توسعه‌ی تعامل‌گرا هم مشکل دولت یازدهم است و هم ونزوئلا
دولت با وارونه‌نمایی واقعیت تلاش می‌کند اظهار دارد که حلال مشکلات ایران و آن چیزی که سبب شد تبدیل به ونزوئلا نشویم، مسئله‌ی توسعه‌ی تعامل‌گراست. این در حالی است که دقیقاً مشکل ونزوئلا هم همین توسعه‌ی تعامل‌گرا و وابستگی به شبکه‌ی اقتصادی بین‌المللی با تکیه بر خام‌فروشی است
گروه بین‌الملل برهان؛ در قسمت پیش مطرح شد که عده‌ای تلاش دارند با ونزوئلاسازی از شرایط ایران (که این عده غالباً  دولت و تیم رسانه‌ای و حامیان غرب‌گرای آن هستند) هم سبد رأی رقیب را ربوده و هم مردم را از اقبال به گزینه‌های دیگر هراسان کنند. در بررسی ادله‌ی مطرح‌شده برای پاسخ‌گویی به این مهم که چرا دولت فلش‌ها را به‌سمت ونزوئلا سوق داده است، به چند مسئله اشاره شد که مختصری از آن در اینجا ذکر خواهد شد و سپس به ادله‌ای جدید برای این مهم اشاره خواهد شد.
 
به‌عنوان اولین سناریو یا دلیل، بیان شد که ایجاد ترس از پر شدن صندوق رأی رقیب، یکی از این دلایل است. مهم‌ترین دلیل مطرح شدن این‌همانی را می‌توان به ایجاد ترس در مردم نسبت‌به پر شدن صندوق رأی رقیب یا رقبای دولت ربط داد. در این بستر تلاش می‌شود بیان شود که اگر به آن‌ها رأی داده شود، کشور به ورطه‌ی ونزوئلایی شدن خواهد افتاد.
به‌عنوان دومین سناریو، به دوگانه‌ی پوپولیسم-عقلانیت اشاره و بیان شد این موضوع که قویاً توسط دولت، تیم دولت و طرفداران رسانه‌ای آن‌ها مطرح می‌شود، به این دلیل مطرح می‌شود که بیان شود تداوم شرایط فعلی، یعنی حفظ وضع موجود کشور توسط تیم روحانی، سبب خواهد شد که اقتصاد کشور در مسیر عقلانیت پیش رود و به‌طور کلی کشور مسیر عقلانیت در عرصه‌ی داخلی و بین‌المللی را طی کند. این موضوع نمود عینی خود را در مناظره‌های اول و دوم انتخاباتی نیز نشان داد. روحانی و جهانگیری با تلاش نسبت‌به این موضوع که «بازگشت به عقب» سبب خواهد شد که به‌سمت پوپولیسم حرکت کنیم، تلاش می‌کردند تا خود را نماد عقلانیت و جریان رقیب را نماد پوپولیسم جلوه دهند.
 
به‌عنوان سومین دلیل نیز به مسئله‌ی پربار جلوه دادن کارنامه‌ی اقتصادی دولت اشاره شد و بیان گردید که دولت به‌جای پاسخ‌گویی نسبت‌به آنچه دستاوردهای برجام قلمداد می‌کرد و بیان وعده‌هایی که نسبت‌به برجام به مردم می‌داد و بیان می‌داشت این سند، همچون خورشید تابان است و توان این را دارد که مشکلات آب مردم را نیز حل و رفع کند، حال‌ نه‌تنها نتوانسته مشکلات را حل کند، بلکه بر دامنه‌ی مشکلات ایران نیز افزوده است. توقع مردم در این است که این دولت برای آن‌ها پاسخ داشته باشد، اما دولت با انحراف افکار عمومی و تلاش برای دست‌کاری سطح انتظارات مردم تلاش می‌کند مسائل اقتصادی و پاسخ‌گویی نسبت‌به شرایط فعلی کشور را به‌طور کلی از دستورکار خود خارج کرده و در موضع طلبکارانه بیان دارد که مردم باید شکرگزار باشند که اقتصاد کشور شبیه ونزوئلا نشده است و این دولت اجازه نداده که شرایط کشور به آن سمت حرکت کند.
 
در زیر به برخی دیگر از دلایلی که دولت به آن‌ها تمسک می‌جوید تا به‌واسطه‌ی آن ونزوئلاسازی را ابزاری برای کسب رأی قرار دهد، اشاره خواهد شد. پیش‌تر اشاره شد که از جمله دلایل این‌همانی مطرح‌شده می‌توان به «ایجاد ترس از پر شدن صندوق رأی رقیب»، «ایجاد دوگانه‌ی پوپولیسم-عقلانیت» و «پربار جلوه دادن کارنامه‌ی اقتصادی دولت» اشاره کرد. در این قسمت به تلاش دولت برای «موفق بودن برجام»، «برجسته‌سازی مسئله‌ی توسعه‌ی تعامل‌گرا» و «گذشته‌هراسی» به‌عنوان دیگر دلایلی که دولت تلاش می‌کند با تمسک به آن‌ها وضعیت ونزوئلاسازی را پیش برد، اشاره می‌شود.
 
چهارم) موفق بودن برجام
 
دولت شدیداً به‌دنبال این است که به مردم بگوید برجام موفق عمل کرده است. این موضوع هم در جریان مناظرات انتخاباتی قابل رؤیت بوده است و هم در جریان سخنان انتخاباتی روحانی و جهانگیری. جهانگیری برای اولین‌بار بیان داشت که برجام به همه‌ی اهدافش رسیده است. این موضوع در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از کارشناسان وابسته به دولت نیز برآن‌اند که برجام در مسائل بانکی ناموفق عمل کرده و نتوانسته است انتظارات مردم و نظام را برآورده کند. دکتر ولی‌الله سیف، رئیس‌کل بانک مرکزی، در کنفرانسی بیان داشته بود که تقریباً هیچ‌چیز از ناحیه‌ی برجام نصیب ایران نشده است و در جایی نیز علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد دولت، بیان داشته بود که برجام موانع بانکی را برنداشته است. این دوگانه‌های مطرح‌شده نشان می‌دهد که دولت هرچقدر به انتخابات نزدیک‌تر می‌شود، از بیان سخنان به نفع برجام بیشتر جانبداری می‌کند و بیشتر آن را حلال مشکلات برمی‌شمرد.
 
این وضعیت که سبب شده است تا سطح انتظارات مردم نیز از برجام بیشتر شود، به‌واقع به این دلیل مطرح می‌شود که دولت در بیان این تنها دستاورد خود در حوزه‌ی سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد، فرهنگ و... موفق جلوه داده شود. دولت به‌خوبی از ناکارآمدی برجام اطلاع دارد، اما بااین‌حال یک‌تنه برآن است که این سند موفق عمل کرده است. یکی از دلایل ترس از ونزوئلا در دل مردم و بیان این موضوع که مردم باید شکرگزار این موقعیت ایران باشند که تبدیل به ونزوئلا نشده است، به‌واقع پوششی است برای این موضوع که دولت در دوره‌ی چهارساله‌ای که در اختیار داشته است، موفق عمل کرده است و تبعاً چون تنها دستاورد دولت در این چهار سال همین سند برجام است، به‌واقع هدف دولت این است که ضربه‌گیری برای برجام ایجاد کند و مانع از حملات به این سند ناکارآمد توسط منتقدان شود.
 
پنجم) برجسته‌سازی مسئله‌ی توسعه‌ی تعامل‌گرا
 
یکی دیگر از اهداف دولت از بیان اینکه مردم باید شکرگزار این دولت باشند، چون این دولت ایران را از تبدیل شدن به وضعیت ونزوئلا برحذر داشت، این است که بیان دارد توسعه‌ی تعامل‌گرای دولت موفق عمل کرده است. ونزوئلا متهم به این است که تلاش داشته است تا از نظام اقتصادی بین‌الملل رهایی جسته و مسائل را به‌صورت بومی حل‌ورفع کند. این استدلال طرفداران دولت در حالی مطرح می‌شود که برعکس، ونزوئلا یک اقتصاد نئولیبرال و کاملاً وابسته به شبکه‌ی مالی و بانکی بین‌المللی دارد و همین موضوع سبب شده است تا سطح آسیب‌پذیری این کشور به‌حد اعلای خود رسیده و با کوچک‌ترین نوسانی در قیمت نفت، تورم این کشور نیز به نزدیک به چهارصد درصد برسد. ونزوئلا نماد تام یک اقتصاد وابسته یا وابستگی متقابل با نظام اقتصادی خام‌فروشی است. موضوعی که سبب شده است حساسیت و آسیب‌پذیری را برای این کشور به ارمغان آورد و ماجرایی را به وجود آورد که اینک در خیابان‌های این کشور شاهد آن هستیم. موضوع تا حدی برای دولت و ساکنان آن از اهمیت برخوردار است که تلاش می‌کنند تا برای آن آلترناتیوهایی را برشمردند که در ذهن مردم ایران سابقه‌ی عینی نیز داشته است.
 
مردم ایران در دوره‌ای از تاریخ، رابطه‌ی بسیار خوبی با کشورهای آمریکای لاتین داشته‌اند و برخلاف این دولت که تقریباً تمام توان خود را به سیاست خارجی اروپایی و تعامل با کشورهای اروپایی محدود کرده است، دولت‌های قبل ایران با کشورهای متنوعی از مناطق مختلف جغرافیایی ارتباط داشته‌اند و همین ارتباط سبب شده بود تا هم حوزه‌ی نفوذ ایران تسری یابد و هم منافع ایران در اقصی نقاط جهان گسترانده شود. مسئله‌ی هراس از ونزوئلا به این دلیل مطرح می‌شود که دولت به‌خوبی از تأثیرگذاری مورد ونزوئلا در ذهنیت مردم ایران باخبر است. این دولت شدیداً متهم است که توسعه‌ی تعامل‌گرا را به پیش برده و نتوانسته است ظرفیت‌های ملی را در حوزه‌ی داخلی و بین‌المللی تسری دهد. به همین دلیل، توسعه‌ی تعامل‌گرا یا وابسته به سیاست خارجی را اولویت خود قرار داده و به‌دنبال برجسته‌سازی آن است.
 
دولت علی‌رغم تصورش نسبت‌به این موضوع که ونزوئلا کشوری است که اقتصاد درونی داشته و با نظام بین‌المللی هم ارتباطی نداشته، باید به این موضوع توجه داشته باشد که اتفاقاً ونزوئلا کاملاً وابسته به اقتصاد نظام بین‌المللی است و نتوانسته به اقتصاد درونی خود وابسته باشد. این دولت نیز دقیقاً راهی را سیر می‌کند که ونزوئلا در یک دهه‌ی اخیر آن را پیموده است؛ یعنی راه خام‌فروشی و وابستگی تام به نفت و تک‌محصولی شدن. برجام نیز که قرار بود حلال مشکلات داخلی باشد، خود تبدیل به ابزار فشاری علیه ایران برای ایجاد تحدیدات علیه کشور شده است و نه‌تنها شکاف‌های امنیتی دارد، بلکه در مرحله‌ی اجرا نیز به تعهدات طرف مقابل منتهی نشده است. همین چند وقت پیش بود که انگلیسی‌ها از ارسال محموله‌ی اورانیوم به ایران از قزاقستان خودداری کردند و این موضوع مسکوت ماند و هیچ مرجع بین‌المللی نیز پاسخ‌گوی این بدعهدی و سایر بدعهدی‌هایی که در چارچوب این سند توسط طرف مقابل ترتیب داده شده است، نبوده و نخواهد بود.
 
بی‌تردید توسعه‌ی تعامل‌گرای دولت به شکست منتهی شده و نتوانسته است ایران را به توسعه‌یافتگی، که دولت مدعی آن بود، برساند. هم ازاین‌رو دولت تلاش می‌کند مردم را بهراساند و بگوید اگر به توسعه‌یافتگی نرسیدیم، حداقل شبیه به ونزوئلا نیز نشدیم. این در حالی است که اگر شرایط این دولت ادامه پیدا کند، اقتصاد ایران به سطح آسیب‌پذیری بسیار بالایی خواهد رسید و اسیر نوسانات نظام بین‌المللی نیز خواهد شد؛ موضوعی که اقتصاد ونزوئلا را با خود برده است و این کشور نمی‌تواند وابستگی خود را از اقتصاد بین‌المللی کم کرده و به نگاه به درون برسد. دولت روحانی برخلاف ادعاهایش در مورد ونزوئلا، دقیقاً در حال طی کردن همان مسیر ونزوئلاست. دولت روحانی در حال وابسته کردن اقتصاد کشور به شبکه‌ی اقتصادی بین‌المللی است و این موضوع را نیز افتخار دولت خود می‌داند. بارها اشاره شده است که حل مشکلات داخل کشور با نگاه به بیرون ممکن نیست.
 
سیاست وابستگی به قدرت‌های خارجی و اصطلاحاً دیدن کدخدا برای حل شدن مشکلات، سال‌هاست رخت بسته است. نه آمریکا کدخدای سابق است و نه ایران یک کشور جهان‌سوم که وابسته به تصمیمات قدرت‌های جهانی باشد. یکی از ضعف‌های بزرگ این دولت این بود که تصور صحیحی نسبت‌به مقدورات و محذورات کشور در حوزه‌ی سیاست داخلی و سیاست خارجی نداشت یا اگر داشت، مربوط به اطلاعاتی بود که وزرای این دولت از زمان دولت کارگزاران داشته‌اند. لذا آن‌ها ناتوان از درک شرایط ایران و فهم نظام اقتصادی بین‌المللی از یک‌سو و همچنین ناتوانی آمریکایی‌ها برای شکل‌دهی به ترتیبات بین‌المللی اقتصادی از دیگر سو هستند.
 
آمریکا کشوری است که دونالد ترامپ آن را یک کشور ورشکسته قلمداد کرد. صحبت‌های انتخاباتی دونالد ترامپ مؤید این موضوع است که اقتصاد آمریکا سال‌ها و بلکه دهه‌ها با آنچه غرب‌گرایان ایران، چه در دولت و چه در سایر بخش‌ها، آن را در ذهن می‌پرورانند و آن را تبدیل به آرزوی خود کرده‌اند، فاصله پیدا کرده است. تصور این دولت نه‌تنها نسبت‌به شرایط ایران، بلکه نسبت‌به شرایط نظام بین‌الملل و نظام‌های اقتصادی بین‌المللی، شرایط صحیحی نیست. در یک جمله‌ی کوتاه، این دولت درک صحیحی از ظرفیت‌های ایران و تغییرات در نظام بین‌المللی ندارد. چه اگر داشت، در چارچوب سند برجام امتیازات بیشتری از طرف مقابل اخذ می‌کرد و این سند را تبدیل به ابزار فشار علیه ایران نمی‌کرد.
 
ششم) گذشته‌هراسی
 
آخرین دلیل و سناریویی که دولت برآن است تا از نمد آن در این انتخابات برای خود کلاهی بدوزد، مسئله‌ی گذشته‌هراسی است. این دولت تلاش می‌کند تا در پرتو ونزوئلاهراسی، از شرایط ایران و تبدیل کردن ونزوئلا به‌عنوان آینه‌ای برای شرایط داخلی کشور ما، مردم را شدیداً از گذشته و بازگشت به سیاست‌های دولت‌های قبل بهراساند و دیگران و به‌طور کلی اصول‌گرایان را متهم به هواداری از دولت‌های پیشین کند و بیان دارد که «برحذر باشید که اگر غیر از ما را انتخاب کنید، کشور را به‌سمت گذشته‌ی وحشتناک خواهید برد». این موضوع تا حدی مهم بوده است که دولت را وادار به گذشته‌هراسی به‌عنوان تنها امید پیروزی در انتخابات پیش‌رو کرده است. دولت بدون کارنامه‌ی روحانی چاره‌ای جز این ندارد که اتاق‌های فکری ترتیب دهد که مطابق با آن اتاق‌های فکر، هر روز یک گزینه‌ی جدید و هر روز یک سناریوی جدید ترتیب داده شود تا مردم ایران را از وضعیت واقعی که این دولت به وجود آورده است، گمراه کند و خود را منجی شرایط کشور جلوه دهد. مشکل اول و آخر این دولت، نداشتن کارنامه است. همه‌ی سناریوهای چندگانه‌ای که توسط این دولت به وجود آمده، نتیجه‌ی مستقیم ناکارآمدی و نداشتن کارنامه در حوزه‌ی اقتصادی است.
 

*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/

کد مطلب: 9862  |  تاريخ: ۱۳۹۶/۲/۲۰  |  ساعت: ۱۵ : ۱۶

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران