آیا پیشرفت با انقلابی‌گری منافات دارد؟
دیالکتیک انقلابی‌گری و پیشرفت
اگر منطقی دارای اصول و معیارهای محکم نباشد، به بی‌سامانی و هرج‌ومرج می‌انجامد، اما انقلابی‌گری، آن‌چنان‌که از آغاز انقلاب اسلامی توسط رهبران آن تشریح شده، دارای معیارها و اصول محکم انسانی و اسلامی است که پیاده‌سازی این اصول هموارکننده‌ی راه پیشرفت و ترقی همه‌جانبه‌ی کشور می‌تواند باشد.
 گروه سیاسی برهان/سعید طلوعیان، پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیشران تحول و دگرگونی‌های مثبت در حرکت کلی کشور شد. بی‌شک اولین و اساسی‌ترین عامل پیروزی نهضت اسلامی در سال 57 را باید منطق انقلابی‌گری، یعنی تحول‌خواهی، دگرگون‌سازی رویه‌های اشتباه و دگردیسی اندیشه‌های غلط،التقاطی و انحرافی دانست. پیروزی نهضت از آغاز تاکنون مدیون اندیشه و روحیه‌ی انقلابی رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) و مردم انقلابی ایران بوده است. بنابراین پیروزی و پیشرفت نهضت محصول مستقیم منطق انقلابی‌گری بوده است. انقلاب اکنون دهه‌ی چهارم عمر خود را سپری می‌کند و به لطف الهی و با استمرار اصول اساسی خود و پایبندی به ارزش‌های انقلاب، ناقض بسیاری از مهم‌ترین نظریات انقلاب در حوزه‌ی تئوری‌های مرسوم علوم سیاسی بوده است. آن‌چنان‌که در ایجاد و پیروزی خود نیز چنین بود. تلاش برای انطباق تحولات سیاسی اجتماعی پس از انقلاب با نظریه‌ی ترمیدور و القای این گزاره که انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد، ناکام ماند؛ آن‌چنان‌که تبیین و تشریح خود انقلاب با نظریه‌های متداول انقلاب‌ها ناکام مانده بود.
 
نهضت اسلامی سال 1357 دارای منطق درونی مستحکمی بود که می‌باید آن را تکیه بر اصول اساسی اسلام انقلابی تعبیر کرد. دعوا و منازعه‌ی لفظی مخالفان اسلام انقلابی و جبهه گرفتن پشت گزاره‌ی «انقلاب اسلامی آری، اسلام انقلابی نه» در حقیقت بازتولید همان خطی است که از ابتدای انقلاب از منطق و جوهره‌ی درونی آن یعنی «انقلابی‌گری» هراس داشته و به‌انحای مختلف سعی در امحای این هویت داشته است. مخالفت با اسلام انقلابی و جبهه‌گیری در برابر آن، اتصال نظری و عملی آن به گروه‌های تندرو و ربط دادن آن به منطق گروه‌های اسلام‌گرا اما افراطی و تروریست‌مآب اول انقلاب، که همگی علی‌رغم تصریح آشکار و واضح رهبر انقلاب بر معانی و ماهیت اسلام انقلابی در حال انجام است، در حقیقت امتداد همان مسیری است که از سال‌ها پیش در صورت دایه‌ی مهربان‌تر از مادر، انقلابیون و نظام سیاسی را درحالی‌که از اجبار زمانه بر کنار گذاشتن انقلابی‌گری سخن می‌گویند، مخیر به انتخاب میان ایده‌ی «جمهوری اسلامی» و ایده‌ی «انقلاب اسلامی» کرده است. سخنی در لفافه که آشکارا بدین‌معناست که انقلابی‌گری را نمی‌توان نهادمند کرد، نظم بخشید و سامان داد و بنابراین انقلابی‌گری که در این صورت و با این تفاسیر تنها با مفاهیمی همچون آشفتگی نظری و عملی، پسرفت و بی‌نظمی پیوند می‌خورد، بهتر است تا در صورت نهادمند جمهوری اسلامی تقلیل یابد و مدعاهای پیشین خود را وانهد.
 
خطر جدی تلاش‌های تا بدین حد آشکار برای ارتجاع از اسلام انقلابی به صورت‌های جعلی، آن‌چنان جدی است که رهبر انقلاب سخنرانی امسال مراسم ارتحال امام راحل را به موضوع انقلابی‌گری اختصاص دادند. در طی سالیان اخیر، رهبر انقلاب با برخی از سخنرانی‌های مناسبتی خود دست به ایجاد یک سنت فکری در جامعه‌ی ما زده‌اند و آن عبارت از پردازش فکری موضوعات مهم و مورد نیاز انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در مسیر حرکت خود است. برای مثال، نام‌گذاری سال‌ها توسط ایشان، اکنون تبدیل به یک سنت شده است که ایشان در راستای هدف‌گذاری عمومی و سیاست‌گذاری کلان برای کشور، از این ابزار استفاده می‌کنند. بنابراین اختصاص موضوع سخنرانی مراسم ارتحال به انقلابی‌گری را نباید از سر اتفاق و تصادف ارزیابی کرد، بلکه حتی همه‌ی گزاره‌های مطرح‌شده در این سخنرانی، در پازل منازعه‌ی فوق‌الذکر قابل تحلیل است. «انقلابی‌گری تنها راه پیشرفت و تحقق اهداف نظام» گزاره‌ی محوری و کلیدی این سخنرانی بود و در حقیقت پاسخی بود به ادعاهایی که انقلابی‌گری را بی‌سامان، غیرنهادمند و بی‌نظم جلوه می‌دهند تا در پرتو آن انقلابی‌گری را در تقابل با پیشرفت قرار دهند و بدین طریق سخن از انصراف از انقلابی‌گری به میان آورند و جمهوری اسلامی را به‌صورت نهادمند به خارج از رویکرد انقلابی فروبکاهند.
 
بهترین پاسخ به این مدعا، تلازم همیشگی انقلابی‌گری با پیشرفت در عالم واقع است. مخالفان منطق انقلابی‌گری می‌گویند اگرچه این منطق برای دگرگونی و فروپاشی و انهدام نظام سیاسی پیشین کارآمد بوده است، اما برای سامان دادن و پرداختن نظام سیاسی جدید، فاقد کارایی‌های لازم است. تناقض‌های حاکم بر این عبارت‌ها آن‌چنان آشکار است که نیازی به تشریح طولانی ندارد. باید گفت که این استدلالت در برابر خود انقلاب اسلامی در زمان پیش از انقلاب نیز وجود داشته است و بسیاری از جریان‌ها از بی‌فایدگی و زیانِ حرکت‌های انقلابی سخن می‌گفته‌اند، اما آن‌چنان‌که در عالم واقع مشاهده شد، منطقی که توانست اهداف نهضت و مردم را برآورده کند، اتفاقاً منطق انقلابی‌گری بود و پیروزی انقلاب اسلامی حاصل حرکت انقلابی و مکتبی همه‌ی مردم بود. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان صورت عینی نهضت اسلامی ساخته‌وپرداخته‌ی انقلاب اسلامی است و این دو نه‌تنها تعارضی باهم ندارند، بلکه لازم‌وملزوم یکدیگرند.
 
در حقیقت انقلاب اسلامی محتوا و جمهوری اسلامی قالب اسلام انقلابی هستند و ه گونه تلاشی برای ایجاد تقابل میان آن دو راه به‌جایی نخواهد برد. بنابراین ادعای بی‌سامانی و تقابل انقلابی‌گری با پیشرفت در واقعیت و در عمل نقض شده است. به عبارتی دیگر، انقلابی‌گری مخصوص دوران مبارزه نیست، بلکه علاوه بر کارنامه‌ی درخشان این منطق در دوران مبارزه، نهادسازی، نظم‌بخشی و اداره‌ی جامعه به‌شکل مطلوب، بخشی دیگر از نتایج منطق انقلابی‌گری است.
 
علاوه بر این با مشاهده‌ی حوزه‌های گوناگون علمی، اقتصادی و سیاسی، نتیجه‌ای که حاصل می‌شود نشان‌دهنده‌ی این نکته است که هرجا انقلابی عمل شده، موفقیت و پیشرفت نیز به دست آمده است. برای مثال، در حوزه‌ی تولید علم و پیشرفت علمی و فناورانه، امروز جایگاه ایران در دنیا بی‌نظیر و مثال‌زدنی است. در حوزه‌ی سیاست خارجی، که یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که نتایج انقلابی‌گری را در آن مشاهده کرده‌ایم، می‌توان به مسائل فراوانی اشاره کرد. از جمله در مسئله‌ی هسته‌ای، ما نتایج سازش و انقلابی‌گری را در طی این سال‌ها به نظاره نشسته‌ایم. در مورد خاص دیگری که در دولت سازندگی درباره‌ی قضایای میکونوس رخ داد، اقدام انقلابی مجموعه‌ی نظام در اخراج سفیر آلمان از ایران و سپس ایستادگی بر سر مواضع خود در ماجرای فراخواندن سفرای یازده کشور اروپایی، نتیجه‌ی درخشانی را رقم زد و آن بازگشت همراه با پشیمانی این سفرا به کشور بود.
 
علاوه بر این‌ها اگر منطقی دارای اصول و معیارهای محکم نباشد، به بی‌سامانی و هرج‌ومرج می‌انجامد، اما انقلابی‌گری، آن‌چنان‌که از آغاز انقلاب اسلامی توسط رهبران آن تشریح شده است، دارای معیارها و اصول محکم انسانی و اسلامی است که پیاده‌سازی این اصول هموارکننده‌ی راه پیشرفت و ترقی همه‌جانبه‌ی کشور می‌تواند باشد. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی بیست‌وهفتمین مراسم ارتحال حضرت امام (ع)، در تبیین معیارهای اصلی انقلابی‌گری، به تشریح پنج شاخص عمده پرداختند: «پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی انقلاب اسلامی»، «هدف‌گیری مستمر آرمان‌ها و همت بلند برای رسیدن به آن‌ها»، «پایبندی به استقلال همه‌جانبه‌ی کشور»، «حساسیت در برابر دشمن و تبعیت نکردن از او» و «تقوای دینی و سیاسی». همان‌طور که مشاهده می‌شود، این اصول نه‌تنها بی‌سامان و دارای هرج‌ومرج نیستند، بلکه دارای منطق مستحکم درونی و قابلیت‌های فراوان برای نهادمندی، پیشرفت و استقلال کشور نیز هستند. در نظرگاه رهبر معظم انقلاب، انقلابی‌گری و پیشرفت لازم‌وملزوم یکدیگرند و حتی فراتر از این، تنها راه پیشرفت در نگاه ایشان، انقلابی‌گری عنوان شده است. ایشان در سخنرانی امسال مراسم ارتحال امام، آشکارا این موضوع را تصریح کردند: «انقلابی‌گری تنها راه پیشرفت و تحقق اهداف نظام است.»*
 
* سعید طلوعیان، کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه تربیت‌مدرس/انتهای متن/
 


 


 


کد مطلب: 9755  |  تاريخ: ۱۳۹۶/۱/۱۴  |  ساعت: ۱۴ : ۵۵

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران