حمیدرضا قنبری‌نژاد/تشکیل کشور مستقل فلسطینی از منظر حقوق بین‌الملل؛
یک کشور و پاسخ به چهار سؤال اساسی
مذاکره همیشه اولین آیین‌ حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین‌‌المللی بوده، اما آیا این طور نیست که تداوم بیش از 60 سال مذاکره و محرومیت از حقوق حقه‌ی یک ملت طی این سالیان دراز و بی‌‌اعتنایی به اصول و قواعد مسلم حقوق بین‌الملل، به محملی جهت روزمره نمودن مطالبات ملت فلسطین و وقت کشی نیروهای اشغال‌گر بدل گشته است؟!
گروه بین‎ الملل برهان/ حمیدرضا قنبری‌نژاد اصفهانی؛ سرانجام «محمود عباس» ـ رییس تشکیلات خودگردان فلسطین ـ در شصت و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد طرح خود مبنی بر تشکیل دولت مستقل فلسطینی را تقدیم دبیر کل سازمان ملل متحد نمود و افزون بر آن در نطق خود در این مجمع، از دولت‌ها و اعضای ملل متحد خواست تا ضمن حمایت از این طرح، فلسطینیان را در جامه‌ی عمل پوشاندن به آن یاری نمایند. بررسی ابعاد حقوقی ارایه‌ی این طرح در سازمان ملل متحد از منظر حقوق بین الملل، در قسمت بعدی این گفتار با تفصیلی بیش‌تر مورد تحلیل و ارزیابی قرار خواهد گرفت. در این نوشتار صرفاً به ذکر این نکته بسنده می‌نماییم که بر اساس اصول و قواعد حاکم بر حقوق بین‌الملل ـ به ویژه منشور ملل متحد ـ برای پذیرش هر کشوری به عضویت سازمان ملل متحد، رأی مثبت اکثریت دو سوم اعضای حاضر لازم بوده و پیش از آن لازم است این امر به تأیید اعضای شورای امنیت نیز برسد.
 
1- در حال حاضر رویکرد اعضای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قبال به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی چگونه است؟
 
بند 2 ماده‌ی 4 منشور ملل متحد این گونه اشعار می‌دارد:
 
«قبول هر کشوری که واجد شرایط مذکور [دوست دار صلح؛ به گونه‌ای که تعهدات مندرج در این منشور را بپذیرد و به نظر و تشخیص سازمان قادر و مایل به اجرای آن باشد] به عضویت ملل متحد باشد، منوط به تصمیمی است که مجمع عمومی بنابر توصیه‌ی شورای امنیت اتخاذ می‌نماید».

به هر روی چنانچه این امر به تأیید شورای امنیت رسیده و با چالش اصلی فراروی خود؛ یعنی «وتو» مواجه نشود به طور قطع به تأیید اکثریت دو سوم اعضای حاضر خواهد رسید؛ چرا که تشکیلات خودگردان فلسطین از چند ماه پیش تاکنون تمامی پتانسیل خود را به کار گرفته است تا با هدف کسب عضویت کامل برای دولت مستقل فلسطینی توجه دولت‌ها را به این مسأله معطوف داشته و در پی این اقدام‌ها و تلاش‌ها از حمایت و تأیید اتحادیه‌ی عرب، سازمان کنفرانس اسلامی، حداقل دو عضو دایم شورای امنیت (چین و روسیه) و شمار زیادی از کشورهای آسیا و اقیانوسیه، اروپا و آمریکا برخوردار گردیده و در مجموع تاکنون قریب 130 کشور از 193 کشور جهان، این موضوع را تأیید نموده و مورد حمایت قرار داده‌اند و پیش‌بینی می‌شود این رقم تا 150 نیز افزایش پیدا کند.

این در حالی است که برخی کشورهای غربی ـ و به ویژه سه عضو دایم شورای امنیت (آمریکا، انگلستان و فرانسه)ـ به رغم آن که در مقام گفتار از طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی حمایت می‌کنند، اما در مقام عمل رویکرد اصولی این دولت‌ها به گونه‌ای دیگر و مبتنی بر تشویق تشکیلات خودگردان به ادامه‌ی مذاکره‌های دوجانبه با اسراییل، به منظور دست‌یابی به توافقی دوجانبه در این رابطه است. این دولت‌ها اصولاً و در مقام عمل مخالف طرح این قضیه در چارچوب سازمان ملل متحد بوده بر این اساس مطمئناً اینک که مباحث حول این موضوع جدی شده و رییس تشکیلات خودگردان به طور رسمی طرح خود را در این باره به دبیرکل سازمان ملل تقدیم نموده، شاهد رویکرد منفی و به احتمال قریب به یقین وتوی این طرح از سوی این اعضا، خواهیم بود. لازم به ذکر است با توجه به وصول تقاضانامه‌ی یاد شده از سوی دبیرکل سازمان ملل متحد به شورای امنیت، بر اساس برنامه‌ی اعلام شده از سوی ریاست دوره‌ای شورای امنیت، جلسه‌ی این شورا به منظور بررسی پیشنهاد تشکیلات خودگردان فلسطین روز دو شنبه (4/7/90) از ساعت 19 به وقت گرینویچ آغاز خواهد گردید و طی آن تکلیف پرونده‌ی تشکیل دولت مستقل فلسطینی در این نهاد مشخص خواهد گردید.
 
2- تا پیش از ارایه‌ی طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی به سازمان ملل چه اقدام‌های حقوقی در جهت جامه‌ی عمل پوشاندن به این آرمان از سوی فلسطینیان صورت پذیرفته است؟

فلسطینی‌ها از زمان جدایی سرزمین فلسطین از امپراطوری عثمانی همواره در پی اعلام استقلال خود بوده و پس از اتمام قیمومیت انگلستان بر این سرزمین، طی جنگ سال 1948م. کشور خود را مستقل اعلام کردند، اما تسلط اسراییل بر77 درصد از اراضی فلسطین و پیوستن کرانه‌ی باختری به اردن و نوار غزه به مصر مانع از عملی شدن آن شد. در سال 1964م. جنبش آزادی بخش فلسطین تشکیل شد و مراحل مختلفی را پس از تأسیس خود طی کرد. این جنبش با هدف آزاد سازی کل فلسطین اشغالی تأسیس شد و در این راستا اساسنامه‌ی ملی خود را نیز تنظیم کرد. این اساسنامه در سال 1968م. به تصویب رسید. این جنبش در سال 1974م. برنامه‌ای مرحله بندی شده بر اساس ایده‌ی تشکیل دولت مستقل فلسطینی را در سرزمین‌های آزاد شده‌ی فلسطینی آغاز نمود. این تحول باعث شد که این سازمان در همان سال به عنوان «عضو ناظر» در سازمان ملل متحد پذیرفته شود.
 
در سال 1988م. جنبش آزادی بخش، استقلال دولت فلسطین و قبول راهکار تشکیل دو دولت را اعلام کرد، سازمان ملل نیز این موضوع را در قطع‌نامه‌ای به رسمیت شناخت و بعد از آن مجمع عمومی سازمان ملل تصویب کرد که به جای نام «جنبش آزادی‌بخش» از نام رسمی «فسطین» در مناسبات درون این سازمان استفاده کند. البته متأسفانه پس از این اقدام‌ها شاهد مواضع عملی ناسنجیده‌ای از سوی این تشکیلات بوده و هستیم ـ و همین امر موجب تشدید اختلاف‌ها و دو دستگی‌ها در درون فلسطین گردید ـ که نمود بارز آن را می‌توان در توافق‌نامه‌ی «اسلو» (1993م.) مشاهده نمود؛ که طی آن این جنبش بر اساس یکی از مفاد مندرج در این توافق‌نامه، اسراییل را به رسمیت شناخت. در سال 1996م. شورای ملی فلسطین لغو تمام بندهای میثاق ملی فلسطین که با توافق اسلو مغایرت داشت را اعلام کرد که از جمله‌ی این بندها مبارزه‌ی مسلحانه با اشغالگران بود.

در سال 1998م. و در پنجاه و دومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به فلسطین به عنوان «عضو ناظر» در این سازمان امتیازاتی تعلق گرفت که شامل شرکت در نشست‌های مجمع و دستور کار آن بود. شرکت‌در کنفرانس‌های بین‌المللی که تحت نظارت این سازمان تشکیل می‌شد از دیگر موارد مشخص شده در این بسته‌ی به ظاهر تشویقی بود.

3- به لحاظ حقوقی ارایه و پذیرش طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی چه پیامدهای مثبت و منفی برای فلسطینیان به همراه خواهد داشت؟

برخی از مهم‌ترین پیامدهای مثبت این طرح را به صورت تیتر وار می‌توان بدین شرح بیان نمود:

ـ در صورت تصویب این طرح، ‌رژیم صهیونیستی در صورت تجاوز به ساکنان و یا اراضی سرزمین‌های 1967م. می‌تواند در دادگاه‌های بین المللی مورد شکایت فلسطینی‌ها قرار گیرد؛ چرا که در این صورت فلسطین به عنوان دولتی مستقل از صلاحیت رجوع به محاکم بین المللی برخوردار خواهد بود.

ـ شاید بتوان گفت تصویب این طرح یک گام به جلو در جهت هدف آزاسازی تمامی سرزمین فلسطین، پس از فراهم آوری امکانات و تجهیزات لازم توسط جبهه‌ی مقاومت اسلامی است.
 
در صورت تصویب طرح عباس، ‌رژیم صهیونیستی در صورت تجاوز به ساکنان و یا اراضی سرزمین‌های 1967م. می‌تواند در دادگاه‌های بین المللی مورد شکایت فلسطینی‌ها قرار گیرد؛ چرا که فلسطین به عنوان دولتی مستقل، صلاحیت رجوع به محاکم بین المللی را خواهد داشت.

 
ـ ارایه‌ی این درخواست و طرح در مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک چالش بین المللی برای اسراییل ایجاد نموده و حتی رد آن از سوی شورای امنیت به دلیل وتوی احتمالی آمریکا باز هم فشارها را بر این رژیم بیش‌تر خواهد نمود.

ـ شناسایی فلسطین موجب خواهد شد که اسراییل نیروهایش را به رغم میل باطنی از آن کشور خارج نموده و استمرار نقض حقوق فلسطینیان عواقب حقوقی و سیاسی فراوانی برای رژیم صهیونیستی در پی داشته باشد.
برخی از مهم‌ترین پیامدهای منفی این طرح را به صورت تیتر وار می‌توان بدین شرح بیان نمود:

ـ تشکیل دولت مستقل فلسطینی در چارچوب مرزهای 1967م. به معنای چشم پوشی از آرمان بلند آزادی و استقلال کامل کشور فلسطین از زیر یوغ رژیم صهیونیستی بوده و هم چنین موجب شناسایی همیشگی اسراییل به عنوان دولتی مستقل (در کنار دولت فلسطین) است.

لازم به ذکر است فلسطین در مرزهای 1967م. شامل بخش غربی رود اردن (کرانه‌ی باختری)، بخش شرقی شهر قدس (قدس شرقی) و منطقه‌ی غزه و به پایتختی قدس شرقی است.

ـ فلسطینی‌ها اکنون، تنها در 11 درصد سرزمین فلسطین به صورت ناپیوسته، ناهمگون و قطعه قطعه مستقر هستند و همین میزان اندک نیز از سوی صهیونیست‌ها محل تردید بوده و سعی دارند این درصد را نیز به حداقل ممکن کاهش دهند. در واقع آن‌ها می‌خواهند با به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین در یک محدوده‌ی ناچیز، موقعیت خود را در حالت فعلی تثبیت کنند که این امر به طور قطع تضمین کننده‌ی حقوق حقه‌ی فلسطینیان نخواهد بود.

ـ حتی اگر طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی تصویب شود، هم‌چنان بخش‌های دیگر فلسطین در اشغال رژیم صهیونیستی باقی می‌ماند و تغییری در معادله‌های موجود حاصل نخواهد شد بلکه چالش‌هایی را نیز ایجاد می‌کند. یکی از این چالش‌ها شامل قطع‌نامه‌ی 1947م. می‌شود که در این قطع‌نامه، 44 درصد از سرزمین فلسطین متعلق به مردم فلسطین قید شده بود ولی با تشکیل دولت در سرزمین‌های 1967م. تنها کمی بیش از 20 درصد از فلسطین تحت نظر مردم مستقل قرار خواهد گرفت و این قطع‌نامه کارآیی خود را از دست خواهد داد.

ـ از جمله قطع‌نامه‌های صادر شده در موضوع فلسطین، قطع‌نامه‌ی 194 در خصوص «بازگشت آوارگان فلسطینی» است. نکته‌ی قابل توجه در این باره آن است که قسمت عظیمی از آوارگان فلسطینی متعلق به سرزمین‌های 1948م. هستند؛ ولی بعد از تصویب این طرح آوارگان فقط می‌توانند به سرزمین‌های 1967م. بازگردند و از این رو این طرح تضمین کننده‌ی حقوق آوارگانی که متعلق به سرزمین‌های 1948م. هستند، نخواهد بود.

4- بهترین گزینه‌ی فراروی ملت فلسطین در جهت استیفای حقوق حقه‌ی خود، چیست؟

به نظر می‌رسد اقداماتی شبیه آن چه تشکیلات خودگردان فلسطینی تا کنون انجام داده است، به جهت ماهیت سازش کارانه‌ای که داشته نه تنها موجبات استیفای حقوق از دست رفته‌ی ملت مظلوم فلسطین را به همراه نداشته، بلکه همواره با امتیازدهی به رژیم اشغالگر قدس عرصه را بر افراد و سازمان‌هایی که خواستار احقاق اصولی این حقوق‌اند تنگ‌تر نموده و ملت فلسطین را از آرمان اصلی خود دورتر و دورتر ساخته است.

این در حالی است که گروه‌های جهادی هم‌چون «جنبش مقاومت فلسطین» (حماس) و «جنبش جهاد اسلامی فلسطین» این طرح را فاقد مشروعیت و شکست خورده خوانده‌اند و «اسماعیل هنیه» ـ نخست وزیر دولت منتخب فلسطین ـ در موضعی آشکار در این باره اعلام نموده است نمی‌توان از راه سازش و تهدید سیاسی که کرامت ملت فلسطین را جریحه‌دار می‌کند، کشور تشکیل داد بلکه باید با آزادسازی سرزمین و تشکیل دولت از راه پایداری و مقاومت به این مهم دست یافت. بر این اساس اختلافات بنیادین گروه‌های جهادی با جنبش «فتح» (تشکیلات خودگردان) در نحوه‌ی تقابل با رژیم صهیونیستی در اتخاذ رویکردهای دوگانه با این مسأله هویدا می‌گردد؛ با این وصف که گروه‌های جهادی «مقاومت» را تنها راه حل مسأله و احقاق حقوق مردم فلسطین دانسته و گروه «ابومازن» بر فاز «مذاکره» و روند سیاسی تأکید دارد.

مذاکره و روش‌های سیاسی همیشه در ردیف اولین آیین‌های حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی بوده است، اما برای نتیجه بخشی روش مذاکره و گفت‌وگو لازم است ابتدا زمانی برای آغاز و انتهای مذاکره‌ها در نظر گرفته شود و چنانچه مبادرت به این امر نشده لازم است عرف‌های موجود در این باره مورد لحاظ قرار گیرد. تداوم بیش از 60 سال مذاکره و محرومیت از حقوق حقه‌ی یک ملت طی این سالیان دراز و بی اعتنایی به اصول و قواعد مسلم حقوق بین الملل ـ از جمله معاهده‌های بین المللی، عرف‌های بین المللی و قطع‌نامه‌های سازمان ملل متحد ـ ، با هیچ عرف و عقل سلیمی سازگاری نداشته و بیش‌تر به محملی جهت روزمره نمودن مطالبات ملت فلسطین و وقت کشی نیروهای اشغالگر جهت محروم سازی بیش از پیش فلسطینیان از حقوق حقه‌ی خود شباهت دارد!

به یاری حق زوایای دیگر بحث پیرامون بررسی ابعاد حقوقی ارایه‌ی طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی در سازمان ملل متحد از منظر حقوق بین الملل، در گفتاری دیگر مورد نقد و نظر قرار خواهد گرفت.(*)
 
* حمیدرضا قنبری‎نژاد اصفهانی؛ کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل/انتهای متن/

کد مطلب: 1919  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۷/۵  |  ساعت: ۱۱ : ۱۲

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران