چرا دکتر ظریف این جمله را گفت؟
«ادعا نمی‌کنم مذاکرات برای ایران قدرت آفرید»
دکتر ظریف در سخنانی در جمع وابستگان نظامی، اشاره کردند که ادعا نمی‌کنند مذاکرات برای ایران قدرت آفریده است؛ موضوعی که از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی است. نخبگان عالی کشور بارها این مسئله را یادآوری کرده بودند و علت ممنوعیت مذاکره با آمریکا را نیز سم بودن آن برای ایران دانسته بودند.
گروه بین‌الملل برهان؛ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ی کشورمان، روز یک‌شنبه در جمع وابستگان نظامی و نمایندگان دفاعی و انتظامی کشور، به سخنرانی پرداخت که توجه به بخشی از این سخنرانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. وی با تأکید بر اینکه «ادعا نمی‌کنم مذاکرات هسته‌ای برای ایران قدرت آفرید»،‌ گفت: «قدرت ایران قبل از مذاکرات وجود داشت و همان‌طور که گفتم، موضوع هسته‌ای برای تخلیه‌ی قدرت ایران بود. لذا توافق هسته‌ای و برجام، قدرت ایران را دوباره رها کرد.»
در این یادداشت، تلاش خواهیم کرد ضمن بازروایی برخی از سخنان نخبگان عالی کشور درخصوص مذاکره با آمریکا، که اتفاقاً قدمتی به‌درازای تاریخ انقلاب دارد، به ماهیت مذاکره با آمریکا، علت ممنوعیت آن برای ایران، سم بودن مذاکره و برخی نکات دیگر پیرامون این موضوع که مذاکره قدرت‌آفرین نیست، اشاره کنیم.
 
نخبگان و مسئله‌ی ممنوعیت مذاکره، آمریکا و مذاکره برای نفوذ
 
همین جمله‌ی محمدجواد ظریف را پیش‌تر نخبگان کشور نیز به‌طرق مختلف و از تریبون‌های گوناگون گفته بودند و اشاره کرده بودند که مذاکرات برای ایران قدرت نمی‌آورد. اما برای کسب تجربه‌ی جوانان خوب است. بارها گفته شده بود که آمریکایی‌ها دروغ‌گو هستند و اجازه نخواهند داد مذاکرات به نتیجه‌ی مطلوب، یعنی رفاه اقتصادی مردم ایران برسد. بارها اشاره شده بود که آمریکایی‌ها فریبکار هستند و فضا را دچار بن‌بست خواهند کرد تا ایران از پرتو مذاکرات دستاوردی نداشته باشد. بارها اشاره شده بود که مذاکرات عرصه‌ی نقض‌عهد آمریکایی‌ها خواهد بود. بارها گفته شده بود که آمریکایی‌ها به سایر شرکت‌ها و بنگاه‌ها فشار می‌آورند که با ایران رابطه نداشته باشند. به همه‌ی این نکات اشاره شده بود، اما گوش شنوایی برای این مسائل وجود نداشت.
 
هجده سال پیش نیز نخبگان یادآوری کرده بودند
 
مذاکره‌ی با آمریکا موضوع جدیدی نیست. قدمت آن به‌اندازه‌ی قدمت و عمر انقلاب اسلامی است. از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، کسانی بودند که تصور می‌کردند چاره‌ی حل مشکلات کشور، در مذاکره‌ی با آمریکا و به‌تبع آن، عادی‌سازی روابط با آمریکاست.
 
هجده سال پیش، در روزهایی مشابه امروز، که بحث مذاکره‌ی با آمریکا شدت گرفته بود، رهبر انقلاب سخنانی مشابه آنچه در دیدار اخیر خود با فرماندهان نیروی دریایی سپاه داشتند، بیان کردند: «در تبلیغات خودشان شایع می‌کنند که قطع رابطه‌ی ایران و دولت آمریکا به ضرر ملت ایران است. نه آقا، صددرصد به نفع ملت ایران است. این یک حربه‌ی از اثر افتاده است که بخواهند در میان ملت‌ها این‌طور وانمود کنند که اگر ملتی با آمریکا رابطه داشته باشد، از لحاظ اقتصادی و مادی، همه‌ی مشکلاتش برطرف می‌شود. نه، یک روزی بعضی از دولت‌های ساده‌لوح این‌گونه خیال می‌کردند. در کشور ما هم در اول انقلاب، عده‌ای که قدرتی پیدا کرده بودند و در رأس کارها قرار داشتند، این‌گونه خیال می‌کردند، لیکن تجربه‌ها در نقاط مختلف دنیا عکس این را ثابت کرد.»
رهبر انقلاب در حین مذاکرات نیز به مذاکره‌کنندگان هشدار داده بودند که مذاکره غیر از چارچوب هسته‌ای ممنوع است. ایشان استدلال و تجربه‌ی بزرگی برای این موضوع داشتند که اینک که نزدیک دو سال از این مذاکرات می‌گذرد، بهتر قابل درک است.
مبتنی بر همین تجربه‌ها و عبرت‌ها از تاریخ است که رهبر انقلاب باصراحت چنین فرمودند: «مذاکره‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، یعنی نفوذ؛ تعریفی که آن‌ها برای مذاکره کردند، این است و آن‌ها می‌خواهند راه را برای تحمیل باز کنند... مذاکره‌ی با آمریکا ممنوع است، به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد.»
 
برای فهم دقیق سخنان رهبر انقلاب، بایستی به یک نمونه‌ی تاریخی در این زمینه اشاره کرد. رهبر انقلاب در این زمینه، در تاریخ 16 فروردین 1381 فرمودند: «خودشان نشستند در اسلو امضا کردند، حکومت خودگردان را به رسمیت شناختند. حالا بفرمایید. این رفتاری است که با حکومت خودگردان و با طرف مذاکره‌شان (یعنی یاسر عرفات) انجام می‌دهند. این‌ها به امضای خودشان پایبند نیستند. هر امضایی که طرف مقابل به این‌ها بدهد، پایشان را روی آن امضا می‌گذارند، یک قدم جلو می‌آیند. طبیعتشان این است.»[1]
این موضوع عین روایتی بود که جان کری، وزیر امورخارجه‌ی آمریکا، نیز در پاسخ به این پرسش خبرنگار بی‌بی‌سی که «به نظر شما دو طرف نه‌فقط ایران باید چه بکنند که فضا برای بهبود روابط ایجاد شود؟»، آن را این‌گونه بیان داشت: «فکر می‌کنم همه می‌توانند با تغییر لحن و کم کردن از شعارها شروع کنند. اول از همه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل. داشتن نقشه‌ای برای نابودی اسرائیل به این روند کمکی نمی‌کند.»
 
پروژه‌ی نفوذ و تحمیل از طریق مذاکره البته تنها مختص به ایران نبوده است و تجربه‌ی تاریخی دیگر کشورها نیز مؤید همین مطلب است. دولتمردان آمریکایی نشان داده‌اند هرگاه با حکومتی مخالف بوده‌اند، یکی از راه‌های نفوذ و به‌تبع آن استحاله‌ی آن حکومت، نفوذ از طریق مذاکرات بوده است.
 
کشور الجزایر یکی از این نمونه‌هاست. «سرزمین یک میلیون شهید» عنوانی است که به الجزایر اطلاق می‌شود. عنوانی که از مبارزه و شهادت یک میلیون نفر در راه رسیدن به آزادی و استقلال از فرانسه الهام گرفته شده است. استقلال الجزایر در ژانویه‌ی 1960 که ژنرال دوگل، رئیس‌جمهور فرانسه، طی نطقی از مردم این کشور خواست صلحی شجاعانه برقرار کنند و ضمن سفری که به الجزایر کرد و با اغلب سران قبایل ملاقات و نسبت‌به اعطای استقلال به الجزایر اظهار تمایل کرد، صورت گرفت.[2] با تشکیل حکومت پسااستقلال در این کشور، الجزایر با موضوع گره اقتصادیی روبه‌رو شد. در همین برهه بود که آمریکاگرایان و مقامات آمریکایی چنین وانمود کردند که مشکل در گرو رابطه و مذاکره‌ی این کشور با آمریکاست.
 
سال‌ها پیش، رهبر انقلاب در این زمینه بیان داشتند: «در کشور الجزایر، مردم مشکلات اقتصادی داشتند (که داستان‌های مفصلی دارد). این‌طور وانمود کردند که رابطه با آمریکا، بازکننده‌ی این گره‌هاست. در نتیجه به این سمت رفتند، اما نتیجه‌ی کار آن‌ها را شما امروز می‌بینید که در الجزایر چه خبر است: دولت‌های منقطع از مردم، حکومت نظامی ستمگر، سرکوب شدید حرکت مردمی و اسلامی، تسلط باندهای قدرتی که تا چند ماه قبل از این در روزنامه‌ها می‌خواندید و از رسانه‌ها می‌شنیدید که هرچند روز یک بار در یکی از روستاهای الجزایر یا در یکی از شهرک‌های اطراف مرکز کشور، کشتار و قتل‌عام بیست نفر، پنجاه نفر، صد نفر به‌وسیله‌ی ایادی شناخته‌نشده انجام می‌شد.»[3]
 
قدرت ایران جای دیگری است
 
از پیش‌تر نیز گفته شده بود که مذاکره قدرت نخواهد آورد. حتی خود محمدجواد ظریف نیز به این مسئله به‌طور کامل واقف است. رئیس دستگاه دیپلماسی در ادامه‌ی همین سخنرانی خود بیان می‌کند: «خیلی‌ها در منطقه و جهان پس از وضع تحریم‌های شورای امنیت، تصور کردند کار ایران تمام شد. چون سابقه را دیده بودند که هر کشوری که در طول هفتاد سال گذشته پرونده‌اش به شورای امنیت رفته، سالم بیرون نیامده است. یک نمونه وجود ندارد که کشوری تحت تحریم‌های فصل هفتم شورای امنیت رفته باشد و در نتیجه‌ی آن، یا فروپاشی صورت نگرفته، یا تغییر رژیم در آن ایجاد نشده یا کشور کلاً نابود نشده باشد. همه‌ی مثال‌های آن‌هم موجود است.»
 
دکتر ظریف در ادامه به چند نمونه‌ی تاریخی از این وضعیت اشاره کرد: «از رودزیای جنوبی به‌عنوان اولین تحریم فصل هفتمی شورای امنیت که بعد از اعلام استقلال یکجانبه بدون مشورت با انگلیسی‌ها توسط آقای یان اسمیت، نخست‌وزیر رودزیا، صورت گرفت تا عراق، یوگسلاوی، سودان و لیبی که همه‌ی آن‌ها یا به سقوط یا به تغییر رژیم و اضمحلال و یا از بین رفتن و چندپاره شدن کشور انجامیده است.»
 
اما چرا ایران از بین نرفت و به تعبیر پادشاه سابق عربستان سعودی که گفته بود بایستی سر افعی را قطع کرد، نه‌تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه هر روز بر قدرت منطقه‌ای و داخلی ایران افزوده شد (چه در دوران تحریم و چه در دوران بعد از آن)؟ به این دلیل که منبع قدرت ایران در نظام بین‌الملل نبود. منبع قدرت ایران در جایی دیگر نهفته بود. این موضوع نیز در سخنان ظریف به‌خوبی دیده می‌شود.
 
ظریف با اشاره به اینکه آن‌ها تصورشان این بود که کار ایران هم تمام است، تصریح کرد: فکر می‌کردند که به قول خودشان، این سر افعی را که گفته بودند باید جدا کنید، فکر می‌کردند چنان محکم این سر افعی را گرفته‌اند که دیگر توان حرکت ندارد. این تصور غلط به این دلیل در آن‌ها ایجاد شده بود که مبنای واقعی قدرت ما را فراموش کرده بودند. نمی‌دانستند که مبنای قدرت ما جای دیگری است. البته من در اینجا قصد ندارم به ابعاد معنوی قدرت که در سایه‌ی لطف خدا و نظر مبارک حضرت ولی‌عصر (ارواحنا فداه) به دست آمده، بپردازم و صرفاً به ابعاد قدرت از منظر مادی اشاره می‌کنم که البته همان هم ناشی از لطف خداست که این مردم را این‌چنین برای حمایت از انقلاب و کشور آزموده و مقاوم کرده است.[4]
 
پس تمام تجهیزات ایران با یک بمب آمریکا از بین نخواهد رفت
 
سخنان دکتر ظریف بعد بسیار مهم دیگری نیز دارد. آن‌هم اینکه برخی نخبگان کشور ما که تصورشان نسبت‌به ظرفیت حکمرانی جمهوری اسلامی حداقل متعلق به هفده سال پیش از قدرت‌گیری روحانی بود، اطلاعات و تصورشان نسبت‌به این قدرت در حال تصحیح است.
اگر به‌محض دریافت مسند قدرت، جملاتی شبیه اینکه آمریکا با یک بمب تمام تجهیزات ما را از بین خواهد برد، یا برجام سایه‌ی جنگ را از روی ما برداشت، یا برجام سبب حل شدن مشکلات آب کشور ما شد، یا برجام سبب شد ما به ونزوئلای دوم تبدیل نشویم و مجموعه‌ی دیگری از این سخنان (که بیان آن‌ها در حوصله‌ی این یادداشت نمی‌گنجد) بر زبان می‌آوردند، اینک (اگر فرض را بر صدق کلام بگذاریم که اصل نیز همین است) به پتانسیل قدرت‌ورزی جمهوری اسلامی واقف شده‌اند. این موضوع مایه‌ی مباهات است که نخبگان جمهوری اسلامی از ظرفیت کشور مطلع باشند تا بتوانند حکمرانی متناسب با مقدورات و محذورات ملی داشته باشند.
 
«مذاکره برای ایران سم است» یعنی دادن قدرت
 
نکته‌ی دیگری که بایستی به آن اشاره کرد، این است که هرجا مسئله‌ی مذاکره در منطقه به وجود بیاید، ماهیتاً برای جمهوری اسلامی سم است، چرا؟ چون اساساً جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین بازیگر و بازیگردان منطقه است. اتفاقی در منطقه حل و رفع نمی‌شود مگر با حضور فعال جمهوری اسلامی. معنای مذاکره در این فضا چیست؟ یا تحدید قدرت ایران در منطقه است یا خدشه و آسیب به آبروی ایران در میان بازیگران همگام با ایران در سطح منطقه. بنابراین نه‌تنها برای ایران دستاوردی نخواهد داشت، بلکه قطعاً برای ایران سم نیز خواهد بود؛ چراکه شبیه به ترمزی برای تداوم راه سیاست خارجی ایران خواهد بود. اساساً دلیل طمع آمریکایی‌ها برای مذاکره با ایران، همین موضوع بوده است.
 
آن‌ها پیش از مذاکرات هسته‌ای نیز برای مذاکره با ایران طمع فراوانی داشتند؛ به‌گونه‌ای که بارها رئیس‌جمهور و مقامات این کشور به مقامات عالی ایران نامه می‌فرستادند و در نامه‌هایشان تضمین می‌کردند که به‌دنبال حل و رفع مسئله‌ی هسته‌ای هستند و تضمین کرده بودند که تحریم‌ها علیه مردم ایران از بین خواهد رفت. موضوعی که در دو سال مذاکره و نهایتاً رسیدن به سندی به نام برجام (که اینک پیش‌روی ماست و دستاوردها و ازدست‌داده‌ها آن نیز پیش چشمان هر ناظر بی‌طرفی برای قضاوت است) پی گرفته می‌شد. با نظاره به این سند و وضعیت امروز می‌توان دریافت که آیا مذاکرات هسته‌ای دستاوردی برای اقتصاد کشور داشته است یا خیر و تحریم‌ها را آن‌گونه که اوباما در نامه‌هایش می‌گفت، از بین برده است یا خیر.
 
فرجام سخن
 
در این یادداشت تلاش شد به بخشی از سخنان دکتر ظریف اشاره شود؛ بخشی که در آن دکتر ظریف به پتانسیل قدرت ایران اشاره کردند و بیان داشتند که ادعا ندارند مذاکره برای ایران قدرت آفریده است. تلاش شد تا با بازروایی برخی اتفاقات و صحبت‌ها و انذارهای پیش، حین و بعد از مذاکره،‌ این گذاره بهتر ثابت شود که مذاکره برای ایران نه‌تنها منبع قدرت نیست، بلکه عامل توقف قدرت ملی ایران نیز هست.


 

پی نوشت ها:

 

[1]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3114
[2]. http://www.mashreghnews.ir/fa/mobile/347898
[3]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2916
[4]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950813000602


 
 


کد مطلب: 9574  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۸/۱۸  |  ساعت: ۱۴ : ۴۱

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران