611 میثم تولایی/ شریعتی: اقتضای تعقل، تعبد است و تقلید هر چند شریعتی قائل به دین ایدئولوژیک بود اما شریعت را بسیار نزدیک به فلسفه اسلامی درک و بیان می‏کرد. از این جهت می‌توان گفت شریعتی حتی موضوعات فقهی از جمله ولایت فقیه را نزدیک به اندیشه متکلمان و فیلسوفانی نظیر مطهری و باهنر بیان می‌کند. <p><strong>گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/میثم تولایی؛ </strong>سالیانی است که بحث تضاد میان عقل&rlm;گرایی و تقلید در میان جریان&zwnj;های مدعی روشنفکری دینی مطرح شده و علی&rlm;رغم پاسخ&zwnj;های چندباره به این التقاط<span>، باز هم شاهدیم که برخی با طرح دوباره&rlm;ی آن سعی در روشن نگاه داشتن آتش این غرض در معقولات دارند.</span></p><p>&nbsp;</p><p>طی سال&zwnj;های گذشته ما دیدیم که برخی افراد حاضر در جریان تجددخواه با سخن راندن از شبهاتی که سال&zwnj;ها قبل توسط دین&rlm;پژوهان پاسخ داده شده است، به گونه&zwnj;ای رفتار کردند که کاملاً نشان از غرض&rlm;ورزی آنان داشت، چرا که طرح دوباره&rlm;<span>ی این شبهات در جامعه علمی غیر فقهی _ دینی<a title="" href="#_ftn1" name="_ftnref1"><span dir="ltr"><span><span>[1]</span></span></span></a>، آن&zwnj; هم در موقعیتی که در کمترین زمان ممکن و با یک جستجو در فضای سایبر می&zwnj;توان پاسخ سوالات را یافت، تماماً نوعی غرض&rlm;ورزی را برای انسان متبادر می&zwnj;سازد.</span></p><p>&nbsp;</p><p>در هفته&zwnj;های گذشته گفت&zwnj;وگویی چند بخشی با عبدالحسین خسروپناه در رابطه با تقلید، عقل و شعور شهروندی در <span>&laquo;برهان&raquo; منتشر شد تا به صورت جامع و مدون تمام شبهات مربوط به حیطه&rlm;ی ملازمه عقل و شرع پاسخ داده شود.</span>اما باید گفت <span>از جمله دین&rlm;پژوهانی که سال&zwnj;ها قبل در برابر این غرض ورزی&zwnj;های روشنفکران طاغوت ساخته، ایستاد و ذهن جوانان را از منجلاب دین&rlm;زدایی بیرون کشید، &laquo;علی شریعتی&raquo; بود.</span></p><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">هر چند شریعتی قائل به دین ایدئولوژیک بود- این را می&zwnj;توان از <span>&laquo;حسین مجاهد علیه استکبار&raquo;، &laquo;حسین وارث&raquo; و &laquo;مذهب اعتراض&raquo; درک کرد که او در پی دنیایی کردن دین اسلام و ایدئولوژی کردن اسلام بود-اما شریعت را بسیار نزدیک به فلسفه اسلامی درک و بیان کرده، از این جهت می&zwnj;توان گفت شریعتی حتی موضوعات فقهی از جمله ولایت فقیه را نزدیک به اندیشه&rlm;ی متکلمان و فیلسوفانی نظیر مطهری و باهنر بیان می&zwnj;کند و نظام مبتنی بر ولایت فقیه را در همان سال&zwnj;های ابتدایی دهه 50 به گونه&zwnj;ای مطرح می&zwnj;کند که در بسیاری از جنبه&zwnj;ها با آن چیزی که اتفاق افتاده هماهنگ است.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">خط شریعتی به عنوان فردی که از سوی حلقه کیان<a title="" href="#_ftn2" name="_ftnref2"><span><span dir="ltr"><span><span>[2]</span></span></span></span></a> و تئوریسین این جماعت<a title="" href="#_ftn3" name="_ftnref3"><span dir="ltr"><span><span>[3]</span></span></span></a> مورد غضب قرار گرفت و کماکان در حاشیه قرار دارد _ و تنها به ظاهر برای رسیدن به مقاصد گروهی و جریانی از نام شریعتی استفاده می&zwnj;کنند تا با &laquo;روشنفکر دینی&raquo; خواندن وی، خصومت خویش با افرادی چون بهشتی و مطهری را به نام او تمام کنند _ در آثارش روشن و واضح است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">مثلا گرچه علی شریعتی در سخنرانی هشتم آبان&zwnj;ماه 1350 که بعداً با نام <span>&laquo;انتظار، مذهب اعتراض&raquo; به صورت کتاب چاپ و منتشر شد بارها به افرادی که سخن از ناسازگاری تعقل و تقلید رانده&zwnj;اند، تاخته. اما باز هم مدافعان ظاهری وی در سخنرانی&zwnj;ها و نوشته&zwnj;هایشان سخن از تضاد میان عقل&zwnj;گرایی و تقلید به میان می&zwnj;آورند، سخنی که رنگ و بوی صداقت و حکمیت منطق و علم نمی&zwnj;دهد.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">نگارنده در ادامه تنها با آوردن نظر شریعتی در خصوص ارتباط تعقل و تقلید و ولایت پذیری، نتیجه&zwnj;گیری را به خوانندگان محترم می&zwnj;سپارد:</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، اساسا<span>ً کار عقل این است که هرگاه نمی&zwnj;داند، از آن&zwnj;که می&zwnj;داند تقلید می&zwnj;کند، و لازمه</span>&rlm;ی عقل این است که در اینجا خود را نفی نماید و عقل آگاه را جانشین خود کند. بیمار خردمند کسی است که در برابر طبیب متخصص<span>، خردمندی نکند؛ چه، خردمندی کردن در این&zwnj;جا بی&zwnj;خردی است و <a name="OLE_LINK1">اقتضای تعقل، تعبد است و تقلید</a>. مهندس، طبیب، حقوق&zwnj;دان و رهبر یک تشکیلات انقلاب یا حزبی، همیشه تربیت شده&zwnj;ترین و فهمیده&zwnj;ترین افراد را در میان مراجعان و اعضای خود مطیع&zwnj;تر و مجری&zwnj;تر از همه یافته&zwnj;اند. زیرا شعور، این فضیلت علمی و عقلی را به آنان آموخته است که ابراز فضل در آنچه نمی&zwnj;دانند فضولی است و این شیوه عقل است که در یک رشته علمی، از متخصص تقلید کند و این قانونی است که در همه&rlm;ی رشته&zwnj;های زندگی جاری است و هر جامعه&zwnj;ای که پیشرفته&zwnj;تر و متمدن&zwnj;تر است، اصل تقلید و تخصص در آن استوارتر و مشخص&zwnj;تر است.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">در یادداشت&zwnj;های آینده به آراء دکتر علی شریعتی درخصوص ولایت فقیه و نظام مبتنی بر آن در عصر غیبت کبری خواهیم پرداخت.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><strong>پی&rlm;نوشت&rlm;ها:</strong></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">1-سخنرانی هاشم آغاجری در جمع دانشجویان دانشگاه همدان</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">2-پس از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در ایران در سال 1376 و پیروزی کاندیدای مورد حمایت جریان&rlm;های موسوم به جناح چپ در انتخابات مذکور، حزب مشارکت به مثابه&rlm;<span>ی یک حزب دولتی شکل گرفت، در واقع پایگاه حاکمان پیروز انتخابات و یا حزب حاکم تلقی می&rlm;شدند.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">مشارکتی<span>&rlm;ها پس از پیروزی خاتمی تلاش کردند تا با نظریه&rlm;پردازی برای دوم خرداد و معرفی آن به عنوان انقلاب، جنبش یا شبه انقلاب جهت و گرایش خاصی به دوم خرداد بدهند. آنها مدتی مسؤولیت&rlm;هایی حساس داشتند. اکثر آنها زمینه&rlm;ی اولیه&rlm;ی تحصیلاتشان فنی و غیر علوم انسانی بود، اما با دور ماندن از قدرت به سوی علوم انسانی گرایش یافته و به تحقیق و تحصیل در آن پرداختند.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">از مهمترین محافل حلقه<span>&rlm;های مطالعاتی که تحلیل&rlm;گران و نویسندگان برآمدن گفتمان چرخش یافته&rlm;ی چهره&zwnj;های شاخص حزب مشارکت را ناشی از آن مراکز می&zwnj;دانند، می&zwnj;توان به حلقه کیان اشاره نمود. &laquo;حلقه&rlm;ی کیان&raquo; به عنوان معروفترین مرکز مطالعاتی تجدیدنظرطلبان در آغاز توصیه&rlm;ی و علاقه&rlm;ی شهید حسن شاهچراغی برای ایجاد کانونی فکری و دینی تشکیل شده بود و پیشینه&rlm;ی آن به کانون فرهنگی نهضت اسلامی قبل از پیروزی انقلاب می&rlm;رسد. پس از پیروزی انقلاب این افراد به دعوت شاهچراغی در مؤسسه&rlm;ی کیهان دور هم جمع شدند و به انتشار کیهان فرهنگی تا سال 1369 پرداختند.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">افراد حلقه&rlm;<span>ی کیان در آغاز تماماً دارای یک گرایش خاص نبودند، برخی از آن&rlm;ها همچون حجاریان، علوی تبار، گنجی و باقی در دوره&rlm;های معینی مربوط و وابسته به نهادهای جمهوری اسلامی نبودند. از نظر فکری گرایش اصلی این افراد چپ&rlm;گرایی بود و نقش آنها در تسخیر سفارت آمریکا بیشتر از دیگران بود. اعضای حلقه&rlm;ی کیان که ترکیبی از لیبرال&rlm;ها و چپ&rlm;گرایان بودند، هر هفته چهارشنبه&zwnj;ها در منزل یکی از اعضا دور هم جمع شده و به بحث&zwnj;های معرفت شناختی و فلسفی می&rlm;پرداختند. این افراد با بازاندیشی افکار خود غرب&rlm;پژوهی را استراتژی مطالعاتی خود قرار داده و به این نتیجه رسیدند که تلفیقی از تجربیات مثبت تمدن غالب بشری (غرب) و درونی کردن آنها با ارزش&rlm;های بومی و محلی بهترین راهکار است و در همین راستا به تلفیق سه شکاف ملی، اسلامی و غربی تأکید می&rlm;ورزیدند.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">آن&rlm;ها به مرور زمان از مواضع اصولی و دینی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفته و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند. دگرگونی پایه&zwnj;های اندیشه&zwnj;های کسانی چون حجاریان و برخی سازمان دهندگان اصلی جریان سیاسی دوم خرداد در این حلقه و تحت ت<span>أثیر آن شکل گرفت. همچنین تخصص عبدالکریم سروش به عنوان استاد و پدرخوانده&rlm;ی محفل کیان در ترجمه و انتقال مفاهیم جدید غربی با رنگ و لعاب اشعار مولوی و تفکر غزالی بود. در اواسط دهه 70 حلقه&rlm;ی کیان گسترده&rlm;تر شد و افراد دیگری از شهرهای مختلف، اعضای سابق جنبش دانشجویی، افرادی از نیروهای وزارت ارشاد، وزارت اطلاعات و افراد ملی ـ مذهبی به حلقه&rlm;ی کیان پیوستند و تعداد آنها به بیش از هزار نفر رسید.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">محمد قوچانی یکی از روزنامه&rlm;نگاران اصلاح&rlm;طلب، افراد حلقه<span>&rlm;ی کیان را کسانی می&rlm;داند که در 27 تیر1374 در اعتراض به تهدید فرج دباغ (سروش)، نامه&rlm;هایی به هاشمی رفسنجانی نوشته بودند. حلقه&rlm;ی کیان افکار و عقاید خود را در کیهان فرهنگی جریده&rlm;ی مخصوص این حلقه به چاپ می&rlm;رساندند.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">در کیهان فرهنگی مقالات جنجالی سروش با عنوان قبض و بسط شریعت منتشر شد که بحث و جدل&zwnj;های متعددی برانگیخت. علاوه بر سروش افراد دیگری با گرایش&zwnj;های سکولار همچون مجید محمدی، مرتضی مردی&zwnj;ها و حمید وحید با کیهان فرهنگی همکاری و ارتباط داشتند در حالی که با خط مشی دینی و فرهنگی انقلاب هماهنگی نداشتند.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">در این مقطع بیشتر افراد حلقه کیان از اعضای سردبیری روزنامه<span>&rlm;ی کیهان بوده و در روزنامه هم به نویسندگی و فعالیت&zwnj;های دیگر می&rlm;پرداختند و با محمدخاتمی که سرپرست این مؤسسه بود ارتباطی نه چندان جدی پیدا کرده بودند. بعد از بسته شدن کیهان فرهنگی و استعفای خاتمی از مؤسسه کیهان طرفداران سروش و منتقدان نظام جمهوری اسلامی هم دسته جمعی از کیهان استعفا داده و مجله&rlm;ی کیان را از اواخر سال 1369 راه&rlm;اندازی کردند. ماهنامه&rlm;ی جدید با مدیر مسؤولی رضا تهرانی و سردبیری شمس الواعظین شروع به کار کرده و اکبر گنجی در انتشارات صراط درس&zwnj;ها و سخنرانی&zwnj;های سروش و افراد همفکر خود را در محفل کیان به سرعت چاپ و توزیع می&rlm;کرد.</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">3-سروش و تخاصم آشکار وی با دکتر شریعتی/ دلیل این تخاصم، تخالف مبنای فکری سروش (سکولاریسم) با نظریه<span>&rlm;ی &laquo;دین ایدئولوژیک&raquo; دکتر شریعتی است.(*)</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span>* میثم تولایی؛ دبیر فرهنگی روزنامه ایران/انتهای متن/</span></div>