دو پیام برای بزک‌کنندگان و مدعیان حقوق بشر
سخنان خانم می و لزوم توجه دولت به انگلیس
نخست‌وزیر انگلیس اخیراً در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس اظهاراتی را بیان داشته که ضروری است به آن‌ها توجه شود. از یک سو این اظهارات از برنامه‌های آینده‌ی غربی‌ها درخصوص حضور در منطقه پرده برمی‌دارد و از سوی دیگر نشان‌دهنده‌ی برخی رسوایی‌های بزک‌کنندگان غرب است.
گروه بین‌الملل برهان؛ کار کار انگلیسی‌هاست. این جمله بسیار از جانب مردم ایران در طی یکی دو سده‌ی اخیر بیان شده است. دلیل آن نیز روشن است: مداخله‌ی مستقیم و یا نیابتی انگلیس برای از بین بردن وحدت کشور، تمامیت ارضی کشور، استقلال سیاسی کشور و یا مسائلی دیگر که یا ضد منافع ملی بوده یا آدرس اشتباه به منافع ملی بوده است.
 
اخیراً نخست‌وزیر دولت انگلیس برای خوش‌رقصی نزد اعراب حاشیه‌ی خلیج‌فارس سخنرانی کرده و سخنرانی مداخله‌جویانه‌ای داشته است. نخست‌وزیر بریتانیا گفت: «ما باید همچنان به مقابله با دولت‌هایی که نفوذ آن‌ها بی‌ثباتی منطقه را مشتعل می‌کند، ادامه دهیم.» و افزود: «بنابراین می‌خواهم به شما اطمینان دهم که من به‌وضوح تهدیدی را که ایران متوجه منطقه‌ی خلیج [فارس] و در بُعدی وسیع‌تر، متوجه خاورمیانه می‌کند مشاهده می‌کنم.» نخست‌وزیر همچنین اضافه کرده است که «ما باید همراه یکدیگر تلاش کنیم تا اقدامات تهاجمی ایران در منطقه را به عقب برانیم.»
 
سؤالی که ممکن است به وجود آید، این است که چرا خانم «می» علی‌رغم تلاش‌های دولت برای بهبود روابط دو کشور ایران و انگلیس و برقراری روابط دیپلماتیک در دو کشور در دو سه سال اخیر، چنین اظهاراتی را بیان می‌کند؟ علی‌رغم اینکه خانم می از حساسیت‌هایی که این سخنان در ایران به وجود می‌آورد آگاه است، چرا این‌گونه سخن می‌گوید؟ چرا علی‌رغم اتفاقاتی که اخیراً منتهی به بالا بردن سطح روابط دیپلماتیک دو طرف شد و از یک سو حمید بعیدی‌نژاد به‌عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده ایران به سمت سفیر در آن کشور منصوب شد و انتصاب وی همین چند روز پیش صورت گرفت و از دیگر سو سفیر بریتانیا که همین چند ماه گذشته در ایران معرفی شد و باز هم مورد استقبال طرف ایرانی قرار گرفت، این سخنان را خانم می مطرح می‌کند؟
 
جواب به این سؤالات در دو قالب قرار می‌گیرد: کوتاه و مشروح. پاسخ کوتاه به این سخنان در این جمله است: برگزیت و ترس و واهمه‌ی انگلیس از عواقب اقتصادی آن. جواب مشروح آن به مجموعه‌ای از عوامل برمی‌گردد که مهم نبودن عواقب این سخنان یکی از آن‌هاست، وضعیت ناهموار اقتصاد غرب یکی از آن‌هاست، فصل جدید مطالبات غرب یکی از آن‌هاست و... که در زیر به آن‌ها اشاره خواهد شد.
 
1. برگزیت:
 
برگزیت و خروج انگلیس از اتحادیه‌ی اروپا می‌تواند مهم‌ترین دلیل مطرح‌شده‌ی این سخنان و خوش‌خدمتی انگلیسی‌ها برای اعراب باشد. بریتانیا در دوران برگزیت با مشکلات اقتصادی ناشی از خروج از این اتحادیه مواجه خواهد شد. لذا به‌دنبال یافتن شرکای جدید در حوزه‌های غیراتحادیه‌ی اروپاست. چه شرکایی بهتر از کشورهای ثروتمند خلیج‌فارس؟
علی‌رغم برداشت عده‌ای برای تقلیل این اظهارات به نام خانم می، بایستی با صراحت اظهار داشت که هر فردی اگر به‌جای خانم می پست نخست‌وزیری را در دست داشت، این‌گونه سخن می‌گفت. چرا؟ چون سیاست ملی دولت بریتانیا در برابر منافع ملی‌اش مشخص است. منافع ملی این کشور اقتضا می‌کند که شرکایی برای دوران پسابرگزیت پیدا کند. بنابراین این راه‌حل خانم می نیست، راه‌حل بریتانیاست.
 
طی چند سال اخیر، موتور تبلیغاتی غربی‌ها به‌خوبی از ایران‌هراسی در سطح منطقه صحبت کرده و بارها و بارها ایران به‌عنوان کشوری توسعه‌طلب در سطح منطقه معرفی شده است؛ کشوری که چهار پایتخت عربی را تسخیر کرده و به‌دنبال بازیابی امپراتوری پارس است. اما این فرافکنی‌ها و سوء تبلیغات چه زمانی قابل برداشت است؟ زمانی که ایران به‌عنوان تهدید معرفی شود، به‌خصوص زمانی که موضوع منافع اقتصادی شرکت‌های اسلحه‌سازی در کار باشد.
 
انگلیس دوره‌ی پسابرگزیت در یک دوره‌ی رکود اقتصادی بدون داشتن حامی قرار خواهد داشت، سران اتحادیه اروپا به‌صراحت بیان داشته‌اند که روابط اقتصادی اتحادیه با انگلیس تقلیل خواهد یافت و به حداقل ممکن خواهد رسید. بنابراین برای جبران این معضل اقتصادی، باید شرکت‌های بزرگ اقتصادی درگیر یافتن بازارهای جدید شوند. شرکت‌های اسلحه‌سازی و زیرساخت از جمله‌ی این شرکت‌ها هستند. خانم می با علم به این موضوع و درگیر شدن شرکت‌های اسلحه‌سازی به‌طور حساب‌شده‌ای ایران را به‌عنوان یک تهدید که ضروری است با آن مقابله شود، معرفی می‌کند.
 
2. دولت محترم و مسئله‌ی عدم احترام
 
در روابط بین‌الملل موضوعی وجود دارد به نام احترام‌طلبی. علی‌رغم تلاش دولت محترم برای احترام‌طلبی از غربی‌ها، به‌دلیل شناسایی این موضوع به‌عنوان نقطه‌ضعف، غربی‌ها به‌خوبی از این ابزار استفاده کرده و می‌کنند.
 
غربی‌ها با علم به این موضوع که سران دولت‌نشین ایران به‌شدت تقاضای احترام‌جویی دارند و می‌خواهند چهره‌ای دیگر از ایران در جهان معرفی کنند، دقیقاً دست روی این نقطه‌ضعف گذاشته و از آن بهره‌برداری می‌کنند. آن‌ها با علم به این موضوع، در حال تخریب جلوه‌ی ایران در سطح بین‌المللی هستند.
دولت محترم بایست این موضوع را به‌خوبی می‌دانست که برای خرید اعتبار در سطح بین‌المللی اصلاً نیاز نیست این موضوع را طوری معرفی کند که طرف غربی تصور کند این موضوع پاشنه‌ی آشیل ایران است. اساساً چه دلیلی دارد که موضوعی به این بداهت تبدیل به یک مسئله برای دولت شود.
 
فرض را بر این بگیریم که اهمیت داشته باشد. چه دستاوردی داشته است؟ علی‌رغم تلاش دولت برای به‌اصطلاح تصحیح چهره‌ی ایران نزد غرب، چه اتفاقی صورت گرفته است؟ به نظر نمی‌رسد اتفاق خاصی در سطح بین‌الملل افتاده باشد که نشان دهد پاسپورت ایرانی تغییر وضعیتی پیدا کرده است؛ چیزی که دوستان دولتی ادعای آن را داشتند.
بنابراین عملاً این دیدگاه نه‌تنها دستاوردی نداشته است، بلکه ظاهراً تبدیل به نقطه‌ضعفی شده است؛ به‌گونه‌ای که طرف مقابل، با علم به اینکه آسیب‌پذیری ایران در این خصوص زیاد است، دست به رفتار خود می‌زند.
 
3. نقطه‌ضعف دولت‌های حاشیه‌ای خلیج‌فارس و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه
 
به نظر می‌رسد انگلیسی‌ها نقطه‌ضعف دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس را نیز به‌خوبی دریافته‌اند: ایران. آن‌ها که مشهور به سیاست‌های تفرقه‌افکنانه در طول تاریخ بوده‌اند، این‌بار روی گرده‌ی نافهمی دولت‌های عربی حاشیه‌ی خلیج‌فارس سوار شده‌اند و از آن‌ها سواری مجانی می‌گیرند. آن‌ها به‌خوبی از وحشت تصنعی و ساختگی به‌وجودآمده در کشورهای عربی مطلع هستند و همین موضوع سبب شده است تا برنامه‌های بلندمدت اقتصادی خود را برپایه‌ی این نافهمی تعریف کنند.
 
اینکه چه‌چیزی سبب این نافهمی دولت‌های خلیج‌فارس شده است، دقیقاً به سیاست‌های تفرقه‌افکنانه‌ی این کشور، یعنی انگلیس، در منطقه برمی‌گردد. سیاست‌هایی که سبب هراس آن‌ها از ایران شده است.
 
برگردیم به سیاست‌های غرب و به‌خصوص انگلیسی‌ها. چرا داعش در منطقه به وجود آمد. طبق اظهارات خانم کلینتون در کتابش داعش را آمریکایی‌ها به وجود آوردند. دلیل به وجود آوردن داعش نیز مشخص است. برای چرخیدن چرخ اقتصاد آن‌ها از یک سو و از دیگر سو برای ناامن کردن دائمی منطقه و باز هم چرخیدن چرخه‌ی فروش تسلیحات غربی‌ها.
سیاست نانوشته‌ی انگلیسی‌ها برای تشدید منازعات فرقه‌ای در منطقه که هرازگاهی از یک کشور سر می‌کشد، سبب تشدید منازعات مذهبی در منطقه شده است. انگلیسی‌ها نیز که حضوری به درازای تاریخ شکل‌گیری دولت‌های کوچک این منطقه دارند، به‌خوبی به پتانسیل اختلافات مذهبی در منطقه واقف‌اند. آن‌ها که خود مؤسسان همین دولت‌های کوچک و ریزقدرت‌های ثروتمند نفتی هستند، می‌دانند که پایه‌ی شکل‌گیری این کشورها را چگونه ابتنا داده‌اند و اینک که بیش از یک سده از آن زمان می‌گذرد، به‌خوبی می‌توانند از کاشته‌های خود برداشت کنند. کاشته‌ی آن‌ها دولت‌های افراطی و ایدئولوژیک منطقه بوده است. دولت‌های نامعقولی که سیاست‌های فرقه‌ای در پیش گرفته‌اند.
 
این همان نقطه‌ی قوت انگلیسی‌ها شده است. نقطه‌ی قوتی که سبب شده است تا روی آن مانور دهند و به‌واسطه‌‌ی آن حضور خویش را در منطقه تمدید کنند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که منازعات مذهبی طولانی‌ترین منازعات عرصه‌ی تاریخ بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که توان بین‌المللی و فرامرزی شدن را دارند و به همین واسطه می‌توانند طولانی‌تر نیز باشند و مبارزه برای از بین بردن آن‌ها بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر است. بنابراین سیاست انگلیسی‌ها یعنی حضور دائم در منطقه و متعاقباً سیاست‌های اقتصادی آن‌ها مثل فروش سلاح را تضمین می‌کند.
 
پیام‌های سخنان تزرا می
 
این صحبت‌های خانم می اما پیام‌هایی نیز برای برخی افراد و گروه‌های داخلی و بین‌المللی دارد که از جمله‌ی آن می‌توان به گروه‌های مدعی و سینه‌چاک غرب از یک سو و گروه‌های مدافع حقوق بشر از دیگر سو اشاره کرد.
 
1. پیام به گروه‌های مدعی غرب
 
مدعیان غرب و به‌اصطلاح گروهی که در حال بزک غرب هستند، دقیقاً بفرمایند که چه کار بیشتری می‌توانستند برای استقبال از سیاست‌های غرب در ایران و تمایلشان برای رابطه با غرب انجام دهند که تابه‌حال آن را انجام نداده‌اند؟ احتمالاً دودستی تقدیم کردن کشور به غرب پاسخ عاقلانه‌ای حتی برای آن‌ها نیز نیست.
بعد از سه سال کوبیدن بر طبل غرب‌گرایی که هیچ دستاوردی نیز نداشته است، این سخنان خانم می را چگونه غرب‌گرایان توجیه می‌کنند؟ اگر پاسخ این است که بریتانیا به‌دنبال منافع خود است و ما نیز باید به‌دنبال منافع خود باشیم که باید اظهار داشت پس چرا سه سال متوالی منافع کشور را تحت‌الشعاع این بزک‌ها کرده‌اند؟ چه‌کسی پاسخ این سه سال و احتمالاً یک سال آینده برای بزک کردن غرب در کشور را می‌دهد؟
 
تزرا می و جملاتش ثابت کردند که نه‌تنها هیچ اتفاقی در حوزه‌ای که برخی از افراد تحت‌عنوان تصحیح چهره‌ی بین‌المللی ایران از آن یاد می‌کردند (که مورد ادعای این گروه بود) نیفتاده است، بلکه این چنین سخنانی با این صراحت نیز تابه‌حال علیه ایران گفته نشده بود، حتی پیش از سه سال گذشته. پس پازل گم‌شده‌ای که سبب جرئت انگلیسی‌ها برای توهین کردن به ایران شده است، چیست؟ احتمالاً این پاسخ به همین گزاره‌ی بزک کردن برنمی‌گردد؟
 
2. پیام به گروه‌های مدعی حقوق بشر
 
نشستی که در بحرین برگزار شد، نشان داد که اساساً حقوق بشر مسئله‌ای کاملاً سلیقه‌ای است. بحرین کشوری است که در آن کوچک‌ترین حقوق شهروندی نقض می‌شود، جنبش اجتماعی و مردمی از ریشه کنده و اعتراضات سرکوب می‌شود.
تزرا می در بحرین سخنرانی کرد و ایران را متهم به مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر کرد. بحرین یعنی پایگاه نیروی دریایی انگلیس. بحرین یعنی کشوری که مطالبات مردمی خود را سرکوب می‌کند. بحرین یعنی کشوری که از کوچک‌ترین سطحی از آزادی بیان برخوردار نیست.
 
گروه‌های مدعی حقوق بشر این‌گونه رفتارها را چگونه توجیه می‌کنند؟ با چه مکانیسمی این موضوعات تحلیل می‌شود؟ با چه مکانیسمی می‌توان حمایت تزرا می و دولت انگلیس از کشورهای تا بن دندان مسلح حاشیه‌ی خلیج‌فارس را توجیه کرد؟ کشورهایی که برای سرکوب مردمشان و مردم کشورهای همسایه از هیچ ابزاری فروگذار نیستند. عربستان و بحرین سمبل‌های غرب برای مواجهه با حقوق بشر هستند.
 
فرجام سخن
 
همان‌طور که اشاره شد، خانم تزرا می اظهارات غیرمسئولانه و مداخله‌جویانه‌ای علیه ایران در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس در بحرین بیان کرده است؛ اظهاراتی که از یک سو نشان داد سیاست‌های برخی از غرب‌گرایان برای ارائه‌ی جلوه‌ای از ایران که باب میل غرب باشد بی‌ثمر بوده است و از دیگر سو نشان داد که گروه‌های حقوق بشری که حامی غرب هستند، آب در هاون می‌کوبند.

 


*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/
 


 
 


 

کد مطلب: 9623  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۹/۲۲  |  ساعت: ۱۶ : ۴۳

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران