ابراهیم متقی/ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و امنیت ملی ایران (1)؛
رامنی، ریگانِ جدید خواهد بود؟
اظهارات «میت رامنی» در خصوص تأسیس برخی مراکز وابسته به سپاه قدس، در آمریکای لاتین و در حیات خلوت آمریکا، بخشی از پازلی تبلیغاتی است که با هدف فریب افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به اظهارات جنگ‌طلبانه‌ی نامزدان جمهوری‌خواه بیان می‌شود و بایستی در زیرمجموعه‌ی استراتژی کلان سپاه‌هراسی تحلیل شود.
گروه بین‌الملل برهان/ ابراهیم متقی؛ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حالی به روزهای نهایی خود نزدیک می‌شود که بحث پیرامون مسائل سیاست خارجی و به خصوص موضوع ایران همچنان جایگاه ویژه‌ای در منازعات انتخاباتی میان احزاب جمهوری‌خواه و دمکرات دارد.
 
در قسمت نخست مطلب پیش رو، که در ادامه می‌آید، مواضع و سیاست‌های حزب جمهوری‌خواه و رامنی را در قبال امنیت ملی ایران بررسی می‌کنیم و در قسمت دوم مطلب مذکور، که در هفته‌ی آینده منتشر خواهد شد، همین واکاوی را درباره‌ی سیاست‌های حزب دمکرات و باراک اوباما انجام خواهیم داد. ضمن اینکه تفاوت‌های راهبردی سیاست امنیتی رامنی و اوباما در قبال ایران و نیز احتمالات انتخاباتی و منافع ملی ایران را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
 
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را می‌توان به عنوان یکی از اصلی‌ترین دوران‌ها و مقاطع تاریخی دانست که موضوع ایران توسط رسانه‌ها، نخبگان فکری و کارگزاران اجرایی در ایالات متحده مورد بررسی قرار می‌گیرد. هر یک از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا دارای رویکرد خاصی نسبت به ایران می‌باشند. چنین رویکردی تابعی از نگرش سیاسی، گرایش حزبی، پشتوانه‌ی ساختاری و تأثیرپذیری کاندیدا از گروه‌های ذی‌نفوذ در برخورد با موضوعات بحرانی و کشورهایی همانند ایران می‌باشد.
 
هریک از عوامل یادشده، نقش مؤثری در رویکرد رؤسای جمهور آمریکا در برخورد با ایران خواهند داشت. در عین حال، جهت‌گیری میت رامنی معطوف به بهره‌گیری از دیپلماسی اجبار و سیاست تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران است، در حالی که باراک اوباما تلاش دارد تا از سیاست تعدیلی در ارتباط با ایران استفاده نماید. بهره‌گیری از الگوی مهار ایران در قالب تصاعد تحریم‌های فلج‌کننده را می‌توان محور اصلی سیاست خارجی و امنیتی اوباما در ارتباط با ایران دانست.
 
در این مقاله، تلاش می‌شود تا فرآیند انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده براساس تأثیری که بر آینده‌ی مناسبات ایران‌ـ‌آمریکا به جا می‌گذارد، مورد ارزیابی قرار گیرد. تحلیل این موضوع براساس جایگاه طبقاتی، وابستگی حزبی، پایگاه اجتماعی و جهت‌گیری امنیتی انجام می‌گیرد. روابط ایران و آمریکا در سال‌های 2003 به بعد همواره در شرایط بحرانی قرار داشته است.
 
علت اصلی بحران را می‌توان بهره‌گیری آمریکا از سیاست تهدید و دیپلماسی اجبار برای محدودسازی تحرک ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی در منطقه و سیاست بین‌الملل دانست. برای درک چنین فرآیندی لازم است تا ویژگی‌های عمومی سیاست امنیتی باراک اوباما و میت رامنی بررسی شود. از سوی دیگر، آثاری که این نگرش بر روابط ایران‌ـ‌آمریکا به جا می‌گذارد مورد ارزیابی قرار گیرد.
 
رویکرد میت رامنی در برخورد با ایران
 
میت رامنی در عرصه‌ی سیاست خارجی یک محافظه‌کار است، اما در بخش اقتصادی از مبانی تجارت آزاد حمایت می‌کند؛ به طوری که پس از پیروزی در رقابت‌های نیوهمشایر، باراک اوباما را متهم کرد که می‌خواهد نظام سرمایه‌داری آمریکا را به «سوسیالیسم اروپایی» تبدیل کند. میت رامنی به شدت از خط‌مشی باراک اوباما در عرصه‌ی سیاست خارجی انتقاد و او را به اتخاذ عملکرد ضعیف در برابر جمهوری اسلامی ایران متهم می‌کند.
 
وی بر این باور است که در دوره‌ی ریاست جمهوری باراک اوباما، اقتصاد و ارزش‌های راهبردی آمریکا تضعیف شده‌اند. نام‌برده در مصاحبه با روزنامه‌ی وال استریت ژورنال، در 23 دسامبر 2011، خاطر نشان کرد که به دلیل دسترسی نداشتن به اسناد اطلاعاتی و امنیتی دولت، نمی‌تواند در خصوص نحوه‌ی مقابله با ایران تصمیم‌گیری کند؛ اما در عین حال یادآور شد تصمیم‌گیری‌هایش می‌تواند طیفی از اقدامات بازدارنده از حمله‌ی نظامی گرفته تا تحریکات براندازانه را شامل شود.
 
 مهم‌ترین نقطه‌نظرات میت رامنی در خصوص جمهوری اسلامی ایران عبارت‌اند از:
 
1.  تمرکز مرکز ثقل تحریم‌ها به سمت نهادهای بانکی و پولی ایران؛
 
میت رامنی یکی از ابزارهای مؤثر برای تغییر رفتار تهران را محدودسازی منابع مالی و ذخایر ارزی ایران به ویژه در بخش ارزهای معتبر و سخت همچون دلار و یورو ارزیابی می‌کند و بر این باور است بخشی از راهبرد امنیتی آمریکا برای تغییر رفتار ایران بایستی بر جنگ ارزی و تضعیف پول ملی ایران متمرکز شود. وی تصریح می‌کند تعمیق جنگ ارزی، از طریق رایزنی برای مشارکت سایر کشورها در تحریم بانک مرکزی ایران، می‌تواند بازخورد خود را به صورت بروز و ظهور نارضایتی داخلی، افزایش تورم و محدود شدن قدرت مانور ایران برای تأمین کالاهای ضروری نشان دهد.
 
میت رامنی بر این باور است که گزینه‌ی حمله‌ی زمینی هزینه‌های زیادی را برای آمریکا به همراه دارد، به همین دلیل نیروی هوایی ارتش و ناوگان‌های هوایی نیروی دریایی بایستی سناریوهای حملات هوایی و موشکی به تأسیسات هسته‌ای، مراکز نظامی سپاه پاسداران و سامانه‌های موشکی نیروهای مسلح ایران را در دستور قرار دهند.
 
میت رامنی مدعی است که به دلیل اینکه اکثر شرکت‌های نفت و گاز ایران توسط اشخاص حقیقی و حقوقی وابسته به سپاه پاسداران اداره می‌شود، اجماع‌سازی برای تحریم نفت و بانک مرکزی ایران به صورت مستقیم توان مالی و قدرت بازدارندگی سپاه را کاهش می‌دهد. در همین راستا، وی صراحتاً اعلام کرد که در صورت انتخاب شدن، به عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، با صدور فرامین اجرایی، اختیارات وزارت دارایی را برای همراه‌سازی سایر کشورها با تحریم بانک مرکزی و نفت ایران افزایش خواهد داد.[1]
 
میت رامنی تحریم بانک مرکزی ایران را در صورتی کارآمد ارزیابی می‌کند که ساختارهای ذیل سیاستی یکپارچه را اجرا کنند:
 
- اداره‌ی مقابله با جرایم مالی و تأمین مالی تروریست‌ها؛[2]
 
- شبکه‌ی اعمال جرایم مالی؛[3]
 
- اداره‌ی تحلیل و جاسوسی[4]که براساس «قانون تخصیص اعتبارات جاسوسی در سال مالی 2004»[5]تأسیس شد و عضو جامعه‌ی اطلاعاتی آمریکاست.
 
- اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی؛
 
مسئولیت نظارت بر حسن اجرای تحریم‌های مصوب شورای امنیت، تحریم‌های ائتلافی هوشمند و تحریم‌های یک‌جانبه‌ی آمریکا بر عهده‌ی «اداره‌ی بخش اطلاعات مالی و تروریسم وزارت دارایی»[6] است که از دو بخش اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی[7] و شبکه‌ی اعمال جرائم مالی تشکیل شده و مدیر اطلاعات طبقه‌بندی‌شده‌ی ملی[8]موظف است هر 6 ماه به وزرای خارجه، بازرگانی، دارایی و کمیسیون‌های تخصصی کنگره گزارش‌های لازم را ارائه دهد.
 
برای مثال، اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی، به عنوان مهم‌ترین بخش وزارت دارایی آمریکا، نقش محوری در همراه‌سازی سایر کشورها برای تحریم صنایع مالی یا بلوکه کردن حساب بانکی اشخاص حقیقی و حقوقی وابسته به وزارت دفاع، سپاه پاسداران، سازمان انرژی اتمی و شرکت‌های کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران را ایفا کرده است.[9]
 
2. حمایت از گزینه‌ی حمله‌ی هوایی به ایران؛
 
میت رامنی و نبوت گینگریچ در مناظره‌ی 13 نوامبر 2011 با شبکه سی بی اس، به صراحت، اقدام نظامی را مؤثرترین ابزار برای مهار فعالیت‌های هسته‌ای ایران برشمردند. میت رامنی بر این باور است که گزینه‌ی حمله‌ی زمینی هزینه‌های زیادی برای آمریکا به همراه دارد، به همین دلیل نیروی هوایی ارتش و ناوگان‌های هوایی نیروی دریایی بایستی سناریوهای حملات هوایی و موشکی به تأسیسات هسته‌ای، مراکز نظامی سپاه پاسداران و سامانه‌های موشکی نیروهای مسلح ایران را در دستور قرار دهند.[10]
 
3. استقرار دائمی ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس و دریای مدیترانه؛
 
میت رامنی تصریح نموده است، در صورت پیروزی بر باراک اوباما، «نیروهای ویژه‌ی ناوهای هواپیمابر»[11]را برای مهار ایران به طور دائمی در خلیج فارس و شرق دریای مدیترانه مستقر می‌کند.[12]
 
4. حفظ برتری راهبردی اسرائیل در مقابل ایران؛
 
میت رامنی معتقد است واشنگتن، با حمایت‌های اطلاعاتی و کمک‌های مالی‌ـ‌نظامی از اسرائیل، بایستی همواره برتری استراتژیک در برابر ایران را افزایش دهد. وی تحقق این هدف را به عنوان یکی از اصول راهبردی سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا ارزیابی می‌کند.
 
5. انعقاد توافقنامه‌ی دفاعی با کشورهای عرب حوزه‌ی خلیج فارس؛
 
میت رامنی تصریح می‌کند واشنگتن بایستی، پس از گزارش هشتم نوامبر 2011 مدیر کل آژانس اتمی در خصوص وجود «ابعاد نظامی احتمالی»[12]در فعالیت‌های هسته‌ای ایران، پیمان‌های دفاعی با متحدان عرب منطقه‌ای خود را افزایش دهد.
 
6. تداوم حضور نظامی آمریکا در افغانستان؛
 
یکی از محدود مواردی که بین سیاست‌های اوباما و میت رامنی هم‌گرایی وجود دارد، رویکرد آنان بر لزوم حضور نظامی بلندمدت آمریکا در افغانستان است. این امر از منظر امنیت ملی ایران حائز اهمیت است، زیرا علاوه بر تقویت توان آمادی و ستادی واشنگتن برای حمله‌ی احتمالی به ایران، چتر جنگ‌های اطلاعاتی آمریکا را نیز افزایش می‌دهد؛ به طوری که پرواز بسیاری از پهپادهای آمریکایی برای جاسوسی از محیط امنیتی ایران از طریق مراکز جاسوسی پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، از جمله پایگاه‌های اطلاعاتی هولانگ و خیبر، انجام می‌شود.
 
7. حمایت از گسترش استقرار سامانه‌های راداری و موشکی آمریکا در شرق اروپا؛
 
میت رامنی، با اذعان به رشد سریع توانمندی‌های ایران در بخش موشک‌های بالستیک متعارف، تصریح می‌کند که واشنگتن بایستی چتر سامانه‌های دفاع موشکی خود در شرق اروپا گسترش دهد. وی در 12 نوامبر 2011، مدعی شد آمریکا نباید تضمین امنیت شهروندان خود را به وتوی روسیه و چین محدود کند. این اظهارات یکی از کدهایی است که نشان می‌دهد،
 
در صورت راهیابی میت رامنی به کاخ سفید، تنش بین واشنگتن و مسکو افزایش خواهد یافت که پیامدهایی را در سطوح منطقه‌ای و جهانی به همراه دارد. برای مثال، در سطوح منطقه‌ای می‌توان به احتمال فعال‌تر شدن سازمان شانگهای یا نزدیکی بیشتر روسیه به ایران و در سطوح جهانی می‌توان به افزایش اصطکاک‌های سیاسی روسیه و آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل اشاره کرد.
 
8. تداعی قریب‌الوقوع بودن دستیابی ایران به آستانه‌ی تولید بمب هسته‌ای؛
 
یکی از فنون عملیات روانی میت رامنی برای اثرگذاری بر افکار عمومی تداعی قریب‌الوقوع بودن دستیابی ایران به آستانه‌ی تولید بمب هسته‌ای است. یکی از مراکز ثقل تبلیغات میت رامنی کانالیزه کردن افکار عمومی آمریکا به سمت سپاه پاسداران، با استفاده از ترفند کاریکاتوریسم تبلیغاتی و ارائه‌های کدهای انحرافی از ماهیت و افق اهداف منطقه‌ای و جهانی سپاه پاسداران، است. برای مثال، اظهارات وی در خصوص تأسیس برخی مراکز وابسته به سپاه قدس در آمریکای لاتین و در حیات خلوت آمریکا بخشی از پازلی تبلیغاتی است که با هدف فریب افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به اظهارات جنگ‌طلبانه‌ی نامزدان جمهوری‌خواه بیان می‌شود و بایستی در زیرمجموعه‌ی استراتژی کلان سپاه‌هراسی تحلیل شود.
 
9. بهره‌گیری از سیاست قدرت و مقابله‌ی راهبردی با ایران؛.
 
روزنامه‌ی آمریکایی واشنگتن پست، روز دوشنبه، 5 مارس 2012، مطلبی را به قلم میت رامنی منتشر کرد که در آن نوشتار، وی به تبیین موضع خود در قبال مسئله‌ی هسته‌ای ایران و راهکارش برای برخورد با جمهوری اسلامی پرداخته است. رامنی در این مقاله، با توجه به تاریخ تضادهای سیاسی و امنیتی ایران آمریکا، تلاش دارد تا الگوی مقابله با ایران را بر اساس تجربه‌ی تاریخی رونالد ریگان مورد پیگیری قرار دهد.
 
رامنی: سرفصل‌های کلی سیاست خارجی من همان سیاست‌های رونالد ریگان خواهد بود؛ یعنی صلح از طریق اعمال قدرت. همان گونه که ریگان از طریق طرح دفاعی راهبردی خود کوشید از ایالات متحده در برابر جنگ‌افزارهای شوروی دفاع کند، من نیز با حمایت از سامانه‌های پدافند موشک بالستیک اطمینان حاصل خواهم کرد که موشک‌های ایران و کره‌ی شمالی تهدیدی برای ما ایجاد نکنند.
 
رامنی بر این اعتقاد است که علت اصلی آزاد شدن اعضای سفارت آمریکا، در تهران، کاربرد سیاست قدرت توسط رونالد ریگان بوده است. از سوی دیگر، میت رامنی این موضوع را مورد تأکید قرار می‌دهد که بهره‌گیری از عزم آمریکایی منجر به افزایش انعطاف ایران در ارتباط با رقابت‌های منطقه‌ای و سیاست هسته‌ای خواهد شد. به همین دلیل است که رامنی موضوع مربوط به مقابله‌ی راهبردی با ایران را به عنوان سیاست رسمی ایالات متحده برای محدودسازی قدرت هسته‌ای ایران منعکس ساخته است.
 
 تحلیل تاریخی رامنی از کاربرد سیاست قدرت را می‌توان به شرح ذیل مورد توجه قرار داد:
 
- چهارم نوامبر 1979، ده‌ها دیپلمات آمریکایی در تهران توسط انقلابیون اسلامگرای ایران گروگان گرفته شدند و 444 روز در اسارت ماندند و در همان حال جیمی کارتر، رئیس‌جمهوری بی‌خیال آمریکا، در کاخ سفید زانوی غم بغل گرفته بود. سال بعد، که رونالد ریگان در برابر کارتر نامزد شده بود، به ایرانی‌ها این موضوع را فهماند که در صورت ادامه‌ی رفتارشان بهای بسیار سنگینی را خواهند پرداخت. روز 30 ژانویه 1981، همان ساعتی که ریگان در حال انجام مراسم سوگند ریاست جمهوری بود. ایران گروگان‌ها را آزاد کرد. ایرانی‌ها به خوبی می‌دانستند که ریگان بر خلاف جیمی کارتر در عملی کردن سخنانش جدی است.
 
- امروز آمریکا و جهان، به شکلی غریب، با شرایطی مشابه مواجه هستند. با این تفاوت که این بار خطر بزرگ‌تری در کمین است. همان تندروهای اسلامی، که دیپلمات‌های ما را گروگان گرفته بودند، هم اکنون وارد مسابقه‌ی ساخت بمب هسته‌ای شده‌اند. باراک اوباما، بی‌خیال‌ترین رئیس‌جمهوری آمریکا از زمان کارتر، این مسئله را ناپذیرفتنی توصیف کرده است، اما سخنان او با سیاستی کارساز همراه نیست. در همان حالی که باراک اوباما در کاخ سفید زانوی غم در بغل گرفته است، ایرانی‌ها در حال پیشرفت سریع به سوی ساخت مخرب‌ترین سلاح‌های تاریخ جهان هستند.
 
- به هیچ وجه نمی‌توان با بی‌تفاوتی از کنار این مهم عبور کرد. 3 دهه است که رهبران فعلی ایران از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده‌اند. اگر تنها یک درس از حملات 11 سپتامبر گرفته باشیم، این است که تروریسم در عصر اتمی امکاناتی دهشتناک را دربرداشته است، آن‌چنان که توانایی ایجاد هراس را در مقیاس‌های بسیار بزرگ دارد.
 
- از این‌ها گذشته، رهبران ایران به صراحت اعلام کرده‌اند که خواهان نابودی کشور اسرائیل هستند. اگر وسیله‌ی نیل به این هدف غیرانسانی را به دست آورند، خاورمیانه یک‌شبه به انبار باروت تبدیل خواهد شد. پیامدهای این وضعیت برای اسرائیل، برای دیگر هم‌پیمانان ما و برای نیروهای خود ما در منطقه تصورناپذیر خواهد بود. ایالات متحده نمی‌تواند به ایران اجازه دهد به جنگ افزار هسته‌ای دست یابد، اما تحت رهبری اوباما این همان راهی است که در آن گام برمی‌داریم.
 
- اگر من رئیس‌جمهور شوم، آمریکا را به سمت و سوی متفاوتی خواهم برد. سرفصل‌های کلی سیاست خارجی من همان سیاست‌های رونالد ریگان، صلح از طریق اعمال قدرت، خواهد بود. من نیز برنامه‌ای فراگیر برای بازسازی توان آمریکا و تجهیز سربازانمان به سلاح‌های مورد نیازشان برای پیروزی در نبرد ارائه داده‌ام.
 
با افزایش میزان سالیانه‌ی کشتی‌سازی نیروی دریایی از 9 به 15، در نظر دارم در این حیطه نیز جایگاهمان را احیا کنم تا نیروی دریایی‌مان در دریاهای آزاد قدرتی بلامنازع باشد. مانند ریگان، که از طریق طرح دفاعی راهبردی خود کوشید از ایالات متحده در برابر جنگ‌افزارهای شوروی دفاع کند، من نیز با حمایت از سامانه‌های پدافند موشک بالستیک اطمینان حاصل خواهم کرد که موشک‌های ایران و کره‌ی شمالی تهدیدی برای ما ایجاد نکنند.
 
- به ویژه درباره‌ی ایران، من تمامی تدابیر لازم برای مقابله با حکومت فعلی ایران را اتخاذ خواهم کرد. تا زمانی که ایران برنامه‌ی هسته‌ای خود را متوقف نکند، با همکاری دیگر کشورها و در صورت لزوم به تنهایی و به شکل یک‌جانبه تحریم‌ها را پیوسته تشدید خواهم کرد. در سخنان خود، به دفاع از دمکراسی در ایران خواهم پرداخت و از معترضان ایرانی، که برای به دست آوردن آزادی‌شان می‌جنگند، حمایت خواهم کرد. نشان خواهم داد که تعهد آمریکا در قبال امنیت و بقای اسرائیل مطلق است. با انجام نخستین سفر رسمی خارجی خود در مقام رئیس‌جمهور به اورشلیم [بیت المقدس] میزان تعهدمان نسبت به اسرائیل را به جهانیان نشان خواهم داد.
 
- برای ترغیب رهبران ایران به توقف جاه‌طلبی‌های هسته‌ای‌شان، دیپلماسی خود را با گزینه‌ای نظامی تحکیم خواهم کرد. تنها در چنین حالتی است که حاکمان ایران درک خواهند کرد که فرجام این راه نه به بمب هسته‌ای، بلکه به ویرانه ختم می‌شود. صرفاً در آن صورت، امکان حل و فصل مسائل از طریق پیمانی صلح‌آمیز وجود خواهد داشت.
 
- برنامه‌ی من از سرگیری حضور منظم و هم‌زمان گروه‌های ناو هواپیمابر در مناطق مدیترانه‌ی شرقی و خلیج فارس را در برخواهد داشت. همچنین افزایش کمک‌های نظامی به اسرائیل و بهبود هماهنگی با هم‌پیمانان در منطقه نیز بخش دیگری از برنامه‌ی من به عنوان رئیس‌جمهوری ایالات متحده خواهد بود. بیشتر از این بضاعت دست روی دست گذاشتن را نداریم و مطمئناً نمی‌توانیم به مدت 4 سال دیگر با دولت اوباما صبر پیشه کنیم. تا آن موقع دیگر خیلی دیر خواهد شد. اگر ایرانی‌ها به بمب دسترسی یابند، پیامدهای آن غیرقابل کنترل خواهد بود. برنامه‌ی سیاست خارجی من برای تغییر این فاجعه ساده است: یا رهبران ایران پیام را می‌گیرند، یا درس بسیار دردناکی درباره‌ی معنای عزم آمریکا خواهند آموخت. (*)
 
 پی‌نوشت‌ها:

[1]. Romney Position on Iran, http:// 2012.republican-candidates.org/Romney/Iran.php  
 
[2]. Office of Terrorist Finance and Financial Cirime (TFFC)
 
[3]The Financial Crimes Enforcement Network (FinCEN).
 
[4]The Office of Intelligence and Analysis (OIA).
 
[5]Intelligenece Act for Fiscal year 2004.
 
[6]Department of Treasury's Office of Terrorism and Financial and Intelligence (TFI).
 
[7]Office of Foreign Assets Controls.
 
[8]Director of National Intelligence (DNI).
 
[9]برای مشاهده‌ی تمام تحریم‌های اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی وزارت دارایی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به نشانی اینترنتی زیر رجوع شود:
An Overview of O.F.A.C. Regulations involving Sanctions against Iran, http//www.treasury.gov/
 
[10]Would president Romney Bomb Iran?, 6 jan 2012, http://abcnews.go.com/Blotter/president-romney-bomb-iran/story?id=15290441
 
[11]Aircraft carrier task forces.
 
 
[12]Possible Military Dimensions.

*ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران/ انتهای متن/

 

کد مطلب: 4102  |  تاريخ: ۱۳۹۱/۷/۴  |  ساعت: ۱۴ : ۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران