن قدرت خویش است. (Walt, 2018) تجربه‌ی برجام و خروج آمریکا از این توافق چند جانبه، از سختی و البته پرهزینه بودن امکان مذاکره‌ی مجدد ایران با آمریکا حکایت می‌کند. بنابراین در پس این بی اعتمادی، مفهوم تهدید در ذهن تصمیم گیران دو کشور بهره‌ی بیشتری از آلیّت برای رسیدن به منافع می‌یابد.

 

۲-۱-۴- ارزیابی دو کشور از وجود تهدید

بنابراین در پنداشت و سنجش رهبران ایران به خصوص حضرت آیت الله خامنه‌ای، ایالات متحده مهمترین و بزرگترین تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود به طوری که ایشان به عنوان توصیه به جوانان ایران از ایشان می‌خواهند که دشمنی با آمریکا را فراموش نکرده، زیرا امریکا ذاتاً سلطه گر و سلطه جوست و این بخشی از ذات آمریکاست. (آیت الله خامنه‌ای ، ۱۲ آبان ۱۳۹۷) از سوی دیگر نیز در گزارش ارزیابی جامعه‌ی اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۱۸ از تهدیدات جهانی علیه این کشور که در ماه فوریه منتشر شده است کلمه‌ی ایران بیش از چین، کره شمالی و حتی داعش در این ارزیابی تکرار شده است (worldwide threat assessment, 2018) که نشان دهنده‌ی حساسیّت ایالات متحده در موضوع ایران می‌باشد:

 

شکل ۳: تکرار نام دشمنان در ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا ۲۰۱۸

 

 منابع

۱.      افتخاری، اصغر (۱۳۸۶) معرفی کالبد شکافی تهدید، مجله مطالعات دفاعی و امنیتی » تابستان و پاییز ۱۳۸۶ شماره ۴۷ و ۴۸

۲.      افتخاری، اصغر و کلانتری، فتح الله (۱۳۹۳)، بررسی و تبیین راهبرد تهدید در مقابل تهدید در سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران، مجله سیاست دفاعی، شماره ۸۸

۳.      افتخاری، اصغر (۱۳۸۷ ج). ارزش و دانش: مقدمه‌ای بر دانشگاه اسلامی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع) و پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی

۴.      افتخاری، اصغر (۱۳۹۱)، ارزیابی سیاست ضد ایرانی غرب؛ رویکردی امنیتی، جستارهای سیاسی معاصر، سال سوم، شماره ۱

۵.      امینی، علی‌رضا (۱۳۸۱) تاریخ روابط خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر

۶.      امینیان، بهادر و عسگریان، محسن، (۱۳۹۳)، دیپلماسی اجبار آمیز، کارویژه تهدید به کارگیری گزینه نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، مجله سیاست دفاعی، سال بیست و سوم، شماره ۸۹

۷.      بوزان، باری، (۱۳۹۰)، مردم دولتها و هراس، ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.

۸.      جان ایکنبری، جی، (۱۳۸۲‌)، تنها ابرقدرت: هژمونی آمریکا در قرن ۲۱‌، ترجمه عظیم فضلی پور، تهران، انتشارات ابرار معاصر

۹.      دهشیار، حسین، (۱۳۹۴)، شاکله استراتژی امنیّتی ایران، فصلنامه سیاست جهانی، دوره ۴، شماره ۳

۱۰.  سایت آیت الله خامنه‌ای: (www.khamenei.ir)

۱۱.  عبدالله خانی، علی، (۱۳۸۳)، فرضیه‌های امنیّت مقدمه‌ای بر طرح ریزی دکترین امنیّت ملّی، تهران، انتشارات ابرار معاصر

۱۲.  فوران، جان، (۱۳۷۸)، مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی)، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا

۱۳.  کلانتری، فتح الله و افتخاری، اصغر، (۱۳۹۳)، بررسی و تبیین راهبرد تهدید در برابر تهدید در سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران، مجله سیاست دفاعی، سال بیست و دوم، شماره ۸۸

۱۴.  کلودزیچ، ادوارد، (۱۳۹۰)، امنیّت و روابط بین الملل، ترجمه نادر پورآخوند، تهران، نشر پژوهشکده مطالعالت راهبردی

۱۵.  گروه مطالعاتی امنیّت ملّی، (۱۳۸۷)، تهدیدات نرم آمریکا و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، دانشگاه عالی دفاع ملی

۱۶.  لطفیان، سعیده (۱۳۹۰)، پندار از تهدید و سیاست‌های امنیّت ملّی جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه روابط خارجی، سال سوم، شماره اول، بهار

۱۷.  Alexander Wendet, (1995), Constructing International Politics, International Security, Vol.20, No.1

۱۸.  Ayoob, M. (1997). “Defining Security: A Subaltern Realist Perspective”. In Krause K. & Williams M. (Eds.), Critical Security Studies: Concepts and Cases (pp. 121-146). University of Minnesota Press.

۱۹.  Buzan, B. Waver, O. & Wilde, J. D. (1998). Security: A New Framework for Analysis, Lynne Rienner.

۲۰.  Chena, S. (2008). “L’ E Cope De Copenhaguen Relations Internationales”, in Revue Asylon, No. 4

۲۱.  Doyle, Michael W. 1997. Ways of War and Peace: Realism, Liberalism, and Socialism, New York: Norton.

۲۲.  Oxford Advanced Learner’s Dictionary (2005), 7th edition: London, Oxford Press;Threat.

۲۳.  Richard Wyn Jones (1999), Security, Strategy and critical Theory: LondonmLynne Rienner publishers.

۲۴.  Huntington, Samuel P. (1996). The Clash of Civilizations and the Remaking of‌ World‌ Order, New York: Simon & Schuster

۲۵.  Huntington‌, Samuel‌ P. (2004‌). Who Are We? The Challenges to America‌’s National‌ Identity, NewYork: Simon & Schuster

۲۶.  Jacoby, Tami Amanda & Sasley, Brent (2002), The Middle East Peace Process: Interdisciplinary, Manchester University Press

 

۲۷.  Statement for the record worldwide threat assessment of the U.S intelligence community, (2018) Available from: https://www.dni.gov/files/documents/Newsroom/Testimonies/2018-ATA—Unclassified-SSCI.pdf ()

۲۸.  State of Iran Survey Series (Dec 2018 wave), Available from: https://www.iranpoll.com/publications/state2018

۲۹.  Walt, Stephen (2018), America Can’t Be Trusted Anymore, Available from: https://foreignpolicy.com/2018/04/10/america-cant-be-trusted-anymore/

[۱].Threat
[۲].Stephen Walt
[۳].Constructivism
[۴]. Welsh School
[۵]. Copenhagen School
[۶]. Security: A New Framework for Analysis
[۷]. Richard Nixon

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن