هادی مصدق؛
علل مهاجرت نخبگان ایران به خارج از مرزها چیست؟
در ایران پدیده‌ی مهاجرت نخبگان به یک تراژدی غمناک تبدیل شده است و هر روز ابعاد پیچیده‌ و جدیدتری را به خود اختصاص می‌دهد؛ و بسیاری از ورودی‌های دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی با رتبه‌ی دو رقمی، در سال دوم تحصیل برای ادامه‌ی تحصیل پس از دوره‌ی کارشناسی، نامه‌ای از بهترین دانشگاه‌های دنیا با بهترین امکانات دریافت می‌کنند.
گروه سیاسی اندیشکده برهان/ هادی مصدق؛ «درهای ما به روی همهی ملتها باز است.» این شعاری است که روی تابلوی اعلانات دانشگاه «ام.آی.تی» آمریکا خود نمایی میکند. شاید اولین نکتهای که دیدن این تابلو به ذهن ما ایرانیان متبادر میسازد، این باشد که «درهای ما هم برای خروج همهی ملت باز است!»
 
مهاجرت نخبگان چیست؟ علل و عوامل آن کدام است و چگونه میتوان از آن جلوگیری کرد؟
 
مهاجرت نخبگان عبارت است از روند عزیمت افراد متخصص و آموزش دیده از یک کشور یا بخش اقتصادی به کشور یا بخش دیگر که غالباً به منظور حقوق و مزایای بهتر یا شرایط بهتر زندگی صورت میگیرد. (Sami. 2002)
 
پدیدهی مهاجرت نخبگان و متخصصان به خارج از مرزها برای نخستین بار در دههی 1960م. به صورت مهاجرت اندیشمندان، متخصصان و صاحب نظران کشورهای در حال توسعه به ایالات متحدهی آمریکا، کانادا و اروپای غربی و اقامت آنها در این مناطق،ظهور و بروز یافت. بدین ترتیب، سرمایهی اصلی کشورهای در حال توسعه که نیروی انسانی متخصص است به بهای ارزان در اختیار کشورهای توسعه یافته قرار میگیرد و کشورهای در حال توسعه هر ساله میلیاردها دلار از راه مهاجرت مغزها از دست میدهند.
 
در محاسبات اقتصادی کشورهای صنعتی، جذب هر فرد تحصیل کرده با مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا از کشورهای در حال توسعه چند میلیون دلار سود عاید آنها میکند. این در حالی است که کشورهای در حال توسعه به رغم دارا بودن 80 درصد جمعیت جهان، تنها 20 درصد درآمد جهان و 1 درصد توان علمی جهان را در اختیار دارند. (طلوع،1379).
 
در ایران پدیدهی مهاجرت نخبگان و متخصصان به خارج از مرزها به عنوان یک آسیب اجتماعی سابقهای بیش از 40 سال دارد و به دوران پیش از انقلاب باز میگردد. بنابراین این تراژدی غمناک هر روز پیچیدهتر شده و ابعاد جدیدتری را به خود اختصاص میدهد. به نحوی که هم اکنون در ایران، بسیاری از ورودیهای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی با رتبهی دو رقمی (1-99)، در سال دوم تحصیل برای ادامهی تحصیل پس از دورهی کارشناسی، نامه­ای از بهترین دانشگاههای دنیا با بهترین امکانات دریافت می­کنند.
 
 دانشگاههای برتر کشور تبدیل به مکانی برای ترانزیت نخبگان شده و اساتید نقش واسطه را در این بین ایفا میکنند. برگزاری المپیادهای علمی، جشنوارهی خوارزمی، صدها همایش و کنفرانس که با پول بیت المال برگزار میشود، اگر هیچ سودی نداشته باشد حداقل در این زمینه فعالانه مؤثر بوده و راه را برای افرادی که قصد خروج از کشور را دارند، هموار میکند.
 
نظریه­های علل و عوامل مهاجرت نخبگان
 
رویکردهای نظری که برای توضیح و تبیین پدیدهی مهاجرت نخبگان ارایه شده­اند، بیشتر به تبیین علل و عوامل بروز این پدیده پرداخته­اند. برخی از این آرا و نظریهها پیرامون اصل پدیدهی مهاجرت عرضه شده­اند و نمی­توانند در تمامی شرایط، مسألهی مهاجرت نخبگان را توضیح دهند.
 
 این نظریه­ها در نهایت قادرند در ترکیب احتمالی با یکدیگر برای تبیین مسألهی مهاجرت نخبگان به کار آیند. بدیهی است به فراخور حال و با توجه به موقعیتهای مکانی و زمانی خاص می­توان از این ایده­ها و تلاشهای نظری در پژوهشهای تجربی بهره گرفت.
 
نظریهی محرومیت نسبی
 
«منگالام» و «شوارز وللر» معتقدند که مهاجران بر اساس سلسله مراتبی از ارزشها با هدفهای با ارزش برای مهاجرت تصمیم می­گیرند. وقتی وضعیت اجتماعی موجود نتواند نیازهای فرد را در حداقل مقدار برآورد کند، افراد فکر حرکت به مکانهای دیگر را در سر می­پرورانند و به جاهایی که به نظر آنان، شانس بهتری برای برآوردن نیازهای برآورده نشده و رفع محرومیت محسوس خود خواهند داشت، حرکت میکنند. (لهسایی زاده، 1368).
 
نظریهی مرکز- پیرامون
 
طبق این نظریه، مهاجرت معلول ماهیت و ساختار در حال گسترش بازار جهانی است. این امر نتیجهی طبیعی جدایی و جابه­جایی است که ناگزیر در فرآیند توسعهی سرمایه­داری اتفاق می­افتد. ریشهی این پدیده به نوعی از توسعهی سرمایه­داری اتفاق می­افتد. ریشهی این پدیده به نوعی مرتبط با ناموزونی در انباشت سرمایه و درجهی توسعه در کشورهای توسعه یافته به عنوان مرکز و کشورهای در حال توسعه به عنوان پیرامون میباشد (مسی و دیگران، 1364).
 
و به عقیدهی «محسنی»، در این گونه نظام­ها، سرمایه­گذاری روی تخصصهای سطح بالا، منجر به خلق تقاضاهایی می­شود که چون در داخل برآوردنی نیست، به بیرون انتقال می­یابد و ما شاهد مهاجرت گستردهی نیروهای متخصص به سمت کشورهای توسعه یافته هستیم. همچنین عامل گسستگی رابطهی تحقیق و توسعه با تولید در این کشورها نیز مزید علت میشود. (محسنی، 1381)
 
نظریهی بازار کار دوگانه
 
طبق این دیدگاه، مهاجرتهای بین ­المللی ناشی از تقاضای درونی نیروی کار در جوامع نوین صنعتی می­باشد. «پیور»، یکی از مدافعان این نظریه، استدلال می­کند که مهاجرت بین­المللی، به وسیلهی تقاضای دایمی برای نیروی کار مهاجر ایجاد می­شود که با ساختار اقتصادی ملتهای توسعه یافته در ارتباط است (مسی و دیگران، 1364).
 
نظریهی شکار مغزها
 
مطالعات متفکران روسی به نامهای «آواکف» و «گاوریلوکف» بیشتر بر نقش استعمار نو در تبیین پدیدهی مهاجرت مغزها تأکید نموده و به همین دلیل در روسیه از اصطلاح «شکار مغزها»[1]به جای فرار مغزها و یا از تعابیری همچون سرقت مغزها و قاچاق سلولهای خاکستری استفاده می­شود. در این تحلیل بر اساس نوع مناسبات تولیدی کشورها و نظریههای مربوط به توسعهی نظامهای اقتصادی و اجتماعی در قالب سرمایه­داری و در اوج خود، امپریالیسم، عوامل برونزای خروج نیروهای متخصص، محوریت بیشتری می­یابد.
 
 به طوری که فشار استعمار نو، مداخله­های امپریالیستی، کودتاهای برون­زا، چرخشها و دگرگونیهای غیرمنتظره ناشی از روابط داخلی قدرت و غیره، همه از زمرهی عوامل بی­ثباتی سیاسی به شمار می­روند که روشنفکر و فعالیت او را مختل می­کنند. چنان که وی با روی آوردن به کار در کشورهای امپریالیستی احساس امنیت نسبی بیشتری میکند (Zoltam, 1976).
 
نظریهی اجتماعات پژوهشی
 
این نظریه بیان می­کند که دانش در یک فرآیند گروهی با شکل­گیری مناسبات منحصر به فرد، خلق و تولید می­شود. این مناسبات از آنجا که در پیوند با مجموعه­های انسانی و فنآوری خاص متولد می­شود، موجب میگردد «اجتماعات پژوهشی»[2]قابل مشابه­سازی نباشند. از این رو پژوهشگران در صورت فقدان شکل­گیری این مناسبات به سمت فضاها و مجامع علمی بیرون کشانده می­شوند تا هویت خود را حفظ کرده و استمرار بخشند (ذاکر صالحی، 1379). از این اجتماعات برخیها به دانشکدهی نامریی و برخی دیگر به جوامع اجتماعی- شناختی تعبیر کرده­اند. (بپتیست، می­یر و دیگران، 1999)
 
جهانی شدن
 
این نظریه بیان می­کند که «حرکت» خصیصهی جوامع انسانی است. روند جهانی شدن مشتمل بر به حرکت در آمدن آزاد سرمایه، اطلاعات، کالا و نیروی کار و تحول در ساز و کار این حرکتهاست. (مجتهدزاده، 1380) در عصر جهانی شدن، با فشرده شدن زمان و مکان، متخصصان در هر نقطه از عالم می­توانند مرزهای سیاسی و جغرافیایی را پشت سر گذاشته، با ورود به شبکه­ها، به استخدام شرکتهای بین­ المللی در آمده در تولید علم جهانی شریک شوند و تخصص خود را در اختیار طرحهای مختلف قرار دهند.
 
از آثار این پدیده، کم رنگ شدن احساس ملیت و شکل­گیری «شهروندی جهانی» است. توسعهی فنآوری اطلاعات و ارتباطات و تشدید روند جهانی شدن هم در بعد اقتصادی و هم فرهنگی به باز تعریف و تغییر شکل فرار مغزها انجامیده است. این رویکرد، پدیدهی فرار مغزها را امری واقعی، طبیعی و انکار ناپذیر می­داند.
 
نظریهی نظام آموزش اقتباسی
 
«احسان نراقی» (1356) نخستین علت فرار مغزها از کشورهای در حال رشد را به نظام آموزشی آنها مربوط می­داند. او می­نویسد: «در بیشتر کشورهای در حال رشد، یک نظام آموزشی به تقلید از الگوهای آموزشی کشورهای اروپایی به وجود آمده است.
 
 مشکل اصلی این نظامهای آموزشی این است که آنها در اصل، مطابق احتیاجات و سوابق فرهنگی و مدنی و اجتماعی خاصی به وجود آمده بود و تقلید از آن برای کشورهایی که دارای این سوابق نبودند، نمی­توانست سودمند باشد.» نراقی اذعان می­کند: «چنین تقلیدی باعث میشود که توجه جوانان این کشورها به کشورهایی معطوف شود که به وجود آورندهی این نظام آموزشی بوده­اند. به عبارت دیگر، محصولی که چنین نظام اقتباس شده­ای به بار میآورد، باب بازار کشورهایی بود که در اصل، این نظام را به وجود آورده بودند.»
 
نظریهی امپریالیست رسانهای
 
این نظریه معتقد است که دیکتاتوری رسانهای حاکم بر جهان کنونی، با کانالیزه کردن و بزرگ نمایی برخی اخبار و اطلاعات به استثمار کشورهای در حال توسعه میپردازد. آنها با نشان دادن جنبههای تمدن و پیشرفتهای خود و با کتمان ناکامیها به بزرگ نمایی مزایای زندگی در غرب پرداخته و در مقابل با تخریب حس ناسیونالیستی کشورهای در حال توسعه و بزرگ نمایی مشکلات آنها به سیاه نمایی پرداخته و امکان پیشرفت و حل مشکلات را غیر ممکن بیان میکنند.
 
 مشخص است که در این چنین فضایی کوچکترین مشکلی که در راه پیشرفت شخص نخبه پدید آید، او را به سمت مهاجرت سوق میدهد، اما واقعیتی را که پس از مهاجرت با آن روبهرو میشوند چیزی متفاوت از آمال و آرزوهای در سر پرورانده است که همین موضوع موجبات نارضایتی برخی از افرادی که مهاجرت کردهاند را پدید آورده است. 
 
نظریهی بیهویتی فرهنگی
 
این نظریه به این مهم میپردازد که، افرادی که هویت فرهنگی خود را از دست دادهاند، در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی رخ داده بسیار آسیب پذیرتر بوده و به راحتی ترک وطن کرده و در دیگر کشورها سکنی میگزینند.
 
 این امر در یک تحقیق کیفی که در دانشگاه تهران انجام پذیرفته است، نشان از رابطهی بالای بین میزان احترام فرد به هویت اسلامی- ایرانی خود و تمایل به خدمت در کشور خود داشت و بنابراین نتیجهی خلاف آن نشان دهندهی این واقعیت میباشد که افرادی که اعتقادی به هویت اسلامی- ایرانی خود ندارند، تمایل بیشتری به ترک وطن دارند.
 
نظریهی عدم عدالت اجتماعی
 
در زیر سعی شده است که برخی از مهمترین عوامل ترجیح افراد به اقامت در خارج لیست شود.
 
جدول شمارهی 1- عوامل مؤثر بر ترجیح کار و توطن در خارج نسبت به موطن یا بازگشت به وطن
 
حرفه­ای
 
بهره­برداری از دانش حرفه­ای، تسهیلات مادی برای کار حرفه­ای، ارتباط با جامعهی حرفه­ای، امکان آشنایی با پیشرفتهای فنی، ضمانت برای بازگشت، ساخت اطلاعات نامتقارن مربوط به نیروی کار در دو کشور مبدأ و مقصد، بورسیهی دانشجویی به شرط بازگشت
 
اقتصادی
 
فواصل درآمدی، مالیتها، حمایتها، مسؤولیتها
 
شرایط زندگی
 
هزینهی زندگی، سطح زندگی، مسؤولیتها
 
شرایط کار
 
تسهیلات، تأمین اجتماعی، استقلال در کار، پیشرفت شغلی، جابه­جایی شغلی، شغل دوم
 
شرایط اجتماعی
 
امنیت اجتماعی، فساد، همبستگی، مقبولیت، تبعیض، تمایزات قومی و نژادی، برخوردهای اجتماعی، بیگانگی فرهنگی، انطباق­ پذیری، شرایط و سیاستهای پذیرش، تابعیت، جمعیت
 
شرایط سیاسی
 
ثبات سیاسی، سیاستهای اقتصادی و انواع کنترلها و نظارتها، هویت ملی، روابط میان کشور مبدأ با کشورهای مهاجر پذیر
 
عوامل عاطفی
 
همسر، خانواده، پیوندهای دوستی، وابستگی به والدین، احساسات میهن دوستی
 
رسانهای
 
بزرگ نمایی مشکلات کشور و نشان دادن غرب به عنوان مدینهی فاضله
 
شرایط فرهنگی
 
 
نحوهی نگرش به جهان، نظامهای باور، اعتقادات ایدئولوژیک، تابوها و صور رفتاری (حرامها و حلالها)
 
 
سنخ ­شناسی برجستگان علمی و تخصصی مهاجر ایرانی؛ «ابوالقاسم طلوع» در پژوهش خود، نخبگان مهاجر ایرانی را به شش گروه تقسیم کرده است:
 
1. دانشجویان دارای سهمیهی ارزی که پس از اتمام تحصیل در کشورهای مقصد به وطن مراجعه نکردند.
 
2. دانشجویان آزاد، غیر از برگزیدگان المپیادها و آزمونهای ورودی که با هزینهی شخصی از کشور خارج شده و دیگر مراجعت نکرده­اند.
 
3. نخبگان المپیادها و رتبه­های اول آزمونهای ورودی سراسری دانشگاهها که با هزینهی شخصی و یا با دریافت بورس از دانشگاه و مراکز تحقیقاتی خارج، کشور را ترک کرده­اند.
 
4. دانشجویان بورسیهی اعزامی به خارج از کشور که بعد از فراغت از تحصیل باز نگشته­اند.
 
5. متخصصان، استادان و محققانی که بیشتر به خاطر مسایل سیاسی و احساس ناامنی، به خصوص در سالهای دوران انقلاب، کشور را ترک کردهاند.
 
6. متخصصان، استادان و محققانی که بیشتر به دلایل علمی- تخصصی، فرهنگی و اقتصادی، کشور را ترک کرده­اند.
 
نتیجه گیری و پیشنهادها
 
با توجه به ارتباط مستقیم بین چالشهای توسعهی علمی و خروج نخبگان از کشور، میبایست راههای جلوگیری از فرار مغزها را نیز در توسعهی برنامههای علمی و پژوهشی جستوجو کرد. به عبارت دیگر، آن دسته از تدابیر و برنامههایی که به رفع چالشهای علمی منجر خواهد گردید، میتواند به جذب و حفظ نخبگان نیز بیانجامد. راه حلهای زیر، تدابیری برای تلاش در جهت کاهش و رفع این معضل است.
 
1. ارایهی ساز و کارهای کنترلی به منظور تعدیل و تطبیق پرورش نیروهای متخصص در جامعه برحسب فرصتهای شغلی و نیازهای بازار کار در میان مدت و ایجاد بسترها و مقدمات تأمین تقاضای اجتماعی تحصیلات دانشگاهی و دانش اندوزی در بلند مدت، که به طور قطع این امر با سیاستهای توسعهای وزارت علوم در افزایش بیرویهی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا هم خوانی ندارد، چرا که ورود بیش از نیاز به این مقاطع افزون بر این که منجر به کاهش کیفیت آموزش و افزایش تقلبهای دانشگاهی در انجام پایان نامهها و تحقیقات دانشگاهی میشود، به دلیل عدم وجود شغل مناسب برای این افراد در آیندهی نزدیک، این تلاشها افراد را به سمت مهاجرت سوق میدهد.
 
2. تقویت روحیهی دینی افراد و تعمق آن
 
3. اصلاح ملاکهای ارزیابی دانشجو و اساتید به نفع تولیدات بومی و مناسب کشور، به جای دادن ملاک خارجی درج مقالات (ISI) که البته در آیین نامهی جدید ارتقای اساتید این مهم تا حدی لحاظ گردیده است.
 
4. انتقال درصدی از هزینهی آموزش و پایان نامهی شخص در مقاطع ارشد و دکترا بر عهدهی سازمانهای دولتی و خصوصی است، به این نحو که شخص برای اخذ پایان نامه و مشخص کردن استاد راهنما و مشاور ابتدا نیازمند به ایجاد نوعی پیوند موفق با صنعت و سازمانهای موجود میباشد. این سیاست چند مزیت همزمان به همراه خواهد داشت؛
 
اول، این که به نحوی آموزشهای ما از حالت تئوریک و جدای از جامعه خارج شده و ارتباط با صنعت تقویت میگردد.
 
دوم، این که مانع از تربیت مازاد نیروها در رشتههای بی کاربرد میگردد.
 
سوم، این که با توجه به تخصصی که شخص از تجربهی خود در همکاری با آن شرکت به دست آورده است برای ادامهی همکاریها استفاده میشود و همین امر مانع از بی رغبت بودن شخص برای ادامهی زندگی در کشور میشود.
 
5. تلاش در جهت واقعی نشان دادن دنیای غرب به نحوی که در کنار بیان مزایای آن پیرامون مشکلات آن شفاف سازی لازم انجام گیرد، تا افراد با اطمینان بیشتر به رسانههای دولتی، تمام واقعیت را مشاهده کنند.
 
6. تدوین مقرراتتسهیل کننده در امر کارآفرینی برای صاحبان تخصص
 
7. تأسیس مؤسسههای علمی و پژوهشی در جهت شناسایی، ساماندهی و رفع دغدغههای محققان و نیز استفادهی بهینه از توان علمی آنان
 
8. تشکیل تیمهای پژوهشی و ایجاد روابط مستحکم میان آنها که به طور طبیعی امکان خروج را برای یک شخص کاهش میدهد.
 
9. ایجاد شرایط ازدواج سریعتر برای نخبگان نیز به دلیل رخداد پیوندهای چند گانه و مستحکمتر شدن پایگاه شخص در داخل مانع از ایجاد تمایلات شدید برای اعزام به خارج میگردد.
 
10. نظارت ادارهی بورس وزارت علوم بر پایان نامههای دکترای بورسیههای خارج از کشور که با هزینهی دولت در حال تحصیل میباشند و اصرار بر بومی بودن پایان نامههای تعریف شده؛ که متأسفانه این مهم هم اکنون به طور کامل مورد غفلت واقع شده و بسیاری از بورسیههای دولت در کشورهای خارجی بر روی موضوعاتی کار میکنند که افزون بر این که میلیاردها دلار ارزش آن پروژه بوده و به مفت به حساب خزانهی آن کشور وارد میشود.
 
متأسفانه پس از بازگشت این افراد به کشور نیز به دلیل کابرد نداشتن تخصص فرد در ایران، انگیزهی شخص را برای مهاجرت صد چندان میکند. به عنوان مثال شخصی که تز دکترای خود را «چگونگی مقاوم سازی پایههای اسکله در برابر برخود کوههای یخی» تعریف کرده است، پر واضح است که پس از بازگشت به کشور و بینیازی کشور به تخصص ایشان، مجبور به مهاجرت میباشد و البته دلیل اصلی آن را میتوان در عدم لزوم پاسخگویی وزارتخانه به چگونگی صرف هزینهها دانست. همان طور که پیش از این نیز بیان گردید، چنانچه وزارتخانه درصدی از هزینهی رسالهی دکترا را متوجه صنعت کند، این مشکل تا حدی برطرف میگردد.
 
11. تلاش برای افزایش نظام شایسته سالاری 
 
12. ایجاد تسهیلات لازم برای جذب هیأت علمی افرادی که به وسیلهی گرفتن کمک مالی دانشگاه خارجی (fund) در حال تحصیل در کشورهای دیگر میباشند و شرایط و صلاحیت عمومی لازم برای جذب را دارا میباشند. این امر متأسفانه در حال حاضر تا حدی با بی مهری وزرات علوم همراه گردیده است، به نحوی که با توجه به ثبت نام جذب اعضای هیأت علمی در فراخوان سراسری وزارت علوم در تاریخی مشخص، بسیاری از این افراد به دلیل عدم اطلاع از زمان ثبت نام، اساساً امکان ورود به رقابت را از دست میدهند؛ در شرایط دیگر متأسفانه ناهماهنگی بین دانشگاههای کشور در این خصوص منجر به این میشود که فرد برای انجام مصاحبههای هر کدام از دانشگاهها در زمانهای مختلف هر بار مجبور به مسافرت به ایران است که این مشکلات خود این مسأله را در اذهان این افراد تداعی میکند که گویا وزارت علوم چندان راغب به جذب آنها نمیباشد.
 
13. هزینهی پایین آزاد کردن مدرک کارشناسی ارشد که حدود 2 میلیون تومان میباشد. نیز از جمله تسهیلات ناخواستهای است که وزارت علوم برای خروج نخبگان کشور ایجاد کرده است.
 
14. هزینهی بالای مسافرتهای خارجی مانع از ارتباط پیوستهی افراد با خانوادههای خود و دیگر دوستان میشود، از این رو به نظر میرسد که ارایهی تسهیلات وزارت علوم در این خصوص میتواند کار ساز باشد، به خصوص برای بورسیههای وزارت علوم که ماهانه پرداختی از دولت دارند که بهتر است قسمتی از آن به طور خاص به این امر اختصاص یابد.
 
15. استفاده از بورسهای تکمیلی برای دانشجویان نخبهای که خود اقدام به اخذ پذیرش به همراه (fund) از دانشگاه مقصد کردهاند.
 
16. دادن کلاس درسی به اساتید خارج کشور از طریق برقراری ارتباط ویدئو کنفرانس و تسهیل در انتخاب این اساتید به عنوان استاد مشاور پایان نامه
 
17. شکستن باندهای قدرت در دانشگاهها که مانع از ورود نیروهای نخبه میگردند.
 
18. برقراری نوعی ارتباط اینترنتی در جهت تقویت حس وطن دوستی و یادآوری افتخارات ملی و دینی کشور که منجر به تقویت حس وطن دوستی میگردد.(*)
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1. hunting for brain
 
2.research communities
 
منابع:
 
1. اسماعیلی، مهدی. پیرامون مهاجرت نخبگان. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
 
2.  ذاکر اصفهانی، غلام رضا. (1379). مهاجرت نخبگان. دایرۀ المعارف آموزش عالی
 
3. هداوند، سعید (1383). موانع موجود در توسعهی علمی ایران، مهاجرت نخبگان . تدبیر،154.
 
4. روزنامهی آفرینش، 29/05/1385.
 
www.blogfa.com 5. علل مهاجرت نخبگان ایرانی، دوشنبه بیست و ششم دی 1384
webmaster@iranculture.org
 
*هادی مصدق؛ دانشجوی کارشناسی ارشد، مدیریت آموزشی دانشگاه تهران/انتهای متن|

کد مطلب: 10667  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۳/۲  |  ساعت: ۱۱ : ۲۷

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران