درون‌زایی پویا و برون‌نگری هوشمند کلید جهش تولید در «عصر فرانفت» – بخش دوم

بررسی رهیافت‌های کلی تولید در تاریخ اقتصاد ایران

ویژگی اصلی دوره پیشانفت برقراری ارتباط مجدد با کشورهای پیشرفته غربی، مقهور شدن حاکمان ایران در مقابل پیشرفت‌های دول اروپایی و غربی (چه درنتیجه شکست در جنگ و چه بازدید شاه از ممالک فرنگی)، تغییر الگوی کشت از معیشتی به تجاری، واگذاری امتیازات گوناگون بهره‌برداری انحصاری از منابع طبیعی و تجاری ایران به این کشورها، احداث اولین بانک‌های اروپایی در ایران و استقراض‌های مکرر شاهان قاجار از این بانک‌هاست


روح‌الله سبزی / گروه تاریخ اندیشکده برهان

در ادامه بخش اول

  • درون‌زایی ایستا و برون‌نگری غیرهوشمندانه (از ۱۰۰۹ تا ۱۲۴۲ شمسی)

با تمام تلاشی که شاه‌عباس اول برای ایجاد یک تحول اساسی در نظام اقتصادی و سیاسی ایران نمود و برخی مورخین غربی از آن به‌عنوان «تحول عظیم» یادکرده‌اند (۲۲) وی فرصت نیافت این نظام را تکمیل و تثبیت نماید و با مرگ وی در سال ۱۶۲۹ میلادی اصلاحات اقتصادی نیمه‌تمام ماند (۲۳). رویکرد درون‌زایی پویا که میراث شاه‌عباس محسوب می‌شد تا چندین نسل بار تأمین هزینه‌های کشورداری شاهان صفوی را کشید امّا غیرهوشمندانه عمل کردن جانشینان سلطان بزرگ صفوی در عرصه برون‌نگری باعث شد تا ایران رفته‌رفته در رقابت با ممالک پیشرو دنیای آن زمان عقب بماند و پویایی تولید و شکوفایی اقتصادی نیز به‌تدریج از دست برود. «شکاف تکنولوژیکی» (۲۴) بین ایران و اروپا که شاه‌عباس به دنبال ترمیم آن بود با مرگ او بار دیگر تعمیق گردید و درنتیجه کالاهای صنعتی و فرآوری شده ایران قدرت رقابت خود با محصولات مشابه خارجی را ازدست‌داده و خام فروشی افزایش یافت. عامل دیگری که بر کاهش تولید و تجارت مؤثر بود کاهش امنیت شبکه راه‌ها بخصوص راه‌های تجاری بود. به‌گونه‌ای که علاوه بر راهزنان برخی راهدارانی نیز که مسئول برقراری امنیت بودند به عامل ناامنی و ایجاد نارضایتی برای تجار خارجی تبدیل شدند (۲۵).

متعاقب وقایع ذکرشده در دهه‌های آخر سده هفدهم میلادی، تراز تجاری ایران منفی شده و خروج ارز از کشور شدت گرفته و تورم افزایش یافت. عمده‌ترین مراکزی که پول نقد ایران را جذب می‌نمودند هلند و هندوستان بودند. هلندی‌ها بنا به گفته مشهور فریر «سالانه چندین تن طلا و نقره ایران را جذب می‌کردند» هندوستان نیز در ازای صادرات پنبه و پارچه به ایران پول نقد مطالبه می‌کرد، بدین ترتیب دو محصول صادراتی برتر ایران به کالاهای وارداتی به‌شدت ارزبر تبدیل شدند. بدین ترتیب «تومان» ایرانی که زمانی موضع مستحکمی در برابر پول‌های فرانسه، ایتالیا، انگلستان و اسپانیا داشت ۳۳ درصد از ارزش خود را از دست داد و بازار اصفهان در سال ۱۰۶۳ بسته شد. مشکلات مالی و چندین دوره قحطی دولت صفوی را به فروش مناصب دولتی به ناشایستگان، فساد و ازدیاد فشار فزاینده‌ی مالیاتی بر مردم کشاند. بحران اقتصادی و بی‌کفایتی دو شاه آخر سلسله صفوی تضعیف ارتش و درنهایت سقوط این سلسله به دست محمود افغان را به دنبال داشت. بی ثباتی سیاسی رفت‌و آمدهای حکومت‌های افغان‌ها، نادرشاه، کریم‌خان و روی کار آمدن قاجار، جابجایی اجتماعی، جنگ‌های متعدد داخلی و خارجی، قحطی، بیماری و مهاجرت و فروپاشی اقتصاد و جمعیت کشور را موجب شد. از اواخر سده هفدهم تا سده نوزدهم که تماس‌های ایران با غرب در حال صنعتی شدن روزبه‌روز کاهش می‌یافت، همه شیوه‌های تولید کشور دست‌نخورده باقی ماند امّا همگی مانند دولت به‌عنوان یک واحد اقتصادی به نحو آشکاری تضعیف شدند. سده هجدهم سده تحول وارونه در مقیاس عظیم بود و پیامدهای آن در رابطه با فرصت‌های عظیم ازدست‌رفته، اثرات منفی خود را بر ایران سده‌های نوزدهم و بیستم برجای نهاد (۲۶).

رویکرد درون‌زایی پویا که میراث شاه‌عباس محسوب می‌شد تا چندین نسل بار تأمین هزینه‌های کشورداری شاهان صفوی را کشید امّا غیرهوشمندانه عمل کردن جانشینان سلطان بزرگ صفوی در عرصه برون‌نگری باعث شد تا ایران رفته‌رفته در رقابت با ممالک پیشروی دنیای آن زمان عقب بماند و پویایی تولید و شکوفایی اقتصادی نیز به‌تدریج از دست برود. تعمیق «شکاف تکنولوژیکی» بین ایران و اروپا، خام فروشی، فقدان قدرت رقابت تولیدات صنعتی با محصولات مشابه خارجی، کاهش امنیت شبکه راه‌ها، منفی شدن تراز تجاری کشور، خروج بی‌رویه ارز، افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی، کاهش تماس با ممالک پیشرفته درنتیجه جنگ‌های متعدد داخلی و خارجی ازجمله ویژگی‌های این دوره است.
دوره‌ی برون‌زایی و درون‌نگری (از ۱۲۴۲ تا پیش از انقلاب اسلامی)

برون‌زایی درون‌نگر یعنی توسل به خارج برای تأمین نیازهای داخلی بدون کسب توان رقابت با کالاهای خارجی. این دوره که آغاز تضعیف شدید تولید داخلی و وابستگی به بیگانگان است به دو بخش پیشانفت و پسانفت قابل تقسیم است.

  • عصر پیشانفت (از ۱۲۴۲ تا ۱۳۳۳)

با جنگ‌های ناپلئونی و تماس مجدد اروپاییان با ایران پس از یک دوره طولانی در اواسط سده نوزدهم دوره جدیدی آغاز گردید. چون فرانسه و انگلیس خواهان روابط دوستانه با ایران شدند درحالی‌که روسیه بار دیگر به ایران تجاوز کرده بود. ویژگی اصلی این دوره مقهور شدن حاکمان ایران در مقابل پیشرفت‌های دول اروپایی و غربی (چه درنتیجه شکست در جنگ و چه بازدید شاه از ممالک فرنگی)، واگذاری امتیازات گوناگون بهره‌برداری انحصاری از منابع طبیعی و تجاری ایران به این کشورها، احداث اولین بانک‌های اروپایی در ایران و استقراض‌های مکرر شاهان قاجار از این بانک‌هاست که برآیند این عوامل سرآغازی بود بر تفوق ایده توسعه وابسته در کشور و نابودی تولید داخلی به بهای خام فروشی و واردات کالاهای مصرفی از خارج. یکی از روش‌های دولت مرکزی برای پاسخگویی به بحران مالی خود روی آوردن به‌نوعی «سیاست تعدیل ساختاری بدوی» بود و برای اولین بار عده‌ای با پرداخت وجوهی و با خرید زمین به‌صورت مالک درآمدند (۲۷)؛ پس از مشروطیت و در سال ۱۹۰۶ میلادی، نیز خصوصی‌سازی مالکیت زمین رشد بیشتری یافت (۲۸). یکی دیگر از روش‌های تأمین مالی این دوره واگذاری امتیازات انحصاری به بیگانگان به‌ویژه روس و انگلیس بود، امتیاز توتون و تنباکو، امتیاز نفت، امتیاز بازار قرضه از مهم‌ترین این امتیازات بودند، اما عجیب‌ترین امتیاز به رویتر واگذار شد. بنا به گفته لرد کرزن امتیاز رویتر «کامل‌ترین‌ و خارق‌العاده‌ترین مورد تسلیم تمامی منابع صنعتی یک کشور به خارجیان است در حدی که کسی خوابش را هم نمی‌دیده تا چه رسد به تحقق آن امید بسته باشد.» (۲۹)

شیوه تولید کشاورزی در این دوره شاهد نوسانات عجیبی بود که درنتیجه تبدیل کشاورزی معیشتی به کشاورزی پولی رخ داد. یکی از نتایج ورود سرمایه‌داری به ایران، رشد کشاورزی تجاری و تبدیل ایران به کشور تأمین‌کننده مواد خام کشورهای امپریالیستی بود. ازآنجایی‌که تأمین کالاهای ضروری بازارهای جهانی برای زمین‌داران و تولیدکنندگان سود بسیاری داشت (۳۰) بسیاری از مالکان و زمین‌داران، زمین‌های زیر کشت را به تولید محصولاتی مانند پنبه، برنج، خشخاش، توتون و تریاک اختصاص دادند که در بازار جهانی فروش خوبی داشت (۳۱). در نیمه دوم سده نوزدهم تولید ابریشم کاهش شدیدی یافت و تریاک که جای این محصول را گرفته بود دچار رکود شد. تولید پنبه بیش از آنکه نفعی عاید دهقانان سازد به سود زمین‌داران، بازرگانان و روس‌ها بود، اما صادرات برنج به بهای مصرف داخلی رشد کرد. با مقبول‌تر شدن محصولات پولی کشاورزی گندم دچار افت تولید شد به‌طوری‌که در سال ۱۲۹۳ ش واردات گندم بر صادرات آن می‌چربید. بار آوردن آن‌همه محصول کشاورزی پولی کشور را در معرض چندین دوره قحطی شدید قرارداد (۳۲).

در همین دوره کشورهای فرانسه، بلژیک، آلمان، اتریش و آمریکا توسعه صنعتی سریعی را تجربه نموده و در ردیف کشورهای صنعتی قرار گرفتند. عباس میرزا، قائم‌مقام فراهانی و امیرکبیر با آگاهی از عقب‌ماندگی ایران کوشیدند تا ایران را در مسیر صنعتی شدن قرار دهند و تلاش‌های خوبی در جهت راه‌اندازی صنایع و معادن، به‌کارگیری صنعتگران خارجی، تربیت دانشجو و متخصص فنی و حمایت از کالای ایرانی انجام دادند امّا این اقدامات برای صنعتی کردن کشور به‌هیچ‌روی کافی نبود (۳۳). مهم‌ترین تحول در این دوره کشف نفت و تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران و شکل‌گیری صنعت نفت در ایران است. کرزن دیپلمات انگلیسی در سال ۱۸۹۱ می‌نویسد، اساساً در ایران کارخانه به آن معنا که در اروپا شناخته می‌شود وجود ندارد؛ صنعت نیز به معنای استفاده از بخار و آب برای انتقال نیرو و ایجاد حرکت هنوز پدیده‌ای ناشناخته است (۳۴).

ویژگی اصلی دوره پیشانفت برقراری ارتباط مجدد با کشورهای پیشرفته غربی، مقهور شدن حاکمان ایران در مقابل پیشرفت‌های دول اروپایی و غربی (چه درنتیجه شکست در جنگ و چه بازدید شاه از ممالک فرنگی)، تغییر الگوی کشت از معیشتی به تجاری، واگذاری امتیازات گوناگون بهره‌برداری انحصاری از منابع طبیعی و تجاری ایران به این کشورها، احداث اولین بانک‌های اروپایی در ایران و استقراض‌های مکرر شاهان قاجار از این بانک‌هاست که برآیند این عوامل سرآغازی بود بر تفوق ایده توسعه وابسته در کشور و نابودی تولید داخلی به بهای خام فروشی و واردات کالاهای مصرفی از خارج.

 

  • عصر پسانفت

«عصر پسانفت» آغاز دوره مصرف‌گرایی و تکیه‌بر درآمد سهل‌الوصول نفت، پیشی گرفتن واردات بر صادرات غیرنفتی، رونق روزافزون بخش‌های خدماتی و غیر مولد، مهاجرت از روستا به شهر، رشد ناهنجار شهرها و آغاز وابستگی مستمر به بیگانگان در اثر رخوت تولید رقابتی در ایران است. هرچه فواره‌های نفتی بیشتر اوج می‌گرفتند، خودکفایی و استقلال اقتصادی ایران بیشتر رو به افول می‌گذاشت. در دوره رضاشاه حکومت با اتکا به درآمدهای نفتی برنامه وسیعی برای برآورده کردن نیازهای صنعتی انجام داد. ایجاد راه‌آهن سراسری، گسترش راه‌ها، تأسیس بانک ملی و تنظیم سیاست مالی کشور، احداث دانشگاه تهران و ایجاد نظام نوین آموزش‌وپرورش، راه‌اندازی نیروگاه برق در شهرهای بزرگ، وضع قوانین در جهت حمایت از صنایع داخلی و کاهش واردات برخی از این اقدامات بود. هرچند جهش بزرگی در ساختار صنعتی کشور صورت گرفت اما محصولات و فرآورده‌های صنعت ایران به دلیل کیفیت پایین، از توان رقابت برخوردار نبودند و صنعت ایران هنوز حتی در مقایسه با ممالک هم‌ردیف مانند مصر و ترکیه عقب‌مانده محسوب می‌شد (۳۵). میزان وابستگی ایران به بیگانگان در این زمانه به حدی رسیده بود که حتی شاه کشور با تأیید و توافق ایشان عزل یا نصب می‌شد.

«عصر پسانفت» آغاز دوره مصرف‌گرایی و تکیه‌بر درآمد سهل‌الوصول نفت، پیشی گرفتن واردات بر صادرات، رونق روزافزون بخش‌های خدماتی و غیر مولد، مهاجرت از روستا به شهر، رشد ناهنجار بافت شهری و شکل گیری کلانشهرها، آغاز وابستگی مستمر به بیگانگان در اثر رخوت تولید رقابتی در ایران است. هرچه فواره‌های نفتی بیشتر اوج می‌گرفتند، خودکفایی و استقلال اقتصادی ایران بیشتر رو به افول می‌گذاشت. با افزایش قیمت نفت سرمایه‌گذاری کلانی در بخش صنعت صورت گرفت بااین‌حال صنایع ایران ساختاری مصرفی و وابسته داشتند به‌گونه‌ای که ۶۰ درصد صنایع به تولید کالاهای مصرفی اختصاص داشت و ۵۰ درصد واردات کشور را جذب می‌کرد؛ بعلاوه صنایع ایران بسیار کمتر از ظرفیت خود تولید می‌کردند و در عرصه بین‌المللی رقابت‌پذیر نبودند. خودکفایی در تولیدات محصولات کشاورزی و امنیت غذایی نیز با اصلاحات ارضی از بین رفت.

هرچند که منابع نفتی در ایران سال‌ها پیش کشف و مورد بهره‌برداری قرارگرفته بود ولی تا اواخر دهه ۱۳۲۰ و نهضت ملی شدن صنعت نفت این ماده حضور جدی خود را در اقتصاد مملکت نشان نداده بود. در زمان پهلوی دوم روند توسعه رانتیر نفتی روزبه‌روز شدت بیشتری می‌یافت، اوج این داستان زمانی بود که درنتیجه جنگ‌های اعراب و اسرائیل در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۵۲ قیمت نفت بالا رفت و درآمد نفتی ایران تقریباً هزار برابر شد (۳۶) به همین خاطر سرمایه‌گذاری‌های کلانی در بخش صنعت ایران صورت گرفت و سهم صنعت در تولید ناخالص ملی به ۱۸ درصد رسید. بااین‌حال صنایع ایران ساختاری مصرفی و وابسته داشتند به‌گونه‌ای که ۶۰ درصد صنایع به تولید کالاهای مصرفی اختصاص داشت و ۵۰ درصد واردات کشور را جذب می‌کرد؛ بعلاوه صنایع ایران بسیار کمتر از ظرفیت خود تولید می‌کردند و در عرصه بین‌المللی رقابت‌پذیر نبودند (۳۷). ایران در این دوره با کشورهای چون آلمان، ژاپن و شوروی روابط گسترده تجاری داشت اما بیشترین مراودات با آمریکا بود. در قرارداد بلندمدت سال ۱۳۳۳ کنسرسیوم شرکت‌های آمریکایی ۴۰ درصد نفت ایران را تصاحب کرد که بزرگ‌ترین دستاورد آمریکا در دوران پهلوی بود. نکته بسیار مهم این است که تراز بازرگانی خارجی ایران بدون نفت در کل این دوران منفی است؛ به‌جز دوره کوتاه نخست‌وزیری مصدق و ملی شدن صنعت نفت که اقتصاد ایران بدون نفت اداره گردید. باوجود درآمد بالای نفت تنها ۱۰ درصد این درآمد و کمتر از ۱۵ درصد واردات به امر توسعه اختصاص یافت. همچنین غرب یا تورم خود را از طریق گران فروختن کالاهای صادراتی به ایران بازمی‌گردانید و یا نفت را پایین می‌آورد و به آن وسیله از قدرت وارداتی ایران می‌کاست لذا نیمرخ بازرگانی خارجی ایران نیمرخ یک کشور وابسته است (۳۸).

جدول ۱- بازرگانی خارجی ایران ۱۳۳۲-۱۳۵۷ ش (ارقام به میلیون دلار)


منبع: (فوران،۱۳۹۲: ۵۰۷)

تحول عظیم دیگری که وابستگی اقتصادی کشور بخصوص در عرصه تولیدات کشاورزی و غذایی را تشدید کرد اصلاحات ارضی محمدرضاشاه بود. قانون اصلاحات ارضی در چهارم خرداد ۱۳۳۹ به هیئت دولت وقت ابلاغ شد و این اصلاحات در قالب رفورمی حکومتی تحت عنوان «انقلاب سفید» در دهه ۱۳۴۰ تداوم یافت. اصلاحات ارضی از سویی بخش کثیری از دهقانان را از ستم ارباب‌ها رهانید و از سوی دیگر، با حذف مدیریت تولید زراعی و کشاندن سرمایه‌ها از روستا به شهر، افول تولید کشاورزی و مهاجرت به شهرها را باعث گردید. زمین از گذشته مهم‌ترین منبع اقتصادی مردم و حکومت‌ها در ایران بوده است. هرچند که بازرگانی و صنعت نیز پیوسته در شهرها و بازارهای ایران در جریان بوده ولی ازنظر وسعت و شمول هیچ‌گاه در مقام مقایسه با اقتصاد زراعی و درآمد حاصل از کشاورزی قرار نداشته است (۳۹). با کنده شدن نظام حکومتی از اقتصاد دهقانی و اتکای آن به اقتصاد نفتی، رابطه دیرینه روستا-شهر در تبادل تولید و خدمات برهم خورد و تولید کشاورزی به حال خود رها گردید. روستایی که تا این زمان مجبور به کار و تولید بود، اکنون مختار شده بود که به کار زراعت ادامه دهد یا به دنبال سرنوشتی دیگر به شهرها مهاجرت نماید (۴۰).

 

منابع

۲۲. Minorsky, V. (2013), Tadhkirat al-Muluk: A Manual of Safavid Administration, Cambridge: Memorial Trust, p. 14.

۲۳. فوران، پیشین، ص ۷۰.

۲۴. فوران، پیشین، ص ۷۳.

۲۵. یوسف‌نیا، پیشین، ص ۵.

۲۶. فوران، پیشین، صص ۱۶۱-۱۱۴.

۲۷. نادی، زهرا و همکاران (زمستان ۱۳۹۶)، «رشد مناسبات اربابی و تأثیر آن بر زندگی کشاورزی در دوره قاجار (با تأکید بر ایالت‌های شمالی ایران)»، فصلنامه پژوهش‌های تاریخی، شماره ۳۶، ص ۴.

۲۸. کاظم‌بیگی، محمدعلی، (تابستان ۱۳۸۹)، «اصلاحات مالی مجلس اول و اجرای آن در مازندران» فصلنامه تاریخ اسلام و ایران، شماره ۸۵، ص ۱۶۳.

۲۹. فوران، پیشین، ص ۱۷۵.

۳۰. عیسوی، چارلز، (۱۳۶۲)، تاریخ اقتصادی ایران، (عصر قاجار ۱۲۱۵-۱۳۳۲ ه.ق)، ترجمه یعقوب آژند، تهران نشر گستره، ص ۸۴.

۳۱. کولاگینو، لودمیلا، (۱۳۵۹)، استیلای امپریالیسم بر ایران و تبدیل این کشور به نیمه مستعمره، ترجمه سیروس ایزدی، تهران: علم، ص ۵۶.

۳۲. فوران، پیشین، ص ۱۸۹.

۳۳. احمدی، سیروس، (زمستان ۹۵)، «جایگاه صنعت در اقتصاد ایران از عصر صفوی تاکنون»، راهبرد توسعه، شماره ۴۸، صص ۸-۷.

۳۴. زیباکلام، صادق، (۱۳۷۶)، سنت و مدرنیته، ریشه‌یابی علل ناکامی اصلاحات و نوسازی سیاسی در ایران عصر قاجار، تهران: انتشارات روزنه.

۳۵. احمدی، پیشین، ص ۹.

۳۶. فوران، پیشین، ص ۴۶۳.

۳۷. احمدی، پیشین، صص ۱۱-۱۰.

۳۸. فوران، پیشین، ۵۰۹-۵۰۶.

۳۹. هاشمی، مرتضی، (۱۳۸۰)، قوانین و قراردادهای نفتی در ایران، ماه‌نامه نفت و گاز و پتروشیمی، شماره ۱۱، ص ۳۵.

۴۰. حجت، عیسی، (تابستان ۱۳۸۵)، «تأثیر اصلاحات ارضی بر شکل روستاهای ایران»، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۲۶، ص ۴.

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن