رهیافت هنرمندانه، الگویی برای جنگ نرم فرهنگی
حوزه جنگ نرم، حوزة وسیعی است که بخش قابل‌توجهی از تعاملات، پندارها و رفتارهای اجتماعی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. با توجه به هدف غایی این جنگ که همانا سلطة سیاسی بر کشور هدف است، می‌توان آن را در مواجهه با یک نظام سیاسی در سه قلمرو ایدة نظام، ساختار حاکمیت و عملکرد حاکمیت، مورد بررسی قرار داد.
گروه فرهنگی اجتماعی برهان/ دکتر رضا سراج ؛جنگ نرم را می‌توان آخرین حلقه از سلسله راهبردهای نظام سلطه برای تغییر حکومت‌های ناهماهنگ با منافعشان به‌ویژه در جهان سوم دانست. حلقه‌های پیشین این سلسله را می‌توان دکترین‌هایی همچون «براندازی و ضدبراندازی»،[1] «شورشگری و ضدشورشگری»[2] و «جنگ کم‌شدت»[3] نام برد. آمریکایی‌ها پس از شکست خفت‌بار در ویتنام، پروژه‌ای را از طریق مؤسسات آکادمیک و اندیشکده‌های راهبردی خود مورد بررسی قرار دادند که شکل تازه‌ای از براندازی و تغییر حاکمیت‌ها بود و با استفاده از فرایندهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و در صورت لزوم، اجرای عملیات نظامی محدود، محقق می‌شد. این مدل در سرنگونی آلنده در شیلی و ساندنیست‌ها در نیکاراگوآ کاربردی گردید.[4]
 
به‌طور کلی، امروزه رهیافت تقابل‌گرایی و خشونت با محوریت اقدامات نظامی در نظام بین‌الملل، جای خود را به رویکرد نرم‌افزاری و جنگ نرم داده است. این رهیافت از سوی مراکز مطالعاتی و مؤسسات وابسته به بنیان‌های غرب اشاعه یافته و توسط مؤسساتی همچون کمیتة خطر کنونی،[5] بنیاد اعانة ملی برای دموکراسی،[6] مؤسسة هوور[7] و بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها[8] ترویج‌ شده است.
 
بر همین اساس، باراک اوباما نیز همانند بوش، بودجه 55 میلیون دلاری پنتاگون برای جنگ نرم علیه ایران را امضا کرد. با امضای اوباما، لایحة اختیارات دفاعی کنگرة آمریکا به‌طور مستقیم به قانون تبدیل شد. از بودجة 550 میلیون دلاری وزارت دفاع آمریکا، 55 میلیون دلار برای نفوذ در ایران، مقابله با فیلترینگ سایت‌های ضدایرانی، تحریک به‌اصطلاح قربانیان سانسور، آموزش الکترونیکی ایرانیان مخالف نظام برای براندازی نرم و شبکه‌سازی اینترنتی برای اغتشاش‌گران پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و عرضة آموزش‌های لازم رسانه‌ای و رایانه‌ای برای راه‌اندازی وب‌گاه‌ها به‌منظور اطلاع‌رسانی، اختصاص‌ یافته است. شبکه‌سازی در چارچوب اقدامات مدنی، بحران‌سازی اجتماعی، بهره‌گیری تاکتیکی از قومیت‌های ایرانی و حمایت از فرقه‌های ضاله همانند وهابیت، راه‌اندازی جنبش‌های فرهنگی-اجتماعی، جنگ رسانه‌ای و کاربرد گستردة شبکه‌های اجتماعی به‌همراه فشار اقتصادی و نظامی بر جمهوری اسلامی ایران به‌منظور زیر سؤال بردن مشروعیت دولت و کاهش اعتماد، حساسیت و انعطاف‌پذیری ملی از جمله راهکارهایی است که آمریکا در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران در پیش ‌گرفته است.
 
حمایت آشکار از صداهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران توسط بالاترین سطوح تصمیم‌گیری در آمریکا، مخدوش و بدنام کردن چهرة جمهوری اسلامی در خارج از کشور از راه‌های گوناگون، تلاش برای مشروعیت‌بخشی، گسترش و توانمندسازی سازمان‌های غیردولتی حاضر در ایران که مخالف جمهوری اسلامی ایران هستند، دخالت گسترده در امور داخلی ایران در زمینة انتخابات، حقوق ‌بشر، زنان، رسانه‌ها و مذاهب، تبلیغ و ترویج دوگانگی حاکمیت در ایران و فعال‌سازی و حمایت از شبکه‌های رسانه‌ای ضدایرانی، بخش‌هایی از سند امنیت ملی آمریکا در سال 2006 است.[9] تأمل در اهداف و محتوای رسانه‌های فارسی آمریکایی و سایر کشورهای غربی، آشکار می‌سازد که آنان با بهره‌گیری از سازوکارهای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، در پی آن هستند تا فرهنگ، روابط و نهادهای اجتماعی، احساس دل‌بستگی و انسجام ملی، وحدت سیاسی و مذهبی و جز آن را آماج فشار و تهدید قرار دهند و زمینة «تغییر رفتار» و «فروپاشی از درون» را فراهم سازند.
 
در تعریف جنگ نرم، باید گفت جنگ نرم در برابر جنگ سخت[10] در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای است که جامعة هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد. به ‌بیان ‌دیگر، جنگ نرم عبارت است از هر اقدام غیرخشونت‌آمیز که ارزش‌ها و هنجارهای جامعة هدف را مورد هجوم قرار می‌دهد تا در صورت پیروزی، منجر به تغییر در الگوهای جدید شود که با الگوهای رفتاری نظام حاکم تعارض دارد.[11] جنگ نرم را می‌توان نوعی جنگ سرد برای استحالة فرهنگی جامعه دانست.[12]
 
جنگ نرم مجموعة تدابیر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشورهای عامل است که بر نظرات، نگرش‌ها، انگیزش‌ها و ارزش‌های مخاطبان، اعم از حکومت‌ها، دولت‌ها، گروه‌ها و مردم کشورهای خارجی، تأثیر می‌گذارد و در بلندمدت، موجب تغییر منش و کنش فردی و اجتماعی آنان می‌شود.[13] جنگ نرم استفاده از قدرت نرم علیه نظام‌های سیاسی هدف، به‌منظور تأثیر بر باورها و ارزش‌های بنیادین با هدف دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری متداول در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن‌هاست.[14]
 
با توجه به تعاریف ارائه‌شده، در تعریف جنگ نرم می‌توان گفت به فعالیت‌ها و اقداماتی گفته می‌شود که با استفاده از فرصت‌های تهدید نرم موجود در گروه هدف، بر عوامل (یا پیش‌زمینه‌های) رفتار انسانی، یعنی باورها و اعتقادات، بایسته‌های هنجاری، احساسات و عواطف تأثیر گذاشته و سعی در ایجاد رفتار جدید یا تغییر رفتار آن‌ها نماید. به ‌عبارت‌ دیگر، جنگ نرم را می‌توان مدیریت فرایند و تحولاتی دانست که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی می‌شود. جنگ نرم برنامه‌ریزی و عملیات برای نوعی سلطة کامل در ابعاد چهارگانة فرهنگی، سیاسی، اعتقادی و اجتماعی است که از طریق استحالة الگوهای رفتاری ملی و بومی در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای نظام سلطه، محقق می‌شود.
 
هدف نهایی جنگ نرم، تغییر نظام سیاسی یک کشور با استفاده از بستر تهدید نرم و به فعلیت درآوردن آن در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعة هدف است. این جنگ، مجموعه‌ای از آسیب‌های داخلی و طراحی‌های خارجی و برنامه‌ریزی‌شده به‌صورت بالقوه در مرحله‌های مختلف برای ایجاد تغییر دگرگونی در رفتار و هویت است.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این جنگ می‌فرمایند: «امروز جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی مواجه است، لیکن جنگ نرم.»[15] «در جنگ نظامی دشمن به‌سراغ سنگرهای مرزی ما می‌آید، مراکز مرزی ما را سعی می‌کند منهدم بکند تا بتواند در مرز نفوذ کند، در جنگ روانی و آنچه امروز به او جنگ نرم گفته می‌شود در دنیا، دشمن به‌سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آن‌ها را منهدم کند؛ به‌سراغ ایمان‌ها، معرفت‌ها، عزم‌ها، پایه‌ها و ارکان اساسی یک نظام و یک کشور. دشمن به‌سراغ این‌ها می‌آید که این‌ها را منهدم بکند و نقاط قوت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف تبدیل کند، فرصت‌های یک نظام را به تهدید تبدیل کند.»[16]
 
آنچه روشن است، بررسی ماهیت نظری مسئلة جنگ نرم به‌مراتب از نگاه ابزارمدارانه بدان مهم‌تر است. با این ‌حال، برای فهم عرصه‌های عملی این جنگ و نیز تأثیر کارکردی رهیافت‌های مختلف بر آن، بایستی چارچوب‌های پیاده‌سازی آن را خصوصاً با بررسی مدل جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران مورد اشاره قرار داد.
 
در حال حاضر، پیشرفت فناوری‌های برتر، یکی از پیشرانه‌های جدی موفقیت جنگ نرم بوده و دستاوردهای جدید فناورانه و سرعت رشد فناوری، به گسترش نفوذ و تاکتیک‌های این جنگ کمک نموده است. با مروری بر اقسام فناوری‌های به‌کارگیری‌شدة این حوزه، سه نوع فناوری برتر و جدید مؤثر در این جنگ که اتفاقاً مورد بهره‌برداری دشمنان انقلاب اسلامی نیز قرار گرفته است، شناخته می‌شود:
 
1.      شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای
2.      فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی
3.      تولید نرم‌افزار و فناوری دیجیتال
 
شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای با گستره‌ای که تقریباً تمام جهان را تحت پوشش خود قرار داده‌اند، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ نرم تبدیل‌شده‌اند. جنگ رسانه‌ای به‌ظاهر بین رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و سایت‌های اینترنتی جریان دارد، اما واقعیت آن است که در پشت این جدال ژورنالیستی، چیزی به نام سیاست رسانه‌ای یک کشور نهفته است که به‌طور مستقیم توسط بودجه‌های رسمی مصوب پارلمان‌ها یا بودجه‌های سرّی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی تغذیه می‌شود.[17]
 
مشهور است جوانان آلمانی که دیوار برلین را فروریختند، تی‌شرت‌هایی با آرم شبکة ام‌تی‌وی آمریکا را پوشیده بودند. حتی رئیس هیئت‌مدیرة رادیو و تلویزیون دولتی آمریکا، بی‌بی‌جی، با قاطعیت تأکید کرد: این ام‌تی‌وی بود که دیوار برلین را فروریخت.[18]
 
براساس آمارهای موجود، 4/5 میلیون گیرندة ماهواره‌ای غیرمجاز در کشور فعال است و از 17 هزار و 666 شبکة ماهواره‌ای جهانی، نزدیک به سه هزار شبکه در داخل کشور، قابل دریافت است. از این تعداد، 380 شبکه به موسیقی، 74 شبکه به تبلیغات مد لباس و لوازم ‌آرایش، 273 شبکه به تبلیغ ادیان ساختگی و 235 شبکه به برنامه‌های مبتذل اختصاص‌ یافته‌اند. از سویی مجلس نمایندگان ایالات‌ متحده با تخصیص بودجة سالانه به توسعة شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان ضدانقلاب، به‌صورت مستقیم در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران مداخله می‌کند، زیرا این شبکه‌ها با بهره‌گیری از ترفندهای تبلیغاتی، تلاش می‌کنند زمینه‌های ناامنی‌های مدنی در پنج سطح صنفی، دانشجویی، قومی، فرقه‌ای و اجتماعی را فراهم کنند.
 
همچنین فضای مجازی نیز یکی از عرصه‌های آشکار جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در سال 1388 و در جریان فتنة پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، کشورهای غربی علاوه بر فعالیت در حوزة شبکه‌های تلویزیونی، در عرصة اینترنت نیز سرویس‌هایی را به اغتشاش‌گران ارائه دادند.[19]
 
نتیجة پیوند سه ضلع فناوری در حوزة جنگ نرم، هم‌افزایی ابزار در پیشبرد اهداف جنگ نرم را نمایان می‌سازد
 
در تبیین ابعاد مفهومی و کارکردی جنگ نرم، باید به ابعاد چهارگانة آن اشاره نمود که عبارت‌اند از:
 
1.      جنگ نرم سیاسی با رهیافت هانتینگتونی
2.      جنگ نرم اجتماعی با رهیافت جین شارپی
3.      جنگ نرم اقتصادی با رهیافت هوشمند
4.      جنگ نرم فرهنگی با رهیافت هنرمندانه
 
در این مقاله خواهیم کوشید تأملی در ابعاد و کارکردهای رهیافت چهارم، یعنی جنگ نرم فرهنگی داشته باشیم.
 
جنگ نرم فرهنگی
 
در سال‌های اخیر، رویکرد جدیدی در جنگ نرم شکل ‌گرفته است که مبتنی بر رویکرد فرهنگی است. هرچند موضوعی به نام تهاجم فرهنگی سال‌هاست که در دستور کار دشمن قرار داشته و رهبر معظم انقلاب از ربع قرن پیش نسبت به آن هشدار داده‌اند، با این ‌حال در مقطع اخیر، نسل جدید از طراحی و اقدام در این حوزه مشاهده می‌شود که برخی از تحلیل‌گران از آن به «جنگ هنرمندانه»[20] تعبیر کرده‌اند.
 
نشانه‌های بروز این جنگ را در به‌کارگیری وسیع صنایع فرهنگی و دستاوردهای فناورانه در خدمت ناتوی فرهنگی می‌توان دید. بروز جدی این نوع رویکرد را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی جدید، شبکه‌های ماهواره‌ای سبک زندگی و فیلم و سریال و ساخت سریال‌های طولانی با تبلیغ سبک زندگی غربی دید.
 
مقام معظم رهبری در این خصوص فرمودند:‌ «بعضی از دستگاه‌های جاسوسی دولت‌های استکباری اظهارنظر کرده‌اند که برای ایران و مقابله با انقلاب اسلامی، یکی دو راه بیشتر نمانده است. یکی اینکه ما فحشا و فساد را در جامعة آنان نفوذ دهیم و جوانانشان را سرگرم کنیم و زنان و مردانشان را از هدف‌های متعالی و بلند غافل کنیم، آن‌ها را سرگرم منجلاب فساد و فحشا و شهوت نماییم.» «یکی از راه‌های تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوان‌های مؤمن را از پایبندی‌های متعصبانه به ایمان، که همان چیزهایی است که یک تمدن را نگه می‌دارد، منصرف کنند؛ همان کاری را که در اندلس، در قرن‌های گذشته کردند. یعنی جوان‌ها را در عالم، به فساد و شهوت‌رانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم دارد انجام می‌گیرد... جوان جبهه‌رفتة ما را اگر محاصره‌اش کردند، اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند، بعد او را به تماشای فیلم‌های جنسی وقیح وادار کردند، شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟! وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروی جوانی، فاسد می‌کنند.»[21] لذا از آنجا که این انقلاب با ساختار فرهنگی دینی خود، فرهنگ استعماری غرب را زیر سؤال برده، به همین جهت، نظام استکباری غرب به نابودی فرهنگ انقلاب و نظام مبتنی بر آن همت گماشته است.
 
حوزه جنگ نرم، حوزة وسیعی است که بخش قابل‌توجهی از تعاملات، پندارها و رفتارهای اجتماعی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. با توجه به هدف غایی این جنگ که همانا سلطة سیاسی بر کشور هدف است، می‌توان آن را در مواجهه با یک نظام سیاسی در سه قلمرو ایدة نظام، ساختار حاکمیت و عملکرد حاکمیت، مورد بررسی قرار داد.
 
جنگ نرم فرهنگی تلاش می‌کند با عادی‌سازی مفاهیم غیردینی و ترویج اباحه‌گری و حتی در مواردی مسائل ضددینی، زمینة لازم برای بهره‌برداری‌های بلندمدت را فراهم سازد. در این رهیافت، لایة عمل‌کننده، کلیت مردم جامعه است که مورد هجمة فرهنگی قرار گرفته است.
 
ایجاد بی‌اعتمادی در بین مردم برای محصور و استحاله نمودن اصل ولایت‌فقیه، از جمله راهکارهای اصلی در این روش است. این مسئله در راستای تلاش آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل در راستای فروپاشی و ناکارآمدسازی گفتمان انقلاب اسلامی است. این روش ریشه در نظریة جنگ نرم فوکویاما دارد که مهندسی معکوس لقب گرفته است. فوکویاما عنوان نمود برای پیروزی بر یک ملت، باید میل و ذائقة آن ملت را تغییر داد و نظام ارزشی‌شان را نابود کرد.[22]
 
در اینجا لازم است به یکی از جدی‌ترین ابزارهای تأثیرگذاری دشمن بر سبک زندگی جامعة ایرانی، یعنی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان اشاره گردد که بنا بر برخی اطلاعات، میزان نفوذ آن در شهرهای بزرگی همچون تهران، تا حدود شصت درصد برآورد شده است. درحالی‌که در سال 73 تنها سه شبکة تلویزیونی فارسی‌زبان شامل شبکة تلویزیونی گروهک نفاق و دو شبکة لس‌آنجلسی مشغول فعالیت علیه امنیت و فرهنگ مردم کشورمان بودند، در سال‌های اخیر این تعداد به 125 شبکة فارسی‌زبان رسیده که از این تعداد، سیزده شبکه فقط مخصوص پخش سریال و فیلم‌های سینمایی هستند.
 
تطور و تنوع این شبکه‌ها را در سه نسل متمادی می‌توان طبقه‌بندی نمود. نسل اول این شبکه‌ها عمدتاً متعلق به گروه‌های ضدانقلاب ایرانی مستقر در غرب بود که فاقد کیفیت لازم بودند و اوج تحرکات این شبکه‌ها را در دعوت به اغتشاش‌های خیابانی سال‌های 1378 و 1382 می‌توان دید. پس از گذشت زمان و روشن شدن ناکارآمدی این شبکه‌ها، شاهد شکل‌گیری نسل جدید از شبکه‌ها هستیم که با رویکرد خبری و سیاسی و زیرنظر مستقیم بنگاه‌های رسانه‌ای دول غربی اداره می‌شوند که نمونه‌های بارز آن را می‌توان در بخش فارسی بی‌بی‌سی و صدای آمریکا دید. اوج کارکرد این شبکه‌ها در سال 1388 و در جران اغتشاشات پس از انتخابات بود. نهایتاً پس از فروکش کردن موج فتنه و ایجاد سرخوردگی سیاسی و اجتماعی در حامیان آن، نسل سوم این شبکه‌ها ظهور کرد که با محوریت فیلم و سریال و ترویج سبک زندگی غربی، حرکت می‌کنند. این شبکه‌ها هرچند ظاهراً سیاسی نیستند، اما از ضریب نفوذ بالایی برخوردارند و در بلندمدت، در ترویج ارزش‌های لیبرالی و نهایتاً تغییر رفتار جامعة ایرانی مؤثر خواهند بود. سیر تطور شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان در شکل به نمایش درآمده است. 
 
 
نسل سوم شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان که با پخش فیلم و سریال و برنامه‌های سرگرمی فعالیت می‌کند، نقش مستقیمی در ترویج شاخصه‌های غیراخلاقی سبک زندگی غربی دارد. مهم‌ترین موضوع‌هایی که در این شبکه‌ها دنبال می‌شوند، عبارت‌اند از: ترویج سبک زندگی غربی، عادی‌سازی روابط نامشروع، قبح‌زدایی از پدیده‌هایی چون خیانت زن به شوهر، دوستی با جنس مخالف، رابطة جنسی قبل از ازدواج، بارداری قبل از ازدواج، فرزند نامشروع، سقط‌جنین، هم‌جنس‌بازی و...
علاوه بر این‌ها، محتواهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و نیز کالاهای تولیدشدة تجاری همچون لباس‌های منطبق بر آخرین مدها، نقش مکملی در ترویج اباحه‌گرایی دارند. (شکل 3) 


 
صحنة تقابل و مواجهة نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران در سه دهة اخیر را می‌توان عرصة تمام‌عیار یک جنگ نرم دانست. به‌کارگیری شقوق مختلف ابزارها و جدیدترین رهیافت‌های علمی توسط دشمن، نشان از موضوعیت جدی این مسئله برای دشمن دارد.
با توجه بدان‌چه گفته شد، حوزة جنگ نرم، حوزة وسیعی است که بخش قابل‌توجهی از تعاملات، پندارها و رفتارهای اجتماعی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. با توجه به هدف غایی این جنگ که همانا سلطة سیاسی بر کشور هدف است، می‌توان آن را در مواجهه با یک نظام سیاسی در سه قلمرو ایدة نظام، ساختار حاکمیت و عملکرد حاکمیت، مورد بررسی قرار داد. (شکل 4)
 
در این صورت، جنگ نرم در سه راهبرد کلان قابل‌ تصور خواهد بود:
الف) مشروعیت‌زدایی: هدف قرار دادن ایده یا فلسفة وجودی نظام دینی ایدة نظام
ب) اعتبارزدایی: هدف قرار دادن ساختار و سازمان حقوقی نظام
ج) کارآمدی‌زدایی: هدف قرار دادن نتایج و عملکردهای نظام و ارکان آن
 
 
با توجه بدان‌چه گفته شد، حوزة جنگ نرم، حوزة وسیعی است که بخش قابل‌ توجهی از تعاملات، پندارها و رفتارهای اجتماعی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. گسترة وسیع نظری و کارکردی جنگ نرم و نیز محسوس نبودن آن برخلاف جنگ نظامی، موجب می‌گردد اولاً خسارات ناشی از این جنگ به‌مراتب وسیع‌تر از جنگ نظامی گردد، ثانیاً احتمال غافل‌گیری حریف بالاتر رود و ثالثاً آسیب‌پذیری نیروهای خودی در اثر آن بیشتر شود.
 
این مقاله را با بیانی از بنیان‌گذار کبیر جمهوری اسلامی، امام راحل عظیم‌الشأن (ره) به پایان می‌بریم که فرمود: «مسئولین باید در دفاع از اسلام، محکم‌تر از همیشه، با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی،سیاسی وفرهنگیجهان‌خواران بایستند؛ چراکه امروز دنیای استکبار خصوصاً غرب، خطر رشد اسلام نابمحمدی (ص) را علیه منافع نامشروع خود درک کردهاست. امروز غرب و شرق به‌خوبی می‌دانند که تنهانیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آن‌ها در این ده سالانقلاب اسلامی ایران، ضربات سختی از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هروسیلة ممکن، آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است، نابود کنند. اگر بتوانند بانیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگملی خویش و اگر هیچ‌کدام از این‌ها نشد، ایادی خودفروختة خود از منافقین و لیبرال‌هاو بی‌دین‌ها را که کشتن روحانیون و افراد بی‌گناه برایشان چون آب خوردن است و درمنازل و مراکز ادارات نفوذ می‌دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند.» (2 فروردین 1368)*
 
 پی نوشت ها:
 
1]. Subversion and Anti-Subversion.
[2]. Insurgency and Counter-Insurgrncy.
[3]. Low Intensity confict.
[4]. سراج، رضا، جنگ در پناه صلح، ص 42.
[5]. Committee on the Present Danger (CPD)
[6]. National Endowment for Democracy (NED)
[7]. the Hoover Institute
[8]. Foundation for Defense of Democracies
[9]. راهبرد امنیت ملی آمریکا، 2006.
[10]. Hard War
[11]. کرمی، مسعود، قابلیت‌های بسیج و سرمایة اجتماعی، ص 3.
[12]. ساندرز، فرانسیس، جنگ سرد فرهنگی، ص 123.
[13]. الیاسی، محمدحسین، مقدمه‌ای بر ماهیت و ابعاد تهدید نرم، ص 12.
[14]. نائینی، علی‌محمد، بررسی تطبیقی سه‌گانة تهدید سخت، نیمه‌سخت و نرم، ص 90.
[15]. بیانات مقام معظم رهبری، 4 شهریور 1388.
[16]. بیانات مقام معظم رهبری، 2 مهر 1388.
[17]. Robin, Michael, Can Iran be Trusted?:p5
[18]. Fraser, Matthew; Soft Power Super powers Cultural and National Assets of Japan And the United States: 173
[19]. رک: اخوان، محمدجواد، عبور از فتنه: بازخوانی پروندة یک سال نبرد نرم (ج 3- بازیگران فتنه)، ص 303.
[20]. Artistic War
[21]. مقام معظم رهبری، 21 مرداد 1371.
[22]. فوکویاما، فرانسیس، پایان نظم-سرمایة اجتماعی و حفظ آن
 
 
* دکتر رضا سراج؛عضو هیئت‌علمی دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل راهبردی/انتهای متن/
 



 

 

کد مطلب: 9015  |  تاريخ: ۱۳۹۴/۸/۳  |  ساعت: ۱۳ : ۲۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران