دکتر سید محمود نبویان/ نسبت جریان انحرافی با اصلاح‏طلبان؛
آدرس غلط ندهیم!
در حالی که اصلاح‏طلبان مسرور از اتفاقات اخیر کشور، می‏گویند ما خطر جریان انحرافی را که اکنون دغدغه‏ی اصول‏گرایان شده‏، در انتخابات دهم و شاید زودتر از آن دریافته بودیم، برخی از تحلیل‏گران روی اشتراکاتی بین این دوجریان دست می‏گذارند که خبر از سرّ درون دیگری می‏دهد...
گروه سیاسی برهان؛ نقد جریان انحرافی از سوی فعالین و رسانههای اصولگرا این بهانه را به جریان فتنه و اصلاح طلبان داد که هم فرصت را برای تبرئهی خود غنیمت بشمارند و هم به نوعی خود را پیشتاز شناخت انحراف این جریان معرفی نمایند اما «حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود نبویان» با ارایه‏ی تحلیلی، ضمن پرده برداشتن از هویت واقعی هر دو جریان، جریان انحرافی را تداوم فتنهی88، می‏دانند.
 
توجه داشته باشیم که «جریان انحرافی» ادامهی اصلاحات است. به لحاظ مبانی کسانی مانند «خاتمی، سروش، شبستری و ...» چه تفاوتی با جریان انحرافی دارند؟ آیا اومانیسم را قبول ندارند؟ پلورالیزم را نگفته‏اند؟ از ملی‏گرایی حرف نمی‏زدند؟ آیا مهاجرانی نبود که میگفت اصلاً چرا راهیان نور راه افتاده است؟ او نبود که می‏گفت ما ایام نوروز باید افراد را ببریم در تخت جمشید؟ در مقابل این شیوهی مهاجرانی، مقام معظم رهبری بدون اینکه حرفی بزند عملاً مخالفت کرد و به مناطق جنگی تشریف بردند. راهیان نور؛ با این برخورد عملی ایشان آغاز گردید بنابراین باید مشایی را در تداوم اصلاحات دید. همان اندیشه است، ظاهرش را نگاه نکنیم. چند شاهد را بیان میکنم.
 
در دورهی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشردهی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعفهای آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است که داد مراجع از آن بلند شده است. آقای مصباح پیام داد آقای احمدی‏نژاد، مشایی آبروی دولت را خواهد برد، او را کنار بگذارید و... چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشردهی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
شاهد مثالهای دیگر، سر دبیر روزنامهی «هفت صبح» مشایی، معاون سردبیر روزنامهی «اعتماد» است. در ایام فتنه یک بار هم نشده مشایی نام فتنه را به کار ببرد. «زیباکلامی» که می‏گوید من طرفدار رضاخان هستم گفته یک نفرکه به واقع اصولگراست، آقای مشایی است زیرا به جریان سبز بی ادبی نکرده است.
 
یعنی چی؟ مقام معظم رهبری که فرمود فتنه، بی‏ادبی است؟ جایی که باید توهین کرد اگر توهین نمی‏کنید بیادبی است. قرآن کریم میفرماید: «اولئک کل انعام بل هم اضل؛ از گاو و خر هم پست‏تراند.» آیا قرآن توهین و بیادبی می‏کند؟ بله! جایی که باید توهین بکنی توهین نمی‏کنی، بی ادبی است. توجه کنیم که این طیفها کجا به هم وصل می‏شوند؛ آقای امیری‏فر باجناق آقای عرب‏سرخی است، در جلسهی ختم پدرخانم آقای امیری فر، بهزاد نبوی شرکت می‏کند. سران فتنه آن جا جمع هستند.
 
مشایی تداوم اصلاحات است. به خدا سوگند ما هرچه می‏کشیم از اصلاح طلبان است، از خاتمی، موسوی و کروبی است. این جریان فقط تداوم همان اندیشه است. آدرس غلط ندهیم، اندیشهی آنان را که دیدیم، اومانیسم و پلورالیسم، آقای خاتمی کدام یک را قبول ندارد؟ مشایی همین است، هیچ چیز دیگری نیست. امیری فر در مصاحبهای میگوید: «ما در مجلس باید اصولگرایان را شکست بدهیم.» این حرفها معنا دارد، آن تداوم خط را ببینیم مشکل ما با همان اصلاح طلبان است.
 
آقای «احمدزاده» استاندار فارس که اکنون رییس میراث فرهنگی شده است جملاتی دارند که غیر از جملات آقای خاتمی چیز دیگری از آن برداشت نمیشود. فکر، یک فکر است. این که مقام معظم رهبری میفرمایند اصلی و فرعی، همین است. آدرس را غلط ندهیم، دشمن ما اصلاحات است ما دشمن مشایی هستیم چون تداوم اندیشه‏های اصلاحات است.
 
آقای خاتمی در جلسهی سران مجمع روحانیون تأکید می‏کند ساکت باشید اهداف ما دارد پیش میرود. حجاریان در جدیدترین صحبت خود می‏گوید: «حاکمیت دوگانه را ما دنبال می‏کردیم اکنون همین شده، اهداف ما دارد پیش میرود.»
 
اینکه آقای مشایی ضد ولایت فقیه است مگر آقای خاتمی، موسوی و کروبی نیستند؟ فرق آقای مشایی با اصلاح طلبان چیست؟ دست آنها در دست یکدیگر است.
 
آقای احمدزاده می‏گوید: «چه کسی می‏گوید موسیقی حرام است؟ من در دانشگاه امام صادق(علیهالسلام) درس خواندهام و این چیزها را میفهمم.»
 
عجب! ما نمی‏دانستیم فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(علیهالسلام) مرجع و مجتهد نیز هستند. شما چند واحد فقه خوانده‏اید؟ که بگویی موسیقی حرام است یا نه؟
 
یا میگوید: «تا اسم موسیقی که میآید می‏گویند حرام است. میگویند چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است رفتن به آن جا بد است چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است نباید به آن جا برویم پس چون شاه حرم امام رضا(علیهالسلام) رفته، آن جا هم نباید برویم.» این حرف آشکارا مبارزه با سیرهی مقام معظم رهبری است. چون ایشان و علمای فارس از رفتن به تخت جمشید جلوگیری کردند. به جملاتش دقت کنید، مبارزه با ولایت فقیه بزرگترین آرمان کیست؟ اصلاح طلبان.
  
آقای احمد زاده در مورد برگزار نشدن جشن نوروز می‏گوید: «می‏خواستیم جشن مهمانی نوروز را برگزار کنیم، بیانیه دادند که اسلام در خطر است. مسألهی اصلی بحرین و ایام فاطمیه است. چرا نمیگذارید با حضور مسؤولان چند کشور، جشن نوروزی را برگزار کنیم. بگذارید مردم شاد باشند به شادی بپردازند این قدر به مردم سخت نگیرید.»
 
به روزنامه‏های سال 77 اصلاح طلبان نگاه کنید. می‏نوشتند اکنون جامعهی ما نیاز به قطار شادی دارد. در مورد حجاب اسلامی و فریضهی امر به معروف ببینید چه می‏گوید. این یک اندیشهی اصلاح طلبی است، چیز دیگری نیست. وی میگوید: «اگر کسی مانتو کوتاه و شلوار تنگ پوشید نباید سخت گرفت بگذارید مردم آزاد باشند همه چیز را به حساب اسلام نگذارید. اسلام دین آزادی است. وقتی میبینید که دختر و پسر در کنار هم هستند نباید آنها را سین جیم کرد.»
 
در دورهی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشردهی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعفهای آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشردهی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
در مورد مکتب ایرانی، میگوید: «دولت ما مظلوم است. هرکجا حرفی از ایران و ایرانی میزنند مورد هجوم قرار میگیرد. نمایندهای که از اسلام و شرع سخن می‏گوید به خاطر رأی آوردن است. من چیزی به نام اصلاح طلب، اصولگرا و سوسولگرا را قبول ندارم.»
 
این اندیشهی اصلاح طلبان است که دارد حاکم می‏شود منتهی ممکن است رنگ و رو عوض کرده باشد. به تازگی تعدادی از افراد منتسب به جریان انحرافی دستگیر شدهاند، از جمله‏ی آنها «عباس غفاری» و «آقای محققی» هستند.
 
عباس غفاری که گفته می‏شود بسیار اهل جنگیری، رمالی و ... است در زمان آقای خاتمی برای وارد شدن در نهاد ریاست جمهوری نیاز به هماهنگی نداشت.  
  
کلیپی درست کرده‏اند اولش صحبت آقای موسوی است: «این دولت، دولت رمالی است.» (البته جای سؤال از موسوی است که شما از کجا فهمیدید، بهوسیلهی اقای عباس غفاری که دوست شما بود؟) در کلیپ بلافاصله صحبت مقام معظم رهبری را میگذارند که چرا توهین میشود به دولت که این دولت، دولت رمالی است؟ بعد هم بلافاصله صحبت اخیر آقای مصباح را میگذارند که نمیشود با رمالی کار را پیش برد.چه چیزی میخواهد بگویند؟ میخواهند بگویند دیدید پیشبینی موسوی درست بود. دیدید حرف آقای هاشمی درست بود که میگفت این ضد ولایت است؟
 
در جواب جریان اصلاح طلب باید گفت اصلاً به فرض احمدی نژاد ضدولایت است. البته ما میگوییم صددرصد در جهل مرکب است، گول خورده است. همین الان هم آقای احمدی نژاد بیاید مقابل این سه نفر به موسوی، کروبی و نفر سوم که اسمش را نیارم. قرار بگیرید، ما به او رأی میدهیم. عین جملهی همین نفر سوم است در ایام انتخابات که گفته است کشور به لحاظ اقتصادی در سراشیبی سقوط است. رهبر انقلاب در کردستان تشریف داشتند گفتند: «کسانی که چنین اظهار نظر میکنند در نیّت صدقشان آدم شک دارد.» این جملهی مقام معظم رهبری است.
 
به چه کسی رأی بدهیم؟ چهقدر آقای احمدی نژاد نسبت به اینها در اوج است؟ اسلام را در جهان مطرح کرد. استکبار ستیزی را مطرح کرد ـ کم کاری نشده است ـ در مورد هدفمندی یارانهها، هاشمی با آن اقتدارش جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت.
 
خاتمی هم که اصلاً حسابش جداست. چه کسی آمد این کار را انجام داد؟ در انرژی هستهای چه کسی این کار را انجام داد اما آقای هاشمی گفت: «ایشان ضد ولایت است.»
 
من سؤال میکنم شما دلتان برای ولایت سوخته که ایشان ضد ولایت است یا با او مشکل داشتید؟ اگر دلت برای ولایت سوخته بود چرا طرفدار موسوی بودی؟ صریحاً «نتانیاهو» میگوید و اعلام میکند که سران اصلاحات به نمایندگی از ما با جمهوری اسلامی میجنگند. اینها ولایت را قبول دارند؟ اینها قانون را قبول دارند؟ 
 
آقایان اصلاح طلب! ایشان به فرض ضدولایت است، تازه شده مثل شما. چیز جدیدی نشده است. شما که باید خوشحال باشید. شما مگر طرفدار ولایت هستید؟ خط یکی است، آدرس غلط ندهیم. اصلاحات قرار است تداوم پیدا کند.
 
وقتی مقام معظم رهبری میفرمایند این مسأله فرعی است یعنی تداوم آن را جای دیگری ببینید. جریان آقای مشایی خطرناک است ولی تداوم را در جای دیگری جستوجو کنید.
 
اما رمالی چهقدر نقش دارد؟ کسی بیاید تحلیل کند دولت، دولت رمالی است. رمالی و غیبگویی ممکن است واقعیت داشته باشد. در زمان خاتمی هم همیشه عباس غفاری آنجا بود. این شاید 10 درصد یا 20 درصد خطر کار آقای مشایی است. آقای مشایی دو بخش دیگر هم دارد.
 
بخش دوم او ارتباطات خارجیش است. بخش مهمتر از همه، شورای عالی ایرانیان خارج از کشور است که پوششی برای این ارتباطات است.
 
بخش سوم و مهمترین بخش خطر مشایی و تیمش این است که اهل تحلیل خطرناک هستند. با این تحلیلشان به این جا رسیدهاند.
 
اینها معتقد هستند که مردم جامعه دو دستهاند: قشر محروم جامعه و قشر متوسط جامعه. این دو قشر از نظر جریان انحرافی ویژگیهایی دارند:
 
1.میگویند قشر محروم بین سی تا چهل میلیون نفر هستند. جوانان محروم سر چهار راه مینشیند معنی آن این است دین و ... کنار بگذاریم. فضا، فضای اباحی‏گری است. ولایت فقیه چیست؟ به اینها پول هم بدهی جذب میشوند. عاشق رابطه با آمریکا هستند. یک جوان پول هم که نداشته باشد، میرود از کلوپ فیلم تهیه میکند. اگر شب فیلم آمریکایی نبیند، نمیخوابد. اگر اینطور است همین چهار پنج ویژگی را دارند ما باید نسبت به جذب اینها چه کار کنیم؟ رابطه با آمریکا، مبارزه با ولایت فقیه، کوروش، شاهنشاه و آریا مهر چه بدی دارند؟ ملیگرایی چه بدی دارد؟ شما میآیید دین را مطرح میکنید خطبهی 52 فرمایشات حضرت امیر(علیهالسلام) چرا باید منشور بین المللی نشود؟ منشور کوروش باید منشور بین المللی شود. ما برای جذب این طبقه باید این کارها را بکنیم.
 
2.قشر متوسط، شهرنشینانی هستند که 13 میلیون رأی به آقای موسوی داده‏اند. اینها را باید چگونه جذب کرد؟ مؤلفههای اینها چیست؟ تقریباً نزدیک به طبقهی قبلی هستند. با هم یک قدر مشترک دارند که با دین کاری ندارند.
 
 هرچند این تحلیل صددرصد اشتباه است و مردم جامعهی ما اینطور نیستند منتهی اینها اهل تحلیل هستند. فکر نکنیم اینها با رمالی کار خود را پیش میبرند. این خیلی ساده انگاری است.
 
آقای مصباح که به رمالی اشاره دارند، به بخشی از همان 10، 20 درصد اشاره میکنند، رمال و غیبگو یادتان باشد به قول غربیها «پراگماتیس» نیست، اهل عمل نیست. آقای احمدی نژاد از 24 ساعت، 18 ساعت را به قول ما مثل بلدوزر دارد کار میکند. آدم غیبگو که اهل کار نیست. اینها اهل تحلیل نیز هستند و تحلیل دارند و کارهایشان را در این قاعدهها ببینید.
 
نتیجه:  نخست، این جریان کاملاً منحرف است. دوم، این جریان تداوم اصلاحات است.
 
در قانون اساسی فتنهی 88 با عنوان «قانون اساسی نوین ایران» هرجا نامی از اسلام بود، برداشتند. اکنون سال 1390 هجری شمسی و 1432 قمری است. سال قمری را هم از قانون اساسی خودشان برداشته‏اند. این قانون اساسی را چه کسی نوشته است؟ آقای اردشیر امیر ارجمند که در حال حاضر رابط آقای مشایی است و با مشایی در ارتباط است.
  
اکنون واضح شده آقای مشایی دروغگو است. 11 روز حکم صریح مقام معظم رهبری را زمین زدند. اینها طرفدار ولایت هستند، کدام ولایت؟ ما از ساختار دولت به جد دفاع میکنیم. به جدّ هم مشایی را میکوبیم و به خاطر انحرافات فکری، رد میکنیم. مشایی را تدوام اصلاحات می‏بینیم، فتنهی 90، تداوم فتنهی 88 است .
 
اکنون جای سؤال است که چرا مقام معظم رهبری از آقای احمدی نژاد- اگر فکرش به واقع این است – دفاع کرد؟
 
مقام معظم رهبری از ملاکها و از اصول دفاع کرد. در سفر به کردستان از ساده زیستی، پرکاری، اندیشهی اسلامی، استکبار ستیزی سخن گفتند زیرا فرد دیگری نبود و این ملاکها رفت در سبد آقای احمدی نژاد. مقام معظم رهبری از اصول دفاع کرد. حتی کروبی میگفت مقام معظم رهبری که این معیارها را میگوید نظرش به بنده است.
 
خود احمدی نژاد میگوید من دورهی دوم رفتم پیش مقام معظم رهبری، گفتم این قدر از من دفاع نکنید، اینها حمله میکنند. ایشان فرمودند: «من از تو دفاع نمیکنم، من یک سری اصولی را دارم مطرح میکنم» این اصول در سبد آقای احمدی نژاد قرار دارد. این نکته را میگویم تا نگویند آقای هاشمی آن موقع فهمیده بود ولی مقام معظم رهبری الان، نه ایشان میدانند.
 
باید زمان و میزان خطر را درک کرد. اکنون عدهای  به سمت بحث استیضاح آقای رییس جمهوررفته‏اند، اما اکنون چرا؟ چهقدر سادگی است کسی که برود به  سمت استیضاح، خاتمی 8 سال با آن فساد، با آن خرابی کسی به سراغ استیضاح او نرفت. احمدی نژاد در یک مورد نشان داد  ولایت‏پذیر نیست، ما هم قبول داریم. اصلاح طلبان که 8 سال ضد ولایت بودهاند کدامشان طرفدار ولایت بودند؟ کدامشان حرف ولی فقیه را گوش میدادند اگر ما آقای احمدی نژاد را مثلاً استیضاح بکنیم ثمرهاش چیست؟ ثمرهاش این است مردم منطقه که اکنون در خیزش اسلامی بلند شدهاند از خیزش مردم ایران الگو گرفتهاند و احمدی‏نژاد در میان مردم منطقه به عنوان یک فرد شجاع، استکبار ستیز و آمریکا ستیز مطرح است اگر احمدی نژاد را کنار نهادیم، آمریکا چه میگوید؟ مردم منطقه چه میگویند؟ میگویند ما چرا مبارزه میکنیم. شاه ما و رییس ما طرفدار آمریکا است. احمدی نژاد استکبارستیز را جمهوری اسلامی خودش ساقطش کرد. آن وقت چه چیزی برای مردم منطقه میماند؟(*)
 
*دکتر سید محمود نبویان، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / انتهای متن/

کد مطلب: 1303  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۴/۱  |  ساعت: ۱۲ : ۱

نظرات ارسال شده
يك مسلمان ايراني. : موافق [۳]  -  مخالف [۱]
سلام
تاريخ بهترين شاهد مثالها را براي ما بيان كرده است و بهترين راهگشاي ما در اين مورد است.اگر نگاهي اجمالي به تاريخ بيندازيم براحتي در همه ادوار تاريخ شاهد مثالهايي را در مورد اين حوادث و اتفاقات اخير جريان انحرافي مشاهده ميكنيم. در تاريخ انقلاب باستان گرايي در زمان امام (ره) نمونه بارز اين مورد است و بيانات امام در اين مورد براحتي بيانگر آن است. يا در مورد كسروي و ربط دادن عقايد شيعه به تفكر ايران باستان و جواب امام به او در كشف الاسرار. اين اتفاقات در پروژه تهديد نرم و جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران گنجانده ميشود و ما نبايد آنرا تنها به عوامل داخلي ربط دهيم. ولي چيز مهم در اين موارد داشتن بصيرت است. حال اصراري بر اين نيست كه حتما اين جريان را به جريان اصلاحات ربط دهيم. هر چند كه جريان اصلاحات به علت همسويي جريان انحرافي با اهداف خود از آن حمايت ميكند ي حداقل از آن براي اثبات خود بهره ميگيرد . در واقع جريان اصلاحات از اين جريان انحرافي براي پيشبرد اهداف خود استفاده ميكند و اگر ما فقط به اين اين جريان انحرافي توجه كنيم و از جريان اصلاحات غافل بمانيم پيروز انتخابات آينده جريان اصلاحات خواهد بود . هر چند تمام جريانات ضد انقلاب چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و تمام جريانات ضد نظام در بهد از انقلاب به نوعي يا در طول هم هستند يا در عرض هم و به هيچ وجه با هم منافاتي ندارند مگر آنكه فعاليتهاي آنها به يكديگر ضربه بزند كه اين را در مورد جريان فتنه سبز در سال 88 مشاهده كرديم. در نتيجه ميتوان گفت چه اين جريان انحرافي و چه جريانهاي ضد نظام كه در آينده مي آيند و خواهند آمد منافاتي با هم ندارند چون همه ي آنها داراي يك هدف و تفكر هستند و فقط راه رسيدن به آن هدف مشترك با هم تفاوت ظاهري دارد. با تشكر. والسلام.
سيامک پوراسد : موافق [۳]  -  مخالف [۲]
مطالب بسيار جالب حساس و روشنگرانه اي است و بايد تدواوم داشته باشد. جاي بسيار گله از صدا وسيما وساير رسانه هاست که در اين برهه حساس دست از مصلحت انديشي!برنداشته ودر جهت تنوير افکار عمومي که متاسفانه بدليل مشکلات معيشتي کمتر بدنبال تحليل و اخبار واقعي هستند گامي برنمي دارند و همچنان بدنبال تبليغ مصرف گرايي و تجمل گرايي مي باشند.
پژوهشگر : موافق [۷]  -  مخالف [۳]
پاسخهايي شفاف به پرسشهايي مهم درباره «جريان انحرافي»

پرسش اول: چه دلايلي براي اثبات ارتباط «جريان انحرافي» با «جريان اصلاحات» وجود دارد؟

«جريان انحرافي» از چند جهت با «جريان اصلاحات» مرتبط است:

اول. ارتباط فکري و ايدئولوژيک

مباني و چارچوبهاي فکري و ايدئولوژيک «جريان انحرافي» با «جريان اصلاحات»، مشابهت و حتي تطابق زيادي دارد:

1- اباحي گري فرهنگي(سياست تساهل و تسامح فرهنگي)( اين سياست فرهنگي را شخص مهاجراني در وزارت ارشاد دنبال کرد تا آنجا که مقام معظم رهبري مجبور به ابراز مخالفت با او شد!)

2- ملي گرايي(ترجيح رويکرد ايراني بر رويکرد اسلامي) ( نمودهايي ملي گرايي در «جريان اصلاحات» عبارتند از: تکيه بر شعار «ايران براي همه ايرانيان» و ترجيح فضاهاي باستاني همچون تخت جمشيد بر فضاهاي مذهبي)

3- اومانيسم(برخورداري انسان از شرافت و ارزش، مستقل از عقايدش)

4- کثرت گرايي ديني(ايده تعدد قرائتها از دين و نفي قرائت رسمي و واحد از دين)

دوم. ارتباط سياسي و سازماني

شواهد اين ادعا عبارتند از:

1- «جريان اصلاحات»، هيچگاه از مشايي انتقاد نميکند؟!

2- سردبير روزنامه ي «هفت صبح» - که متعلق به مشايي است- ، معاون سردبير روزنامه ي «اعتماد» است و همچنين بسياري از اعضاي تحريه اين روزنامه، از نويسندگان روزنامه هاي اصلاح طلبان هستند.

3- مشايي در مقام توصيف فتنه 88، هيچگاه از واژه «فتنه» استفاده نکرده است!

4- اميري فر (معاون فرهنگي نهاد رياست جمهوري که چندي پيش بازداشت شد.) در مصاحبهاي تصريح ميکند که اصول گرايان رقيب ما در انتخابات هستند و ما با اصلاح طلبان ائتلاف ميکنيم!

5- محمد خاتمي در جلسه ي سران مجمع روحانيون تأکيد مي‏کند که «جريان انحرافي» اهداف ما را پيش ميبرد!

6- سعيد حجاريان مي‏گويد «جريان انحرافي»، ايده حاکميت دوگانه ما را دنبال ميکند و احتمال دارد در آينده، به نامزد آنها در انتخابات رأي بدهيم!

7- عباس غفاري(رمال معروف) با «جريان اصلاحات»، ارتباط نزديکي داشته، آنچنان که براي ورود به نهاد رياست جمهوري، نياز به هماهنگي نداشته است!

8- در قانون اساسي فتنهي 88 با عنوان «قانون اساسي نوين ايران»، هرجا نامي از اسلام بود، برداشتند. اين قانون اساسي را اردشير امير ارجمند نوشته که اکنون با مشايي در ارتباط است!

پرسش دوم: چرا احمدي نژاد بر اصلاح طلبان فضيلت دارد؟

به چند دليل احمدي نژاد بر اصلاح طلبان فضيلت دارد:

1- نه تنها تمام لغزشهاي فکري و رفتاري احمدي نژاد در اصلاح طلبان نيز وجود دارد؛ بلکه لغزشهاي فکري و رفتاري اصلاح طلبان از احمدي نژاد بسيار بيشتر است!

به عنوان مثال، آيا احمدي نژاد با «ولايت فقيه» مخالفت دارد و اصلاح طلبان موافقت؟! اصلاح طلبان که در پي «واتيکانيزه کردن ولايت فقيه» ( اين تعبير از سعيد حجاريان است) بودند! آنها که در نامه اي به مقام معظم رهبري، ايشان را به نوشيدن «جام زهر» توصيه کردند! (اشاره به نامه نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم است) اين حاميان اصلاح طلبان نبودند که در جريان فتنه 88 در خيابانهاي پايتخت جمهوري اسلامي به صورت آشکار، شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه» سر دادند؟! اکنون چه شده که ولايت ستيزان ديروز، براي ولايت دلسوزي مي کنند؟! اگر اصلاح طلبان منافق، همين يک پرسش را پاسخ گويند، براي ما بس است، اما آنها چگونه ميتوانند خط سياسي گذشته خود را – که خط ضدّيت با ولايت فقيه بود- انکار کنند؟!

2- اصلاح طلبان فاقد بسياري از محاسن و قوتهاي احمدي نژاد بوده و هستند؛ چون او سياست¬ها و اقدامات کم نظيري را تحقق بخشيد که اصلاح طلبان در پي آنها نبودند ، از جمله:

الف. عدالت خواهي ( محمد خاتمي همواره آزادي را بر عدالت ترجيح داد و حتي در گفتار خود هم از عدالت سخني را زبان نياورد!)

ب. ساده زيستي (محمد خاتمي تا چندين ماه پس از اتمام زمان رياست جمهوري اش حاضر به ترک کاخ سعدآباد نبود!)

ج. پرکاري و خدمت رساني

د. محروم نوازي و توجه به طبقات فرودست جامعه

ه. استکبار ستيزي و مقاومت در برابر زياده خواهي هاي غربيها

و. انجام برنامه سهميه بندي سوخت

ز. انجام برنامه هدفمندي يارانه ها

ح. اجراي مجدد برنامه هسته اي (عملکرد اصلاح¬طلبان در ماجراي انرژي هسته اي يک «فضاحت تاريخي» و يادآور ترس «شاه سلطان حسين» است! اصلاح طلبان در مقابل فرسنگها عقبنشيني و سازش کاري – که خودشان آن را «تنش زاديي» و «اعتمادسازي» نام نهاده بودند- هيچ امتيازي را از غربيها به دست نياوردند و تنها زمان و فرصت را سوزاندند و دشمن را به جسارت بيشتري واداشتند!)
اصلاح طلبان کدام يک از اين اهداف را دنبال کردند؟!


پاسخ به يک فهم نادرست : موافق [۳]  -  مخالف [۱]
يکي از موضوعاتي که براي برخي خوانندگان ظاهرا به درستي جا نيفتاده و در کامنتها هم به آن اشاره شده، موضوع ارتباط فاميلي اميري فر با عرب سرخي است...
البته اين اشکال درستي است که اين نسبت خانوادگي وابستگي ايدئولوژيک يا سياسي را ضرورتا به دنبال ندارد، اما بيان آن ميتواند به تعبير حقوقيون، اماره باشد نه دليل
ابا اين فرض اين اماره را بايد با يک دليل تکميل کرد که آيا اين رابطه خويشاوندي توانسته زمينه را براي گرايش به اصلاحطلبي فراهم آورد
پاسخ اين سوال هم به روشني در اين مطلب عنوان شده،و آن نقل قول مستقيمي است که از زبان اميري فر براي مقابله با اصولگرايان ذکر شده است البته بسيار تعجب آور است که بخش از مطلب اينگونه مورد غفلت باقي شده و تنها يک اماره را به جاي دليل قلمداد کرده اند
محمود حسيني : موافق [۱]  -  مخالف [۱]
دلايل و شواهد بيان شده توسط آقاي نبويان جاي شك باقي نميذاره اما بهتره «دست در يك كاسه بودن» اصلاحات با جريان انحرافي رو وصل نكنيم به فاميل بودن الف با ب يا دوستي ج با د؛ كمي از بالا تر به مسئله نگاه كنيم. كنار هم گذاشتن تمام شباهت هاي رفتاري و عملكرد و ارتباطات جريان اصلاحات با جريان انحرافي به وضوح، مي تونه نزديك بودن اهداف اين دو جريان رو نشون بده . ضمن اينكه خيلي از روش هاي به كار گرفته شده توسط اين دو جريان ؛ كاملا يكسان و كپي برداري شده از تئوري هاي بنيادهاي طراح براندازي در ايرانه. كسي مي تونه منكر روابط دولت خامي با بنياد سوروس بشه؟ گذشته از ملاقات خصوصي خاتمي با سوروس، در سال 2004 (1382) كيان تاجبخش به عنوان نماينده اين بنياد دفتر بنياد رو در ايران راه اندازي مي كنه. و به اجراي پروژه هاي اين موسسه درايران مشغول ميشه. اما چه چيزي مشايي رو به اين موضوع مرتبط ميكنه؟ تكرار رفتار هاي اصلاح طلبان در روش هاي ارتباط گيري با خارج از كشور، توسط جناب مشايي!!!!!!!!!!!!!
درسال 2009، بنگاه رند طي پژ‍وهشي كه درباره ايران انجام ميده، درمورد شخصيت ها و شبكه هاي غير رسمي در ايران و نقطه اتكا بودن اين موارد براي امريكا اينطور مينويسه:
«نظام ايران شامل گروهي از شخصيت ها و شبكه هاي غير رسمي و نهادهاي وابسته شان است كه با شخصيت هاي ديگر در ارتباطند. اين شخصيت ها همچنين به شبكه هاي ديگر، به عنوان اهرم هاي حمايتي و بسيج توده اي متصل اند.
برخي از اين شخصيت ها از موقعيت خود در نهادها براي افزايش ثروت و تبديل شدن به «منبع پشتيباني» استفاده مي كنند و خانواده ، متحدان و شبكه هاي خود را تقويت مي كنند. دريك كلام، تعاملات سياسي در ايران، شامل تركيبي از شخصيت ها ، شبكه هايشان و نهادهاي وابسته است و ميل افراطي برخي سران جمهوري اسلامي به «مدرنيته» و «غربي شدن»، يكي از نقاط قابل نفوذ ايالات متحده در سالهاي آينده خواهد بود.»
حالا اين ادعا ها رو بذاريد كنار عزل و نصب هاي اجباري كه به فرمان مشايي و به دليل مخالف با اون انجام ميشه و فاميل بودنش با عرب سرخي و ديگران!!!!!!!
مقدسيان.دانشجوي علوم سياسي : موافق [۴]  -  مخالف [۲]
از زماني که نفوذ يک جريان مشکوک را در بدنه دولت احمدي نژاد در رسانه هاي اصوالگرا خواندم با خودم گفتم اين هم يک ترفند سياسي است براي توسعه قدرت . من در دوران اصلاحات طرفدار اصلاح طلبان بودم بعد از ان هم به احمدي نژاد راي ندادم کلا سياست زده شدم . اما يک نکته برايم هميشه سوال بوده که چرا مشايي با زبان اصول گرايي همان کاري را مي کند که اصلاح طلبان مي کردند .البته الحق و الانصاف اصلاح طلبان دست به عصا تر بودند . يعني حتي در اوج قهر سياسي نمايندگان مجلس ششم هم خاتمي حاضر به خانه نشيني نشد . با آن که دل خوشي از اقاي مصباح ندارم اما از حق ک نگذرم اين حرف نبويان را قبول دارم که شباهت هاي منشي وروشي بسياري بين جريان مشايي و اصلاح طلبان هست. نمونه هي بيشتر از اين هايي که در متن امده را در شباهت هاي سياست فرهنگي دولت دهم و دولت اصلاحات ميشود ديد.الان هم که برادر اسحاق جهانگيري شده يکي از ليدر هاي اقتصادي مشايي و داره در بلاروس کار اقتصادي دولتي ميکنه...نمي دونم اسرار عالم سياست چقدر عجيب و غريبند. شعار اصولگرايي و عمل اصلاح طلبي...نوبره!
Nima Dadkhah : موافق [۴]  -  مخالف [۵]
من البته با خيلي از بخشهاي اين تحليل موافقم. ولي منطق شما در مورد مشايي رو درک نميکنم. شما ميفرماييد چون فاميل آقاي اميري فرد اصلاح طلب هست پس مشايي وابسته به جريان انحرافي است. ؟؟؟
خب اين چه استدلالي هست.
حرف بنده اين هست که طبق استدلال خودتون کساني که در صدد استيضاح احمدي نژاد هستن،پس اينها دنباله ي حقيقي اصلاح طلب ها هستن. اينها کساني هستن که ميخواهند به دوران خوش تعامل مثبت با اصلاح طلب ها برسن که هر کسي سهم خودش رو از بيت المال برميداشت و همه چيز خوب و راحت پيش ميرفت. اينها کساني هستن که دستشون امروز از بيت المال قطع شده و در صدد تخريب دولت هستند ولي با توجه به ظرفيت موجود در احمدي نژاد اين امکان براشون نيست به همين دليل به دنبال بهانه هستند. مشايي يک بهانه است. صحبت هاي ايشون در رابطه با مکتب ايراني هم اين بهانه رو به دست مخالفين دولت داده. اينها ميخواهند به بهانه مشايي، احمدي نژاد رو بزنن تا يک باره ديگه يکي از خودشون رو به جاي اون بزارن. چه کساني اين روز ها صحبت از تقلب در انتخابات آينده ميکنند؟ آيا اينها نشانه ي همگرايي با اصلاح طلب ها نيست. آقاي توکلي در زمان خاتمي چند بار تذکر به دولت داده بود؟ آقاي لاريجاني که ? سال ريئس صدا و سيما بود چه بر سر فرهنگ انقلاب اورد؟ چطور اينها براي شما نشانه نيست اما حرفهاي بي مدرکي مثل جن گير خاتمي يا ارتباط با ارجمندي براي شما دليل هست.
شما ميفرماييد:
دشمن ما اصلاحات است ما دشمن مشايي هستيم چون تداوم انديشه‏هاي اصلاحات است
يا
فرق آقاي مشايي با اصلاح طلبان چيست؟ دست آن‌ها در دست يک‌ديگر است.
فرق مشايي با اصلاح طلبان اين است که ايشان معاون دکتر احمدي نژاد هستند. دوست و هم فکر ايشان هستند. چطور دوستي يکي از مديران دولت با يکي از اصلاح طلبان حجت است اما واقيعت به اين واضحي حجت نيست؟؟؟؟
تداوم اصلاحات همون هايي هستند که به قول شما در زمان اصلاحات لب از لب باز نميکردند. اما امروز منتقد دولت هستند.

صفايي‌نژاد : موافق [۷]  -  مخالف [۴]
سلام
به نظرم اين سخنراني اقدام مناسبي بود. هر چند که يکي دو مورد بر داده‌هايي تأکيد شد که برونداد مربوطي از آن استخراج نشده بود.
مثل فاميل بودن عرب‌سرخي با اميري‌فر و نتيجه گرفتن «دست در يک کاسه بودن»؛ همه ميدانند که چه کساني با چه افراد ديگري رابطه دارند و اين نتيجه لزوما درست نيست.
يا مثل سردبير هفت صبح و نتيجه گرفتن «دست در يک کاسه بودن». چون آرش خوشخو سردبير روزنامه تهران امروز هم بوده؛ پس بايد نتيجه بگيريم که قاليباف هم با مشايي و سبزها هم‌کاسه است؟
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران