قانون جدیدی که ترامپ پای آن را امضا کرد
هدیه‌ی ترامپ به جمهوری اسلامی
در اینکه اقدام ترامپ برای محروم کردن شهروندان ایران برای اخذ ویزای ورود به آمریکا اقدام خصمانه‌ای است و دود آن به چشم بخشی از جامعه‌ی ایرانی خواهد رفت، شکی نیست، اما آیا باید به این اقدام وی تنها با دید منفی نگریست؟
گروه بین‌الملل برهان؛ اقدام اخیر دونالد ترامپ در گنجاندن نام شهروندان ایرانی ذیل محرومان دریافت ویزای آمریکا تا سه ماه آینده، نشان‌دهنده‌ی این است که این فرد نه‌تنها بهره‌ای از سیاست‌ورزی نبرده است، بلکه در سال‌های ریاست او در کاخ سفید، نوع مواجهه با او نیز چندان دشوار نیست. برای نشان دادن چهره‌ی واقعی آمریکای دوران باراک اوباما به مردم و خصوصاً جامعه‌ی هدف سیاست‌های اوباما (یعنی روشنفکران غرب‌گرا)، نیاز به بحث و زمان طولانی بود؛ به‌گونه‌ای که بعد از سه سال که از شروع مذاکرات می‌گذرد، هنوز ممکن است برخی این‌گونه برداشت کنند که آمریکا خیرخواه ایران بوده است. اما برای نشان دادن چهره‌ی واقعی آمریکای تحت زعامت خلف او، یعنی دونالد ترامپ، نیاز به این پیچیدگی و گذشتن زمان برای پی بردن به نیت واقعی او نیست. او در همین هفته‌ی اول به‌قدری نابخردانه در سیاست‌ورزی عمل کرده است که حتی لیبرال‌ترین فرد در ایران نیز می‌داند که او از همین ابتدا بنای عداوت با ایران (نه‌تنها با جمهوری اسلامی) را گذاشته است. درخصوص فرمان اجرایی دونالد ترامپ چند نکته حائز اهمیت است که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.
 
1. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جدید آمریکا، در نخستین هفته‌ی حضور خود در کاخ سفید، در جمعه شب، با امضای فرمانی اجرایی، شهروندان ایرانی و شش کشور دیگر مسلمان را به مدت سه ماه از دریافت ویزای سفر به آمریکا به هر شکل آن (توریستی یا دائم) محروم کرد. مجموع جمعیت این هفت کشور بیش از 134 میلیون نفر است و ممکن است تعداد این کشورها در فرامین اجرایی بعدی بیشتر شود (به نقل از سایت عصر ایران).
 
در هفته‌ی اول ریاست‌جمهوری، این اقدام ترامپ منتقل‌کننده‌ی پیام‌های بسیار زیادی است که یکی از مهم‌ترین این پیام‌ها، جدیت او برای آنچه وی «مقابله با ایران می‌نامد»، است. دونالد ترامپ وعده‌های انتخاباتی بسیاری داشت، ولی اینکه در هفته‌ی اول ریاستش بر کاخ سفید، شهروندان ایرانی را مورد خطاب قرار می‌دهد، نشان‌دهنده‌ی این است که او درخصوص این موضوع جدیت دارد و بایستی منتظر اقدامات ضدایرانی بیشتری از جانب او بود. ناگفته نماند که در همین هفته‌ی اول ریاست‌جمهوری ترامپ بود که بنیامین نتانیاهو با وی تماس برقرار کرد و این دو درخصوص موضوع ایران و پرونده‌ی هسته‌ای ایران با یکدیگر گفت‌وگو کردند.
 
2. محل امضای این فرمان اجرایی پنتاگون بود. این نیز می‌تواند حاوی پیام‌های جدی باشد. ترامپ می‌توانست در کاخ سفید این فرمان را امضا کند، ولی ترجیح داد به مقر وزارت دفاع آمریکا برود و این فرمان را امضا کند. مسئله‌ای که پیوند بین «جدی بودن ترامپ در نظامی‌گری» و «تهدیدات آمریکا از منظر او» را نمایان‌تر می‌کند. رؤسای جمهور آمریکا درخصوص مسائل نظامی آمریکا به این مکان می‌روند و حضور ترامپ در اینجا نشان‌دهنده‌ی این است که مسئله‌ای به نام ورود مهاجران به آمریکا را کاملاً امنیتی تلقی کرده و راه مقابله با آن را نیز از وزارت دفاع آمریکا پیگیری می‌کند.
 
3. عنوان این فرمان اجرایی «حفاظت از ملت در برابر ورود تروریست‌های خارجی به آمریکا» است. عنوان این فرمان برای بسیاری از کسانی که در آمریکا زندگی می‌کنند و از کشورهای قرارگرفته ذیل این فرمان هستند، بسیار دلسردکننده است، خصوصاً برای ایرانی‌ها. تابه‌حال هیچ حادثه‌ی تروریستی در آمریکا با نام یک ایرانی ثبت نشده است و این بسیار شبهه‌انگیز و مغرضانه است که نام ایران در کنار نام بسیاری از کشورهایی که اساساً بحران‌خیز هستند، قرار گرفته است. این نشان می‌دهد که دستگاه سیاست‌ورزی جدید آمریکا بسیار متعصبانه و مغرضانه با شهروندان و مهاجران ایرانی برخورد کرده است.
 
4. اینکه بخشی از ایرانیان که در آمریکا دانشجو، مشغول تجارت و... هستند، دچار مشکل خواهند شد و برای مسافرت آن‌ها به این کشور محدودیت‌های جدی به وجود می‌آید، موضوع چندان خوشایندی برای آن‌ها و خانواده‌ی آن‌ها و به‌طور کلی برای جامعه‌ی ایرانی نیست. این مسئله به‌هیچ‌وجه خوشایند نیست که جامعه‌ی هدف این فرمان اجرایی شهروندان ایران باشد؛ ایرانی که به محفل ثبات در منطقه‌ی بحران‌خیز غرب آسیا و شمال آفریقا معروف شده است و شهروندان این کشور در هیچ‌کجا دست به اقدام تروریستی نزده‌اند. بین اروپایی‌ها مشهور است که شهروندان ایرانی از بیشترین سطح جامعه‌پذیری و مدنیت در بین مهاجران برخوردارند. در آمریکا نیز چنین موضوعی وجود دارد. لذا این موضوع که ایرانیان سوای از تعلق سیاسی و اعتقادی که دارند، ذیل این فرمان اجرایی قرار گیرند، نوعی اجحاف و ظلم در حق آن‌هاست که در هر کشوری که بوده‌اند، ردایی از خدمت را بر تن جامعه‌ی هدف پوشانده‌اند و نه‌تنها هیچ آسیبی به جامعه‌ی هدف وارد نکرده‌اند، بلکه سطح مدنیت و جامعه‌پذیری آن‌ها به‌قدری بالا بوده است که جوامع هدف خود را دائماً از توانایی‌های خود بهره‌مند کرده‌اند. ایرانیانی که در اروپا و حتی در آمریکا زندگی می‌کنند، نه‌تنها مانعی برای پیشرفت این کشورها نبوده‌اند، بلکه در بالاترین سطوح فکری نیز خدمات‌رسانی می‌کنند. این فرمان اجرایی در درجه‌ی اول جامعه‌ی آمریکا را از وجود چنین قشری از نخبگان محروم خواهد ساخت و در درجه‌ی دوم آسیبی به این قشر توانمند وارد خواهد کرد.
 
5. بنابراین هیچ تردیدی نیست که این اقدام مغرضانه‌ی ترامپ، آسیبی جدی برای بخشی از ایرانیانی خواهد بود که بخش چشمگیری از آن‌ها اتفاقاً در جامعه‌ی آمریکا جزء نخبگان محسوب می‌شوند و نه‌تنها دست‌وپاگیر نیستند، بلکه کمکی بزرگ برای جامعه‌ی آمریکا محسوب می‌شوند و این نوشته نیز به‌هیچ‌وجه این اقدام ترامپ را عقلانی نمی‌داند و صرفاً در ضدیت با جریان رو به پیش بشریت تلقی می‌کند؛ جریانی که در آن امکان تبادل جوامع منع نشده است و مردم از هر جایی و با هر اعتقادی می‌توانند از امکانات بشری بهره‌مند شوند. ترامپ قطعاً خلاف جریان بشریت رفتار کرده و اگر عنوانی سزاوار این اقدام ترامپ باشد، آن نیز «حماقت محض» این فرد است.
 
6. پاسخ اینکه چرا ترامپ دست به چنین اقدامی زد را بایستی در شعارهای انتخاباتی او پیگیری کرد. بهتر است نگاهی به باقی شعارهای انتخاباتی ترامپ داشته باشیم. ترامپ در کارزار انتخاباتی شعارهای فراوانی داشت. این موضوع یکی از شعارهای ترامپ بود که وی مانع از ورود مسلمانان به آمریکا خواهد شد. در هفته‌ی اول ورودش به کاخ سفید، این شعار را عملی کرد. اما آیا این تنها شعار کارزار انتخاباتی وی بود؟ خیر. ترامپ وعده‌های دیگری نیز به جامعه‌ی آمریکایی داده بود که از آن جمله می‌توان به وعده‌ی پاره کردن توافق هسته‌ای و مهار ایران در منطقه اشاره کرد. کسانی که فکر می‌کردند ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور با ترامپ به‌عنوان رقیب انتخاباتی کلینتون متفاوت خواهد بود، بهتر است از گنجاندن نام شهروندان ایرانی ذیل این فرمان اجرایی درس بگیرند و زودتر هر واکنشی را که صحیح می‌پندارند، انجام دهند. وی برخلاف ادعای بسیاری از کارشناسان که معتقد بودند او از شعارهای انتخاباتی فاصله خواهد گرفت و واقع‌بین خواهد شد، نه‌تنها واقع‌بین نشد، بلکه بسیار خصمانه دست به اقدامی شوکه‌کننده زد که کسی باورش را نداشت. حتی تندروترین جمهوری‌خواهان جنگ‌طلب نیز این‌گونه تصور نمی‌کردند که آمریکا روزی دست به چنین اقدامی بزند. بنابراین بهتر است این درس گرفته شود که وی برای ارضای نیاز بخشی از آمریکایی‌ها، دست به عملی کردن شعارهای انتخاباتی خود خواهد زد.
 
یکی دیگر از شعارهای ترامپ در کارزار انتخاباتی، برجام بوده است. او بارها اعلام کرد که این فاجعه‌آمیزترین توافقی است که وی در تاریخ به یاد دارد. هم ازاین‌رو ادعا کرده بعد از آمدن به کاخ سفید، این توافق را پاره خواهد کرد. البته بسیاری از کارشناسان معتقدند ترامپ این شعار را نمی‌تواند عملی کند. اما آنچه مبرهن است اینکه نخبگان سیاسی نبایستی کشور را در موضع انفعال قرار داده و منتظر بمانند تا حرکات این دیوانه‌ی سیاسی را تماشا کنند. شرایط فعلی یقیناً نیاز به عکس‌العمل صحیح و به‌موقع و متناسب دارد. برجام یک سند شکننده است. از منظر سیاسی، رؤسای جمهور آمریکا در لغو یا بقای آن توان دارند. البته جانبداری اطراف اروپایی از این سند نشان می‌دهد ترامپ احتمالاً برای عملی کردن ایده‌اش برای لغو کردن برجام به مشکلاتی برخواهد خورد.
 
7. اما آیا این فرمان ترامپ صرفاً ناخوشایند است و صرفاً باید این اقدام ترامپ را نکوهش کرد، در این جایگاه ماند و درس دیگری از این اقدام نگرفت؟ به نظر چنین نمی‌رسد. دست بر قضا، جامعه‌ی ما الزاماً در مسائل مربوط به سیاست خارجی، جامعه‌ی یکدستی نیست. همین عدم یکدستی به نخبگان سیاسی نیز سرایت کرده و بسیاری از نخبگان سیاسی رویکرد واحدی درخصوص منافع ملی در حوزه‌ی سیاست خارجی ندارند. در پس این اقدام ترامپ، برای ایران یک نکته‌ی درس‌آموز نیز می‌تواند وجود داشته باشد و آن نیز توافق بر سر یک مسئله‌ی واحد در نگریستن به منافع ملی و سیاست خارجی است؛ اینکه «یک ملت فقط خودش باید تاریخش را بسازد و منتظر اغیار برای ساختن تاریخ و حل مشکلاتش نباشد.» در فضای اجتماعی کشور، بسیار نسبت‌به این اقدام خطرناک ترامپ بحث وجود دارد و حتی کسانی که نسبت‌به دشمنی این کشور با ایران تردید داشتند، اینک از این اقدام ترامپ علیه ایران با عنوان نژادپرستی یاد می‌کنند و با نکوهش درخصوص آن سخن می‌گویند. اینکه نخبگان جامعه تا چه‌حد بتوانند در ورای این تصور عمومی، مسئله‌ی وحدت را پی‌جویی کنند، مسئله‌ای متأخر است، اما آنچه در شرایط فعلی به نظر می‌رسد درخصوص آن اجماع به وجود آمده، یک مسئله‌ی واحد است و آن نیز عداوت این اقدام ترامپ با منافع اجتماعی ایرانیان است.
 
9. امام صادق (ع) در روایتی بیان می‌کنند: «الحمد لله الذی جعل أعدائنا من الحمقی». ترجمان این روایت این است که خدا را شکر که دشمنان ما را از نادانان قرار دادی. این اقدام ترامپ تداعی‌گر این روایت است. ترامپ برای بسیج عمومی مردم به‌سمت جمهوری اسلامی، هیچ اقدامی بهتر از این کار نمی‌توانست انجام دهد. این هدیه‌ی ترامپ به جمهوری اسلامی بود که شهروندان ایران را مورد هدف قرار داد. یکی از مشکلاتی که جمهوری اسلامی با سیاست‌های اوباما داشت، مسئله‌ی تلاش وی برای جدا کردن مردم از حکومت بود. وی تلاش می‌کرد تا این‌گونه وانمود کند که آمریکا با مردم ایران عداوت ندارد و مشکل آمریکا سیاست‌های جمهوری اسلامی است. ترامپ دقیقاً برعکس اوباما ابتدائاً مردم ایران را هدف قرار داد. این موضوع یک نتیجه خواهد داشت: صدای بین مردم و نظام یک صدای واحد خواهد شد. اگر ترامپ نیز مانند اوباما از عقل خود بهره می‌برد، احتمالاً دست به چنین اقدامی نمی‌زد. بنابراین مواجهه با این فرد چندان هم دشوار نیست.
 
فرجام سخن
 
اقدام دونالد ترامپ، این بیزینس‌من تازه‌وارد کاخ سفید، در هفته‌ی نخست ریاستش بر آمریکا، در گنجاندن نام شهروندان ایران و شش کشور مسلمان دیگر ذیل موارد ممنوع‌الورود به آمریکا تا سه ماه آینده، چند نکته دارد که به آن‌ها اشاره شد. قطعاً هیچ عقل سلیمی مهر تأیید بر این اقدام غیرعقلانی رئیس‌جمهور تازه‌وارد آمریکا نخواهد زد. از طرف دیگر، این موضوع قطعاً برای ایرانیانی که به‌لحاظ جایگاه اجتماعی در جامعه‌ی آمریکا از کیفیت بالایی برخوردارند، خسران خواهد بود. اما این موضوع را صرفاً هم نباید با زاویه‌ی دید منفی نگریست. نکات مورد استفاده‌ای نیز در این اقدام دونالد ترامپ علیه ایران وجود دارد که یکی از آن‌ها به این برمی‌گردد که وی انسان شفافی است. برعکس اوباما که نوع مواجهه با وی بسیار سخت بود و برای نشان دادن معاندت او با ایران، نیاز به دردسر‌های زیادی از جمله سپری شدن زمان سه‌ساله بود، درخصوص ترامپ این موضوع به کمتر از یک هفته کشید که تکلیف مردم ایران با این شخص مشخص شود.
 
نکته‌ی دیگر اینکه اگر نظام جمهوری اسلامی برای توجیه سیاست‌های ضدایرانی اوباما برای برخی از روشنفکران به سختی می‌افتاد، ترامپ در نشان دادن این چهره از آمریکا، پیش‌دستانه گوی سبقت را ربود و به کسی اجازه‌ی پیش‌داوری و تحلیل نداد. بنابراین هرچند این اقدام ماهیتاً مذموم است، اما درس‌هایی نیز می‌توان از آن آموخت.


*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/

 


کد مطلب: 9666  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۱۱/۱۱  |  ساعت: ۱۵ : ۵۵

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران