کد خبر :11095
کتاب «مردم‌سالاری دینی، مبانی و غیریت‌ها» منتشر شد
کتاب مردم‌سالاری دینی، مبانی و غیریت‌ها با موضوع واکاوی نظریه مترقی مردم‌سالاری دینی به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.
این کتاب که از مجموعه کتاب های اندیشنامه نظام اسلامی و حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران اندیشکده برهان است در 76 صفحه و در 3 گفتار، از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.
«مردم‌سالاری دینی و لیبرال دموکراسی»، «مردم‌سالاری دینی در مکتب امام» و «جامعه شناسی نظام مردم‌سالار دینی» عناوین فصل های 3 گانه این کتاب هستند.
در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم: «تعبیر «مردم‌سالاری دینی» محصول اصطلاح‌پردازی مقام معظم رهبری در اواخر دهۀ هفتاد و در واکنش به رویکرد سکولار-‌دمکراتیک جریان اصلاحات بود. این جریان سیاسی، تعبیر و برداشتی غربی (سکولار) از لفظ دموکراسی ارائه و ماهیت ایدئولوژیک انقلاب‌اسلامی را به نفع آن، مصادره و محدود کرده بود. از این رو، رهبر معظم انقلاب، به این واسطه تلاش کرد تا در برابر رسمیت یافتن الگوی دموکراسی غربی، مانع ایجاد کند.
 
ایشان تأکید کردند چون ما نمی‌توانیم همۀ مفاد و محتوای لفظ «دموکراسی» را تضمین کنیم، تلقی خود را در قالب تعبیر «مردم‌سالاری دینی» عرضه می‌کنیم. البته مردم‌سالاری دینی مقوله‌ای اجتماعی -‌و به صورت خاص، سیاسی‌- است که از آغاز انقلاب‌اسلامی، وجود عینی یافته است؛ یعنی نظام جمهوری اسلامی در عمل بدان پایبند بوده، اما در سال‌های پایانی دهۀ هفتاد و به واسطۀ رهبر معظم انقلاب، وجود مفهومی مستقل و متمایز نیز یافته است؛ چنان که خود ایشان تصریح می‌کنند که نظریۀ «مردم‌سالاری دینی»، ترجمان و برگردانی از ایدۀ «جمهوری اسلامی» است:
«جمهوری، یعنی مردم‌سالاری؛ اسلامی، یعنی دینی. بعضی خیال می‌کنند ما که عنوان مردم‌سالاری دینی را مطرح کردیم، حرف تازه‌ای را به میدان آوردیم؛ نه. جمهوری اسلامی یعنی مردم‌سالاری دینی.» (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، 1380)
 
توضیح اینکه مقولات اجتماعی دو نوع وجود دارند: وجود واقعی (عینی)، وجود اعتباری (مفهومی). ممکن است یک مقولۀ اجتماعی، وجود عینی داشته باشد، اما انسان نسبت به آن تنبّه و توجه نداشته و این مقوله در ذهن و نگاه او، اهمیت و برجستگی نیافته و از این رو، برای آن مفهوم‌پردازی و جعل اصطلاح نکرده باشد.
گفتمان معرفتی و ایدئولوژیک انقلاب‌اسلامی، نه الگوی نظام سیاسی «دیکتاتوری» را برمی‌تابید و نه الگوی نظام سیاسی «دموکراسی» را؛ زیرا هیچ یک از الگوها با هویت اسلامی این انقلاب اجتماعیِ تاریخ‌ساز انطباق نداشت و نمی‌توانست بستر را برای حرکت تکاملی آن به سوی آرمان‌ها و غایاتش فراهم نماید. به این سبب، فراتر از دوگانۀ سکولارِ دیکتاتوری/ دموکراسی، نظریۀ متفاوتی برای نظام‌سازی دینی ابداع گردید:
«[مردم‌سالاری دینی] یک راه سوم است در مقابل دیکتاتوری‌ها و نظام‌های مستبد از یک طرف و دموکراسی‌های دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر.» (همو، 1388) »

 

 

مردم‌سالاری دینی، مبانی و غیریت‌ها
دریافت کتاب