تأملاتی پیرامون جنبه‌های اقتصادی سبک زندگی(3)؛
‫نقدی بر نظریات مصرف گرایی
‫تقاضای افسارگسیخته برای مصرف در ایران ناشی از عدم ارضای خواسته‌های اولیه‌ی انسانی (خوراک، پوشاک و...) در بین خیل عظیم جمعیت جوان کشور است.‬ ‫حالا چرا ایرانی ها زیا مصرف می‌کنند و برای مدیریت مصرف چه باید کرد و چند سوال دیگر...
گروه اقتصادی برهان/ مهرداد بختیاری؛ «روزنامه‌های چین اخیراً از مردم این کشور خواستند بیش از گذشته مصرف کنند. مردم چین نزدیک به 2 هزار و 800 میلیارد دلار پول در بانک‌های این کشور سپرده‌گذاری کرده‌اند و دولت در تلاش است تا آنان را ترغیب به مصرف بیشتر برای تحرک اقتصادی کند. دولت چین در 2 دهه‌ی گذشته از این پس‌انداز برای رشد اقتصادی کمک گرفته است، اما اکنون دولت امیدوار است مردم با مصرف بیشتر به رشد اقتصادی کشورشان کمک کنند.»
 
مطالب فوق درخواست یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا از مردم کشورش است!
 
«من می‌خرم، پس هستم» شعار فرهنگ مصرف‌گرایی یا Consumerism است. مصرف‌گرایی یک مفهوم اقتصادی اجتماعی است که خرید کالاها و خدمات را به هر میزان بیشتر تشویق می‌کند. بسیاری شروع این اصطلاح را از طریق تورستن وبلن (Thorstein Veblen) می‌دانند. وبلن اقتصاددان و جامعه‌شناس آمریکایی (نروژی‌تبار) و از رهبران نهادگرایی است که در شاهکار خود، «نظریه‌ی طبقه‌ی مرفه»، به معرفی عبارت «مصرف متظاهرانه» می‌پردازد. البته این نظریه تنها یک بُعد از مصرف‌گرایی است. وی در این زمینه به نتیجه‌ی مصرف‌گرایی شدید از بُعد اشرافی‌گری اشاره می‌کند و مثال می‌آورد که وقتی یکی از کارکنان قصر، که وظیفه‌ی جابه‌جا کردن صندلی از جلوی شومینه را دارد غایب می‌شود، فرد ثروتمند آن قدر بر روی صندلی می‌نشیند تا کباب شود، زیرا حاضر نیست حتی چنین کار ساده‌ای را نیز خودش انجام دهد. این مثال حد نهایی مصرف‌گرایی را در شرایط ایده‌آل آن نشان می‌دهد؛ پیدایش یک طبقه‌ی به شدت اشرافی و مصرف‌گرا و یک طبقه‌ی فقیر. این 2 طبقه 2 روی یک سکه هستند: مصرف‌گرایی افراطی.
 
بر اساس مفهوم عقلانیت اقتصادی نیز (در شکل کلاسیک و رشدنیافته‌ی آن) مصرف بیشتر بهتر است. از نظر اسملسر، عقلانیت اقتصادی یک ارزش نهادی است. به عبارت دیگر، چیزی بیش از یک اصل روان‌شناختی است که به عنوان معیاری برای سنجش رفتار اشخاص به کار می‌رود. این خود نشان‌دهنده‌ی اهمیت بالای مصرف بیشتر یا در حالت کلی‌تر، حداکثر کردن نفع شخصی است. اما در چه شرایطی این دو با هم یکی می‌شوند؟ پاسخ این است که در یک جامعه‌ی مصرف‌زده چنین اتفاقی می‌افتد. در شرایطی که مصرف‌گرایی در فرهنگ یک کشور غالب باشد، حداکثر کردن نفع شخصی به معنای مصرف بیشتر کالاهاست.
 
مصرف‌گرایی دارای 2 لبه است؛ یکی لبه‌ی تیز آن که عبارت است از واردات بی‌رویه کالاهای مصرفی و غیرضروری که ضمن تغییر ذائقه و فرهنگ مردم، به نابودی اقتصاد کشور منجر می‌شود. دیگری لبه کند آن که افزایش تولیدات داخلی، شکوفایی بخش‌های مختلف تولید، بهبود وضعیت اشتغال، از بین رفتن معضل همیشگی اقتصاد ایران یعنی تورم (بهبود وضعیت عرضه در ایران که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان عامل اصلی رفع تورم است)، قطع وابستگی به درآمدهای نفتی (با توجه به بهبود وضعیت تولید و در نتیجه صادرات محصولات غیرنفتی) و... را به همراه خواهد داشت.
 
در ایران بررسی تئوری مصرف‌گرایی سابقه‌ای بسیار کم و محدود و در مقابل، رفتار مصرف‌گرایی سابقه‌ای نسبتاً طولانی در تاریخ معاصر دارد. اقتصاد ایران، در طول حدود یک قرن اخیر، دارای چند دوره‌ی شکوفایی در زمینه‌ی تغییرات طبقاتی و الگوی مصرف بوده است. شاید در این زمینه بتوان با اغماض به 4 دوره اشاره نمود.
دوره‌ی اول را می‌توان در سال‌های میانی پهلوی اول (شکل‌گیری طبقات ملاکین شهرنشین)، دوره‌ی دوم را پس از نیمه‌ی دوم پهلوی دوم (شکل‌گیری طبقه‌ی متوسط شهری برای اولین بار در تاریخ معاصر)، دوره‌ی سوم را پس از پایان جنگ تحمیلی و اواسط دوره‌ی سازندگی و دوره‌ی چهارم را در 8 سال منتهی به 1392 نشان داد. در همه‌ی این موارد یک نکته برجسته است: پیدایش طبقه یا طبقاتی با ضریب مصرف بالا نسبت به درآمد.
 
برای هر دوره می‌توان دلایلی ذکر و آن را توجیه کرد؛ کما اینکه برای دوره‌ی اخیر و موج جدید مصرف‌گرایی در چند سال اخیر می‌توان به مواردی از جمله درآمدهای نفتی سرشار (و در نتیجه واردات بی‌رویه‌ی کالاهای مصرفی نهایی)، هدفمندسازی یارانه‌ها (پیدایش طبقات جدید مصرف‌کننده و ایجاد درآمد ثابت ماهیانه برای بخشی از جامعه)، جوان شدن جامعه (رسیدن به سن جوانی و تشکیل خانواده در بین انبوه متولدین سال‌های اول دهه‌ی 60 شمسی) و... اشاره نمود. همه‌ی این موارد و بسیاری عوامل دیگر، یک مورد را تشدید می‌کنند: مصرف، مصرف و باز هم مصرف.
 
در ادامه از 2 بُعد طرف عرضه و طرف تقاضا به ریشه‌یابی و نحوه‌ی درمان این مشکل (مصرف‌گرایی افراطی) پرداخته خواهد شد.
 
تأثیر طرف تقاضا بر مصرف‌گرایی
 
تقاضای افسارگسیخته برای مصرف در ایران ناشی از عدم ارضای خواسته‌های اولیه‌ی انسانی (خوراک، پوشاک و...) در بین خیل عظیم جمعیت جوان کشور است. جوانانی که علی‌رغم رسیدن به سن‌های بالای 20 و حتی 30 سال، به علت عدم برخورداری از نیازهای اولیه در دوران کودکی و نوجوانی (به دلیل بروز انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و دوران بازسازی کشور)، هنوز هم خواسته‌های تأمین‌نشده‌ی بسیاری در زمینه‌ی نیازهای اولیه‌ی خود دارند. در این زمینه تنها راه، اصلاح بُعد فرهنگی است. به عبارت دیگر، هیچ راهی برای منصرف کردن اقشار مختلف جامعه از مصرف کالاهای غیرضروری وجود ندارد، جز اصلاح فرهنگ مصرف.
 
فرهنگ مصرف دارای چند بُعد است. یک مورد آن تشویق آینده‌نگری و دوراندیشی و به عبارت دیگر، فرهنگ پس‌انداز و سرمایه‌گذاری (2 روی یک سکه) است. به عبارت دیگر، باید این مسئله ترویج شود که مصرف کوتاه‌مدت بر روی کالاهای مصرفی و زودگذر ارزش کمتری نسبت به مصرف بلندمدت (سرمایه‌گذاری) کالاهای بادوامی مانند آموزش، بهداشت (و سایر خدمات) و یا بازارهای مالی مانند بورس دارد.
 
بُعد دیگر آن تشویق استفاده از کالاهای ساخت داخل است. در این حالت، هر قدر هم مصرف بالا برود به سود جامعه و کشور خواهد بود. در این زمینه با توجه به دولتی بودن بخش عمده‌ای از آموزش در ایران و همچنین تبلیغات (صداوسیما)، نقش دولت کم‌نظیر است. به همین منظور، باید تبلیغ بر روی کالاهای داخلی (برای تغییر جهت لبه‌ی تیز مصرف‌گرایی به لبه‌ی کند آن) به عنوان جبهه‌ی جنگ فرهنگی با مصرف‌گرایی افراطی مورد توجه ویژه قرار گیرد. البته در این زمینه، همان طور که در قسمت قبل ذکر شد، باید در کنار تبلیغ مصرف (داخلی)، بر روش‌های دیگر مصرف درآمد (مصرف کالاهای فرهنگی، آموزشی و...) نیز تبلیغ شود.
 
تأثیر طرف عرضه بر مصرف‌گرایی
 
عرضه‌کننده‌ی کالاها و خدمات مورد نیاز برای مصرف‌گرایی کیست؟ جواب این سؤال با توجه به ساختار اقتصاد ایران واضح است: دولت و برخی ارکان حکومتی. در این زمینه نیز می‌توان از 2 زاویه به نقش دولت نگاه کرد. اول اینکه همان طور که در بخش تقاضا ذکر شد، در صورتی که تأمین نیازهای مصرف‌گرایی بر عهده‌ی تولیدکنندگان داخلی بود، این مسئله نه تنها مشکل تلقی نمی‌شد، بلکه نشان‌دهنده‌ی یکی از مراحل نهایی توسعه در ایران بود؛ اما در ایران بخش عمده‌ای از این مصرف‌گرایی از طریق واردات سرسام‌آور تأمین می‌شود. در این زمینه با مراجعه به آمار واردات کشور (سایت گمرک جمهوری اسلامی ایران) می‌توان متوجه این امر شد.
 
واضح است که تنها راه‌حل این مسئله قطع واردات محصولاتی است که یا در داخل قادر به تولید آن‌ها هستیم یا برای مصرف کشور یا گروهی خاص ضروری نیستند. لازم به ذکر است که با توجه به ماهیت مصرفی بودن بسیاری از این واردات، تکنولوژی و توان تولید بسیاری از آن‌ها در داخل کشور وجود دارد و با اختصاص هزینه‌های واردات و سرمایه‌گذاری دولت برای تولید آن‌ها در داخل کشور، ضمن ایجاد اشتغال و بهبود فضای تولید در کشور، خود به خود تغییر ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی نیز صورت می‌پذیرد.
 
دوم اینکه با توجه به شرایط جهانی شدن اقتصاد و با فرض وجود واردکنندگان آزاد از قید دولت (برای واردات)، دولت می‌تواند تا قبل از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و پذیرش قواعد آن، با وضع تعرفه برای واردات کالاهای غیرضروری، اقدام به گران‌سازی واردات کند و با ارائه‌ی مشوق‌های گوناگون (سوبسید) به تولیدکنندگان، به ارزان‌سازی نسبی تولیدات داخلی اقدام نماید.
 
در پایان لازم به ذکر است که پیچیده شدن زندگی‌ها و وابستگی بیش از پیش به محصولات و کالاهای تجملی، که امروزه جزء ضروریات زندگی محسوب می‌شوند، عرصه را بر روح و روان آدمی تنگ کرده‌اند. مصرف‌گرایی، شادی و نشاط را در کوتاه‌مدت، آن هم تنها برای کسانی که می‌توانند در رفاه زندگی کنند، فراهم می‌آورد. لذا مصرف‌گرایی در قالب یک سیستم ارزشی که به صورت ناقص و تک‌بُعدی مهندسی شده باشد، جامعه را به سمت اضمحلال می‌کشاند.
 
این در حالی است که بازگشت به زندگی ساده، فارغ از برخی پیچیدگی‌های زائد و غیرضروری زندگی مدرن و مصرف‌زده، می‌تواند یک زندگی معقول و بانشاط و همراه با آرامش را تأمین کند.(*)
 
*مهرداد بختیاری؛ دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد/انتهای متن/

کد مطلب: 4594  |  تاريخ: ۱۳۹۱/۱۰/۲  |  ساعت: ۱۳ : ۵۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران