میثم تولایی/ بررسی فتنه 88 از منظر جامعه شناسی(1)؛
نقش عامل درونی در ایجاد نارضایتی‏های اجتماعی
مقام معظم رهبری: «... دو عامل درونی و بیرونی در تضعیف الگوی جمهوری اسلامی مؤثر است. عامل درونی از جمله نقص‏ها، کوتاهی‏ها... بی‏سیاستی و دنیاطلبی در تخریب جمهوری اسلامی در چشمان ملت‏ها، تأثیر بیشتری دارد و اگر این مسایل را مراقبت و علاج کنیم عامل بیرونی یعنی تبلیغات دشمنان با اراده‏ی خداوند خنثی خواهد شد.»

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/میثم تولایی؛طی دو سالی که از آغاز علنی فعالیت فتنهگران میگذرد، یعنی از خرداد 88 تاکنون، بعد سیاسی این اتفاق بارها مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و تاکنون مواضع تمام افراد از جمله خواص مشخص شده است اما مهمترین نکتهای که به نظر میرسد مغفول مانده و شاید هم وجه سیاسی ماجرا با غلبه بر آن موجب پنهان ماندن این نکته شده است بحث جامعهشناختی اتفاقی بود که در سال 88، آغاز شد.

 

به گفتهی رهبری معظم انقلاب نتیجهی انتخابات هرچه که میبود ما باز شاهد چنین اتفاقهایی بودیم، حتی اگر نتیجه عکس آن چیزی که رخ داد میشد یعنی همان طور که معظم له سالها قبل پیش بینی چنین اتفاقی را میکردند اگر مسؤولان در ارتباط مستقیم و حتی غیر مستقیم با مردم گوش پند پذیری نسبت به نصایح رهبری داشتند ما شاهد همراهی بخشی از مردم و هموطنان با فتنه نمیبودیم.
 
با این مقدمه، آشکار است که قصد بررسی عامل درونی وقوع فتنه را داریم، واقعهای که برخی تصور به محال وقوعی آن داشتند و با اتفاق آن، حرف از اعجاز به میان آوردند و یا اینکه علت کل ماجرا را متوجه زمین و زمان کردند و خود پشت سر رهبری پنهان شدند.
 
در متن پیشرو و پروندهی «جامعهشناسی فتنه» تلاش شده تا جدای از نقش استکبار و آمریکا، نقش عامل درونی در تقابل عدهای هرچند محدود و قلیل با جریان حاکم بر کشور مورد بررسی قرار گیرد و به این پرسش پاخ داده شود که آیا تمام افرادی که در اجتماعات غیرقانونی شرکت میکردند، ضد انقلاب هستند؟ بنابر پاسخ مثبت سؤال قبلی، این افراد طی چه پروسهای به ضدیت با انقلاب رسیدهاند؟ و در نهایت اینکه عامل درونی چه نقشی در این بین دارد؟
 
در ابتدا باید گفت در حالی که بسیاری از رسانهها دست به تحلیلها و تفسیرهای مکرر تعریف گونه از بیانات سکاندار کشتی انقلاب میزنند و حتی گاهی شاهد هستیم برای یک سخنرانی مقام معظم رهبری چندین و چند تعریف مشابه به جای تحلیل و تفسیر در رسانهها از سوی کارشناسان منتشر میشود، مسؤولان مربوط نیز در خواب غفلت به سر میبرند.
 
برای نمونه «عامل درونی جلوگیری از الگو شدن جمهوری اسلامی» را که مقام معظم رهبری در روزهای پایانی سال 89 در جمع اعضای مجلس خبرگان بر زبان جاری ساختند از سوی هیچ رسانه یا کارشناسی مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفت و تماماً دیدیم که تحلیلها و تفاسیر معطوف به نگاههای خاص سیاسی و غیرکاربردی حاکم برکشور است.
 
اگر میبینیم مقام معظم رهبری در ماههای پایانی سال 89 از نقش پررنگ عامل درونی در تضعیف و تخریب الگوی جمهوری اسلامی سخن میگویند باید چون سربازانی در لباس رزم این عامل درونی را نه تنها از بین ببریم بلکه برای همیشه آن را مدفون سازیم.برای توجه بیشتر این بند از فرمایشهای معظم له را بخوانید: «زورگویان جهانی، با روشهای مختلف از جمله بزرگنمایی ضعفها و دروغپردازیهای مستقیم و غیرمستقیم، تلاش میکنند الگوی جمهوری اسلامی را در چشم ملتها تضعیف و تخریب کنند. دو عامل درونی و بیرونی در تضعیف الگوی جمهوری اسلامی مؤثر است. عامل درونی از جمله نقصها، کوتاهیها، کمکاریها، اختلافها، قدرتطلبی، بیسیاستی و دنیاطلبی در تخریب جمهوری اسلامی در چشمان ملتها، تأثیر بیشتری دارد و اگر این مسایل را مراقبت و علاج کنیم عامل بیرونی یعنی تبلیغات دشمنان با ارادهی خداوند خنثی خواهد شد.»
 
شمولیت عامل درونی از دیدگاه رهبر انقلاب، نقصها، کوتاهیها، کمکاریها، اختلافها، قدرتطلبی، بیسیاستی و دنیا طلبی است که دشمن با چند برابر کردن آنها در چشمان دیگر ملتها پازل تخریب ایران را تکمیل میکند. به عنوان مثال نفس اتفاقهای دو سال گذشتهی کشور، چهرهای قدرت طلبانه از مسؤولان جمهوری اسلامی ساخت و یکی از خیانتهای اصحاب فتنه در داخل، همین بود.
 
نگارنده طی دوسال گذشته مصاحبههای بسیاری با کارشناسان سیاسی داشته و در خلال این گفتوگوها برخی افراد خواستار بررسی فتنه از نگاهی دیگر بودند چون به اعتقاد آنان بسیاری از افراد حضور پیدا کننده در اجتماعهای غیرقانونی نامزدهای شکستخورده، معترضان انتخاباتی نبودند ولی فرصت را غنیمت شمرده تا اعتراضهای خود را نسبت به برخی رفتارها و برخوردها نشان دهند، رفتارها و برخوردهایی که یا از یک دستگاه دولتی نسبت به آن فرد سر زده و یا از سوی شهرداری و نیروی انتظامی بوده است. به عنوان مثال میتوان به عملکرد نیروی انتظامی در حمایت از مردم در برابر زورگیران و سارقین اشاره کرد که این برای شهروندان تناقض و نوعی پارادوکس را پدید میآورد چرا که از طرفی برخورد مجرمگونهی نیروهای راهنمایی و رانندگی را با متخلفینی که تنها جرمشان پلاک زوج یا فردشان است میبینند و از طرف دیگر جدیت لازم در برخورد با سارقان و زورگیران مشاهده نمی‏شود.
 
شمولیت عامل درونی از دیدگاه رهبر انقلاب، نقصها، کوتاهیها، کمکاریها، اختلافها، قدرتطلبی، بیسیاستی و دنیا طلبی است که دشمن با چند برابر کردن آنها در چشمان دیگر ملتها پازل تخریب ایران را تکمیل میکند. به عنوان مثال نفس اتفاقهای دو سال گذشتهی کشور، چهرهای قدرت طلبانه از مسؤولان جمهوری اسلامی ساخت و یکی از خیانتهای اصحاب فتنه در داخل، همین بود.
 
برخورد نادرست و زشت متصدیان بانکها با مردم، برخورد ارباب منشانهی شهرداری با شهروندان، پارتی بازی، بیکاری، فقر، حقارت ناشی از بیکاری و تمکن مالی، افزایش سن ازدواج، افزایش طلب رشوه در برابر وظیفهی کاری از سوی کارمندان، تبعیض که مهمترین و بیشترین نقش را ایفا میکند، رسیدگی نکردن به شکایتها در دستگاههای مربوط، وجود نداشتن مأمنی برای عدالتخواهی و بازپسگیری حق افراد و هزاران رفتار و برخوردی که موجبات «نارضایتیهای اجتماعی» را پدید میآورد.
 
اینها تماماً مثالهای کوچکی بودند که از یک فرد درگیر با تمام آنها ناراضی اجتماعی میسازد. به این سخنان امام خمینی(ره) که در صفحههای ابتدایی کتاب «ولایت فقیه» ایشان آمده و در دههی 40 شمسی برای روشن سازی نظام مبتنی بر طاغوت طی سخنانی ایراد شده، توجه کنید:
 
اشخاص مطلعى الآن در عدلیه هستند که از قوانین دادگسترى و طرز کار آن شکایتها دارند. اگر کسى گرفتار دادگسترى فعلى ایران یا سایر کشورهاى مشابه آن شود، یک عمر باید زحمت بکشد تا مطلبى را ثابت کند. وکیل متبحرى که در جوانى دیده بودیم مى‏گفته محاکمه‏اى را که بین دو دسته است من تا آخر عمرم در میان قوانین و چرخ و پر دستگاه دادگسترى مى‏چرخانم! و بعد از من پسرم این کار را ادامه خواهد داد ... در حل و فصل دعاوى همهی جهات باید رعایت شود، نه اینکه [فقط] هر کس به حق خود برسد. باید ضمناً وقت مردم، کیفیت زندگى و کارهاى طرفین دعوى ملاحظه شود؛ و هر چه ساده‏تر و سریعتر انجام بگیرد. دعوایى که آن وقتها قاضى شرع در ظرف دو- سه روز حل و فصل مى‏کرد، حالا در بیست سال هم تمام نمى‏شود! در این مدت جوانان، پیرمردان و مستمندان، باید هر روز صبح تا عصر به دادگسترى بروند و در راهروها و پشت میزها سرگردان باشند؛ آخرش هم معلوم نمى‏شود که چه شد.
 
گرچه این سخنان امام راحل به وضوح از اوضاع نابهسامان دستگاه قضایی دوران ستمشاهی حکایت دارد اما حاوی نکتهی مهمتری نیز است که آن نارضایتی مردم از دستگاههای نظام طاغوت دارد و امام به خوبی از کمکاری، فساد و قصور دستگاه را به مردم معرفی میکند.طبق اصول جامعهشناسی که در دانشگاهها تدریس میشود، نارضایتیهای اجتماعی مهمترین و مؤثرترین عامل برای شکلگیری یک انقلاب است و این همان روشی است که دشمنان یک حکومت علیه آن استفاده میکنند.
 
در کلام رهبر انقلاب دیدیم و شنیدیم که ایشان از تبلیغات دشمنان برای بزرگنمایی عامل درونی که نقصها، کوتاهیها و ... بود سخن گفتند یعنی همان شیوهای که در دروس دانشگاهی جامعهشناسی و رفتارشناسی سازمانی در مورد تشدید نارضایتیهای اجتماعی اشاره شده و منشأ تمام انقلابها را تعریف کرده است. برای مثال هرچند با شروع سال جدید بسیاری از تحلیلگران غربی با این تصور که در ماههای ابتدایی سال 2011 شاهد حوادث زیادی نخواهیم بود دست به قلم بردند و بر مبنای همین تحلیل، برنامهی سالانهی سیاسیون را برای کل سال میلادی جدید تحریر کردند اما خلاف انتظاری که کارشناسان و حتی مسؤولان کشورهای غربی داشتند ماههای ابتدایی سال جدید میلادی آبستن چنان حوادثی شد که سال‌‌های سال تحلیلگران با آن مشغول خواهند بود.
 
آغاز اعتراضهای مردمی کشور تونس در 5 ژانویه کبریتی بود بر خرمن نفتی اعتراضهای مردم منطقه؛ «بن علی» از تونس فرار کرد و پازل اعتراضها در دیگر کشورهای عرب زبان منطقه در حال شکلگیری شد.مصر، مراکش، الجزایر و اردن اولین کشورهایی بودند که بلافاصله تحت تأثیر حرکت مردم تونس قرار گرفتند. علاوه بر این اتفاق، سفر «هوجین تائو» به آمریکا، اجلاس داووس، انحلال کابینه در لبنان و برگزاری دادگاه برلوسکونی برای رسواییهای پی در پی اخلاقیاش اتفاقهایی بودند که در ماه ژانویهی «اعتراض» اتفاق افتادند و به مصداق مثل «سالی که نکوست از بهارش پیداست» آغاز این چنینی سال 2011 خبر از ماههای آینده خواهد داد.
 
هرچند با شروع سال جدید میلادی بسیاری از تحلیلگران غربی با این تصور که در ماههای ابتدایی سال 2011 شاهد حوادث زیادی نخواهیم بود دست به قلم بردند و بر مبنای همین تحلیل، برنامهی سالانهی سیاسیون را برای کل سال میلادی جدید تحریر کردند اما خلاف انتظاری که کارشناسان و حتی مسؤولان کشورهای غربی داشتند ماههای ابتدایی سال جدید میلادی آبستن چنان حوادثی شد که سال‌‌های سال تحلیلگران با آن مشغول خواهند بود.
 
مجلهی «تایمز» در شمارهی 31 ژانویهی خود، در گزارشی مفصل به انقلاب تونس و پیروزی مردم این کشور پرداخته است. تایمز در گزارش خود از دلایل انقلاب تونس مینویسد: «دلایل اصلی حرکت مردم تونس نرخ بالای بیکاری جوانان، تورم، رشد قیمت مواد خوراکی و فساد بن علی و خانوادهاش در کشور بود که نوعی نارضایتیهای اجتماعی را موجب شده است. اقدام «بوعزیزی» به خودسوزی، تلنگر کوچکی بود که تمامی مردم تونس را از خواب غفلت بیدار کرد. اکثر معترضان که جوانان بیکار در این کشور هستند»، با استفاده از اینترنت و ورود به شبکههای اجتماعی تلاش میکنند به اطلاع رسانی در خصوص حرکت مردمی خود بپردازند. این انقلاب که چهار هفته ادامه یافت، شهر به شهر ادامه پیدا کرد تا سرانجام کل کشور را در بر گرفت.
 
همچنین در این گزارش به فساد اقتصادی خانوادهی بن علی اشاره شده است. اینکه چگونه «لیلا طرابلسی» - همسر دوم بن علی - پس از ازدواج با او برای خود ثروتی به هم میزند و فامیلهای خود را نیز در این امر بیبهره نمیگذارد. این الطاف لیلا طرابلسی شامل بچهی خواهرش نیز میشود و او که صرفاً یک معلم ساده بود و درآمد ماهانهاش 300 دلار بود_را نیز مورد ملاطفت خود قرار داده و یک ویلای مرفه که نمایی رو به دریای مدیترانه داشت، میبخشد. مردم معترض نیز با اطلاع از این موضوع کل ویلا را به آتش میکشند و این دقیقاً اتفاقهای مشابهی است که مردم ایران در دوران شاهنشاهی لمس کردند، زمانی که گدازادهای همچون فرح، ملکهی کشور میشود و آن قدر خود را غرق در فساد و خوشگذرانی میکند که حتی صدای ملکهی مادر (مادر محمدرضا) را که خود به هرزگی شهره بود، در میآورد.
 
مجلهی «تایمز» در شمارهی 31 ژانویهی خود از دلایل انقلاب تونس مینویسد: «دلایل اصلی حرکت مردم تونس نرخ بالای بیکاری جوانان، تورم، رشد قیمت مواد خوراکی و فساد بن علی و خانوادهاش در کشور بود که نوعی نارضایتیهای اجتماعی را موجب شده است. اقدام «بوعزیزی» به خودسوزی، تلنگر کوچکی بود که تمامی مردم تونس را از خواب غفلت بیدار کرد. اکثر معترضان که جوانان بیکار در این کشور هستند»
 
توصیهی مطالعهی زندگی بوعزیزی، یا حداقل آخرین روز زندگی او بسیاری از سؤالات را که از چرایی تحلیلهای غلط کارشناسان مطرح رسانههای غربی پرسش میکند، پاسخ میدهد. آخرین روز زندگی بوعزیزی را با هم مرور میکنیم:
 
«جوانی آفتاب سوخته هر روز با چرخ دستی خود به میدان اصلی شهر میآید تا با فروش سبزیخرج خانه و پدر و مادر پیرش را تأمین کند. او هر روز برای آنکه بتواند در گوشهای از میدان بایستد و سبزیهایش را به فروش برساند باید به مأموران دولتی رشوه بپردازد.بوعزیزی امروز نمیخواهد رشوه بدهد، او خسته است، مأموران چرخ دستی او را به وسط خیابان پرتاب میکنند و او هم که رسانهای در اختیار ندارد، بدنش را در آتش خشمش میسوزاند و به عمرش پایان میدهد.»
 
به عقیدهی نگارنده باید بارها از زندگی بوعزیزی داستان و فیلم ساخته شود و همیشه به عنوان واحد درسی در دانشگاههای جامعهشناسی تدریس شود. نسخهی زندگی بوعزیزی باید در تیراژهای میلیونی به دست مسؤولان برسد تا موریانهی سست کنندهی پایههای نظام خود را به خوبی بشناسند. موریانهای به نام اعتراضهای اجتماعی که باید با عملکرد درست مسؤولان و نظارت صحیح بر دستگاهها از بسته شدن نطفهی آن جلوگیری کرد.
 
هرچند محمدرضا پهلوی، بن علی یا عبدا... صالح و حتی ملک عبدالله که برای اولین بار میخواهد در کشور عربستان انتخابات برگزار کند دست به اصلاح نظام اقتصادی خود زده و حتی مانند حسنی مبارک و قذافی با افزایش چند برابری حقوقها و کاهش چشمگیر مالیاتها انصراف معترضان از فریادهای اعتراضی را دنبال میکنند و کردند اما در تمام این موارد ملتها عقب نشینی نکردند و حتی سختیهای پس از انقلابها را با جانشان خریدند و میخرند تا برای همیشه از تبعیض رهایی یابند.
 
بنابراین پرسش «صادق زیباکلام» که خود کتاب"جامعه شناسی به زبان ساده" را تحریر کرده هم پاسخ داده میشود، آنجایی که سوال میکند: «اگر انقلاب ایران بر مبنای کمبودهای اقتصادی و فضای تبعیض و فقر بوده چرا مردم بالاشهر نشین و متمکن تهران هم به میدان آمده بودند؟» و خود اینگونه نتیجه گرفته بود که: «بنابراین انقلاب ایران اعتراضی به فقر و کمبودهای اقتصادی نبوده و ما میبینیم که علیرغم افزایش دستمزدها و بهبود وضعیت اقتصادی مردم در سالهای پایانی حکومت پهلوی مردم دست از قیام نکشیدند!»
 
پرسش زیبا کلام و نتیجهگیری وی را میتوان اینگونه به بوتهی نقد سپرد که مردم ایران و هیچ کشور دیگری در اوج نتیجهبخشی فریادهای خود میدان را به عوامفریبی حکومتهای جائر نمیدهند و میدانند که این امتیاز دادنها مقطعی و برای خاموش کردن اعتراضها است.
 
هرچند محمدرضا پهلوی، بن علی یا عبدا... صالح و حتی ملک عبدالله که برای اولین بار میخواهد در کشور عربستان انتخابات برگزار کند دست به اصلاح نظام اقتصادی خود زده و حتی مانند حسنی مبارک و قذافی با افزایش چند برابری حقوقها و کاهش چشمگیر مالیاتها انصراف معترضان از فریادهای اعتراضی را دنبال میکنند و کردند اما در تمام این موارد ملتها عقب نشینی نکردند و حتی سختیهای پس از انقلابها را با جانشان خریدند و میخرند تا برای همیشه از تبعیض رهایی یابند.
 
 
شاید حالا بهتر فهم کنیم که چرا در یک کشور غربی و یا حتی کشورهایی همچون ژاپن و چین زمانیکه پارتیبازی، رشوهگیری و هر جرم دیگری از مسؤولان و کارمندان آشکار شده و یا حتی در خفا معلوم میگردد به شدت برخورد میشود و فرد خاطی در وهلهی اول از شغل و منصب خود کنارهگیری میکند، اتفاقی که برای ما اعجاب انگیز است!
 
 
گرچه اتفاقی که سال 88 در کشور ما به وقوع پیوست نه از جنس انقلاب بود و نه از جنس قیام علیه باطل بلکه قیام باطل بود علیه حق که حضرت آقا از آن به فتنه تعبیر کردند اما همان طور که این پیر سکاندار فرمودند نباید از این فتنهگریها غافل بود و همینطور باید خود را برای فتنه بزرگتر آماده کرد. مرجع عملی این باید و نبایدها مسئولان هستند که باید تماما سعی خود را معطوف به جذب حداکثری کنند، حالا این جذب میتواند با کاهش نارضایتیهای عمومی باشد یا با تنویر افکار عمومی که در فضای غبارآلود فتنه به گمراهی کشانده شدند.
 
پروندهی پیش رو را که نگاهی جامعهشناسانه به اتفاقهای دو سال قبل ایران دارد در ادامه بخوانید.

 

* میثم تولایی؛ دبیر فرهنگی روزنامه ایران/انتهای متن/

 

کد مطلب: 783  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱/۲۲  |  ساعت: ۱۰ : ۲۵

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران