تجدید مطلع در حوزه‌ی کتاب(4)
چرا یک الگوی بومی پیشرفت در حوزه ی کتاب طراحی نمی‏‌شود؟
عدم‌ توجه سیاست‌گذاران حوزه‌ی کتاب به طراحی الگوی بومی پیشرفت سبب شده که برخی شاخصه‌ها وضعیت نامطلوبی داشته باشند. دغدغه‌ی افزایش تعداد عناوین کتاب را می‌توان یک مخدر خطرناک برای این حوزه به حساب آورد که با نادیده گرفتن واقعیت‌ها و از آن چه در بدنه‌ی صنعت نشر کتاب می‌گذرد، بی‌خبر مانده است.
گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده برهان/محمد سرشار؛ ابراز نارضایتی رهبر معظم انقلاب از وضعیت کتاب در کشور در نخستین دیدار کتابداران و مسؤولان نهاد کتابخانههای عمومی کشور در 29 تیر ماه سال 1390، هشداری جدی بود که متأسفانه از سوی مسؤولان رسمی و متصدیان حوزهی کتاب، مورد توجه قرار نگرفت. مقام معظم رهبری، آن دیدار مهم را بهانهای برای «تجدید مطلع» در حوزهی کتاب خواندند و با بیان برخی آسیبها و تهدیدهای مهم در این حوزه، پیشنهادهایی را نیز ارایه فرمودند. این سلسله مقالات میکوشد با آسیبشناسی حوزهی کتاب در جمهوری اسلامی ایران، براساس بیانات مقام معظم رهبری و رهنمودهای ایشان، به ارایهی الگویی بومی برای پیشرفت در این حوزه، کمک کند.
 
در بخش یکم، شاخصهای رسمی ملی و جهانی توسعه در حوزهی کتاب مورد بررسی قرار گرفت و بیان شد که براساس شاخص تعداد عناوین منتشر شده در یک سال، جمهوری اسلامی ایران کشور نخست منطقهی خاورمیانه و یکی از بیست کشور برتر جهان است.
 
در بخش دوم، با آسیبشناسی شاخصهای پیش گفته و تحلیل دقیقتر دادههای رسمی، ناکارآمدی شاخصهای رسمی ملی و جهانی در این حوزه نشان داده شد و با پیشنهاد شاخص جدید «سرانهی تولید کتاب»، گوشهای از دلیل نگرانی مقام معظم رهبری از وضعیت کتاب در کشور، به نمایش درآمد.
 
در بخش سوم، میزان اعتبار شاخص جدید سرانهی تولید کتاب، براساس شاخص میانگین شمارگان یک عنوان کتاب سنجیده شد و سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش مشکلات ناشی از افزایش تعداد عناوین کتاب، برشمرده میشود.
 
* الزامات افزایش تعداد عناوین کتاب
 
افزایش تعداد عناوین کتاب به خودی خود، امر پسندیدهای است. نمودار شمارهی (1) نشان میداد که از نظر این شاخص، وضعیتی مطلوب در حوزهی کتاب وجود دارد.
 
 
 
اگر این افزایش، برآمده از پیشرفت طبیعی حوزهی کتاب در یک کشور باشد؛ میتوان آن را به عنوان شاخصی برای توسعه در این حوزه دانست. به نظر میرسد برای افزایش تعداد عناوین کتاب در یک کشور، میتوان الزامات زیر را در نظر گرفت:
 
1. حفظ یا افزایش شمارگان میانگین کتاب؛
 
2. حفظ یا افزایش میانگین صفحات یک عنوان کتاب؛
 
3. حفظ یا افزایش شاخص جدید سرانهی تولید کتاب؛
 
4. افزایش متناسب ظرفیت عرضه و فروش کتاب؛
 
5. توجه به نسبت میان تعداد آثار تألیفی و تعداد آثار ترجمهای؛
 
6. توجه به نسبت میان تعداد عناوین چاپ اول و عناوین تجدید چاپی؛
 
7. حفظ یا افزایش کیفیت محتوایی و شکلی کتابها.
 
بررسی الزامات یک، دو و سه در بخشهای قبلی این سلسله مقالات نشان داد که افزایش تعداد عناوین کتاب در جمهوری اسلامی ایران، یک افزایش طبیعی و برآمده از پیشرفت حوزهی کتاب نبوده است.
 
- نمودار شمارهی (12) نشان میداد که شمارگان میانگین کتاب در یک بازهی 14 ساله، 45 درصد کاهش داشته و از 5645 جلد به 3102 جلد رسیده است.
 
 
 
 
- نمودار شمارهی (7) گزارش میکرد که در یک بازهی زمانی 16 ساله، حجم میانگین کتاب با 19 درصد کاهش، از 294 صفحه به 237 صفحه کاهش یافته است.
 
 
 
 
- نمودار شمارهی (11) نشان میداد که براساس آهنگ رشد 12 ساله، در سال 1389، 33 درصد عقب افتادگی از شاخص جدید سرانهی تولید کتاب مشاهده میشود.
 
 
 
مهمترین دلیل این اتفاق، ابتنای سیاستها و برنامههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر شاخص تعداد عناوین کتاب بوده است. در دورههای طولانی، یارانهی کاغذ، حضور در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، خرید حمایتی کتاب و ارزیابی عملکرد ناشران، بستگی مستقیمی به تعداد عناوین چاپ شده توسط یک ناشر داشته است. به عنوان نمونه، محدودیت شمارگان خرید حمایتی کتاب سبب شده است ناشران تعداد عناوین بیشتری را با شمارگان کمتر منتشر کنند تا بتوانند میزان بیشتری از یارانههای دولتی را به خود اختصاص دهند. اما افزایش بیرویهی تعداد عناوین کتاب، چه مشکلاتی را ایجاد کرده است؟
 
* کاهش سرانهی فضای نمایش کتاب
 
یکی از مهمترین مشکلات ناشی از افزایش تعداد عناوین کتاب، کاهش سرانهی فضای نمایش کتاب است. مهمترین و پایدارترین شیوهی فروش کتاب، عرضهی آن در فروشگاههای کتاب (کتابفروشیها) میباشد. به دلایل متعدد، تعداد فروشگاههای کتاب، سرجمع مساحت آنها و میزان ویترین برای نمایش کتاب، به این نسبت افزایش نیافته است. به همین خاطر، بسیاری از کتابها، هیچ گاه فرصت حضور در فروشگاههای کتاب و به خصوص، فضاهای نمایشی نظیر ویترین را پیدا نمیکنند. این عدم نمایش کتاب، باعث ناآگاهی مخاطبان بالقوه یک کتاب از وجود آن میشود و به دنبال آن، میزان فروش آن کتاب را نیز کاهش میدهد.
 
* افزایش تولید کتابهای ضعیف
 
اهتمام ناشران به انتشار تعداد عناوین بیشتر، در صورتی به کاهش کیفیت محتوایی کتابهای منتشر شده نمیانجامد که به همین نسبت، میزان تولیدهای ارزشمند جامعهی مؤلفان و پژوهشگران افزایش یابد. بدیهی است که این توان تولید محتوا، محدود است و به تناسب افزایش شمارگان، مؤلفان ارزشمند و پژوهشگران خبره تربیت نیافتهاند. نتیجهی این عدم تناسب، به وجود آمدن رویکردی مشهور به «کتابسازی» است. مفهوم کتابسازی را می‌‌توان «تولید کتاب بدون تولید علم» دانست، یعنی علیرغم افزایش تعداد عناوین کتاب، محتوای تولید شده برای گروههای مختلف مخاطب افزایش متناسبی نمییابد. کتابسازی، رشد حبابی حوزهی کتاب در یک کشور است و دستاندرکاران بیدقت را دچار خطاهای برآوردی مینماید.
 
* افزایش بیاعتمادی خریداران
 
نبود راهنماهای مناسب، سیرهای مطالعاتی و ... در بسیاری موارد باعث میشود که خریداران کتاب، براساس توصیههای غیرحرفهای و یا تشخیص لحظهای، نسبت به خرید کتاب اقدام کنند. محدودیت بودجهی تخصیصی افراد به خرید کتاب، نتیجهی فاجعهباری را ایجاد میکند. مخاطب با انتخاب اشتباه خود، کتاب نامناسبی را برای پاسخگویی به نیاز خویش خریداری کرده و بودجهی محدود خویش را به هدر داده است. بنابراین، به تدریج و با تکرار این انتخابهای اشتباه، مخاطب به این نتیجه میرسد که کتاب، قالب مناسبی برای پاسخگویی به نیازهای او نیست و باید پاسخ درخور خویش را، به شیوههای دیگر بیابد.
 
* افزایش هزینههای توزیع و فروش
 
افزایش تعداد عناوین کتاب، هزینههای توزیع و فروش را افزایش میدهد. در بخش سوم، نشان داده شد که افزایش شمارگان کتاب به کاهش شمارگان آن انجامیده و سرانهی هزینههای ثابت تولید و در نتیجه بهای پشت جلد کتاب را بالا برده است. در کنار این مشکل، افزایش تعداد عناوین کتاب، حجم ماند کتاب در انبار را افزایش میدهد. پیچیدگیهای افزایش این حجم ماند کتاب، کار ناشر در برآورد میزان فروش و زمان تجدید چاپ کتاب را افزایش میدهد. همچنین، هزینههای توزیع این تعداد عنوان بیشتر، به طور قطع بیشتر از گذشته خواهد بود.
 
* کاهش سرانهی تبلیغ و ترویج
 
افزایش تعداد عناوین کتاب، مشکلی جدی را نیز در مرحلهی تبلیغ، معرفی و ترویج کتاب ایجاد میکند. بالا بودن هزینههای تبلیغات در کنار محدود بودن فرصت آن، موجب میشود که میزان تبلیغ یک عنوان کتاب کاهش یابد و یا نوبت به دیگر عناوین نرسد. همچنین سرانهی هر کتاب از بودجهی اختصاصی هر ناشر به انتشار آگهی، برگزاری جلسات رونمایی، معرفی و نقد، به طور قطع کاهش مییابد و همین مسأله، به کاهش آگاهی مخاطبان بالقوه از وجود اثر و در نتیجه کاهش میزان فروش آن، منجر میگردد.
 
* جمعبندی
 
هرچند شاخص ملی و جهانی سنجش میزان توسعه در حوزهی کتاب، تعداد عناوین منتشر شده در یک سال است و هر چند جمهوری اسلامی ایران از این نظر، چشمانداز بیست ساله را محقق کرده و بین بیست کشور برتر جهان از نظر این شاخص قرار دارد؛ اما شاخصهای دیگر و همچنین شاخص جدید «سرانهی تولید کتاب» نشان میدهند که این پیشرفت، یک توسعهی فراگیر و پایدار نبوده است. عدم توجه سیاستگذاران، برنامهریزان و مدیران حوزهی کتاب به طراحی الگوی بومی پیشرفت در این حوزه باعث گردیده که برخی شاخصها وضعیت بسیار خوبی پیدا کنند و برخی شاخصهای دیگر، وضعیت نامطلوبی داشته باشند.
 
با این نگاه، میتوان دغدغهی افزایش تعداد عناوین کتاب را یک مخدر خطرناک برای این حوزه به حساب آورد، دغدغهای که با نادیده گرفتن واقعیتهای حوزهی کتاب، دل خویش را به افزایش یک شاخص خوش کرده و از آن چه در بدنهی صنعت نشر کتاب میگذرد، ناآگاه باقی مانده است. در بخشهای بعدی این سلسله مقالات، تلاش میشود براساس دغدغههای مقام معظم رهبری، مسألههای دیگر حوزهی کتاب نظیر مشکلات توزیع کتاب و دلایل ضعف فروش آن، مسألهی سرانهی مطالعه، مسألهی سیرهای مطالعاتی و ... مورد بررسی قرار گیرند.(*)
 
ادامه دارد...
 
 
*محمدسرشار؛ دانشجوی دکترای مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، مسؤول دفتر مطالعات و برنامهریزی مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مسؤول پیشین کارگروه کتاب و نشر مشاوران جوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی/انتهای متن|

 

کد مطلب: 10620  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴  |  ساعت: ۱۰ : ۶

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران