7981 اسلام دین تعامل است یا تقابل؟ جهاد از منظر فقه شیعه در اسلام اصل اولی بر دعوت مسالمت‌‌‌‌آمیز، چشم‌‌‌‌ نپوشیدن از صلح، انعقاد پیمان‌‌‌‌های طرفینی و هدایت دشمنان است و در موارد ضروری، دفاع از جان مردم، اعم از اینکه مسلمان باشند یا غیرمسلمانِ تحت حمایت اسلام و در عصر حاضر، مطابق آرای عموم فقها، وجهی برای آغازیدن جنگ با دیگران نیست. <div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b>گروه بین&zwnj;الملل برهان/ حجت&zwnj;الاسلام محمدرضا برته؛ </b>خشونت<b>، </b>تروریسم و افراطی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گری، پرکاربردترین واژه&zwnj;های دو دهه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی آغازین قرن بیست&zwnj;ویکم&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. اما چرا؟ با اندک تأملی می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توان دریافت که عموم مردم مناسبات اخلاقی و اجتماعی خویش و سیاست&zwnj;مداران و بهره&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های اقتصادی و منافع ملی را در تعهد به قوانین موضوعه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی سازمان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها و نهادهای بشری جست&zwnj;وجو نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کنند. گویا ما نسبت به کنوانسیون&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها، آرای سازمان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های بین&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;المللی و همه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی مصوبات حقوق بشری دچار کرختی و فراموشی همه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گیری شده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ایم. از سوی دیگر، جنایات سازمان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;یافته&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی نوپیدایی را شاهدیم که فزونی روزافزونشان مدیون افراط&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گرایی و بهانه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های مذهبی است؛ جنایاتی که تراژدی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های درازدامنی را در خاور نزدیک، آفریقای مرکزی، افغانستان، چچن و... رقم زده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">یکی از راهکارهای عملی بازخوانی مفاد ادیان، در خشونت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ستیزی و به اشتراک&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj; گذاردن دستاوردهای حاصله است تا زمینه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی برائت ادیان الهی از تهمت دایگی قتل&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها و خشونت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها فراهم آید و توجیه دینی برای افراط&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گرایی و ترور رخت بربندد.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">آنچه پیش&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj; رو داریم تلاشی &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;است خُرد به&zwnj;منظور تبیین مسئله&zwnj;ی جنگ در فقه شیعه و بررسی کلان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;دیدگاه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های فقها در این خصوص. </span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b><b>&nbsp;</b></b></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b><b>جنگ و جهاد در قرآن کریم</b></b></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">فقه شیعه یا نظام رفتار مکلفین، دربردارنده&zwnj;ی هنجارهای زیست ایمانیِ باورمندانِ به مکتب اهل بیت، براساس تعالیم قرآن کریم، سنت و در پرتو عقل و اجماع است. ناگفته پیداست که نصوص کتابی، چه جایگاه ویژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ای در این حوزه به خود اختصاص داده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. از &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;رو، بررسی کلیدواژگان مربوط به جنگ در آیات قرآن کریم بسیار رهگشا خواهد بود.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">در قرآن کریم، واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های گوناگونی وجود دارند که معنای عرفی جنگ از آن&zwnj;ها فهمیده می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شود، اما باید توجه داشت که نگاه قرآن کریم به این کاربردها متفاوت است. برخی واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها به&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;خودی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;خود و در صورتی که بدون قید خاصی به &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کار روند، فاقد ارزش&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;داوری خواهند بود&nbsp;و تقریباً معادل کاربرد عرفی جنگ در زبان فارسی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. مهم&zwnj;ترین این واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها عبارت&zwnj;اند از:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حَرْب&rlm;: &rlm;در زبان عربی، به معنای دشمنی و نزاع است.&nbsp;این کلمه و مشتقات&nbsp;آن در قرآن کریم به همین مضمون به کار رفته&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. خداوند در سوره&zwnj;ی بقره می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرماید:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: 12px">&laquo;یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبَواْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ* فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ...&raquo;</span></strong><span style="font-size: 12px">؛ ای کسانی که ایمان آورده&zwnj;اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید! اگر (چنین) نمی&zwnj;کنید، بدانید در جنگ با خدا و رسولش خواهید بود!...<span dir="ltr">[1]</span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قِتال: به معنای کشتاری است که در آن هر دو طرف نزاع یکدیگر را بکشند. بر این&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj; اساس، قتل یا کشتن یک انسان به&zwnj;طور موردی و فردی، مصداق خشونت است، اما در شمول بحث قتال قرار نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گیرد.&nbsp;این واژه به&zwnj;دفعات در قرآن کریم استفاده شده است.&nbsp;خداوند می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرماید:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&laquo;یسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ...&raquo;؛ از تو درباره&zwnj;ی جنگ کردن در ماه حرام سؤال می&zwnj;کنند. بگو جنگ در آن (گناهی) بزرگ است...<span dir="ltr">[2]</span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">افزون بر واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هایی که اشاره شد، کلماتی نیز در قرآن کریم وجود دارند که ارزش&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;داورانه به کار رفته و به&zwnj;خودی&zwnj;خود، بار معناییِ مثبت یا منفی را در دل دارند. در این گروه از واژگان ، دو کلمه&zwnj;ی مهم وجود دارد:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سفک دماء: این کلمه به معنای خون&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ریزی است&nbsp;و هنگامی &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;که هدف، تقبیح یک اقدام خشونت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;بار منجر به خون&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ریزی باشد، از این واژه استفاده می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شود و ارزش منفی دارد.&nbsp;فرشتگان نیز در بیان نقطه&zwnj;ضعف انسان به این اقدام وی اشاره کرده و او را موجودی خون&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ریز معرفی می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کنند:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: 12px">&laquo;...قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یفْسِدُ فِیهَا وَ یسْفِکُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ...&raquo;؛ </span></strong></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">فرشتگان گفتند (پروردگارا) آیا کسی را در آن قرار می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;دهی که فساد و خون&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ریزی کند؟ (در حالی که) ما تسبیح و حمد تو را به&zwnj;جا می&zwnj;آوریم و تو را تقدیس می&zwnj;کنیم.<span dir="ltr">[3]</span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جهاد: کلمه&zwnj;ی جهاد در لغت به معنای کوشش و تلاش است&nbsp;و با ذکر متعلق آن معنا پیدا می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کند،&nbsp;اما اگر به&zwnj;صورت مطلق و بدون هیچ قیدی ذکر شود، اغلب منظور از آن جنگی است که در راه خدا و به&zwnj;منظور تحقق اراده&zwnj;ی الهی صورت می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گیرد.&nbsp;جهاد به این معنا، ارزش مثبت دارد و مصداق بارز جنگ مشروع در اسلام است. این کلمه هم در معنای لغوی آن و هم در معنای اصطلاحی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اش، در قرآن کریم به کار رفته است.&nbsp;خداوند می&zwnj;فرماید:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: 12px">&laquo;انْفِرُوا خِفَافًا وَ ثِقَالًا وَ جَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ&raquo;؛</span></strong><span style="font-size: 12px"> (همگی به&zwnj;سوی میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبک&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;بار باشید یا سنگین&zwnj;بار! و با اموال و جان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های خود، در راه خدا جهاد نمایید. این برای شما بهتر است اگر بدانید!<span dir="ltr">[4]</span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">با توجه به آنچه گفته شد، جهاد نماد جنگ موجه و مشروع در اندیشه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ی اسلامی است و ویژگی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هایی دارد که مهم&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ترین آن&zwnj;ها عبارت&zwnj;اند از:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">1. جهاد فارغ از معنای لغوی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اش که بر جهد و کوشش دلالت دارد، وضع تعینی در جنگ مشروع (اعم از دفاعی و ابتدایی) پیدا کرده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">2. هدف از آن، تحصیل رضایت پروردگار است و بنابراین با تعریف&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های حقوقی از جنگ، که منظور از آن مطلق منازعه&zwnj;ی نظامی میان کشورها برای قهر و غلبه&zwnj;ی سیاسی یا جغرافیایی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj; است ، متفاوت خواهد بود.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">3. مشروع و موجه بودن جنگ در قرآن کریم و دلالت واژه&zwnj;ی جهاد بر این مفهوم، هرگز بدان معنا نیست که جنگ یکی از آموزه-های اصیل و اولیه&zwnj;ی اسلام است (برخلاف آنچه در تئوری جنگ عادلانه&nbsp;در مسیحیت وجود دارد)، بلکه جنگ یک اقدام مناسب در صورت انسداد همه&zwnj;ی راه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های مسالمت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آمیز به&zwnj;منظور رسیدن به آرمان برقراری صلح و عدالت و دفاع از حقوق مظلومان است.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b><b>تعامل یا تقابل</b></b></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">در میان اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمانی که به واکاوی آیات جهاد و تفاسیر آن پرداخته&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند، شاهد تمایل به هر دو دیدگاه عمده هستیم. گروهی چنین باور دارند که دین اسلام اساساً آیین خشونت و تقابل است و گروه دیگری نیز چنین می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;پندارند که اسلام یک دین مبتنی بر اصول انسانی و اخلاقی و در نتیجه، پیام&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آور صلح و دوستی است. دو دیدگاه مذکور را در ادامه بررسی و دیدگاه برگزیده را بیان می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کنیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b><b>1. اسلام دین خشونت</b></b></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">برخی فرق اسلامی&nbsp;و جمع &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;قابل توجهی از مستشرقان&nbsp;چنین می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اندیشند که اسلام گام نخست را در مواجهه و رویارویی با کافران و مشرکان، مقابله&zwnj;ی نظامی و در برخورد با اهل کتاب، اخذ جزیه می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;داند.&nbsp;برخی از مهم&zwnj;ترین مستندات این دیدگاه عبارت&zwnj;اند از:</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">الف)<strong> &laquo;قَاتِلُواْ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ لَا یحَُرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقّ&rlm;ِ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتىَ&rlm; یُعْطُواْ الْجِزْﯾَﮥ عَن یَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُون&raquo;؛</strong> با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمى&rlm;آورند و آنچه را خدا و فرستاده&rlm;اش حرام گردانیده&rlm;اند حرام نمى&rlm;دارند و متدین به دین حق نمى&rlm;گردند، کارزار کنید تا با [کمالِ&rlm;] خوارى به دست خود جزیه دهند.<span dir="ltr">[5]</span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><span id="1416120896698S" style="display: none">&nbsp;</span>ج) <strong>&laquo;یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَ الْمُنافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ&raquo;</strong>؛ ای پیامبر با کفار و منافقین جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامی ا ست.<span dir="ltr">[7]</span> </span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">افزون بر آیاتی که گذشت، آیات دیگری که به بیان امتیازات مجاهدین،&nbsp;ذم قاعدین&nbsp;و کاهلان در جهاد،&nbsp;فواید و نتایج جهاد،&nbsp;لزوم برخورد با اقوام طغیانگر&nbsp;و ضرورت ایجاد صلح و عدالت&nbsp;می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;پردازند، تکیه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گاه این دیدگاه قرار گرفته است. همچنین آیاتی که با نقل سرگذشت پیامبران پیشین بر سنت جهادی آنان مهر تأیید می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;زنند،&nbsp;از مستندات دیدگاه نخست به&zwnj;شمار می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آید که جنگ&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;مبنایی و تقابل&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;محوری را اصل مقدم اسلامی در رویارویی با غیرمسلمانان می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;دانند.</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><b><font size="4"><b><span><span><span id="1416120914164S" style="display: none"><span id="1416120937593S" style="display: none">&nbsp;</span></span></span></span></b></font></b><span id="1416120937986E" style="display: none">&nbsp;</span></div><p style="text-align: justify"><strong><span id="1416120914019E" style="display: none">&nbsp;</span>2-اسلام دین صلح&nbsp;</strong></p><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><p style="text-align: justify">تعدد تکرار یک واژه یا تأکید بر یک ویژگی در مرام&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;نامه&zwnj;ی یک مکتب فکری، می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;تواند نشانه&zwnj;ی اهمیت آن مفهوم یا ویژگی در آن نظام اندیشه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ای باشد. بر این &zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اساس، واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شماری کلماتی در قرآن کریم که معارف بلندی چون رحمت، غفران، عفو، مهربانی و مفاهیم دیگری از این دست را می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;رسانند، بیانگر جایگاه این&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گونه مفاهیم در هندسه&zwnj;ی معرفتی اسلام است.</p><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">در قرآن کریم، 266 بار کلمه&zwnj;ی رحیم، 175 بار رحمان، 73 بار واژه&zwnj;ی رحمت و کلمات دیگری نیز در همین جنس مفهومی به&zwnj;صورت متعدد ذکر شده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند و هیچ&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;یک از واژه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هایی که رساننده&zwnj;ی مفاهیمی مانند انتقام، دشمنی و جنگ هستند، چنین وفوری را ندارند.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">همه&zwnj;ی سوره&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های قرآن کریم (غیر از سوره&zwnj;ی توبه) با ذکر <strong>&laquo;بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ&raquo;</strong> آغاز می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شوند. از سوی دیگر، ویژگی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هایی در قرآن کریم وجود دارند که به عام&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ترین و مطلق&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ترین شکل ممکن، تجلی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گر رحمت و مهربانی خداوند و پیامبر او هستند. خداوند درباره&zwnj;ی خود می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرماید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong>&laquo;قُل لِّمَن مَّا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قُل لِّلَّهِ کَتَبَ عَلىَ&rlm; نَفْسِهِ الرَّحْمَة...&raquo;</strong>؛ بگو آنچه در آسمان&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها و زمین است، از آن کیست؟ بگو از آن خداست؛ رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم کرده...</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">در جایی دیگر، درباره&zwnj;ی فرستاده&zwnj;ی خویش چنین می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فر ماید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong>&laquo;وَ مَا أَرْسَلْنَکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِین&rlm;&raquo;</strong>؛ و (اى رسول)! ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت براى اهل عالم باشى.<span><span dir="ltr"><span><span>[8]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">روشن است که ایمان، یک فعل اختیاری است و با اجبار نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توان شخصی را به ارادت قلبی و محبت به کسی یا چیزی واداشت. قرآن کریم و پیام&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آور آن، به این موضوع توجه داشته&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. قرآن کریم با تأکید بر این مطلب می&zwnj;فرماید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&laquo;فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ* لسْتَ عَلَیهِمْ بِمُصَیطِر&raquo;؛ پس تذکر ده که تو فقط تذکردهنده&zwnj;ای. تو سلطه&zwnj;گر بر آنان نیستی که (بر ایمان) مجبورشان کنی.<span><span dir="ltr"><span><span>[9]</span></span></span> </span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">خداوند در همان حال که مخاطب را از مفید نبودن قوه&zwnj;ی قهریه در ایمان انسان آگاه می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کند، راز توفیق پیامبر خویش را در جلب توجه مردم و علاقه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;مند شدن مشرکان به اسلام، چنین برمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شمرد:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong>&laquo;فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ...&raquo;؛</strong> به (برکت) رحمت الهی، در برابر مردم نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می&zwnj;شدند. پس آن&zwnj;ها را ببخش و برای آن&zwnj;ها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن...<span><span dir="ltr"><span><span>[10]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">قرآن کریم پس از معرفی خداوند به&zwnj;عنوان سرچشمه&zwnj;ی مهربانی و پیامبر خود به&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;سان سفیر رحمت، کتاب خود را نیز کتاب بشارت و رحمت معرفی می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کند. در قرآن کریم می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;خوانیم:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong>&laquo;<span dir="ltr">...</span><span dir="ltr">َ</span>نَزَّلْنَا عَلَیکَ الْکِتَابَ تِبْیانًا لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدًى وَرَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ&raquo;</strong>؛ ...و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه&zwnj;چیز و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلما نان است.<span><span dir="ltr"><span><span>[11]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">در سنت اسلامی تأکید بر گذشت چنان فراگیر است که حتی دشمنان را نیز در بر می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گیرد. امیرالمؤمنین علی (ع) می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرماید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&laquo;چون بر دشمنت ظفر یافتی، بخشش را شکر قدرت قرار ده&raquo;<span><span dir="ltr"><span><span>[12]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">با توجه به مبانی ذکرشده برای هر دو دیدگاه و توجه به این نکته که رفتار پیامبر اسلام بهترین تفسیر برای آیات قرآن کریم است، به نظر می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;رسد اصل نخست اسلام در رویارویی با غیرمسلمانان (خصوصاً اهل کتاب) برقراری روابط حسنه بوده است. اقداماتی چون انعقاد پیمان صلح، تفاهمنامه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های نظامی، اعزام گروه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;های تبلیغی و دعوت به وجوه مشترک، شواهد کافی بر این مدعاست&nbsp;و در یک کلام، اسلام&zwnj; خواهان رحمت و هدایت جمعی و همگانی است و نه کشتار جمعی.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">فقهای معاصر نیز با تأیید همین دیدگاه، صلح&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;محوری و ارتباط با دیگران را اصل اولی و جنگ را حالتی عارضی و ثانوی می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;دانند. امام خمینی (ره) در این&zwnj;خصوص می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گوید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">این معنا که گاهی اهل غرض یا جهّال این حرف را می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;زنند که ما نباید روابط داشته باشیم، از باب این است که یا نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فهمند یا غرض دارند، زیرا تا انسان جاهل یا مخالف اصل نظام نباشد، نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;تواند بگوید یک نظام باید از دنیا منعزل باشد... اسلام یک نظام اجتماعی و حکومتی است و می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;خواهد با همه&zwnj;ی عالم روابط داشته باشد. در زمان صدر اسلام، که خود رسول&zwnj;الله سفیر می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرستادند به اطراف، این حرف را نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;زدند.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">در هر صورت، ما باید روابط داشته باشیم. آن&zwnj;ها که غرض ندارند، ما هم با آن&zwnj;ها غرض نداریم. کم&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;کم باید روابط حسنه بشود. من امیدوارم این عمل را انجام دهید و دولت هم موفق باشد. منتها نباید تحت سلطه&zwnj;ی خارجی باشیم. نباید آن&zwnj;ها در امور ما دخالت بکنند و به ما خط بدهند...<span><span dir="ltr"><span><span>[13]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">...ما باید همان&zwnj;گونه که در زمان صدر اسلام، پیامبر سفیر به این&zwnj;طرف و آن&zwnj;طرف می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;فرستاد که روابط درست کند، عمل کنیم و نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توانیم بنشینیم و بگوییم با دولت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها چه کار داریم. این برخلاف عقل و برخلاف شرع است و ما باید با همه رابطه داشته باشیم. هیچ عقل و هیچ انسانی آن را نمی&zwnj;پذیرد و چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر. ما باید با ملت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها و دولت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها رابطه پیدا کنیم. آن&zwnj;ها را که می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توانیم ارشاد کنیم، با همین روابط ارشاد کنیم و از آن&zwnj;هایی که نمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توانیم ارشاد کنیم، سیلی نخوریم.<span dir="ltr"><span><span><span>[14]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: 12px"><b><b>تلاش&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;هایی برای تقریب دو دیدگاه</b></b></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">در آثار فقهی شیعه، دو اصطلاح جهاد ابتدایی و دفاعی به&zwnj;وفور به چشم می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;خورد و در ترتیب کتب فقهی نیز کتاب مستقلی به جهاد اختصاص داده شده است. نگارنده&zwnj;ی کتاب &laquo;جواهر&raquo; در این&zwnj;باره می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گوید:</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&laquo;جنگ اقسامی دارد. قسم اول جنگ عبارت است از نبردی که به&zwnj;واسطه&zwnj;ی مسلمین و به&zwnj;منظور دعوت به اسلام آغاز می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شود. این نوع از جنگ واجب به وجوب کفایی و مشروط به شرایط پیش&zwnj;گفته است.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">قسم دوم نبردی است که در آن دشمنانی از کفار، اساس اسلام را مورد هجوم قرار می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;دهند یا قصد تسلط بر شهر، خانواده، راه و یا اموال مسلمین دارند. این جنگ بر آزاد و عبد، مرد و زن، سالم و مریض، کور و بینا و غیرایشان، در صورتی که نیاز بدان&zwnj;ها باشد، واجب است. نیازی به اذن امام و حضور وی نیز ندارد. این وجوب صرفاً برای مسلمانانی نیست که مورد هجوم دشمنان قرار گرفته&zwnj;اند، بلکه برای هر مسلمانی که از واقعه اطلاع یابد وجوب دارد...&raquo;<span><span dir="ltr"><span><span>[15]</span></span></span></span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">بر این اساس و در یک نگاه اولیه، دو ملاک برای هریک از جنگ&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها به دست می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آید: گسترش اسلام برای جهاد ابتدایی و دفاع از مسلمین برای جهاد دفاعی. اما در همین حال و با کمی دقت در متون آیاتی که پشتوانه&zwnj;ی اصلی وجوب جهاد ابتدایی هستند، درمی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;یابیم که در واقع این&zwnj;گونه جهادها نیز به&zwnj;نوبه&zwnj;ی خود ابتدایی&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. در برخی از آیات،&nbsp;که از مهم&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ترین مستندات این سنخ از جنگ&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها به&zwnj;شمار می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آیند، آیات مقید به وجود &laquo;فتنه&raquo; شده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;اند. پس نوعی از دفاع، در برابر حرکت تهاجمی خیزنده&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ای است که موجودیت اسلام را هدف قرار داده و جنگ را از جبهه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها به بستر جامعه کشانده است. در گروه دیگری از آیات نیز گرچه در نگاه نخست اطلاق و همه&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;گونگی از آن&zwnj;ها فهمیده می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شود، اما اندکی تأمل در شأن نزول آن&zwnj;ها و نیز دیگر مستندات قرآنی، فهمیده می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;شود که این نوع از جنگ&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;ها هم در دل خود نوعی دفاع از مرزهای امنیت فرهنگی و حیات فکری و اجتماعی را نهفته دارند. گذشته از همه&zwnj;ی این موارد، قریب به اتفاق فقها معتقدند که اساساً در عصر غیبت، اقدام به جنگ ابتدایی مشروع نیست. از این رو، می&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;توان گفت که در اسلام، اصل اولی بر دعوت مسالمت&zwnj;&zwnj;&zwnj;&zwnj;آمیز، چشم نپوشیدن از صلح، انعقاد پیمانهای طرفینی و هدایت دشمنان است و در موارد ضروری، دفاع از جان مردم، اعم از اینکه مسلمان باشند یا غیرمسلمانِ تحت حمایت اسلام و در عصر حاضر، مطابق آرای عموم فقها، وجهی برای آغازیدن جنگ با دیگران نیست.*</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><b>منابع</b></div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>1.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>مصباح یزدی، محمدتقی، جنگ و جهاد در قرآن، مرکز انتشارات مؤسسه&zwnj;ی آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپصدف، چاپدوم، قم، 1383.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>2.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>طریحى، فخرالدین، مجمع&zwnj;البحرین&rlm;، تحقیق: سید احمد حسینى، کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم، تهران، 1375.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>3.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>ابن&zwnj;منظور، محمدبن&zwnj;مکرم&rlm;، لسان&zwnj;العرب&rlm;، دار صادر، چاپ سوم&rlm;، 1414ق&rlm;، بیروت&rlm;.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>4.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>قرشى، سید على&zwnj;اکبر، قاموس قرآن&rlm;، چاپ ششم&rlm;، دارالکتب الإسلامیه، تهران&rlm;، 1371ش&rlm;.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>5.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>مصطفوى، حسن&rlm;، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم&rlm;، بنگاه ترجمه و نشر کتاب&rlm;، 1360ش&rlm;، تهران&rlm;.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>6.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>راغب اصفهانى، حسین&zwnj;بن&zwnj;محمد، المفردات فی غریب القرآن&rlm;، تحقیق: صفوان عدنان داودى&rlm;، چاپ اول&rlm;، دمشق بیروت&rlm;، دارالعلم الدار الشامیه، 1412ق&rlm;.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>7.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>محمد، محفوظ، الاسلام، الغرب و حوارالمستقبل، بیروت، المرکز الثقافی العربی، 1998.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>8.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>قاضی&shy;زاده، کاظم، &laquo;جنگ و صلح از دیدگاه قرآن&raquo;، فصلنامه&zwnj;ی علوم سیاسی، تابستان 1385،شماره&zwnj;ی 34.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span>9.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span>واثقی، محمدحسین، &laquo;حسن و قبح خشونت&raquo;، فصلنامه&zwnj;ی کتاب نقد، بهار و تابستان 1379، شماره&zwnj;ی 14 و 15.</div><div><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><div id="ftn1"><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><strong><span dir="ltr"><span><span><span>پی نوشت ها</span></span></span></span></strong></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[1]</span></span></span></span>. بقره، 278 و 279.</div></div><div id="ftn2"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[2]</span></span></span></span>. بقره، 217.</div></div><div id="ftn3"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[3]</span></span></span></span>. بقره، 30.</div></div><div id="ftn4"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[4]</span></span></span></span>. توبه، 41.</div></div><div id="ftn5"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span>[5]</span></span>. توبه، 29.</div></div><div id="ftn6"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span>[6]</span></span>. بقره، 193.</div></div><div id="ftn7"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span>[7]</span></span>. توبه، 73.</div></div><div id="ftn8"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[8]</span></span></span></span>. انبیاء، 107.</div></div><div id="ftn9"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[9]</span></span></span></span>. غاشیه، 21 و 22.</div></div><div id="ftn10"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[10]</span></span></span></span>. آل&zwnj;عمران، 159.</div></div><div id="ftn11"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[11]</span></span></span></span>. نحل، 89.</div></div><div id="ftn12"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[12]</span></span></span></span>. نهج&zwnj;البلاغه، حکمت 11.</div></div><div id="ftn13"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[13]</span></span></span></span>. امام خمینی، صحیفه&zwnj;ی نور، ج 19، ص 242.</div></div><div id="ftn14"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[14]</span></span></span></span>. همان، 73.</div></div><div id="ftn15"><div dir="rtl" style="text-align: justify"><span dir="ltr"><span><span><span>[15]</span></span></span></span> <span>. </span>الشیخ محمدحسن النجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 18 و 19.</div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: right"><div dir="rtl" style="text-align: justify">* حجت&zwnj;الاسلام محمدرضا برته/انتهای متن/</div></div></div></div><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><p style="text-align: justify"><span id="1416120816029E" style="display: none">&nbsp;</span><span id="1416120804081E" style="display: none">&nbsp;<span id="1416120896495E" style="display: none">&nbsp;</span></span></p>