یک کابینه مطلوب چه ویژگی‌هایی دارد؟
مختصات یک کابینه در شأن مردم و نظام اسلامی
تردیدی نیست که قرار گرفتن در رأس یک وزارتخانه مسؤولیتی سنگین است و نیاز به کار و تلاش شبانه‌روزی دارد. لذا کسانی که مسؤولیت می‌گیرند باید انرژی و توانایی لازم برای اداره یک وزارتخانه را داشته باشند. انتظار منطقی این است که کسانی انتخاب شوند که از نشاط و انگیزه لازم برای مدیریت کشور برخوردار باشند.
گروه سیاسی برهان/سامان عباس‌پور؛بیش از دو ماه از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و انتخاب مجدد حسن روحانی به ریاست جمهوری می‌گذرد. حال پس از تنفیذ و تحلیف رئیس‌جمهور  در زمان معرفی کابینه پیشنهادی وی به مجلس جهت اخذ رأی اعتماد قرار داریم. بحث انتخاب اعضای کابینه دولت دوازدهم توسط رئیس‌جمهور یکی از مباحث اصلی هفته‌های اخیر بوده و جریان‌های سیاسی و رسانه‌های مختلف به فراخور حال خود به تحلیل و بررسی ترکیب کابینه دوازدهم پرداخته‌اند.
 
این مسئله تا جایی پیش رفت که بحث سهم‌خواهی یک جریان سیاسی خاص از دولت روحانی موردتوجه قرار گرفت و حتی با واکنش‌های تند اطرافیان رئیس‌جمهور نیز همراه شد. افزون بر این، ابراز نارضایتی و گلایه از ترکیب کابینه دوازدهم توسط اصلاح‌طلبان، یکی از سرفصل‌های اخبار روزهای اخیر بوده است و آن‌ها درواقع از اینکه به‌زعم خودشان سهم قابل‌توجهی در کابینه دوازدهم ندارند، ابراز نارضایتی کرده‌اند.
 
درهرصورت، تردیدی نیست که چینش کابینه دولت از مسائل مهمی است که در مناسبات آینده کشور تعیین‌کننده است. بر همین اساس، فارغ از مباحث حزبی و سهم‌خواهی‌های سیاسی، اینکه اعضای دولت با چه معیارها و ملاک‌هایی انتخاب شوند، از اهمیت زیادی برخوردار است و انتظار از رئیس‌جمهور نیز این است که بیش از هر چیز مطالبات مردمی و دغدغه‌هایی که عموم مردم نسبت به مسائل مختلف کشور دارند، را ملاک انتخاب همکاران خود قرار دهد. البته از نمایندگان مجلس نیز انتظار می‌رود بر همین اساس به وزاری پیشنهادی رأی اعتماد بدهند.
 
رئیس دولت، رئیس‌جمهور همه مردم
 
یکی از مسائل مهم و قابل‌توجه در ارتباط با مسئله انتخاب کابینه این است که رئیس‌جمهور باید بر اساس خواسته‌ها و نیازهای عموم مردم اعضای دولت را انتخاب کند. وی باید توجه داشته باشد که انتخابات تمام‌شده و او حالا رئیس‌جمهور همه مردم ایران است. لذا پذیرفتنی نیست که همچنان در دوران انتخابات سیر کرده و در چینش کابینه به‌گونه‌ای عمل کند که این‌طور القا شود که اعضای کابینه و همکاران رئیس‌جمهور، قرار است صرفاً مطالبات و دغدغه‌های تنها بخشی از افراد جامعه و صرفاً آن‌کسانی که به رئیس‌جمهور منتخب رأی داده‌اند، را پوشش دهند.
 
انتخاب کابینه بر اساس شایستگی‌ها
 
یکی از معضلات در گزینش مدیران ارشد دولت که به‌تبع آن به مدیران میانی هم سرایت می‌کند و درنهایت فضای کلی مدیریتی کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، انتخاب افراد بر اساس وابستگی‌های سیاسی و جناحی است. این مسئله تا جایی پیش رفته که حتی در مواردی خود سیاسیون و دولت‌مردان هم از اینکه به‌صراحت اعلام کنند، که انتخاب‌هایشان بر اساس مسائل و گرایش‌های سیاسی است، ابایی ندارند. آنگاه‌که گزینش‌ها بر اساس گرایش‌های سیاسی و جناحی صورت بگیرد، یقیناً شایستگی و توانمندی‌های واقعی افراد محلی از اعراب ندارند و همین امر موجب می‌شود تا بسیاری از مدیران توانمند و نخبه به حاشیه بروند. این واقعیت تلخی است که در دولت یازدهم به‌طور برجسته شاهد آن بودیم.
 
این مسئله به حدی بود که در مواردی حتی صدای برخی از حامیان دولت را هم درآورد. به‌عنوان‌مثال انتخاب چهره‌ای چون عباس آخوندی به‌عنوان وزیر راه و شهرسازی که به‌حق باید او را نماد ناکارآمدی دانست، به‌قدری غیرقابل‌قبول بود که با واکنش افرادی چون قدرت‌الله علیخانی مشاور هاشمی رفسنجانی نیز مواجه شد، به‌طوری‌که او با انتقاد از ناکارآمدی‌های آخوندی گفته بود: «هم‌اکنون سه سال از عمر این دولت می‌گذرد و اتوبان همت هنوز تکمیل نشده است و این از بی‌عرضگی وزیر راه و شهرسازی است. کار خوب را هرکسی که انجام دهد، می‌گوییم و از آن یاد می‌کنیم، یکی از آن‌ها نیکزاد وزیر راه و شهرسازی دولت قبل بود و بنده به جهانگیری نیز پیشنهاد دادم ایشان در کابینه دولت جدید بماند که این‌گونه نشد.»
 
مسئولان خادمان مردم
 
نوع نگاه دولت‌مردان و کسانی که به‌عنوان وزیر دولت انتخاب می‌شوند به مردم و سبک مواجهه آن‌ها با اقشار مختلف جامعه، اهمیت زیادی دارد و انتظار این است که رئیس‌جمهوری که از مردم رأی گرفته است، کسانی را به‌عنوان همکاران خود انتخاب کند که در مواجهه با مردم شأن آن‌ها را رعایت کنند. کسانی باشند که به این واقعیت واقف باشند که آن‌ها خادم مردم هستند و خدمت به مردم و کشور وظیفه آن‌ها است. کسانی باشند که برای خدماتی که به مردم می‌کنند بر آن‌ها منت نگذارند. به‌عنوان‌مثال آن وزیری که می‌گوید: « قرار نیست ما زندگی و امورات شخصی خودمان را بزاریم وسط میدون و چهار سال کارکنیم و صادقانه هم برای کشور،‌ مردم و انقلاب کارکنیم درعین‌حال کتک هم بخوریم. بنده این مدلی در کشور کار نمی‌کنم»[1] و یا وزیری که می‌گوید: «در دولت بمانم که چه؟ می‌روم دانشگاه درسم را می‌دهم، انتقادم را می‌کنم، کارهای پژوهشی‌ام را پیش می‌گیرم، حقوقم هم بیشتر است، فحش هم کمتر می‌خورم»[2]، یقیناً نمی‌توانند مدیرانی در شأن مردم ایران باشند.
 
پرانرژی و باانگیزه
 
تردیدی نیست که قرار گرفتن در رأس یک وزارتخانه مسؤولیتی سنگین است و نیاز به کار و تلاش شبانه‌روزی دارد. لذا کسانی که مسؤولیت می‌گیرند باید انرژی و توانایی لازم برای اداره یک وزارتخانه را داشته باشند. انتظار منطقی این است که کسانی انتخاب شوند که از نشاط و انگیزه لازم برای مدیریت کشور برخوردار باشند. یقیناً مدیران خسته و سالخورده‌ای که نه توان و انرژی لازم برای پیشبرد امور را دارند و نه انگیزه‌ای برای کار و تلاش جهادی؛ نمی‌توانند امور کشور را آن‌گونه که باید، پیش ببرند و نتیجه حضور آن‌ها چیزی جز عقب‌ماندگی و افزایش مشکلات نخواهد بود.
 
معتقد به پیشرفت درون‌زا
 
اینکه جز با اتکا به داخل و با اعتقاد به نگاه به درون نمی‌شود مشکلات را حل کرد واقعیتی است که تجربه چهار سال اخیر به‌وضوح آن را نمایان کرد. یعنی حتی اگر کسانی هم حاضر نبودند این واقعیت را بپذیرند باتجربه چهارساله دولت یازدهم حال دیگر انتظار این است که به این واقعیت رسیده باشند. بر همین اساس در دولت دوازدهم کسانی می‌توانند امور را پیش ببرند و مشکلات موجود را از پیش روی بردارند که به معنای واقعی به پیشرفت درون‌زا معتقد باشند و نگاهشان به درون کشور باشد. نه آن مدیران ضعیف و خودباخته‌ای که با تحقیر نخبگان کشور، توانمندی‌های ایرانیان را همچون ذهن کوچک خود در حد «آبگوشت بزپاش» می‌پندارند.
 
ساده‌زیستی
 
ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافی گری مسؤولین یکی از اصول مهم انقلاب اسلامی است که بارها مورد تأکید حضرت امام و رهبر انقلاب قرارگرفته است. یقیناً آن دست از مدیرانی که از ثروت هزاران میلیاردی برخوردارند و زندگی اشرافی دارند، نمی‌توانند درد عموم مردم را درک کنند و برای تسلای آن گام بردارند. وقتی وزیری خود در ویلای میلیاردی می‌گذارند، معلوم است که چنین فردی نمی‌تواند نیازهای اقشار مردم را درک کند و بی‌شرمانه طرحی را که موجب خانه‌دار شدن میلیون‌ها ایرانی شده است، «مزخرف» می‌خواند.
 
ساده زیستی مسؤولین بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گفته، به‌عنوان نمونه ایشان در این رابطه می‌فرمایند: «یک‌وقت هست که ما در زندگی شخصی خود مثلاً حرکت اشراف گونه‌ای داریم بین خودمان و خدا؛ که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما یک‌وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافی گری می‌دهیم؛ این دیگر مباح و مکروه ندارد؛ همه‌اش حرام است؛ به خاطر اینکه تعلیم‌دهنده‌ی اشرافی گری است به: اولاً زیردست‌های خودمان، ثانیاً آحاد مردم به این کار تشویق می‌شوند. ما نباید مردم را به این کار تشویق کنیم. ممکن است در داخل جامعه کسانی پولدار باشند و ریخت‌وپاش کنند - البته این کار بدی است، ولی به خودشان مربوط است - اما ریخت‌وپاش ما اولاً از جیبمان نیست، از بیت‌المال است؛ ثانیاً ریخت‌وپاش ما مشوق ریخت‌وپاش دیگران است. واقعاً "النّاس علی دین ملوکهم". ملوک در اینجا به معنی پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها هستید؛ النّاس علی دین ماها.»[3]
 
حضرت امام نیز در این رابطه می‌فرمایند: «آن روزى که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزى که رئیس‌جمهور ما خدای‌نخواسته، از آن خوى کوخ‏نشینى بیرون برود و به کاخ‏نشینى توجه بکند، آن روز است که انحطاط براى خود و براى کسانى که با او تماس دارند پیدا مى‏شود. آن روزى که مجلسیان خوى کاخ‏نشینى پیدا کنند خدای‌نخواسته، و از این خوى ارزنده کوخ‏نشینى بیرون بروند، آن روز است که ما براى این کشور باید فاتحه بخوانیم. ما در طول مشروطیت از این کاخ‏نشین‌ها خیلى صدمه خوردیم. مجلس‌هاى ما مملو از کاخ‏نشین بود و در بینشان معدودى بودند که از آن کوخ‌نشین‌ها بودند، و همین معدودى که از کوخ‏نشین‌ها بودند از خیلى از انحرافات جلو مى‏گرفتند و سعى مى‏کردند براى جلوگیرى. آن روزى که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشم چطور، و زرق‌وبرق دنیا خدای‌نخواسته در آن‌ها تأثیر بکند، آن روز است که باید ما فاتحه اسلام را بخوانیم.» (صحیفه امام، ج‏17، ص 377)[4]
 
انتقادپذیری
 
وقتی کسی در مسئولیت مهم و تعیین‌کننده‌ای قرار می‌گیرد، باید این میزان ظرفیت را هم داشته باشد که انتقادات دیگران را هم بشوند و حتی برای جبران ضعف‌های خود از آن‌ها استفاده کند. بر همین اساس انتقادپذیری و پرهیز از روحیه استبدادی از دیگر لازمه‌های یک مدیر سطح بالا است. اگر مدیری چنین ظرفیتی را در خود ایجاد نکرده باشد، نه‌تنها پاسخگو نخواهد بود بلکه به خود اجازه می‌دهد حتی خبرنگاران را هم موردحمله و ضرب و شتم قرار دهد و یا خیلی راحت به فرماندار یک منطقه محروم که مطالبات مردم محروم را به زبان می‌آورد، اهانت کند.
 
فرجام سخن
 
نیاز امروز ایران اسلامی کابینه‌ای پویا، جوان و انقلابی است، کابینه‌ای که دغدغه مردم داشته باشد و برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و همچنین رضایت‌مندی مردم از هیچ کوشش و تلاشی فروگذار نبوده و با تیکه بر قدرت درون‌زا و ظرفیت‌های بزرگ و بی‌پایان جمهوری اسلامی، کشور را در مسیر پیشرفت و بالندگی قرار دهد.
 
کابینه‌ای جوان با اندیشه و عمل انقلابی  به همراه مدیریت جهادیِ مبتنی بر علم  می‌تواند برای آینده ملت و جمهوری اسلامی راهگشا بوده و رضایت‌مندی مردم را در پی داشته باشد.*
 
پی نوشت ها:
 
[1] سید حسن قاضی‌زاده هاشمی در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران، 21 تیر 96
[2]علی طیب‌نیا، گفتگو با شرق ، 3 بهمن 95
[3] (بیانات در جمع هیئت دولت 08/06/1394)
[4](صحیفه امام، ج‏17، ص 377)
* سامان عباس‌پور؛ کارشناس مطالعات فرهنگی و رسانه/انتهای متن/



 

  

 
 
 


 

کد مطلب: 10001  |  تاريخ: ۱۳۹۶/۵/۲۴  |  ساعت: ۱۲ : ۳۹

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران