دکتر محمدصادق کوشکی: استفاده از زنان اهرمی برای مقابله با اسلام
در جریان فتنه 88، یکی از حربه‏های گروه‏های معاند سواستفاده از حضور زنان در وقایع پس از انتخابات بود. «ندا آقا سلطان» یکی از زنانی است که نه حضورش بلکه چهره‏اش در قاب خون، پیراهن عثمان شد در دست آنان که این قائله‏ را برپا کردند...

 

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛  حضور زنان در جریان فتنه‏ی 88 از جمله مسائلی است که اما و اگرهای فراوانی به همراه داشت. نشان دادن مظلومیت زنان و فرافکنی در خصوص شکنجه و کشته شدن تعدادی از آن‏ها که نقطه عطف آن کشته شدن«ندا آقا سلطان» بود از جمله برنامه‏های طرح‏ریزان این جریان محسوب می‏شد،مسأله‏ای که حساسیت جامعه‏ی ایران را برانگیخت و نگاه‏های بسیاری را متوجه ایران کرد.دکتر محمد صادق کوشکی در گفت‏وگو با برهان از این جریان ابهام زدایی می‏کند.

 
 - اگر بخواهیم جریان فتنه‌ی 88 را با یک برش جنسیتی بررسی کنیم، مؤلفه‌های جدی این تحلیل و بررسی چیست؟
 
در جریان فتنه‌ی سال 88 ٬ سران فتنه تلاش کردند که کپی­برداری ناقصی از انقلاب اسلامی داشته باشند. یکی از این کپی­برداری­ها این بود که می­خواستند نشان دهند جمهوری اسلامی سرکوب‌گر است و سرکوب­ها نیز خشن می­باشند تا بدین منظور جمهوری اسلامی را در نظر مردم منفور جلوه داده و آن را به نوعی با حکومت پهلوی مقایسه کنند.
 
در همین راستا فهرست72 نفری از قربانیان این حرکت را لیست و منتشر کردند. یعنی گفتند چه کسانی بودند که در صف معترضین قرار داشتند و توسط حکومت جمهوری اسلامی کشته شدند. وقتی این لیست منتشر شد بسیار ناقص بود. معلوم شد بسیاری از چهره­های آن یا اصلاً کشته نشده­اند و یا اگر هم کشته شده‌اند در تصادف و سانحه­ای از بین رفته­اند و به هیچ وجه ربطی به درگیری­های پس از انتخابات نداشته است.. در این میان دو سه نفر شاخص‌تر شدند مثل «ندا آقاسلطان، ترانه موسوی و سعیده پورآقایی» که از این‌ها آقاسلطان کشته شده و مشکوک بود، ترانه موسوی به هیچ وجه وجود خارجی نداشت و پورآقایی هم که معلوم شد، زنده است و اصلاً کشته نشده است.
 
در جریان فتنه‌ی سال 88 ٬ سران فتنه تلاش کردند که کپی­برداری ناقصی از انقلاب اسلامی داشته باشند. یکی از این کپی­برداری­ها این بود که می­خواستند نشان دهند جمهوری اسلامی سرکوب‌گر است و سرکوب­ها نیز خشن می­باشند تا بدین منظور جمهوری اسلامی را در نظر مردم منفور جلوه داده و آن را به نوعی با حکومت پهلوی مقایسه کنند.
 
 
- داستان­هایی که برای این سه نفر طرح کردند، اشتراکاتی داشت؟
 
جامعه‌ی ایرانی با توجه به ویژگی‌های فرهنگی‌اش، جامعه‌ای است که حساسیت ویژه‌ای نسبت به زنان دارد و احساسات و عواطف مردم در صورتی که ببینند خانمی مظلوم واقع شده، بیش‌تر تحریک می‌شود. در جریان فتنه 88 نیز  تلاش کردند از این ویژگی فرهنگی جامعه‌ی ایرانی استفاده و موج سواری کنند که تاحدودی هم موفق شدند. یعنی احساسات عمومی مردم را در این مسیر تحریک کنند که نظام جمهوری اسلامی ایران قربانیان زنی دارد که این قربانیان به جرم اعتراض علیه نتیجه‌ی انتخابات شکنجه، دستگیر و کشته شده‌اند. آن‌ها با استفاده از حمایت‌های تبلیغاتی رسانه‌های بیگانه و حمایت‌های سرویس‌های جاسوسی بیگانه روی این قضیه سرمایه گذاری کردند و مدتی توانستند بر موج تبلیغاتی هم سوار شوند.
 
-  داستان شهید سازی اولین بار توسط چه کسی، مطرح شد؟
 
تا 30 خرداد 88، این مسأله جدی مطرح نشد. چون تا این تاریخ به هیچ وجه درگیری جدی وجود نداشت. البته در 25 خرداد در انتهای راهپیمایی ما شاهد حمله‌ی برخی افراد به مرکز بسیج و درگیری پراکنده‌ای بودیم که چند نفر آن‌جا کشته شدند که آن کشته شدگان کسانی بودند که هدف گلوله‌های افراد آشوب‌گر قرار گرفته‌ بودند مثل خانمی که همراه فرزندش نزدیک مهدکودک تیر خوردند که نظام هم این‌ها را مطرح کرد و در عمل این قربانیان، طعمه‌ی تبلیغاتی جریان معترض قرار نگرفتند اما از 30 خرداد 88، شاهد این هستیم که حرکت تبلیغاتی جریان معترض سامان یافته می­شود. از حمایت رسانه­های غربی برخوردار می‌گردد و اولین بار فاز تبلیغاتی ندا آقاسلطان با کمک (بی. بی. سی) به راه می‌افتد که مشخص است این موج از خارج مورد حمایت قرار می‌گیرد. (بی. بی. سی) و منافقین در جریان تبلیغاتی کردن ماجرای آقاسلطان برعلیه جمهوری اسلامی، نقش بسیار مهمی را برعهده داشتند.
 
-   این حرکت بر اذهان عمومی تأثیر گذاشت؟
 
بله؛ توجه‌ها را به خودش جلب کرد با همان پس زمینه‌ای که جامعه‌ی ایرانی نسبت به زن دارد توانستند موج سواری تبلیغاتی بکنند و به خاطر ضعف دستگاه‌های تبلیغی خودی میدان برای تک تازیشان فراهم تر شد.
 
-  تحرکاتی که جریان‌های خارجی در مسایل زنان در جریان پارسال داشتند آیا شباهتی با رفتار آن‌ها در جریان‌های انقلابات مخملین داشت؟
 
جریان سال 88، انقلاب مخملین نبود چون به هیچ وجه انقلاب مخملی در ایران پا نمی‌گیرد. تعبیر انقلاب برای حادثه‌ی پارسال توهین به ملت ایران است و تشبیه ایران به جایی مانند گرجستان است. درحالی‌که ما هیچ شباهتی با گرجستان یا قرقیزستان و اکراین نداریم. قبول داریم که در حوادث سال 88 دشمنان ما رژیم صهیونیستی، انگلیس، آلمان، آمریکا، فرانسه تلاش حداکثری کردند تا از بعد و قبل از انتخابات استفاده کنند و انقلاب و نظام را تضعیف کنند اما اسم این را نمی­توان انقلاب مخملی گذاشت. اسم حوادث سال 88 را می­گذارم جهالت؛ خودخواهی، غرور و لجبازی سیاست­مداران داخلی، نادیده گرفتن خط مشی­هایی که از سوی رهبری نظام تعیین شده است، نادیده گرفتن قوانین از سوی چهره‌های سیاسی داخلی و ایجاد فرصت برای دخالت‌های دشمنان انقلاب و نظام.
 
در جواب سؤال شما باید گفت، خیر؛ نبود. چون ایران یک کشور خاص است. آن‌چه که در ایران سعی کردند پیاده کنند، کاریکاتورسازی از حوادث انقلاب 57 بود. یعنی می‌دانستند که ایران، اوکراین و .... نیست برای همین هم سعی کردند با استفاده از پتانسیل‌های داخلی ایران به ایران ضربه بزنند. به عنوان مثال از تکبیر گفتن‌های شبانه سو استفاده کردند، 72 شهید معرفی کردند، راه‌پیمایی به راه انداختند، از حساسیت جامعه‌ی ایران نسبت به زنان استفاده کردند و... ولی در انقلاب‌های مخملین، چنین حرکاتی رخ نمی‌دهد.
 
جریان سال 88، انقلاب مخملین نبود چون به هیچ وجه انقلاب مخملی در ایران پا نمی‌گیرد. تعبیر انقلاب برای حادثه‌ی پارسال توهین به ملت ایران است و تشبیه ایران به جایی مانند گرجستان است. درحالی‌که ما هیچ شباهتی با گرجستان یا قرقیزستان و اکراین نداریم.
 
- در ایجاد این تغییر جهت، از پتانسیل زنان چه استفاده‌ای کردند؟
 
 موجی از کسانی که در خیابان‌ها حضور پیدا کردند و از حضورشان سو استفاده شد، خانم‌ها بودند. از همه تیپ خانمی، هرچند که اکثرشان خانم‌هایی بودند که نسبت به ارزش‌های اسلامی مثل حجاب و... بی‌قید بودند. دخترانی که در روز عاشورا حاضر شدند به طور معمول دخترانی هستند که بدیهیات ارزشی اسلام مثل حجاب را قبول ندارند و خانم‌هایی که در روز عاشورا علیه مقدسات شعار دادند با آرایش‌های خیلی غلیظ و با بی حجابی زننده وارد شده بودند. در حالی که روز اول در آن حرکت اعتراضی به انتخابات همه تیپ خانمی حضور داشت. یعنی از خانم‌های چادری تا بی‌حجاب، اما در روز عاشورا شاید 95-96 درصد خانم‌های حاضر دقیقاً معلوم بود با اسلام مرزبندی دارند. یعنی به طور عمد در این روز زننده‌ترین آرایش‌ها و بدترین پوشش‌ها را داشتند. این‌که غربی‌ها در جریان انتخابات و پس از آن از خانم‌ها سو استفاده‌ی خاص کردند درست است.
 
اما حضور همه‌ی این معترضین مهم بود و انرژی و پتانسیل معترضین در جهت تخریب نظام، انقلاب اسلامی و باورهای اسلامی سو استفاده شد. درحالی‌که خیلی از این‌ها اگر می‌دانستند که به چنین نتیجه‌ای می‌رسیم شاید اصلاً 25 خرداد هم به خیابان‌ها نمی‌آمدند اما سهم خاصی در اختیار خانم‌ها نبود یعنی نگاه جنسیتی به این موضوع نمی‌توان داشت.
 
- به جز جریان‌های خارجی در داخل، شبکه‌های فمینیستی چه تأثیری توانستند داشته باشند؟
 
از سال‌های پس از انقلاب، جریان‌های محدودی را داشتیم که با مبانی دینی سازگار نبودند و اصلاً حکومت و نگاه دینی را قبول نداشتند. این‌ها جریان‌های غرب‌گرایی بودند که ارزش‌ها و هنجارهای غربی برایشان مهم بود. این جریان‌ها تا زمان دولت اصلاحات بیش‌تر در پوشش فرهنگی کار می‌کردند. در دولت اصلاحات وارد ابعاد سیاسی و مذهبی هم شدند. یعنی کسانی که تا قبل از این در زمینه‌ی نویسندگی، نشر، و...کار می‌کردند مثل «مهرانگیز کار، شیرین عبادی و...» در فرصت دوره‌ی اصلاحات بحث برخورد معاندانه با نظام را مطرح کردند، به ویژه بعد از کنفرانس برلین؛ یعنی از لاک فرهنگی خود خارج شدند و بحث زنان را تبدیل کردن به یک اهرمی جهت مقابله با اسلامی بودن نظام.
 
ماجرای اجلاس زنان در پکن و به دنبال آن رفتارهای هنجارشکنانه‌ی زنان در دولت اصلاحات و... زمینه‌هایی شد به حرکت برانداز کمپین یک میلیون امضا که دیگر کاملاً هدایت شده‌ی سرویس‌های جاسوسی و امنیتی غربی بود. این حرکت‌ها در ادامه‌ی نگاه براندازانه‌ای که داشتند از فرصت سال پیش به عنوان بخشی از بازوی امنیتی غرب آمدند و در داخل و خارج ایفای نقش کردند.
 
این وسط می‌توان گفت وجود یک چهره‌ی کاملاً ساده لوح و احساسی مثل «رهنورد» کمک کرد که چنین جریان‌هایی که نگاه‌های فمینیستی ولی در واقع ضد دینی و ضد حکومت اسلامی و براندازانه داشتند از او سو استفاده کنند. معرفی رهنورد به عنوان زن سال و... . یا به واسطه‌ی این‌که رهنورد در مسایل سیاسی بسیار احساسی عمل می‌کرد بهانه‌های خوبی که توسط او به دست آن‌ها داده می‌شد، سو استفاده‌های مقطعی و موردی کردند. یعنی یک جریان غرب‌گرای ضدانقلابی را ما در جریان 32 سال گذشته شاهد بودیم که یک نحله‌اش هم جریان‌هایی بود که به بهانه‌ی زنان و فمینیسم فعالیت می‌کردند ولی بعد به طور رسمی مشخص شد که این‌ها در حد کارمندان سرویس‌هاس امنیتی غربی‌اند مثل عبادی، کار، لاهیجی و... .
 
اصل ماجرای کمپین هم این بود که به جمهوری اسلامی فشار وارد شود و زیر فشار بین المللی قرار گیرد. یعنی این کمپین و یک میلیون امضا در راستای براندازی نظام بود. این را نمی‌شود به حساب این گذاشت که در زمینه‌ی زنان فعال بودند. خیر؛ این یک بهانه‌ای بود که بخواهند جامعه و مردم را رو در روی نظام قرار دهند. مسأله شان هم به هیچ وجه مسأله‌ی زنان نبود منتها تا مدتی در لفافه‌ی مباحث فرهنگی حقوقی بود اما بعد از کنفرانس برلین اهدافشان رو شد و دیگر نیازی به پرده پوشی هم نداشت.
 
ماجرای اجلاس زنان در پکن و به دنبال آن رفتارهای هنجارشکنانه‌ی زنان در دولت اصلاحات و... زمینه‌هایی شد به حرکت برانداز کمپین یک میلیون امضا که دیگر کاملاً هدایت شده‌ی سرویس‌های جاسوسی و امنیتی غربی بود.
 
- در پایان این‏که به نظر شما از بعد انقلاب تا کنون سرمایه گذاری ویژه‌ای بربحث زنان شده است یا خیر؟
 
خیر؛ روی همه‌ی اقشار کار کردند؛ روی زن‌ها، جوانان، کودکان و... روی همه کار کردند حتی سعی کردند به عنوان مثال از اعتصاب کارگران شرکت واحد به عنوان یک جنبش کارگری علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. طرف غربی ما اگر یک روزی بچه‌های مهدکودک هم مثلاً به دلیل شرایط بد غذایی بخواهند اعتراضی کنند آن را سیاسی می‌کنند. اما رسانه‌های آن‌ها روی سبک زندگی غربی خیلی مانور می‌دهند که بخش زیادی از این سبک زندگی به زنان برمی‌گردد. رسانه‌های آن‌ها با استفاده از جهل عمیق جامعه‌ی ما نسبت به غرب و غفلت رسانه‌های خودی، یک شیفتگی نسبت به سبک زندگی غربی را در بین جوانان ما چه دختر و چه پسر ایجاد می‌کنند و آن دخترهایی که روز عاشورا هنجارشکنی می‌کنند- بهایی‌ها و منافقین به کنار- بخشی قربانی همین جهالت‌اند و کسانی‌اند که با چشم بسته عاشق سبک زندگی غربی شده‌اند و جمهوری اسلامی را مانع رسیدن به آن سبک می‌دانند و فکر می‌کنند با آمدن یک حکومت غرب‌گرا آن‌ها می‌توانند به آرزوهایشان در سبک زندگی غربی برسند.(*)
 
*دکتر محمد صادق کوشکی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی/انتهای متن/

کد مطلب: 781  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱/۲۹  |  ساعت: ۱۲ : ۴۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران