تأملی در محصولات مشترک سینمایی (2)
محصولات مشترک سینمایی؛ مجالی برای نفوذ و تهاجم فرهنگی
تولید محصولات مشترک سینمایی فرصتی برای تبادل و انتقال ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی به دیگر فرهنگ‌ها قلمداد می‌شوند. اما علی‌رغم این موضوع، می‌توانند فرصتی برای عبور از ممیزی و ورود ضدارزش‌های فرهنگی جوامع دیگر محسوب شوند.
گروه فرهنگی و اجتماعی برهان؛ در کنار فیلم‌هایی که تا حدی زیاد به انتقال ارزش‌های انقلابی، دینی و اجتماعی و فرهنگی پرداخته‌اند، تولیدات مشترکی ساخته شده و می‌شوند که تا حد زیادی در این مسیر موفق عمل نکرده‌اند و حتی انتقال‌دهنده‌ی موضوعات ضدفرهنگی جوامع و فرهنگ‌های دیگر به داخل کشور و یا مسائل و معضلات فرهنگی و اعتقادی داخل کشور و بزرگ‌نمایی آن برای مخاطبان دیگر کشورها هستند. در این خصوص می‌توان به فیلم‌هایی چون «کتاب قانون»، «من سالوادور نیستم»، «گذشته» و «سلام بمبئی» اشاره نمود.
 
«گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی با بودجه‌ای خارجی تولید شده است. «گذشته» ششمین فیلم سینمایی فرهادی، داستان چند رابطه با محور اتفاقاتی در گذشته است. یک رابطه به پایان می‌رسد و دیگری قرار است شروع شود. محور هر دو رابطه‌ای که به پایان می‌رسد و رابطه‌‌ِی جدیدی که قرار است آغاز شود، زنی به نام «ماری» است. «احمد» که شوهر دوم ماری است، به‌خاطر اختلاف با او به ایران بازگشته و پس از چهار سال به دعوت ماری به فرانسه فراخوانده می‌شود که می‌بیند همسرش نیز با مردی تازه به نام سمیر آشنا شده است. پس ماری و احمد با یک طلاق توافقی (با توجه به نداشتن بچه‌ای مشترک) از هم جدا می‌شوند، اما مشکل لوسی (دختر بزرگ ماری از همسر اولش) با ازدواج جدید مادرش و اتفاقی که برای سلین (همسر اول سمیر) افتاده است، گذشته‌ای را ایجاد کرده که به‌راحتی نمی‌توان از آن عبور کرد.
 
فرهادی در این فیلم با بیانی نسبی‌گرایانه، ارزش‌ها و اعتقادات ارزشی را خالی از معنا و مفهوم واقعی و مطلق می‌داند و قبول ارزش‌های جوامع دیگر را شرط حیات در آن‌ها عنوان می‌کند. وی با اتکا به این افکار، مفاهیم و ارزش‌های سنتی و اخلاق‌مدار و دین‌مدار جامعه‌ی ایرانی را نادیده گرفته و مضامین اخلاقی نهادینه‌شده در جامعه‌ی ایرانی همچون غیرت جنسی را به محک معیارهای فرهنگ غربی می‌گذارد، پیش‌فرض‌های اخلاق جنسی غرب را طرح می‌کند و معیارهای سنتی، دینی و اخلاقی جامعه‌ی ایرانی را با شخصیت‌پردازی‌های مختلف به چالش می‌کشد. اما روش او در این روند، طرح معیارهای ارزشی و اخلاقی جامعه‌ی غربی و مورد اتفاق جامعه‌ی جهانی است. ارزش‌هایی که خالی از هرگونه پشتوانه‌ی فرابشری و الهی هستند. در حقیقت فرهادی با پررنگ کردن ارزش‌های مقدسی چون راست‌گویی و آبروی انسان و کرامت انسانی، ارزش‌های مقدس دیگری چون غیرت و حمیت خانوادگی و اخلاق و تعهدات زناشویی را زیر سؤال می‌برد و آن‌ها را کم‌رنگ می‌کند.
 
نکته‌ی جالب توجه در مورد این فیلم فرهادی این است که او برای اینکه بتواند مقصود خود را به‌خوبی به نمایش بگذارد و با ممنوعیت‌های قوانین ممیزی در ایران مواجه نشود و اجازه‌ی اکران دریافت کند، طرح داستان خود را به خارج از کشور می‌برد. با نگاهی به یکی از سکانس‌های این فیلم، این موضوع بیشتر قابل درک است. در یکی از سکانس‌ها، شخصیت احمد مورد نظر وی (که با ظاهر خاصی که بیشتر نماینده‌ی‌ مرد ایرانی از طبقه‌ی متوسط جامعه و با افکاری سنتی است و به قرمه‌سبزی علاقه دارد، نشان داده می‌شود)، قبل از جلسه‌ی دادگاه، از باردار بودن همسرش از سمیر آگاه می‌شود و یکی از چالش‌های مدنظر فیلم‌ساز در این قسمت از داستان شکل می‌گیرد که مواجهه‌ی احمد با باردار شدن نامشروع همسرش چگونه باید باشد. در این قسمت از فیلم این‌گونه به مخاطب القا می‌شود که این ماجرا، یعنی ماجرای «خیانت»، به‌دلیل رخ دادن در جامعه‌ی غربی، تابع قوانین عرفی و اجتماعی ایران نیست و نباید انتظار واکنشی مقتضی محیط ایران را از وی داشت.
 
اما نکته‌ی جالب توجه این است که این فیلم با مطرح نمودن این مسائل و چالش‌های اخلاقی و حتی با نمایش دادن صحنه‌های خلاف قانون ممیزی، همچون در آغوش گرفتن، سانسور نمی‌شود و جای این سؤال مطرح است که آیا ساختن محصولی در فضای خارج از کشور، شیوه‌ای برای فرار از قوانین ممیزی محسوب می‌شود؟ و آیا فیلم‌سازی باعنوان و مطرح، به‌دلیل عنوان‌دار بودن و کسب جوایز بزرگ بین‌المللی، مجاز است و می‌تواند این قوانین را نادیده بگیرد و مسائل غیراخلاقی و ضدفرهنگی را به‌راحتی ترویج دهد؟
 
با توجه به این موضوع، باید توجه داشت که چگونه می‌توان ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی جامعه‌ی ایرانی را که با سنت‌ها و فرهنگ خاص ایرانی آمیخته شده است، به جهان عرضه نمود، نه اینکه ضدارزش‌های جامعه‌ی انسان‌گرای مدرن‌شده‌ی غربی را بی‌هیچ اندیشه‌ای پذیرفت. چه‌بسا که مهم‌ترین معضل امروز جامعه‌ی غربی، اخلاق است. موضوعی که فرهادی در فیلم‌های دیگر خود، از زوایای مختلف، تحلیل و بررسی می‌کند و با پشتوانه‌های فکری غربی به تصویر می‌کشد و آن‌گونه که با رفتار خود در خارج کشور نشان می‌دهد و از مرزهای فرهنگی کشور عبور می‌کند، فریفته‌ی فرهنگ غرب شده است و سعی می‌کند این را در فیلم‌های خود نیز به تصویر بکشد.
 
این موضوع، یعنی فراتر رفتن و عبور کردن از خط‌قرمزهای ممیزی سینمایی کشور و جذب مخاطب بیشتر، با شکستن حصارهای داخلی، در فیلم‌های محصول مشترک دیگری نیز فرصت مناسبی به دست داده است. در این زمینه باید به فیلم‌های پرمخاطبی چون «کتاب قانون»، «من سالوادور نیستم» و فیلمی که در این روزها از فروش بالایی برخوردار بوده است، یعنی «سلام بمبئی»، اشاره کنیم. این فیلم‌ها که معمولاً با فرم و قالب طنز ساخته و عرضه می‌شوند، هر اندازه هم که خالی از محتوا و مفاهیم عمیق فکری و فرهنگی باشند، باز از فروش بسیار خوبی برخوردار هستند. شاید بتوان دلیل این جذب مخاطب را عبور از خط‌قرمزهای محصولات داخلی و ایجاد تنوع برای بیان موضوع و ساخت فیلم دانست.
سازنده‌ی فیلم «من سالوادور نیستم» برای رفع مسئله‌ی حجاب و ایجاد جذابیت جنسی، به برزیل رفت؛ کاری که «سلام بمبئی» در هندوستان و با بازیگران هندی انجام داده است. بازیگران مطرحی که از جذابیت‌های بصری برخوردارند و به‌دلیل مشهور بودن و به‌اصطلاح سلبریتی بودن، مخاطب را به گیشه می‌کشانند و علاقه‌ی مخاطب را به‌دلیل همین موضوع عبور از ممیزی، به خود جذب می‌کنند و جالب‌تر اینکه می‌توانند به‌راحتی از ممیزی وزارت ارشاد اجازه‌ی اکران دریافت کنند.
 
در «سلام بمبئی» بازیگران مطرحی از ایران و هند، همچون محمدرضا گلزار (در نقش علی)، بنیامین بهادری (در نقش احمد) و همسرش شایلی محمودی و دیا میرزا (در نقش کاریشما)، بازیگر زن هندی، حضور دارند. گلشن گروور (در نقش نامزد کاریشما)، پونام دیلون و دالیپ تاهیل (در نقش پدر و مادر دیا میرزا) بازیگران هندی فیلم هستند که هر سه از بازیگران شناخته‌شده‌ی هندی محسوب می‌شوند.
 
فیلم‌ساز در این فیلم به‌راحتی روابط عشقی بین افراد را به نمایش می‌گذارد و با نمایش چهره‌ی بدون حجاب بازیگر مورد نظر خود، این موضوع را ملموس‌تر از داستان‌های فیلم‌های داخلی ایرانی به تصویر می‌کشد و برای مخاطب عینی‌سازی می‌کند. جالب اینکه فیلم‌ساز از ابزارهای خاص جذب مخاطب سینمای هند، یعنی رقص و آواز نیز به‌خوبی بهره می‌برد؛ چراکه می‌داند با استفاده از این صحنه‌ها می‌تواند گیشه را به دست آورد و فرصت ساخت فیلم در خارج از کشور و با هدف تبادل فرهنگی، دستمایه‌ی خوبی برای نمایش گذاشتن این موضوعات است.
 
«سلام بمبئی» ملودرامی عاشقانه است و داستان آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی را روایت می‌کند که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیده‌ای می‌شوند. داستان سطحی و با موضوع پرمخاطب روابط عاشقانه، که در فیلم‌های هندی بارها و بارها تکرار شده است، این‌بار در قالب بازی شخصیت‌هایی ایرانی و هندی به تصویر کشیده می‌شود. موضوعی که با ظاهر خاص بازیگران گره خورده است و القاکننده‌ی معنا و مفهومی درونی و معنوی نیست.
 
این فیلم با استفاده از همین جذابیت‌ها و به‌کارگیری بازیگران مشهور و مورد علاقه‌ی مخاطبان توانسته است تاکنون فروش بالایی داشته باشد و حتی رکورد فروش روزانه‌ی گیشه را به دست آورد؛ به‌نحوی‌که در یک روز بالغ بر پانصد میلیون تومان فروش داشته است.
 
حال با نگاهی به محتوا و فرم این فیلم‌های محصول مشترک که با هدف تبادل فرهنگی ساخته و اکران می‌شوند و همان‌طور که کارگردانان و تهیه‌کنندگان این فیلم‌ها نیز در مصاحبه‌های خود این هدف را بیان می‌کنند، جای این پرسش هست که آیا می‌توان انتظار داشت که این هدف به‌درستی محقق شود؟ این فیلم‌ها با مخاطبان بسیاری که به خود اختصاص می‌دهند و حتی به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک کارگردانان دیگری را نیز به این‌سو بکشانند، آیا تسهیل‌کننده‌ی نفوذ فرهنگی خواهند بود یا به مقابله با تهاجم فرهنگی کمک می‌کنند؟ و جای سؤال جدی‌تر از مسئولان محترم وزارت ارشاد و سازمان سینمایی کشور این است که چه برنامه‌ای برای کنترل آینده‌ی این بازار جذاب دارند و تا چه میزان اعمال نظارت و برنامه‌ریزی هدفمند بر این‌گونه تولیدات را جدی می‌دانند؟
 
بهتر است که با هدف‌گذاری و کنترل مناسب این نوع محصولات، زمینه را برای تولید آثار سینمایی‌ای فراهم کنیم که منتقل‌کننده‌ی ارزش‌های فرهنگی غنی ایرانی-اسلامی باشد و آن را به جهانیان عرضه و معرفی کنیم تا در این زمانه‌ای که دشمنان سعی دارند با به‌کارگیری ابزارها و وسایل گوناگون، فرهنگ ایرانی-اسلامی را فرهنگی خشونت‌گرا و ضعیف و کم‌ارزش جلوه دهند، واقعیت‌های این فرهنگ و ارزش‌های اصیل اخلاقی و اسلامی خاص مردم ایران را به جهانیان عرضه و معرفی کنیم.*
 

*گروه فرهنگی و اجتماعی برهان/انتهای متن/

 


 


 

کد مطلب: 9665  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۱۱/۱۰  |  ساعت: ۱۶ : ۱۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران